برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
نكته قابل تأملي است كه در جلسات گذشته هم اشاره كرديم این بود كه حقيقت امتحان، امتحان به توحيد است. طريق اين امتحان هم امتحان به ولايت به وسیله خليفة الله است. كما اين كه ملائكه اين طوري امتحان به توحيد شدند. همه امتحان به خلفاي الهي، به امتحان به حضرات معصومين بر مي گردد چون خلافت مطلقه دارند. همه انبياء و مومنين كامل هم با اين امتحان، به كمال رسيدند. لذا فرمود ابراهيم خليل زياد صلوات فرستاد تا خليل الله شد. ان شاء الله خداي متعال همه ما را به درك حقيقت صلوات در همه شئون عبادات برساند. لذا اگر كسي بخواهد به صلوات كامل بفرستد، بايد همه زندگي اش بشود صلوات. باطن همه عبادات، صلوات است. اين صلوات است كه مبدأ طهارت است. باطن توبه چيست؟ باطن توبه هم صلوات است. لذا است كه صلوات كفاره گناهان است. «تلقي آدم من ربه كلمات فتاب» اين تلقي، همان صلوات است، همان تعظيم و درك عظمت است، چيز ديگري نيست. خداي متعال كلمات را القاء كرد، آدم(ع) هم عظمت اين كلمات را تلقي كرد؛ اين مي شود همان صلوات. لذا كفاره گناهان، همين است. طهارت، همه و همه به اين صلوات بر مي گردد.
يك حديث بخوانم عرضم را جمع كنم. در سفينة البحار، ماده حسب در باب «محاسبة النفس» از وجود مقدس رسول الله(ص) نقل مي كند که فرمودند «
أكيس الكيّسين من حاسب نفسه و عمل لما بعد الموت، و أحمق الحمقاء من أتبع نفسه هواه و تمنّى على اللّه الأماني
» زیرک ترین زیرک ها كسي كه محاسبه مي كند و با محاسبه به آخرت مي رسد و مي فهمد بايد براي بيشتر از دنيا كار كرد. احمق هم آن كسي است كه به اين محاسبه نمي پردازد و با پیروی از هوای نفس همه سرمايه اش را در دنيا هدر مي دهد. اين آدم، هر قدر هم بگويند زیرک است، احمق الحمقاء است. از وجود مقدس اميرالمومنين سوال كردند كه اين محاسبه، چگونه بايد اتفاق بيافتد؟ حضرت محاسبه را توضيح دادند فرمودند هر شب بشينيد حساب و كتاب خودتان را برسيد، ببينيد كارهاي خوب كرديد يا كارهاي بد. حضرت توضيح دادند خوبي ها چه چيزهايي هستند كه در این حديث نوراني عمده کارهای خیر به خدمت به مومنين بر مي گردد. فرمودند اگر خیرانجام داديد، خدا را شكر كنيد. و اگر بدي انجام داديد، چند كار كنيد. «
و إن ذكر معصية أو تقصيرا استغفر اللّه (عزّ و جلّ) و عزم على ترك معاودته و محا ذلك عن نفسه بتجديد الصلاة على محمّد و آله الطيبين، و عرض بيعة أمير المؤمنين عليه السّلام على نفسه و قبولها، و إعادة لعن شانئيه و أعدائه و دافعيه عن حقوقه
»(23) اول، استغفار كنيد و بعد از اراده بر عدم بازگشت به گناه اين سه کار را انجام دهید که مقصودم از ذکر روایت در این قسمت بود. فرمودند «عهدتان با اميرالمومنين» را تجديد كنيد يعني گناه، خروج از عهد است. «صلوات» و «لعن» تان را تجديد كنيد. تا خدا قبول تان كند.
يعني ما در سرشتمان يك صلواتي داريم. آن صلواتي كه فرستاديم و سرشت ما نوراني شد، همان است كه «
وَ أَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْناهُمْ ماءً غَدَقا
»(جن/16) اگر در آن عالم استقامت مي كردند، گِلشان را با آب فرات و حقيقت ولايت عجين مي كرديم. صلواتي است كه خدا بر سرشت انسان جاري كرد همین است. صلوات ما ولايتي است كه در سرشت ما جاري شد. ما صلواتي فرستاديم، خداي متعال هم به عنوان مزد، سرشت ما را با صلوات نوراني كرد. گناه، خروج از اين صلوات است، خروج از عهد و خروج از لعن است. لذا در هر گناهي بايد هر سه تجديد بشود.
بنابراين صلوات، مراتبي دارد. يك مرتبه صلواتي است كه در سرشت انسان جاري است، یک مرتبه هم صلواتي است كه در اعمال بايد جاري بشود. همه زندگي ما بايد صلوات بشود. لذا كسي كه نماز مي خواند، صلوات فرستاده است چون همان صلواتِ فطرت و همان تعظيم نبي اكرم است. صلوات چيست؟ «
صلّوا عليه و سلموا تسليماً
» صلوات همان جاری کردن تسلیم است. اگر کسی دروغ گفت، از دايره تسليم خارج شده است. وقتي از دايره تسليم و دايره صلوات خارج شد بايد صلواتش را تجديد كند. گناه، خروج از مقام صلوات و مقام تسليم و تعظيم و خروج از مقام سجده است. و عبادت، ادامه صلوات و تسليم و سجده است. لذا اگر كسي گناه كرد، از صلوات خارج شده، به محيط ولايت باطل ورود یافته است و اين ورود، با لعن و صلوات برداشته مي شود. اين همان است كه «
فَتَلَقّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ فَتابَ عليه
». توبه با صلوات است، با تلقي و اقرار به مقامات است. توبه بازگشت به عهد صلوات و اقرار است.
اين را با يك بيان ديگر بگويم تا همه به وضوح از شما قبول كنند. مگر حقيقت توبه بازگشت به اقرار به عظمت خداي متعال نيست؟! مگر گناه، خروج از تعظيم نسبت به خداي متعال نيست ؟! توبه اش به چيست؟ بازگشت به سجده ، تعظيم، تواضع. گناه خروج از تواضع، و توبه بازگشت به تواضع است. طريق تواضع چيست؟ تولي به ولايت، تسليم بودن، صلوات و تعظيم. لذا بازگشت به توبه، از طريق تعظيم عبور مي كند. تا گناه کار تعظيم نكند، توبه اش قبول نخواهد شد. لذا وقتی ابليس خواست توبه کندعرض كرد چه كنم؟ فرمودند برو بر قبر آدم سجده كن. تا اين تواضع را نكني، توبه واقع نمي شود. طريق همه توبه ها، تعظيم خداي متعال و تعظيم خليفة الله است. لذا صلوات «كفارةً لذنوبنا» مي شود. اين هم تقرير ديگرِ اين فراز نوراني است.
از آن طرف القاء مي شود، از اين طرف بايد تلقي بشود. اين همان تحمل ولايت است كه خيلي سخت است. معصومین(ع) معرفتي دارند، آنها تحملي نسبت به ولايت خداي متعال دارند كه احدي آن تحمل را قادر نیست، آن تحمل مال خودشان است. ما مي توانيم نازله ولايت خداي متعال را تحمل كنيم. يعني آن ولايتي كه از طريق معصوم، نازل مي شود. كامل آن مرتبه نازل شده را ابراهيم خليل درك و شيعيان كُمَّل درك مي كنند. آن سرّ به اندازه اي كه ما دعا و التماس و التجاء و عمل كنيم به ما داده مي شود. همه خيرات هم در همان است. به اندازه اي كه درِ آن حقيقت به روي كسي گشوده مي شود، به حقيقت مي رسد، هيچ خبر ديگري نيست. «
إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَوْ شَاءَ لَعَرَّفَ الْعِبَادَ نَفْسَهُ وَ لَكِنْ جَعَلَنَا أَبْوَابَهُ وَ صِرَاطَهُ وَ سَبِيلَهُ وَ الْوَجْهَ الَّذِي يُؤْتَى مِنْه
»(24) امام رضا(ع) در زيارت جامعه صغيره فرمود «
مَنْ عَرَفَهُمْ فَقَدْ عَرَفَ اللَّهَ وَ مَنْ جَهِلَهُمْ فَقَدْ جَهِلَ اللَّه
»(25) در جامعه کبیره هم می خوانیم: «مَنْ أَتَاكُمْ نَجَا وَ مَنْ لَمْ يَأْتِكُمْ هَلَكَ» و «
مَنْ أَطَاعَكُمْ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ وَ مَنْ عَصَاكُمْ فَقَدْ عَصَى اللَّهَ وَ مَنْ أَحَبَّكُمْ فَقَدْ أَحَبَّ اللَّهَ وَ مَنْ أَبْغَضَكُمْ فَقَدْ أَبْغَضَ اللَّه
» اين همان مطلبی است كه ديگران مي خواهند حذفش كنند. شيطان هم مي خواست حذفش كند. شيطان مي خواست بدون ولايت به توحيد برسد. گفتند راهي نيست! و چون جنت، دار ولايت است گفتند از بهشت هم بيرون برويد. لذا به اندازه سجده تعظيم در مقابل اميرالمومنين، انسان به درجات بهشت مي رسد. درجات بهشت، درجات ولايت آنها است «هم درجات للمؤمنين»(26) لذا به ميزان تعظيم ولايت، انسان به درجات بهشت مي رسد. شيطان مي خواست در بهشت باشد، تعظيم هم نكند؛ گفتند بيرون بروید. مي خواست با استكبار در درجات بهشت بماند؛ ولی نمي شود. خدا ان شاءالله قلوب همه ما را به نور صلوات، بيش از پيش نوراني كند به بركت صلوات بر محمد و آل محمد. اللهم صلي علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
(1) الأمالي( للصدوق)، النص، ص: 47
(2) الكافي (ط – الإسلامية)، ج4، ص: 570
(3) مفاتیح الجنان، زیارت جامعه کبیره
(4) عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج2، ص: 129
(5) التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري عليه السلام، ص: 533
(6) علل الشرایع، ج1، ص34
(7) الخصال، ج1، ص: 305
(8) عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج1، ص306
(9) بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم، ج1، ص: 70
(10) دعائم الاسلام، ج1، ص 13
(11) بحار الأنوار (ط – بيروت)، ج15، ص: 10
(12) نهج البلاغه، خطبه قاصعه
(13) بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم، ج1، ص531
(14) الكافي (ط – الإسلامية)، ج1، ص10
(15) الكافي (ط – الإسلامية)، ج8، ص 242
(16) بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم، ج1، ص 26
(17) من لایحضره الفقیه، ج2، ص532
(18) الكافي (ط – الإسلامية)، ج1، ص207
(19) الكافي (ط – الإسلامية)، ج2، ص: 493
(20) الكافي (ط – الإسلامية)، ج1، ص: 194
(21) المصباح للكفعمي (جنة الأمان الواقية)، ص: 20
(22) بحار الأنوار (ط – بيروت)، ج24، ص: 303
(23) التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري عليه السلام، ص: 39
(24) الكافي (ط – الإسلامية)، ج1، ص 184
(25) الكافي (ط – الإسلامية)، ج4، ص579
(26) الكافي (ط – الإسلامية)، ج1، ص: 430