برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
اگر بخواهيم اين بحث را به شكلي عميق پي گيري كنيم، با يك سلسله مباحث بنيادين مواجه مي شويم كه آنها نيز در حد خود نياز به بحث و بررسي دارند. يكي از آن ها، بحث جامعه است. در رابطه با جامعه اين سؤال جدي مطرح است كه آيا واقعاً جامعه داراي وجود و پيكره حقيقي است، يا داراي وحدتي اعتباري بوده است؟ يعني وحدت آن از اعتبار بين افراد حاصل مي شود. اگر جامعه را اعتباري بدانيم، طبيعي است كه بحث از نظام هماهنگ انديشه درجامعه و هم چنين يك نظام فرهنگي، جايي ندارد؛ يعني اگر در جامعه شناسي ما، جامعه از حقيقت و اصالت برخوردار نباشد، طبيعتاً بحث از نظام فكري اجتماعي بي معنا خواهد بود؛ ولي چنانچه ما براي جامعه وحدت و انسجام حقيقي قايل شويم و بپذيريم كه جامعه، علاوه بر افراد، تركيب حقيقي نيز دارد و واقعيتي است كه يكي از ابعاد آن فرهنگ است، آن وقت اين سؤال مطرح مي شود كه آيا فرهنگ اجتماعي بايد از يك نظام و انسجام واحدي برخوردار باشد يا اينكه فرهنگ جامعه را مي توان فرهنگ بخشي دانست و هر حوزه را مستقل از ساير حوزه ها تلقي كرد؟ فرض كنيد بخشي از فرهنگ يك جامعه مربوط به معارف ديني است، كما اينكه بخشي از تفكرات و فرهنگ جامعه، فرهنگ تخصصي و فرهنگ علوم است كه در اين فرض مي تواند مستقل از فرهنگ معارف ديني شكل گيرد. هم چنين با اين بيان، ساير عرصه هاي فرهنگي كه در يك جامعه وجود دارند، مي توانند جداي از همديگر و به صورت جزيره هاي مستقلي باشند و با يكديگر هيچ تعاملي برقرار نكنند.
بنابراين وقتي بحث مي كنيم كه براي جامعه، يك نظام فكري منسجم لازم است و بايد يك نظام فرهنگي واحد، هماهنگ و همسان در جامعه به وجود آيد؛ فرض ما اين است كه جامعه داراي يك واقعيت و حقيقت مشخص است. لذا پس از اذعان به پيش فرض حاضر، اين سؤال مطرح مي شود كه آيا جامعه اي كه داراي يك وحدت حقيقي است، مي تواند داراي فرهنگ بخشي باشد؛ به طوري كه بخش هاي مختلف آن، ارتباط و تعاملي با هم ديگر نداشته باشند و هماهنگي و وحدت روشي ميان آنها ملاحظه نشود يا اينكه لازم است بخش هاي مختلف تفكرات اجتماعي به سمت وحدت و هماهنگي حركت كنند؟
طبيعتاً درباره فرد نيز اين سؤال قابل طرح است كه آيا ممكن است ابعاد مختلف اطلاعات و دانش هاي يك فرد، از هم جدا شوند و ارتباط و پيوند بين آنها ديده نشود و تعامل بين آنها برقرار نگردد؟ اين سؤال جايگاه بسيار مهمي در بحث دارد.