برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
سرآغاز پيدايش اين انديشه (هماهنگي حداكثري علوم) از رنسانس و بخصوص پس از پيدايش نظريه نسبيت است. تا وقتي كه انديشة انتزاعي، حاكم است و فرهنگ حاكم بر پژوهش و تحقيق، فرهنگِ انتزاع مي باشد و ذات امور را نسبت به هم منفصل مي بيند، طبيعي است كه ملاحظه ارتباط بين آنها به صورت يك نظام هماهنگ ميسر نمي شود. از وقتي كه انديشه نسبيت شكل گرفته است، اشياء به صورت موضوعات به هم مرتبط ـ كه روابط و ارتباطات آنها، نسبيت آنها را تعريف مي كند ـ شناخته شده اند و انسجام و ارتباط بين امور به طور دقيق مورد ملاحظه قرار گرفته، سپس به سمت قاعده مند كردن آن ارتباط، حركت شده است تا جايي كه جامعه بشري توسعه هماهنگ و پايدار را دنبال مي كند.