نسخه آزمایشی
پنج شنبه, 07 بهمن 1400 - Thu, 27 Jan 2022

گفتگو در سیما شب شهادت امام حسن عسگری(ع) / اقدام امام(ع) در راه قرب و بندگی؛ انتهای نگاه امام ظهور توحید

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی حضرت حجت الاسلام و المسلمین میرباقری؛ ایشان در شام شهادت امام حسن عسگری علیه السلام – 10 دیماه 93- در گفتگویی زنده در شبکه سوم سیما حاضر شده و در کارگاه ساخت ضریح امامین عسگرین(ع) بحثی در باب فعل و تدبیر ائمه؛ خصوصا امام حسن عسگری(ع) ارائه کردند.

ایشان در ابتدای جلسه که مصادف با ایام اربعین حسینی بوده است نکاتی را در باب پیاده روی و جریانی که در سرزمین عراق دیده می شود بیان کردند که اصل مسئله در این مسئله تجلی روح امام و اخلاق ائمه در میان شیعیان است که گوشه ای از فضای عصر ظهور ائمه است.

در ادامه مجری برنامه سخن از ساحت های ولایت حضرات معصومین(ع) به میان آورده و از ایشان توضیحی در این مورد خواسته است. استاد در توضیح سوال بیان می کنند که شئون اهل بیت مختلف است. ولایت حضرات معصومین از جهت معنوی سیر دادن به سمت توحید است که البته این پدیده نیازمند این است که شخص امام عبد و در اوج اخلاص هم باشد. امام باید عبد مطلق و مستغرق در معرفت الهی باشد که این مقام از آن اهل بیت علیهم السلام است. معرفتی که با معرفت قرآنی یکی است و لذا کل معارف قرآن هم در سینه آنهاست. در حدیثی حضرت می فرمایند: قرآن سه قسم است و قسمی از آن فقط در سینه امین الهی و  راسخون فی العلم است. امام کسی است که علم و نور و... الهی در اختیارش است و البته همه این برای شفاعت و دستگیری و هدایت است. و نیز امام محبت را باید تام و تمام داشته باشند. تا ما را به دارالبقاء ببرد که دار توحید است. این شفاعت و دستگیری و رهبری معنوی واضح است و خیلی ها قبول دارند...

ایشان در ادامه با اشاره به ولایت ائمه در ساحت اجتماعی اشاره می کنند که: اما جنبه دیگری که مهم است که آیا آنها مدیریت شئون اجتماعی ما را هم دارند و سیاست و تدبیر و معیشت ما هم دست امام است یا خیر؟! بعضی گفته اند خیر. بعضی گفته اند بله ولی ایندو هدایت را از هم جدا کرده اند که ماده و معنا را جدا مدیریت می کنند. اما نظر دیگر این است که ایندو جدا نیست و هردو مدیریت قرب است. این تلقی که ما نیاز به زندگی مادی داریم و نیاز به قرب هم داریم غلط است. ما با فقرمان به خدا نزدیک می شویم. ما از خدا می گیریم و به او پس می دهیم و در این فرآیند به قرب می شویم. اینها همه بستر قرب است. یعنی همه دستگاه برآورده شدن نیازهای ما بستر بندگی می شود. زندگی آهنگ بندگی می یابد. ما را اینگونه خلق نکرده اند که تعارض در دو ساحت داشته باشیم. لذا مسئله به نحوی است که ایندو ساحت موضوع وادی بندگی و توحید است؛ مانند بهشت که هیچ چیزی مانع از قرب نیست..

جناب میرباقری؛ رئیس فرهنگستان علوم اسلامی قم در ادامه بحث با بیان این سوال که اما چطور انسان به این نقطه می رسد؟ اشاره کردند که: این بحث در آیه نور توضیح داده شده است که نور خدا در یک خانه هایی است که اذن به ذکر و رفعت در آنجاست. که فرمود: «اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ  مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَوةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ  الْمِصْبَاحُ فىِ زُجَاجَةٍ  الزُّجَاجَةُ كَأَنهََّا كَوْكَبٌ دُرِّىٌّ يُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُّبَارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لَّا شَرْقِيَّةٍ وَ لَا غَرْبِيَّةٍ يَكاَدُ زَيْتهَُا يُضىِ‏ءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ  نُّورٌ عَلىَ‏ نُورٍ  يهَْدِى اللَّهُ لِنُورِهِ مَن يَشَاءُ  وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَ اللَّهُ بِكلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ عَلِيمٌ * فىِ بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَ الاَْصَالِ * رِجَالٌ لَّا تُلْهِيهِمْ تجَِرَةٌ وَ لَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَ إِقَامِ الصَّلَوةِ وَ إِيتَاءِ الزَّكَوةِ  يخََافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصَرُ»(نور/35-38) که بیوت ائمه هم سرآمد این خانه هاست است. کسی که وارد این وادی شد، به جایی می رسد که تسبیح همیشگی دارد و تجارت و بیع مانع بندگی آنها نیست. و امور معیشت و... هم شأنی از این بندگی است.

ایشان ادامه دادند که نکته این توسعه تقرب هم در این است که خود حضرات معصومین(ع) کلمه ذکر هستند و وادی آنها وادی ذکر است. پس اینکه در زیارت نامه داریم که آنها «ساسة العباد» هستند یعنی بندگان را در وادی بندگی، رهبری می کنند و سیاست گذاری می کنند و آنها را به وادی ذکر می رسانند دست بندگان خدا را به رسول الله(ص) می رسانند. وادی ذکر و رسول(ص) وادی ذکر است و غفلتی نیست که در آنجا همه زندگی عبادت است. حتی خواب اینها هم ذکر است و قلب آنها ذاکر است که می فرماید: «كانُوا قَليلاً مِنَ اللَّيْلِ ما يَهْجَعُونَ‏»(ذاریات/17) بیرون وادی ولایت حضرت هم اصلا ذکر نیست ولو فرد در حال نماز باشد. حتی مسجد هم بیرون وادی ولایت ائمه، مسجد ضرار خواهد بود. ولی در وادی ولایت حضرات معصومین(ع) بازارش هم مسجد است که فرمود: «الَّذينَ هُمْ عَلى‏ صَلاتِهِمْ دائِمُون»(معارج/23) یعنی آنها سیاست گذاری شان در وادی بیرون و درون انسان است و همه کارشان در موضوع قرب و بندگی است.

جناب استاد میرباقری در ادامه سوال مجری که بیان می کند که درگیری و مبارزه سپاه خدا و شیطان از ابتدا بوده و در روند زندگانی معصومین(ع) بسیار پیچیده هم می شده است و در دوره امام حسن عسگری(ع) چطور بوده است؛ اشاره می کنند که همانطور ذکر شد یک درگیری همه جانبه است و اولیاء خدا می خواهند ما را به صفات عقل مجهز کنند و رنگ خدایی بگیریم که قرآن می فرماید: «صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَة»(بقره/138) و از طرفی هم اولیاء طاغوت هستند که می خواهد بیماری مسری خودشان که استکبار است به ما منتقل کنند. و در همه حوزه ها هم وارد خواهد شد؛ معنویت، معیشت و فرهنگ و اقتصاد و... فرعون ها در مقابل انبیاء هیچ حوزه های را رها نمی کنند و ربوبیت خود را می خواهند جاری کنند. پس درگیری مقابل حضرت بسیار پیچیده است و تاریخی فکر می کنند.

برای نمونه تدبیرهای ابلیس است که حتی از ابتدای خلقت امام(ع) دارد و بدنبال سنگ انداختن مقابل امام است. و یا داریم که بعد از تولد رسول الله(ص) متوجه شد که دربهای آسمان بسته شده است. رصد کرد و دید که در مکه رفت و آمد ملائکه زیاد شده است. گفتگویی با جبرئیل می کند که مفاد آن این است که در امت این رسول(ص) امکان نفوذ دارد. اینها پیچیدگی و عمق کار آنهاست.

اما باید توجه کرد با همه این پیچیدگی در کفر و شرح صدری کافرانه که دارند، امام در طرح دشمن قرار نمی گیرد و امام آنها را در طرح خود قرار می دهد. امام بر عالم مشرف است. نکته بعد اینکه بدانید امامی را در تحلیل دارید می بینید کسی است که آخر زیارت جامعه بعد از آنهمه تعابیر بلند، می گویید «موالی لااحصی ثنائکم و...» پس اگر مستشرق می آید و به تحلیل فعل امام می نشیند، چیزی دستگیرش نمی شود. فعل امام مانند کتاب خداست که اگر کسی مومنانه وارد شد به چیزی خواهد رسید. کافر اگر وارد قرآن هم بشود چیزی گیرش نمی آید و بلکه به اضلال می رسد. پس به اندازه ای که ما به بیانات خود حضرات نزدیک شویم و تسلیم امر آنها باشیم، قدری از کار آنها را می توانیم دریابیم.

ایشان در راستای بحث درگیری حق و باطل و مسئله هدایت گری حضرات معصومین خصوصا ائمه آخری برای رفتن به سمت جریان غیبت و ظهور اشاره می کنند که بعد از واقعه عاشورا تا زمان امام صادق(ع) یک نهضت معرفتی داریم که جامعه شیعه به بلوغ خاصی می رسد و مکتب شکل می گیرد. در دوره بعدی ظرفیت فهم از امامت و ولایت اوج می گیرد و حالا امام خردسال در جامعه شیعه وجود دارد و این مدیریت و رشد، کار ائمه است. با همه طرح ها و گرفتاری ها و فرقه سازی ها مقابل ائمه، حضرات کار را به جایی می رسانند که چنین بلوغی ایجاد می شود و فرقه سازی هم دیگر جایی ندارد که بعد از امام رضا(ع) ما یک وحدت خاصی در شیعه مشاهده می کنیم.

در ادامه جریان اگر امامت بخواهد به غیبت برود و کار ادامه پیدا کند باز باید یک گام رشد رخ دهد. در زمان ائمه پایانی دیگر دیدن امام در دسترس نیست. در همین دوره است که جریان وکلاء امام بسیار عمق پیدا می کند و بسیاری از شئون و نیازهای شیعه با همین سیستم برطرف می شود. مدیریت این شبکه به نحوی است که اگر امام هم نباشد کار را جلو ببرد.

در دوره غیبت هم که فضا بسیار خاص است. این دوره ای است که امام مشغول به کار است لکن کاری که برای ما قابل فهم نیست الا به مقدار اندکی. و روایات تشبیه کرده است به امر حضرت خضر(ع) و موسی(ع) که بعد از مدتی اسرار آن فاش خواهد شد که البته هم برای ما و هم برای امام آزمایش و ابتلاء سنگینی است. پس صحنه های عظیمی در کار خواهد بود تا ظهور برسد که این مقدمه آن امر عظیم است.

ایشان در پایان گفتگوی خود بیان کردند که عصر ظهور، زمان ظهور همه دین است. این آزمایش دوره ولایت است که اگر آزمایش بدرستی به انجام رسید وارد بیت النبوة می شویم که این باب حطه و ریزش همه رحمت هاست که فرمود: «وَ ادْخُلُوا الْبابَ سُجَّداً وَ قُولُوا حِطَّةٌ نَغْفِرْ لَكُمْ خَطاياكُمْ وَ سَنَزيدُ الْمُحْسِنينَ»(بقره/58) و ولایت آن امری است که ابتلاء ماست که فرمود: «و الباب المبتلی به الناس» پس ما با این معرفت به ولایت و خضوع در مقابل آن است که به توحید می رسیم و البته در روایات ما آثار و فضائل بسیاری برای منتظران این دوره برشمرده شده است. این دوره غیبت دوره به کمال رسیدن به این حقیقت است تا ظهور رخ دهد. لذا اقدامات ائمه آخرین ما – امام هادی(ع) و امام حسن عسگری(ع) – برای رسیدن و آمادگی این دوران بوده است و دورنمای این سیاست، ظهور و توسعه و محقق شدن جریان توحید و ولایت بوده است.