مقام والای حضرت فاطمۀ معصومه (سلام الله علیها) و ثواب زیارت ایشان
متن زیر سخنرانی آیتالله میرباقری در تاریخ ۶ فروردین ۱۳۸۹ است که در مؤسسه امام خمینی (قم) برگزار شده است.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین. اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاً وقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طَویلاً.
۱. خصوصیات متمایز زیارت حضرت معصومه (س)، در بین امامزادگان
بر اساس بعضی از نقلها، امروز با سالگرد رحلت یا شهادت کریمۀ اهل بیت، وجود مقدس فاطمۀ معصومه (س) مصادف است. بعد از اینکه وجود مقدس ثامن الحجج، علی بن موسی الرضا (ع) از مدینه به مرو هجرت فرمودند، امامزادههای جلیلالقدر و بزرگوار و در محور آنها وجود مقدس فاطمۀ معصومه (س) هم به سمت ایران هجرت کردند و در مسیر این وجود مقدس، در قم رحلت فرمودند. حرم ایشان در قم، مرکز نزول خیرات و برکات برای همۀ مؤمنین و شیعیان و دوستان اهل بیت شده [است.]
بعضی فرمودهاند که این وجود مقدس، به قصد زیارت امام رضا (ع) میآمدند و در ساوه بیمار شدند؛ بعد فرمودند مرا به قم ببرید. سپس در اینجا رحلت فرمودند. این بیان دقیقی نیست. عظمت شخصیتهای بزرگواری مثل این وجود مقدس و نورانی، بیش از این است که از کار غافل باشند و نقشۀ راه و کار را ندانند. این [هجرت،] مأموریتی بود که این وجود مقدس به دوش میکشیدند. [ایشان] پذیرفته بودند که در اینجا اقامت کنند و حرم مطهر ایشان مرکز نزول خیرات برای عوام و خواص باشد.
این وجود مقدس، کرامتها و خصوصیتهای فراوانی دارند. من در این فرصت به بعضی از این کرامتها اشاره میکنم. در بین امامزادههای بزرگوار، [فقط] چند نفر هستند که هم زیارت مخصوصی داشته باشند که از معصوم وارد شده باشد و هم شیعیان را به زیارت ایشان تحریص و دعوت کرده باشند. برای این وجود مقدس، زیارتنامۀ مخصوصی است که همۀ شما خواندهاید. این زیارت از امام رضا (ع) نقل شده. در روایات متعددی هم ائمه علیهم السلام، امام صادق (ع)، امام رضا (ع) و امام جواد (ع) به زیارت ایشان دعوت کردهاند.
مرحوم ابنقولویه [کتابی به نام] کامل الزیارات [دارند.] کامل الزیارات از قدیمیترین و معتبرترین کتب روایی شیعه است که نویسندۀ این کتاب، از اساتید شیخ مفید است؛ کتاب بسیار معتبری است. [این کتاب] روایات متعددی را در فضیلت زیارت فاطمۀ معصومه (س) نقل کرده است. از امام رضا (ع) نقل میکند: «مَنْ زَارَهَا فَلَهُ الْجَنَّةُ»؛[۱] اگر کسی این وجود مقدس را زیارت بکند، پاداشی که در مقابل این زیارت به او داده میشود این است که به جنت الهی و بهشت راه پیدا میکند.
عین همین مضمون با کمی اختلاف از امام جواد (ع) نقل شده. این تعبیر از ایشان است: «مَنْ زَارَ عَمَّتِي بِقُمَ فَلَهُ الْجَنَّةُ»؛[۲] کسی که عمۀ بزرگوار من را در قم زیارت بکند، پاداشی که خدای متعال به او میدهد جنت و بهشت است. از امام صادق (ع) هم در یک روایت طولانی که در فضیلت قم و اهل قم است نقل شده که از نسل من، بانوی بزرگواری به نام فاطمه در قم دفن میشود. اگر کسی او را زیارت بکند، بهشت بر او واجب میشود.
قاضی نورالله شوشتری در مجالس المؤمنین روایتی از امام صادق (ع) نقل میکنند که حضرت فرمودند تمام شیعیان ما به شفاعت ایشان وارد بهشت میشوند. چنین مقام و شأنی را برای ایشان در این حدیث نورانی نقل شده است. همۀ شیعیان ما به شفاعت ایشان وارد بهشت میشوند. روایت دیگری هم هست که در آن روایت، همین زیارتی که شما میخوانید وارد شده. امام رضا (ع) در آن روایت این تعبیر را دارند: «مَنْ زَارَهَا عَارِفاً بِحَقِّهَا فَلَهُ الْجَنَّة».[۳] اگر کسی ایشان را با عرفان به حق ایشان زیارت بکند، بهشت بر او لازم و واجب میشود.
۲. زیارت حضرت معصومه (س) و ثواب بهشت
۱ـ۲. حقیقت صلوات، تواضع و اقرار به مقامات معصومین (علیهم السلام)
اول باید این را توضیح بدهیم که یعنی چه که مقام زیارت شخصیتی مقامی باشد که اگر کسی به آن زیارت برسد و ایشان را زیارت کند اهل بهشت میشود. در روایات متعددی آمده که بهشت در مقابل توحید است؛ اگر کسی به مقام توحید برسد، اهل بهشت است؛ «التَّوْحِيدُ ثَمَنُ الْجَنَّةِ»؛[۴] قیمت بهشت توحید است. اگر کسی موحد نباشد و مشرک باشد، به بهشت راه پیدا نمیکند. فقط آنهایی که مقام توحید را درک میکنند، اهل بهشت هستند. چگونه میشود که زیارت یک شخصیت بزرگوار، موجب بشود که بهشت بر انسان واجب بشود و با زیارت او انسان اهل بهشت بشود؟ [چگونه میشود که] اگر کسی او را بشناسد و با درک حق و مقام او، او را زیارت کند اهل بهشت بشود؟
در زیارت جامعۀ کبیره این تعبیر نورانی را دیدهاید: «وَ جَعَلَ صَلَوَاتِنَا عَلَيْكُمْ وَ مَا خَصَّنَا بِهِ مِنْ وَلَايَتِكُمْ طِيباً لِخَلْقِنَا وَ طَهَارَةً لِأَنْفُسِنَا وَ تَزْكِيَةً لَنَا وَ كَفَّارَةً لِذُنُوبِنَا»؛ صلوات بر معصومین و ولایت آنها، موجب پاکی و طهارت خلق، طینت و نفس انسان و موجب رشد و نمو انسان و کفارۀ همۀ گناهان انسان است. بزرگان توضیح دادهاند که چگونه صلوات بر معصومین این آثار و برکات را دارد.
از امام رضا (ع) نقل شده: «مَنْ لَمْ يَقْدِرْ عَلَى مَا يُكَفِّرُ بِهِ ذُنُوبَهُ فَلْيُكْثِرْ مِنَ الصَّلَوَاتِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ»؛[۵] اگر کسی نمیتواند کاری بکند که کفارۀ گناهانش باشد، بر پیامبر و آل او زیاد صلوات بفرستد. «فَإِنَّهَا تَهْدِمُ الذُّنُوبَ هَدْماً»؛ بهخاطر اینکه فرستادن فراوان صلوات، همۀ گناهان انسان را هدم و نابود میکند.
دستور دادهاند که اگر آدم گناهی کرد، بلافاصله آن گناه را با استغفار و با یک عمل خیر تدارک بکند و نگذارد که گناه روی گناه جمع بشود. چون اگر گناهها روی هم جمع بشود، قساوت قلب و سختی قلب میآورد؛ آن رقت قلب و تأثر و تأثیرپذیری قلب از مواعظ الهی از بین میرود. حالا حضرت فرمود اگر شما میتوانید کاری بکنید که تدارک گناهها باشد انجام بدهید؛ [اما] اگر کسی نمیتواند این کار را انجام بدهد، زیاد صلوات بفرستد. فرستادن زیاد صلوات، همۀ گناهان انسان را هدم میکند و ذنوب و آلودگیهای انسان را پاک میکند.
بزرگان توضیح دادهاند چگونه صلوات انسان را بهشتی میکند، گناهان انسان را پاک میکند و در انسان طهارت ایجاد میکند. فرمودهاند در روایات توضیح داده شده که حقیقت و باطن صلوات ما بر معصومین، تواضع در مقابل آنها و اقرار نسبت به مقامات ائمۀ هدات معصومین است. تواضع و خشوع در مقابل معصوم، باطن صلوات است. این عامل طهارت روح انسان است. پس حقیقت صلوات، تواضع در مقابل نبیاکرم (ص) و اهلبیت ایشان و اقرار به طهارت، پاکی، مقامات معنوی و تقرب ایشان به خدای متعال است.
۲ـ۲. صلوات و تواضع در مقابل معصومین (علیهم السلام)، عین سجده بر خدای متعال
در روایات [دیگر نیز] دارد که صلوات خدای متعال بر حضرت این است که او را از همۀ نقایص پاک کرده و صلوات شما این است که به این مقامات اقرار بکنید و یقین داشته باشید که ایشان پاک، مطهر و معصوم هستند و هیچ عیب و نقصی در ایشان نیست. این تواضع، این خشوع، این اقرار به عظمت معصوم، این کوچکی کردن در مقابل معصوم و قبول کردن شئون و مقامات ایشان، عین سجده در مقابل خدای متعال است.
روایتی در احتجاج آمده است که به امیرالمؤمنین (ع) عرض شد که در فرمایشات شماست که پیغمبر ما از همۀ انبیاء گذشته برتر بوده و سرآمد همۀ آنها بوده. در قرآن و کتب آسمانی دیگر هم آمده است که همۀ ملائکه در مقابل آدم سجده کردند؛ «وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا»؛[۶] همه سجده کردند؛ جبرئیل، میکائیل، اسرافیل و همۀ جنود ملائکه سجده کردند. خدا در مقابل این مقام، چه چیزی به پیامبر شما عنایت کرده؟ حضرت فرمودند این درست است که همۀ ملائکه سجده کردند، [اما] این سجدهای که ملائکه در مقابل آدم کردند، برای بندگی آدم نبود، [بلکه] پرستش و بندگی خدای متعال بود. طریق این پرستش، تواضع در مقابل خلیفة الله و در مقابل جناب آدم بود. ملائکه از طریق تعظیم به آدم و تواضع در مقابل او و اقرار به عظمت او، خدا را عبادت کردند.
بعد حضرت توضیح دادند که اگر ملائکه یک بار این کار را نسبت به جناب آدم انجام دادند، در مقابل نبیاکرم (ص) مکرراً تواضع و خشوعی میکنند که بالاتر از آن سجده است. سپس فرمودند نکته این است که خدای متعال در عالم جبروت که بالاتر از عالم ملائکه است، خودش بر این وجود مقدس صلوات فرستاده؛ خدای متعال و ملائکه، همه مستمراً بر او صلوات میفرستند؛ «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ».[۷] «يُصَلُّونَ» فعل مضارع است و دلالت بر استمرار و دوام میکند؛ یعنی دائماً صلوات میفرستند. بعد خدای متعال دستور داده که همۀ مؤمنین هم باید این کار را بکنند؛ «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْليما».
از این روایت نورانی استفاده میشود که تعظیم و تواضعی که ملائکه در صلوات بر حضرت، نسبت به حضرت میکنند، جایگزین همان سجدهای است که در مقابل آدم کردند. همانگونه که آن سجده در مقابل آدم در واقع بندگی خدا و عبادت خدا بود، [این صلوات هم در واقع بندگی خداست.] به تعبیر امیرالمؤمنین (ع) در خطبۀ قاصعه، با این سجده در مقابل آدم، خودیت، تکبر و استکبار در مقابل خدای متعال در ملائکه ریشهکن شد و از آنها دور شد.
۳ـ۲. تواضع در مقابل معصومین (علیهم السلام) موجب طهارت نفس و رسیدن به بهشت
انسان با صلوات، تواضع و خشوع در مقابل معصوم، در واقع در مقابل خدا سجده میکند. اقرار به عظمت معصوم و صلوات فرستادن، در واقع اقرار به توحید و بندگی خدای متعال است. این است که عامل طهارت و پاکی انسان و کفارۀ گناهان انسان میشود. تدارک گناه انسان و خروج از بندگی خدا به این است که [انسان] در مقابل خدای متعال سجده کند، تواضع کند، کوچکی بکند و خشوع کند.
باطن صلوات، همان سجده در مقابل خدای متعال است. [صلوات] مثل سجدۀ ملائکه در مقابل آدم است که آدم را نمیپرستیدند و با این تواضع، در مقابل خدای متعال و در مقابل عزت و کبریای الهی خشوع میکردند. صلوات در مقابل معصوم هم همینگونه است. [بهخاطر] این است که اگر کسی حقیقت صلوات را درک بکند، به مقام توحید و بندگی میرسد، همۀ گناهانش پاک میشود، به مقام طهارت نفس میرسد و نفسش از آلودگی شرک و گناه پاک میشود.
زیارت هم همینگونه است. اینکه زیارت موجب طهارت و پاکی انسان میشود، بهخاطر همین است که باطن زیارت، تواضع در مقابل معصوم است. اگر الان به شما زائرین محترم این بانوی بزرگوار عرض بکنند که شما به اینجا آمدهاید که چه کاری بکنید، میگویید آمدهایم عرض ادب بکنیم و به این وجود مقدس تعظیم بکنیم. [اگر] بگویم چرا، میگویید بهخاطر اینکه ایشان از بندگان مخصوص خدا و از امامزادههای جلیلالقدر است؛ از شخصیتهایی است که در درگاه معصومین و درگاه خدای متعال مقرب است. ما آمدهایم تا به این عظمت اقرار کنیم؛ آمدهایم تا سلام و عرض ادب کنیم و عهد خود را با ایشان نو کنیم. ضمن زیارتی که میکنیم، به مقامات ایشان اعتراف میکنیم. این چیزی جز بندگی خدای متعال نیست.
در بعضی از روستاها و شهرهایی که در آنجا امامزادۀ بزرگواری قرار دارد، مردم روستا معمولاً صبح که از خانه بیرون میآیند، از دور یا نزدیک عرض تواضعی میکنند و شب هم که دارند به خانه برمیگردند، همین کار را انجام میدهند. این سلامی که اول صبح میدهند و این تواضعی که آخر شب میکنند، کفارۀ همۀ گناهان ایشان است. ممکن است [این حرف] برای بعضیها خیلی سخت باشد، ولی واقعیت است.
مگر توبه چیست؟ توبه این است که انسان به عظمت الهی و به بنده بودن در مقابل خدای متعال اقرار کند؛ به خطای خودش اقرار کند و در مقابل عظمت الهی تواضع کند. معنای این زیارت و معنای این عرض ادب و سلام کردن، همین است. اگر در زیارت معصوم ثواب بهشت است و انسان اهل بهشت میشود، [بهخاطر این است که زیارت در اصل بندگی خدای متعال است.] بهای توحید بهشت است؛ انسانی که مشرک باشد و در مقابل غیر خدای متعال تواضع و خضوع کند، اهل بهشت نیست. انسان موحد و انسانی که از آلودگیها پاک است، وارد بهشت میشود.
۴ـ۲. زیارت حضرت معصومه (س) عین زیارت معصومین (علیهم السلام) و خشوع در مقابل خدای متعال
طبق نقل کامل الزیارات، امام رضا (ع) فرمودند: «مَنْ زَارَهَا فَلَهُ الْجَنَّة»؛ کسی که ایشان را زیارت کند، بهشت برا او واجب است. معنای [فرمایش حضرت] این است که اگر کسی به مقام ایشان عارف باشد و اقرار و تواضع کند، این خشوع، عین خشوع در مقابل حضرت موسی بن جعفر (ع)، امام رضا (ع)، نبیاکرم (ص) و ائمۀ هدات معصومین است. [اگر] بگویند چرا در مقابل ایشان تواضع میکنید و چرا هر روز و وقت و بیوقت از راه دور و نزدیک میآیید، میگویید بهخاطر اینکه ایشان در دستگاه نبیاکرم (ص) صاحب مقاماند؛ «شَأْناً مِنَ الشَّأْنِ». اگر بگویند چرا در مقابل معصوم تواضع میکنید، میگویید بهخاطر اینکه بندۀ خداست.
پس باطن زیارت چیزی به جز اقرار به مقامات نیست. از هر عامی و عالمی بپرسند، از هر یکی از محبین اهلبیت و شیعیان بپرسند که شما برای چه به زیارت امام رضا (ع) میروید، میگویند ایشان امام معصوم است؛ من آمدهام تا عرض ادب کنم؛ آمدهام تا تواضع کنم؛ آمدهام تا اقرار کنم؛ آمدهام تا عهد امامتی که با ایشان بستم را نو کنم؛ من ایشان را امام خودم میدانم. این عین بندگی خدای متعال و عین تواضع و سجده است. لذا کفارۀ همۀ گناهان انسان است.
اگر کسی از دور یا نزدیک بیاید و حضرت معصومه (س) را واقعاً به قصد تواضع و اقرار به مقام ایشان و تکریم ایشان زیارت کند، [بهشتی میشود.] اگر از این فرد بپرسند آیا شما ایشان را خدا میدانید، میگوید هرگز. پس چرا تکریم میکنید؟ میگوید من ایشان را بندۀ خدا و واجبالتعظیم میدانم؛ برای ایشان شأنی از شئون عصمت اهلبیت را قائل هستم. این عین بندگی خداست. لذا کفارۀ همۀ گناهان انسان است.
پس اینکه امام رضا (ع)، امام صادق (ع) و امام جواد (ع) فرمودند اگر کسی ایشان را زیارت کند بهشت برا او واجب میشود، [اینکه فرمودهاند:] «مَنْ زَارَ قَبْرَ عَمَّتِي بِقُمَّ فَلَهُ الْجَنَّةُ»،[۸] یک مقام عادی نیست. تا زمانی که زیارت این وجود مقدس، [مساوی] درک مقام توحید، بندگی خدای متعال و اقرار به توحید نباشد، مستلزم بهشت نیست. حتی اگر صلوات ما را پاک میکند، بهخاطر این است که باطن آن توحید، سجده، بندگی و خشوع در مقابل خدای متعال است.
[پس] این شخصیت، آنقدر عظمت دارد که اگر کسی در مقابل ایشان تواضع کند، وارد وادی توحید شده و به توحید اقرار کرده. باطن زیارت ایشان، اقرار به بندگی خدای متعال، تواضع، خشوع، توبه و رجوع الی الله است. انسان با زیارت این شخصیت بزرگوار، از نافرمانیهای خود و از بیرون رفتن از محیط توحید، به محیط توحید برمیگردد و اقرار و اعتراف میکند.
۳. حضور و عنایت چهارده معصوم (علیهم السلام)، در حرم فاطمۀ معصومه (س)
نکتۀ بعدی این است که این وجود مقدس، زیارت خاصی دارند که از امام رضا (ع) نقل شده؛ [یعنی] همین زیارتی که میخوانیم. نکات زیادی در این زیارت وجود دارد که من اگر مجال باشد، به دو نکته اشاره میکنم. نکتۀ اول اینکه شما در این زیارتی که از امام رضا (ع) نقل شده، اول انبیای اولواالعزم را زیارت میکنید. همۀ انبیای اولواالعزم، یکبهیک در این حرم زیارت میشوند. بعد ۱۴ معصوم را که اولین ایشان نبیاکرم (ص) و سرآمد همۀ انبیای اولواالعزم است، زیارت میکنید؛ آن هم زیارت حاضر؛ «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ».[۹] این چه مقامی و چه حرمی است که شما در این حرم، اول همۀ معصومین را بهنحو حضور زیارت میکنید و بعد ایشان را زیارت میکنید.
اگر کسی اهل توجه باشد، همه جا معصومین حاضر و شاهد هستند؛ بر اساس آیات و روایات، هم شاهد هستند و هم حاضر. سدیر نقل میکند که امام صادق (ع) به من دستور داد که بالای بام خانه برو و به سمت راست و چپ آسمان نگاه کن؛ [سپس] رو به حرم سیدالشهداء کن و بگو: «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ».[۱۰] این ثواب یک حج عمره دارد. هر کجا که هستید، امام حسین (ع) را زیارت میکنید. [این سلام بهنحو] حاضر است؛ میگویید «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ»، نمیگویید «السلام علی».
شما وقتی که نماز میخوانید، در پایان نماز این سلام را میدهید: «السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّبِيُّ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُه». پس ما میتوانیم معصومین را همه جا مورد عرض ادب قرار بدهیم و بهنحو حاضر به آنها سلام بکنیم. بهخاطر اینکه آنها حاضرند. آنهایی هم که اهل دل باشند، در سلامی که میدهند، جواب مستقیم میشنوند. نمونههای زیادی داریم. از فقیه اقلیدی نقل شده که من هر وقت به وجود مقدس رسول الله (ص) سلام کردم، جواب شنیدم.
در احوالات یکی از علما میدیدم که ایشان پیاده به زیارت سیدالشهداء (ع) میرفتند. وقتی به منطقۀ کردستان عراق رسیدند، چوپانی جلوی ایشان را گرفت و گفت آقا کجا میروی؟ ایشان اول ابا کردند و تقیه کردند، بعد گفتند به زیارت سیدالشهداء (ع) میروم. چوپان گفت اگر سلام بدهی و حضرت جواب تو را بدهد، من اجازه میدهم بروی، و الا اجازه نمیدهم. [ایشان فرمودند] مگر شما اینگونه زیارت میکنید؟ گفت بله؛ نگاه کن. [سپس] سلامی به سیدالشهداء (ع) کرد. این آقا نقل میکند که دیدم همۀ ریگها، درختها و خارهای بیابان دارند جواب حضرت را برمیگردانند و جواب سلام میدهند.
بعضیها اینگونه زیارت میکنند. همه جا میشود اینگونه معصوم را زیارت کرد، چون معصوم در همۀ عالم حاضر است. مرحوم بارفروش که یکی از علمای بزرگ هستند و در بابل دفن هستند، میگفتند نکتۀ اینکه نقل شده وقتی میخواهید به سیدالشهداء (ع) سلام کنید یک نگاه به سمت راست آسمان و یک نگاه به سمت چپ آسمان کنید، این است که نگاه کنید تا ایشان را همه جا حاضر ببینید. بعد که جلال و عظمت ایشان را مشاهده کردید، به ایشان سلام بدهید.
پس معصومین را همه جا میشود زیارت کرد. ولی این زیارت [بهنحو حاضر] در حرم فاطمۀ معصومه (س)، معنای خاصی دارد. معنای آن، حضور، عنایت و اشراف خاص ۱۴ معصوم بر این مکان مقدس و نورانی است. علت [این حضور] نیز این است که فاطمۀ معصومه (س)، حامل انوار ولایت این ۱۴ معصوم است.
۳ـ۱ حضور و توجه خاص خدای متعال به حرم سیدالشهداء (ع)
در روایتی در کامل الزیارات آمده است که اگر کسی سیدالشهداء (ع) را زیارت بکند، مثل این است که خدای متعال را در عرش و در کرسی زیارت کرده؛ در بعضی از روایات دارد فوق العرش زیارت کرده. اینکه کسی به حرم سیدالشهداء (ع) برود و ایشان را زیارت بکند، [مثل این است که] خدای متعال را فوق العرش زیارت کرده یعنی چه؟ آیا معنایی غیر از این دارد که زیارت معصوم، زیارت الله است؟
اصلاً اگر لقاء خدا برای غیرمعصومین باشد، از طریق معصوم است. اگر خدای متعال برای غیرمعصوم تجلی بکند، از ورای حجاب معصوم است، این را بگویم. چون در روایات [آمده که] معصومین، حجاب الله هستند. بنابراین اگر عنایتی به غیرمعصوم بشود و معرفت و نورانیت قلبی به او داده بشود، بهواسطۀ معصوم است. بنابراین اگر زیارت سیدالشهداء (ع) حاصل بشود، لقاء الله و زیارت خداست. این به معنای حلول خدای متعال در امام حسین (ع) نیست. این روشن است. این معانی باطل مقصود نیست. ولی زیارت سیدالشهداء (ع)، زیارت الله و لقاءالله است.
صفوان جمال میگوید امام صادق (ع) به حیره که پشت کوفه است آمده بودند و به من فرمودند میآیی با هم به زیارت سیدالشهداء (ع) برویم؟ گفتم آقا خود شما معصوم هستید؛ همۀ ملائکه، جبرئیل و میکائیل شب قدر به محضر شما نازل میشوند. مگر شما هم به زیارت سیدالشهداء (ع) میروید؟ این حدیث در کامل الزیارات است.
البته روشن است که نباید این احادیث را بهگونهای معنا کرد که تشبیه خدای متعال به مخلوق از آن بیرون بیاید؛ خدای متعال از این امور منزه است. ولی امام صادق (ع) فرمودند چه میگویی؟ خدای متعال هر شب جمعه به کربلا هبوط میکند؛ همۀ ملائکه، ۱۲۴ هزار پیامبر و اوصیائشان هم میآیند. پس ما هم میرویم؛ ما هم جزء اوصیاء و افضل اوصیاء هستیم. ما نیز هر شب جمعه میرویم. البته اینکه میگوید خدای متعال هبوط میکند، هبوط جسمانی نیست. خدای متعال جسم نیست که پایین بیاید؛ ولی عنایت خاصی در شبهای جمعه به این حرم دارد.
بعد صفوان به حضرت عرض کرد پس برای زائر سیدالشهداء (ع) لقاء الله حاصل میشود؟ فرمودند بله؛ ولی شما سیدالشهداء (ع) را زیارت کنید. در زیارت سیدالشهداء (ع)، لقاء الله هم هست. آن تجلی و عنایتی که بر امام حسین (ع) میشود، به شما ربطی ندارد. شما اگر میخواهید به لقاء الله برسید، سیدالشهداء (ع) را زیارت کنید. [اگر سیدالشهداء (ع) را زیارت کنید،] آن عنایتی که به ایشان میشود، شامل شما هم میشود.
خدای متعال همه جا حاضر است. اینگونه نیست که خدای متعال غایب باشد؛ او با همه چیز هست. «وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ»؛[۱۱] هر جا ما باشیم خدا با ماست؛ بلکه خدا هست که ما هستیم. اما نکته این است که در حرم سیدالشهداء (ع)، توجهی خاص، عنایتی خاص، نزول رحمتی خاص و تجلی خاصی است که اگر کسی به آنجا برود، آن تجلی شامل او میشود.
[بنابراین] وقتی فرمود خدا را فوق العرش زیارت میکنید، یعنی اگر کسی سیدالشهداء (ع) را زیارت بکند، میتواند به جایی برسد که سیدالشهداء (ع) را در مقام فوق العرش زیارت بکند. زیارت سیدالشهداء (ع) در مقام فوق العرش، زیارت الله است. [البته] خدای متعال همه جا حاضر است، اما در حرم سیدالشهداء (ع) یک عنایت خاص است؛ انسان میتواند با زیارت سیدالشهداء (ع) در حرمشان، خدا را در مقام فوق العرش زیارت بکند.
[بههمین ترتیب،] همه جا میشود به معصومین سلام داد؛ [ائمه علیهم السلام] همه جا حاضر هستند، اما حضوری که در حرم حضرت معصومه (س) است، ظهور خاصی است. لذا شما اول ۱۴ معصوم را زیارت میکنید، بعد خود حضرت را زیارت میکنید. شاید نکته این باشد که انوار همۀ معصومین در فاطمۀ معصومه (س) ظهور دارد. معصوم سرچشمۀ نور الهی و کلمۀ نور است. همۀ معصومین عنایتی به این شخصیت مقدس دارند و انوارشان در این وجود مقدس تجلی دارد.
مؤمن هم اگر به مقام تحمل ولایت برسد، به مقام تحمل نور معصوم رسیده است. لذا وقتی مؤمن از جایی رد میشود، آنجا را نورانی میکند. فرمود: «فَالْمُؤْمِنُ يَتَقَلَّبُ فِي خَمْسَةٍ مِنَ النُّورِ، مَدْخَلُهُ نُورٌ وَ مَخْرَجُهُ نُورٌ وَ عِلْمُهُ نُورٌ وَ كَلَامُهُ نُورٌ وَ مَصِيرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِلَى الْجَنَّةِ نُورٌ»؛[۱۲] تمام مؤمن نور است. این نور چرا آمده؟ چون مؤمن حامل ولایت است و انوار معصومین در او هست.
این وجود مقدس نیز ولایت هر ۱۴ معصوم را تحمل کردهاند. این خیلی مقام بالایی است و برای انبیای اولواالعزم است. در باب انبیای اولواالعزم آمده است که خدای متعال نسبت به ولایت ۱۴ معصوم از ایشان بیعت گرفته [است.] یکی از شئون فاطمۀ معصومه (س) این است که ارتباط خاصی با ۱۴ معصوم دارند و ولایت ۱۴ معصوم را تحمل کردهاند. [ایشان] حامل این ولایت هستند؛ لذا انوار معصومین در ایشان تجلی کرده.
لذا شما در این حرم، ۱۴ معصوم را [بهصورت] حاضر زیارت میکنید. عرض کردم که خدای متعال همه جا حاضر است، اما آن حضوری که حضرت حق در حرم سیدالشهداء (ع) دارند [یک حضور خاص است.] حضرت حق از طریق انوار سیدالشهداء (ع) زیارت میشود؛ [این زیارت،] یک زیارت دیگر و یک لقاء دیگر است.
اینجا هم همینگونه است؛ ۱۴ معصوم یک تجلی خاص در این وجود مقدس دارند. همین معنا در زیارت ایشان هم آمده؛ «السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ فَاطِمَةَ وَ خَدِيجَةَ السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ وَلِيِّ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا أُخْتَ وَلِيِّ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا عَمَّةَ وَلِيِّ اللَّه». ایشان با هر ۱۴ معصوم مرتبط است.
۴. ارتباط خاص و باطنی حضرت معصومه (س)، با چهارده معصوم (علیهم السلام)
این ارتباط فقط منحصر در ارتباط ظاهری نیست. [هرچند] ارتباط ظاهری با معصوم نیز شرافت میآورد؛ فرزند معصوم شریف است. ولی ایشان غیر از ارتباط ظاهری، ارتباط باطنی هم دارند. خواهر معصوم بودن، عمۀ معصوم بودن و فرزند معصوم بودن، گاهی ظاهری فقط است و گاهی باطنی است. فرمود: «أَنَا وَ عَلِيٌ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّةِ»؛[۱۳] ما پدر این امت هستیم. آن فرزند باطنی، کرامت بسیاری دارد.
در نهج البلاغه آمده است که امیرالمؤمنین (ع) فرمود: «كَانَ لِي فِيمَا مَضَى أَخٌ فِي اللَّهِ»؛[۱۴] من در گذشته برادری داشتم که او را در راه خدا اختیار کرده بودم. امیرالمؤمنین (ع) برادری دارد که برادری او، غیر از این برادری ظاهری است. [آن برادر،] فرزند حضرت ابوطالب نبود، اما برادر امیرالمؤمنین (ع) بود. بعد حضرت اوصاف او را ذکر میکنند؛ ۱۰ صفت در نهج البلاغه برای او نقل میکنند. اگر کسی این صفات را داشته باشد، به مقام اخوت امیرالمؤمنین (ع) میرسد.
[حضرت فرمود:] «وَ كَانَ يُعْظِمُهُ فِي عَيْنِي صِغَرُ الدُّنْيَا فِي عَيْنِهِ»؛ فرمود آنچه این شخصیت را در چشم من عظمت داده بود این بود که همۀ دنیا در نگاه او کوچک بود. «وَ كَانَ خَارِجاً مِنْ سُلْطَانِ بَطْنِهِ»؛ از سلطنت شهوات و شکم خودش بیرون رفته بود. حضرت اوصافی برای او میگویند که اگر کسی به این مقام برسد، به مقام اخوت امیرالمؤمنین (ع) میرسد.
[پس] اینگونه نیست که این وجود مقدس فقط ارتباط ظاهری با معصوم داشته باشند. آنچه از مجموع ادله استفاده میشود، [این است که] این وجود مقدس، یک ارتباط باطنی خاص با ۱۴ معصوم دارند. این ارتباط باطنی موجب شده است که ولایت معصومین در ایشان تجلی بکند.
نکتۀ سومی که در زیارت ایشان است این است که عرضه میداریم: «يَا فَاطِمَةُ اشْفَعِي لِي فِي الْجَنَّة». این مقام خیلی بالاست. [عرضه میداریم] شما برای من شفاعت کنید و من با شفاعت شما وارد مقام جنت بشوم؛ دست من را بگیرید و من را به مقام جنت ببرید. این کار هر کسی نیست؛ یک معلم الهی تمامعیار میخواهد که این کار را بکند. «اشْفَعِي لِي فِي الْجَنَّة»؛ شما دست من را بگیرید و من را به مقام جنت برسانید.
چرا؟ «فَإِنَّ لَكِ عِنْدَ اللَّهِ شَأْناً مِنَ الشَّأْنِ»؛ شما شأن عظیمی از شئون ولایت دارید. این شأن ولایت کلیه است. شما شأن عظیمی از آن ولایت کلیه را دارید؛ لذا میتوانید شفاعت بکنید. اصل شفاعت برای نبیاکرم (ص) است؛ مقام محمود. بعد [از نبیاکرم (ص)، هم برای] اهلبیت ایشان است. هر چه که اهلبیت دارند، برای نبیاکرم (ص) است؛ خانههای ایشان خانۀ نبیاکرم (ص) است و خودشان هم اهل این بیت هستند.
[پس] این وجود مقدس، صاحب مقامی از شئون ولایت کلیه است؛ لذا صاحب مقام شفاعت است. این را هر کسی ندارد. ولایت ۱۴ معصوم به ایشان عرضه شده و ایشان تحمل کردهاند. آن تحمل خاص، موجب شده که حقیقت ولایت در ایشان ظهور پیدا بکند. انوار معصومین در ایشان تجلی کرده؛ لذا معصومین در حرم ایشان حاضر هستند و ما بهواسطۀ زیارت ایشان، به زیارت معصومین نائل میشویم. چون ایشان صاحب آن مقام هستند، صاحب مقام شفاعت هم هستند.
قاضی نورالله شوشتری در مجالس المؤمنین روایتی از امام صادق (ع) نقل میکنند که [حضرت] فرمودند همۀ شیعیان من به شفاعت ایشان وارد بهشت میشوند. ایشان صاحب چنین مقام و شأن و عظمتی است. شئون دیگری هم از زیارت ایشان استفاده میشود که انشاءلله در یک فرصت دیگر تقدیم میکنم.
پاورقیها
۱
. «عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَبْرِ فَاطِمَةَ بِنْتِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ فَقَالَ مَنْ زَارَهَا فَلَهُ الْجَنَّة»؛ ثواب الاعمال، ص۹۹.
۳
. «عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا قَالَ قَالَ يَا سَعْدُ عِنْدَكُمْ لَنَا قَبْرٌ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ قَبْرُ فَاطِمَةَ بِنْتِ مُوسَى قَالَ نَعَمْ مَنْ زَارَهَا عَارِفاً بِحَقِّهَا فَلَهُ الْجَنَّة»؛ بحارالانوار، ج۴۸، ص۳۱۷.
۴
. «عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ قَالَ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ يَقُولُ التَّوْحِيدُ ثَمَنُ الْجَنَّةِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَفَاءُ شُكْرِ كُلِّ نِعْمَةٍ وَ خَشْيَةُ اللَّهِ مِفْتَاحُ كُلِّ حِكْمَةٍ وَ الْإِخْلَاصُ مِلَاكُ كُلِّ طَاعَةٍ»؛ الامالی (طوسی)، ص۵۷۰.
۵
. «قَالَ الرِّضَا مَنْ لَمْ يَقْدِرْ عَلَى مَا يُكَفِّرُ بِهِ ذُنُوبَهُ فَلْيُكْثِرْ مِنَ الصَّلَوَاتِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ فَإِنَّهَا تَهْدِمُ الذُّنُوبَ هَدْماً»؛ الامالی (صدوق)، ص۷۳.
۶
. «وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْليسَ أَبى وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرينَ»؛ سورۀ بقره، آیۀ۳۴.
۷
. «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْليماً»؛ سورۀ احزاب، آیۀ۵۶.
۸
. «عَنِ ابْنِ الرِّضَا قَالَ مَنْ زَارَ قَبْرَ عَمَّتِي بِقُمَّ فَلَهُ الْجَنَّةُ»؛ کامل الزیارات، ص۳۲۴.
۱۰
. «قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ يَا سَدِيرُ وَ مَا عَلَيْكَ أَنْ تَزُورَ قَبْرَ الْحُسَيْنِ ع فِي كُلِّ جُمُعَةٍ خَمْسَ مَرَّاتٍ وَ فِي كُلِّ يَوْمٍ مَرَّةً قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ بَيْنَنَا وَ بَيْنَهُ فَرَاسِخَ كَثِيرَةً فَقَالَ تَصْعَدُ فَوْقَ سَطْحِكَ ثُمَّ تَلْتَفِتُ يَمْنَةً وَ يَسْرَةً ثُمَّ تَرْفَعُ رَأْسَكَ إِلَى السَّمَاءِ ثُمَّ تَتَحَرَّى نَحْوَ قَبْرِ الْحُسَيْنِ ثُمَّ تَقُولُ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ يُكْتَبُ لَكَ زَوْرَةً وَ الزَّوْرَةُ حِجَّةٌ وَ عُمْرَةٌ قَالَ سَدِيرٌ فَرُبَّمَا فَعَلْتُهُ فِي النَّهَارِ أَكْثَرَ مِنْ عِشْرِينَ مَرَّةً»؛ کامل الزیارات، ص۲۸۷.
۱۱
. «هُوَ الَّذي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ في سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ يَعْلَمُ ما يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَ ما يَخْرُجُ مِنْها وَ ما يَنْزِلُ مِنَ السَّماءِ وَ ما يَعْرُجُ فيها وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصير»؛ سورۀ حدید، آیۀ۴.
۱۲
. «عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ فِي هَذِهِ الْآيَةِ «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» قَالَ بَدَأَ بِنُورِ نَفْسِهِ تَعَالَى «مَثَلُ نُورِهِ» مَثَلُ هُدَاهُ فِي قَلْبِ الْمُؤْمِنِ «كَمِشْكاةٍ فِيها مِصْباحٌ» وَ الْمِشْكَاةُ جَوْفُ الْمُؤْمِنِ وَ الْقِنْدِيلُ قَلْبُهُ وَ الْمِصْبَاحُ النُّورُ الَّذِي جَعَلَهُ اللَّهُ فِي قَلْبِهِ «يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ» قَالَ الشَّجَرَةُ الْمُؤْمِنُ «زَيْتُونَةٍ لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ» قَالَ عَلَى سَوَاءِ الْجَبَلِ لَا غَرْبِيَّةٍ أَيْ لَا شَرْقَ لَهَا وَ لَا شَرْقِيَّةٍ أَيْ لَا غَرْبَ لَهَا إِذَا طَلَعَتِ الشَّمْسُ طَلَعَتْ عَلَيْهَا وَ إِذَا غَرَبَتِ الشَّمْسُ غَرَبَتْ عَلَيْهَا «يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ» يَكَادُ النُّورُ الَّذِي جَعَلَهُ اللَّهُ فِي قَلْبِهِ يُضِيءُ وَ إِنْ لَمْ يَتَكَلَّمْ «نُورٌ عَلى نُورٍ» فَرِيضَةٌ عَلَى فَرِيضَةٍ وَ سُنَّةٌ عَلَى سُنَّةٍ «يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ» يَهْدِي اللَّهُ لِفَرَائِضِهِ وَ سُنَنِهِ مَنْ يَشَاءُ «وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ» فَهَذَا مَثَلٌ ضَرَبَهُ اللَّهُ لِلْمُؤْمِنِ قَالَ فَالْمُؤْمِنُ يَتَقَلَّبُ فِي خَمْسَةٍ مِنَ النُّورِ مَدْخَلُهُ نُورٌ وَ مَخْرَجُهُ نُورٌ وَ عِلْمُهُ نُورٌ وَ كَلَامُهُ نُورٌ وَ مَصِيرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِلَى الْجَنَّةِ نُورٌ قُلْتُ لِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ جُعِلْتُ فِدَاكَ يَا سَيِّدِي إِنَّهُمْ يَقُولُونَ مَثَلُ نُورِ الرَّبِّ قَالَ سُبْحَانَ اللَّهِ لَيْسَ لِلَّهِ مَثَلٌ قَالَ اللَّهُ «فَلا تَضْرِبُوا لِلَّهِ الْأَمْثالَ»»؛ تفسیر القمی، ج۲، ص۱۰۳.
۱۳
. «عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ أَنَا سَيِّدُ مَنْ خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَنَا خَيْرٌ مِنْ جَبْرَئِيلَ وَ مِيكَائِيلَ وَ إِسْرَافِيلَ وَ حَمَلَةِ الْعَرْشِ وَ جَمِيعِ مَلَائِكَةِ اللَّهِ الْمُقَرَّبِينَ وَ أَنْبِيَاءِ اللَّهِ الْمُرْسَلِينَ وَ أَنَا صَاحِبُ الشَّفَاعَةِ وَ الْحَوْضِ الشَّرِيفِ وَ أَنَا وَ عَلِيٌ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّةِ مَنْ عَرَفَنَا فَقَدْ عَرَفَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَنْ أَنْكَرَنَا فَقَدْ أَنْكَرَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مِنْ عَلِيٍّ سِبْطَا أُمَّتِي وَ سَيِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ تِسْعَةُ أَئِمَّةٍ طَاعَتُهُمْ طَاعَتِي وَ مَعْصِيَتُهُمْ مَعْصِيَتِي تَاسِعُهُمْ قَائِمُهُمْ وَ مَهْدِيُّهُمْ»؛ کمال الدین و تمام النعمه، ج۱، ص۲۶۱.
۱۴
. «وَ قَالَ كَانَ لِي فِيمَا مَضَى أَخٌ فِي اللَّهِ وَ كَانَ يُعَظِّمُهُ فِي عَيْنِي صِغَرُ الدُّنْيَا فِي عَيْنِهِ وَ كَانَ خَارِجاً مِنْ سُلْطَانِ بَطْنِهِ فَلَا يَشْتَهِي مَا لَا يَجِدُ وَ لَا يُكْثِرُ إِذَا وَجَدَ وَ كَانَ أَكْثَرَ دَهْرِهِ صَامِتا»؛ نهج البلاغه، حکمت۲۸۹.