حضرت فاطمه معصومه(س) صاحب شأنی از مقام محمود نبی اکرم و جلالت حضرت زهرا / تبیین مقامات ایشان در زیارت نامه منصوصه
متن زیر سخنرانی آیتالله میرباقری در تاریخ ۱۱ بهمن ۱۳۹۳ است که در برنامه تلویزیونی سمت خدا به مناسبت وفات حضرت معصومه سلام الله علیها برگزار شده است.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین. اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاً وقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طَویلاً.
۱. دعوت معصومین (علیهم السلام) به زیارت حضرت معصومه (سلام الله علیها) نشان از شأن ومنزلت ایشان
یکی از عبادات بزرگی که اهل بیت علیهم السلام باب آن را به روی ما باز کردند و یک سفر کامل به سوی خدا و سیری جامع است، زیارت و به خصوص زیارت معصوم است. زیارت معصوم سفر الی الله است که از وادی ولایت معصوم طی میشود. در آغاز بعضی از زیارات، مثل زیارت امام رضا علیه السلام فرمودند: قبل از خروج از خانه دم در بایستید و بگویید «بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَى ابْنِ رَسُولِ اللَّه»[۱] در این مسیر تکیهگاه خداوند متعال است؛ مقصد خدا است و سفر ما سفر الی الله است؛ در واقع زائر، مهاجر الی الله و مسافر به سوی خدا است. وادی سیر الی الله از ولایت معصوم عبور میکند. زیارت معصومین که ثوابهای مخصوص دارد و گاهی ثواب هفتاد هزار حج و بیشتر ذکر شده که در هر قدمش گاهی ثواب یک حج عمره است، یک سیر کامل معنوی اتفاق میافتد. در مورد غیر معصوم دعوت به زیارت به شکل مخصوص بسیار محدود است. یکی از موارد انگشت شمار که زیارت مخصوص داریم و دعوت به زیارت هم شده زیارت وجود مقدس فاطمه معصومه سلام الله علیها در شهر قم است که قبل از تولدشان هم از امام صادق علیه السلام نقل شده و این خبر را دادند که ایشان در قم دفن میشوند و ما را به زیارت ایشان دعوت کردند. روایات در فضیلت زیارت ایشان علاوه بر بیان امام صادق علیه السلام از امام رضا و وجود مقدس امام جواد سلام الله علیهما وارد شده و این روایات در معتبرترین کتب روایی قدیمی ما مثل کامل الزیارات ابن قولویه که استاد شیخ مفید بودند، آمده و مرحوم صدوق در عیون اخبار الرضا نقل کردند و ثوابهایی هم که نقل شده برای زیارت ایشان خیلی عجب است. فرمودند: «مَنْ زَارَ قَبْرَ عَمَّتِي بِقُمَّ فَلَهُ الْجَنَّةُ»[۲]
در روایتی است که حضرت امام رضا علیه السلام به سعد قمی فرمودند که ما یک قبری داریم در نزد شما عرض کرد: قبر فاطمه بنت موسی بن جعفر سلام الله علیهما را میگویید؟ حضرت فرمودند: «مَنْ زَارَهَا عَارِفاً بِحَقِّهَا فَلَهُ الْجَنَّة»[۳] بله اگر کسی ایشان را زیارت کند در حالیکه عارف به حق ایشان است، بهشت بر او واجب میشود. حضرت فاطمه معصومه شفاعت در جنت هم دارند چنانچه در زیارتشان میخوانیم «یا فاطِمَةُ اِشْفَعی لی فِی الْجَنَّةِ»[۴] جنت مقام توحید است و «التَّوْحِيدُ ثَمَنُ الْجَنَّةِ»[۵] قیمت بهشت توحید است؛ اگر کسی وارد وادی توحید شد وارد وادی بهشت شده است. زیارت ایشان باب بهشت است و هر کس عارفاً بحقها ایشان را زیارت کند وارد وادی توحید میشود.
در باب معصومین این امر سنگینی نیست که معصومین ابواب الله هستند؛ اگر کسی بخواهد وارد وادی توحید شود از وادی ولایت آنها باید وارد شود تا بتواند وارد توحید شود؛ اما در باب غیر معصوم این تعابیر بسیار نادر نقل شده است. از امام رضا و امام جواد علیهما السلام یک تعابیر بلندی است که بعد تقدیم میکنم. دعوت به زیارت ایشان شده که از اطراف و اکناف هجرت کنند و بیایند ایشان را زیارت کنند و همچنین دعوت شده که این زیارت همراه با معرفت به مقامات ایشان باشد تا درهای بهشت و درهای وادی توحید به روی انسان باز شود و از مدخل سیر به طرف ایشان ما به وادی توحید و جنت برسیم.
در بین امامزادههای بزرگوار آنهایی که زیارت مخصوص از معصوم برای آنها نقل شده محدودتر هستند. یکی از آن زیارتهای مخصوص زیارت وجود مقدس فاطمه معصومه سلام الله علیها است و مرحوم مجلسی که از سعد نقل میکنند منصوب به امام رضا علیه السلام است که دستور دادهاند این طوری زیارت شوند که همین آدابی است که در زیارتنامه ایشان آمده است.
حضرت معصومه زیارت مخصوص دارند که زیارت مخصوص معنا دارد یعنی توجه به مقامات ایشان داده میشود و با هر سلامی که ما میکنیم یک بابی به روی ما گشوده میشود. در باب زیارت معصوم خیلی واضح است که معصوم اگر باب الله است هر مقامی از مقاماتش بابی است به سوی وادی توحید و با هر سلامی، خضوع و تواضعی اتفاق میافتد و همان باب به روی انسان گشوده میشود و از آن مقامات به انسان عطا میشود. انسان اگر اهل سلوک بود قاعدتاً یک نماز خوان، نماز اولش را که میخواند مقامی از مقامات معنوی را به دست آورده است زیرا «الصَّلوةَ مِعْراجُ المُؤمِنِ»[۶] و از آن معراجش دیگر برنمیگردد. درست است که جسمش میآید؛ ولی روحش در آن مقام میماند، در نماز بعدی معراج بعدی است. زیارت هم همینطور است؛ اگر کسی اهل زیارت شد باید در هر زیارت معراجی برایش اتفاق بیفتد و درهایی از توحید به رویش گشوده شود؛ با هر سلامی بابی باز شود و در آن مقام بماند و مستقر شود؛ تا زیارت بعدی و ابواب بعدی.
نسبت به معصوم این چیز شگفت انگیزی نیست؛ اما نسبت به غیر معصوم [عجیب است] که به ما بگویند بروید زیارت ایشان و مکرر هم بروید و در هر زیارتی درهایی از بهشت باز شود و به ما بگویند در هر زیارتی از حضرت تقاضا کنید که در جنت برای شما شفاعت کند و درهای وادی توحید را به روی شما باز بکنند؛ آن هم به همه شیعیان بگویند.
در کتاب مجالس المومنین (که از کتب بسیار لطیف است) قاضی نورالله شوشتری نقل کردهاند از امام صادق علیه السلام فرمودند: خدای متعال حرمی دارد که مکه است؛ وجود مقدس نبی اکرم حرمی دارند که مدینه است؛ البته اینها باید معنا شود که حرم الله، حرم الرسول یعنی چه؟ امیرالمومنین حرمی دارند که کوفه است؛ من و فرزندان معصومم حرم ما قم است. فرمودند: سه در از هشت در بهشت به روی قم باز میشود. این خیلی عجیب است. (در خصوص شهر قم و جایگاه تکوینی آن هم یک موقعی باید بحث شود) درهای توحید از این جا گشوده میشود و حرم اهل بیت است. معنی حرم بودن هم همین است چون از حریم اهل بیت درهای توحید گشوده میشود؛ البته درهای بهشت، مقامات توحیدی که انسان از آن مقامات ورود پیدا میکند به وادی توحید باید معنا شود.
بعد فرمودند: فرزندی از من در آن جا قبض خواهد شد که فاطمه بنت موسی سلام الله علیها است (این کلام را قبل از تولد ایشان فرمودند) بعد فرمودند: «بِشَفاعَتِها تُدخَلُ شِيعَتي الجَنَّةَ بِأجمَعِهِم»[۷] این خیلی تعبیر بلندی است؛ اگر از امام صادق سلام الله علیه نقل نشده بود قابل نقل نبود؛ خیلی شگفت انگیز است؛ میفرمایند: همه شیعیان با شفاعت ایشان وارد بهشت میشوند، سلمان و ابوذر و علمای بزرگ جزء شیعیان میشوند. خیلی عظمت میخواهد معصوم درباره کسی اینطور بیان کند.
۲. مأموریت الهی حضرت معصومه (سلام الله علیها) و هجرت به قم
بعضیها این طوری تعبیر میکنند و ظاهر مسئله هم همین است که میگویند: حضرت معصومه برای زیارت برادرشان امام رضا سلام الله علیه حرکت کردند؛ در بین راه در ساوه بیمار شدند و فرمودند ایشان را به قم منتقل کردند؛ هفده روز در قم بودند در همین جا رحلت فرمودند و به وسیله معصوم به خاک سپرده شدند. این آن چیزی است که نقل میکنند؛ اما در باب بزرگان و اولیاء خدا چیز دیگری است آنها مرگ و مأموریتهای خودشان را از قبل میدادند. تلقی حقیر این است که همانگونه که امام رضا علیه السلام در هجرتشان به سمت مشهد و خراسان یک کار بزرگ کردند، امام زادهها هم همینطور دنبال حضرت حرکت کردند؛ اما فرق میکنند و درجاتشان متفاوت است. حضرت معصومه با یک ماموریت خاص آمدند و در قم ماندند. لذا میدانستند و وقتی هم بیمار شدند، فرمودند من را به قم برسانید و در همین جا هم در راستای ماموریتشان توقف فرمودند. حرم ایشان حرم فوق العادهای است.
خود قم هم فوقالعاده است؛ قم جایگاهی در گسترش فرهنگ توحید در جهان دارد که در روایات ذکر شده و این جایگاه هم تکوینی است؛ یعنی میشود جای دیگر به این صورت شود و این دست ما نیست و از تصرف ما بیرون است؛ یعنی یک سلسله از موقعیتها از ناحیه حضرت حق رقم میخورد که ما خیلی میتوانیم جا به جا کنیم. من اهل تحقیق در این امور نیستم ولی بعضی از محققین نقل کردند که اینجا سرزمین جلگه و حاصلخیز و نسبتاً خوش آب و هوا بود. همراه با ظهور اسلام این کوه نمک در این منطقه ظاهر شد و آب و هوای این جا تغییر کرد. خیلیها را خدا کوچ داده، یک عده دیگر را مهاجرت داده است. کما این که کعبه را به تعبیر امیرالمومنین در سنگلاخترین سرزمینها، تنگترین درهها و کم آب ترین چشمهها قرار داده است که وقتی آنجا میآیند یک سیر معنوی اتفاق بیفتد و آنجا مرکز سیاحت و گردشگری نشود؛ بلکه مرکز مهاجرت الی الله شود؛ قم هم همینطور است. هجرت فاطمه معصومه سلام الله علیها هم در مسیر اتفاقاتی است که باید در اینجا بیفتد و اتفاقاً همینطور هم شده است.
یکی از ارکان حرم شدن قم با آمدن ایشان تمام شد؛ ملجأ علمای بزرگ بوده و ائمه ارجاع دادند «مَنْ زَارَهَا عَارِفاً بِحَقِّهَا فَلَهُ الْجَنَّة»[۸]. آنجا ملجأ همه بزرگان بود. در طول تاریخ علمای بزرگ ما حکما و غیر حکما فقهای بزرگ ما مرحوم آیت الله عظمی بروجردی حضرت امام مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی و… اینجا ملجاشان بوده است. حضرت آیت الله العظمی مرحوم بهجت مادامی که در قم بودند (الا اواخر عمرشان) هر روز زیارتشان ترک نمیشد، بلا استثنا بزرگانی مثل علامه طباطبائی افطارشان را با ضریح حضرت معصومه باز میکردند و میفرمودند: من مطهرتر از این سراغ ندارم. لذا ایشان واقعاً ملجا بودند، نه اینکه خیال کنید ملجا کوچکهایی مثل من هستند؛ بلکه همه بزرگان در محضر ایشان تواضع و خشوع میکردند؛ خلاصه در محضر ایشان به بار نشستند.
سوال: این برکت دنیایی وجود مبارک حضرت در شهر مقدس قم است و در آخرت هم شفاعت شیعیان را میکنند؟
جواب: اصلاً شفاعت از همین دنیا شروع میشود چون شفاعت ارکانی میخواهد. پس این نکته اول که ایشان یک چنین شخصیتی است و معصوم ما را دعوت به زیارت ایشان کرده. ایشان را کوچ دادند در قم بیایند و بمانند و بعد هم به ما دستور دادند بیاییم گرد ایشان جمع شویم و زیارت کنیم و از ایشان درجات بهشت و جنت و توحید را تقاضا بکنیم که به شفاعت ایشان درهای توحید به روی ما باز شود. حرم ایشان یک ملجا برای همه بزرگان و علمای بزرگ شده است. الآن قبور بسیاری از علمای ما در حرم ایشان است، مثل پروانههای دور این شمع اند که جمع شدند.
۳. تبیین فراز هایی از زیارتنامه حضرت معصومه (سلام الله علیها)
۱ـ۳. توالد و نسبت باطنی حضرت معصومه (سلام الله علیها) باسایر معصومین (علیهم السلام)
نکته دیگر آنکه در زیارتی که از امام رضا سلام الله علیه نقل شده اسرار بزرگی نسبت به مقامات ایشان هست. زیارت با تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها شروع میشود که خودش لطافتی دارد. بعد سلامهایی است به انبیاء اولو العزم و بعد به چهارده معصوم و بعد سلام به حضرت معصومه است. در سلامهایی که به ایشان شده به ارتباط ایشان با معصومین توجه داده شده است:
«اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ رَسُولِ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ فاطِمَةَ و خَديجَةَ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ اَميرِالْمُؤْمِنينَ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ الْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ»[۹] ایشان دختر این معصومین هستند. «اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ وَلِىِّ اللهِ» ایشان بنت ولی خدا و معصوم هستند. «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أُخْتَ وَلِيِّ اللَّهِ» خواهر معصوم هستند. «اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يَا عَمَّةَ وَلِيِّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ» این ظاهرش روشن است؛ ایشان دختر بلافصل حضرت موسی بن جعفرند؛ نسل معصوماند؛ همه اجدادشان تا نبی اکرم معصوم است؛ خواهر امام رضا و عمه چهار امام معصوم هستند؛ از جمله عمه وجود مقدس امام زمان عجل الله تعالی فرجه هستند. این ظاهرش است؛ ولی ما یک رابطه دیگری هم با معصوم داریم؛ یعنی فرزند یک معصوم بودن و تولد از معصوم یک معنای ظاهری دارد که ذریه اهل بیت علیهم السلام این نسبت را دارند؛ و یک نسبت باطنی هم هست؛ یک فرزندیِ باطنی هم است که آن فرزندی، آثار و برکات دیگری دارد. من یک نمونه را عرض میکنم.
روایت در کافی و بصائر الدرجات است. امام صادق علیه السلام فرمودند: «قَدْ وَلَدَنِي رَسُولُ اللَّهِ (ص) وَ أَنَا أَعْلَمُ كِتَابَ اللَّهِ وَ فِيهِ بَدْءُ الْخَلْقِ وَ مَا هُوَ كَائِنٌ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ فِيهِ خَبَرُ السَّمَاءِ وَ خَبَرُ الْأَرْضِ و خَبَرُ الْجَنَّةِ وَ خَبَرُ النَّارِ وَ خَبَرُ مَا كَانَ وَ خَبَرُ مَا هُوَ كَائِنٌ أَعْلَمُ ذَلِكَ كَأَنَّمَا أَنْظُرُ إِلَى كَفِّي إِنَّ اللَّهَ يَقُولُ«فِيهِ تِبْيَانُ كُلِّ شَيْء»»[۱۰] من فرزند رسول خدا هستم؛ آثار این فرزندی این است که عالم به کتاب خدا هستم از ابتدای خلقت تا انتها در این کتاب است. خبر همه احوال سماواتی و زمینی در این کتاب است؛ خبر همه بهشت و جهنم در آن است، آنچه بوده و هست و تا قیامت خواهد بود. من اینها را میدانم مثل کسی که به دست خودش نگاه میکند. از طریق احاطه به کتاب؛ اگر کسی علم کتاب داشت همه وقایع عالم در نزد اوست مثل کسی که به کف دستش نگاه میکند.
این فرزندی نتیجهاش این است. آن توالد غیر توالد ظاهری است. همه کسانی که یک نسبت ظاهری دارند که این مقام را ندارند این که میفرمایند: «أَنَا وَ عَلِيٌّ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّةِ»[۱۱] این ابوت غیر از ابوت ظاهری است البته خود فرزندی و ارتباط ظاهری هم مبدا انتقال یک سلسله حقایق است؛ ولی وقتی این دو با هم جمع میشوند یک امر شگفت انگیز و معجزهای اتفاق میافتد و نمونهاش حضرت معصومه سلام الله علیها است.
بنابراین غیر از این تولد ظاهری که داریم یک تولد دیگری هم میتوانیم داشته باشیم؛ یعنی میشود ما در دامن امام یک تولد جدید داشته باشیم. منسوب است که وجود مقدس حضرت عیسی مسیح فرمودهاند «لنْ يَلِجَ مَلَكُوتَ السَّمَوَاتِ مَنْ لَمْ يُولَدْ مَرَّتَيْنِ»[۱۲] نمیتواند کسی ورود به ملکوت سماوات و الارض پیدا کند مگر دو بار متولد شده باشد. ما یک تولد ظاهری داریم ویک تولد باطنی؛ امام مبدا و سرچشمه حیات است؛ اگر در ما دمید از نو متولد شده و زنده میشویم و این یک تولد جدید است. پس اگر کسی فرزند امام شد میتواند یک تولد جدید داشته باشد و دوباره به دنیا بیاید و وارد ملکوت سماوات و ارض شود. آنهایی که دوباره در دامن امام پرورش پیدا میکنند تولد مجددی پیدا میکنند و فرزند امام میشوند و امام نسبت به آنها ابوت (پدری) میکند.
بعضی این تعبیر السلام علیک یا اباعبدالله را در زیارت عاشورا همین طوری معنا میکنند و میگویند: اباعبدالله بودن ایشان همان ابوت نسبت به عبادالله است؛ همه عبادالله فرزند ایشاناند؛ ایشان آنها را در عوالم باطنی متولد کرده و حیات طیبه به آنها دمیده است. واقعاً هم متولد شدند. تولد فقط به معنی خروج جسم جرم دار آدم به این عالم نیست. یک روایتی در توحید صدوق نقل شده که اهل بصره به سیدالشهدا علیه السلام نامه نوشتند و از معنی صمد پرسیدند؛ حضرت یک نکاتی را فرمودند و بعد گفتند: صمد را خداوند در قرآن توضیح داده «اللَّهُ الصَّمَدُ * لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ»[۱۳] صمد یکی از معانیاش این است که نه فرزندی به دنیا آورده و نه خودش فرزند است؛ بعد حضرت توضیح دادند: «لَمْ يَلِدْ» نه این که فقط به صورت جسم دارای جرم متولد نشده، به آن صورتی که در غیر خدای متعال است، انسانها وقتی فرزند به دنیا میآورند یعنی یک جسم جرمانی از آنها متولد میشود که البته دارای روح هم است، فقط این نیست؛ بلکه لطیفترین توالد هم در خدای متعال نیست و حتی نفس، حتی اموری مثل غصه، شادی، حزن و اینها اموری هستند که از ما متولد میشوند، خدای متعال چنین توالدی هم ندارد؛ همی، غمی، حزنی، شادی و هیچچیز صادر نمیشود؛ حتی لطیفترین صدور. توالد به معنی این که چیزی از او خارج شود چه جرم داشته باشد و چه جرم هم نداشته باشد، لطیفترین موجودات هم از حضرت حق خارج نمیشود.
توالد یک معنی خیلی گستردهای دارد بنابراین اگر فرمودند: «وَلَدَنِي رَسُولُ اللَّهِ» فقط به معنی توالد ظاهری نیست؛ اگر فرمودند: «أَنَا وَ عَلِيٌّ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّةِ»، یعنی واقعاً پدری میکنند و ما را در این دنیا و در عوالم بعدی متولد میکنند و در این ولادتها است که دست ما به ملکوت بالا میرسد و به عالم ملکوت ورود پیدا میکنیم. پس ارتباط فرزندی با امام ارتباط خواهر امام بودن عمه بزرگوار امام بودن میتواند ارتباط طبیعی ظاهری باشد که حتی این هم خودش مبدأ برکاتی است ولی اگر با توالد و ارتباطات باطنی جمع شد، مبدأ فیوضات و خیرات فراوان است.
سوال: این که حضرت بنت رسول الله هستند یک رابطه مخصوص است که عالمه بودن حضرت را میتوانیم اثبات کنیم؟
جواب: بله و خیلی چیزهای دیگر، یکی از آنها این است که «فَاِنَّ لَكِ عِنْدَ اللهِ شَأْناً مِنَ الشَّأْنِ»[۱۴]، این طور نیست که هر کسی که توالد ظاهری با معصومین دارد دارای آن شأن شفاعت باشد که نه تنها به ما بلکه به بزرگان گفته اند که بروید و زیارت کنید و بگویید «إشفَعي لِي فِي الجَنَّةِ»؛ یعنی از ایشان بخواهید که درهای توحید و درهای جنت را به روی شما باز کنند؛ درهای ولایت الله و ولایت نبی اکرم و اهل بیت را ایشان به روی شما باز کنند. اگر کسی به این صورت یک توالد باطنی از ناحیه معصومین داشت و معصومین او را متولد کردند و دستش را گرفتند و در عوالم وارد شد، این شخص میتواند حامل نور و ولایت ائمه شود، این ارتباط با نبی اکرم و آباءشان و ارتباط با برادرشان امام رضا و همه معصومین به صورت بنت و اخت و عمة ظهور پیدا کرده و این ارتباط باطنی موجب تجلی همه معصومین در ایشان است. همه معصومین در ایشان با انوارشان تجلی دارند.
۲ـ۳. تجلی انوار معصومین (علیهم السلام) در حضرت معصومه (سلام الله علیها)
همانطور که وجود مقدس نبی اکرم حقیقت محمدیه است، قالب بشر نیست؛ بلکه از ورای بشر ظهور پیدا کرده در این دنیا با ما حرف میزند؛ آن کسی که از ورای بشر با ما حرف میزند، همان کسی است که معراج میرود و جبرئیل را جای میگذارد؛ ایشان لباس بشر پوشیده و این جنبه بشری حجاب است والا بدون حجاب که میتواند با ما هم نشین شود؛ لباس حضرت است «وَلَوْ جَعَلْنَاهُ مَلَكًا لَّجَعَلْنَاهُ رَجُلاً وَلَلَبَسْنَا عَلَيْهِم مَّا يَلْبِسُونَ»[۱۵]؛ یعنی اگر ملک هم قرار میدادیم لباس شما را میپوشانیدیم. این حجاب است و از ورای حجاب حضرت با ما صحبت میشود.
«إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَّ »[۱۶] این کلمه روح است که در آن دمیده شده و خدای متعال کلمه روح را داده. این حقیقت از ورای حجاب بشر صحبت میکند و اگر لباس بشر نمیپوشید نمیتوانست دست ما را بگیرد. گاهی از طریق یک حجابی نور معصوم به ما میرسد. معصوم فرمود: اگر دستتان به ما نرسید نور ما را از نور مومن بگیرید، چون مومن حامل نور ماست، آنچنان که ماه حامل نور خورشید است.
این روایت را شاید مکرر در این برنامه خواندیم از امام صادق (ع) سؤال شد این که فرمودید: «إِنَّ الْمُؤْمِنَ يَنْظُرُ بِنُورِ اللَّهِ»[۱۷] یعنی چه؟ فرمود: «إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ الْمُؤْمِنَ مِنْ نُورِهِ وَ صَبَغَهُمْ فِي رَحْمَتِهِ وَ أَخَذَ مِيثَاقَهُمْ لَنَا بِالْوَلَايَةِ وَ الْمُؤْمِنُ أَخُو الْمُؤْمِنِ لِأَبِيهِ وَ أُمِّهِ أَبُوهُ النُّورُ وَ أُمُّهُ الرَّحْمَةُ وَ إِنَّمَا يَنْظُرُ بِذَلِكَ النُّورِ الَّذِي خُلِقَ مِنْه» مومن از نور ما آفریده شده است؛ لذا مومن از متبصرین است و از ظاهر شما سرشت شما را میخواند و قبل و بعد شما را میداند؛ این خاصیت وجود نور امام در انسان است.
آن کسی که این ارتباط و این توالد و این رابطه اخت بودن و عمه بودن با چهارده معصوم را دارد، حقایق همه معصومین در ایشان متجلی است. «فَإنَّ لَکِ عِندَاللهِ شَأنٌ مِنَ الشَّأن» شاید یک معنایش همین است. نکته دوم در زیارت ایشان این است که در زیارت ایشان سلام به پیامبران اولوالعزم داده میشود اما به صورت غائب، مثلاً گفته میشود «اَلسَلام عَلَى آدَمَ صَفْوَةَ اللهِ الَسَلامُ عَلَى نُوحٍ نَبِيِّ اللهِ»؛ سلام به حضرت نوح ابراهیم موسی عیسی علیهم السلام (البته حضرت آدم جزء انبیا اولوالعزم نیستند) اما وقتی به چهارده معصوم میرسد خطاب حاضر است و گفته میشود «الَسَلامُ عَلَيْكَ يا رَسُولَ اللهِ، الَسَلامُ عَلَيْكَ يا اَمَيرَ الْمُؤْمِنينَ» البته ما در همه جای عالم میتوانیم چهارده معصوم را به صورت حاضر مورد خطاب قرار دهیم مثلاً «السَّلاَمُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّبِيُّ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ» سلامی است که در همه نمازها خطاب حاضر است. لذا بعضیها گفتهاند که ما سلام نکردیم مگر اینکه جوابش را شنیدیم.
در حرم حضرت معصومه گمان من این است من یک موقعی این را خدمت آقازاده مرحوم آیت الله عظمی بهجت عرض کردم؛ ایشان گفتند: ابوی من هم این را میگفتند (و من خوشحال شدم که این حرف تائیدی پیدا کرد) شاید این که ما در حرم حضرت معصومه سلام الله علیها معصومین را به صورت حاضر زیارت میکنیم نکتهاش این است که معصومین انوارشان از وراء حجاب حضرت معصومه همه حاضر است؛ همه تجلی در حضرت معصومه دارند؛ در این چلچراغ انوار چهارده معصوم متجلی است. لذا شما چهارده معصوم را آن جا به صورت حاضر میتوانید، زیارت کنید.
پس اتفاقی که ذیل این رابطه باطنی ایشان افتاده این است که ایشان حامل انوار همه معصومین هستند و لذا همه معصومین در حرم ایشان حاضرند. مضمون آن رویایی هم که از پدر مرحوم آیت الله العظمی مرعشی نقل میکنند همین است: ایشان چلهای گرفتند و متوسل شدند به یکی از ائمه شاید امام باقر سلام الله علیه بود و تقاضا کردند که قبر وجود مقدس فاطمه زهرا سلام الله علیها بر ایشان آشکار شود. در خواب به ایشان فرمودند که این امر تا دوره ظهور شدنی نیست؛ سر است و باید مخفی بماند؛ ولی اگر خواستید ایشان را زیارت کنید، بروید در قم فاطمه معصومه را زیارت کنید که مادرمان حضرت زهرا سلام الله علیها جلالت خودشان را به ایشان داده اند. خیلی حرف عجیبی است. یعنی تجلی جلات فاطمه زهرا در وجود مقدس حضرت معصومه است. جلال حضرت میدانید چیست؟ ایشان هیبتی دارند که دست هیچ کسی به آن میرسد؛ منزلت شب قدر همان نهیبی که حضرت دارند و فرمودند: «فَمَنْ عَرَفَ فَاطِمَةَ حَقَّ مَعْرِفَتِهَا فَقَدْ أَدْرَكَ لَيْلَةَ الْقَدْرِ وَ إِنَّمَا سُمِّيَتْ فَاطِمَةُ لِأَنَّ الْخَلْقَ فُطِمُوا عَنْ مَعْرِفَتِهَا»[۱۸] این جلالت یعنی این خدای متعال او را فاطمه نامید. فاطمه یعنی جدا شده چون همه خلق از معرفت ایشان جدا شدهاند؛ نگفتهاند «لأَنَّ الْخَلْقَ»، خلق یعنی جبرئیل و میکائیل و همه خلایق. این جلالت است. آن وقت فاطمه زهرا جلالتشان را به فاطمه معصومه دادند.
پس دو نکته ای که از زیارت ایشان استفاده میشود یکی رابطه باطنی با همه معصومین است که این رابطه موجب شده حقایق معصومین به اندازه ظرف وجود ایشان که فوق فهم ماست در ایشان تجلی پیدا کند و اینکه به ما گفتند: بروید ایشان را زیارت کنید چون جنت با زیارت معصوم واجب میشود و معصوم باب الله است؛ اگر مقامات معصومین در کسی تجلی کرد باب الجنت میشود و میتواند شفاعت فی الجنة کند که بحث شفاعت نکته سومی است که اشاره میکنم.
۳ـ۳. معنای شفاعت فی الجنه
نکته سومی که در زیارت ایشان از امام رضا است این است که در پایان زیارت به ما گفتند از حضرت بخواهید «يا فاطِمةُ اشْفَعى لى فِى الْجَنَةِ فَاِنَ لَكِ عِنْدَ اللهِ شَأْناً مِنَ الشَأْنِ»، یکی این که از حضرت بخواهید برای شما شفاعت در جنت بکنند. درک از جنت متفاوت است. وادی توحید و وادی ولایت نبی اکرم و وادی ولایت امیرالمومنین وادی جنت است. باطن جنت همین است؛ حتی بالاترین درجات بهشت هم باطنش رحمت خدا و ولایت امیرالمومنین است. پس حضرت میتوانند درهای وادی توحید و ولایت را به روی ما باز بکنند که از دنیا هم شروع میشود. اصل شفاعت، شفاعت در توحید است، اگر کسی را به وادی توحید هدایت نکنند، میتوانند او را بهشتی کنند؛ چون «التَّوْحِيدُ ثَمَنُ الْجَنَّةِ» تا آدم موحد نشود، نمیتواند وارد بهشت شود. انسان تا به وادی ولایت نرسد، بهشتی نمیشود «وَلَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصْنِي»[۱۹] بنابراین شفاعت در بهشت شفاعت در وادی ولایت و گشودن درهای ولایت است و این امر خیلی مشکل است «إِنَّ أَمْرَنَا صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ»[۲۰] وادی توحید یک وادی است که سیرش بسیار دشوار است؛ یک کسی باید دست ما را بگیرد و ببرد تا وارد وادی توحید کرده و باب حقایق را به روی قلب ما باز کند و خودش هم ماذون هم باشد.
در آیات و روایات شرایطی برای شفاعت شونده و شرایطی هم برای شفاعت کننده گفتهاند. شفاعت شونده باید عهدی داشته باشد. «إِلَّا مَنْ دَانَ اللَّهَ بِوَلَايَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدِهِ فَهُوَ الْعَهْدُ عِنْدَ اللَّهِ»[۲۱] عهد هم این است که این است که اهل ولایت باشد و الا شفاعت نمیشود؛ اما شفاعت کننده چه شرایطی باید داشته باشد؟ آیاتی در قرآن شرایط شفاعت کننده را ذکر میکند من بعضیها را ذکر میکنم:
یکی در سوره مبارکه زخرف است خدای متعال میفرماید: «وَ لا يَمْلِكُ الَّذينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفاعَةَ إِلاَّ مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ»[۲۲] آن هایی که غیرخدا را میخوانند مالک شفاعت نیستند و میتوانند شفاعت بکنند، الا این که یکی از این دو شرط را داشته باشند هم اهل شهادت به حق باشند و هم اهل علم به حقایق باشند. مرحوم آیت الله طباطبائی ذیل آیه سوره بقره که میفرماید: «وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ»[۲۳] آنجا این شهادت را توضیح میدهند: کسی که میخواهد شفیع باشد باید شاهد باشد، این شهادت هم باید نسبت به ظاهر و باطن باشد چون در قیامت از باطن ما سوال میکنند؛ بنابراین باید شاهد همه اسرار وجودی انسان باشد و «شَهِدَ بِالْحَقِّ»، یعنی این شهادتش هم باید شهادت بالحق باشد؛ (چون ممکن است کسی نگاهش نگاه حق نباشد) باید حق و درست ببیند و اهل علم به همه حقایق باشد و الا کسی که اهل علم به حقایق نیست این مالک شفاعت نیست.
یک آیه دیگری میخوانم. خدای متعال میفرماید: «لَا يَمْلِكُونَ الشَّفَاعَةَ إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِندَ الرَّحْمَنِ عَهْدًا»[۲۴] این در سوره مبارکه مریم است. یک آیه هم در سوره طه است که روز قیامت اینطوری است «وَخَشَعَت الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ فَلَا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْسًا»[۲۵] وقتی فرمان میآید به دنبال او حرکت میکنند و در صحنه قیامت حاضر میشوند و میتوانند تخلف بکنند؛ همه سر و صداها خاشع میشوند و اصوات هم در مقابل رحمانیت حضرت حق خشوع میکنند و جز سر و صداهای بسیار آرام و آهسته چیزی نمیشنوی همه در حال خشوعاند و در ادامه آیه میفرمایند: «يَوْمَئِذٍ لَّا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ رَضِی لَهُ قَوْلًا»[۲۶] آن روز شفاعت فایده ندارد نه کسی حق شفاعت دارد و نه شفاعت قبول میشود مگر خداوند به کسی که از قول او راضی شده، اجازه بدهند. روایات «رَضِی لَهُ قَوْلًا» را معنا کردهاند. یک معنا که بعضی از مفسرین و از جمله علامه بزرگوار طباطبائی کردند و معنای خوبی است؛ میفرمایند: رضایت مطلق از قول او خدا داشته باشد و هیچ عیبی قول او نداشته باشد. لذا باید از همه خطاها و خطیئهها پاک باشد؛ باید از شرک پاک باشد؛ یعنی کسی که در مقام اخلاص است. لذا اصل این شفاعت مال نبی اکرم است که هر چه بگوید، خدا میپسندد «وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى»[۲۷] یعنی اصل شفاعت مال ایشان است. دیگران هم میتوانند شفاعت کنند؛ البته به اندازهای که شفاعت نبی اکرم دستشان را بگیرد.
معصوم فرمود روز قیامت شیعیان و دوستان ما دست به دامن ما و ما دست به دامن نبی اکرم و نبی اکرم دست به دامن خدا است و به اندازه ای که شفاعت نبی اکرم محقق میشود بقیه میتوانند شفاعت کنند. لذا کسی شفیع میشود که شفاعت حضرت شامل حالش شده باشد.
من گمان میکنم «اشْفَعى لى فِى الْجَنَةِ فَاِنَ لَكِ عِنْدَ اللهِ شَأْناً مِنَ الشَأْنِ» شاید معنایش این باشد که شأنی از مقام محمود نبی اکرم در ایشان است و این همان عهدی است که باید داشته باشد؛ همان «رَضِيَ لَهُ قَوْلاً» و همان شهود بالحق و علم است و همه آن چیزهایی که در نبی اکرم است و شفیع کل هستی هستند، این در فاطمه معصومه سلام الله علیها محقق است؛ چقدر در ایشان محقق است؟ آن روایت امام صادق را یک بار دیگر میخوانم: «تَدخُلُ بِشَفاعَتِها شِيعَتي الجَنَّةَ بِأجمَعِهِم» یعنی همه شیعیان؛ یعنی مقاماتی از مقامات بهشت است که به دست ایشان به روی همه شیعیان باز میشود. این همان است که حضرت زهرا جلالت خودشان را به ایشان دادند، هیچ چیز دیگری نیست.
پس شفاعت ایشان شعاعی از شفاعت نبی اکرم است آن عهدی که نبی اکرم عندالله دارند، آن طهارت و عصمتی که دارند که «رَضِی لَهُ قَوْلًا» و آن شهود بالحقی که دارند و علم و معارفی که نبی اکرم دارند و همه این چیزهایی که در شفیع لازم است، از جمله محبت و انس و لطفی که دارند، همه این امور در نبی اکرم است و مقامش در وجود فاطمه معصومه تجلی کرده است. این مقام، مقام فوقالعادهای است که به همه گفتند، بگویید: «اشْفَعى لى فِى الْجَنَةِ» که درهای مقامات توحید و بهشت برای شیعیان و اولیاء از طریق ایشان باز میشود. به همین دلیل است که وجود مقدس امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را بزرگان مکرر در حرم ایشان، در بیداری و خواب دیدهاند. معصوم با آن جلالت و عظمتی که دارند و لذا قدوم مبارک حضرت صاحب الزمان موجب مزید شرافت این موقف و مقام میشود.
پاورقیها
۱
. «وَ تَقُولُ حِينَ تَخْرُجُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ؛ بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَى ابْنِ رَسُولِ اللَّهِ حَسْبِيَ اللَّه»؛ من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۶۰۲، دعای هنگام خروج به سمت زیارت امام رضا (ع).
۲
. «عَنِ ابْنِ الرِّضَا (ع) قَالَ: مَنْ زَارَ قَبْرَ عَمَّتِي بِقُمَّ فَلَهُ الْجَنَّةُ»؛ کامل الزیارات، ص۳۲۴.
۳
. «عَنْ سَعْدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا (ع) قَالَ قَالَ: يَا سَعْدُ عِنْدَكُمْ لَنَا قَبْرٌ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ قَبْرُ فَاطِمَةَ بِنْتِ مُوسَى (ع) قَالَ نَعَمْ مَنْ زَارَهَا عَارِفاً بِحَقِّهَا فَلَهُ الْجَنَّةُ»؛ بحارالانوار، ج۴۸، ص۳۱۶.
۵
. «عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (عَلَيْهِمُ السَّلَامُ)، قَالَ:سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) يَقُولُ: التَّوْحِيدُ ثَمَنُ الْجَنَّةِ…»؛ الامالی(طوسی)، ص۵۷۰.
۷
.«عَنِ الصَّادِقِ (ع) أَنَّهُ قَالَ: إِنَّ لِلَّهِ حَرَماً وَ هُوَ مَكَّةُ أَلَا إِنَّ لِرَسُولِ اللَّهِ حَرَماً وَ هُوَ الْمَدِينَةُ أَلَا وَ إِنَّ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ حَرَماً وَ هُوَ الْكُوفَةُ أَلَا وَ إِنَّ قُمَّ الْكُوفَةُ الصَّغِيرَةُ أَلَا إِنَّ لِلْجَنَّةِ ثَمَانِيَةَ أَبْوَابٍ ثَلَاثَةٌ مِنْهَا إِلَى قُمَّ تُقْبَضُ فِيهَا امْرَأَةٌ مِنْ وُلْدِي اسْمُهَا فَاطِمَةُ بِنْتُ مُوسَى وَ تُدْخَلُ بِشَفَاعَتِهَا شِيعَتِي الْجَنَّةَ بِأَجْمَعِهِم»؛ بحارالانوار، ج۵۷، ص۲۲۸.
۸
. «عَنْ سَعْدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا (ع) قَالَ قَالَ: يَا سَعْدُ عِنْدَكُمْ لَنَا قَبْرٌ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ قَبْرُ فَاطِمَةَ بِنْتِ مُوسَى (ع) قَالَ نَعَمْ مَنْ زَارَهَا عَارِفاً بِحَقِّهَا فَلَهُ الْجَنَّةُ»؛ بحارالانوار، ج۴۸، ص۳۱۶.
۱۰
. «عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَى بْنِ أَعْيَنَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ قَدْ وَلَدَنِي رَسُولُ اللَّهِ ص وَ أَنَا أَعْلَمُ كِتَابَ اللَّهِ وَ فِيهِ بَدْءُ الْخَلْقِ وَ مَا هُوَ كَائِنٌ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ فِيهِ خَبَرُ السَّمَاءِ وَ خَبَرُ الْأَرْضِ وَ خَبَرُ الْجَنَّةِ وَ خَبَرُ النَّارِ وَ خَبَرُ مَا كَانَ وَ خَبَرُ مَا هُوَ كَائِنٌ أَعْلَمُ ذَلِكَ كَأَنَّمَا أَنْظُرُ إِلَى كَفِّي إِنَّ اللَّهَ يَقُولُ «فِيهِ تِبْيَانُ كُلِّ شَيْءٍ»»؛ بصائر الدرجات، ج۱، ص۱۹۸.
۱۱
. «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) أَنَا سَيِّدُ مَنْ خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَنَا خَيْرٌ مِنْ جَبْرَئِيلَ وَ مِيكَائِيلَ وَ إِسْرَافِيلَ وَ حَمَلَةِ الْعَرْشِ وَ جَمِيعِ مَلَائِكَةِ اللَّهِ الْمُقَرَّبِينَ وَ أَنْبِيَاءِ اللَّهِ الْمُرْسَلِينَ وَ أَنَا صَاحِبُ الشَّفَاعَةِ وَ الْحَوْضِ الشَّرِيفِ وَ أَنَا وَ عَلِيٌّ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّةِ مَنْ عَرَفَنَا فَقَدْ عَرَفَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَنْ أَنْكَرَنَا فَقَدْ أَنْكَرَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَل…»؛ کمال الدین و تمام النعمه، ج۱، ص۲۶۱.
۱۳
. «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ * اللَّهُ الصَّمَدُ * لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ * وَ لَمْ يَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَدُ»؛ سوره توحید.
۱۶
. «قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً»؛ سوره کهف، آیه۱۱۰.
۱۷
. «عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) جُعِلْتُ فِدَاكَ هَذَا الْحَدِيثُ الَّذِي سَمِعْتُهُ مِنْكَ مَا تَفْسِيرُهُ قَالَ وَ مَا هُوَ قَالَ إِنَّ الْمُؤْمِنَ يَنْظُرُ بِنُورِ اللَّهِ فَقَالَ يَا مُعَاوِيَةُ إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْ نُورِهِ وَ صَبَغَهُمْ فِي رَحْمَتِهِ وَ أَخَذَ مِيثَاقَهُمْ لَنَا بِالْوَلَايَةِ عَلَى مَعْرِفَتِهِ يَوْمَ عَرَّفَهُمْ نَفْسَهُ فَالْمُؤْمِنُ أَخُو الْمُؤْمِنِ لِأَبِيهِ وَ أُمِّهِ أَبُوهُ النُّورُ وَ أُمُّهُ الرَّحْمَةُ وَ إِنَّمَا يَنْظُرُ بِذَلِكَ النُّورِ الَّذِي خُلِقَ مِنْهُ»؛ بصائر الدرجات، ج۱، ص۸۰.
۱۸
. «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ أَنَّهُ قَالَ إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ اللَّيْلَةُ فَاطِمَةُ وَ الْقَدْرُ اللَّهُ فَمَنْ عَرَفَ فَاطِمَةَ حَقَّ مَعْرِفَتِهَا فَقَدْ أَدْرَكَ لَيْلَةَ الْقَدْرِ وَ إِنَّمَا سُمِّيَتْ فَاطِمَةُ لِأَنَّ الْخَلْقَ فُطِمُوا عَنْ مَعْرِفَتِهَا وَ قَوْلُهُ وَ ما أَدْراكَ ما لَيْلَةُ الْقَدْرِ لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ يَعْنِي خَيْرٌ مِنْ أَلْفَ مُؤْمِنٍ وَ هِيَ أُمُّ الْمُؤْمِنِينَ تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيها وَ الْمَلَائِكَةُ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ يَمْلِكُونَ عِلْمَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ الرُّوحُ الْقُدُسُ هِيَ فَاطِمَةُ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ سَلامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ يَعْنِي حَتَّى يَخْرُجَ الْقَائِمُ»؛ تفسیر فرات کوفی، ص۵۸۱.
۱۹
. «يَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَلَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصْنِي فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ نَارِي»؛ الامالی(صدوق)، ص۲۳۵.
۲۰
. «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ: إِنَّ أَمْرَنَا صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ لَا يَحْتَمِلُهُ إِلَّا مَنْ كَتَبَ اللَّهُ فِي قَلْبِهِ الْإِيمَان»؛ بصائر الدرجات، ج۱، ص۲۷.
۲۱
. «عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع)…قُلْتُ قَوْلُهُ «لا يَمْلِكُونَ الشَّفاعَةَ إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً» قَالَ إِلَّا مَنْ دَانَ اللَّهَ بِوَلَايَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدِهِ فَهُوَ الْعَهْدُ عِنْدَ اللَّهِ»؛ الکافی، ج۱، ص۴۳۱.
۲۳
. «وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ وَ يَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهيداً وَ ما جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتي كُنْتَ عَلَيْها إِلاَّ لِنَعْلَمَ مَنْ يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ يَنْقَلِبُ عَلى عَقِبَيْهِ وَ إِنْ كانَتْ لَكَبيرَةً إِلاَّ عَلَى الَّذينَ هَدَى اللَّهُ وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُضيعَ إيمانَكُمْ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُفٌ رَحيم»؛ سوره بقره، آیه۱۴۳.