اخبار غیبی حول وجود حضرت معصومه (سلام الله علیها)، شهر قم و زیارت آن بانو
متن زیر سخنرانی آیتالله میرباقری در تاریخ ۵ آذر ماه ۱۳۹۹ است، که در شبکه تلویزیونی افق برگزار شده است.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین. اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاً وقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طَویلاً.
۱. دسترسی به اخبار ارزشمند غیبی، منحصر در انبیاء و اولیاء الهی
در باب حضرت معصومه سلام الله علیها روایات متعددی داریم که چند نکته در آنها توضیح داده شده است؛ یکی شأن و جایگاه حضرت معصومه است که در روایات آمده است پاره تن من در قم دفن میشود و امام صادق علیه السلام نیز قبل از تولد حضرت معصومه سلام الله علیها فرمودند که قم حرم ماست. دوم اینکه یک پردههای غیبی در عالم هستند که ما نیازمند به وقوف، اشراف و اطلاع به آنها هستیم و این غیب هم انحصارا در اختیار خدای متعال است. «عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا»[۱]، یعنی خدا به احدی اجازه نمیدهد بر این غیب غلبه کند و او را عالم به این غیب نمیکند الا کسی را برای یک رسالتی انتخاب کند و او رسول شود چون خدای متعال که هر کسی را رسول نمیکند «اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ»[۲]. اگر خدا کسی را بر رسالت پسندید، آن وقت به اندازه ای که به او رسالت میدهد ممکن است پردههای غیبی را هم که باید برای امت خودش بالا بزند به او عطا کند.
بحثهای باطنیتری هم در این مورد وجود دارد؛ انبیاء بخصوص وجود مقدس نبی اکرم و اهل بیت، غیب شان فوق آن غیبی است که در عالم ما نازل میکنند و حالا این بحث دیگری است؛ این غیب را خدا به انبیاء تعلیم میکند آن هم با یک قرنطینه و محافظی که دست شیاطین به آن نرسد. «إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا»[۳]؛ در پیش رو و پشت سر نگهبانانی هستند که نگذارند به این غیب دستبرد بخورد و این غیب خیلی ارزشمندی است، لذا اخباری که انبیاء برای ما میآورند و معصومینی که دستی در عالم غیب دارند، مشرف به خیلی از عوالم غیب اند.
در باب اهل بیت علیهم السلام چهارده نور پاک نقل این است که علم الهی هفتاد و سه حرف است و جز یک علمش که حرف مستأثر است هفتاد و دو تای آن در اختیار آنهاست در حالی که مثلا حضرت عیسی دو حرف، حضرت موسی چهار حرف، حضرت ابراهیم هشت حرف، حضرت نوح پانزده حرف، حضرت آدم بیست و پنج حرف را بیشتر در اختیار نداشتند.
این اخبار غیبیای که معصومین به ما گفتند خیلی ارزشمند است و اتفاقا فراعنه در طول تاریخ سعی میکردند برای این غیب بدلسازی کنند؛ یعنی آنها هم ساحرانی داشتند که در خدمتشان بودند و آنها هم سعی میکردند به کمک شیاطین به پردههای غیب راه پیدا بکنند که البته میدانید آنها هیچ وقت به غیب خالص دست پیدا نمیکردند و بعد از تولد وجود مقدس نبی اکرم هم که دیگر از رفتن به آسمانها منع شدند و دیگر نمیتوانند مطلع شوند؛ گاهی کمین میکردند و خبری را از عالم ملائکه جست و گریخته میگرفتند.
در روایات دارد خودشان را هم قاطی میکردند و میگفتند این اخبار غیبی است که در اختیار آنهاست. در طول تاریخ هم همینطور بوده و الان هم همینطور است؛ الان هم مطمئن باشید همین امپراتوری بزرگ قدرت و این شیطانهایی که بر عالم حکومت میکنند، اینها هم حتما با کاهنهای شان در ارتباطاند. علومی مانند تنجیم، سحر و کهانت وجود داشتهاند و به ما هم گفته شده است که دنبال این علوم نروید و دنبال کردن خیلی از آنها هم حراماند و در واقع میخواهیم بگوییم که آنها غیب حقیقی و چیز ارزشمندی هم نیستند.
لذا یکی از خصوصیات امام زمان این است که عالم به غیب و کلمه غیباند. پس این غیب خیلی به درد ما میخورد و وقتی یک حرفی از پردههای غیب زدند، اگر کسی گوش شنوایی داشته باشد میتواند خیلی از آنها برخوردار شود. لذا باید این اخبار را دنبال کرد و آنهایی را هم که به یک جایی رسیدند یعنی آن غیبی که انبیاء و اولیاء معصوم آوردند، آن غیب را رها نکرد که خالص و ناب است. این غیب دست نخورده است و شیاطین نتوانستند در آن نفوذ کنند. قرآن راجع به نبی اکرم میفرماید «وَ مَا هُوَ عَلَى الْغَيْبِ بِضَنِينٍ»[۴]، یعنی نسبت به تعیلم آن غیبی که به او رسیده بخیل نیست الا این که شما قابل نباشید.
«لَوْ وَجَدْتُ لِعِلْمِيَ اَلَّذِي آتَانِيَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ حَمَلَةً لَنَشَرْتُ اَلتَّوْحِيدَ وَ اَلْإِسْلاَمَ وَ اَلْإِيمَانَ وَ اَلدِّينَ وَ اَلشَّرَائِعَ مِنَ اَلصَّمَدِ»[۵] امام باقر علیه السلام راجع به «الصمد» یک بحثی دارند و درباره الف و لام آن یک اسراری را گفتهاند و بعد فرمودند اگر برای آن علمیکه خدای متعال به من عطا فرموده است حَمَلِهای پیدا میکردم، تمام اسلام، ایمان، توحید، دین و شرایع را از همین کلمه صمد برایش تشریح میکردم که ببینید همین یک کلمه، حامل همه آن حقایق است. ولی فرمودند که جدم امیرالمومنین آن را پیدا نکردند و من هم پیدا نکردم.
پس این علمیکه از پرده غیب در اختیار اولیاء معصوم است و خیلی هم گرانسنگ است و ما هم به آن محتاجیم، آنها در تعلیم آن بخیل نیستند و گاهی هم یک پردههایی را به اندازه گفتند و ما هم اگر اهلش باشیم میتوانیم از این مطلبی که گفتند بهره ببریم؛ همانطوری که قرآن هم پردههایی دارد و به اندازهای که انسان قابل میشود به پردههای غیب الهی راه پیدا میکند؛ از ظاهر قرآن به باطنش و از باطن به باطن بعدی میرسد. کلمات معصوم هم همینطور است.
اگر ما آنها را دنبال کنیم و اهل باشیم، ممکن است از یک کلمه به دریاهایی از معارف دست پیدا کنیم و باید قدرش را دانست؛ اگر در روایات دارد قرآن گنجینه اسرار الهی است، حواستان باشد وقتی آن را باز میکنید خیال نکنید که با یک کتاب معمولی روبرو هستید.
۲. اخبار غیبی مرتبط با و جود حضرت معصومه (سلام الله علیها) و شهر قم
حال عرض بنده راجع به وجود مقدس حضرت معصومه این است که یک حرفهایی راجع ایشان زده شده است که جزو همان اسرار غیبی است و گفته شده است که قم حرم ما اهل بیت است.
حضرت فرمود حرم ما اهل بیت قم است؛ حالا حرم الهی در مکه و حرم نبی اکرم صلی الله علیه و آله وسلم در مدینه است، اصلا معنی ندارد بگویید اینجا با جای دیگر یکسان است؛ این یک دنیا معارف است. شما درباره منابع طبیعی عالم هم اگر یک جایی نفتخیز باشد و یا معدن طلا داشته باشد نسبت به مناطقی که اینها را ندارند ارزشمندتر میدانید؛ حالا اگر بنا شد که زمینی حرم اهل بیت باشد و حقایقی که اهل بیت نازل میکنند در این حرم تجلی پیدا کند نیز همینطور است.
بعد هم حضرت فرمودند پاره تن من در آنجا دفن میشود؛ در واقع حضرت میخواهند بفرمایند که این نقطه با حضرت معصومه یک گره خاصی خورده است و یک رکنش وجود مقدس فاطمه معصومه سلام الله علیها است و این شخصیت است که حلقه اتصال اهل بیت به این شهر است و اینجا را حرم اهل بیت میکند. اینجا کانون ظهور، عنایات، تجلیات و حقایقی است که باید از اهل بیت در عالم ظهور پیدا کند و لذا حرم ایشان حرم همه اهل بیت میشود، حرمیکه همه اهل بیت اینجا حضوری زیارت میشوند.
[در زیارتنامه ایشان به] انبیاء اولوالعزم سلام غایب میشود و حضوری نیست؛ میفرماید «السَّلَامُ عَلَى آدَمَ صَفْوَةِ اللَّه»[۶] ولی وقتی به وجود مقدس رسول الله و اهل بیت میرسد، میفرماید «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّه» البته میدانید ما هر کجای عالم که هستیم، اگر اهل باشیم، میتوانیم ائمه را حاضر ببینیم و سلام کنیم؛ مگر در سلام همه نمازها نمیگوییم «السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّبِيُّ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُه» هر جای عالم که باشیم در هر نمازی که میخوانیم سلام میدهیم و این سلام جواب دارد که فوق العاده است.
در احوالات بعضی بزرگان آمده است در حرم حضرت امیر نماز میخواندند و احتمالا نماز مستحبی هم بوده است که سلام اول را نگفتند چون واجب نیست؛ بزرگی در آنجا به ایشان فرموده بودند این سلام را که ندادی خیلی از فیضها را از دست دادی؛ نگاه به سمت آسمان کردند، اشاره کرده بودند و دیده بودند چقدر مقامات است که بنا بود در همین یک سلام برای این آقا محقق شود، ولی نشده است. در احوالات بعضی بزرگان آمده است که ایشان گفته بود من هیچ وقت در نمازم به پیامبر خدا سلام نکردم الا اینکه جواب شنیدم.
ما اگر اهل باشیم همه جا میتوانیم سلام حاضر بگوییم ولی در این حرم به همه اجازه دادهاند. پیداست یک تشرف و حضور خاصی است. پس اگر اینجا حرم است، این وجود مقدس و دور و بر ایشان کانون این حرم میشود و هر فیضی که وجود دارد اصلش اولیاء خدا، معصومین و شیعیان کاملاند و مکان تابع اینها هستند. اگر مکه شرافت دارد، شرافت مکه به نبی اکرم است.
این که امام سجاد علیه السلام در آن خطبه نورانیشان که در مجلس یزید خواندند، فرمودند «أَنَا ابْنُ مَكَّةَ وَ مِنَى»[۷]، یعنی مکه و منا از شئون نبی اکرم است؛ شما نبی اکرم را بردارید اینها چه ارزشی دارند؟ «لَا أُقْسِمُ بِهَذَا الْبَلَدِ * وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهَذَا الْبَلَدِ»؛ لذا بعضی قسم در این آیه را اینطوری معنا کردند که پیامبر ما وقتی حریم تو را در این شهر میشکنند این شهر دیگر حرمت ندارد و به این شهر قسم نمیخورند. یعنی شهری که تو در آن حرمت نداری دیگر قابل قسم خوردن نیست ولی اگر تجلیات نبی اکرم در همین شهر وجود داشته باشد، مدینه الرسول میشود.
لذا در روایات راجع به کعبه دو تعبیر وجود دارد؛ در یک تعبیر گفته شده است که کعبه حرمات الله است. یک بار هم حضرت میفرمایند مردم مأمور شدند حول این سنگها طواف کنند و عهدشان را با ما تجدید کنند. پس این کعبه بدون امام سنگ است و به خاطر تعلقی که به امام دارد، خدای متعال به این واسطه کعبه را محترم میدارد؛ حرم و همه مکانهای دیگر هم شرافتشان به شرافت معصوم برمیگردد. جمله ای در زیارت جامعه کبیره از امامهادی سلام الله علیه آمده است که تمام مطلب را بیان میکند؛ «إِنْ ذُكِرَ اَلْخَيْرُ كُنْتُمْ أَوَّلَهُ وَ أَصْلَهُ وَ فَرْعَهُ وَ مَعْدِنَهُ وَ مَأْوَاهُ وَ مُنْتَهَاهُ»[۸]، یعنی هر خیری که یاد شود، سرچشمه و پایان و اصل و فرعش شما هستید. البته با این مضمون روایات متعددی وجود دارد؛ «نَحْنُ أَصْلُ كُلِّ خَيْرٍ وَ مِنْ فُرُوعِنَا كُلُّ بِرٍّ فَمِنَ اَلْبِرِّ»[۹]، ریشه همه خیرات اولیاء معصوم الهی هستند.
لذا قم حرم است، این که حضرت معصومه در اینجا هستند یک مقام است و حرم بودن قم به علت وجود حضرت معصومه است.
۳. مفهوم و اهمیت زیارت حضرت معصومه (سلام الله علیها) در اخبار
دو نکته را در این باره به ما گفتهاند؛ یکی این که بیایید زیارت کنید و زیارت به معنی هجرت است. ما یک سفرهای دنیایی داریم که پایانش ابتهاج و لذت جویی به دنیاست و همه گردشگری و صنعت توریسم همین است. گویا انسان هر چه در عالم خودش خوش گذرانده است برایش کم است، میرود بقیه جلوههای دنیا را هم ببیند و مستغرق در لذات دنیا شود؛ بیخودی هم نگوییم که این سیر و سیاحت است و قرآن به صنعت توریسم دعوت کرده است. صنعت توریسم یک صنعت گردشگری مادی و صنعت هجرت الی الدنیا است. ما راحل در دنیا میشویم و بعد هم که از سفر بر میگردیم، کلی تعلقات دنیایی بر تعلقاتمان اضافه میشود و فرهنگ دنیاپرستی را هم منتقل میکنیم.
منظور قرآن از سفر، سفر الی الله است؛ یعنی انسان در دنیا باید دائما مسافر الی الله باشد و در آیات الهی سیر کند که این یک مقام دیگری است. مثلا زیارت یک سفر الی الله است که در این سفر الی الله ما از وادی ولی خدا به سمت خدا حرکت میکنیم. یعنی سیر ما به سمت خدا از وادی ولی الله است لذا از همان ابتدا که کسی قصد سفر میکند، مهاجر الی الله و به تعبیری راحل الی الله است که دارد به سمت خدا کوچ میکند؛ لذا در زیارت نامهای که ما امام رضا علیه السلام را با آن زیارت میکنیم میگوید وقتی هنوز از خانه تان بیرون نرفتید، بایستید و بگویید «بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ»[۱۰]؛ یعنی کار مهمیکه انجام دهید اول از خدا کمک بخواهید و همینطوری پا در این وادی نگذارید. میگویید «بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَى ابْنِ رَسُولِ اللَّه» سفر الی الله است منتها این سفر الی الله از وادی ضیافت امام رضا عبور میکند، یعنی امام رضا دارد ما را در جاذبه وجودی خودش به سمت خدا سیر میدهد.
زیارت دو طرفه است، یعنی اینطور نیست که من قصد امام کنم ولی امام قصد من نکند. در یک روایتی میگفت شما به زیارت ما نمیآیید و وداع نمیکنید که برگردید مگر این که به اذن ما باشد؛ اینطور نیست که وقتی ما زائر میشویم از طرف ما شروع شده باشد، شروع از آن طرف است کما این که حرکت ما به سمت خدا به خاطر دعوت از سوی خداست. در دعای ابوحمزه داریم «بِكَ عَرَفْتُكَ وَ أَنْتَ دَلَلْتَنِي عَلَيْكَ وَ دَعَوْتَنِي إِلَيْكَ»[۱۱]؛ به خدا میگوید من سحر ماه رمضان دارم با تو حرف میزنم، من شروع نکردم بلکه تو برایم دعوت نامه فرستادهای، اگر تو دعوت نکرده بودی که من نمیتوانستم سراغ تو بیایم. مخلوق که نمیتواند شروع کننده باشد.
نسبت به اولیاء الهی هم همینطور است و ما شروع کننده نیستیم، این عزیزان خودشان شروع میکنند و خودشان هم خاتمه میدهند. لذا زیارت یک دعوت است و من آن را اجابت میکنم؛ پس اگر من دارم به زیارت امام رضا میروم از همینجا شروع میکنم. یک جذبهای از آن طرف میآید و حضرت دارند من را در جاذبه ولایت خودشان سیر میدهند. سیر میدهند که من را به خدا برسانند. امام داعی الی الله و دلیل الی الله است. از شئون اصلی امام هم همین دعوت و دلالت به خدا است؛ لذا زیارت یک سفر الی الله است که از میدان ولایت امام و اولیاء الهی عبور میکند و با آغازش هم دعوت ایشان است و ما آن را اجابت میکنیم؛ لذا خداوند میفرماید در هر حرکت از این سفر یک حسنه برایتان مینویسم و یک گناه از شما پاک میکنم و یک درجه بر درجاتتان اضافه میکنم.
در باب زیارت حضرت معصومه هم ایشان ما را دعوت کردند. این مقام به حدی است که میگویند همه دوستان و شیعیان ما بارشان را بردارند و بیایند این بزرگوار را زیارت کنند؛ این نقطه کانونی حرم ماست، خودتان را به اینجا برسانید. اینجا بیتالنور است یعنی وقتی قرآن میخواهد جریان هدایت الهی را در آیه نور توضیح دهد، میگوید این نور در مقامات تنزل پیدا کرد، کائنات را نورانی کرد تا به خانههایی رسید که دست شما به این خانهها میرسد. این بیوت نور، خانههای اهل بیت و خانه همین شیعیان کاملاند. شیعیان کامل هم خودشان بیت النور امام هستند.
در روایات دارد که این مشکات نوری که در آیه نور آمده است، مصداق اصلیاش قلب نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است. ولی فرمود قلوب مومنین هم مشکات نور است؛ یعنی مومن هم وقتی مومن کامل شد آن نور به اندازه ظرف خودش در او تجلی پیدا میکند، مثل ماه که حامل نور خوشید است و در روایت دارد شما نور خورشید را از ماه میگیرید، نور ما را هم از شیعیان میگیرید. شیعیان کامل وجود و حرمشان بیتالنور است که اتفاقاتی هم در این حرمها میافتد؛ آنها محل رفت و آمد ملائکه و اولیاء هستند. معصومین فرمودند همه خودتان را به این جا برسانید، بعد هم فرمودند اگر آمدید و زیارت کردید، بهشتی میشوید و درهای بهشت باز میشود.
سوال: درباره حضرت معصومه و زیارت ایشان هم عبارات «وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ»[۱۲] و «فَاطِمَةُ اِشْفَعِي لِي فِي اَلْجَنَّةِ»[۱۳] پرتکرار است.
جواب: اگر کسی دنبال تأویل جنت هم باشد که این جنت کجاست، یک مقام ظاهری دارد که همان بهشت الهی است و در قرآن مفصل توضیح داده شده است که یک نازله ای از او هم ممکن است در دنیا برای مومنین حاصل شود. «فَهُمْ وَ الْجَنَّةُ كَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِيهَا مُنَعَّمُونَ»[۱۴] امیرالمومنین فرمود متقین گویا الان هم وسط بهشتاند و دارند آن را میبینند. پس این بهشت یک ظاهری دارد و نازله اش در این دنیا هم میآید اما باطنش وادی توحید و ولایت است. وادی ولایت الله است که همه چیز در این وادی قرار دارد، لذا در روایت دارد که جنت از نور سیدالشهداء آفریده شده است و نازله نور خداست. همه در بهشت مهمان امام هستند. این روایات هم بیان میکنند جنت با زیارت حضرت معصومه به دست میآید، یعنی وقتی کسی به حضرت رو میآورد در واقع جنت اصلی خود حضرت است. لذا کسی که به زیارت حضرت میآید به جنت میرسد.
۴. هجرت حضرت معصومه (سلام الله علیها) و حق شفاعت ایشان
پس گفتیم معصومین به ما خبر دادهاند که اینجا حرم است و در این حرم یک کریمهای نزول اجلال میکنند و با یک مأموریتی میآیند؛ لذا این که بگوییم حضرت معصومه نمیدانستند و اتفاقی در قم بیمار شدند و از دنیا رفتند صحیح نیست؛ حضرت مأمور بودند به قم بیایند و برای این حرم مأموریت داشتند و هر طور که بود خودشان را به قم رساندند.
این هم که حضرت برای امام دلتنگ بودهاند، درست است و اصلا تعلق به امام رضا نقطه کانونی وجود حضرت معصومه است ولی این هجرت یک مأموریت بوده است؛ امام رضا یک هجرتی دارند و با هجرتشان تاریخ تشیع را ساختند. امام که مثل ما نیستند؛ در زیارت جامعه بعضی از شئون امام آمده است که شب قدر جبرئیل، ارواح و ملائکه بر ایشان نازل میشوند و تمام قوای ملکوت عالم تحت فرمان اوست. هیچ ملکی در زمین نازل نمیشود الا این که از محضر امام اجازه میگیرد.
بنابراین وقتی امام پا در مسافرت میگذارد، دارد یک کار بزرگی میکند و کائنات را تغییر میدهد. آن وقت ذیل هجرت امام رضا هم بزرگانی مثل حضرت معصومه سلام الله علیها، شاهچراغ و امامزادههای بزرگ هجرت کردند و اتفاقاتی ذیل آنها افتاده است؛ یعنی با آمدن حضرت معصومه اینجا تبدیل به بیتالنور شده است، منظور بنده از بیتالنور اسم مکانی که حضرت چند روز در آن ساکن بودند، نیست بلکه بیت النور یعنی نور الهی که در مشکات نبی اکرم تنزل پیدا کرده و در خانه اهل بیت، انبیاء و شیعیان کامل اهل بیت و نبی اکرم وجود دارد. حضرت معصومه هم یکی از آن شیعیان کامل اهل بیت است که تمام انوار اهل بیت در وجود ایشان تجلی کرده است، لذا در این حرم شما چهارده معصوم را زیارت میکنید و این خانه خانهای است که نور الهی که عالم را هدایت میکند در آن وجود دارد.
امام رضا فرمودند «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ»[۱۵] یعنی «هُدَى مَنْ فِي السَّمَاءِ وَ هُدَى مَنْ فِي الْأَرْض»[۱۶]. یعنی هدایت الهی در همه کائنات با نور الهی واقع میشود؛ این نور در نبی اکرم متمثل میشود و در بیوت میآید. به ما خبر دادند و گفتند یکی از کانونهای نور و هدایت در عالم اینجاست و نقطه کانونیاش هم حرم حضرت معصومه است که حضرت معصومه خودشان بیت النورند. ما میتوانیم این خبر را ندیده بگیریم، بگوییم یک خانمی دلتنگ شدند و آمدند اینجا از دنیا رفتند. این مانند این است که مثل یک مورخ داستان بگوییم اما روایت که تاریخ نیست؛ روایت نقل حقایق و معارف غیبی است که پردههای غیب را بالا میزند؛ میگویند ایشان هستند که میآیند و حرم ما را حرم میکند. لذا به ما میگویند که هجرت کنید و ایشان را زیارت کنید.
این تعبیر هم در بعضی روایات آمده است که میگویند امام را عارفا بحقه زیارت کنند «زَارَهُ عَارِفاً بِحَقِّهِ»[۱۷]؛ راجع به حضرت معصومه هم همین است. به نظر بنده یکی از معانی حق همان حق شفاعت است که خیلی امر عجیبی است، یعنی حضرت غیر از این که خودشان واصلاند، خدای متعال به ایشان حقی عطا کرده است که بالاترین حق است. در دعایی که در مسجد کوفه در مقام حضرت آدم خوانده میشود به خدا عرضه میداریم که تو را به حق تو، بر نبی اکرم و امیرالمومنین و حق نبی اکرم و امیرالمومنین بر تو قسم میدهیم؛ سوال پیش میآید که خداوند که بر همه حق دارد، چطور نبی اکرم و امیرالمومنین بر خدا حق دارند؟ در ادامه راجع به معصومین توضیح میدهد و میگوید حقی که آنها بر تو پیدا میکنند نعمتی است که خودت به آنها دادهای و الا کسی ابتدائاً بر خدا حق پیدا نمیکند. یک نعمتی به خدا پیدا کرده است که همان حق شفاعت است و خدا این حق را در حضرت معصومه هم قرار داده است.
لذا به ما میگویند، بیایید قصد کنید، زیارت کنید و به مقام ایشان عرفان پیدا کنید؛ بعد که زیارت کردید، التجاء کنید که ایشان دست شما را بگیرند و در وادی جنت ببرند. از همین جا هم شروع میشود، مربوط به قیامت نیست. در روایت داریم با این شفاعتی هم که میکنند همه شیعیان وارد بهشت میشوند؛ یعنی حضرت وقتی به قم میآیند یک اتفاقی در این نقطه کانونی میافتد که همه شیعیان از آن برخوردار میشوند. منزلتی از منازل است مثل عاشورا که البته عاشورا در منزلت خودش یک اتفاقی است که همه انبیاء سابق هم از آن بهره مندند. یعنی نقطه کانونی شفاعت نبی اکرم برای سماواتیها، برای زمینیها، برای جن، انس و حتی برای انبیاء و اولیاء است و همه شیعیان نیز از آن استضائه میکنند.
پاورقیها
. سوره جن، آیه۲۶.
. «وَ إِذا جاءَتْهُمْ آيَةٌ قالُوا لَنْ نُؤْمِنَ حَتَّى نُؤْتى مِثْلَ ما أُوتِيَ رُسُلُ اللَّهِ اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ سَيُصيبُ الَّذينَ أَجْرَمُوا صَغارٌ عِنْدَ اللَّهِ وَ عَذابٌ شَديدٌ بِما كانُوا يَمْكُرُون»؛ سوره انعام، آیه۱۲۴.
. سوره جن، آیه۲۷.
. سوره تکویر، آیه۲۴.
. التوحید (صدوق)، ص۹۲.
. زیارتنامه حضرت معصومه (س).
. «أَنَا ابْنُ مَكَّةَ وَ مِنَى أَنَا ابْنُ مَنْ خَضَعَتْ لَهُ قُرَيْشٌ رَغْما…»؛ الاحتجاج (طبرسی)، ج۲، ص۳۱۱.
. زیاره الجامعه الکبیره.
. «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ: نَحْنُ أَصْلُ كُلِّ خَيْرٍ وَ مِنْ فُرُوعِنَا كُلُّ بِرٍّ فَمِنَ الْبِرِّ التَّوْحِيدُ وَ الصَّلَاةُ وَ الصِّيَامُ وَ كَظْمُ الْغَيْظِ وَ الْعَفْوُ عَنِ الْمُسِيءِ وَ رَحْمَةُ الْفَقِيرِ وَ تَعَهُّدُ الْجَارِ وَ الْإِقْرَارُ بِالْفَضْلِ لِأَهْلِهِ وَ عَدُوُّنَا أَصْلُ كُلِّ شَرٍّ وَ مِنْ فُرُوعِهِمْ كُلُّ قَبِيحٍ وَ فَاحِشَةٍ فَمِنْهُمُ الْكَذِبُ وَ الْبُخْلُ وَ النَّمِيمَةُ وَ الْقَطِيعَةُ وَ أَكْلُ الرِّبَا وَ أَكْلُ مَالِ الْيَتِيمِ بِغَيْرِ حَقِّهِ وَ تَعَدِّي الْحُدُودِ الَّتِي أَمَرَ اللَّهُ وَ رُكُوبُ الْفَوَاحِشِ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ وَ الزِّنَا وَ السَّرِقَةُ وَ كُلُّ مَا وَافَقَ ذَلِكَ مِنَ الْقَبِيحِ فَكَذَبَ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ مَعَنَا وَ هُوَ مُتَعَلِّقٌ بِفُرُوعِ غَيْرِنَا»؛ الکافی، ج۸، ص۲۴۲.
. «وَ تَقُولُ حِينَ تَخْرُجُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ؛ بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَى ابْنِ رَسُولِ اللَّهِ حَسْبِيَ اللَّه»؛ من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۶۰۲، دعای هنگام خروج به سمت زیارت امام رضا (ع).
. دعای ابوحمزه ثمالی.
. «رُوِيَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَهْلِ الرَّيِّ أَنَّهُمْ دَخَلُوا عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) وَ قَالُوا نَحْنُ مِنْ أَهْلِ الرَّيِّ فَقَالَ مَرْحَباً بِإِخْوَانِنَا مِنْ أَهْلِ قُمَّ فَقَالُوا نَحْنُ مِنْ أَهْلِ الرَّيِّ فَأَعَادَ الْكَلَامَ قَالُوا ذَلِكَ مِرَاراً وَ أَجَابَهُمْ بِمِثْلِ مَا أَجَابَ بِهِ أَوَّلًا فَقَالَ إِنَّ لِلَّهِ حَرَماً وَ هُوَ مَكَّةُ وَ إِنَّ لِلرَّسُولِ حَرَماً وَ هُوَ الْمَدِينَةُ وَ إِنَّ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ حَرَماً وَ هُوَ الْكُوفَةُ وَ إِنَّ لَنَا حَرَماً وَ هُوَ بَلْدَةُ قُمَّ وَ سَتُدْفَنُ فِيهَا امْرَأَةٌ مِنْ أَوْلَادِي تُسَمَّى فَاطِمَةَ فَمَنْ زَارَهَا وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّة»؛ بحارالانوار، ج۵۷، ص۲۱۶.
. زیارتنامه حضرت معصومه (س).
. «عَظُمَ الْخَالِقُ فِي أَنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ مَا دُونَهُ فِي أَعْيُنِهِمْ فَهُمْ وَ الْجَنَّةُ كَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِيهَا مُنَعَّمُونَ وَ هُمْ وَ النَّارُ كَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِيهَا مُعَذَّبُون»؛ نهج البلاغه، خطبه المتقین.
. «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فيها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ في زُجاجَةٍ الزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ يَكادُ زَيْتُها يُضيءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَليمٌ »؛ سوره نور، آیه۳۵.
. «عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ هِلَالٍ قَالَ: سَأَلْتُ الرِّضَا (ع) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» فَقَالَهادٍ لِأَهْلِ السَّمَاءِ وَهادٍ لِأَهْلِ الْأَرْضِ وَ فِي رِوَايَةِ الْبَرْقِيِّ هُدَى مَنْ فِي السَّمَاءِ وَ هُدَى مَنْ فِي الْأَرْض»؛ الکافی، ج۱، ص۱۱۵.
. «الْبَزَنْطِيِّ قَالَ: قَرَأْتُ فِي كِتَابِ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا (ع) أَبْلِغْ شِيعَتِي أَنَّ زِيَارَتِي تَعْدِلُ عِنْدَ اللَّهِ أَلْفَ حِجَّةٍ قَالَ فَقُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ (ع) أَلْفَ حِجَّةٍ قَالَ إِي وَ اللَّهِ وَ أَلْفَ أَلْفِ حِجَّةٍ لِمَنْ زَارَهُ عَارِفاً بِحَقِّهِ»؛ کامل الزیارات، ص۳۰۶.