حضرت معصومه، هادی شیعه در طرح نبی اکرم
متن زیر سخنرانی آیتالله میرباقری در تاریخ ۲۵ آبان ۱۴۰۰ است که در حرم مطهر حضرت معصومه (سلام الله علیها) به مناسبت شهادت حضرت معصومه سلاماللّهعلیها برگزار شده است.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین. اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاً وقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طَویلاً.
۱. نبی اکرم، محور هدایت امتها در طول تاریخ
«إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هاد».[۱] رسول گرامی اسلام، هادی همۀ امتها هستند؛ هدایت خدای متعال در کل امتها از گذشته تا پایان این عالم بر محور نبی اکرم است؛ یک قسمت از هدایتی که به دست حضرت واقع میشود، قبل از بعثت ظاهری حضرت است که انبیاء دیگر عهدهدار آن بودند؛ ولی آنچه که از معارف ما استفاده میشود این است که در واقع همۀ انبیا پرچمداران مسیر حضرت هستند و طرحی جدای از طرح حضرت ندارند؛ هیچ پیامبری حتی انبیاء اولوالعزم ـ یعنی حضرت نوح و ابراهیم و موسی و عیسی علیهمالسلام ـ هم، یک طرح مستقل هدایت در عرض پیامبر خاتم ندارند؛ برنامۀ اصلی هدایت، برنامۀ نبی اکرم است؛ خدای متعال هدایت کل را به ایشان سپرده و انبیاء دیگر هم قسمتی از همان طرح را اجرا کردهاند؛ عالم را آماده کردهاند برای این که خود حضرت قدم در این عالم بگذارند و امر هدایت را به دست بگیرند؛ این [مطلب] از آیات و روایات فراوانی استفاده میشود.
لذا از همۀ انبیا حتی انبیاء اولوالعزم نسبت به وجود مقدس نبی اکرم میثاق و عهد گرفتهاند؛ معنای این میثاق و عهد همین است؛ یعنی باید در دامنۀ مأموریت حضرت عمل کنند؛ خودشان یک طرح هدایت مستقل و یک برنامه دستگیری مستقل ندارند؛ ایشان محور همۀ هدایتها هستند؛ آن عبد مطلقی که بندۀ خداست و تمام هدایت الهی از طریق ایشان در عالم جاری میشود، وجود مقدس نبی خاتم هستند؛ قسمتی از آن حقیقت هدایتی که به حضرت رسیده، به تمام انبیاء دیگر هم رسیده است؛ به دست حضرت هم رسیده و آن را محقق میکنند؛ لذا در قیامت هم امتهای خودشان را تحویل نبی اکرم میدهند؛ درواقع امتهای خودشان را در این دنیا تا یک نقطهای میآورند و از آن به بعد دیگر باید با نبی اکرم راه بروند؛ همۀ انبیاء گذشته کسانی را که هدایت کردهاند، امت [این انبیا] بعد از این باید با نبی اکرم راه را ادامه بدهند؛ در آخرت هم همینطور است؛ امتهای خودشان را به نبی اکرم تحویل میدهند؛ ایشان هستند که باید شفاعت کنند و درهای بهشت را باز کنند؛ و این امر هدایت که بر محور نبی اکرم واقع شده و انبیاء دیگر هم قسمتی از آن را به عهده گرفتهاند، در دوران بعد از ظهور حضرت در این عالم به واسطه ائمه جاری میشود.
«إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هاد»؛ این آیه در روایات اینطور معنا شده که شما همۀ عالم را انذار و بیدار میکنید، ولی هدایت شما به واسطۀ ائمه به امت میرسد؛ فرمود منذر وجود مقدس نبی اکرم هستند که عالم را انذار کردهاند، بیدار کردهاند و به سمت خدا حرکت دادهاند؛ ولی وقتی امتها بیدار شدهاند و میخواهند حرکت کنند، ما ائمه هستیم که هادی آنها هستیم؛ تعبیر بعضی روایات این است که ائمه علیهمالسلام «يَهْدِيهِمْ إِلَى مَا جَاءَ بِهِ نَبِيُّ اللَّهِ»؛[۲] هیچ امامی هم هدایت مستقلی ندارند؛ همان هدایتی که نبی اکرم آوردهاند به دست امیرالمؤمنین و به دست ائمۀ بعدی به امتها میرسد؛ لذا همۀ هدایت بر محور نبی اکرم است و به دست ائمه واقع میشود؛ این یک نکته.
۲. امتحانات و عهدهای الهی، شرط عهدهدار شدن هدایت امت
نکته دوم این است که خدای متعال به هر کسی اجازه نمیدهد که بیاید و هدایت کند؛ هدایت اذن و اجازه میخواهد؛ اینطور نیست که هر کسی پیامبر یا رسول یا امام بشود؛ اینها از طرف خدای متعال اذن میخواهد و خدای متعال یک عهدهایی از اشخاص میگیرد؛ بعد از آن عهدها و امتحانهای سنگین، آنوقت به آنها اجازه میدهد نبی بشوند؛ یک امتحانهای سنگینتری گرفته میشود تا رسول میشوند؛ یک امتحانهای سنگینتری گرفته میشود تا پیامبر اولوالعزم میشوند؛ یک امتحانهای سنگینتری گرفته میشود تا مثل حضرت ابراهیم خلیل، امام میشوند؛ «وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ».[۳] این طور نیست که هرکسی بتواند هدایت کند؛ هدایت از طرف خدای متعال نازل میشود؛ باید یک حقیقتی در اختیار فرد قرار بگیرد تا بتواند دیگران را هدایت کند؛ به میل و هوس و اینها نیست؛ به خواندن و نوشتن و این چیزها هم نیست؛ خدای متعال یک امتحانها و عهدهایی میگیرد که اگر آن امتحانها را دادند، خدای متعال به اندازۀ ظرف خودشان به آنها اجازه میدهد که [دیگران را] هدایت کنند.
اینطوری نیست که هر کسی بتواند [دیگران را] هدایت کند؛ لذا [این مطلب] در روایات ما [بهطور] مفصل آمده است؛ همۀ شما با این جملات آغازین دعای ندبه مأنوس هستید؛ آنجا امام صادق علیهالسلام میفرمایند: «اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ عَلَى مَا جَرَى بِهِ قَضَاؤُكَ فِي أَوْلِيَائِك»؛[۴] خدایا تو یک حکمی در باب اولیاء خودت داشتی، یک قضایی داشتی، من تو را بر آن قضا حمد میکنم؛ بعد توضیح میدهد: «الَّذِينَ اسْتَخْلَصْتَهُمْ لِنَفْسِكَ وَ دِينِكَ»؛ تو آنها را برای خودت خالصاً انتخاب کردی؛ آنها را خالصۀ خودت قرار دادی؛ برای دینت و هدایتت و این که دین به وسیله آنها جاری بشود، آنها را برگزیدی؛ «إِذِ اخْتَرْتَ لَهُمْ جَزِيلَ مَا عِنْدَكَ مِنَ النَّعِيمِ الْمُقِيمِ، الَّذِي لَا زَوَالَ لَهُ وَ لَا اضْمِحْلَالَ بَعْدَ أَنْ شَرَطْتَ عَلَيْهِمُ الزُّهْدَ فِي زَخَارِفِ هَذِهِ الدُّنْيَا الدَّنِيَّةِ وَ زِبْرِجِهَا»؛ آنها را برگزیدی و با آنها شرط کردی که نسبت به همۀ مقامات دنیا باید زاهد باشند؛ اگر از این در دنیا میآیند و داخل میشوند و از آن در دنیا بیرون میروند، نباید ذرهای گرد و غبار دنیا بر دامنشان بنشیند؛ نباید پایشان در این دنیا تر بشود؛ باید اینطور سالم بیایند و سالم بیرون بروند؛ باید نسبت به همۀ مقامات دنیا و تمام لذات دنیا، زاهد باشند؛ «فَشَرَطُوا لَكَ ذَلِكَ»؛ آنها شرط کردند و قول دادند؛ «وَ عَلِمْتَ مِنْهُمُ الْوَفَاءَ بِه»؛ تو هم میدانستی که آنها اهل وفا هستند و زیر قول و شرط خودشان نمیزنند؛ «فَقَبِلْتَهُمْ وَ قَرَّبْتَهُمْ، وَ قَدَّمْتَ لَهُمُ الذِّكْرَ الْعَلِيَّ وَ الثَّنَاءَ الْجَلِيَّ، وَ أَهْبَطْتَ عَلَيْهِمْ مَلَائِكَتَكَوَ كَرَّمْتَهُمْ بِوَحْيِكَ» ، اینطوری بود که آنها را به نبوت رساندی؛ ملائکه بر آنها نازل شدند؛ «وَ رَفَدْتَهُمْ بِعِلْمِكَ»؛ علم خودت را به اندازۀ ظرفشان به آنها عطا کردی؛ «وَ جَعَلْتَهُمُ الذَّرَیِعَة إِلَيْكَ، وَ الْوَسِيلَةَ إِلَى رِضْوَانِكَ»؛ اینطوری بود که انبیا وسیلۀ هدایت مردم شدند؛ مردم را به سوی تو و مقام رضوان هدایت میکردند؛ به هرکسی اجازۀ هدایت نمیدهند.
هدایت یک عهد است؛ باید امتحانهایی بدهد؛ اگر امتحان داد، اجازۀ هدایت میدهند؛ یادم هست که در یک روایتی، در آن دورانی که حضرت موسای کلیم برای حضرت شعیب چوپانی میکردند در نقل دارد که یک روزی یکی از این بزهای تیزپا در دامنۀ کوه فرار کرد؛ حضرت تا این حیوان را بگیرند خیلی خسته شدند؛ بعد شروع کردند [و این حیوان را] نوازش کردند؛ به او فرمودند که ای حیوان! من دلم برای تو میسوزد، گرگ تو را میخورد، من را که نمیخورد! اگر من تو را تعقیب میکنم، به خاطر خودت است؛ بعد در یک نقلی دارد که خدای متعال فرمود که من تو را به خاطر این صفتت پیامبر میکنم؛ اینطور نیست که خدای متعال هر کسی را پیامبر یا رسول کند؛ یک عهدها و امتحانهای سنگینی میگیرند؛ آنوقت اجازه میدهند.
عرض کردم که اصل عهد هدایت برای وجود مقدس نبی اکرم است؛ عبد مطلق خداست؛ بر همۀ انبیا در بندگی سبقت گرفته است؛ لذا بر همه مقدم است؛ همۀ انبیا ذیل ایشان هستند؛ برای هدایت مردم امتحانهای سختی داده است؛ به خدای متعال قول داده که بار هدایت را بردارد؛ بار هدایت بار آسانی نیست؛ بار هدایت یعنی عاشورا، یعنی احد، یعنی بدر، یعنی خیبر؛ خود حضرت باید به میدان بروند و آن سختیها را تحمل کنند تا مردم را هدایت کنند و راه باز بشود.
در قرآن در سورۀ مبارکۀ مزمل به پیامبر میفرماید که شبها بیدار باش؛ «قُمِ الَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا * نِّصْفَهُ أَوِ انقُصْ مِنْهُ قَلِيلاً * أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَ رَتِّلِ الْقُرْءَانَ تَرْتِيلاً»؛[۵] شب را، نیمی از شب، کمی بیشتر یا کمتر، هر شب بیدار باش؛ قرآن را [به نحو] ترتیل [قرائت] کن؛ «إِنَّا سَنُلْقِى عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلاً»؛ چون ما میخواهیم یک حقیقت سنگینی را به شما عطا کنیم؛ میخواهیم یک مأموریت بزرگ روی دوش شما بگذاریم؛ «إِنَّ لَكَ فىِ النهَّارِ سَبْحًا طَوِيلا»؛ آن کار در روز، آن هدایتگری، آن پیش بردن امت، به آن بیداری شب نیاز دارد؛ شما باید بیدار باشید، تلقی کنید و مردم را هدایت کنید؛ لذا هدایت کار آسانی نیست؛ خدای متعال عهد میگیرد.
وجود مقدس نبی اکرم هادی کل هستند؛ روایات این [مطلب] زیاد است؛ در آیۀ قرآن هم وقتی خدای متعال میخواهد توضیح بدهد، میفرماید: «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ»؛[۶] هدایت برای خداست؛ امام رضا علیهالسلام فرمودند: «هَدَى مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَ هَدَى مَنْ فِي الْأَرْض»؛[۷] تمام کائنات با نور الهی هدایت میشوند؛ فرمود این نور یک مَثَلی دارد؛ فرمود: «مَثَلُ نُورِهِ» خود نبی اکرم هستند؛ تمام هدایت الهی در ایشان متمثل میشود؛ «كَمِشْكاةٍ»؛ [حضرت] فرمودند چراغدان قلب نبی اکرم است؛ تمام انوار هدایت در قلب نبی اکرم ظاهر میشوند و در عوالم نازل میشوند و [به خانههایی وارد می شوئد]؛ «فىِ بُيُوتٍ»؛[۸] میفرماید این بیوت خانههای انبیا هستند؛ یعنی نور هدایتی که در خانههای انبیا هست، چراغ هدایتی که در دل انبیا برافروخته شده، از قلب نبی اکرم نازل شده و به قلوب انبیا رسیده است؛ همه مهمانِ سفرۀ پیامبر هستند؛ باید عهدهای سنگینی بدهند که به آنها اجازه [داده شود تا] بار هدایت را به دوش بکشند.
البته این بار هم آنقدر پر برکت است که امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: «فَوَ اللَّهِ لَئِنْ يَهْدِي اللَّهُ بِكَ رَجُلًا وَاحِداً خَيْرٌ لَكَ مِنْ أَنْ يَكُونَ لَكَ حُمْرُ النَّعَم»؛[۹] اگر خدای متعال به دست تو یک نفر را هدایت کند، از هرچه خورشید بر آن میتابد، بهتر است. «وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَميعاً»؛[۱۰] اگر یک نفر را زنده کنید، گویا همۀ بشریت را زنده کردهاید؛ اینقدر این عبادت عظیم است! چون به حیات رساندهاید؛ در روایت دارد یعنی یک نفر دارد، میسوزد، شما جانتان را به خطر میاندازید و نجاتش میدهید؛ به حضرت عرض کرد، آقا اگر یک کسی گمراه شد و ما دستش را گرفتیم و به سوی شما هدایتش کردیم، این هم مصداق همین احیا است؟ حضرت فرمودند: «ذَلِكَ تَأْوِيلُهَا الْأَعْظَمُ»؛[۱۱] اصلاً تأویل اعظم آیه همین است؛ احیا یعنی هدایت از گمراهی به مسیر مستقیم؛ اینقدر این کار ارزش دارد! احیا است؛ وقتی شما یک آدم را زنده کردهاید، گویا شما همۀ بشریت را زنده کردهاید؛ این یک عبادت پر عظمت است؛ به هر کسی هم اجازه نمیدهند؛ هدایت نبی اکرم قبلاً به دست انبیا بوده، بعد از دوران [نبی اکرم هم] به دست ائمۀ هداة معصومین است.
۳. حضرت معصومه، عهدهدار هدایت شیعیان
یک عدهای هستند که ذیل ائمه به آنها اجازۀ هدایت میدهند؛ چه کسانی اجازه دارند که کنار ائمه بایستند؟ از ائمه بگیرند و دیگران را هم هدایت کنند؟ اینها هم یک عهدهای سنگینی باید داشته باشند؛ کسانی که ولایت امام را تحمل میکنند، امتحانهای سخت میدهند [و بعد از آن به آنها] اجازه میدهند که کنار امیرالمؤمنین بایستند و وسیلۀ هدایت امیرالمؤمنین بشوند و یک عدهای به وسیلۀ اینها هدایت بشوند؛ اینها همان «وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُون»[۱۲] هستند؛ اینها کسانی هستند که «أُوْلَئكَ الْمُقَرَّبُون»؛[۱۳] اینها کسانی هستند که حالا واسطۀ هدایت امام میشوند.
این مقام یک مقام استثنایی است که به همه نمیرسد؛ وجود مقدس فاطمۀ معصومه سلاماللّهعلیها از آن امامزادهها و شخصیتهای جلیلالقدری هستند که اصلاً قدرشان شناخته نشده است؛ ایشان یکی از ارکان هدایت در عالم هستند؛ حرم ایشان یکی از آن بیتالنورهایی است که نور هدایت الهی از آنجا در عالم ظاهر میشود؛ ایشان یک عهد خاصی با امام رضا علیهالسلام داشتهاند؛ یکی از ارکان آن هدایتی که به دست امام رضا علیهالسلام در عالم نازل میشده، وجود مقدس فاطمۀ معصومه سلاماللّهعلیها هستند؛ لذا یکی از چراغهای هدایتی که خدای متعال در عالم روشن کرده و به تعبیر امام صادق علیهالسلام همۀ شیعیان به وسیلۀ ایشان هدایت میشوند، وجود مقدس فاطمۀ معصومه هستند. ایشان با یک مأموریت الهی آمدند و در قم ماندند؛ اینکه [بگوییم] حضرت [بهطور] تصادفی [در اینجا] مریض شدهاند، [حرف صحیحی نیست]؛ همۀ اینها حساب و کتاب دارد؛ با خدا قرار بستهاند؛ با امام رضا علیهالسلام قرار بستهاند که بیایند و در اینجا بمانند و طریق هدایت بشوند؛ لذا بین این حرم و حرم امام رضا علیهالسلام هم یک ارتباط ویژهای هست که بزرگانی مثل مرحوم آیتاللّهالعظمی بهجت [این مطلب را تأیید کردهاند].
برنامۀ هدایت امام رضا علیهالسلام جزئی از طرح بزرگ نبی اکرم صلیاللّهعلیهوآلهوسلم است و در این هدایتی که امام رضا علیهالسلام به عنوان یک امام [انجام میدهند] ـ که حالا این توضیح میخواهد که نقش ائمۀ ما در هدایت چیست؟ حتماً از انبیاء اولوالعزم بالاتر است ـ یک رکن اعظم این هدایت، وجود مقدس فاطمۀ معصومه سلاماللّهعلیها هستند؛ اینجا آمدهاند، ماندهاند و چراغ هدایت هستند؛ یکی از درهای بهشت در قم گشوده میشود؛ قم حرم اهلبیت است؛ قم نقطهای است که هدایت از اینجا در عالم منتشر میشود؛ در روایات [نقل شده که] در آخرالزمان علوم اهلبیت از نجف فرو میرود و پنهان میشود و از قم سر بر میآورد و به همۀ دنیا میرسد؛ تمام اینها به برکت وجود مقدس فاطمۀ معصومه سلاماللّهعلیها است.
واقعاً این شخصیت، شخصیت بزرگی است؛ هرچه بگویید عظمت دارد؛ من مکرر عرض کردهام که حرم ایشان حرم چهارده معصوم است؛ لذا شما در اینجا چهارده معصوم را [بهطور] حاضر زیارت میکنید؛ تمام انوار اهلبیت از طریق حضرت معصومه تجلی کرده و ایشان طریق هدایت به سمت همۀ معصومین علیهمالسلام هستند؛ این مفاد زیارت حضرت است که اینجا میشود از حوض کوثر برخوردار شد؛ همین سفرههایی که در زیارتنامۀ حضرت پهن شده، در حرم حضرت اتفاق میافتد؛ اگر انشاءاللّه خدا به ما توفیق بدهد و در دنیا از هدایت حضرت برخوردار شدیم، اگر در بین راه زمین هم بخوریم، شفاعت آن حضرت در آخرت دست ما را خواهد گرفت؛ الان فرصت بهرهمندی از این هدایت است؛ این حرمی که اینجا قرار دادهاند، خیلی با شکوه است؛ حالا یک اسرار باطنیای دارد که بزرگان میدانند؛ ولی اینکه مثلاً گفته شده که اگر میخواهید حضرت زهرا را زیارت کنید به حرم ایشان بروید و ایشان را زیارت کنید، این حرف سادهای نیست؛ نقل شده که به پدر مرحوم آیتاللّهالعظمی مرعشی فرموده بودند که حضرت زهرا جلالت خودشان را به ایشان دادهاند؛ اینجا یکی از درهای بهشت است؛ اگر کسی بیاید و در این حرم نفس بکشد و بیرون برود، به شرط اینکه مؤمن باشد، حالش تفاوت میکند؛ اگر هیچ کاری نکند، [فقط] هر روز صبح بیاید و ضریح را ببوسد، دم در بایستد و نفس بکشد و در را ببوسد و برود، [حالش تفاوت میکند]؛ حالا اگر بیاید و نمازش را در این حرم بخواند و سحر این حرم را درک بکند و [از] بقیۀ [فیوضات این حرم] استفاده کند که استثناست؛ لذا این سرزمین و وجود مقدس فاطمۀ معصومه سلاماللّهعلیها از برکات و امتیازاتی است که خدای متعال به اهل قم داده است و باید قدرش را بدانیم و از این برکات استفاده کنیم.
۴. ادب حضور، شرط بهرهمندی
این حرم یک حرمت و ارزشی دارد؛ هم مسئولین، هم عموم مردم قم باید بدانند که راه رفتن در این حرم، آداب دارد؛ خوابیدن و نفس کشیدن و شغل و معامله در اینجا، همهاش باید با جاهای دیگر متفاوت باشد؛ اینجا حرم است؛ قواعدی دارد؛ حساب و کتابی دارد؛ شما میدانید، مثلاً آدم در بعضی از حالات نمیتواند [وارد] مسجد یا حرم معصوم [بشود]؛ اینجا با بقیۀ جاها فرق میکند؛ اینجا حرم اهلبیت است؛ ما قمیها باید قدر این حرم [را بدانیم و] اگر میخواهیم از هدایت حضرت معصومه برخوردار شویم، باید حریم حضرت را حفظ کنیم؛ به اندازهای که این حرم را حفظ میکنیم، از هدایت حضرت برخوردار میشویم؛ باید سعی کنیم که با این حرم انس پیدا کنیم؛ باید سعی کنیم که وارد این فضا بشویم و در این فضا نفس بکشیم؛ البته اینها یک آدابی دارد.
علیایحال این مهم است که خدای متعال این حرم را اینجا قرار داده است؛ مبدأ برکات است؛ یکی از درهای بهشت از اینجا باز میشود؛ از اینجا میتوان وارد بهشت شد؛ اگر کسی داخل حرم حضرت بیاید، گویا وارد بهشت شده است؛ این روایات یک ظاهری دارد و یک باطنی دارد؛ باطن این روایات خیلی فوق العاده است که درهایی از بهشت در اینجا باز میشود و اینجا حرم اهل بیت است و وجود مقدس رسولاللّه صلیاللّهعلیهوآلهوسلم شیطان را از اینجا دور کردهاند، و بقیۀ روایات؛ کسانی از این امتیازاتی که [در اینجا] قرار داده شده برخوردار میشوند که اهل این حرم بشوند؛ یک عدهای اینجا ساکن هستند، اما اهل اینجا نیستند؛ یک عدهای ممکن است ساکن اینجا هم نباشند، اما اهل این حرم باشند؛ منافقینی که در مکه و در مدینه دور حضرت بودند، [در کنار حضرت بودند]، اما اهل مدینةالنبی نبودند؛ [در مقابل] اویس هم در قَرَن اهل مدینةالنبی بود. خلاصه، نزدیکی به اینجا و رفت و آمد به این حرم [خیلی اهمیت دارد]؛ انسان سعی کند لااقل روزی یک مرتبه بیاید و اینجا نفس بکشد و برود؛ بیاید، حرم را ببوسد، عرض ادب کند و برود؛ حالا زیارت هم بخواند بهتر است؛ انشاءاللّه تا [جایی که امکان دارد باید] از برکات این حرم برخوردار شویم.
ایشان یکی از چراغهای هدایت الهی است که در عالم برافروخته شده و اختصاص به قم و مردم قم ندارند؛ اختصاص به کل عالم دارند؛ همینطوری که فرمودهاند که هدایت از اینجا به کل عالم منتشر میشود و حضرت شفاعت کل را میکنند، «تُدْخَلُ بِشَفَاعَتِهَا شِيعَتِي الْجَنَّةَ بِأَجْمَعِهِم»،[۱۴] اگر میخواهیم از این شفاعت برخوردار شویم، یک آداب و قواعدی دارد، انسی میخواهد، احترام و تکریمی میخواهد؛ کسی که حرمت حرم را نگه نمیدارد پیداست از حرم برخوردار نمیشود؛ ظاهراً هم وارد بشود، باطناً راهش نمیدهند؛ اهل حرم شدن، شرط انس و بهرهمندی از این حرم است؛ انشاءاللّه خدای متعال به همۀ ما توفیق بدهد که اهل این حرم بشویم.
پاورقیها
. «وَ يَقُولُ الَّذينَ كَفَرُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّه إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هاد»؛ سوره رعد، آیه۷.
. «عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ فِي قَوْلِ اللَّهِ «إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ» قَالَ رَسُولُ اللَّهِ الْمُنْذِرُ وَ فِي كُلِّ زَمَانٍ مِنَّا هاديا [هَادٍ] يَهْدِيهِمْ إِلَى مَا جَاءَ بِهِ نَبِيُّ اللَّهِ ثُمَّ الْهُدَاةُ مِنْ بَعْدِ عَلِيٍّ ثُمَّ الْأَوْصِيَاءُ وَاحِداً بَعْدَ وَاحِدٍ»؛ بصائر الدرجات، ج۱، ص ۲۹.
. «وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمين»؛ سورۀ بقره، آیۀ۱۲۴.
. «اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ عَلَى مَا جَرَى بِهِ قَضَاؤُكَ فِي أَوْلِيَائِكَ الَّذِينَ اسْتَخْلَصْتَهُمْ لِنَفْسِكَ وَ دِينِكَ إِذِ اخْتَرْتَ لَهُمْ جَزِيلَ مَا عِنْدَكَ مِنَ النَّعِيمِ الْمُقِيمِ الَّذِي لَا زَوَالَ لَهُ وَ لَا اضْمِحْلَالَ بَعْدَ أَنْ شَرَطْتَ عَلَيْهِمُ الزُّهْدَ فِي زَخَارِفِ هَذِهِ الدُّنْيَا الدَّنِيَّةِ وَ زِبْرِجِهَا فَشَرَطُوا لَكَ ذَلِكَ وَ عَلِمْتَ مِنْهُمُ الْوَفَاءَ بِهِ فَقَبِلْتَهُمْ وَ قَرَّبْتَهُمْ وَ قَدَّمْتَ لَهُمُ الذِّكْرَ الْعَلِيَّ وَ الثَّنَاءَ الْجَلِيَّ، وَ أَهْبَطْتَ عَلَيْهِمْ مَلَائِكَتَكَ وَ كَرَّمْتَهُمْ بِوَحْيِكَ وَ رَفَدْتَهُمْ بِعِلْمِكَ وَ جَعَلْتَهُمُ الذَّرَیعةَ إِلَيْكَ وَ الْوَسِيلَةَ إِلَى رِضْوَانِك»؛ دعای ندبه.
. سوره مزمل، آیه۲تا۵.
. «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فيها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ في زُجاجَةٍ الزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ يَكادُ زَيْتُها يُضيءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَليمٌ»؛ سورۀ نور، آیۀ۳۵.
. «عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ هِلَالٍ قَالَ سَأَلْتُ الرِّضَا عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» فَقَالَ هَادٍ لِأَهْلِ السَّمَاءِ وَ هَادٍ لِأَهْلِ الْأَرْضِ وَ فِي رِوَايَةِ الْبَرْقِيِّ هَدَى مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَ هَدَى مَنْ فِي الْأَرْض»؛ توحید صدوق، ص۵۵.
. «فىِ بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَ الاَصَال»؛ سورۀ نور، آیۀ۳۶.
. «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ يَوْمَ خَيْبَرَ لَأُعْطِيَنَّ الرَّايَةَ غَداً رَجُلًا يَفْتَحُ اللَّهُ تَعَالَى عَلَى يَدَيْهِ قَالَ فَبَاتَ النَّاسُ يَخُوضُونَ لَيْلَتَهُمْ أَيُّهُمْ يُعْطَاهَا قَالَ فَلَمَّا أَصْبَحَ النَّاسُ غَدَوْا عَلَى رَسُولِ اللَّهِ كُلُّهُمْ يَرْجُونَ أَنْ يُعْطَوْهَا فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ أَيْنَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ قَالُوا يَشْتَكِي عَيْنَيْهِ قَالَ أَرْسِلُوا إِلَيْهِ قَالَ فَبَصَقَ فِي عَيْنَيْهِ وَ دَعَا لَهُ فَبَرَأَ حَتَّى كَأَنْ لَمْ يَكُنْ بِهِ وَجَعٌ قَالَ فَأُعْطِيَ الرَّايَةَ قَالَ فَقَالَ عَلِيٌّ يَا رَسُولَ اللَّهِ أُقَاتِلُهُمْ حَتَّى يَكُونُوا مِثْلَنَا قَالَ فَقَالَ أَنْفِذْ أَحْسَنَهُ عَلَى رِسْلِكَ حَتَّى تَنْزِلَ بِسَاحَتِهِمْ ثُمَّ ادْعُهُمْ إِلَى الْإِسْلَامِ وَ أَخْبِرْهُمْ بِمَا عَلَيْهِمْ فِيهِ فَوَ اللَّهِ لَئِنْ يَهْدِي اللَّهُ بِكَ رَجُلًا وَاحِداً خَيْرٌ لَكَ مِنْ أَنْ يَكُونَ لَكَ حُمْرُ النَّعَم»؛ بشارة الصطفی، ص۱۹۳.
. «مِنْ أَجْلِ ذلِكَ كَتَبْنا عَلى بَني إِسْرائيلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَميعاً وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَميعاً وَ لَقَدْ جاءَتْهُمْ رُسُلُنا بِالْبَيِّناتِ ثُمَّ إِنَّ كَثيراً مِنْهُمْ بَعْدَ ذلِكَ فِي الْأَرْضِ لَمُسْرِفُون»؛ سورۀ مائده، آیۀ۳۲.
. «عَنْ فُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ قَوْلُ اللَّهِ فِي كِتَابِهِ «وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً» قَالَ مِنْ حَرَقٍ أَوْ غَرَقٍ قُلْتُ فَمَنْ أَخْرَجَهَا مِنْ ضَلَالٍ إِلَى هُدًى فَقَالَ ذَلِكَ تَأْوِيلُهَا الْأَعْظَمُ»؛ المحاسن، ج۱، ص۲۳۲.
. سوره واقعه، آیه۱۰.
. سوره واقعه، آیه۱۱.
. «عَنِ الصَّادِقِ أَنَّهُ قَالَ إِنَّ لِلَّهِ حَرَماً وَ هُوَ مَكَّةُ أَلَا إِنَّ لِرَسُولِ اللَّهِ حَرَماً وَ هُوَ الْمَدِينَةُ أَلَا وَ إِنَّ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ حَرَماً وَ هُوَ الْكُوفَةُ أَلَا وَ إِنَّ قُمَّ الْكُوفَةُ الصَّغِيرَةُ أَلَا إِنَّ لِلْجَنَّةِ ثَمَانِيَةَ أَبْوَابٍ ثَلَاثَةٌ مِنْهَا إِلَى قُمَّ تُقْبَضُ فِيهَا امْرَأَةٌ مِنْ وُلْدِي اسْمُهَا فَاطِمَةُ بِنْتُ مُوسَى وَ تُدْخَلُ بِشَفَاعَتِهَا شِيعَتِي الْجَنَّةَ بِأَجْمَعِهِم»؛ بحارالأنوار، ج۵۷، ص۲۲۸.