بیان فضائل حضرت فاطمه معصومه سلام الله و علت مهاجرت حضرت / شهر قم در مُلک و ملکوت عالم
متن زیر سخنرانی آیتالله میرباقری در تاریخ ۱۶آذر ۱۳۹۸ است که به مناسبت شهادت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها در برنامه سمت خدا (حرم مطهر بانوی کرامت) برگزار شده است.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین. اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاً وقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طَویلاً.
۱. تحمل توحید، ولایت و ابتلائات، دلیل بر شفاعت حضرات معصومین علیهم السلام
«وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرينَ وَ الْأَنْصارِ وَ الَّذينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ»[۱] فضايل وجود مقدس فاطمه معصومه سلام الله علیها بيکران است. در اين فرصت کوتاه يکي دو مورد از خصوصيات حضرت را تقديم میکنم. يکي بحث شفاعت حضرت است که روايات عجيبي در اين باب داريم و يکي از بهترينها روايتي است که مرحوم قاضي نور الله شوشتري نقل کردند که «تُدْخَلُ بِشَفَاعَتِهَا شِيعَتِي الْجَنَّةَ بِأَجْمَعِهِم»[۲] تمام شيعيان من با شفاعت فاطمه معصومه سلام الله علیها وارد بهشت میشوند. بحث دوم که محور بحث بنده است، بحث مهاجرت حضرت به سمت قم است و برکات اين هجرت نوراني در تحولات تاريخ بشريت و دنياي اسلام.
نسبت به قسمت اول عنايت داريد، شفاعت دستگيري از عباد الله است و بزرگان گفتند شفاعت در عالم آخرت که قطعي هم هست، در روايات متعدد داريم کسي که چند چيز را قبول نداشته باشد، يکي رجعت و يکي شفاعت است، اينها جزء شيعيان ما نيستند. جزء مختصات مکتب اهل بيت هم هست. اصل شفاعت در قرآن آمده و تمام فرَق مسلمين، جز برخی منحرفین قائل به شفاعت هستند و از اصول مسلم قرآني است اما به اين وسعت از مختصات مکتب اهل بيت است. اين شفاعتي که در آخرت اتفاق میافتد، بزرگان فرمودند: تجلي همين شفاعت دنياست. يعني يک ولي، رسولي، نبي، دستگيري در اين دنيا میکنند و اين دستگيري همراه با رنج و زحمت و هزينه کردن است.
بزرگترين شخصيتي که اذن به شفاعت دارد و هزينه اصلي دستگيري و شفاعت امت را داده وجود مقدس نبي اکرم صلی الله علیه و آله است. همه مؤمنين و موحدين به يک معنا محتاج به شفاعت و دستگيري ايشان هستند و حتي انبياء هم با هدايت و شفاعت ايشان مقامات توحيد را به دست آوردند و ايشان بزرگترين هزينه را براي شفاعت دادند. عاشورا يکي از هزينههايي است که وجود مقدس نبي اکرم صلی الله علیه و آله براي شفاعت امت دادند.
ابتلائات و امتحانات عظيمي که براي تک تک اهل بيت علیهم السلام، وجود مقدس صديقه طاهره سلام الله علیها پيش آمده هزينه هايي است که حضرت براي شفاعت دادند. دستگيري از امت، عبور دادن از وادي ضلال و ظلمات، جهنمي که در دنيا به پا شده جز با اين هزينه کردن ممکن نيست. پس شفاعت يعني دستگيري کردن، هدايت کردن و وارد کردن بندگان خدا به وادي توحيد؛ چون وادي توحيد وادي امن است و در وادي توحيد اگر کسي وارد شد، خداي متعال بشارت امنيت به او داده است. «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِي فَمَنْ دَخَلَهُ أَمِنَ مِنْ عَذَابِي»[۳] منتهي ورود به وادي توحيد محتاج به شفاعت و دستگيري است. خداي متعال دست نبي اکرم را گرفتند و بعد نبي اکرم دست امت و اهل بيت دست شيعيان، شفاعت يک چنين چيزي است که بايد دستگيري کنند و ما را وارد وادي توحيد کنند و همه سختي هاي عالم و امتحانات عالم که براي امت حضرت پيش میآيد، براي اين است که اين امت مهيا شوند براي اينکه دستشان را به دست حضرت بدهند و عبور کنند و وارد وادي توحيد شوند.
اين وادي، وادي نيست که به هرکس اجازه دستگيري بدهند. خود آدم هم اجازه نميدهد وارد شود، وادي توحيد يک وادي است که در مدخل آن بايد سُجَّداً وارد شد «ادْخُلُوا الْبابَ سُجَّداً»[۴]، همه تعلقات و نفس خود را زير پا بگذارد تا بتواند وارد وادی توحید بشود. حالا شخصی هم خود ايشان وارد وادي توحيد شده هم اجازه میدهند دست امتي را بگيرد و وارد وادي توحيد کند.
روايتي در کافي است در باب «الْمُتَحَابُّونَ فِي اللَّه»[۵] آنهايي که در راه خدا به همديگر محبت میکنند، محبتشان فقط براي خداست، خدا را دوست دارند و اگر به همديگر محبت میکنند اين محبت در راه خداي متعال است. در روايت دارد میگويند: شما بدون حساب و کتاب وارد بهشت شويد. اينها راه میافتند سمت بهشت، سؤال میکنند اينجا وادي حساب و کتاب است، به چه حقي شما بلند شديد برويد؟ میگويند: به ما اجازه دادند بيحساب و کتاب وارد بهشت شويم. سؤال میکنند: چه کار کرديد به شما اجازه دادند؟ میگويند: ما «الْمُتَحَابُّونَ فِي اللَّهِ» هستيم. میگويند: عملتان خيلي عمل مهم و ارزشمندي است ولي بدانيد مزدي که خداي متعال براي شما قرار داده از عمل شما بهتر است.
اينطور نيست کسي بتواند قدم از قدم بردارد، «فَلا تَسْمَعُ إِلاَّ هَمْساً»[۶] تمام صداها فرو میخوابد، در روايت است پنجاه سال در همین حالت سکوت هستند، آنوقت وجود مقدس نبي اکرم پا در ميدان میگذارند و دستگيري میکنند.
در آن فضا به کسي اجازه بدهند خودش وارد بهشت شود و دست امتي را بگيرد وارد وادي توحيد بکند خيلي مقام عجيبي است و بايد او حامل حقيقت توحيد و ولايت باشد تا بتواند از ديگران دستگيري کند. اين آيه شريفه در خاطر مبارکتان هست، خداي متعال میفرمايد: «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُون»[۷] اگر نميدانيد برويد از اهل الذکر سؤال کنيد، اگر میخواهيد به ذکر برسيد، اگر میخواهيد متوجه خداي متعال شويد راهش اين است که سراغ اهل الذکر برويد. حضرت فرمود: ذکر وجود مقدس رسول الله صلی الله علیه و آله است. ايشان ذکر الهي هستند و ما اهل الذکر هستيم و بايد اهليت براي ذکر داشته باشند تا تحمل ذکر را بکنند و آنوقت ديگران بتوانند ذکر را از آنها بگيرند.
اينکه وجود مقدس فاطمه معصومه سلام الله علیها براي همه شيعيان دستگيري میکنند، به همه ما گفتند به حرم وجود مقدس ايشان بياييد و بعد از زيارت از ايشان تقاضا کنيد دست ما را بگيرند و در بهشت ببرند. این بهشت هم از همین دنيا شروع میشود، اگر کسي خوب از حضرت تقاضا کند، از همين دنيا مسيرش عوض میشود. از اینجا حضرت شروع میکنند دستگیری کردن، انسان را وارد وادی توحید میکنند البته ادامه و ظهور کامل آن در عالم آخرت است، ما را وارد جنت میکنند و باطن جنت وادي توحيد و ولايت است. اين بخاطر آن است که خود آن وجود مقدس از کساني است که حامل اين حقيقت توحيد و ولايت است.
سه دسته بيشتر حامل نيستند؛ يکي مرسلین از انبياء، حضرت فرمود: پيغمبرها دو دسته هستند، مرسل و غير مرسل، مرسلينشان تحمل میکنند. ملائکه دو دسته هستند، مقرب و غير مقرب، مقربينشان حامل هستند. عباد و بندگان خدا دو دسته هستند، ممتحن و غير ممتحن، ممتحنين حامل ولايت هستند. وجود مقدس حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها از این دسته بندگان ممتحن هستند.
سوال: اینکه فرمودید شفاعت از همین جا شروع میشود یعنی چه؟
جواب: یعنی حضرت از همين جا ما را شفاعت و دستگيري میکنند و در وادي توحيد میبرند و تطهير میکنند. اين آيه اي که در قرآن است، میفرمايد: اگر گناه کردند خودشان استغفار کنند و بعد محضر وجود مقدس نبي اکرم بيايد «وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ»[۸]، وجود مقدس نبي اکرم برايشان استغفار کنند «لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحيما» اين استغفار حضرت فقط، استغفار لفظي نيست، همينطور که در باب ما، استغفار ما صرفاً لفظي نيست.
يک کسي محضر اميرالمؤمنين عرض کرد: ِ أَسْتَغْفِرُ اللَّه، حضرت فرمود: «ثَكِلَتْكَ أُمُّكَ أَ تَدْرِي مَا الِاسْتِغْفَارُ الِاسْتِغْفَارُ دَرَجَةُ الْعِلِّيِّينَ»[۹] اين سخن صاحبان مقامات عليين است. شش معني دارد که اولي پشيماني است، دومي تصميم بر ترک است، ديگر انسان به گناه رجوع نکند. سوم اينکه حقوق الهي را بدهد، چهارم حقوق مردم را بدهد، پنجم آنقدر خودش را در رنج عبادت بياندازد که کوتاهيها و لذتهايي که از گناه برده، [پاک] شود، ششم اينکه گوشتهايي که از حرام روييده را با غصه آب کند، پوست به استخوان بچسبد و از نو گوشت حلال برويد. استغفار وجود مقدس نبي اکرم بر امت يکي استغفار سحر و دعايشان است. بايد حضرت اقداماتي کنند تا ما تطهير شويم. از همين جا حضرت شروع میکنند کار کردن براي ما که در حرم حضرت میآييم، دستگيري میکنند تا ما تطهير شويم. اين شفاعت حضرت است.
۱ـ۱. آثار شفاعت حضرت معصومه (سلام الله علیها)
آثار شفاعت حضرت رزقهاي فراواني است که در اين حرم تقسيم میشود. اگر میخواهيد ببينيد چه رزق هايي در حرم حضرت معصومه تقسيم میشود در خود زيارت نامه حضرت بعد از اينکه به حضرت سلام میدهيم، تقاضا میکنيم «عَرَّفَ اللَّهُ بَيْنَنَا وَ بَيْنَكُمْ فِي الْجَنَّة»[۱۰] خداي متعال در بهشت ما را جايي قرار بدهد که بتوانيم شما را بشناسيم و پيش روي شما باشيم. «وَ أَوْرَدَنَا حَوْضَ نَبِيِّكُمْ وَ سَقَانَا بِكَأْسِ جَدِّكُم» ما را وارد کند بر حوض نبي اکرم که مقام عجيبي در آخرت است. وجود مقدس نبي اکرم سقايت کند، ساقي ما شود، «مِنْ يَدِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِب» از دست اميرالمؤمنين سقايت کند و به ما بنوشاند.
اينها امور ساده نيست، اينها رزقهاي حرم حضرت معصومه است و براي همه است، دور و نزدیک هم ندارد، البته آدم اگر بار برداشت و خدمت حضرت آمد و وارد اين فضاي نوراني شد، فيض مخصوص خودش را میبرد. از دور هم میشود اين فيض را برد. امروز ما از دور متوسل به حضرت شويم و التجاء کنيم و انشاءالله حضرت از يکايک ما دستگيري کنند. اين در باب شفاعت حضرت بود، براي اينکه رغبت پيدا کنيم، دنبال اين رزقي که خداي متعال قرار داده و به ایشان اجازه دادند و از طرف خدای متعال حق دارند.
کسي که شفاعت میکند خداي متعال يک حقي براي او بر خودش قرار بدهد. اين نکته مهمي است که خداي متعال براي معصومين يک حقي قرار داده براي خودش، در دعاي مسجد کوفه در مقام حضرت آدم است، آنجا از خدا تقاضا میکنیم میگويیم: خدايا، به حق محمد و علي صلوات الله علیهما و به حقي که وجود مقدس اميرالمؤمنين و پيغمبر خدا دارند بر تو؛ مگر کسي هم بر خدا حق پيدا میکند؟ اصلاً معني دارد کسي بر خدا حق پيدا کند؟ در ادامه دارد از بزرگترين نعمتها اين است که به آنها حق دادي و براي آنها حقي براي خودت قرار دادي. اين حق همان حق شفاعت است. وادي، وادي توحيد است ولي اينها در مقامي هستند که خداي متعال اجازه داده دست يک عده اي را بگيرند و وارد بهشت کنند. بهشت هم اينطور است که روز قيامت همه انبياء به حضرت ارجاع میدهند، حضرت مقابل باب الرحمن وقتي به سجده میافتند، سجده طول میکشد، خداي متعال میفرمايد: دست همه را بگيريد و هرکس را میخواهيد از اين صحنه داخل بهشت کنيد.
موحد شدن کار سختي است. اينکه خداي متعال به يک معلمي مثل حضرت معصومه سلام الله علیها اجازه بدهد ما را وارد وادي ولايت کنند «إشْفَعِي لِي فِي الْجَنَّةِ» يک بشارت بزرگي بر ماست و الا اگر پيغمبر خدا و اهل بيت نميآمدند هميشه باب توحيد بسته بود. لذا در آيه آخر سوره کهف وقتي توحيد مطرح میشود میفرمايد: «قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ»[۱۱] من از طرف خدا آمدم دست شما را بگيرم. اميد به اينکه بتوانيم از حجاب اين ممکنات خارج شويم به جاي اينکه با زمين و آسمان سر و کله بزنيم، با خداي خود محشور شويم و به لقاء رب برسيم، اين وقتي پيدا میشود که اين معلم الهي میآيد. وجود مقدس فاطمه معصومه شفاعتشان يک بشارت بزرگ براي ماست.
۱ـ۲. دین مرضی الهی، شرط شفاعت
در روايت دارد شفاعت براي اهل کبائر است، آنهايي که اهل کبيره هستند، آنها را شفاعت میکنند. بعد به امام رضا علیه السلام عرض کردند: پس اين آيه چه میفرماید « لا يَشْفَعُونَ إِلاَّ لِمَنِ ارْتَضى»[۱۲] هرکس که خدا از او راضي است، شفاعت میکنند، کسي که اهل کبيره است، خداي متعال از او راضي نيست. حضرت فرمود: «ارْتَضَى اللَّهُ دِينَهُ»[۱۳] مقصود اين است که خدا دينش را بپسندد. بعد مرحوم صدوق ذيل اين حديث که در عيون الاخبار الرضا علیه السلام نقل میکنند يک لطيفهاي را بيان کردند میگويند: در روايات هست مؤمن کسي است که از خوبيهاي خود خوشحال میشود و از بديهاي خودش ناراحت است. اگر اين را توجه کنيد کسي که از بدي خودش بدش نميآيد و بيموالات در گناه است، مؤمن نيست و خدا دينش را نمي پسندد.
اگر کسي از بدیهای خود بدش نیاید و بیمبالات در گناه شد، این شخص اصلا مومن نیست و خدا دینش را نمیپسندد. اما اگر کسی اينطور شد که از بديهاي خودش بدش آمد، گناهی که از او سر میزند به تعبیر قرآن «لَمَم» لغزش است، شيطان هجوم میآورد و يک لغزشي میکند و بعد استغفار میکند. شفاعت براي کساني است که خداي متعال دينشان را میپسندد، يعني مؤمن هستند و ولايت اهل بيت را قبول دارند. علامتشان اين است که از بدی، بدشان میآيد و اين بد آمدن از گناه توبه و ندامت است؛ لذا شفاعت براي اينهاست. آنهايي که از گناهشان بدشان نميآيد، سرشان را بالا میگيرند و گناه میکنند به راحتي مورد شفاعت قرار نمي گيرند.
هرکسي در هر مقامي هست عبور از اين مقام به مقام بعدي خيلي دشوار است و نياز به دستگيري دارد. اين بشارت است که ما را اميدوار میکند که ما موحد شويم و قدم در راه توحيد بگذاريم و بتوانيم اين راه را طي کنيم و الا راه رفتني نيست.
۲. خصوصیات شهر مقدس قم در مُلک و مَلکوت
بحث دوم در مورد هجرت حضرت است. خداي متعال يک امکنه اي را انتخاب کرده و خصوصيت در آن مکان قرار داده است؛ مثل کعبه و مکه، کعبه و مکه بيتالحرام است، بيت الهي است، خداي متعال اينجا را برگزيده است محازي بيتالمعمور در آسمان چهارم و مقابل عرشِ در زمين، براي ما زمينيها خداي متعال اين مکان را برگزيده است. يک سري مکانها خصوصيت دارند و میتوانند کانون عبادت باشند. اين مکانها را خداي متعال انتخاب کرده است.
اميرالمؤمنين در خطبه قاصعه میفرمايد: خداي متعال کعبه را در يک سرزمين غير حاصلخيز برده است. سرزميني که هيچ حيواني در آنجا فربه نميشود. میتوانست در آبادترين سرزمينها ببرد، آنطور ديگر سياحت بود و همه میرفتند. خداي متعال کعبه را آنجا قرار داده و يک مکاني را انتخاب کرده که خصوصيات خاص جغرافيايي دارد. خداي متعال دستور داد که حضرت ابراهيم، فرزندش و ذريه اش را کنار اين مکان آورده و سکني داده است. «رَبَّنا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتي بِوادٍ غَيْرِ ذي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ»[۱۴] اين امامي که خدا او را امام قرار داده است، وقتي میخواهد امت تاريخي بسازد، فرزندش را در سرزمين غير حاصلخيز میآورد و در کنار کعبه ساکن میکند. «رَبَّنا لِيُقِيمُوا الصَّلاةَ» من بخشي از ذريه خودم را میآوردم. ظاهرش را نگاه کنيد حضرت ابراهيم يک فرزند با خودش آورده و همسر را، ولي میفرمايد: نسل خودم را کنار کعبه میآورم، اين امام امت خودش را میبيند. میبيند وقتي حضرت اسماعيل را میآورد، نسل ايشان از جمله اهل بيت وجود مقدس نبي اکرم را اينجا ساکن میکند.
لذا برايشان دعا میکند، «فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَ ارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَراتِ» خدايا من ذريهام را آنجا بردم و میخواهم اين ذريه من در عالم اقامه صلاة و توحيد کنند، يعني نبي اکرم و اهل بيت که ذريه حضرت ابراهيم و نسل حضرت اسماعيل هستند. دعا میکند که خدايا قلوب مردم را متمايل به اينها کن، از ثمرات و ميوهها برخوردار کن. فرمودند: این دعای حضرت ابراهیم برای ما بود. رزق ائمه است، قلوب مؤمنين متمايل به آنها میشود و میتوانند امامت کنند و يک امت بسازند.
پس يک مکانهايي خصوصيت دارد، امتياز دارد و نميشود غير کعبه قبله باشد، نميشود غير کعبه بلد امن باشد. اينجا را خدا انتخاب کرده و امتيازي در آن قرار داده، اينجا شهر امن است. به حضرت ابراهيم دستور میدهد ذريه ات را بياور و بعد میفرمايد: شما و حضرت اسماعيل، «أَنْ طَهِّرا بَيْتِيَ لِلطَّائِفينَ وَ الْعاكِفينَ»[۱۵] يک امتي در راه هستند دارند میآيند. شما اين خانه را تطهير کنيد براي آنهايي که اهل رکوع و سجود هستند، آنهايي که اينجا میآيند اعتکاف میکنند و دلشان در کعبه میماند بايد پاک کنيد و تطهير شود. حضرت تطهير از فرهنگ بتپرستي کردند.
پس يک مکاني انتخاب میشود، يک قومي هجرت میکنند، بعد يک رسولي بين اينها برانگيخته میشود، «وَ ابْعَثْ فيهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِكَ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ يُزَكِّيهِمْ»[۱۶] يک پيغمبري بين آنها برانگيز که آيات تو را تلاوت کند و تزکيه و تطهير کند. اين سرزمين بلد امن و حرم میشود براي اينکه مردم متوجه آنجا شوند و آنجا قبله شود. قبله قلوب همه مؤمنين، روح اين قبله کجاست؟ اين سرزمينها يک ملک دارند، همين است که ما میبينيم، يک ملکوت دارند. باطن کعبه یک باطن فوق العادهاي است، محاذی بیتالمعمور و عرش است، ارکان توحيد در اين کعبه ظهور پيدا کرده است. ولي اين کافي نيست، آنچه روح اين بيت است و روح اين خانه است، وجود مقدس نبي اکرم و اهل بيت هستند.
اگر شما اين روح را برداريد اين شهر با تمام خصوصياتي که دارد يک جسم بيشتر نيست. «لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ * وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ»[۱۷] به پيغمبر عرضه میدارد بعضي اين آيه را اينطور معنا کردند. گفتند: همين شهر مکه که اينقدر محترم است، وقتي شما در اين شهر امنيت نداشته باشي، اين شهر ارزش ندارد قسم بخوري. اين امام است که روح اين شهر است. وقتي در اين شهر میآيد، خداي متعال اين شهر را با امام تبديل به قبله میکند. اين امام است که اين شهر را تطهير میکند. نبی اکرم صلی الله علیه و آله هستند که تشریف میآورند در این شهر و کعبه را تطهير و بتکده را ويران میکنند و اينجا شهر امن میشود. بلدی که برای مومنین امن است و ايمان شان در آن تهديد نميشود. اين تطهير ادامه دارد چون به نوع دیگری از نفاق آلوده شده و امام زمان مأمور به تطهير دوباره هستند. اينجا را تطهير میکنند و آنوقت بلد امن میشود.
اينکه عرض کردم براي اين بود که؛ «قم» يکي از مکانهايي است که خداي متعال براي مؤمنين انتخاب کرده است. اهل قم کساني نيستند که در قم هستند، تمام مؤمنين و شيعيان حضرت به يک معنا اهل قم هستند. حضرت فرمود: قم، شهر ما و شهر شيعيان ماست. ائمه علیهم السلام به ظاهر هيچکس در قم مدفون نيستند و اينجا زندگي نميکردند. بلده قم شهر محبين اهل بيت است؛ يک عده اينجا ساکن هستند و يک عده قلوبشان اينجاست و ساکن اين بلده هستند. اين سرزمين يک فوق العادگي عجيبي دارد. خداي متعال يک ملکوتي به اين شهر داده است، چندین روایت در این مورد هست.
مرحوم محدث قمي اين روايت را در سفينه البحار نقل کردند؛ روايتي که شب معراج حضرت را تعريف میکند، حضرت در شب معراج، هم مُلک اين عالم را نوراني ديدند، هم ملکوتش، حضرت میفرمايند: وقتي معراج رفتم و با جبرئيل سير میکردم، نگاه کردم ديدم سرزميني است نوراني، يک بقعه سرخ رنگي است که از زعفران خوشرنگتر و از مشک معطرتر است. حضرت به جبرئيل فرمود: اينجا کجاست؟ جبرئيل عرض کرد اين شهر شيعيان شماست و شهري که خدا براي محبين و شيعيان انتخاب کرده است. حضرت میگويد: ديدم پيرمردي آنجا نشسته و کلاهي بر سر دارد، از جبرئيل پرسيدند: اين کيست؟ جبرئيل عرض کرد: شيطان است. حضرت فرمود: «فَمَا يُرِيدُ مِنْهُمْ»[۱۸] با اينها چه کار دارد؟ جبرئیل عرض کرد: «يُرِيدُ أَنْ يَصُدَّهُمْ عَنْ وَلَايَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ يَدْعُوَهُمْ إِلَى الْفِسْقِ وَ الْفُجُور»؛ گفته بود «لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقيم»[۱۹] سر راه امام میشینم؛ سکني و محل استقرارش را در شهر مؤمنين گذاشته که نگذارد اينها دنبال اميرالمؤمنين بروند، از ولايت و بندگي دعوتشان کند به فسق و فجور. پيداست شيطان میفهمد کجا بايد برود. خدا اين شهر را انتخاب کرده و شيطان آمده همين جا را محل اقامت خودش قرار داده است. حضرت به جبرئيل فرمودند: پايين برويم. آمدند شيطان را کوچ دادند و گفتند: تو نصيبي از دوستان من نداري. خیلی تعابیر عجیبی است، اگر با آیات قرآن این روایت معنا بشود؛ حضرت به او فرمودند: «قُمْ يَا مَلْعُونُ فَشَارِكْ أَعْدَاءَهُمْ فِي أَمْوَالِهِمْ وَ أَوْلَادِهِمْ وَ نِسَائِهِم» برو با دشمنان اينها مشارکت در فرزند و مال و نسلشان کن؛ شيطان اینگونه است، مشارکت میکند و روايت متعدد است. تو حقي در اينها نداري. این یک جلوه شهر است در ملکوت.
جلوه دوم را هم عرض کنم؛ حضرت فرمودند: وقتي به آسمان چهارم رسيدند، بيتالمعمور که مقابل کعبه است در آن آسمان است. حضرت آسمان چهارم را ديدند، میفرمايند: آنجا من يک بقعهاي ديدم که در آسمان چهارم بهتر از او نديدم. با اینکه بيتالمعمور هم در آسمان چهارم است. این باطن شهر قم در آسمان چهارم است. فرمودند: جبرئيل اين چيست؟ فرمود: «هَذِهِ صُورَةُ مَدِينَةٍ يُقَالُ لَهَا قُمُّ»[۲۰] اين صورت و ملکوت شهر قم در آسمان چهارم است. به حضرت عرض کرد: «يَجْتَمِعُ فِيهَا عِبَادُ اللَّهِ الْمُؤْمِنُون» بندگان مؤمن خدا اينجا جمع میشوند؟ «يَنْتَظِرُونَ مُحَمَّداً وَ شَفَاعَتَهُ لِلْقِيَامَةِ وَ الْحِسَابِ» اينها چشمشان به دست وجود مقدس نبي اکرم است.
این دو روایت را عرض کردم برای اینکه؛ اين شهر يک باطني دارد غير از اين مُلک، اينجا را خدا انتخاب و آماده کرده براي اينکه مؤمنين بیایند و تطهير شوند و رشد کنند. شما وقتی یک خانه میسازید همه چیز را برای زندگی آماده میکنید، وقتي خداي متعال شهري را براي بندگي آماده میکند، همه چيز را آماده میکند.
کفار هم اينطور هستند. يک شهرهايي را قبله میکنند و خصوصيات جغرافيايي را انتخاب میکنند، اين را در آثار يکي از غربيها دیدم، ما وقتي تمدن جديد خودمان ـ فلسفه، علم، تکنولوژی و… ـ را درست کرديم، به آمريکا رفتيم اين تمدن را پياده کرديم و آنجا قبله شد. همه تمدنها و فرهنگهای دیگر را با آن محو کرديم. وقتي به اسلام رسيد دنياي اسلام مقابلش مقاومت کرد و الا بقيه را بلعيديم.
آنها یک شهری درست میکنند متناسب با تمدن خودشان، خصوصياتي که آنها براي تمدن خودشان میخواهند اگر دنياپرستي و شهوتراني است يک منطقه مناسب آنطوري درست میکنند. خداي متعال هم شهري مثل مکه و قم را انتخاب میکند، ولي کاملاً اين را آماده میکند و ملکوت نورانی به آن میدهد. حضرت میگويند: من زيباتر از اين بقعه در آسمان چهارم نديدم. حضرت وقتي معراج میروند چشمشان قم را میگيرد و میگويند: اين بقعه نوراني که معطرتر از مشک و زيباتر از زعفران است، کجاست؟ شيطان را کوچ میدهند، در روايات هست غير از اين براي شهر حفظه گذاشتند. کما اینکه برای مومن حفظه میگذارند، در قرآن است ملائکه موقع قبض روح، به مؤمن میگويند: «نَحْنُ أَوْلِياؤُكُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا»[۲۱] ما در دنيا با شما بوديم. روايت داريم که میگويند: «كُنَّا نَحْرُسُكُمْ مِنَ الشَّيَاطِين»[۲۲] ما مراقب بوديم شياطين به شما نزديک نشوند.
۳. ثمرات هجرت حضرت معصومه (سلام الله علیها) به شهر قم
قم هم باطني دارد، خداي متعال براي عباد الله انتخاب کرده است. شيطان را از اينجا کوچ داده و حفظه و ملائکه قرار داده است. همه اينها جسم شهر قم است، يک روح نياز دارد. نزول حقايق بر قم يک شخصيتي میخواهد که تحمل اين حقيقت را داشته باشد و حامل آن باشد، شخصيتي که خدا به او مأموريت هجرت داده که بيايد در قم بماند و این کار را انجام دهد وجود مقدس حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها است.
خداي متعال اين شهر را براي يک مأموريت بزرگ انتخاب کرده است، طبیعت و جغرافیا و ملکوتش را برای آن ماموریت آماده کرده. يک محققي ميگفتند: قم قبل از ظهور اسلام يک سرزمين جلگهاي و خوش آب و هوا بود. با ظهور حضرت اينجا کوه نمک بالا آمده و اقتضائات طبيعي آن تغيير کرده و مناسب شده براي يک امر بزرگ، بعد خداي متعال مؤمنين را به اينجا کوچ میدهد. قلوب را متمايل میکند، وجود مقدس فاطمه معصومه سلام الله علیها که روح اين شهر و عمود اين شهر و رکن این بلدند؛ ارکان البلاد ائمه هستند، کما اينکه اولياي طاغوت رکن شهرهاي مادي هستند و اين شهرها تجسد روح آنهاست، همه شيطنتها از آنجا برمي خيزد، اينجا هم هر خيري نازل میشود، خداي متعال ايشان را اينجا قرار دادند، واسطه تحقق و تحمل آن خير و جاري کردنش ايشان هستند.
ذيل سايه ايشان است که علما و بزرگان و محدثيني که اينجا هرکدام يک دنيايي هستند، زندگي میکردند، هرچه دريافت میکردند ـ تلقی حقیر این است ـ نقطه کانوني دريافت آن فيوضات اينجا زير سايه ايشان است. بزرگاني مثل موسس حوزه علميه قم، مرحوم آيت الله العظمي بروجردي، حضرت امام رضوان الله تعالی علیه، اينها زير سايه وجود فاطمه معصومه شکل گرفتند.
بنده میخواهم یک جلوه از «تُدْخَلُ بِشَفَاعَتِهَا شِيعَتِي الْجَنَّة» را عرض کنم؛ از برکات وجود مقدس فاطمه معصومه سلام الله علیها، اين شهري که خداي متعال انتخاب کرده و حضرت را به اينجا هجرت داده و با هجرت ايشان همه چيز مهيا و کامل شده و حرم اهل بيت شده است. لذا عنايت کنيد رواياتي که ائمه مکرر فرمودند، حرم ما در قم است، بلافاصله اشاره به حضرت معصومه میشود. يعني با وجود مقدس ايشان است که اينجا حرم اهل بيت میشود.
يکي از خصوصياتي که در روايات است اين است که در آخرالزمان علم از نجف غروب میکند و در قم ظهور پيدا میکند. اين معارف اهل بيت علیهم السلام است و در روایات است به جایی میرسد که در سراسر دنيا حجت بر مردم از اینجا تمام میشود. همه مردمي که در دنيا هستند خدا به واسطه علمي که از آن شهر منتشر میشود با آنها اتمام حجت میکند و اين يکي از جلوه هاي شفاعت حضرت نسبت به همه است. چون معارف اهل بيت يکي از مهمترين راه هاي رسيدن به اهل بيت است. آن معارف از اينجا منتشر میشود و حجت از اينجا تمام میشود. اين يکي از خصوصياتي است که در اين شهر قرار داده شده.
يکي از خصوصيات ديگري که به برکت وجود مقدس فاطمه معصومه سلام الله علیها در قم قرار داده شده اين حديث نوراني است که از سفينه محدث قمي نقل میکنم از وجود مقدس موسي بن جعفر سلام الله علیه است که بشارت بزرگي است، حضرت به قم میآيند و کانون انتشار معارف میشود، آنوقت يک اتفاق عظيم ديگري کنار اينکه اينجا کانون انتشار معارف میشود در همين قم اتفاق میافتد، «رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ قُمَ يَدْعُو النَّاسَ إِلَى الْحَقِّ»[۲۳] يک کسي از قم، رجل به معني شخصيت بزرگ است. به پا میخيزد و مردم را به حق دعوت میکند. «يَجْتَمِعُ مَعَهُ قَوْمٌ كَزُبَرِ الْحَدِيدِ» جمعيتي دور او جمع میشوند مثل پارههاي آهن که هرچه بيشتر اينها را میکوبند، استوارتر میشوند. فولاد را هرچه بيشتر زير چکش قرار میدهند، شفافتر میشود. شمشير را وقتي در کوره قرار میدهند، برندهتر و مقاومتر میشود. هرچه فشار دشمن بيشتر میشود، استقامت اينها بيشتر میشود.
«لَا تُزِلُّهُمُ الرِّيَاحُ الْعَوَاصِفُ» طوفانهاي بنيانکن وقتي به اينها برخورد میکند، اينها را نميلرزاند، «وَ لَا يَمَلُّونَ مِنَ الْحَرَبِ» هرچه آنها را به درگيري و نبرد تهديد میکنند، اينها خسته نميشوند. «وَ لَا يَجْبُنُونَ» از تهديدهاي دشمن خوف به دلشان راه پيدا نميکند. «وَ عَلَى اللَّهِ يَتَوَكَّلُونَ» اعتمادشان در اين راه به هيچ امکاناتي نيست و فقط به خداي متعال تکيه دارند. ««وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ»[۲۴]» پايان اين سختيها به نفع آنها ختم میشود، ساخته میشوند و خداي متعال کار بزرگي در انتشار حقيقت توحيد و معارف اهل بيت که به برکت فاطمه معصومه سلام الله علیها در اين شهر منتشر میشود، توفيق بزرگي پيدا میکنند در انتشار حقيقت اسلام و معارف نوراني اهل بيت.
اين نعمتي که خدا به ما عطا کرده و نميشود گفت چقدر قيمت دارد. اگر اهل بيت نيامده بودند راه خدا بسته بود. از برخی آیات و روایات استفاده میشود که ما اصلا تکليفي نداشتیم، با آمدن آنها راه به سوي خدا باز شده است. يکي از نعمتهاي بزرگ اين است که خداي متعال اين وجود مقدس را که فوقالعاده با عظمت هستند، در مدح ایشان همين بس؛ کسي بيايد محضر ايشان «مَنْ زَارَهَا عَارِفاً بِحَقِّهَا»[۲۵] عرض کردم این حق دوتا است؛ ايشان يک حقي بر ما دارند و يک حقي بر خدا دارند که حق شفاعت است. «فَلَهُ الْجَنَّة» يعني محضر ايشان بياييد درهاي وادي توحيد به روي شما باز میشود. چون خداي متعال حق به ايشان داده و آن حق را خودش قرار داده و امضاء کرده است، اگر محضر ايشان بياييد وادي توحيد براي انسان هموار میشود و خداي متعال بر ما واجب میکند که وارد وادي توحيد و بهشت شويم. درهای حرم شبانه روز باز است و معني باز بودن در حرم اين است که دعوت شويم و اينجا بياييم. نيامدنش هم تقصير و کوتاهي ماست. خداي متعال همه را موفق بدارد.
پاورقیها
. «وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرينَ وَ الْأَنْصارِ وَ الَّذينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْري تَحْتَهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها أَبَداً ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظيمُ »؛ سوره توبه، آیه۱۰۰.
.«عَنِ الصَّادِقِ (ع) أَنَّهُ قَالَ: إِنَّ لِلَّهِ حَرَماً وَ هُوَ مَكَّةُ أَلَا إِنَّ لِرَسُولِ اللَّهِ حَرَماً وَ هُوَ الْمَدِينَةُ أَلَا وَ إِنَّ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ حَرَماً وَ هُوَ الْكُوفَةُ أَلَا وَ إِنَّ قُمَّ الْكُوفَةُ الصَّغِيرَةُ أَلَا إِنَّ لِلْجَنَّةِ ثَمَانِيَةَ أَبْوَابٍ ثَلَاثَةٌ مِنْهَا إِلَى قُمَّ تُقْبَضُ فِيهَا امْرَأَةٌ مِنْ وُلْدِي اسْمُهَا فَاطِمَةُ بِنْتُ مُوسَى وَ تُدْخَلُ بِشَفَاعَتِهَا شِيعَتِي الْجَنَّةَ بِأَجْمَعِهِم»؛ بحارالانوار، ج۵۷، ص۲۲۸.
. «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) يَقُولُ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِي فَمَنْ دَخَلَهُ أَمِنَ مِنْ عَذَابِي»؛ التوحید(صدوق)، ص۲۴.
. «وَ إِذْ قُلْنَا ادْخُلُوا هذِهِ الْقَرْيَةَ فَكُلُوا مِنْها حَيْثُ شِئْتُمْ رَغَداً وَ ادْخُلُوا الْبابَ سُجَّداً وَ قُولُوا حِطَّةٌ نَغْفِرْ لَكُمْ خَطاياكُمْ وَ سَنَزيدُ الْمُحْسِنين»؛ سوره بقره، آیه ۵۸.
. «عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ (ع) قَالَ: إِذَا جَمَعَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ قَامَ مُنَادٍ فَنَادَى يُسْمِعُ النَّاسَ فَيَقُولُ أَيْنَ الْمُتَحَابُّونَ فِي اللَّهِ قَالَ فَيَقُومُ عُنُقٌ مِنَ النَّاسِ فَيُقَالُ لَهُمُ اذْهَبُوا إِلَى الْجَنَّةِ بِغَيْرِ حِسَابٍ قَالَ فَتَلَقَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ فَيَقُولُونَ إِلَى أَيْنَ فَيَقُولُونَ إِلَى الْجَنَّةِ بِغَيْرِ حِسَابٍ قَالَ فَيَقُولُونَ فَأَيُّ ضَرْبٍ أَنْتُمْ مِنَ النَّاسِ فَيَقُولُونَ نَحْنُ الْمُتَحَابُّونَ فِي اللَّهِ قَالَ فَيَقُولُونَ وَ أَيَّ شَيْءٍ كَانَتْ أَعْمَالُكُمْ قَالُوا كُنَّا نُحِبُّ فِي اللَّهِ وَ نُبْغِضُ فِي اللَّهِ قَالَ فَيَقُولُونَ «نِعْمَ أَجْرُ الْعامِلِين»»؛ الکافی، ج۲، ص۱۲۶.
. «يَوْمَئِذٍ يَتَّبِعُونَ الدَّاعِيَ لا عِوَجَ لَهُ وَ خَشَعَتِ الْأَصْواتُ لِلرَّحْمنِ فَلا تَسْمَعُ إِلاَّ هَمْساً»؛ سوره طه، آیه۱۰۸.
. «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ إِلاَّ رِجالاً نُوحي إِلَيْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُون»؛ سوره نحل، آیه۴۳.
. «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحيماً»؛ سوره نساء، آیه۶۴.
. «وَ قَالَ (ع) لِقَائِلٍ قَالَ بِحَضْرَتِهِ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ ثَكِلَتْكَ أُمُّكَ أَ تَدْرِي مَا الِاسْتِغْفَارُ الِاسْتِغْفَارُ دَرَجَةُ الْعِلِّيِّينَ وَ هُوَ اسْمٌ وَاقِعٌ عَلَى سِتَّةِ مَعَان…»؛ نهج البلاغه، حکمت۴۱۷.
. زیارتنامه حضرت معصومه (س).
. «قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً»؛ سوره کهف، آیه۱۱۰.
. «يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا يَشْفَعُونَ إِلاَّ لِمَنِ ارْتَضى وَ هُمْ مِنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُون»؛ سوره انبیاء، آیه۲۸.
. «قَالَ الْحُسَيْنُ بْنُ خَالِدٍ فَقُلْتُ لِلرِّضَا (ع) يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ فَمَا مَعْنَى قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى قَالَ لَا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَى اللَّهُ دِينَهُ»؛ الامالی(صدوق)، ص۷.
. «رَبَّنا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتي بِوادٍ غَيْرِ ذي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنا لِيُقيمُوا الصَّلاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوي إِلَيْهِمْ وَ ارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَراتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُون»؛ سوره ابراهیم، آیه۳۷.
. «وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثابَةً لِلنَّاسِ وَ أَمْناً وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهيمَ مُصَلًّى وَ عَهِدْنا إِلى إِبْراهيمَ وَ إِسْماعيلَ أَنْ طَهِّرا بَيْتِيَ لِلطَّائِفينَ وَ الْعاكِفينَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُود»؛ سوره بقره، آیه۱۲۵.
. «رَبَّنا وَ ابْعَثْ فيهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِكَ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ يُزَكِّيهِمْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ»؛ سوره بقره، آیه۱۲۹.
. سوره بلد، آیه۱ و۲.
. «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) لَمَّا أُسْرِيَ بِي إِلَى السَّمَاءِ حَمَلَنِي جَبْرَئِيلُ عَلَى كَتِفِهِ الْأَيْمَنِ فَنَظَرْتُ إِلَى بُقْعَةٍ بِأَرْضِ الْجَبَلِ حَمْرَاءَ أَحْسَنَ لَوْناً مِنَ الزَّعْفَرَانِ وَ أَطْيَبَ رِيحاً مِنَ الْمِسْكِ فَإِذَا فِيهَا شَيْخٌ عَلَى رَأْسِهِ بُرْنُسٌ فَقُلْتُ لِجَبْرَئِيلَ مَا هَذِهِ الْبُقْعَةُ الْحَمْرَاءُ الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ لَوْناً مِنَ الزَّعْفَرَانِ وَ أَطْيَبُ رِيحاً مِنَ الْمِسْكِ قَالَ بُقْعَةُ شِيعَتِكَ وَ شِيعَةِ وَصِيِّكَ عَلِيٍّ فَقُلْتُ مَنِ الشَّيْخُ صَاحِبُ الْبُرْنُسِ قَالَ إِبْلِيسُ قُلْتُ فَمَا يُرِيدُ مِنْهُمْ قَالَ يُرِيدُ أَنْ يَصُدَّهُمْ عَنْ وَلَايَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ (ع) وَ يَدْعُوَهُمْ إِلَى الْفِسْقِ وَ الْفُجُورِ فَقُلْتُ يَا جَبْرَئِيلُ أَهْوِ بِنَا إِلَيْهِمْ فَأَهْوَى بِنَا إِلَيْهِمْ أَسْرَعَ مِنَ الْبَرْقِ الْخَاطِفِ وَ الْبَصَرِ اللَّامِعِ فَقُلْتُ قُمْ يَا مَلْعُونُ فَشَارِكْ أَعْدَاءَهُمْ فِي أَمْوَالِهِمْ وَ أَوْلَادِهِمْ وَ نِسَائِهِمْ فَإِنَّ شِيعَتِي وَ شِيعَةَ عَلِيٍّ «لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ» فَسُمِّيَتْ قُمْ»؛ علل الشرایع، ج۲، ص۵۷۲.
. «قالَ فَبِما أَغْوَيْتَني لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقيم»؛ سوره اعراف، آیه۱۶.
. «عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ (ع) قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) لَمَّا أُسْرِيَ بِي إِلَى السَّمَاءِ الرَّابِعَةِ نَظَرْتُ إِلَى قُبَّةٍ مِنْ لُؤْلُؤٍ لَهَا أَرْبَعَةُ أَرْكَانٍ وَ أَرْبَعَةُ أَبْوَابٍ كُلُّهَا مِنْ إِسْتَبْرَقٍ أَخْضَرَ قُلْتُ يَا جَبْرَئِيلُ مَا هَذِهِ الْقُبَّةُ الَّتِي لَمْ أَرَ فِي السَّمَاءِ الرَّابِعَةِ أَحْسَنَ مِنْهَا فَقَالَ حَبِيبِي مُحَمَّدٌ هَذِهِ صُورَةُ مَدِينَةٍ يُقَالُ لَهَا قُمُّ يَجْتَمِعُ فِيهَا عِبَادُ اللَّهِ الْمُؤْمِنُونَ يَنْتَظِرُونَ مُحَمَّداً وَ شَفَاعَتَهُ لِلْقِيَامَةِ وَ الْحِسَابِ يَجْرِي عَلَيْهِمُ الْغَمُّ وَ الْهَمُّ وَ الْأَحْزَانُ وَ الْمَكَارِهُ»؛ الاختصاص، ص۱۰۲.
. «نَحْنُ أَوْلِياؤُكُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ وَ لَكُمْ فيها ما تَشْتَهي أَنْفُسُكُمْ وَ لَكُمْ فيها ما تَدَّعُون»؛ سوره فصلت، آیه۳۱.
. تفسیر قمی، ج۲، ص۲۶۵.
.«عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ ع قَالَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ قُمَّ يَدْعُو النَّاسَ إِلَى الْحَقِّ يَجْتَمِعُ مَعَهُ قَوْمٌ كَزُبَرِ الْحَدِيدِ لَا تُزِلُّهُمُ الرِّيَاحُ الْعَوَاصِفُ وَ لَا يَمَلُّونَ مِنَ الْحَرَبِ وَ لَا يَجْبُنُونَ وَ عَلَى اللَّهِ يَتَوَكَّلُونَ «وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ»»؛ بحارالانوار، ج۵۷، ص۲۱۶.
. «قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ اسْتَعينُوا بِاللَّهِ وَ اصْبِرُوا إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُها مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ»؛ سوره اعراف، آیه۱۲۸.
. «عَنْ سَعْدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا (ع) قَالَ قَالَ: يَا سَعْدُ عِنْدَكُمْ لَنَا قَبْرٌ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ قَبْرُ فَاطِمَةَ بِنْتِ مُوسَى (ع) قَالَ نَعَمْ مَنْ زَارَهَا عَارِفاً بِحَقِّهَا فَلَهُ الْجَنَّةُ»؛ بحارالانوار، ج۴۸، ص۳۱۶.