حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها)، طریق بهره مندی از نور امام (علیهم السلام)
متن زیر سخنرانی آیتالله میرباقری در تاریخ ۲ بهمن ۱۳۹۴ است که در ایام وفات حضرت معصومه سلام الله علیها در حرم مطهر برگزار شده است.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین. اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاً وقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طَویلاً.
۱. بندگی و رؤیت خدای متعال به وسیله حقیقت ایمان
فرصت کوتاه دنیا که خداوند در اختیار ما قرار داده، همراه با رنج و سختیهای فراوانی است «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ في كَبَدٍ»[۱]، عالم، عالم ابتلاء و امتحان و سختی هاست. امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: «دَارٌ بِالْبَلَاءِ مَحْفُوفَةٌ»[۲] ما در این فرصت کوتاه باید به فضائلی دست پیدا کنیم، میبایست به مقام بندگی برسیم و مقام عبودیت را تحصیل کنیم؛ مقدمه آن هم این است که ابتدا به معرفت خدا برسیم. «إِنَّ اللَّهَ جَلَّ ذِكْرُهُ مَا خَلَقَ الْعِبَادَ إِلَّا لِيَعْرِفُوهُ فَإِذَا عَرَفُوهُ عَبَدُوهُ فَإِذَا عَبَدُوهُ اسْتَغْنَوْا بِعِبَادَتِهِ عَنْ عِبَادَةِ مَنْ سِوَاهُ»[۳]، این تعبیر نورانی از سیدالشهداء علیه السلام نقل شده که خداوند بندگانش را نیافریده است الا برای اینکه عبد شوند و به مقام معرفت برسند. بنابراین در این فرصت کوتاه انسان باید به معرفت برسد.
از حضرت علی(ع) سوال شد که شما پروردگار خود را دیدهاید؟! حضرت فرمود: «مَا كُنْتُ أَعْبُدُ رَبّاً لَمْ أَرَه»[۴]، من پروردگاری که را که نمیبینم عبادت نمیکنم. البته در ادامه حضرت توضیح دادند که مقصود از رویت خداوند، رویت جسمانی نیست. این از عقاید مسلم اسلامی و عقاید مسلم اهلبیت است که خدای متعال تشبیه به مخلوقات نمیشود، بنابراین با حس هم قابل مشاهده نیست؛ ولی حضرت فرمودند در عین اینکه «لَمْ تَرَهُ الْعُيُونُ بِمُشَاهَدَةِ الْأَبْصَارِ، وَ لكِنْ رَأَتْهُ الْقُلُوبُ بِحَقَائِقِ الْإِيمَان»، اگر ایمان در قلب محقق شد با حقیقت ایمان میشود به رویت خدا رسید. یک رویت خاصی است که مربوط به مومنین و آن هایی است که قلبشان منور به نور ایمان است و اینگونه است که انسان میتواند خدا را بندگی کند، و الا عبادت ممکن نیست. این بیان از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله خطاب به ابوذر است که حضرت فرمودند: «اعْبُدِ اللَّهَ كَأَنَّكَ تَرَاهُ فَإِنْ لَمْ تَكُنْ تَرَاهُ فَإِنَّهُ يَرَاك»[۵]. اولین درجه عبادت این است که خدا را بگونهای عبادت کند که گویا او را میبیند؛ و در درجه دوم این که اگر او خدا را نمیبیند به مرحلهای رسیده که احساس کند در محضر خداست و خدا ناظر به اوست. پس نکته اول اینکه در این فرصت کوتاه باید به این معرفت دست پیدا کنیم و باید یک رویت قلبی و ایمانی بین ما و پروردگارمان واقع شود؛ ما باید به نقطهای برسیم که معاد و بهشت و جهنم خودمان را ببینیم، مانند متقین.
۲. لزوم رسیدن به یقین و رؤیت بهشت و جهنّم در همین دنیا
امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: «فَهُمْ وَ الْجَنَّةُ كَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِيهَا مُنَعَّمُونَ وَ هُمْ وَ النَّارُ كَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِيهَا مُعَذَّبُونَ»[۶]، متقین اینگونه هستند که گویا بهشتشان را میبینند و در آنجا متنعماند و گویا جهنم را میبینند و در آنجا معذب هستند. اگر انسان اینگونه شد میفهمد که هیچ معاملهگری نقدتر از خدای متعال معامله نمیکند. این مثل معروفی که میزنند مثل درستی است که سیلی نقد به از حلوای نسیه؛ ولی واقعا نقدتر از خدای متعال کسی نیست که معامله کند. هم اکنون هر عمل ما یا در بهشت واقع میشود یا در جهنم. و واقعا هم اکنون ما هر قدمی که بر میداریم یا در بهشت قرار میگیریم یا در جهنم. «إِنَّ الْأَبْرارَ لَفي نَعيمٍ * وَ إِنَّ الْفُجَّارَ لَفي جَحيمٍ»[۷] الان نیکان در بهشتاند و فجار در جهنم، این نسیه نیست. ما باید به جایی برسیم که بهشت و جهنم خودمان را ببینیم. اگر اینطور شد انسان اصلاح میشود.
در همین دنیا باید از شک و حیرت بیرون بیاییم و به یقین برسیم و الا اگر در فرصت دنیا انسان به یقین نرسید ممکن است در قیامت هم چشمش برای همیشه بسته بماند. بعضی این آیه نورانی را اینگونه معنا کردند «وَ مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى وَ أَضَلُّ سَبِيلا»[۸]، آنهایی که در این دنیا چشم دلشان باز نمیشود در آخرت هم نابینا هستند، کورباطن هستند و نمیتوانند حقائق عالم را ببینند. پس در همین فرصت دنیا باید از شک و حیرت نجات پیدا کرد به یقین و مشاهده آخرت رسید. این حدیث نورانی را مکرر ملاحظه فرمودید که وجود مقدس نبی اکرم(ص) بعد از نماز صبح صحبت میفرمودند: جوانی چرت میزد، پیامبر(ص) پرسیدند که کیف اصبحت؟ جوان گفت: در حالت یقین صبح کردم. حضرت فرمودند علامت یقینت چیست؟! جوان گفت: چهره زردم واندام لاغرم، من شبها از خوف خدا خواب ندارم، گویا بهشت و جهنم را میبینم. اجازه میدهید بهشتیان و جهنمیان مجلس را نام ببرم، حضرت فرمود: نه. بعد حضرت تصدیقش کردند و او از حضرت درخواست شهادت کرد، و در اولین جنگی که پیش آمد هم به شهادت رسید. خدای متعال برای به یقین رسیدن و برای اینکه انسان آخرتش را ببیند و برای اینکه به بعث و معاد و توحید یقین کند، همه مقدمات را مهیا کرده است.
۳. رؤیت خدای متعال و رؤیت آخرت در همین دنیا از طریق نور امام (علیهم السلام)
من همین یک آیه را ترجمه میکنم، حاصل عرضم هم همین یک آیه است. خدای متعال به نبی اکرم(ص) میفرماید: «زَعَمَ الَّذينَ كَفَرُوا أَنْ لَنْ يُبْعَثُوا قُلْ بَلى وَ رَبِّي لَتُبْعَثُنَّ ثُمَّ لَتُنَبَّؤُنَّ بِما عَمِلْتُمْ وَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسيرٌ»[۹] کفار گمان میکنند بعثی در کار نیست و هر چه هست همین دنیاست، فرصت دنیا که تمام شد میمیریم و همه چیز تمام میشود «وَ قالُوا ما هِيَ إِلاَّ حَياتُنَا الدُّنْيا نَمُوتُ وَ نَحْيا وَ ما يُهْلِكُنا إِلاَّ الدَّهْرُ»[۱۰].
«قُلْ بَلى وَ رَبِّي لَتُبْعَثُنَّ»، پیغمبر ما به آنها بگو به پروردگارم قسم که همه شما مبعوث میشوید، اگر او پروردگار من است عالم رها نمیکند. ربوبیت خدای متعال نسبت به نبی اکرم اقتضا میکند که همه عالم را به مقصد برساند، همان طور که عالم را برای او آفریده است «لَوْلَاكَ مَا خَلَقْتُ الْأَفْلَاك»[۱۱]، به طفیل حضرت همه عالم را به مقصد میرساند. «ثُمَّ لَتُنَبَّؤُنَّ بِما عَمِلْتُمْ» با عمل خودتان روبرو میشوید و این برای خدای متعال کار آسانی است. بعد خدا یک دستوری میدهد «فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذي أَنْزَلْنا»،[۱۲] پس به خدا و رسولش و آن نوری که ما نازل کردیم ایمان بیاورید. به جای اینکه انکار کنید و بگوید معادی نیست به این نوری که از عالم بالا نازل کردیم تا دنیای شما را روشن کند ایمان بیاورید، تا بجای اینکه معاد را انکار کنید معاد خودتان را ببینید. خدای متعال چراغی پیش روی ما روشن کرده که اگر ما نگاهمان را به آن بدوزیم نه تنها دنیای خودمان بلکه آخرتمان را هم میبینیم. خورشید در این عالم اینگونه است که وقتی طلوع میکند ما دیدنیهای حسی را میبینیم و به یقین میرسیم، اگر قبل از اینکه خورشید طلوع کند به ما بگویند اینجا دریاست یا جنگل است و این راه است و این چاه است باورمان نمیشود، اما وقتی خورشید طلوع کرد همه چیز را میبینیم و یقین میکنیم. خداوند یک نوری نازل کرده و میفرماید به جای اینکه بگویید آخرت نیست به این نور ایمان بیاورید و آخرت خود را ببینید تا یقین کنید. اگر کسی به این نور رسید باطن عالم و آخرتش را با همین نور میبیند.
ذیل این آیه روایتی است؛ ابوخالد کابلی از حضرت باقر(ع) سوال کرد «وَ النُّورِ الَّذي أَنْزَلْنا»، این نوری که خدای متعال نازل کرده یعنی چی؟ حضرت اول در یک جمله این نور را تفسیر کردند فرمودند: «النُّورُ وَ اللَّهِ الْأَئِمَّةُ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ (ص) إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَة»،[۱۳] این نور آل محمد علیهم السلام است. حقیقتا نور است اما از جنس خورشید نیست، بلکه این نور، پیامبر و اهلبیتش هستند که خداوند از عالم بالا نازل کرده است. بعد حضرت چند قسم موکد خوردند و فرمودند: «وَ هُمْ وَ اللَّهِ نُورُ اللَّهِ الَّذِي أَنْزَلَ وَ هُمْ وَ اللَّهِ نُورُ اللَّهِ فِي السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْض» اهلبیت نور خدا در آسمانها و زمین هستند. چراغی که خدای متعال روشن کرده نه فقط دنیای شما بلکه همه آسمانها و زمین را روشن میکند و هیچ عالمی نیست که در آن نبی اکرم(ص) تجلی نکرده باشد و نورش نازل نشده باشد، لذا همه عوالم با نور نبی اکرم هدایت میشوند. آن نور الهی که خدای متعال نازل کرده همین وجود مقدس اهلبیتاند. بعد فرمودند: «وَ هُمْ وَ اللَّهِ يُنَوِّرُونَ قُلُوبَ الْمُؤْمِنِين» اگر مومنین ایمان به نبی اکرم و اهلبیت آوردند آنها دلشان را نورانی میکنند. مثل این که در عالم حس خورشید نورش را به ما میتاباند، ما نمیرویم خورشید را پیدا کنیم. امام رضا(ع) فرمودند امام خورشیدی است که طلوع کرده و عالم را روشن کرده، اما با این حال نه دست کسی به خورشید میرسد و نه چشم کسی میتواند آن را صید کند.
امام همینگونه است؛ وقتی شما مومن شدید نور الهی که خدا نازل کرده بر قلب شما میتابد و قلب شما روشن میشود، این همان نوری است که با آن حجابها کنار میرود و میتوانید پروردگارتان را با رویت ایمانی ببینید. این همان نوری است که میتوانید با آن باطن دنیا و ملکوت عالم را هم ببینید. نور خورشید فقط در عالم حس است و در عالم برزخ این ستاره و ماه و خورشید به کار نمیآیند. «لا يَرَوْنَ فيها شَمْساً وَ لا زَمْهَريراً»[۱۴]، آیا ما باید آنجا در ظلمت بمانیم یا خدای متعال آنجا هم نوری روشن کرده است؟! در قیامت و آخرت هم آیا ما در ظلمت محض هستیم؟! خیر، آنجا هم خدای متعال چراغی روشن کرده است.
آن نوری که این عوالم را روشن میکند که اگر انسان نورانی به آن نور شد باطن عالم را میبیند همین نور است. بعد حضرت یک جمله فرمودند که مطلب را واضح کردند فرمودند: «لَنُورُ الْإِمَامُ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ أَنْوَرُ مِنَ الشَّمْسِ الْمُضِيئَةِ بِالنَّهَار»، اگر امام در قلبی قدم گذاشت و آن قلب را روشن کرد نور امام در آن جا از خورشید در روز آشکارتر است. این جور نیست که انسان در حیرت بماند.
۴. آثار نورانی شدن قلب، به نور امام (علیهم السلام)
اگر کسی به نور امام رسید آخرت خود را میبیند، قیامت خودش را الان میبیند و در شک و حیرت نمیماند. انسان در دنیا بهشت و جهنم را ببیند یا نبیند خیلی تفاوت دارد. کسی که آن دنیا را میبیند نمیتواند به بهشت و جهنم بیتفاوت باشد، تا درجات بالاتر که به رویت ایمانی حضرت حق رسید این انسان دیگر نمیتواند معصیت کند. کسی که به محبت خدا رسید امکان این که تخلف کند در او نیست. محبت الهی انسان را به بندگی هدایت میکند و مانع معصیت است. این تعبیر در دعای امام سجاد است «وَ أَنْ تَجْعَلَ حُبِّي إِيَّاكَ قَائِداً إِلَى رِضْوَانِك وَ شَوْقِي إِلَيْكَ ذَائِداً عَنْ عِصْيَانِك»[۱۵]، خدایا محبت خودت را وسیله من و پیشوای من قرار بده که من را به سمت تو هدایت کند و شوق خودت را مانع گناه قرار بده.
اگر کسی به یقین رسید اهل عمل میشود. این نوری که خدای متعال نازل کرده از آن نورهایی است که اگر مومن به آن نورانی شد خودش میشود چراغ. در روایات در باب مومن روایات عجیبی است. من یکی دو تا را اشاره میکنم. حضرت فرمود: قلب مومن چراغدان نور الهی میشود که در آن نور الهی روشن میشود، بعد فرمودند: مومنی که این چراغ در دلش روشن شد (که این چراغ نور امام است)، امامِ خودش را در کنار خودش میبیند و در پرتو نور امامِ خودش همه عالم را میبیند. در پرتو نور امامِ خودش میبیند که همه عالم اهل بندگی خدا هستند «يُسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ»[۱۶]؛ ولی دیدن همه اینها با نور امام ممکن است؛ انسان تا نورانی به نور امام نشود این امور را نمیبیند و به یقین نمیرسد.
در داستان ابراهیم خلیل قران بیان میکند که ما ملکوت آسمانها و زمین را به حضرت ارائه کردیم تا به یقین برسد «وَ كَذلِكَ نُري إِبْراهيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنينَ»[۱۷]. رویت ملکوت و باطن عالم آثاری دارد که یکی از آنها یقین است.
خدای متعال وقتی داستان را نقل میکند میفرماید حضرت صبر کرد تا هوا تاریک شد، یک ستارهای بالا آمد گفت: «فلمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأى كَوْكَباً قالَ هذا رَبِّی». طولی کشید این ستاره غروب کرد فرمود «قالَ لا أُحِبُّ الآفِلينَ». آدم در تاریکی نیاز به نوری دارد که او را هدایت کند، نیاز به ربی دارد که دست او را بگیرد. وقتی ستاره بالا آمد گفت این همان رب من است اما وقتی غروب کرد گفت این رب من نیست، رب من غروب ندارد چرا که اگر غروب کند همه عالم تاریک و انسان زمین گیر میشود. ماه بالا آمد گفت این نورش بیشتر است، این رب من است اما ماه هم غروب کرد. خورشید طلوع کرد گفت «هذا أَكْبَرُ»،این بزرگتر از همه است اما خورشید هم غروب کرد. بعد حضرت ابراهیم فرمود: من چیزی را شریک خدا قرار نمیدهم «إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنيفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكينَ».
این آیه ظاهرش این است که حضرت با آنهایی که دنبال ماه و ستاره بودند احتجاج میکرد و میفرمود ما یک ربی داریم که با نورش ما را هدایت میکند «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ»[۱۸]. به بیان نورانی علی بن موسی الرضا علیهما السلام «اللَّهُنُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ فَقَالَ هَادٍ لِأَهْلِ السَّمَاءِ وَ هَادٍ لِأَهْلِ الْأَرْض» [۱۹] نور الهی است که همه را هدایت میکند. رب با نور خودش همه را هدایت میکند هیچ کس را در ظلمت نمیگذارد. اما آن نور ربی که شما را هدایت میکند این نور ماه و ستاره نیست، این نورها غروب میکند در حالی که نور رب غروب ندارد، بگردید آن نور را پیدا کنید.
به تعبیر دیگرحضرت میخواستند، بفرمایند همانگونه که این خورشید طلوع میکند و با آن در عالم حس هدایت میشوید، خداوند یک ماه و خورشید دیگری را خلق کرده که هرگز غروب نمیکند، اگر به آن برسید میتوانید ملکوت عالم را مشاهده کنید و به یقین برسید و با آن هدایت میشوید. آن خورشید وجود مقدس نبی مکرم اسلام است «وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها»[۲۰]. در روایت است که قمر عالم امیرالمؤمنین(ع) و شمس وجود مقدس نبی اکرم(ص) است. در روایت در ذیل آیه «وَ عَلاماتٍ وَ بِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ»[۲۱] فرمود: این نجم وجود مقدس نبی اکرم است.
پس خدای متعال یک نوری را نازل کرده، یک خورشید و چراغی را نازل کرده که چراغ همه عوالم است و هرگز غروب نمیکند «وَ هُمْ وَ اللَّهِ نُورُ اللَّهِ الَّذِي أَنْزَلَ وَ هُمْ وَ اللَّهِ نُورُ اللَّهِ فِي السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْض» اگر چشم ما به این نور باز شد همه عوالم را میبینیم، باطن و برزخ و قیامت خودمان را میبینیم، به رویت ایمانی پروردگار خودمان میرسیم و اهل یقین میشویم. ما لازم نیست دنبال این نور برویم و همین که مومن و تسلیم باشیم این نور قلب ما را روشن میکند. در روایات دیدید که میفرماید قلب مومن چراغدان میشود. «فَالْمُؤْمِنُ يَتَقَلَّبُ فِي خَمْسَةٍ مِنَ النُّور»[۲۲]، وقتی قلب مومن روشن شود همه گشت و گذارش در نور است و هیچ کاری را با شک و ریب انجام نمیدهد. «مَدْخَلُهُ نُورٌ وَ مَخْرَجُهُ نُور» به هر جا وارد میشود با نور و یقین است و از هر کار و وادی بیرون میآید با یقین است. «وَ عِلْمُهُ نُورٌ وَ كَلَامُهُ نُور» وقتی حرف میزند دیگران را نورانی میکند، «وَ مَصِيرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِلَى الْجَنَّةِ نُور» و تا قیامت در مسیر بهشت به دنبال نور حرکت میکند. اگر چنین مومنی پیدا کردید، همراهش بروید و هر کجا رفت او را دنبال کنید زیرا شما را در ظلمت نمیبرد و شما را در قیامت هم به بهشت میرساند. امام اینگونه است. حضرت فرمود: «اتَّقُوا مِنْ فِرَاسَةِ الْمُؤْمِنِ فَإِنَّهُ يَنْظُرُ بِنُورِ اللَّه»[۲۳] از فراست مومن بترسید که او با نور خدا میبیند. از حضرت امیر سوال کرد یعنی چه با نور خدا میبیند؟ چون مومن از نور ما خلق شده و ما نور الهی هستیم. این نور در وجود مومن هست و او با این نور باطن عالم را میبیند. لذا مومن متبسم است یعنی اگر نگاه به سیمای انسانی کند، باطن و ملک و آخرتش را میبیند.
ببینید خدای متعال یک چراغی پیش روی ما روشن کرده که این چراغ یک نوری را ایجاد کرده که اگر به این نور رسید نه فقط این عالم را میبیند، بلکه ملکوت و قیامت و بهشت و جهنم خودش را میبیند و به یقین میرسد «هُمْ وَ الْجَنَّةُ كَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِيهَا مُنَعَّمُونَ وَ هُمْ وَ النَّارُ كَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِيهَا مُعَذَّبُون». البته در عالم آخرت میرود و وارد میشود، این در جای خودش محفوظ است ولی در همین دنیا و در حیرت عبادت نمیکند چون اهل یقین است. متقون که شیعیان امیرالمؤمنین هستند آنها با نور امیرالمؤمنین بهشت و جهنمشان را میبینند؛ به خاطر همین در دنیا بی قرارند و این عالم برایشان زندان است.
۵. تجلی نور امام (علیهم السلام)، در وجود حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها)
این مطلبی که عرض کردم مقدمه یک جملهای است و آن این است که مومنان و شیعیان کاملی هستند که نور امام در آنها تجلی کرده و به تعبیر قرآن خودشان ماهی هستند که شما باید نور خورشید را از او بگیرید. همان طوری که امام راه ما را روشن میکند و اگر کسی به امام رسید الان وسط بهشت است و الان بهشتش را میبیند، اگر کسی به این مومنین هم راه پیدا کرد همینطور است، و اگر به آنها رسید گویا به امام رسیده است. حضرت فرمود: اگر به زیارت آنها بروید گویا به زیارت ما آمدید. از جمله آن شیعیان کاملِ ائمه که همه انوار ائمه در ایشان تجلی دارد، چراغ هدایتند، میتوانند مثل امام قلب انسان را روشن کنند، دست ما را بگیرند، با آخرتمان آشنا کنند، ما را به بهشت ببرند و از شک و حیرت بیرون بیاورند، وجود مقدس فاطمه معصومه(س) است. انسان اگر به امام رسید به همه خیرات رسیده است. اصلا ما را در این دنیا آوردند و تلاقی با امام دادند تا به امام برسیم وگرنه کار دیگری نداریم. اگر به امام رسیدید دو رکعت نمازتان میشود معراج و اگر به امام نرسیدیم هزار سال نماز بین رکن و مقام فایدهای ندارد. اگر به امام رسیدیم یک درهم صدقه مزدش بی نهایت میشود «مَنْ ذَا الَّذي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً كَثيرَةً»[۲۴] چه کسی به خدا قرض میدهد تا خداوند برایش فراوان اضافه کند؟! در روایت دارد که وقتی آیه نازل شد که «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْها»[۲۵] اگر کار خوب کنید خدا مزدتان را بیشتر از عملتان میدهد، حضرت فرمودند: خدایا به امت من بیشتر بده، آیه نازل شد که «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها»[۲۶]؛ ده برابر مزد میدهیم، باز هم حضرت عرضه داشتند خدایا بیشتر. این آیه نازل شد «من ذَا الَّذي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَه أَضْعافاً كَثيرَةً»، وقتی این آیه نازل شد حضرت راضی شدند و فرمودند وقتی خدا میفرماید کثیر یعنی بی نهایت. فرمود قرض به خدا یعنی مال را به امام برسانید. اگر به امام بدهید بی نهایت میشود. امام اینگونه است، اگر کسی به امام رسید همه کارهایش درست میشود؛ دو رکعت نمازش میشود معراج و حتی یک درهم از زکاتش او را به مقصد میرساند. وجود مقدس فاطمه معصومه(س) و بزرگانی مثل ایشان همین گونهاند.
۶. آثار بهرهمندی از نور حضرت معصومه (سلام الله علیها)
اگر کسی به فاطمه معصومه(س) متصل شد به بهشت متصل شده است. این که در زیارت حضرت میخوانیم «اشْفَعِي لِي فِي الْجَنَّةِ فَإِنَّ لَكِ عِنْدَ اللَّهِ شَأْناً مِنَ الشَّأْن»[۲۷] یعنی ایشان میتواند دست بزرگان را بگیرد وارد بهشت کند چه رسد به ما! خداوند آن شأنی که به معصوم داده که شأن شفاعت است، آن شأن را به حضرت معصومه هم داده است. امام صادق(ع) فرمودند: آن قدر این فاطمه معصومه(س) با عظمت است که «تُدْخَلُ بِشَفَاعَتِهَا شِيعَتِي الْجَنَّةَ بِأَجْمَعِهِم»[۲۸] همه شیعیان من به شفاعت ایشان وارد بهشت میشوند. وقتی کسی به معصوم رسید، متصل به معصوم شد و شیعه کامل و تام شد، این گونه میشود. البته این بزرگوارها حتما یک اختصاصات دیگری هم دارند اما انوار معصومین در آنها هست. همان طوری که زیارت معصوم بهشت را بر انسان واجب میکند فرمود اگر کسی عارفا بحقها ایشان را زیارت کند بهشت بر او واجب میشود. در روایات هست که چند تا از درهای بهشت از قم باز میشود، فاطمه معصومه خودش در بهشت است دیگر. مگر خود حضرت امیر باب الله نیست، وجود حضرت معصومه هم بابالمعصوم است. هر کس به حضرت معصومه برسد به امام رضا رسیده و بهشت چیزی نیست جز ولایت امام.
اگر کسی به حضرت معصومه رسید به امام رسیده است. اینکه میبینید بزرگان ما قدر این حرم را میدانستند و هر روز میآمدند به زیارت فاطمه معصومه و زیارت میکردند نکته اش این است که اینجا بهشت است و هر کس بهشت میخواهد بیاید به زیارت ایشان. «اشفعی لی فی الجنه»[۲۹] نسبت به همه درجات بهشت است. بعضی در یک موضوع میتوانند شفاعت کنند اما حضرت معصومه در همه موضوعات میتواند شفاعت کند چون «فان لک عند الله شأن من الشأن»[۳۰]. چون از شئون همه معصومین در ایشان هست. حرم حضرت معصومه حرم اهلبیت است. این روایت را ببینید، میفرماید: خداوند حرمی دارد که مکه است، حضرت پیامبر حرمی دارند که مدینه است و حضرت امیر حرمی دارند که کوفه است و ما اهلبیت حرمی داریم که قم است. گویا همه اهلبیت در اینجا حضور دارند. لذا در زیارتنامهایکه امام رضا نقل کردند ما چهارده معصوم را زیارت میکنیم و بعد حضرت معصومه را زیارت میکنیم. انوار همه معصومین در اینجا هست و در اینجا تجلی کردند لذا ایشان از ان چراغ هایی است که خداوند برای ما روشن کرده که اگر کسی دلش نورانی به نور مقدس فاطمه معصومه(س) شد دل انسان میشود خورشید و مثل روز روشن میشود. اگر فاطمه معصومه(س) یک توجهی به انسان بکند انسان میتواند در همین دنیا اهل یقین و مشاهده ملکوت شود. شفاعت این است؛ ما از ایشان این چیزها را باید بخواهیم، ما باید از ایشان یقین و ایمان کامل بخواهیم، باید از ایشان مشاهده ملکوت عالم را بخواهیم تا چشم دلمان باز شود. این چیزهایی است که در این حرم عطا میشود. دنیا را هم میدهند. دنیا خواستن هم بد نیست، ولی آنچه در این حرمها تقسیم میشود، رزقهای بزرگتر از این دنیا و نعمتهای مادی است. لذا باید تلاش کنیم با زیارت حضرت بهشتی شویم و از الان برویم در بهشت.
البته بهشت آخرت و درجات بعدی در جای خودش محفوظ. اگر کسی به امیرالمؤمنین(ع) رسید همه امیرالمؤمنین را در این دنیا که نمیتواند درک کند، سلمان هم که باشی در قیامت وقتی حضرت امیر را میبینی گویا ایشان را نشناختهای و مراتب بالاتری از یقین و معرفت و توحید به انسان عطا میشود.
این وجود مقدس میتواند در همه عوالم دست ما را بگیرد چون صاحب مقام شفاعتاند؛ البته این مقام شفاعت یک مقامی است که فداکاری میخواهد. خداوند بنده هایش را به دست کسی میدهد که آن بندهها فداکاری میکنند، با خدا عهد بستند. هم شفاعت کننده باید با خدا عهد داشته باشد و هم شفاعت شونده «لا يَمْلِكُونَ الشَّفاعَةَ إِلاَّ مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً»[۳۱]. شفاعت کننده باید با خدا عهد ببندد که این بندگان را با محبت، شفقت و فداکاری به خدا میرساند.
داستانی از موسی کلیم نقل شده که ایشان مشغول چوپانی بود که گوسفند از دست ایشان فرار کرد و حضرت هم به دنبال او میدوید، آن قدر که هم حیوان و هم حضرت خسته شد، بعد حضرت رفت و گوسفند را در آغوش گرفت و نوازش کرد و فرمود ای حیوان من به خاطر تو میدویدم، گرگ که مرا نمیخورد تو را میدرد! در بعضی نقلها آمده که خداوند به ایشان فرمود به خاطر این صفت تو را پیغمبر میکنم. تو که از یک گوسفند نمیگذری به طریق اولی از بندگان هم نمیگذری و نمیگذاری جهنمی شوند. شفاعت را خدا به کسی میدهد که خون دلش را میدهد تا بندگانش هدایت شوند «بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَيْرَةِ الضَّلَالَةِ».[۳۲] سیدالشهدا خون دلش را داد تا بندگان خدا هدایت شوند، این میشود شفاعت. وجود مقدس فاطمه معصومه خداوند یک محبتی در دلش نهاده که از هیچ کسی نمیگذرد، هر کسی به سراغ ایشان بیاید دستش را میگیرد و به بهشت میبرد. ایشان بلای دنیا را تحمل کردند تا شفیع ما باشند و ما را دستگیری کنند و میدانید مصائب خیلی زیادی را هم تحمل کردند. السلام علیکم یا اهلبیت النبوه…
پاورقیها
. سوره بلد، آیه۴.
. «دَارٌ بِالْبَلَاءِ مَحْفُوفَةٌ وَ بِالْغَدْرِ مَعْرُوفَةٌ لَا تَدُومُ أَحْوَالُهَا وَ لَا يَسْلَمُ نُزَّالُهَا»؛ نهج البلاغه، خطبه۲۲۶.
. «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ: خَرَجَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ (ع) عَلَى أَصْحَابِهِ فَقَالَ أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ جَلَّ ذِكْرُهُ مَا خَلَقَ الْعِبَادَ إِلَّا لِيَعْرِفُوهُ فَإِذَا عَرَفُوهُ عَبَدُوهُ فَإِذَا عَبَدُوهُ اسْتَغْنَوْا بِعِبَادَتِهِ عَنْ عِبَادَةِ مَنْ سِوَاه»؛ علل الشرایع، ج۱، ص۹.
. «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: جَاءَ حِبْرٌ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ فَقَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ هَلْ رَأَيْتَ رَبَّكَ حِينَ عَبَدْتَهُ قَالَ فَقَالَ وَيْلَكَ مَا كُنْتُ أَعْبُدُ رَبّاً لَمْ أَرَهُ قَالَ وَ كَيْفَ رَأَيْتَهُ قَالَ وَيْلَكَ لَا تُدْرِكُهُ الْعُيُونُ فِي مُشَاهَدَةِ الْأَبْصَارِ وَ لَكِنْ رَأَتْهُ الْقُلُوبُ بِحَقَائِقِ الْإِيمَان»؛ الکافی، ج۱، ص۹۸.
. مصباح الشریعه، ص۸.
. «عَظُمَ الْخَالِقُ فِي أَنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ مَا دُونَهُ فِي أَعْيُنِهِمْ فَهُمْ وَ الْجَنَّةُ كَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِيهَا مُنَعَّمُونَ وَ هُمْ وَ النَّارُ كَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِيهَا مُعَذَّبُون»؛ نهج البلاغه، خطبه المتقین.
. سوره انفطار، آیات۱۳ و۱۴.
. سوره اسراء، آیه۷۲.
. سوره تغابن، آیه۷.
. «وَ قالُوا ما هِيَ إِلاَّ حَياتُنَا الدُّنْيا نَمُوتُ وَ نَحْيا وَ ما يُهْلِكُنا إِلاَّ الدَّهْرُ وَ ما لَهُمْ بِذلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلاَّ يَظُنُّونَ»؛ سوره جاثیه، آیه۲۴.
. «عَن عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (ع) قَالَ: …فَلَمَّا خَلَقَ اللَّهُ تَعَالَى نُورَ نَبِيِّنَا مُحَمَّدٍ ص بَقِيَ أَلْفَ عَامٍ بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَاقِفاً يُسَبِّحُهُ وَ يَحْمَدُهُ وَ الْحَقُّ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يَنْظُرُ إِلَيْهِ وَ يَقُولُ يَا عَبْدِي أَنْتَ الْمُرَادُ وَ الْمُرِيدُ وَ أَنْتَ خِيَرَتِي مِنْ خَلْقِي وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي لَوْلَاكَ مَا خَلَقْتُ الْأَفْلَاكَ مَنْ أَحَبَّكَ أَحْبَبْتُه»؛ بحارالانوار، ج۱۵، ص۲۸.
. «فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذي أَنْزَلْنا وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبيرٌ»؛ سوره تغابن، آیه۸.
. «عَنْ أَبِي خَالِدٍ الْكَابُلِيِّ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (ع) عَنْ قَوْلِهِ: «فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِي أَنْزَلْنا»، فَقَالَ يَا أَبَا خَالِدٍ النُّورُ وَ اللَّهِ الْأَئِمَّةُ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ (ص) إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَة وَ هُمْ وَ اللَّهِ نُورُ اللَّهِ الَّذِي أَنْزَلَ وَ هُمْ وَ اللَّهِ نُورُ اللَّهِ فِي السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ، يَا أَبَا خَالِدٍ! لَنُورُ الْإِمَامُ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ أَنْوَرُ مِنَ الشَّمْسِ الْمُضِيئَةِ بِالنَّهَارِ وَ هُمْ وَ اللَّهِ يُنَوِّرُونَ قُلُوبَ الْمُؤْمِنِينَ وَ يَحْجُبُ اللَّهُ نُورَهُمْ عَمَّنْ يَشَاءُ فَتُظْلِمُ قُلُوبُهُمْ، وَ اللَّهِ يَا أَبَا خَالِدٍ! لَا يُحِبُّنَا عَبْدٌ وَ يَتَوَلَّانَا حَتَّى يُطَهِّرَ اللَّهُ قَلْبَهُ وَ لَا يُطَهِّرُ اللَّهُ قَلْبَ عَبْدٍ حَتَّى يُسَلِّمَ لَنَا وَ يَكُونَ سِلْماً لَنَا فَإِذَا كَانَ سِلْماً لَنَا سَلَّمَهُ اللَّهُ مِنْ شَدِيدِ الْحِسَابِ وَ آمَنَهُ مِنْ فَزَعِ يَوْمِ الْقِيَامَةِ الْأَكْبَر»؛ تفسیر قمی، ج۲، ص۳۷۱.
. سوره انسان، آیه۱۳.
. مناجات المحبین.
. «يُسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ الْعَزيزِ الْحَكيمِ»؛ سوره جمعه، آیه۱.
. «وَ كَذَالِكَ نُرِى إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ * فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ الَّيْلُ رَءَا كَوْكَبًا قَالَ هَاذَا رَبىِّ فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَا أُحِبُّ الاَفِلِينَ * فَلَمَّا رَءَا الْقَمَرَ بَازِغًا قَالَ هَاذَا رَبىِّ فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئنِ لَّمْ يهْدِنىِ رَبىّ لَأَكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ * فَلَمَّا رَءَا الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هَاذَا رَبىّ هَاذَا أَكْبرَ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يَقَوْمِ إِنىّ بَرِىءٌ مِّمَّا تُشرِكُون * إِنىِّ وَجَّهْتُ وَجْهِىَ لِلَّذِى فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ حَنِيفًا وَ مَا أَنَا مِنَ الْمُشرِكِين»؛ سوره انعام، آیات۷۵ تا۷۹.
. «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فيها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ في زُجاجَةٍ الزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ يَكادُ زَيْتُها يُضيءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَليمٌ »؛ سوره نور، آیه۳۵.
. «عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ هِلَالٍ قَالَ: سَأَلْتُ الرِّضَا (ع) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» فَقَالَ هَادٍ لِأَهْلِ السَّمَاءِ وَ هَادٍ لِأَهْلِ الْأَرْضِ وَ فِي رِوَايَةِ الْبَرْقِيِّ هُدَى مَنْ فِي السَّمَاءِ وَ هُدَى مَنْ فِي الْأَرْض»؛ الکافی، ج۱، ص۱۱۵.
. سوره شمس، آیه۱.
. سوره نحل، آیه۱۶.
. «عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ (ع)…قَالَ فَالْمُؤْمِنُ يَتَقَلَّبُ فِي خَمْسَةٍ مِنَ النُّورِ، مَدْخَلُهُ نُورٌ وَ مَخْرَجُهُ نُورٌ وَ عِلْمُهُ نُورٌ وَ كَلَامُهُ نُورٌ وَ مَصِيرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِلَى الْجَنَّةِ نُورٌ…»؛ تفسیر قمی، ج۲، ص۱۰۳.
. «عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ جَعْفَرٍ الْجَعْفَرِيِّ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا (ع) قَالَ: قَالَ لِي يَا سُلَيْمَانُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى خَلَقَ الْمُؤْمِنَ مِنْ نُورِهِ وَ صَبَغَهُمْ فِي رَحْمَتِهِ وَ أَخَذَ مِيثَاقَهُمْ لَنَا بِالْوَلَايَةِ فَالْمُؤْمِنُ أَخُو الْمُؤْمِنِ لِأَبِيهِ وَ أُمِّهِ أَبُوهُ النُّورُ وَ أُمُّهُ الرَّحْمَةُ فَاتَّقُوا فِرَاسَةَ الْمُؤْمِنِ فَإِنَّهُ يَنْظُرُ بِنُورِ اللَّهِ الَّذِي خُلِقَ مِنْهُ»؛ المحاسن، ج۱، ص۱۳۱.
. «مَنْ ذَا الَّذي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً كَثيرَةً وَ اللَّهُ يَقْبِضُ وَ يَبْصُطُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ»؛ سوره بقره، آیه۲۴۵.
. «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلا يُجْزَى الَّذينَ عَمِلُوا السَّيِّئاتِ إِلاَّ ما كانُوا يَعْمَلُون»؛ سوره قصص، آیه۸۴.
. «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلا يُجْزى إِلاَّ مِثْلَها وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ»؛ سوره انعام، آیه۱۶۰.
. زیارتنامه حضرت معصومه (س).
.«عَنِ الصَّادِقِ (ع) أَنَّهُ قَالَ: إِنَّ لِلَّهِ حَرَماً وَ هُوَ مَكَّةُ أَلَا إِنَّ لِرَسُولِ اللَّهِ حَرَماً وَ هُوَ الْمَدِينَةُ أَلَا وَ إِنَّ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ حَرَماً وَ هُوَ الْكُوفَةُ أَلَا وَ إِنَّ قُمَّ الْكُوفَةُ الصَّغِيرَةُ أَلَا إِنَّ لِلْجَنَّةِ ثَمَانِيَةَ أَبْوَابٍ ثَلَاثَةٌ مِنْهَا إِلَى قُمَّ تُقْبَضُ فِيهَا امْرَأَةٌ مِنْ وُلْدِي اسْمُهَا فَاطِمَةُ بِنْتُ مُوسَى وَ تُدْخَلُ بِشَفَاعَتِهَا شِيعَتِي الْجَنَّةَ بِأَجْمَعِهِم»؛ بحارالانوار، ج۵۷، ص۲۲۸.
. زیارتنامه حضرت معصومه (س).
. زیارتنامه حضرت معصومه (س).
. سوره مریم، آیه۸۷.
. زیارت اربعین امام حسین (ع).