بسم الله الرحمن الرحیم
تقریر درس خارج فقه کتاب الزکات
آیتالله سید محمد مهدی میرباقری
جلسه 102 شنبه 12 / 08/ 1403
شرط چهارم زکات انعام: حولان حول همراه با دیگر شروط ـ وجوب زکات با ورود به ماه دوازدهم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بحث در شرط چهارم تعلق زکات بود. مرحوم سید میفرماید: «الشرط الرابع: مضيّ الحول عليها جامعة للشرائط»؛ برای تعلق زکات باید یک سال مالک این انعام باشد؛ علاوه بر اینکه در تمام این یک سال سه شرط نصاب و سائمه بودن و عامل نبودن را هم داشته باشد. «و يكفي الدخول في الشهر الثاني عشر، فلا يعتبر تمامه»؛ برای اینکه زکات واجب شود در حولان حول ورود به ماه دوازدهم کافی است و لازم نیست ماه دوازدهم تمام شود. بحث بعدی این است که اگر وارد ماه دوازدهم شد آیا این وجوب مستقر میشود به طوری که اگر بعدا شرایط زکات از بین رفت باز هم زکات واجب است؟ مثلا اگر در ماه دوازدهم نصاب از بین رفت آیا باز هم زکات واجب است؟ مرحوم سید میفرماید:«فبالدخول فيه يتحقّق الوجوب، بل الأقوى استقراره أيضاً»؛ یعنی علاوه بر اینکه وجوب محقق میشود بلکه وجوب به صورت وجوب مستقر فعلی است. در نتیجه: «فلا يقدح فقد بعض الشروط قبل تمامه» اگر قبل از تمام سال بعضی از شروط از بین رفت مانع وجوب زکات نیست. چون وجوب در اول ماه دوازدهم مستقر شده است. بحث بعدی این است که ماه دوازدهم از سال اول است یا از سال دوم؟ مرحوم سید میفرماید: «لكن الشهر الثاني عشر محسوب من الحول الأوّل، فابتداء الحول الثاني إنّما هو بعد تمامه»؛ ماه دوازدهم از سال اول به حساب میآید و ابتدای سال دوم بعد از تمام شدن ماه دوازدهم است؛ پس سال یازده ماهه نیست؛ اما زکات با ورود به ماه دوازدهم مستقر میشود.
حولان حول
بحث اول حولان حول است. روایات متعددی بر شرطیت حولان حول دلالت دارند. لسان این روایات متفاوت است و بعضی صریح در این معنا هستند. مرحوم شیخ حر در باب هشتم این روایات را ذکر کردهاند.
روایت اول: صحیحه فضلا
«مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ زُرَارَةَ بْنِ أَعْيَنَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ وَ أَبِي بَصِيرٍ وَ بُرَيْدٍ الْعِجْلِيِّ وَ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ كُلِّهِمْ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالا لَيْسَ عَلَى الْعَوَامِلِ مِنَ الْإِبِلِ وَ الْبَقَرِ شَيْءٌ إِلَى أَنْ قَالَ وَ كُلُّ مَا لَمْ يَحُلْ عَلَيْهِ الْحَوْلُ عِنْدَ رَبِّهِ فَلَا شَيْءَ عَلَيْهِ فِيهِ فَإِذَا حَالَ عَلَيْهِ الْحَوْلُ وَجَبَ عَلَيْهِ»؛
روایت دوم
سند این روایت اهمال دارد.
«وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي الصُّهْبَانِ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ رَجُلٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: لَا يُزَكَّى مِنَ الْإِبِلِ وَ الْبَقَرِ وَ الْغَنَمِ إِلَّا مَا حَالَ عَلَيْهِ الْحَوْلُ وَ مَا لَمْ يَحُلْ عَلَيْهِ الْحَوْلُ فَكَأَنَّهُ لَمْ يَكُنْ».
روایت سوم: صحیحه عبدالله بن سنان
«مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع أُنْزِلَتْ آيَةُ الزَّكَاةِ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ فَأَمَرَ رَسُولُ اللَّهِ ص مُنَادِيَهُ فَنَادَى فِي النَّاسِ أَنَّ اللَّهَ تَعَالَى قَدْ فَرَضَ عَلَيْكُمُ الزَّكَاةَ إِلَى أَنْ قَالَ ثُمَّ لَمْ يَعْرِضْ لِشَيْءٍ مِنْ أَمْوَالِهِمْ حَتَّى حَالَ عَلَيْهِمُ الْحَوْلُ الْحَدِيثَ»؛ آیه زکات در ماه رمضان نازل شد. حضرت منادی را فرستادند و وجوب زکات را اعلام کردند. اما با این حال زکات را اخذ نکردند تا اینکه یک سال گذشت.
مرحوم شیخ حر از این روایت شرطیت حولان حول را استظهار کردهاند. بعضی از فقها هم مثل مرحوم آیت الله خویی به این روایت استدلال کردهاند. اما بعضی از فقها هم در دلالت این روایت مناقشه کردهاند. چون در غلات حولان حول شرط نیست. اما طبق این روایت حضرت از غلات هم تا یک سال زکات اخذ نکردند. پس نشان میدهد عدم اخذ زکات توسط نبی اکرم صلی الله علیه و آله به خاطر وجوب حولان حول نبوده بلکه به خاطر تخفیفی بوده که حضرت در این مورد برای همه اموال زکوی قائل شدند؛ البته شاید دلیل دیگری داشته است. به هر حال از این روایت به تنهایی وجوب حولان حول برای تعلق زکات استظهار نمیشود.
اما از روایت اول و دوم شرطیت حولان حول استظهار میشود. باب دیگری که مرحوم شیخ حر مطرح کردهاند باب نهم است. بعید نیست که روایات این باب بر شرطیت حولان حول دلالت داشته باشد؛ اما این باب در مورد صغار از انعام است. عنوان باب اینچنین است: «بَابُ اشْتِرَاطِ مُضِيِّ حَوْلٍ لِلصِّغَارِ بَعْدَ الْوِلَادَةِ فِي وُجُوبِ الزَّكَاةِ وَ عَدَمِ الِاكْتِفَاءِ بِحَوْلِ الْأُمَّهَات»؛ حیواناتی که به دنیا میآیند تا یک ساله نشدهاند زکات ندارند.
روایت اول: صحیحه زراره
«مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: لَيْسَ فِي صِغَارِ الْإِبِلِ شَيْءٌ حَتَّى يَحُولَ عَلَيْهَا الْحَوْلُ مِنْ يَوْمِ تُنْتَجُ»؛ بر بچههای شتر زکات واجب نیست تا زمانی که از روز تولد آنها یک سال بگذرد.
روایت دوم: مرسله ابن ابی عمیر
این روایت از مرسلاتی است که به راحتی قابل تصحیح نیست. حجیت مرسلات ابن ابی عمیر در مواردی است که با یک واسطه از امام نقل میکند. اما وقتی خودش مستقیما از امیرالمومنین علیه السلام نقل میکند شامل آن قاعده نمیشود.
«وَ عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ قَالَ: كَانَ عَلِيٌّ ع لَا يَأْخُذُ مِنْ صِغَارِ الْإِبِلِ شَيْئاً حَتَّى يَحُولَ عَلَيْهَا الْحَوْلُ الْحَدِيثَ»؛ وسط سال این بچه شتر متولد شده اما حولان حول بر امهات اینها واقع شده است. از اینها زکات گرفته نمیشود تا زمانی که بر خود این بچه شترها یک سال بگذرد.
روایت سوم: موثقه اسحاق بن عمار
«وَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع السَّخْلُ مَتَى تَجِبُ فِيهِ الصَّدَقَةُ قَالَ إِذَا أَجْذَعَ »؛ اجذع یعنی حیوانی که یک سالش شده باشد. البته در سن جذعه اختلاف بود. اما با توجه به روایات قبلی این را میگوییم که اجذع یعنی باید یک ساله شود.
روایت چهارم: صحیحه زراره
«مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا ع فِي حَدِيثٍ قَالَ: مَا كَانَ مِنْ هَذِهِ الْأَصْنَافِ الثَّلَاثَةِ الْإِبِلِ وَ الْبَقَرِ وَ الْغَنَمِ فَلَيْسَ فِيهَا شَيْءٌ حَتَّى يَحُولَ عَلَيْهَا الْحَوْلُ مُنْذُ يَوْمِ تُنْتَجُ».
روایت پنجم: مرسله زراره
«وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: لَيْسَ فِي صِغَارِ الْإِبِلِ وَ الْبَقَرِ وَ الْغَنَمِ شَيْءٌ إِلَّا مَا حَالَ عَلَيْهِ الْحَوْلُ عِنْدَ الرَّجُلِ وَ لَيْسَ فِي أَوْلَادِهَا شَيْءٌ حَتَّى يَحُولَ عَلَيْهِ الْحَوْلُ»؛ ظاهر این روایت هم دلالت دارد که حولان حول از زمان تولد بچههای این حیوانات حساب میشود. برخی گفتهاند این روایت ربطی به مقام ندارد بلکه میفرماید فرزند انعام تا وقتی یک ساله نشده در نصاب محاسبه نمیشود. به نظر میآید این روایت میخواهد بگوید تا یک سالشان نشده زکات به آنها تعلق نمیگیرد. ولو اینکه در شمارش حساب بشوند اما باید یک سال بگذرد تا زکات به آنها تعلق بگیرد.
لذا دلالت این روایات و روایات دیگر کافی است برای اثبات اینکه در انعام ثلاثه حولان حول شرط تعلق زکات است.
تجمیع همه شرایط زکات در طول سال
بحث بعدی این است که باید شرایط دیگر تعلق زکات هم در طول سال محقق باشد تا زکات به انعام تعلق گیرد. اولا این اجماعی است و جای تردید نیست. علاوه بر اینکه واضح است که شرطیت حولان حول یعنی حولان حول بر نصاب. در مورد سائمه بودن هم بعضی از روایات در این امر صریح بود که باید یک سال بگذرد و این حیوانات در طول سال سائمه باشند. مثلا صحیحه زراره که امام علیه السلام فرمود: «إِنَّمَا الصَّدَقَةُ عَلَى السَّائِمَةِ الْمُرْسَلَةِ فِي مَرْجِهَا عَامَهَا الَّذِي يَقْتَنِيهَا فِيهِ الرَّجُلُ فَأَمَّا مَا سِوَى ذَلِكَ فَلَيْسَ فِيهِ شَيْءٌ». باید یک سال سائمه باشد تا زکات به آن تعلق گیرد. اما در مورد عامل نبودن گفته شده روایاتی که عامل نبودن را شرط دانستهاند ظاهرند در اینکه این حیوانات باید به مدت یک سال عامل نباشد. ممکن است کسی بگوید همین مقدار که اینها در حین وجوب زکات عامل نیستند برای تعلق زکات کافی است. اگر این را هم نگفتید این مساله اجماعی است که حولان حول باید با نصاب و سائمه بودن و عامل نبودن همراه باشد.
وجوب زکات با ورود به ماه دوازدهم
بحث دیگر این است که با ورود به ماه دوازدهم زکات تعلق میگیرد. مقصود از حول در اینجا یازده ماه و یک روز است. دلیل این فتوا یک روایت است که اکثرا به آن فتوا دادهاند. این روایت در باب دوازدهم از ابواب زکات ذهب و فضه نقل شده است. عنوان این باب این چنین است: «بَابُ أَنَّ مَنْ وَهَبَ الْمَالَ قَبْلَ الْحَوْلِ أَوْ عَارَضَ بِهِ وَ لَوْ فِرَاراً مِنَ الزَّكَاةِ لَمْ تَجِبْ عَلَيْهِ وَ إِنْ فَعَلَ بَعْدَ الْحَوْلِ أَوْ بَعْدَ أَحَدَ عَشَرَ شَهْراً وَجَبَتْ عَلَيْه»؛ اگر کسی قبل از حولان حول مالش را هدیه کند و از معرض ملک خود خارج نماید ولو به قصد فرار از زکات باشد زکات به او تعلق نمیگیرد. مثل اینکه قبل از حولان حول سه گوسفند از 40 گوسفندی که دارد را به فرزندش هدیه میکند تا زکات ندهد. اما اگر بعد از ورود به ماه دوازدهم هدیه کند زکات استقرار یافته و واجب شده و باید پرداخت شود.
روایت دوم: صحیحه فضلا
روایت دوم این باب صحیحه فضلا است. صدر این روایت از محمد بن مسلم و زراره نقل شده اما ذیل آن از زراره به تنهایی نقل شده است.
صدر روایت این چنین است: «مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالا قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع أَيُّمَا رَجُلٍ كَانَ لَهُ مَالٌ وَ حَالَ عَلَيْهِ الْحَوْلُ فَإِنَّهُ يُزَكِّيهِ قُلْتُ لَهُ فَإِنْ وَهَبَهُ قَبْلَ حَلِّهِ بِشَهْرٍ أَوْ بِيَوْمٍ قَالَ لَيْسَ عَلَيْهِ شَيْءٌ أَبَداً»؛ امام صادق علیه السلام فرمود اگر حولان حول شود زکات مال باید پرداخت شود. راوی میپرسد اگر قبل از یک ماه یا یک روز این مال را هدیه کند چه؟ امام علیه السلام فرمود: زکات ندارد. ذیل روایت میفرماید: «قَالَ وَ قَالَ زُرَارَةُ عَنْهُ أَنَّهُ قَالَ إِنَّمَا هَذَا بِمَنْزِلَةِ رَجُلٍ أَفْطَرَ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ يَوْماً فِي إِقَامَتِهِ ثُمَّ خَرَجَ فِي آخِرِ النَّهَارِ فِي سَفَرٍ فَأَرَادَ بِسَفَرِهِ ذَلِكَ إِبْطَالَ الْكَفَّارَةِ الَّتِي وَجَبَتْ عَلَيْهِ» حضرت فرمودند: مثل اینکه کسی افطار کرده و بعد از افطار از شهر خارج میشود تا کفاره ندهد. این فایده ای ندارد و باید کفاره را بدهد. تا اینجا ربطی به صدر روایت ندارد. چون فرمایش حضرت در صدر روایت این بود که اگر هدیه کرده زکات بر او واجب نیست. بعضی گفتهاند که صدر روایت جمله محذوفی دارد. جمله محذوف این است که اگر بعد از استقرار زکات هدیه کند باید زکات بدهد، مثل کسی که روزه را افطار کرده و بعد با مسافر شدن میخواهد کفاره ندهد. بعد حضرت میفرماید: «وَ قَالَ إِنَّهُ حِينَ رَأَى الْهِلَالَ الثَّانِيَ عَشَرَ وَجَبَتْ عَلَيْهِ الزَّكَاةُ وَ لَكِنَّهُ لَوْ كَانَ وَهَبَهَا قَبْلَ ذَلِكَ لَجَازَ وَ لَمْ يَكُنْ عَلَيْهِ شَيْءٌ بِمَنْزِلَةِ مَنْ خَرَجَ ثُمَّ أَفْطَرَ» این عبارت با صدر روایت سازگار است. میفرماید: کسی که قبل از وجوب زکات مقداری را هدیه کند زکات از او برداشته میشود چون موضوع زکات از بین میرود. مثل کسی که قبل از افطار سفر کند. در این مثال موضوع کفاره از بین میرود. «إِنَّمَا لَا يَمْنَعُ الْحَالَ عَلَيْهِ فَأَمَّا مَا [لَمْ] يَحُلَ فَلَهُ مَنْعُهُ وَ لَا يَحِلُّ لَهُ مَنْعُ مَالِ غَيْرِهِ فِيمَا قَدْ حَلَّ عَلَيْهِ قَالَ زُرَارَةُ وَ قُلْتُ لَهُ رَجُلٌ كَانَتْ لَهُ مِائَتَا دِرْهَمٍ فَوَهَبَهَا لِبَعْضِ إِخْوَانِهِ أَوْ وُلْدِهِ أَوْ أَهْلِهِ فِرَاراً بِهَا مِنَ الزَّكَاةِ فَعَلَ ذَلِكَ قَبْلَ حَلِّهَا بِشَهْرٍ» شخصی یک ماه مانده به اینکه حولان حول تمام شود برای فرار از زکات 200 درهم را بخشید. ادامه روایت به بحث ما مربوط است. حضرت فرمود: «فَقَالَ إِذَا دَخَلَ الشَّهْرُ الثَّانِيَ عَشَرَ فَقَدْ حَالَ عَلَيْهِ الْحَوْلُ وَ وَجَبَتْ عَلَيْهِ فِيهَا الزَّكَاةُ قُلْتُ لَهُ فَإِنْ أَحْدَثَ فِيهَا قَبْلَ الْحَوْلِ قَالَ جَائِزٌ ذَلِكَ لَهُ» حضرت میفرماید: جایز است که قبل از حولان حول هبه کند. «قُلْتُ إِنَّهُ فَرَّ بِهَا مِنَ الزَّكَاةِ قَالَ مَا أَدْخَلَ عَلَى نَفْسِهِ أَعْظَمُ مِمَّا مَنَعَ مِنْ زَكَاتِهَا» راوی میگوید: این شخص با این کار از زکات فرار میکند. حضرت فرمود: درست است که از زکات فرار میکند اما ضرر این کاری که میکند از نفع آن بیشتر است. به عبارت دیگر انتفاء موضوع تکلیف جایز است. اما شخص از فضیلت آن تکلیف محروم میشود. مثل کسی که برای فرار از روزه ماه رمضان به مسافرت میرود. فضیلت روزه قضا هیچگاه مثل فضیلت روزه ماه رمضان نمیشود.
به هر حال تنها روایتی که دلالت میکند حولان حول، دخول به ماه دوازدهم است همین یک روایت است. مرحوم شهید و مرحوم فیض به ابراهیم بن هاشم در این سند اشکال کردهاند. اما این اشکال وارد نیست و این روایت به لحاظ سندی اشکالی ندارد. به لحاظ دلالی بعضی از جملات این روایت مثل صدر روایت اضطراب دارد و برخی مثل مرحوم فیض به دلالت این روایت اشکال وارد کردهاند اما به نظر ما این اشکالات وارد نیست. این روایت صحیحه ای است که اصحاب به آن فتوا دادهاند. در مورد این فتوا مکررا ادعای اجماع شده است. پس اینجا اجماع مدرکی است و مستند به یک صحیحه است. بنابراین دلالت صحیحه اخذ میشود. لسان این روایت حکومت است؛ و این روایت مفسر حولان حول است؛ حولان حول یعنی این حیوان وارد ماه دوازدهم شود. انشاءالله در جلسه بعد ادامه روایت راتقدیم خواهیم کرد.
و الحمد لله رب العالمین…