زکات غلات (ادامه مسأله یازدهم)
جلسه ۱۴۷ یک شنبه۳۱/۰۱/۱۴۰۴
خلاصه جلسه قبل
بسم الله الرحمن الرحیم
بحث در مقدار زکات غلات بود. گفته شد که مقدار زکات در غلاتی که از آب جاری و آب آسمان و امثال آن استفاده میکنند یک دهم است و اگر با تهیه امکانات و علاج آبیاری میشوند، مقدار زکات یک بیستم است. این روایات متعددی دارد و کسی در آن اختلافی نکرده است. البته ظاهر روایات این است که خود آبیاری باید با علاج و تهیه امکانات باشد نه مقدمات آن. البته در این میان شبهات مصداقیه ای وجود دارد که قاعدتاً باید به اصول عملیه رجوع شود.
ادامه مسأله یازدهم
مرحوم سید در ادامه مسأله یازدهم میفرماید: «و لو سقي بالأمرين فمع صدق الاشتراك في نصفه العشر، و في نصفه الآخر نصف العشر، و مع غلبة الصدق لأحد الأمرين فالحكم تابع لما غلب و لو شكّ في صدق الاشتراك أو غلبة صدق أحدهما فيكفي الأقلّ، و الأحوط الأكثر».[۱]
مرحوم سید در ادامه مسأله یازدهم به مواردی میپردازد که آبیاری آنها گاهی با علاج و گاهی بدون علاج است. مثلا مدتی از سال از آب جاری برای آبیاری استفاده میکنند و در بقیه سال باید آب را بخرند و از جای دیگر با وسایلی به زمین کشاورزی منتقل کنند و زمین را آبیاری کنند. در این موارد دو بیان از فقها صادر شده است:
صاحب شرایع و دیگران: اگر نصف به نصف باشد، مقدار زکات هم نصف به نصف محاسبه میشود. یعنی نصف آن با یک دهم محاسبه میشود و نصف دیگر با یک بیستم محاسبه میشود. اما اگر یک طرف از نصف بیشتر بود باید کل محصول را با همان عنوان محاسبه کنند. مثلا اگر بیشتر سال با آب جاری آبیاری میشود باید یک دهم از کل محصول را به عنوان زکات پرداخت کنند.
مرحوم سید و صاحب جواهر و مرحوم آیتالله حکیم و بعضی از قدما: اگر عنوان آبیاری با علاج و بدون علاج هر دو صدق کند، زکات آن باید نصف نصف داده شود یعنی نصف آن با یک دهم و نصف دیگر با یک بیستم محاسبه میشود. اما اگر غلبه یک طرف به گونه ای باشد که طرف دیگر صدق عنوان نکند در این صورت حکم عنوانی که غلبه دارد جاری میشود. مثلا اگر این زمین غالبا با آب باران، آبیاری میشود و یکی دو مرتبه در سال هم با علاج آبیاری میشود، در این صورت فقط عنوان آبیاری با آب باران صدق میکند و یک دهم محصول آن باید به عنوان زکات داده شود.
ادله
در این زمینه روایتی وجود دارد که ما اولاً به بررسی این روایت میپردازیم. این روایت در باب ششم از ابواب زکات غلات آمده است. مرحوم شیخ طوسی و مرحوم کلینی هر دو این حدیث را با دو سند ذکر کردهاند. معاویه بن شریح در هر دو سند مشترک است و این شخص توثیق خاصی ندارد. اما دو نکته در مورد این شخص وجود دارد:
در این روایت ابن ابی عمیر از معاویه بن شریح نقل میکند.
بزنطی و صفوان هم از معاویه بن شریح روایت نقل کردهاند.
اگر کسی این قاعده را قبول کند که این سه نفر «لایروون و لایرسلون الا عن ثقه»، در این صورت روایت معاویه بن شریح قابل پذیرش میشود. به نظر ما بعید نیست که این قاعده صحیح باشد. علی ای حال مرحوم صاحب جواهر و مرحوم صاحب مدارک و دیگران از این روایت تعبیر به «حسنه» کردهاند اما مرحوم آیتالله خویی در سند این روایت مناقشه میکنند و این روایت را به عنوان دلیل نمیپذیرند.
«مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ شُرَيْحٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: فِيمَا سَقَتِ السَّمَاءُ وَ الْأَنْهَارُ أَوْ كَانَ بَعْلًا فَالْعُشْرُ» زکات آنچه که ریشه اش در اعماق زمین فرو رفته و خودش نیاز آبی خودش را تامین میکند، یا آنچه که از آب باران و نهر ها آبیاری میشود، یک دهم است. «فَأَمَّا مَا سَقَتِ السَّوَانِي وَ الدَّوَالِي فَنِصْفُ الْعُشْرِ» این روایت تا اینجا با روایات دیگر مشترک است و بحثی در آن نیست. از اینجا به بعد مورد نظر ماست. «فَقُلْتُ لَهُ فَالْأَرْضُ تَكُونُ عِنْدَنَا تُسْقَى بِالدَّوَالِي ثُمَّ يَزِيدُ الْمَاءُ وَ تُسْقَى سَيْحاً» راوی میگوید: در محل ما اینطور است که با دوالی آبیاری میکنیم اما در طول سال زمانی میرسد که آب زیاد میشود و زمین ها را با آب روان آبیاری میکنیم. «فَقَالَ إِنَّ ذَا لَيَكُونُ عِنْدَكُمْ كَذَلِكَ قُلْتُ نَعَمْ» حضرت پرسیدند که آیا سنت شما اینطور است و هر سال به این صورت آبیاری میکنید؟ گفتم بله. «قَالَ النِّصْفُ وَ النِّصْفُ نِصْفٌ بِنِصْفِ الْعُشْرِ وَ نِصْفٌ بِالْعُشْرِ» حضرت فرمود: باید محصول را به دو قسمت مساوی تقسیم کنی، یک دهم از نصف و یک بیستم از نصف دیگر را باید به عنوان زکات پرداخت کنی. «فَقُلْتُ الْأَرْضُ تُسْقَى بِالدَّوَالِي ثُمَّ يَزِيدُ الْمَاءُ فَتُسْقَى السَّقْيَةَ وَ السَّقْيَتَيْنِ سَيْحاً» راوی میگوید: اگر زمین با دوالی آبیاری شود و سپس آب زیاد شود و یکی دو بار با آب روان آبیاری کنیم در این صورت حکم چیست؟ «قَالَ وَ كَمْ تَسْقِي السَّقْيَةُ وَ السَّقْيَتَانِ سَيْحاً» حضرت فرمود: مدت زمان آبیاری با آب روان چقدر است؟ «قُلْتُ فِي ثَلَاثِينَ لَيْلَةً أَرْبَعِينَ لَيْلَةً» گفتم: در طول ۳۰ یا ۴۰ روز آخر با آب روان آبیاری میکنیم. «وَ قَدْ مَكَثَ قَبْلَ ذَلِكَ فِي الْأَرْضِ سِتَّةَ أَشْهُرٍ سَبْعَةَ أَشْهُرٍ قَالَ نِصْفُ الْعُشْرِ».[۲] قبل از اینکه آب زیاد شود و با آب روان آبیاری کنیم به مدت ۶ یا ۷ ماه با دوالی آب میدهیم. حضرت فرمود باید یک بیستم زکات بدهید.
این روایت به دو صورت معنا شده و همین سبب اختلاف فتوا در این مسأله شده است:
افرادی مثل صاحب شرایع ذیل این روایت را قرینه بر صدر روایت قرار دادهاند و میگویند صدر روایت دلالت دارد که آبیاری نصف نصف بوده و ذیل روایت دلالت دارد که یک نوع آبیاری غلبه داشته است.
افرادی مثل مرحوم سید و مرحوم آیتالله حکیم میفرمایند: صدر روایت اطلاق دارد یعنی صدق هر دو عنوان کافی است و لازم نیست که این دو عنوان با هم مساوی باشند. فقط کافی است که بگویند این زمین در طول سال با دو روش آبیاری میشود. پس در صورت صدق هر دو عنوان، باید به صورت نصف نصف زکات داده شود. اما ذیل روایت دلالت دارد که اگر یک نوع آبیاری صدق کند و نوع دیگر به مقداری نباشد که صدق عنوان کند، زکات متناسب با آن محاسبه میشود. مثلا اگر زمین در جایی باشد که آبیاری آن با آب روان است اما در سال یکی دو مرتبه هم با دوالی آبیاری میشود در اینجا زکات باید یک دهم حساب شود. در شبهات مصداقیه هم برائت جاری میشود، التبه احتیاط بهتر است.
استدلال مرحوم آیتالله خویی
مرحوم آیتالله خویی در سند روایت معاویه بن شریح مناقشه کرده و این روایت را به عنوان موید نقل میکند. ایشان سعی میکند تا با قواعد مسأله را درست کند. ایشان میفرماید: روایاتی که مقدار زکات غلات را مشخص میکند اطلاق دارند؛ مثل «فِيمَا سَقَتِ السَّمَاءُ وَ الْأَنْهَارُ إِذَا كَانَتْ سَيْحاً أَوْ كَانَ بَعْلًا[۳] الْعُشْرُ» و مثل «وَ مَا سَقَتِ السَّوَانِي[۴] وَ الدَّوَالِي أَوْ سُقِيَ بِالْغَرْبِ[۵] فَنِصْفُ الْعُشْرِ».[۶] پس اگر با آب باران آبیاری بشود باید عشر بدهد مطلقا؛ یعنی فرقی ندارد که با دوالی هم آبیاری میشود یا نمیشود. و اگر با علاج آبیاری میشود باید نصف عشر بدهد مطلقا؛ یعنی فرقی ندارد که با آب باران هم آبیاری میشود یا نمیشود.
مرحوم آیتالله حکیم این اطلاق را انکار میکند. ایشان میفرماید: لسان این روایات نسبت به مواردی که هر دو عنوان صدق میکند اطلاق ندارد؛ پس ما نمیتوانیم حکم موردی را که هر دو عنوان صدق میکند را از این روایات استظهار کنیم؛ چون روایات ناظر به مواردی که هر دو عنوان صدق میکند نیستند. به نظر ما هم استظهار چنین اطلاقی مشکل است.
اشکال دیگری که به استدلال مرحوم آیتالله خویی وارد شده این است که ایشان میفرماید از اطلاق این روایات استظهار میکنیم که در مواردی که هر دو عنوان صدق میکند باید نصف نصف پرداخت شود. به نظر ما چنین حکمی از این روایات استظهار نمیشود و باید به اصل برائت رجوع کرد اما ظاهر بیان ایشان این است که از همین روایت چنین استظهاری میکنند.
جمع بندی
کسانی مثل مرحوم صاحب شرایع از روایت معاویه بن شریح استظهار میکنند که اگر بین هر دو عنوان تساوی بود باید زکات نصف نصف محاسبه شود. مرحوم سید و مرحوم آیتالله حکیم میگویند: اگر هر دو عنوان صدق کند باید نصف نصف محاسبه شود و اگر یک عنوان صدق کند باید متناسب با آن عنوان محاسبه شود. مرحوم آیتالله خویی همین مطلب را قبول دارد اما میخواهد بدون تمسک به روایت معاویه بن شریح و با تمسک به قواعد این فتوا را اثبات کند. ایشان میفرماید: مقتضای قاعده این است که هر جا دو عنوان صدق کرد زکات تنصیف میشود. غلبه یعنی دو عنوان صدق نکند بلکه یک عنوان صدق کند. در نهایت مرحوم آیتالله خویی میفرماید: اگر شبهه پیدا شد، استصحاب تعلق زکات به بیش از نصف عشر جاری میشود و اگر مانعی وجود داشت برائت جاری میشود.
به نظر ما استدلال مرحوم آیتالله حکیم دقیق تر از استدلال مرحوم آیتالله خویی است. به نظر ما نمیشود با قواعد اثبات کرد که اگر هر دو عنوان صدق کرد باید زکات آن نصف نصف محاسبه شود.
و الحمد لله رب العالمین …
پاورقیها
. العروة الوثقى، ج۴، ص۶۸.
. وسائل الشيعة، ج۹، ص۱۸۷؛ التهذيب ۴- ۱۶- ۴۱، و الاستبصار ۲- ۱۵- ۴۴، و الكافي ۳- ۵۱۴- ۶.
. البعل- هو ما يشرب بعروقه من النخل من غير سقي.( مجمع البحرين- بعل- ۵- ۳۲۳).
. السانية- الناضحة، و هي الناقة التي يستقى عليها.( الصحاح- سنا- ۶- ۲۳۸۴).
. الغرب- الدلو العظيمة.( الصحاح- غرب- ۱- ۱۹۳).
. وسائل الشيعة، ج۹، ص۱۸۳؛ الكافي ۳- ۵۱۳- ۳.
زکات غلات ـ ادامه مسأله یازدهم
جلسه ۱۴۷ یک شنبه۳۱/۰۱/۱۴۰۴
خلاصه جلسه قبل
بسم الله الرحمن الرحیم
بحث در مقدار زکات غلات بود. گفته شد که مقدار زکات در غلاتی که از آب جاری و آب آسمان و امثال آن استفاده میکنند یک دهم است و اگر با تهیه امکانات و علاج آبیاری میشوند، مقدار زکات یک بیستم است. این روایات متعددی دارد و کسی در آن اختلافی نکرده است. البته ظاهر روایات این است که خود آبیاری باید با علاج و تهیه امکانات باشد نه مقدمات آن. البته در این میان شبهات مصداقیه ای وجود دارد که قاعدتاً باید به اصول عملیه رجوع شود.
ادامه مسأله یازدهم
مرحوم سید در ادامه مسأله یازدهم میفرماید: «و لو سقي بالأمرين فمع صدق الاشتراك في نصفه العشر، و في نصفه الآخر نصف العشر، و مع غلبة الصدق لأحد الأمرين فالحكم تابع لما غلب و لو شكّ في صدق الاشتراك أو غلبة صدق أحدهما فيكفي الأقلّ، و الأحوط الأكثر».[۱]
مرحوم سید در ادامه مسأله یازدهم به مواردی میپردازد که آبیاری آنها گاهی با علاج و گاهی بدون علاج است. مثلا مدتی از سال از آب جاری برای آبیاری استفاده میکنند و در بقیه سال باید آب را بخرند و از جای دیگر با وسایلی به زمین کشاورزی منتقل کنند و زمین را آبیاری کنند. در این موارد دو بیان از فقها صادر شده است:
صاحب شرایع و دیگران: اگر نصف به نصف باشد، مقدار زکات هم نصف به نصف محاسبه میشود. یعنی نصف آن با یک دهم محاسبه میشود و نصف دیگر با یک بیستم محاسبه میشود. اما اگر یک طرف از نصف بیشتر بود باید کل محصول را با همان عنوان محاسبه کنند. مثلا اگر بیشتر سال با آب جاری آبیاری میشود باید یک دهم از کل محصول را به عنوان زکات پرداخت کنند.
مرحوم سید و صاحب جواهر و مرحوم آیتالله حکیم و بعضی از قدما: اگر عنوان آبیاری با علاج و بدون علاج هر دو صدق کند، زکات آن باید نصف نصف داده شود یعنی نصف آن با یک دهم و نصف دیگر با یک بیستم محاسبه میشود. اما اگر غلبه یک طرف به گونه ای باشد که طرف دیگر صدق عنوان نکند در این صورت حکم عنوانی که غلبه دارد جاری میشود. مثلا اگر این زمین غالبا با آب باران، آبیاری میشود و یکی دو مرتبه در سال هم با علاج آبیاری میشود، در این صورت فقط عنوان آبیاری با آب باران صدق میکند و یک دهم محصول آن باید به عنوان زکات داده شود.
ادله
در این زمینه روایتی وجود دارد که ما اولاً به بررسی این روایت میپردازیم. این روایت در باب ششم از ابواب زکات غلات آمده است. مرحوم شیخ طوسی و مرحوم کلینی هر دو این حدیث را با دو سند ذکر کردهاند. معاویه بن شریح در هر دو سند مشترک است و این شخص توثیق خاصی ندارد. اما دو نکته در مورد این شخص وجود دارد:
در این روایت ابن ابی عمیر از معاویه بن شریح نقل میکند.
بزنطی و صفوان هم از معاویه بن شریح روایت نقل کردهاند.
اگر کسی این قاعده را قبول کند که این سه نفر «لایروون و لایرسلون الا عن ثقه»، در این صورت روایت معاویه بن شریح قابل پذیرش میشود. به نظر ما بعید نیست که این قاعده صحیح باشد. علی ای حال مرحوم صاحب جواهر و مرحوم صاحب مدارک و دیگران از این روایت تعبیر به «حسنه» کردهاند اما مرحوم آیتالله خویی در سند این روایت مناقشه میکنند و این روایت را به عنوان دلیل نمیپذیرند.
«مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ شُرَيْحٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: فِيمَا سَقَتِ السَّمَاءُ وَ الْأَنْهَارُ أَوْ كَانَ بَعْلًا فَالْعُشْرُ» زکات آنچه که ریشه اش در اعماق زمین فرو رفته و خودش نیاز آبی خودش را تامین میکند، یا آنچه که از آب باران و نهر ها آبیاری میشود، یک دهم است. «فَأَمَّا مَا سَقَتِ السَّوَانِي وَ الدَّوَالِي فَنِصْفُ الْعُشْرِ» این روایت تا اینجا با روایات دیگر مشترک است و بحثی در آن نیست. از اینجا به بعد مورد نظر ماست. «فَقُلْتُ لَهُ فَالْأَرْضُ تَكُونُ عِنْدَنَا تُسْقَى بِالدَّوَالِي ثُمَّ يَزِيدُ الْمَاءُ وَ تُسْقَى سَيْحاً» راوی میگوید: در محل ما اینطور است که با دوالی آبیاری میکنیم اما در طول سال زمانی میرسد که آب زیاد میشود و زمین ها را با آب روان آبیاری میکنیم. «فَقَالَ إِنَّ ذَا لَيَكُونُ عِنْدَكُمْ كَذَلِكَ قُلْتُ نَعَمْ» حضرت پرسیدند که آیا سنت شما اینطور است و هر سال به این صورت آبیاری میکنید؟ گفتم بله. «قَالَ النِّصْفُ وَ النِّصْفُ نِصْفٌ بِنِصْفِ الْعُشْرِ وَ نِصْفٌ بِالْعُشْرِ» حضرت فرمود: باید محصول را به دو قسمت مساوی تقسیم کنی، یک دهم از نصف و یک بیستم از نصف دیگر را باید به عنوان زکات پرداخت کنی. «فَقُلْتُ الْأَرْضُ تُسْقَى بِالدَّوَالِي ثُمَّ يَزِيدُ الْمَاءُ فَتُسْقَى السَّقْيَةَ وَ السَّقْيَتَيْنِ سَيْحاً» راوی میگوید: اگر زمین با دوالی آبیاری شود و سپس آب زیاد شود و یکی دو بار با آب روان آبیاری کنیم در این صورت حکم چیست؟ «قَالَ وَ كَمْ تَسْقِي السَّقْيَةُ وَ السَّقْيَتَانِ سَيْحاً» حضرت فرمود: مدت زمان آبیاری با آب روان چقدر است؟ «قُلْتُ فِي ثَلَاثِينَ لَيْلَةً أَرْبَعِينَ لَيْلَةً» گفتم: در طول ۳۰ یا ۴۰ روز آخر با آب روان آبیاری میکنیم. «وَ قَدْ مَكَثَ قَبْلَ ذَلِكَ فِي الْأَرْضِ سِتَّةَ أَشْهُرٍ سَبْعَةَ أَشْهُرٍ قَالَ نِصْفُ الْعُشْرِ».[۲] قبل از اینکه آب زیاد شود و با آب روان آبیاری کنیم به مدت ۶ یا ۷ ماه با دوالی آب میدهیم. حضرت فرمود باید یک بیستم زکات بدهید.
این روایت به دو صورت معنا شده و همین سبب اختلاف فتوا در این مسأله شده است:
افرادی مثل صاحب شرایع ذیل این روایت را قرینه بر صدر روایت قرار دادهاند و میگویند صدر روایت دلالت دارد که آبیاری نصف نصف بوده و ذیل روایت دلالت دارد که یک نوع آبیاری غلبه داشته است.
افرادی مثل مرحوم سید و مرحوم آیتالله حکیم میفرمایند: صدر روایت اطلاق دارد یعنی صدق هر دو عنوان کافی است و لازم نیست که این دو عنوان با هم مساوی باشند. فقط کافی است که بگویند این زمین در طول سال با دو روش آبیاری میشود. پس در صورت صدق هر دو عنوان، باید به صورت نصف نصف زکات داده شود. اما ذیل روایت دلالت دارد که اگر یک نوع آبیاری صدق کند و نوع دیگر به مقداری نباشد که صدق عنوان کند، زکات متناسب با آن محاسبه میشود. مثلا اگر زمین در جایی باشد که آبیاری آن با آب روان است اما در سال یکی دو مرتبه هم با دوالی آبیاری میشود در اینجا زکات باید یک دهم حساب شود. در شبهات مصداقیه هم برائت جاری میشود، التبه احتیاط بهتر است.
استدلال مرحوم آیتالله خویی
مرحوم آیتالله خویی در سند روایت معاویه بن شریح مناقشه کرده و این روایت را به عنوان موید نقل میکند. ایشان سعی میکند تا با قواعد مسأله را درست کند. ایشان میفرماید: روایاتی که مقدار زکات غلات را مشخص میکند اطلاق دارند؛ مثل «فِيمَا سَقَتِ السَّمَاءُ وَ الْأَنْهَارُ إِذَا كَانَتْ سَيْحاً أَوْ كَانَ بَعْلًا[۳] الْعُشْرُ» و مثل «وَ مَا سَقَتِ السَّوَانِي[۴] وَ الدَّوَالِي أَوْ سُقِيَ بِالْغَرْبِ[۵] فَنِصْفُ الْعُشْرِ».[۶] پس اگر با آب باران آبیاری بشود باید عشر بدهد مطلقا؛ یعنی فرقی ندارد که با دوالی هم آبیاری میشود یا نمیشود. و اگر با علاج آبیاری میشود باید نصف عشر بدهد مطلقا؛ یعنی فرقی ندارد که با آب باران هم آبیاری میشود یا نمیشود.
مرحوم آیتالله حکیم این اطلاق را انکار میکند. ایشان میفرماید: لسان این روایات نسبت به مواردی که هر دو عنوان صدق میکند اطلاق ندارد؛ پس ما نمیتوانیم حکم موردی را که هر دو عنوان صدق میکند را از این روایات استظهار کنیم؛ چون روایات ناظر به مواردی که هر دو عنوان صدق میکند نیستند. به نظر ما هم استظهار چنین اطلاقی مشکل است.
اشکال دیگری که به استدلال مرحوم آیتالله خویی وارد شده این است که ایشان میفرماید از اطلاق این روایات استظهار میکنیم که در مواردی که هر دو عنوان صدق میکند باید نصف نصف پرداخت شود. به نظر ما چنین حکمی از این روایات استظهار نمیشود و باید به اصل برائت رجوع کرد اما ظاهر بیان ایشان این است که از همین روایت چنین استظهاری میکنند.
جمع بندی
کسانی مثل مرحوم صاحب شرایع از روایت معاویه بن شریح استظهار میکنند که اگر بین هر دو عنوان تساوی بود باید زکات نصف نصف محاسبه شود. مرحوم سید و مرحوم آیتالله حکیم میگویند: اگر هر دو عنوان صدق کند باید نصف نصف محاسبه شود و اگر یک عنوان صدق کند باید متناسب با آن عنوان محاسبه شود. مرحوم آیتالله خویی همین مطلب را قبول دارد اما میخواهد بدون تمسک به روایت معاویه بن شریح و با تمسک به قواعد این فتوا را اثبات کند. ایشان میفرماید: مقتضای قاعده این است که هر جا دو عنوان صدق کرد زکات تنصیف میشود. غلبه یعنی دو عنوان صدق نکند بلکه یک عنوان صدق کند. در نهایت مرحوم آیتالله خویی میفرماید: اگر شبهه پیدا شد، استصحاب تعلق زکات به بیش از نصف عشر جاری میشود و اگر مانعی وجود داشت برائت جاری میشود.
به نظر ما استدلال مرحوم آیتالله حکیم دقیق تر از استدلال مرحوم آیتالله خویی است. به نظر ما نمیشود با قواعد اثبات کرد که اگر هر دو عنوان صدق کرد باید زکات آن نصف نصف محاسبه شود.
و الحمد لله رب العالمین …
پاورقیها