جلسه ۱۵۵ شنبه ۲۰/۰۲/۱۴۰۴
زکات غلات (مسأله هفدهم و هجدهم و نوزدهم)
خلاصه جلسه قبل
بسم الله الرحمن الرحیم
بحث در فرع شانزدهم بود؛ به نظر مرحوم سید مئونه های تحصیل، از زکات کسر میشود؛ به عبارت دیگر به مئونه های تحصیل زکات تعلق نمیگیرد. ادله این حکم را بررسی کردیم. دلیل اصلی شهرت فتوایی قدمایی بود که به تعبیر مرحوم محقق همدانی اگر ممکن باشد که در یک مورد، قول امام را از شهرت کشف کنیم، آن یک مورد همین مسأله است. اما ادله برای فتوای به کسر مئونه های تحصیل کافی نیست.
برخلاف خمس چون در خمس اولاً در بیشتر موارد خمس موضوع ربح است و ربح به هزینه ها صدق نمیکند؛ ثانیاً در باب خمس نص وجود دارد که «الخمس بعد المئونه» که در بعضی روایات دلالت بر مئونه سنه دارد و در بعضی روایات دلالت بر مئونه تحصیل دارد. این روایت اطلاقات خمس را تخصیص میزند، چه خمس ارباح باشد و چه خمس غیر ارباح. خلاصه در باب خمس ادله کافی بود برا کسر مئونه های تحصیل از خمس اما در زکات ادله کافی بر این مطلب وجود ندارد.
النصاب بعد المئونه
بحث بعدی این است که مازاد بر مئونه باید به حد نصاب برسد یعنی نصاب بعد المئونه محاسبه میشود. اینجا سه قول وجود دارد:
مرحوم سید میفرمایند: نصاب بعد المئونه است. یعنی بعد از کسر مئونه اگر مقدار باقی مانده به نصاب برسد زکات دارد.
نصاب قبل المئونه است. یعنی کل مال اگر به نصاب برسد زکات دارد. این دسته از فقها میفرمایند: ادله اطلاق دارد. اگر گفته شده «فی خمسة اوساق» زکات هست پس اگر به این مقدار برسد زکات دارد؛ فرقی ندارد که بخشی از آن به عنوان مئونه های تحصیل هزینه شده باشد یا نشده باشد. این ادله در مقام بیان بوده، این خصوصیت هم مورد توجه بوده، و در نتیجه خطاب نسبت به این خصوصیت اطلاق دارد. اگر کسی این اطلاق را قبول نکند اصل عملی جاری میشود و اصل عملی مطابق با قول مرحوم سید است.
مرحوم آیتالله خویی: بین هزینه های قبل از تعلق وجوب و بعد از تعلق وجوب باید تفکیک کنیم؛ مئونه های قبل از تعلق وجوب از نصاب کسر میشود اما اگر صدق عنوان شده باشد و وجوب تعلق گرفته باشد نمیتوان آن چه هزینه شده را از مقدار نصاب کم کنیم.
اگر بگویید هزینه های بعد الوجوب، هزینه نسبت به مال دیگران است، میگوییم اگر بدون اذن آنها هزینه کرده باشید نمیتوانید آنچه هزینه کردید را از آنها طلب کنید اما اگر از حاکم اذن بگیرید میتوانید آنچه که نسبت به اموال فقرا هزینه کرده اید را کسر کنید.
مطلب دیگری که در این فرع مطرح شده تفصیل هزینه ها است؛ اینکه چه چیزی مئونه هست و چه چیزی مئونه به حساب نمیآید. این تابع استظهار عرفی است به همین دلیل از این بخش عبور میکنیم.
مسأله هفدهم
با توجه به مبنای مرحوم سید که میفرمایند: «مئونه از زکات کسر میشود»، ایشان مواردی که محل اختلاف بوده را به طور مصداقی مورد بحث قرار میدهد که آیا مئونه به حساب میآیند یا خیر.
ایشان میفرماید: «قيمة البذر إذا كان من ماله المزكّى أو المال الّذي لا زكاة فيه من المؤن، و المناط قيمة يوم تلفه و هو وقت الزرع».[۱]
آیامقداری که کشاورز برای بذر هزینه کرده از مئونه به حساب میآید؟ ایشان هزینه ای که بابت بذر شده است را به دو بخش تقسیم میکند:
اگر از مال مزکی باشد، یعنی مثلا از گندم های سال قبل باشد و زکات آن پرداخت شده باشد.
اگر از مالی باشد که اصلا زکات به آن تعلق نگرفته است.
مرحوم سید میفرمایند: این دو صورت مئونه به حساب میآیند.
سوال دیگر این است که آیا خود بذر از محصول کسر میشود یا قیمت بذر از محصول کسر میشود؟ مرحوم سید میفرمایند: قیمت بذر کسر میشود و قیمت یوم التلف ملاک است؛ یوم التلف روزی است که بذر را برای زراعت استفاده میکند.
این مسأله صورت سومی هم دارد که حکم آن بیان نشده است. اگر این بذرها از مالی باشد که زکات به آن تعلق گرفته اما زکات آن پرداخت نشده باشد، آیا مئونه به حساب میآید؟ مرحوم آیتالله خویی میفرمایند: مبنای مرحوم سید در تعلق زکات این است که زکات به نحو کلی فی المعین به مال تعلق میگیرد. پس اگر زکات این گندم ها داده نشده عشر یا نصف عشر آن ملک صاحبان زکات است. پس اگر این بذر کاشته بشود محصول به دست آمده از آن هم ملک صاحبان زکات است. در این صورت وقتی زکات بذر پرداخت نشده یعنی عشر بذر و عشر محصول ملک فقرا است. وقتی این بذر کاشته میشود مثل این است که زکات بذر را پرداخت کرده در نتیجه مابقی بذر مال مزکی میشود و مئونه به حساب میآید و از زکات کسر میگردد.
در مورد پرداخت قیمت، بسیاری از فقها با مرحوم سید مخالفت کردهاند. گفته شده گندم مثلی است پس باید مثل آن پرداخت شود؛ مثلاً اگر به اندازه یک خروار گندم به عنوان بذر مصرف شده باشد باید به همان اندازه از محصول به عنوان مئونه کم کنند. مرحوم آیتالله بروجردی در اینجا قائل به تفصیل هستند؛ ایشان میفرماید: اگر بذر را خریده است باید قیمت آن را کسر کند اما اگر بذر از مال مزکی یا هدیه یا ارث و… باشد در این صورت باید مثل آن را پرداخت کند. بعضی از قدما هم قائل به تخییر شدهاند. به نظر میآید این تابع عرف است که عرف چه چیزی را مئونه میداند.
خلاصه در این جا ۴ نظر وجود دارد:
مرحوم سید میفرمایند: باید قیمت بذر در روزی که بذر را کاشته است به عنوان مئونه کسر کند.
عده ای از فقها گفته اند: چون گندم مثلی است باید مثل آن را به عنوان مئونه کسر کند.
بعضی از قدما گفته اند: مخیّر است که مثل را کسر کند یا قیمت آن را کسر کند.
مرحوم آیتالله بروجردی میفرمایند: اگر بذر را خریده است باید قیمت آن را کسر کند و اگر بذر از مال مزکی یا ارث و امثال اینها باشد باید مثل آن را به عنوان مئونه کسر کند.
مسأله هجدهم
مرحوم سید میفرماید: «أُجرة العامل من المؤن، و لا يحسب للمالك اجرة إذا كان هو العامل، و كذا إذا عمل ولده أو زوجته بلا اجرة، و كذا إذا تبرّع به أجنبيّ، و كذا لا يحسب أُجرة الأرض الّتي يكون مالكاً لها، و لا اجرة العوامل إذا كانت مملوكة له».[۲]
ایشان میفرماید: اجرت کسی که در این زمین کار کرده است از مئونه به حساب میآید. اما اگر خود مالک یا خانواده مالک بدون اینکه اجرتی بگیرند در این زمین کار کرده باشند، مالک نمیتواند اجرت المثل خودش یا خانواده اش را محاسبه کند و به عنوان مئونه کسر کند.
مرحوم سید برای این حکم دلیلی بیان نکردهاند. مرحوم آیتالله حکیم میفرمایند: از ادله استفاده میشود که اگر خسارتی وارد شده باشد از زکات کسر میشود. مثلا پولی که به اجیر داده خسارت است اما به آن مقداری که پول نداده و خودش کار کرده، ولو کاری باشد که به لحاظ عرفی قیمت مشخصی داشته باشد، خسارت گفته نمیشود.
مرحوم آیتالله حکیم در اینجا استظهار عرفی کردهاند، چون در مورد این حکم لسانی وجود ندارد. شهرت فتوایی لسان ندارد، روایات هم نسبت به این مورد دلالت ندارند. پس آنچه که کسر میشود آن چیزی است که عرفاً هزینه به حساب بیاید. به نظر ما همان طور که مرحوم آیتالله حکیم فرمودند این از متسالمات عرفی بوده است.
بر فرض اگر ادله اجمال داشته باشد و این تسالم هم وجود نداشته باشد، در این جا استصحاب بقاء ملکیت یا اصل برائت جاری میشود. در نتیجه خلاف فتوای مرحوم سید به دست میآید.
به طور خلاصه سیر استدلال در این مسأله اینگونه است:
اطلاقاتی داریم مثل «فی ما سقت السماء العشر». اطلاقاتی که اصل زکات را اثبات میکنند.
مئونه ها از این اطلاقات استثناء شده است.
نمی دانیم اگر شخص خودش در زمین کار کند اجرت المثل او از مئونه ها به حساب میآید یا نه.
به نظر مرحوم سید این ها عرفاً مئونه به حساب نمیآیند.
اینجا بحث شده که چرا اینها از مئونه به حساب نمیآیند. مرحوم آیتالله حکیم میفرمایند: این مئونه نیست چون مئونه یعنی خسارت و این خسارت نیست. در مقابل بعضی گفتهاند در جایی که دو نفر میخواهند با هم شریک شوند آن شخص به نفر مقابل میگوید هزینههایت را کم کن تا در مازاد آن با هم شریک شویم. این شخص اجرت المثل کار خودش را هم به عنوان هزینه ها کم میکند. این مثال را به عنوان نقض بیان مرحوم آیتالله حکیم بیان میکنند.
اگر کسی بگوید ادله استثناء نسبت به اجرت المثل مالک دلالت ندارد، به اطلاقات اصل وجوب زکات تمسک میشود.
بر فرض اگر کسی اطلاقات اصل وجوب زکات را قبول نداشته باشد نوبت به اصل عملی میرسد. اصل عملی در اینجا استصحاب بقاء ملکیت مالک یا برائت از پرداخت زکات است.
مسأله نوزدهم
مرحوم سید میفرمایند: «لو اشترى الزرع فثمنه من المؤنة و كذا لو ضمن النخل و الشجر بخلاف ما إذا اشترى نفس الأرض و النخل و الشجر كما أنّه لا يكون ثمن العوامل إذا اشتراها منها».[۳]
اگر کسی قبل از تعلق زکات با تخمین محصول را خرید حالا به مرحله ای رسیده که زکات به آن تعلق میگیرد، مبلغی که بابت خرید محصول این زمین پرداخت کرده از مئونه ها به حساب میآید. اما اگر کسی باغ را خریده باشد یا زمین را خریده باشد که در آن کشاورزی کند این ها از مئونه به حساب نمیآیند چون این باغ یا زمین سرمایه اوست و هر وقت بخواهد میتواند بفروشد و دوباره آنچه که هزینه کرده به دست بیاورد. البته اگر زمین را اجاره کرده باشد برای کشاورزی این از مئونه به حساب میآید.
مرحوم سید میفرمایند: اگر کسی از ابزارآلاتی استفاده میکند که هر سال استهلاک دارد این مقدار استهلاک از مئونه به حساب میآید. اما استهلاک را در مورد زمین محاسبه نمیکنند. کأنه قائلند به اینکه زمین قیمتی دارد و قیمت آن هم باقی میماند. ایشان نسبت به درخت هم استهلاک را محاسبه نمیکنند در حالی که در بعضی درخت ها مدت محدودی مثلا ۵ سال محصول میدهد و بعد از ۵ سال محصولی ندارد. ایشان میفرماید: نسبت به زمین و درخت و باغ، استهلاک محاسبه نمیشود. به نظر ما این تابع عرف است و در بسیاری از موارد عرف همین طور محاسبه میکند اما در بعضی موارد هم این مطلب ثابت نیست. به عنوان مثال باید استهلاک درخت هایی که فقط ۵ سال محصول میدهند محاسبه شود و به نظر ما این از مئونه به حساب میآید. به هر حال برای همه این موارد نمیتوان یک حکم بیان کرد. انشاء الله در جلسه بعد این مطلب را بررسی خواهیم کرد.
و الحمد لله رب العالمین …
پاورقیها
. العروة الوثقى، ج۴، ص۷۴.
. العروة الوثقى، ج۴، ص۷۴.
. العروة الوثقى، ج۴، ص۷۵.