جلسه ۱۵۸ شنبه ۲۷/۰۲/۱۴۰۴
زکات غلات (مسأله بیست و چهارم)
خلاصه جلسه قبل
بسم الله الرحمن الرحیم
بعد از بحث از مئونه و فروعی که ذیل آن مطرح شد به فرع بیست و چهارم رسیدیم. در این فرع مسأله این طور مطرح شده که اگر کسی زمین های متعددی داشته باشد که در مناطق گوناگون هستند و گاهی در زمان های مختلف محصول آن به ثمر میرسد، در این موارد محصول همه زمینها در زمانها و مکان های مختلف، اگر محصول یک سال به حساب بیایند با هم محاسبه میشوند.
بعضی از درختان هستند که در سال دو بار محصول میدهند. آیا محصول این نخلها با هم محاسبه میشوند؟ مرحوم سید نسبت به این سوال هم میفرمایند محصول یک سال یک جا محاسبه میشود اما «لا یخلو من اشکال».
همچنین در مورد زمان پرداخت زکات گفته شده اگر محصول زمینها یا درختانی که زودتر به ثمر میرسند به نصاب برسد باید همان موقع زکات آنها پرداخت شود؛ اما اگر محصول این زمین یا درخت به تنهایی به حد نصاب نمیرسد، زمان پرداخت وقتی است که به ضمیمه محصولات دیگر به حد نصاب برسند.
ادامه بررسی مسأله بیست و چهارم
مرحوم سید میفرمایند: «حكم النخيل و الزروع في البلاد المتباعدة حكمها في البلد الواحد، فيضمّ الثمار بعضها إلى بعض»؛ اگر کسی درختان نخل یا زراعتی در شهر های دور از هم داشته باشد حکم آنها مثل زراعت در یک شهر است؛ پس به طریق اولی اگر در مناطق مختلف یک شهر زمین داشته باشد محصول آن با هم محاسبه میشوند. «و إن تفاوتت في الإدراك»؛ حتی اگر در زمان های مختلفی محصول بدهند. «بعد أن كانت الثمرتان لعام واحد»؛ البته مشروط است به اینکه همه اینها محصول یک سال باشند. «و إن كان بينهما شهر أو شهران أو أكثر، و على هذا فإذا بلغ ما أدرك منها نصاباً أُخذ منه»؛ اگر مقداری که اول به ثمر رسیده به نصاب برسد باید زکات آن را همان موقع پرداخت کند. «ثمّ يؤخذ من الباقي قلَّ أو كثر»؛ و مقداری که محصول آن بعداً حاصل میشود اگر به نصاب هم نرسد، زکات آن را در وقت به ثمر رسیدن محاسبه میکنند چون مجموع محصولاتش به نصاب میرسیده است. «و إن كان الّذي أدرك أوّلًا أقلّ من النصاب ينتظر به حتّى يدرك الآخر و يتعلّق به الوجوب فيكمل منه النصاب و يؤخذ من المجموع»؛ اما اگر مقدار محصولی که زودتر به ثمر میرسد کمتر از نصاب باشد زکات به آن تعلق نمیگیرد تا زمانی که محصولات دیگر به ثمر برسند و مقدار نصاب کامل شود؛ وقتی مجموع آن به نصاب رسید زکات آن پرداخت میشود. «و كذا إذا كان نخل يطلع في عام مرّتين يضمُّ الثاني إلى الأوّل لأنّهما ثمرة سنة واحدة»؛ اگر یک درخت در یک سال دوبار ثمر بدهد محصول هر دو مرتبه با هم محاسبه میشود چون محصول یک سال هستند. «و لكن لا يخلو عن إشكال لاحتمال كونهما في حكم ثمرة عامين كما قيل»؛ البته این خالی از اشکال نیست چون احتمال دارد که بگوییم این دو مرتبه ای که در یک سال ثمر میدهد در حکم ثمره دو سال است پس باید جداگانه محاسبه شوند. این مطلب قائل هم دارد؛ مثلا مرحوم آیتالله گلپایگانی میفرمایند: «و ليس ببعيد» یعنی بعید نیست که بگوییم ثمره دو سال است.
ذیل این مسأله مرحوم صاحب جواهر متعرض مسأله ای شدهاند که مرحوم سید با اشاره از کنار آن عبور کردهاند. ایشان میفرمایند: در جایی که مقدار محصول اولیه به نصاب نمیرسد اما میداند که مجموع محصول به نصاب میرسد، اگر آن را نگه دارد و محصول زمین های دیگر را به آن ضمیمه کند و به نصاب برسد، زکات آن را پرداخت میکند؛ اما اگر این مقداری که زکات به آن تعلق نگرفته است را بفروشد، وقتی محصول زمین های دیگر به ثمر رسید آیا باید زکات این مقدار فروخته شده را هم بدهد؟ سه پاسخ در اینجا مطرح شده است:
پرداخت زکات زمانی واجب میشود که بالفعل زکات به عهده این شخص بیاید؛ پس اگر زمین اول به نصاب نرسد و محصول آن را بفروشد دیگر مالک آن نیست و زمین دوم هم به تنهایی به نصاب نمیرسد، پس اصلا زکات به او تعلق نمیگیرد.
اگر محصول دو زمین در مجموع به نصاب میرسند، اگر محصول زمین اول تلف یا اتلاف شده باشد باید زکات آن را بدهد، ولو زمان پرداخت زکات بعد از به ثمر رسیدن محصول زمین دوم باشد؛ پس باید زکات مجموع را بدهد اما آن مقداری که تلف شده از سهم فقرا هم تلف شده و به نسبت از سهم آنها کسر میگردد. از ظاهر عبارت مرحوم سید همین مطلب فهمیده میشود.
نصاب به نحو شرط متأخر است. پس اگر در مجموع محصول این زمینها به نصاب میرسد، وقتی محصول زمین اول به ثمر رسید، با اینکه هنوز شرط نصاب حاصل نشده اما باید همان موقع زکات آن پرداخت شود؛ پس حق فروش این مقدار اولیه را ندارد. مرحوم آیتالله بروجردی میفرمایند: «إن احتمل عدم بلوغ المجموع حدّ النصاب بعد الإدراك و إلّا جاز بل وجب إخراج زكاة ما أدرك منها و بلغ وقت الأداء»؛ اگر احتمال میدهد که مجموع محصولاتش به نصاب نمیرسد، میتواند صبر کند تا بقیه محصولات هم به ثمر برسند و بعد محاسبه کند، اگر به نصاب رسید زکات بدهد و الّا فلا. اما اگر میداند که مجموع محصولات قطعاً به نصاب میرسند، زمین اول که محصول داد باید زکات آن را بدهد چون میداند که شرط نصاب به نحو متأخر حاصل میشود.
البته ایشان حکم محصول زمین اول در صورت تلف یا اتلاف را بیان نمیکند.
ادله
عمده دلیلی که در اینجا وجود دارد روایات است؛ این روایات به چند دسته تقسیم میشوند:
روایات باب هشتم از ابواب ما تجب فیه الزکاة: روایات صریحی که دلالت دارند زکات به ۹ چیز تعلق میگیرد. عنوان باب این چنین است: «بَابُ وُجُوبِ الزَّكَاةِ فِي تِسْعَةِ أَشْيَاءَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْإِبِلِ وَ الْبَقَرِ وَ الْغَنَمِ وَ الْحِنْطَةِ وَ الشَّعِيرِ وَ التَّمْرِ وَ الزَّبِيبِ وَ عَدَمِ وُجُوبِهَا فِي شَيْءٍ سِوَى ذَلِكَ مِنَ الْحُبُوبِ وَ غَيْرِهَا».[۱]
روایات باب اول از ابواب زکات غلات: روایاتی که دلالت میکند زکات به غلات اربعه تعلق میگیرد. عنوان باب این چنین است: «بَابُ وُجُوبِ زَكَاةِ الْغَلَّاتِ الْأَرْبَعِ إِذَا بَلَغَتْ خَمْسَةَ أَوْسُقٍ فَصَاعِداً وَ هِيَ ثَلَاثُمِائَةِ صَاعٍ وَ وُجُوبِهَا فِي الْعِنَبِ مَعَ الْخَرْصِ وَ بُلُوغِ النِّصَاب».[۲]
روایاتی که نصاب زکات غلات را بیان میکنند.
در ادامه چند روایت از باب اول از ابواب زکات غلات را تقدیم میکنیم.
روایت اول: صحیحه سعد بن سعد
[۳]«مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْبَرْقِيِّ عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدٍ الْأَشْعَرِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ عَنْ أَقَلِّ مَا تَجِبُ فِيهِ الزَّكَاةُ مِنَ الْبُرِّ وَ الشَّعِيرِ وَ التَّمْرِ وَ الزَّبِيبِ فَقَالَ خَمْسَةُ أَوْسَاقٍ بِوَسْقِ النَّبِيِّ ص- فَقُلْتُ كَمِ الْوَسْقُ قَالَ سِتُّونَ صَاعاً قُلْتُ وَ هَلْ عَلَى الْعِنَبِ زَكَاةٌ أَوْ إِنَّمَا يَجِبُ عَلَيْهِ إِذَا صَيَّرَهُ زَبِيباً قَالَ نَعَمْ إِذَا خَرَصَهُ أَخْرَجَ زَكَاتَهُ».
روایت دوم: صحیحه زراره
[۴]«وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ سَعْدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ وَ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ جَمِيعاً عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: مَا أَنْبَتَتِ الْأَرْضُ مِنَ الْحِنْطَةِ وَ الشَّعِيرِ وَ التَّمْرِ وَ الزَّبِيبِ مَا بَلَغَ خَمْسَةَ أَوْسَاقٍ وَ الْوَسْقُ سِتُّونَ صَاعاً فَذَلِكَ ثَلَاثُمِائَةِ صَاعٍ فَفِيهِ الْعُشْرُ- وَ مَا كَانَ مِنْهُ يُسْقَى بِالرِّشَاءِ وَ الدَّوَالِي وَ النَّوَاضِحِ فَفِيهِ نِصْفُ الْعُشْرِ وَ مَا سَقَتِ السَّمَاءُ أَوِ السَّيْحُ أَوْ كَانَ بَعْلًا فَفِيهِ الْعُشْرُ تَامّاً وَ لَيْسَ فِيمَا دُونَ الثَّلَاثِمِائَةِ صَاعٍ شَيْءٌ وَ لَيْسَ فِيمَا أَنْبَتَتِ الْأَرْضُ شَيْءٌ إِلَّا فِي هَذِهِ الْأَرْبَعَةِ أَشْيَاءَ».
در این روایات به دنبال پاسخ این سوال هستیم که آیا محصول هر زمینی باید جداگانه محاسبه شود؟ یا مجموع محصول زمین های متعدد با هم محاسبه میشوند؟
از روایات باب هشتم استظهار میشود که هر چه از زمین میروید زکات دارد. چون میفرماید خرما و گندم و … زکات دارند هر مقدار که باشند. مگر اینکه گفته شود این روایات از این ناحیه در مقام بیان نیستند.
در صحیحه زراره که از باب اول زکات غلات خوانده شد اینطور آمده است: «مَا أَنْبَتَتِ الْأَرْضُ مِنَ الْحِنْطَةِ وَ الشَّعِيرِ وَ التَّمْرِ وَ الزَّبِيبِ مَا بَلَغَ خَمْسَةَ أَوْسَاقٍ»؛ حضرت میفرمایند: هرآنچه که از این ۴ مورد از زمین میرویند زکات دارند به شرطی که به نصاب برسند؛ البته مخاطب این روایت مکلفین هستند پس هر مکلفی باید جداگانه زکاتش را محاسبه کند؛ در نیتجه ظاهر صحیحه زراره این است که هر مکلفی اگر دارایی اش به نصاب برسد باید زکات بدهد؛ لذا مرحوم آیتالله خویی میفرمایند: اگر ما باشیم و این روایت ممکن است بگوییم اگر کسی در طول ۵ سال دارایی اش به نصاب برسد باید زکات آن را بدهد اما در اینجا ارتکازی وجود دارد که سبب میشود در مواجهه با این روایت معنای دیگری فهمیده شود؛ به ضمیمه این ارتکاز آنچه که از روایت فهمیده میشود این است که باید دارایی شخص در یک سال به نصاب برسد.
ممکن است کسی مناقشه کند که دو احتمال در صحیحه زراره وجود دارد:
این روایت ناظر به هر مکلف است؛ یعنی عرفاً با تعدد مکلّف حکم متعدد میشود پس اگر محصول زمین های دو نفر روی هم به نصاب برسد زکات ندارد و هر کدام باید جداگانه محصولشان را محاسبه کنند.
این روایت ناظر به موضوعات متعدد است؛ یعنی اگر کسی محصولی داشته باشد که در زمان های متعدد به ثمر میرسند مثل کشت بهاره و پاییزه، در این صورت باید جداگانه محاسبه شوند.
البته ما بعید میدانیم که مقصود از فتوای مرحوم سید محاسبه کشت بهاره و پاییزه با هم باشد. به نظر میآید که مرحوم سید هم میخواهند بگویند اگر در کشت بهاره، محصول این زمینها با یک یا دو ماه اختلاف به ثمر میرسند اینها با هم محاسبه میشوند اما کشت بهاره و پاییزه با هم جمع نمیشوند بلکه جداگانه محاسبه میشوند.
این مطلب از ظهور این روایات و از آن تسالم و ارتکاز فهمیده میشود. مگر اینکه کسی بگوید این روایات نسبت به این خصوصیات در مقام بیان نیستند. علی ای حال به نظر میآید غیر از تسالم، فی الجمله در دلالت بعضی روایات میتوان مناقشه کرد. به همین دلیل مرحوم سید بعد از اینکه فتوا میدهند میفرمایند: «لکن لا یخلو من اشکال». اشکال ایشان در مورد محصول یک درخت در دو دوره کشت در یک سال است.
اختلافی که اینجا وجود دارد ناشی از استظهار از روایات است. اگر این لسان ناظر به محصول کشت یک دوره باشد؛ پس در یک دوره کشاورزی مثلا کشت بهاره یا پاییزه باید درآمد مالک به نصاب برسد.
مرحوم سید این را قبول ندارند؛ ایشان میفرمایند: مجموع محصول یک سال، با هم محاسبه میشوند و فرقی ندارد که برای یک دوره کشت باشد یا دو دوره کشت.
مرحوم صاحب جواهر میفرمایند: محصول دو دوره کشت با هم متابین هستند، پس با هم محاسبه نمیشوند.
مرحوم آیتالله خویی پاسخ میدهند که: اگر محصول کشت دو دوره با هم متباین هستند، محصول دو زمین در یک دوره کشت هم با هم متباین هستند. پس اصلا لازم نیست که وحدت عرفی وجود داشته باشد؛ آنچه مهم است این است که «ما انبتت الارض» باشد و به نصاب هم برسد؛ اما لازم نیست به لحاظ عرفی وحدت داشته باشند؛
کانه مسأله این است که وحدت عرفیه این محصول در حدی که محصول یک دوره باشند، آیا لازم است یا لازم نیست؟ اگر کسی بگوید حتما وحدت محصول شرط است و متفاهم از این خطابها بیش از این نیست که «ما انبتت الارض» یعنی در یک دوره کشت باشند، میگوییم این استظهار بدون دلیل است. بله این را قبول داریم که اگر در دو دوره کشاورزی باشد، اینها قطعاً عرفاً متباین هستند و دلیلی نداریم که اینها را یک درآمد به حساب بیاوریم. اما آنچه از دلیل فهمیده میشود این است که اگر مجموع درآمد های سالانه یک مالک به نصاب برسد باید زکات بدهد.
خلاصه ما لسانی داریم که اطلاق دارد و مشروط به نصاب است. تنها یک قید این اطلاق را مقید کرده و آن قید «سنة واحدة» است. مرحوم سید این اطلاق و این قید را پذیرفتهاند و میفرمایند: اگر مجموع محصول یک سال به نصاب برسد زکات دارد.
ممکن است کسی بگوید این جا قیود دیگری هم وجود دارد. مثلا اینکه محصول هر فصل یا هر دوره کشت یا هر زمین جداگانه محاسبه میشوند. یا اینکه باید وحدت عرفیه به لحاظ زمانی یا مکانی وجود داشته باشد. در پاسخ میگوییم این ادعای بلادلیل است.
اما ممکن است کسی بگوید این لسان نسبت به بعضی خصوصیات اطلاق ندارد. آنچه باقی میماند تسالم عرفی است. تسالم عرفی هم در مواردی محل مناقشه واقع شده است. مثلا در خرمای دو دوره تسالم وجود ندارد.
جمع بندی
اگر کسی از محصولات زکوی در آمد های متعدد داشته باشد، اگر درآمد یک سال از این محصولات به نصاب برسد، باید زکات آن را پرداخت کند. چون اطلاقات ادله میفرمایند: «مَا أَنْبَتَتِ الْأَرْضُ مِنَ الْحِنْطَةِ وَ الشَّعِيرِ وَ التَّمْرِ وَ الزَّبِيبِ» زکات دارد به شرط این که به نصاب برسد. قیدی که در اینجا وجود دارد این است که محصول یک سال باید یک جا محاسبه شود و بیش از این قیدی وجود ندارد. اینکه در زمین واحد باشد یا همزمان به ثمر برسند یا قیود دیگر اینجا وجود ندارند. لذا مرحوم سید میفرمایند: در خصوص خرمای دو دوره همین یک قید بیشتر نیست پس اگر در یک سال دو بار محصول بدهد هر دو با هم محاسبه میشوند.
اگر کسی بگوید اینها برای دو دوره کشت هستند یا به لحاظ عرفی تعدد دارند یا به لحاظ زمانی متعدد هستند، میگوییم تنها قیدی که در اینجا وجود دارد قید «سنة واحدة» است. پس محصول یک سال یک جا محاسبه میشود.
ممکن است کسی بگوید خطاب نسبت به بعضی خصوصیات اطلاق ندارد مثل کسی که کشاورزی های متعدد در امکنه متعدد دارد و حساب اینها جداگانه است، شاید بتوان گفت لسان خطاب نسبت به این موارد اطلاق ندارد.
ذیل مسأله بیست و چهارم
مسأله بعدی این است که اگر کسی محصول اولیه اش به نصاب نرسد و تلف یا اتلاف شود و سپس محصول دوم به ثمر برسد، آیا مجموع محصول اول و دوم با هم محاسبه میشوند و باید زکات بدهد یا اینکه هر کدام جداگانه محاسبه میشوند. به عبارت دیگر آیا بالفعل باید مالک تمام نصاب باشد تا زکات تعلق بگیرد یا خیر؟ اینجا دو قول وجود دارد:
در زمان واحد باید مالک کل نصاب باشد. پس در فرض مسأله زکات به این شخص تعلق نمیگیرد.
لازم نیست در زمان واحد مالک کل نصاب باشد. پس مقداری که تلف یا اتلاف شده با محصول دوم جمع میشود و زکات آن پرداخت میشود. البته اگر مقدار اولیه تلف شده باشد از سهم فقرا هم به نسبت کم میشود.
انشاءالله در جلسه بعد این بخش آخر را توضیح خواهیم داد.
و الحمد لله رب العالمین …
پاورقیها