جلسه ۱۶۱ سه شنبه۳۰/۰۲/۱۴۰۴
زکات غلات (مسأله بیست و هشتم)
مسأله بیست و هشتم
بسم الله الرحمن الرحیم
اگر کسی که هم دین دارد و هم مالک مال زکوی است، فوت کند در مورد اموال او چه اتفاقی میافتد؟ مرحوم سید در مورد مال زکوی این شخص سه فرض مطرح کرده اند:
مالک بعد از تعلق وجوب فوت کرده است.
مالک قبل از تعلق وجوب و بعد از ظهور ثمره فوت کرده است.
مالک قبل از تعلق وجوب و قبل از ظهور ثمره فوت کرده است.
فرض اول
طبق نظر ایشان، اگر مالک بعد از تعلق وجوب فوت کرده باشد و دین او هم مستغرق در کل مال باشد، ابتدا زکات جدا میشود چون زکات به عین تعلق گرفته است. مثل جایی که شخص قبل از فوت مالی را فروخته باشد در این صورت بعد از فوت آن شخص مالک این عین است و این عین را برمی دارد و سپس آنچه باقی میماند بین بقیه دیّان تقسیم میشود.
طبق مبنای مرحوم سید زکات به نحو کلی فی المعین به مال تعلق میگیرد؛ پس به نحو کلی فی المعین بخشی از این مال ملک صاحبان زکات است و دین به آن چیزی تعلق میگیرد که ملک خود مالک باشد و این بخش از مال، ملک مالک نیست بلکه ملک فقرا است.
خلاصه در این فرض ابتدا زکات به فقرا پرداخت میشود بعد آنچه باقی میماند بین طلبکار ها تقسیم میشود.
اگر دین غیر مستغرق هم باشد به طریق اولی موجب نمیشود که پرداخت دین مقدم شود. این فرض طبق مبنای کلی فی المعین و مبنای تعلق زکات به نحو مشاع کاملاً روشن است. اما طبق مبنای اشتراک در مالیت، مالیت این عین است که زکات به آن تعلق گرفته و طبق مبنای حق الرهانه یا حق الجنایة، زکات به نحو حق الرهانة یا حق الجنایة به این عین تعلق گرفته است. در همه این موارد میگوییم تحاصّ نمیشود.
تنها فرضی که باقی میماند این است که بگوییم زکات به ذمه تعلق میگیرد. طبق این مبنا فقرا هم مثل بقیه طلبکار ها هستند و در نتیجه تحاصّ میشود. یعنی دینی به فقرا دارد و دینی به دیگران دارد و مالی هم دارد که بین این دیّان تحاصّ میشود. فرض اول روشن است و محل بحث نیست.
در رهن هم این بحث مطرح شده است. جایی که شخصی دینی دارد و مالش هم در رهن قرار دارد. آیا حق راهن مقدم است یا دیون؟ در آنجا هم گفته شده اول باید مال را از رهن خارج کنند بعد دیون را تحاصّ کنند. چون راهن در خود این عین حق دارد اما بقیه نسبت به ذمه این شخص حق دارند. رتبه حق در عین، مقدم بر اداء ذمه است.
فرض دوم
اگر مالک دین داشته باشد و قبل از تعلق وجوب و بعد از ظهور ثمره فوت کند، وقتی این ثمره به مرحله صدق عنوان برسد آیا زکات به آن تعلق میگیرد؟ مرحوم سید ابتدا نسبت به تعلق زکات در این فرض میفرمایند: «مشکل» و سپس یک وجه احتیاط برای این فرض مطرح میکنند.
توضیح اشکال
چه اشکالی در این مسأله وجود دارد که سبب شده مرحوم سید در این مسأله احتیاط کنند؟ برای این اشکال دو تقریر بیان شده است:
مرحوم آیتالله خویی: این اشکال به مبنای ما در مورد دین در باب ارث بر میگردد. در این جا دو مبنا وجود دارد:
کسی که دین دارد و فوت میکند، اموال او به مقدار دینی که دارد در ملک خودش باقی میماند در حالی که حق دیّان به آن تعلق گرفته است. طبق این مبنا زکات به مال تعلق نمیگیرد. چون مالک فوت کرده و تکلیف متوجه او نمیشود، ورثه هم مالک این مقدار نیستند تا زکات به مال آنها تعلق بگیرد.
کسی که دین دارد و فوت میکند، اموال او به ورثه منتقل میشود و به مقدار دینی که دارد حق دیّان به اموال ورثه تعلق میگیرد. طبق این مبنا باید بحث کنیم که آیا حق دیّان مانع تعلق زکات میشود یا نمیشود؟
پس اشکالی که مرحوم سید به آن اشاره کرد به این مبنا بر میگردد که مقدار حق دیّان از ملک میِّت خارج میشود یا در ملک او باقی میماند.
مرحوم آیتالله هاشمی: این اشکال طبق مبنای خود مرحوم سید است. طبق مبنای ایشان تمام اموال به ورثه منتقل میشود اما اگر دینی وجود داشته باشد این اموال متعلق حق دیّان هستند.
طبق این مبنا مشکل است که زکات به این مال تعلق بگیرد. چون ولو ملکیت این مال به ورثه رسیده باشد اما ملک طلق نیست چون متعلق حق واقع شده است پس نمیتوانند در آن تصرف کنند. اما تعلق زکات مشروط به امکان تصرف در مال است. پس طبق این مبنای باید بگویید زکات به مال تعلق نمیگیرد.
سوال: پس چرا مرحوم سید میفرمایند: «مشکلٌ». چون ممکن است کسی بگوید مقداری از نموّ این میوه ها در ملک ورثه رخ داده است و این مقدار ملک طلق ورثه است و زکات به آن تعلق میگیرد. مثلا وقتی مالک فوت کرده است این محصول غوره بوده اما حالا که انگور شده ۴ برابر ارزش آن بیشتر شده و این ۴ برابر ملک طلق ورثه است و متعلق حق دیّان هم نیست پس به همین نسبت زکات به آن تعلق میگیرد.
وجه احتیاط
مرحوم سید بعد از عدم بیان فتوا میفرمایند: طریق احتیاط این است که زکات را بدهید و سپس دیّان دیگر را به طریقی راضی کنید. یعنی راضی کنید که زکات را از این مال بدهید و دین آنها را از جای دیگر پرداخت کنید.
مرحوم آیتالله خویی میفرمایند: طبق مبنای شما این در ملک میت باقی نمیماند پس طریق احتیاط این نیست که از این مال زکات را بپردازید. چون فرض این است که قبل از تعلق زکات و بعد از ظهور ثمره مالک فوت کرده است. در این صورت اصلاً معلوم نیست که زکات به این مال تعلق گرفته باشد. پس طریق احتیاط این نیست. البته اگر بتوانید دیّان را راضی کنید و بعد از رضایت آنها زکات را پرداخت کنید، این موافق احتیاط است نه اینکه از اول پرداخت زکات مقدم باشد و راضی کردن دیّان مؤخّر باشد.
جمع بندی
به نظر ما این بحث باید در کتاب الارث پیگیری شود. طبق آیه «مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصي بِها أَوْ دَيْن»،[۱] آنچه که دین است به ملک ورثه منتقل نمیشود و در ملک میّت باقی میماند ـ این از امور اعتباریه است، یعنی برای میّت فرض ملکیت میکنند و میگویند این اموال در حکم اموال میّت است ـ بنابراین در این فرض زکات به این مال تعلق نمیگیرد. چون تکلیف متوجه میّت نمیشود، ورثه هم مالک نیستند که زکات به آنها تعلق بگیرد. اما اگر مبنا این باشد که مال به ورثه منتقل میشود در این صورت باید بحث کنیم که آیا حق دیّان مانع تعلق زکات میشود یا نمیشود؟
فرض سوم
مالک قبل از تعلق زکات و قبل از ظهور ثمره فوت کرده است. طبق این مبنا که تمام مال به ورثه منتقل میشود در حالی که متعلق حق دیّان است، این درخت ملک ورثه است در حالی که حق دیّان به آن تعلق گرفته است؛ اما میوه ای که در آن آشکار میشود ملک طلق ورثه است و ربطی به دیّان ندارد؛ چون این ملک حادث است، پس حق دیّان به آن تعلق نمیگیرد. این ثمره ملک ورثه است و اگر سهم هر کدام از ورثه به نصاب برسد باید زکات بدهند.
البته در اینجا بعضی اشکال کردهاند؛ گفته اند: عرفاً فهمیده میشود این درخت با میوه هایی که امسال میدهد متعقل حق دیّان است. به نظر ما این یک ادعاست و قابل اثبات نیست و مرحوم سید هم این ادعا را قبول نکردهاند.
جمع بندی
این مسأله منوط به دو چیز است:
آیا بعد از فوت مالک، مال به ورثه منتقل میشود درحالی که متعلق حق دیّان است؟ یا در ملک مالک باقی ماند در حالی که متعلق حق دیّان است؟ طبق مبنای مرحوم سید تمام مال به ورثه منتقل میشود در حالی که حق دیّان به آن تعلق گرفته است.
ثمره ظاهر شده است یا ظاهر نشده است؟ مرحوم سید در آنجایی که قبل از موت ثمره ظاهر شده است احتیاط میکند. اما در جایی که قبل از موت ثمره ظاهر نشده است میگویند آنچه که متعلق حق دیّان است درخت است اما میوه آن متعلق حق دیّان نیست چون این میوه ها در بدو تولد در ملک ورثه بوده است. پس زکات به این میوه ها تعلق میگیرد.
و الحمد لله رب العالمین …
پاورقیها
. سوره نساء، آیه ۱۱.