سوره انفال، آیات ۲۶ تا ۲۹
تکالیف مؤمنین در مسیر فتوحات عصر ظهور
نوشته پیشِرو متن سخنرانی آیتالله سیدمحمدمهدی میرباقری در تاریخ ۱۰ تیر ۱۴۰۴، مصادف با شب ششم محرم ۱۴۴۷ در هیئت ثارالله قم است. این جلسه در مسجد غدیر دانشگاه قم برگزار شده است.
۱. لزوم اطاعت و استجابت رسول الله صلی الله علیه و آله در مسیر فتح
خدای متعال در سورۀ مبارکۀ انفال میفرماید ما پیامبر گرامی اسلام را از بیت خودشان به سمت هدفی بزرگ بیرون آوردیم؛ «كَما أَخْرَجَكَ رَبُّكَ مِنْ بَيْتِكَ بِالْحَقِّ وَ إِنَّ فَريقاً مِنَ الْمُؤْمِنينَ لَكارِهُونَ».[۱] فعل و کار ما کاری بود که همراه با حق بود؛ سیر حضرت و اقدام حضرت در مدار حق بود. غرض هم این بود که «لِيُحِقَّ الْحَقَّ وَ يُبْطِلَ الْباطِلَ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ».[۲] درست است که این مسیراز بدر شروع میشود، ولی به ظهور منتهی میشود. خدای متعال میخواهد کار بزرگی انجام بدهد و مؤمنین را هم وارد این صحنۀ بزرگ کرده است.
سپس میفرمایدمؤمنین آمدند و استغاثه کردند و نصرتهای الهی و پیروزیها نازل شد. بعد از این پیروزیها خدای متعال تکالیفی را متوجه امت میکند. اگر امتبخواهد که مسیر پیروزیها ادامه پیدا کند و سیرشان از فتحی به فتح دیگر تا رسیدن به آن قله باشد، اگر«لِيُحِقَّ الْحَقَّ وَ يُبْطِلَ الْباطِلَ» را میخواهند،باید این تکالیف را رعایت کنند.
یکی از تکالیفی که خدای متعال متوجه مؤمنین کرده، این است: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَوَلَّوْا عَنْهُ وَ أَنْتُمْ تَسْمَعُونَ»؛[۳] اگر میخواهید به مقصد برسید، باید از این پیامبر اطاعت کنید و از این پیامبر رو برنگردانید. ما سمع شما را از شما نگرفتیم و فرمایشات حضرت به سمع شما میرسد و شما آن رامیفهمید. هنوز سمع دارید، وقتی میشنوید، باید به دنبال این سمع طاعت بیاید. «أَطيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَوَلَّوْا عَنْهُ وَ أَنْتُمْ تَسْمَعُونَ»؛ هنوز سمع دارید، روی خود را برنگردانید.
اگر روی خود را برگردانید، مثل کسانی که آنها هم سمع داشتند، ولی سمع آنها گرفته شده و حق به گوششان نمیرسد، میشوید. آنهاکلام پیامبر ما را نمیشنوند و فقطسر و صدا میشنوند. قرآن میفرماید عدهای اینگونهاند که گویا بیشتر از یک سر و صدا، نمیشنوند؛ مثل حیوانی که آن را صدا میزنی. اگر ما کنار گوش حیوان یک جزء قرآن بخوانیم، او از قرآن چیزی نمیشنود، بلکه فقطسر و صدا میشنود. اینها اینگونه میشوند و خطابهای قرآن و این معارف و این تکالیف را نمیشنوند. شما هنوز در این مرحله نیستید؛ تکلیف اول شما این است کهباید بشنوید و بعد از سمع اطاعت کنید. این مسیری است که با سمع و طاعت پیش میرود.
بعد میفرماید این مسیربا اجابت پیش میرود؛ «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اسْتَجيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْييكُمْ».[۴] پس امری هست که سمع و طاعت میخواهد و دعوتی هست که دعوت به حیات است. میفرمایدقرار است عالمی پیشِروی شما قرار بگیرد که عالم حیات است و عالم موت نیست. «اسْتَجيبُوا»؛ ورود بهاین عالماحتیاج به اجابت دارد. اجابت هم نیاز به رحمت دارد، انسان بایدبا حضرت حرکت کند و وارد این عالم حیات بشود و زنده بشود.
بعد هم میفرماید: «وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصيبَنَّ الَّذينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً».[۵] در مسیر حرکت امت و در مسیر هدایت نبی اکرم صلی الله علیه و آله فتنههایی وجود دارد. ظالمینی هستند که در امت فتنه به پا میکنند. این فتنه فقط دامن خودشان را نمیگیرد؛ «وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصيبَنَّ الَّذينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً»؛ فقط ظالمین نیستند که گرفتار این فتنه میشوند، ممکن است شما هم در دام این فتنه بیفتید. «اتَّقُوا»؛ دامنتان را جمع کنید و مواظب باشید که این فتنهها شما را نگیرد.
«وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَديدُ الْعِقابِ»، بدانید که به دنبال این فتنه عقوبت است. اینجا جای مدارا کردن خدای متعال نیست، این ظالمیندارند جایی فتنه میکنند که گرفتار عذاب شدید میشوند. شما هم اگر هنگام فتنه با آنها بودید، دچار عذاب شدید میشوید. فتنۀ فراگیری است که در امت پیش میآید و حواس شما باید جمع باشد تا گرفتار این فتنه نشوید.
۲. تذکر نعمات الهی
آیۀ بعد دستور دیگری است، «وَ اذْكُرُوا».[۶] بنابراین «اسْتَجيبُوا»، «وَ اتَّقُوا»، «وَ اذْكُرُوا». خدای متعال میفرماید مطلبی وجود دارد که شما باید متذکر آن بشوید. «وَ اذْكُرُوا إِذْ أَنْتُمْ قَليلٌ مُسْتَضْعَفُونَ فِي الْأَرْضِ تَخافُونَ أَنْ يَتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ»؛ یادتان بیاید که شما جمعیت اندکی در زمین بودید. شاید این آيهناظر به دوران مکه باشد. این آیات بعد از بدر است و در مدینه نازل شده است. میفرماید شمااندک بودید و نگران بودید که دشمن شما را برباید. سپسخدای متعال سه چیز به شما داد؛ «فَآواكُمْ وَ أَيَّدَكُمْ بِنَصْرِهِ وَ رَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ»؛ اول به شما پناه داد. ظاهر آیه این است که شما را به مدینه آورد و موقفی پیدا کردید. قبلاً لابهلای دشمن و در شهر مکه بودید و نگران بودید که هر لحظه دشمن شما را اخذ کند، خدای متعالبه شما پناه و مکان داد.
دوم «وَ أَيَّدَكُمْ بِنَصْرِهِ»، شما را کمک کرد. یک نمونه از این نصرتجنگ بدر است. به شما پیروزی داد. سوم هم«وَ رَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ»؛ روزیهای پاک به دست شما داد. شاید این روزیهای پاک ناظر به آن انفال و امکاناتی باشد که در این درگیریها به طرف پیامبر گرامی اسلام میآید. وقتی این امکانات به دست پیامبر گرامی اسلام میافتد، تطهیر میشود؛ دست حضرت مطهِّر است. همین امکانات وقتی که در دست دشمن است، آلوده میشود، ولی وقتی به دست پیامبر میرسد، طیبات میشود. رزقی که به پیامبر گرامی اسلام میرسد و از دست حضرت به ما میرسد،رزق طیب است.
۲ـ۱. سفره خدا و سفره شیطان
دو سفره در عالم وجود دارد؛ الان اینگونه است و در قیامت هم همینگونه است. یک سفره طیب و پاک است و رزق شجرۀ طیبه است؛ به تعبیر قرآن رزقشجرۀ طوبی است. دیگری هم شجرۀ زقوم است. برخی رزقها رزق پاک است و از عالم بالا آمده؛ اینهامطهر است و دست شیطان به آن نخورده است. اینهااز مسیر نبی اکرم عبور کرده و به دست شما میرسد؛ سفرۀ پیامبر خدا در عالم است. اگر کسی سر این سفره نشست و از دست حضرت گرفت، رزق طیب پیدا میکند. آنطرف سفرۀ آلوده است. همه ارزاق وقتی از دست شیطان میگذرد، با قوای شیطان آلوده میشود و نجس میشود.
لذا آن چیزهایی که خدای متعال برای شیطان خلق کرده آلوده است، مثل خمر. در روایت دارد که خدا خمر را برای شیطان خلق کرده است. در روایت است که وقتی حضرت نوح انگور غرس میکردند، شیطانگفت سهم من را هم باید بدهی. لذا انگوربهگونهای غرس شد که میشد با آن شراب درست کرد. اگر شیطان تقاضا نمیکرد،میشد درخت انگور را بهگونهای غرس کنند که با میوۀ آن نشود شراب درست کرد. لذا خدای متعالبرای او سهمی گذاشته است. یکی از چیزهای دیگریکه برای او خلق شده، همین موسیقیهای لهو و باطل است. اوبرای اینکه میخواست فرزندان هابیل را به سمت قابیلیها بیاورد، موسیقی را اختراع کرد و آنها را از این طریق به این سمتکشاند. شیطان چیزهایی را درست میکند، اینها رزق پاک نیست، خبیث است. آنچه از دست شیطان میگذرد، آلوده است.
پسدو سفره است؛ سفرۀ نبی اکرم و سفرۀ شیطان که سفرۀ آلوده است. شما قبلاً سر سفرۀ باطل بودید و الانآمدید سر سفرۀ حضرت و روزیهای طیب برای شما نازل میشود. این رزقها هم اعم از رزقهای قوای ظاهری ماست. آن رزقهایی که میخوریم، آن رزقهایی که میپوشیم و آن رزقهای باطنی سر سفرۀ حضرت رزق پاک است. دستگاه شیطان هم روزیهایی دارد که روزیهای پنهان و باطنیاست، ولی تماماً آلوده است. تمام رزقهای دستگاه وجود مقدس نبی اکرم طیب است. خدای متعال میفرماید: «وَ اذْكُرُوا».
بنابراین دستوراتی که حضرت دادند این است: «أَطيعُوا»، «اسْتَجيبُوا»، «وَ اتَّقُوا فِتْنَةً»، «وَ اذْكُرُوا». فتنهای سر راه است؛ دامنتان را جمع کنید و متذکر نعمتهای دیگر بشوید که خدا به شما داد؛ شما مستضعف بودید و شما را پیروز کرد و به شما مکان داد و شما را نصرت کرد و روزی پاک برای شما مهیا کرد. «لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ»؛ اگر ذاکر این نعمت باشید، شاید شاکر شوید.
۲ـ۲. توجه دادن به ایام الله
این دستور یکی از دستورات مهم خدای متعال در قرآن است.یکی از دستوراتی که خدای متعالبه انبیاء داده این چیزی است کهخطاب به حضرت موسی میفرماید، قوم خودت را به سمت وادی نور سیر بده؛ «أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ ذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ»؛[۷] در پیشِرو و یا در گذشتۀ امت شما ایام الله هست؛ امت را به آن ایام متذکر کن و نگذار که آن ایام الله فراموش بشود. در روایات دارد که ایام الله روز پیروزی و روز نزول عذاب است. روزی کهخدای متعال پیروزی را نصیب جبهۀ مؤمنین کرده و دشمن را زمینگیر کرده است،از ایام الله است.
خدای متعالبه حضرت موسی میگوید وقتی میخواهی اصحاب خودت را سیر بدهی، به ایام الله متذکر شو. یک روز از این ایام آن روزی است که پیروزی آمده است. روزهای پیروزی و فتوحات آینده هم ایام الله است.در روایات دارد، ایام الله اصلی سه روز است؛ ظهور و رجعت و قیامت؛ اینها ایام الله هستند.
میفرماید وقتی میخواهی امتت را راه ببری، این ایام الله را با آنها در میان بگذار. چرا؟ «إِنَّ في ذلِكَ لَآياتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ»؛ در این ایام الله برایآنهایی که میخواهند در راه خدا راه بروند، نشانههایی است.آن کسانی که قدر انبیا را میدانند و معنی نعمت انبیا را میفهمند و شاکر این نعمت هستند، میفهمند در وادی ظلمات و در بستر فتنههای اولیاء طاغوت، پیامبری از طرف خدا بیاید و دعوت کند و مسیر عالم نور را باز کند، چقدر قیمت دارد. کسی که شاکر این پیغمبر است و میخواهد با این پیامبر راه برود و میداند که راه رفتن با انبیاء به صبوری و استقامت احتیاج دارد، کسی کهصبار و شاکر این هدایت الهی است، به نشانههای راه احتیاج دارد. ایام الله برای اینها نشانههای راه است.
به همین خاطربه انبیاء گفته میشد که به ایام الله متذکر بشوید. اینجا هم همینگونه است و خدای متعال به مؤمنین میفرماید: «وَ اذْكُرُوا»، آن یوم الله که اندک بودید، نگران بودید، هر لحظه ممکن بود که دشمن شما را نابود کند و ما به شما امکان دادیم و شما را در جنگ بدر پیروز کردیم و سفرهای برای شما پهن کردیم که روزیهای حلال به شما میرسد را یاد کنید.
۳. روش شکر نعمات الهی
«وَ اذْكُرُوا»، «لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ»؛ اگر این ایام الله در یاد شما بماند، شکر میکنید. شکر این ایام الله چه چیزی است؟ این است کهاین امکانات را در راه خدا خرج کنید. این طرح، طرحی است که از یک منزل به منزل دیگر و از یک پیروزی به پیروزی دیگر است و به نقطۀ «لِيُحِقَّ الْحَقَّ وَ يُبْطِلَ الْباطِلَ» میرسد؛ این طرح، طرح احقاق حق است. شکر این طرح بزرگِ احقاقِ حق که به ظهور ختم میشود، این است که اگر پیروز شدید و امکاناتی به دست شما آمد، این امکانات را خرج آن راه کنید و به اشتباه نیفتید؛ خیال نکنید حالا کهپیروز شدهاید و غنایمی به دست شما آمد، هرگونه که بخواهید میتوانید خرج کنید. اینها متاع دنیاست.
خدای متعال در فتوحات بعدی غنایم فراوانی را نصیب دنیای اسلام میکند، ولیاین غنایم به دست عدهای خاص میافتد. ببینید که بنیامیه با این غنایم چه کار کردند؛ «وَ ابْتَاعُوا بِخُمُسِكُمُ الْخُمُورَ»[۸] اینها امکاناتی بود که باید دست رسول خدا و دست اهل بیت باشد، ولیافتاد دست این فراعنه و اینها همبا این امکانات شرابخواری و میگساری کردند و میکده و فساد به پا کردند. در روایت دارد در دورۀ بنیامیه مغنیهایی که در مدینة الرسول بودند، از همهجا بیشتر بوده؛ بگونهایکه اگر آوازهخوان میخواستند، میآمدند و از مدینه میبردند. ببینید که اینامکانات چگونه خرج شد.
خدای متعال میفرماید: «وَ اذْكُرُوا»؛ حرکت با نبی اکرم صلی الله علیه و آله سمع و طاعت و استجابت میخواهد، تقوای از فتنه میخواهد، ذکر نعمتها میخواهد. آن یوم الله را که ما شما را پیروز کردیم و هجرت دادیم و پیروزیها به دنبال آن آمد و رزقهای حلال نازل شد، یادتان باشد. «وَ اذْكُرُوا»، «لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ»؛ یاد این امکانات بیفتید، شاید بتوانید شکر کنید و این امکانات را در راه خدا خرج کنید و از آنها سوءاستفاده نکنید.
آیه بعدی شاید توضیح همین شکر است. اگر میخواهید از این امکاناتی که ما برای شما فراهم کردهایم استفاده کنید و شکر کنید، چه کار باید بکنید؟ «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَخُونُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ وَ تَخُونُوا أَماناتِكُمْ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ».[۹] اینجا یک«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا» دیگر است؛ «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا»، «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اسْتَجيبُوا»، «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَخُونُوا».
مواظب باشید که به خدا و رسول خیانت نکنید. این خدا و این رسول طرحی دارند و شما را در این طرح آوردند و به شما پناه و نصرت دادند و امکانات پاک را در اختیار شما قرار دادند. به این خدا و رسول خیانت نکنید، به این طرح پشت نکنید، از این طرح سوءاستفاده نکنید و امکانات این طرح را نابهجا خرج نکنید. «وَ تَخُونُوا أَماناتِكُمْ»؛ یک سری امانت در دست شماست، در این امانتها خیانت نکنید.
۳ـ۱. خیانت در امانت الهی
همه داراییهای ما امانات خداست. ما مالک هیچ امکانی که خدا به ماداده، نیستیم؛ اینها امانات خدا هستند که در دست ما قرار دارند.ما باید این امانات را در جای خودش خرج کنیم. «إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها».[۱۰] این آیه در سیاق آیات اطاعت است؛ در سیاق آیات «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ»،[۱۱] در سورۀ مبارکۀ نساء است.
خدای متعال میفرماید:«إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها»؛ یک سری امانت وجود دارد که باید به اهل خود برگردد. یک معنای امانات این است که ما باید امکاناتی را که خدای متعال به ما داده، در اختیار امام قرار بدهیم و خودمان خرج نکنیم و در مسیر دیگران خرج نکنیم. یک دستگاه شیطنت و تفرعنی در عالم وجود دارد که میخواهد امکانات ما را جذب کند و خرج خودش کند. الان دنیا همینگونه است و همیشه اینگونه بوده. فراعنه میخواستند امکانات دیگران را به سمت خود بکشند و خرج خودشان کنند. اگر این امکانات را به آنطرف بردی، خیانت به امانات خدا کردهای. پس یک معنای آيه این است که این امکاناتی که خدای متعال به انسان میدهد، امانات خداست و باید به صاحب خود برسد. «إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها». این خطاب به همه است.
اما این آيهیک معنای دیگر هم دارد. پیامبر وارد میدانی شدند که به ظهور ختم میشود. این حرکت در مسیر ظهور امکاناتی به دست امت میدهد و این امکانات امانات الله است؛ اینها را باید به دست اهلش بدهید. اگر این قدرت و ثروتی را که میآید، به دست اهلش دادید، این امکانات درست خرج میشود. اما اگر قدرت و ثروت را به دست اهلش ندادید، در این امانات خیانت اتفاق میافتد که اصل آن خیانت به خدا و رسول است. خدا و رسول ما را به اینجا آوردند و دستوراتی دارند و دارند راهی را باز میکنند؛ اینکهآدم سرش را پایین بیاندازد و با دشمن حرکت کند، خیانت به خدا و رسول است.
متأسفانهاین خیانت در امت واقع شد. خدای متعال این امکانات و غنایمی را که غنایم فتوحات اسلام است، به دست امیرالمؤمنین داده است.اوست که میتواند امانتداری کند و این دین و این امت و این قدرت و ثروت را به مقصد برساند؛ حرکت امت به سمت آن احقاق حق با این ائمه اتفاق میافتد و هرکسی نمیتواند این راه را ادامه بدهد. خدای متعال میفرماید: «لا تَخُونُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ».
پس یکی از تکالیف مؤمنین در این سیری که با پیامبر گرامی اسلام دارند، این است که یک امکاناتی به دست میآید که امانات الله است و نباید اینها به کسیغیر از اهلش داده بشود؛ آنها هستند که این امکانات را در راه خدا به حرکت در میآورند و ادامۀ مسیر و فتوحات با آنها ممکن است. خدای متعال میفرماید: «لا تَخُونُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ وَ تَخُونُوا أَماناتِكُمْ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ»؛ خوب هم میدانید که این امکانات باید بهدست چه کسی برسد.
این قدرتی که ذیل نبی اکرم پیدا شده و امکاناتی که از بالا آمده، پاک است؛ این رزق پاک و این قدرت نباید به دست نااهلها بیفتد. امااتفاقی که افتاد، این بود کهبا این رزق و این قدرت امپراتوری درست کردند و شد امپراتوری بنیامیه. این قدرتچرخید و از درونش امپراتوری بنیامیه بیرون آمد. یک مقدار بعد به آنطرف رفت و شد امپراتوری بنیعباس و سپسشد همین چیزهایی که میبینید. اینها امانات خداست.
در سوره انفال بحث مالی هم دارد؛ میفرماید این امکانات امانات است و دست رسول خداست. در میدان جنگ بدر غنایمی به دست آمد و این رزمندهها بر سر تقسیم غنایم با هم اختلاف کردند. عدهای به میدان رفته بودند و غنایم را جمع کرده بودند و عدهای پشت سر مراقب بودند و مواظب خیمه حضرت بودند. آنهامیگفتند غنایم برای ماست و اینها میگفتند ما هم سهم داریم؛ با هم دعوا کردند.
بعد از این درگیریآیه اول سوره نازل شد و فرمود: «يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفالِ قُلِ الْأَنْفالُ لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ»؛[۱۲] امکانات برای خدا و پیامبر است. این امکاناتی که به دست آمده، باید دست پیامبر باشد و در طرح پیامبر خدا خرج بشود. خدا این پیروزیها را فراهم کرده، لذاامکاناتش هم باید دست این پیامبر باشد. سپس آیه دیگری میآید و میگوید این امکاناتی که رزمندهها با اجازه تو به میدان میروند و به دست میآورند، چهار، پنجم آن را به خودشانبده و به یک پنجم آن اکتفا کن، ولی واقعیت این است که همه اینها برای خدا و رسول است.
در سوره مبارکه حشر از امکاناتی که از دشمن به دست میآید، تعبیر به فیء میشود. فیء یعنی چیزی که برگردانده میشود. در روایات دارد همه این امکانات برای انبیاست و این امکانات باید در اختیار وجود مقدس نبی اکرم باشد و در راه خدا و در طرح خدا خرج شود. دشمن، فراعنه، شیاطین و مستکبرین این امکانات را غصب کردهاند و وقتی این امکانات رااز دست اینها برمیگردانید، میشود فیء. یعنی رفته سر جای اصلی خودش و فیء است؛ «یَرجِعُ إلی اَصلِه». «ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى رَسُولِهِ»،[۱۳] همه این فیء باید در دست پیامبر باشد و نمیشود در دست دیگران قرار بگیرد. «كَيْ لا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِياءِ مِنْكُمْ»؛ نباید این امکانات دوباره بین یک مشت آدم متفرعن و کسانی که امکانات را به سمت خودشان جلب میکنند، دست به دست بشود. استفاده ازامکاناتِ راه قواعدی دارد.
پس خدای متعال میفرماید شما با نبی اکرم صلی الله علیه و آله وارد میدان شدهاید. ادامه راه این پیامبر دستوراتی دارد. اولاً شمامیشنوید، پساطاعت کنید و الا سمع شما از شما گرفته میشود. اگر اطاعت کردید، تعقل شما زنده میشود و میتوانید در سطح دستورات پیامبر تعقل کنید و بفهمید. عدهای تعقل و محاسبه میکنند، اما همه محاسبات آنها در حد هفتاد سال دنیاست و نمیتوانند محاسبات بیشتر و بزرگتری کنند؛ نمیتوانند سودهای بزرگتر را بفهمند و فقط در حد هفتاد سال دنیا میفهمند.عقل اینها بالغ نشده است.اگر با این پیامبر حرکت کردید و به سخنان اوگوش کردید، در تراز دستورات حضرت تعقل میکنید و محاسبات شما محاسبات بزرگتری میشود و قدرت محاسبات در فضای دیگری را پیدا میکنید؛ میتوانید در فضای دیگری محاسبه کنید. اگر اطاعت کردید، به تعقل میرسید و اگر اطاعت نکردید، تعقل شما از شما گرفته میشود.
سپس میفرمایدحضرت میخواهد میدانی پیشِروی شما درست کند که وادی حیات است. اگر وارد این میداننشدید، به وادی موت میروید. سپس میفرمایدفتنهای اتفاق میافتد و میخواهند شما را از این مسیر دور کند و به وادی عذاب ببرد. دامن خودتان را بگیرید و دچار این فتنه نشوید.
سپس میفرمایدامکاناتی را که خدا به شما داده، آن یوم الله که خدا برای شما فراهم کرده و اینکه کنار این پیامبر به امکانات رسیدید و مأوا پیدا کردید و به نصرت و رزق طیب رسیدید، اینها را فراموش نکنید تا شکر این امکانات را به جا بیاورید. شکر اینها چیست؟ «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَخُونُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ وَ تَخُونُوا أَماناتِكُمْ». این قدرت و امکانات باید به دست امیرالمؤمنین برسد. او میتواند این راه را ادامه بدهد و امت را به مقصد برساند. حق با او احقاق میشود. مراقب باشیدخیانت نکنید.
بعد میفرماید: «وَ اعْلَمُوا أَنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ»؛[۱۴] یکی از فتنههایی که شیاطین در این مسیر روی آن کار میکنند و از آن طریق انسانها را از مدار نبی اکرم و مدار احقاق حق خارج میکنند و به فتنه میبرند، مال و فرزند است. اینها به ابزار جدا شدن انسان تبدیل میشود. در روایات داریم که نمونه بارز آن زبیر بود. زبیردر ماجرای احراق بیت کنار امیرالمؤمنین بود، ولیفتنه فرزند او را جدا کرد. حضرت میفرماید فرزندش او را جدا کرد.
۳ـ۲. خیانت سقیفه در امانت الهی
پس دستور این است که با پیامبر خدا راه بروید. پیامبر خدا یک سریدستور دارد. مهمترین مصداق آن امری بود که در غدیر صادر شد که ادامه حرکت امت را معین میکند و میگوید که این فتوحات با چه کسی ادامه پیدا میکند و چه کسی میتواند مسیر احقاق حقی را که با وجود مقدس نبی اکرم در عالم گشوده شده، دنبال کند. فتوحات مادی را فراعنه هم داشتند؛ قیصرها و کسراها و پادشاهان هم فتوحات مادی داشتند؛ اینها هم در جنگ اول و دوم جهانیفتوحاتی داشتند. فتوحات مادیرا همه بلد هستند، ولیمسیر احقاق حق مسیری است که پیامبر در عالم گشوده که فتوحات آن به طرف احقاق حق است؛ قرار است حقی در عالم اقامه بشود. این با چه کسی ادامه پیدا میکند؟
خدای متعال میفرماید: «أَطيعُوا اللَّهَ». این پیامبر دستوری دارد، بایدبا او راه بروید. اینگونه نباشد که اگر به امکاناتی رسیدید و پیامبر از بین شما رفتند، شما خودتان بنشینید و تصمیم بگیرید و در امانت خیانت کنید، فرمان خدا را زیر پا بگذارید و به آن وادیِ حیاتی که پیامبر به رویِ شما گشوده، پشت کنید. «اسْتَجيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْييكُمْ»؛ این وادی حیات وادی ولایت امیرالمؤمنین و ولایت اوصیاست. حضرت شما را به میدان حیات دعوت میکند. راه را بایدبا امیرالمؤمنین ادامه بدهید. آنطرف هم میدان موت است. این میدان، میدان نعمت است و آن میدان، میدان نقمت و عذاب.
«اسْتَجيبُوا» و «وَ اتَّقُوا فِتْنَةً»؛ دو دستور با هم است. پیامبر شما را به چیزی دعوت میکند؛ این دعوت را اجابت کنید، هرچند که همراه با امتحانات سخت است. بدانید اگر شما با این پیامبر راه رفتید، خدا نمیگذارد که قلب شما منحرف شود. «وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ»؛ خدای متعال محافظ قلب امتی است که دعوت را استجابت میکنند و نمیگذارد بمیرند و به وادی موت بروند؛ اگردر جایی هم زمین بخورند، نمیگذارد که این زمینخوردگی آنها را از وادی حیات بیرون ببرد؛ پساستجابت کنید. «وَ اتَّقُوا فِتْنَةً»، کنار این استجابت بدانید که آنطرف هم فتنهای است. اینفتنه میخواهد شما را از وادی حیات بیرون ببرد، میخواهددار لهو و لعب درست کند.
این هشدارهای خدای متعال است. خدای متعال دارد مسیر کلی سیر با حضرت را بعد از بدر روشن میکند. میگوید در این مسیری که دارید، بدانید که فرمانی وجود دارد و باید آن رااطاعت کنید و الا سمع و عقل شما را از شما میگیریم و دیگر نمیتوانید در این سطح بفهمید و راه بروید؛ میشوید «الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذينَ لا يَعْقِلُونَ»[۱۵] و دیگر نمیتوانید در طرح پیامبر حرکت کنید.
یک وادی حیات وجود دارد و حضرت میخواهد عالمی را به روی شما باز کند. البته این کارهمراه با سختی است. آنطرف همفتنهای است و میخواهد شما را از این مسیر دور کند؛ دامنتان را جمع کنید. فتنه سقیفه است، فتنه بنیامیه است که به همینجایی که میبینید کشیده شده است. این وضیعت کنونی دنیا ادامه امپراتوری بنیامیه است. شاید بشود این را از آیات و روایات هم استظهار کرد. بعد میفرماید: «وَ اذْكُرُوا». خدای متعال امکاناتی به شما داده است، حواستان را جمع کنید؛ «لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ». یادتان نرود و الا خیانت میکنید و این امکانات را به دست دیگران و نااهلان میدهید. این قدرتی را که در عالم با پیامبر به دست آمده، برایدیگران خرج نکنید. این مکرر در جاهای مختلف قرآن آمده است؛در سوره مبارکه عنکبوت، در سوره مبارکه آل عمران و سورههای دیگر.
۴. فتنه حیات الدنیا
خدای متعال در سوره مبارکه عنکبوت میفرماید امتحانهایی سر راه است؛ وادی ایمان وادی امتحان است؛ دچار خطای در محاسبه نشوید. «أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ»؛[۱۶] مردم خیال کردهاند همین کهادعای ایمان کنند، کار تمام است؟ «وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ»؛[۱۷] ما امتهای قبلی را هم امتحان کردیم، فتنه سر راه شماست. چرا؟ «فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبينَ»؛ باید راستگو و دروغگو از هم جدا بشوند؛ نمیشود هر دو کنار هم باشند؛ ما صفها را جدا میکنیم. یکی از بحثهای مهم سوره انفال هم بحث تمییز است، «لِيَميزَ اللَّهُ الْخَبيثَ مِنَ الطَّيِّبِ».[۱۸] نصرت خدای متعال مسیر را بهگونهای طی میکند که صفها جدا میشود. حضرت امیر فرمودند ما این فتنههایی که بعد از رحلت حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم رخ داد رامیدانستیم.
سپسخدای متعال فتنهها را در سوره عنکبوت میشمرد که فتنههای عجیبی است و خیلی جای تأمل دارد. سپس به اینجا میرسد که «وَ ما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ»؛[۱۹] تمام حیات الدنیا لهو و لعب است. یعنی بدانید که مقابل این مسیری که با پیامبر گشوده، مقابل وادی ایمان که امتحانات سختی سر راهش قرار دارد، مقابل وادی امیرالمؤمنین، مقابل عالم لقاء الله که عالم ظهور است، حیات الدنیا قرار دارد که چیزی جز لهو و لعب نیست.
«وَ ما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ»؛ لهو در مقابل عالم ذکر است؛ یعنی عالم لهوعالم غفلت است. لعب هم در مقابل حکمت است؛ یعنی عالم لعِبحکیمانه نیست. کل تمدن شیطانی حکیمانه نیست و مثل بازی بچه میماند. بچه هم وقتی بازی میکند، دنبال مقصدی است. طفل خردسال به مقصد خودش میرسد؛ نمیرسد؟! اگر نمیرسد، چرا بازی میکند؟! با اینکه بازی بچه مقصد دارد، ولیمیگویید لعب است. کل تمدن شیطانی لعب است؛ «وَ ما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ». در مقابل آن دار الحَیَوانی که قرار است به پا بشود، دار حکمت است. «وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ»؛ یک دار الآخره وجود دارد که دار الحیوان است. پیداست که آنجا دار حیات است، دار حکمت است، دار ذکر است. اینطرف هم دار لعب و لهو و موت است.
این دار الآخرههمین «اسْتَجيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْييكُمْ» است. خدای متعال میخواهد دار حیات را پیشِروی شما بگذارد. «وَ اتَّقُوا فِتْنَةً»، عدهای هم دنبال این هستند که فتنه ایجادکنند و شما را از دار الحیوان بیرون بیاورند. این همان امتحانات است. اینهابساط لهو و لعب به پا میکنند و دنیای بازیگری و غفلت درست میکنند؛ این بازار مکاره پر از سر و صداست، ولی از اول تا آخر لهو است.
اینها شهرهای بازی درست میکنند که اگر کسی وارد آن بشود، سه روز، پنج روز یا حتی دو هفته درون آن مشغول بازی است و طول میکشد کهاز آن در بیرون بیاید. اگر شمااین شهر بازی را بزرگتر کنید، میشود کل تمدن مادی؛تمدن مادی شهر بازی است؛ شصت سال، هفتاد سال بازی است؛ وادی تیه است و از اول تا آخرش بازی است. شما روز اول یک نفر راکه در این تمدن مادی به دنیا آمده، با روز آخری که دارد میمیرد، مقایسه کنید و ببینید چه تفاوتی دارد. خدا مرحوم علامه جعفری را رحمت کند؛ ایشان میگفت اگر به کسی بگویند در این شصت سال چه کار کردهای؟ میگوید دو هزار عدد مرغ خوردم. این واقعاً طیب الله ندارد؟! شصت سال عمر کرده، دو هزار مرغ خورده! این همان لهو است.
لذا خدای متعالمیفرماید پیامبر وادی حیات را به روی شما باز میکند؛ از ایشاناطاعت کنید. فتنهای سر راه شماست و ظالمینی هستند که این فتنه را ایجاد میکنند؛ این فتنهوادی عذاب است؛ «وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصيبَنَّ الَّذينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَديدُ الْعِقابِ»؛ اگر در آن فتنه راه رفتید، خدا شما را رها نمیکند. فتنه همان سقیفه و بنیامیه است. حواستان را جمع کنید؛ خدا به شما نعمتهایی داده که بایدشاکر این نعمتها باشید و در آنخیانت نکنید و آن رابه دست بیگانهها ندهید؛ در این صورتآنها نمیتوانند شما را ببرند.
فتنه فرزند و اولاد سر راه است، مواظب باشید که اینهاشما را دور نکنند. «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تُلْهِكُمْ أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ»؛[۲۰] مال و امکانات شما باید برای امیرالمؤمنین خرج بشود؛ شما را با این امکانات از امیرالمؤمنین جدا نکنند. «ذِكْرِ اللَّهِ»، یعنی امام. فتنه فرزند و اولاد پیش میآید. بعد از اینکه حضرتمسلم سلام الله علیه از کوفیانبیعت گرفت، ابنزیاد تهدید کرد. بعد از تهدید اویکی از همراهان حضرت رابچهاش آمد و برد، یکی را همسرش آمد و برد. این میشود فتنه اولاد و فتنه همسر.
۵. نزول فرقان برای متقین
بعد میفرماید: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً».[۲۱] گاهی ممکن است شبهه پیش بیاید که در ایندو مسیری که وجود دارد، این صحابی است و او هم صحابی است؛ من از کجا بفهمم که چه کسی درست میگوید؟ میفرمایداگر طرف خدا را گرفتید، مستمراً برای شما فرقان میآورد. امااگر طرف خدا را نگرفتید، کار به جایی میرسد که «أَنزَلَنِی ثُمَّ أَنزَلَنِی حَتی قِیلَ مُعَاوِیَةَ وَ عَلِیّ»[۲۲] و فرق این دو را نمیفهمید؛ فرق آن کسی که تا سال هشتم هجری در صف مقابل حضرت و داشته با پیامبر خدا میجنگیده را با آن کسی که اول مؤمن است و فرموده:«أَنِّي لَمْ أُشْرِكْ بِاللَّهِ طَرْفَةَ عَيْنٍ»،[۲۳] نمیفهمید. وقتی دامنت را جمع نمیکنی و در عالم راه میروی و هر کسی تو را صدا زد، عبا و دامنت را به دست او میدهی و با او راه میافتی، فرقان از تو گرفته میشود. لذا دیگرفرق تمدن مادی و الهی را نمیفهمی، فرق پرچمدار باطل و حق را نمیفهمی. میگویی چه تفاوتی دارد؟ این هم قدرتطلب است و او هم قدرتطلب! واقعاً اینگونه است؟!
میفرماید: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً». پسبا حق راه بروید، با پیامبر خدا راه بروید، در وادی حیات راه بروید و شاکر امکانات باشید، خیانت نکنید و امکانات را به دست اهلش بدهید، یعنی به دست امام بدهید؛ اگر درست راه رفتید، دائماً فرقانها در مسیر برای شما میآید. اینگونه نیست که اول راه بایستید و بگویید من باید تا آخر مسیر حق را بفهمم؛ اینگونه نیست. «إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً»؛ هرچه بروید جلو و دامنتان را جمع کنید، چراغ روشن میشود و فرقان پیدا میشود و حق و باطل را خوب میفهمید. تشخیص حق و باطل در صحنهها به تقوا محتاج است. فتنههای سختی است؛ فتنههایی که میخواهد آدم را از مسیر حق جدا کند. الان هم هست و قبلاً هم بوده. مسیر امت اینگونه است؛ «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً»، آدمی که میخواهد با امیرالمؤمنین راه برود، دائماً برای او فرقان میآید.
مثلاً وقتیجمل پیش میآید، فرقانی میآید که فرق امیرالمؤمنین با آنها روشن میشود. اینها سر بصره با امیرالمؤمنین دعوا میکردند و میخواستند بصره را از حضرت بگیرند تا حکومت بصره برای آنها باشد. وقتی طلحه و زبیر بصره را از والی امیرالمؤمنین گرفتند، نزدیک نماز صبح بود؛ آنقدر سر امامت جماعت نماز صبح با هم دعوا کردند که نزدیک بود نماز صبح مردم قضا بشود. زیرا میدانستند که امام جماعت همهکاره است، لذابینشان دعوا شد. آخر سر همشخصی وساطت کرد و گفت یک روز پسر تو بخواند و یک روز پسر او بخواند. در نهایت وقتیامیرالمؤمنین بصره را از اینها پس گرفت و نگاه ایشان به انبوه طلاها افتاد، فرمود: «غُرِّى غَيْرِي»؛[۲۴] میخواهی من را فریب بدهی؟ خیال میکنی اگر انبار طلا جلوی من بگذارند، من فریفته میشوم؟ این امیرالمؤمنین است و او هم آنها. بنابراینبا حضرت راه برو، فرقان هم میآید و فرق امیرالمؤمنین صلوات الله علیه و معاویه را میفهمی. اگر فرقان داشتی، میفهمی که تفاوت کجاست. تفاوت از روز اول بوده و تا آخر هم هست.
آدم وقتیمیخواهد با امیرالمؤمنین راه برود، باید از وسط دنیای معاویه عبور کند و به امیرالمؤمنین برسد. لذاممکن است آدم یک سری آلودگی هم پیدا کند. لذا میفرماید«وَ يُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ»؛ خدای متعالسیئات و بدیهای شما را پاک میکند. «وَ يَغْفِرْ لَكُمْ»؛ اگر این بدیهای شما ادامه هم داشته باشد، خدا آن را هم پاک میکند؛ «وَ يَغْفِرْ لَكُمْ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظيمِ».
این مسیر،مسیر فتح تا ظهور امام زمان است. کسی که میخواهد تا ظهور با امام زمان حرکت کند، احتیاج به سمع و طاعت و تعقل دارد؛ باید در تراز فرمایش نبی اکرم و در تراز فرمایش خدا بفهمد و در آن تراز تعقل کند، و الاعقل دنیا را که همه دارند؛ عقل معاش دنیایی را شیاطین هم دارند. سپسبه استجابت احتیاج دارد؛ به اتقاء فتنه احتیاج دارد. انساننیازمند ذکر است؛ اگر ایام الله از یاد انسان رفت، زود امکانات را تحویل دشمن میدهد و به حق پشت میکند؛ «وَ اذْكُرُوا»، «لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ».
انسانبه مراقبت از امانات الهی احتیاج دارد؛ مواظب باشید که اینامکانات امانات است. به همه میگوید، بهخصوص به آن قدرتمندانی که به قدرت میرسند که این انفال و این امکانات برای خداست. این امکاناتی که در انقلاب اسلامی به دست آمده، امانات الله است، مهریه فلانی نیست، باید مراقبت کنید. قدرت و ثروتی که با پیامبر گرامی متولد شده، امانت خداست؛ این را نبایدبه دست کسی جز امیرالمؤمنین بدهید؛ اگر بدهید،میشود خیانت. وقتی این امکانات رابه دست بنیامیه میدهید، میشود امپراتوری بنیامیه. این امکانات باید دست امیرالمؤمنین و سیدالشهداء علیهما السلام باشد. حضرت که امکانات نمیخواهد، اینها امانات الله است. اصل این امانت آن قدرتی است که متولد شده است؛این قدرت باید دست امیرالمؤمنین باشد. پیداست که معاویه نمیتواند با این قدرت امت بسازد، او با این قدرتامپراتوری میسازد. این اموال و انفال باید دست امیرالمؤمنین باشد.
در زیارت «جامعة ائمة المؤمنین» داریم: «وَ ابْتَاعُوا بِخُمُسِكُمُ الْخُمُورَ»؛ دیگران بااین اموالی که باید دست امام باشد، شرب خمر میکنند و با آن میکده و بتکدههای بزرگ درست میکنند. الان امکاناتی که دست این امپراتوریهای مادی است، همین نتیجه را دارد. اینهاهمه امکانات دنیا را میمکند و به آن طرف میبرند؛ زالوصفتاند. این زالوهای عالم با این امکانات چهکاری جز ایجادمیکده و قمارخانه میکنند؟ همهاش از اول قمارخانه است؛ بازار بورسشان قمارخانه است؛ یک قمارخانه بزرگ به وسعت تمدن ایجاد کردهاند که همهاش قمار بر سر دنیاست.
پساگر میخواهیم این مسیر فتحی که تا امام زمان هست را برویم، بهسمع، طاعت، تعقل، استجابت، اتقاء فتنه، ذکر ایام الله و نعمتها و توجه به حفظ امانتها و خیانت نکردن در امانت و مراقب فتنه اموال و اولاد بودن نیاز داریم.اگر تقوا داشتیم، اگر دامن خود را جمع کردیم و با امیرالمؤمنین راه رفتیم و تکالیف را رعایت کردیم، فرقانها پشت سر هم میآیند.
آنهایی که با امیرالمؤمنین راه میروند، حق دائماً برایشان روشن است و هیچوقت تردید نمیکند. مالک اشتر در سختترین صحنه حتی درآنجایی که قرآن سر نیزه میکنند، تردید نمیکند. آنهایی که تردید میکنند، در فتنه افتادهاند و تقوا را رعایت نکردهاند. کسی که تقوا دارد و با امیرالمؤمنین راه میرود، حتی وقتیقرآن سر نیزه میکنند، کنار حضرت میایستد و فریفته نمیشود. وقتیمیگویند حکمیت زیر بار حکمیت نمیرود. وقتی همحکمیت تحمیل شد، مقابل حضرت نمیایستد که تو چرا حکمیت را قبول کردی! اما اگر ما دامن خود را جمع نکردیم و با امیرالمؤمنین راه نرفتیم، اگرامانات را به دست دیگران دادیم و در امانات خدا خیانت کردیم، امپراتوری بنیامیه به پا میشود. الان هم داستان همین است؛ امروز ما هم مثل همان موقع است. همان تکالیف و همان وظایف وجود دارد ومسیر ظهور از متن این تکالیف عبور میکند.