برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
البته این نقطه مقابل هم دارد، یک عده ای هم هستند که خدای متعال می فرماید َ «
طَبَعَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِم
»(نحل/108)، وقتی قرآن می خواند ما نمی گذاریم قرآن را بفهمد. خدای متعال در سوره بقره نسبت به کفار می فرماید: «
إِنَّ الَّذينَ كَفَرُوا سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُم
»(بقره/6)، آنهایی که کفر می ورزند خدا را قبول نمی کنند تو را قبول نمی کنند «
سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُم
»، اگر پیغمبر که کلامش کوه را از جا می کند آنها را موعظه کند اینها ایمان نمی آورند چون «
خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِم
»، اینها به یک جایی رسیدند که خدایی که سرچشمه هدایت و نور سموات والارض است قلب آنها را ختم کرده ومهر زده دیگر چیزی به گوششان نمی رسد.
به تعبیر قرآن ما برای اینکه قرآن را بفهمیم باید القاء سمع بکنیم «أَلْقَى السَّمْع»(ق/37)، خوب گوش بدهد ببیند چه می گوید حقایق را می شنود. ولی خدا سمع یک عده ای را از آنها گرفته نمی توانند سمع کنند به گوششان می رسد مثل حیوانات سر و صدا می شنود ولی نمی فهمد چه می گوید. «
يَنْعِقُ بِما لا يَسْمَعُ إِلاَّ دُعا
»(بقره/171)، می فرماید قرآن برای یک عده این طور است یک سر و صدایی می شنوند ولی گوششان ازآنها گرفته شده است و روی قلبشان پرده انداختیم و «
وَ عَلى سَمْعِهِمْ وَ عَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَه
»، چشمشان نمی تواند نور قرآن را ببیند و نمی تواند از ظاهر قرآن به باطن قرآن عبور کند. در مورد بعضی ها خیلی عجیب قرآن می فرماید: پیغمبر ما شما کلام خدا را می خوانی «
وَ إِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ حِجاباً مَسْتُوراً
»(اسرا/45)، کلام حضرت حق با زبان پیغمبر خوانده می شود ولی آن هایی که ایمان به آخرت ندارند ما بین شما و آنها حجاب می اندازیم نمی شنوند نمی بینند.
وقتی پیغمبر قرآن می خواند از دهانش نور بیرون می آید. فرمود وقتی در خانه قرآن می خوانید این خانه برای ملائکه نورانی می شود مثل ستاره برای شما. اگر تالی قرآن مؤمن باشد همین که قرآن می خواند وجودش نورانی می شود و نور از دهانش بیرون می آید. یک آقایی بزرگواری می فرمود وقتی آیت بروجردی به نماز می ایستاد من نورش را که تا عرش رفته می دیدم. وقتی پیامبر گرامی قرآن می خواند سراسر نور است. فرمود: پیغمبر ما! بین شما و آن هایی که ایمان به آخرت ندارند حجاب می اندازیم و نور قرآن را نمی بینند فقط یک سر و صدایی می شنوند این است که وقتی پیغمبر قرآن می خواند مسخره می کردند. اگر یک آیه قرآن به دل برسد انسان را خاشع می کند و تا قیامت به سجده می افتد. عالم برزخ تمام می شود ولی سجده اش تمام نشده است یک دفعه می بیند قیامت شد. آن وقت فرمود اما اشکال این است که حجاب مستور است «
جَعَلْنا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ حِجاباً مَسْتُوراً
»، پوشیده است، حجاب مستور است.
لذا در ادامه دعا حضرت می فرمایند: «
وَ لَا تَطْبَعْ عِنْدَ قِرَاءَتِي عَلَى سَمْعِي
»، خدایا وقتی من قرآن می خوانم بر سمع من مهر طبع نزن، این گوش بسته نشود کلام تو به گوش دل من برسد بشنوم. «أَلْقَى السَّمْع»، نقطه مقابلش این است که قرآن می خوانی ولی خدای متعال مهری به گوشتت می زند فقط سر و صدا می شنوی.
و نیز فرمودند: «
وَ لَا تَجْعَلْ عَلَى بَصَرِي غِشَاوَة
»، خدایا جلوی چشم من پرده نینداز! یعنی اگر خدای متعال پرده جلو چشم را برداشت انسان نور قرآن و باطن قرآن و ملکوت قرآن را می بیند، ملکوت قرآن سراسر جنت است. نعمت های بهشتی و مقامات بهشتی و توحید و حقایق بهشتی نور قرآن است. درجات بهشت به اندازه آیات قرآن است اگر کسی جلوی چشمش حجاب نیندازند وقتی سر سفره قرآن می نشیند باید باطن قرآن را ببیند کما اینکه وقتی به حرم امام رضا می آید اگر جلوی چمشش پرده نیندازند باید باطن امام رضا را ببیند. ببیند ملائکه و انبیا فوج فوج به حرم می آیند. خدایا وقتی سر سفره قرآن می نشینم جلوی چشم من پرده نینداز! من بتوانم غیب عالم را در قرآن ببینم، بتوانم حقایق را در قرآن ببینم، بتوانم ببینم قرآن کیست؟! قرآن چیست؟! در روایت است که روز قیامت قرآن در زیباترین چهره در صحنه قیامت می آید، تطوراتی دارد جلوی صف مؤمنین می آید مؤمنین می گویند از ماست، شهدا می گویند از ماست، انبیا می گویند از ماست. اگر جلوی چشمش حجاب افتاده بود فقط خطوط قرآن را می بیند تازه خطوط قرآن را هم نورانی نمی بیند، ولی اگر خدای متعال پرده را بردارد از همین جا شروع می شود و آرام آرام دریچه های باطن قرآن را به او نشان می هند.
بعضی بزرگان گفتند بیشترین مکاشفات و حالات باطنی که برای اهل راه پیش می آمده دو جا بوده یکی در توسل به سیدالشهدا یکی در موقع تلاوت قرآن؛ یعنی پرده کنار می رفته باطن قرآن را به او نشان می دادند. چیز دیگری نیست که همه آنهایی که پای سفره قرآن می دیدند آنها را جای دیگر نمی بردند پرده را بر می داشتند قرآن را می دیدند «
وَ لَا تَجْعَلْ عَلَى بَصَرِي غِشَاوَة
»، می دانید یعنی چه؟! خدا یک جلوه به یوسف داد چون می خواست برای آینده حجت تمام شود و بگوید بروید ببینید چه کسی دست هایش را بریده است؟! اگر من گناه کارم چرا آنها دست هایشان را بریدند؟! اگر قرآن بر کسی جلوه کند سرش را می برد «
لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللَّه
»، با سرش به سجده می افتد و دیگر سر از سجده بلند نمی کند به شرط اینکه خدا این پرده را بردارد و باطن قرآن را ببیند. سر سفره قرآن یک چیزی گیر انسان می آید. امیرالمؤمنین فرمود: «
مَا جَالَسَ هَذَا الْقُرْآنَ أَحَدٌ إِلَّا قَامَ عَنْهُ بِزِيَادَةٍ أَوْ نُقْصَان
»(4)، هیچ کس پای سفره قرآن نمی نشیند دست خالی پا شود، ولی اگر سمع انسان کلام خدا را بشنود و چشم انسان بتواند قرآن را ببیند چیز دیگری می شود.