برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
برای بررسی این روایت ابتدا قدری به آیات مربوطه در این روایت می پردازیم. آیه اولی که در این روایت است در سوره مبارکه طه فرموده: «
وَ إِنِّي لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدى
»(طه/82) در این آیه شریفه از یک سیر ایمانی خبر میدهد که انسان را به یک هدایتی خواهد رساند. روایات مکرری ذیل این آیه شریفه آمده است که فرموده این هدایت به امام است.
در معتبره سدیر صیرفی در کافی شریف بیان شده است: «
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ صَالِحِ بْنِ السِّنْدِيِّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِيرٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ جَمِيعاً عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ خَالِدِ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ سَدِيرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ وَ هُوَ دَاخِلٌ وَ أَنَا خَارِجٌ وَ أَخَذَ بِيَدِي ثُمَ اسْتَقْبَلَ الْبَيْتَ فَقَالَ يَا سَدِيرُ إِنَّمَا أُمِرَ النَّاسُ أَنْ يَأْتُوا هَذِهِ الْأَحْجَارَ فَيَطُوفُوا بِهَا ثُمَّ يَأْتُونَا فَيُعْلِمُونَا وَلَايَتَهُمْ لَنَا وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ وَ إِنِّي لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدى ثُمَّ أَوْمَأَ بِيَدِهِ إِلَى صَدْرِهِ إِلَى وَلَايَتِنَا الحدیث
»(2) در این روایت بیان شده است مردم موظف بودند که به حج بیایند و اعمال انجام دهند و بعد ولایت خود را نسبت به ما عرضه کنند. این آیه شریفه همین را بیان کرده است.
کانه با سلوک انسان در عمل حج و رجوع به خدا، باید در انتها به یک اتصالی انسان به امام برسد، و این هدایتی است که در این عمل برای انسان قرار داده شده است. این مضمون غیر از این است که شرط عمل صالح انسان ولایت امام است بلکه حتی برای شیعیان هم همین نکته هست که با عمل حج و اتصال به امام یک هدایتی برای آنها وجود دارد. این یک نکته مضاعفی در بحث است.
در صحیحه یعقوب بن شعیب در بصائر فرموده: «
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عِيسَى عَنْ صَفْوَانَ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ شُعَيْبٍ قَالَ: وَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ إِنِّي لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدى قَالَ وَ مَنْ تَابَ مِنْ ظُلْمٍ وَ آمَنَ مِنْ كُفْرٍ وَ عَمِلَ صَالِحاً ثُمَّ اهْتَدَى إِلَى وَلَايَتِنَا وَ أَوْمَأَ بِيَدِهِ إِلَى صَدْرِهِ
»(3) حضرت در توضیح این آیه شریفه فرمودند این توبه از ظلم و ایمان از کفر است و باید عمل صالحی بعد از اینها انجام شود و سپس انسان به ولایت امام برسد.
این ظلم به خود یا دیگران است و ایمان آوردن از وادی کفر است و عمل صالحی مناسب با آن ظلم و کفر انجام شود. این معنا هم در مورد اصل توبه انسان از کفر به ایمان و هم در مورد توبه از گناهان قابل تصویر است. یعنی یک معنای عامی دارد که مطلق غفران الهی را توضیح می دهد. بعید نیست گفته شود که انسان در خطای خودش باید بعد از توبه و ایمان در آن ساحت و جبران با عمل صالح، به هدایتی از جنس ولایت معصوم برسد. اینکه می گویند هر گناهی خروجی از ولایت از معصوم و توبه، رجوع به وادی ولایت امام و تجدید عهد انسان با امام است، به همین معناست.
در امالی مرحوم صدوق آمده است فرموده: «
حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِيُّ رِضْوَانُ اللَّهِ عَلَيْهِ قَالَ حَدَّثَنَا أَبِي عَنْ جَدِّهِ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِيِّ عَنْ أَبِيهِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ قَالَ حَدَّثَنَا سَهْلُ بْنُ الْمَرْزُبَانِ الْفَارِسِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مَنْصُورٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفَيْضِ بْنِ الْمُخْتَارِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْبَاقِرِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ قَالَ: خَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ ذَاتَ يَوْمٍ وَ هُوَ رَاكِبٌ وَ خَرَجَ عَلِيٌّ وَ هُوَ يَمْشِي فَقَال … وَ اللَّهِ يَا عَلِيُّ مَا خُلِقْتَ إِلَّا لِتُعْبَدَ بِكَ رَبُّكَ وَ لِيُعْرَفَ بِكَ مَعَالِمُ الدِّينِ وَ يُصْلَحَ بِكَ دَارِسُ السَّبِيلِ وَ لَقَدْ ضَلَّ مَنْ ضَلَّ عَنْكَ وَ لَنْ يُهْدَى إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَنْ لَمْ يَهْتَدِ إِلَيْكَ وَ إِلَى وَلَايَتِكَ وَ هُوَ قَوْلُ رَبِّي عَزَّ وَ جَلّ وَ إِنِّي لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدى يَعْنِي إِلَى وَلَايَتِك الحدیث
»(4) در این روایت هم فرموده کسی اگر مهتدی به ولایت امیرالمومنین نباشد، این هدایت به سمت خدا نیافته است.
در روایت دیگر که در تفسیر قمی نقل شده است فرموده: «
أَحْمَدُ بْنُ عَلِيٍّ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُبَيْدِ اللَّهِ عَنِ السِّنْدِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبَانٍ عَنِ الْحَارِثِ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ فِي قَوْلِ اللَّهِ وَ إِنِّي لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدى قَالَ أَ لَا تَرَى كَيْفَ اشْتَرَطَ وَ لَمْ تَنْفَعْهُ التَّوْبَةُ أَوِ الْإِيمَانُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ حَتَّى اهْتَدَى وَ اللَّهِ لَوْ جَهَدَ أَنْ يَعْمَلَ مَا قُبِلَ مِنْهُ حَتَّى يَهْتَدِيَ قَالَ قُلْتُ إِلَى مَنْ جَعَلَنِيَ اللَّهُ فِدَاكَ قَالَ إِلَيْنَا
»(5) در این روایت هم به شرط ولایت برای ایمان و توبه و عمل صالح اشاره کرده است. تا آن هدایت خاص الهی در عمل انسان نباشد، عمل به جایی نمی رسد.
در روایت دیگری نیز که در تفسیر فرات کوفی آمده است فرموده: «
الْحُسَيْنُ بْنُ سَعِيدٍ مُعَنْعَناً عَنْ سَعْدِ بْنِ طَرِيفٍ قَالَ: كُنْتُ جَالِساً عِنْدَ أَبِي جَعْفَرٍ فَجَاءَهُ عَمْرُو بْنُ عُبَيْدٍ فَقَالَ أَخْبِرْنِي عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَى وَ لا تَطْغَوْا فِيهِ فَيَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبِي وَ مَنْ يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِي فَقَدْ هَوى وَ إِنِّي لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدى قَالَ لَهُ أَبُو جَعْفَرٍ قَدْ أُخْبِرُكَ أَنَّ التَّوْبَةَ وَ الْإِيمَانَ وَ الْعَمَلَ الصَّالِحَ لَا يَقْبَلُهَا إِلَّا بِالاهْتِدَاءِ أَمَّا التَّوْبَةُ فَمِنَ الشِّرْكِ بِاللَّهِ وَ أَمَّا الْإِيمَانُ فَهُوَ التَّوْحِيدُ لِلَّهِ وَ أَمَّا الْعَمَلُ الصَّالِحُ فَهُوَ أَدَاءُ الْفَرَائِضِ وَ أَمَّا الِاهْتِدَاءُ فَبِوُلَاةِ الْأَمْرِ وَ نَحْنُ هُمْ فَإِنَّمَا عَلَى النَّاسِ أَنْ يَقْرَءُوا الْقُرْآنَ كَمَا أُنْزِلَ فَإِذَا احْتَاجُوا إِلَى تَفْسِيرِهِ فَالاهْتِدَاءُ بِنَا وَ إِلَيْنَا يَا عَمْرُو
»(6) در این روایت نیز همین نکته اهتداء به ولایت امام بیان شده است و این را شرط هم مراحل ایمانی انسان قرار داده است. قبولی توبه و ایمان و عمل صالح انسان به ولایت است.(7)
در نهایت اشاره می کنیم معنای این آیه شریفه شرط ولایت را در همه این مراحل توبه و ایمان و عمل صالح بیان کرده است و این نکته را در هم در ساحت فردی و هم در ساحت اجتماعی می شود معنا کرد. هم توبه و ایمان انسان مشروط به این اهتداء است و هم توبه و مومن شدن یک امت. امتی که با رسول خدا همراه شدند و ایمانی آوردند و اعمالی انجام دادند وقتی به امر غدیر رسیدند، کوتاهی کردند و گرفتار شده و آنچه به آنها داده شده بود از آنها گرفته شد. این نکته را در ساحت گناه و معصیت هم می شود معنا کرد که هرجا انسان خطایی می کند ظلمی بوده و باید توبه و رجوعی کند و ایمانی بیاورد که روح الایمان از او سلب شده است و با عمل صالح آن را تدارک کند تا در نهایت به آن هدایت اصلی برسد. همه این مراحل برای رسیدن به این هدایت است. اگر این هدایت نباشد، همه اعمال حبط خواهد شد. والحمدلله…
(1) الكافي (ط – الإسلامية)، ج 1، ص: 182. از جهت سندی در روایت ارسال هست و محمد بن عبدالرحمن هم توثیق نمی شود. لذا راهی برای تصحیح سند روایت نیست الا این مبنا که ما عرض کردیم که بخاطر شهادت مرحوم کلینی به صحت روایات کل کتاب، می شود به این شهادت اخذ کرد. فراجع به مباحث مقدماتی بحث کتاب الحجه.
(2) الكافي (ط – الإسلامية)، ج 1، ص: 393
(3) بصائر الدرجات، ج 1، ص: 78. همین روایت در محاسن برقی با این لفظ نقل شده است: «
عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ شُعَيْبٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ثُمَ اهْتَدى قَالَ إِلَى وَلَايَتِنَا وَ اللَّهِ أَ مَا تَرَى كَيْفَ اشْتَرَطَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ
»
(4) الأمالي(للصدوق)، النص، ص: 494
(5) تفسير القمي، ج 2، ص: 61
(6) تفسير فرات الكوفي، ص: 258.
(7) روایات دیگری هم که اصل اهتداء به امام را بیان می کند در کتب دیگر مثل تاویل الآیات بیان شده است که بخاطر مشابهت مضمونی از ذکر آنها در متن خودداری شد. روشن است که این مضمون استفاضه دارد اگر ادعای تواتر معنوی نشود. در ضمن در بین این روایات، اسناد قابل اعتناء نیز وجود دارد.