برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
اما سؤال ما ازجناب اقاي مير باقري اين است كه آيا مشكل ما بحث مفهومي است؟ آيا معناي كاشفيّت روشن نيست؟ ممكن است بگويند معناي مطابقت و كاشفيّت روشن است؛ بدين معنا كه بيرون را نشان مي دهد و محكي خود را حكايت مي كند و محكي بالّذات هم اعم از بيرون و درون نفس است. پس گاهي ممكن است بگوييم اين مفهوم روشن نيست و گاهي بگوييم مفهوم روشن است اما ما نمي توانيم با ابزاري كه در اختيار داريم مطابقت را احراز كنيم. اگر بحث مفهومي است متقابلاً خودتان در اين نظريه بايد داراي مباني روشن و واضح باشيدتا بتوانيد بگوئيد ما از اين نقطه و از اين مرحله در بخش تصديقات، نقاط روشن نظريه خود و ملاك موضوع را بيان كرديم و بقيّه هم به اينها اضافه مي شود. امّا مي بينيم كه اين نظريه اين گونه نيست. مثلاً زماني كه ايشان به فاعليّت مي رسند مي گويند مفهوم فاعليّت روشن است در حالي كه بايد گفت آيا اين فاعليت، ايجادي است؟ افاضه است؟ تجلّي است؟ حركت آفرين و يك فاعل طبيعي است؟ ايشان مفهوم فاعليّت را تفسير نكرده و ملاكش را هم ارائه ندادند. در حالي كه وقتي به نظريه كشف مي رسيم مي گويند اينها تكرار مدعا است و روشن نيست! ناگفته پيداست كه مفاهيم تعريف، جزء تصورات است و به ناچار بايد تصورات را تعريف كرد. بالاخره بايد به مفاهيم واضح و روشن تكيه نمود. به نظر ما اتفاقاً مسأله حكايت به وسيله «علم حضوري» كاملاً روشن است . مثلاً الان پدران ومادران ما غايبند اما تصوري كه ما از ايشان داريم بگونه اي نيست كه تصور مادر، پدر را نشان دهد و بالعكس. اصولاً اين تصورات حتي مي تواند محكي خود را در درون ما و شما نشان دهد. از همين جاست كه ما براي ايشان مفهوم مي سازيم.
لذا به نظر ما تفسير حكايت و كشف، به علم حضوري روشن است و ابهامي در اين ميان وجود ندارد. حال «مطابقت، صحيح است يا خير؟ احراز مطابقت چگونه است؟ و …» كه جزء اسرار نيست. بحث بداهت، زمان ارسطو مطرح بوده است. ابن سينا هم در اين زمينه بحث كرده و آنرا به بديهيّات اوليّه و ثانويّه و وجدانيّات ارجاع داده است. اما اين كه ملاك مطابقت خود آنها چيست؟ بحث مستقلي را مي طلبد. اصولاً كساني كه كتاب هاي معرفت شناسي اسلامي را نوشته اند به بديهيات نيز پرداخته اند.(13)