برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
پاسخ: اگر اصول و ارکان پیش گفته را در نظر بگیریم، منطق حجیت همه دانش ها را در بر می گیرد و حتی در ریاضیات هم کاربرد پیدا می کند. کل زبان تفاهم اجتماعی اعم از ادبیات تفاهم عمومی و ادبیات تفاهم تخصصی که روابط اجتماعی را شکل می دهد، باید تابع زمان وحی باشد؛ یعنی زبان قرآن محور آن باشد. بدین ترتیب، زبان وحی محور ادبیات علوم تعاملات در تمدن اسلامی خواهد بود و زبان و آهنگ وحی در زمینه های گوناگون علوم بسط پیدا می کند. اما امروزه ما حتی در حوزه علوم اسلامی دچار ضعف هستیم. یعنی با آنچه در زمینه فلسفه و عرفان داریم به نسبت زیادی متأثر از زبان وحی است، هنوز نمی توانیم بگوئیم به صورت منسجم و منطقی شکوفایی ادبیات وحی است؛ بلکه از وحی اثر پذیرفته است- برای همین که بگوییم عرفان اسلامی عرفان هندی است، قطعاً دروغ است یا اینکه بگوییم فلسفه اسلامی یونانی است، غلط است – اما چنین نیست که بتوانیم بگوئیم شبکه زبانی و مفهومی وحی است. در حوزه فقه این تابعیت را بیشتر می بینیم. یعنی ادبیات فقه و فقها به شبکه زبانی و مفهومی وحی (قرآن و معصومان) به شدت نزدیک است. اما شبکه زبانی عرفان و فلسفه، بسط منطقی شبکه معارف دینی نیست، تا چه رسد به حوزه هایی مثل ریاضی و فیزیک و شیمی و پزشکی و … حتی در دوران اوج شکوفایی تمدن مسلمانان.
پس شبکه زبانی و مفهومی وحی محور و مبنای تولید توسعه علوم است و شبکه زبانی- مفهومی همه علوم دیگر باید لایه هایی از رویش و زایش وحی در زمینه دانش بشری و تفاهم اجتماعی باشند. اگر چنین اتفاقی افتاد، می توان آن را عقلانیت دینی خواند. چه آن جا که عرصه عقلانیت بنیادین است و چه آنجا که به عقلانیت کاربردی و محاسبات محض اشاره دارد. البته خیلی واضح است که چنین اتفاقی تاکنون نیافتاده اما این الگوی مطلوب ماست.
در غرب تا اندازه ای توانسته اند شبکه زبانی منسجمی حول محور مدرنیته تولید کنند. آن هایی که خیال می کنند علوم انسانی ایدئولوژیک نیست و اگر این علوم فراگیر شود، نزاع ها کم می شود یا خودشان را به تغافل می زنند یا عوامانه به موضوع نگاه می کنند. غرب توانسته این شبکه زبانی را توسعه دهد و لذا علوم انسانی غربی حال ایدئولوژی های مدرن هستند. اتفاقاً از طریق همین شبکه زبانی توانسته است ایدئولوژی خود را بپوشاند و آن را جهان کند. آن جایی که هم که ملت ها ایدئولوژی غربی را قبول ندارد، این شبکه زبانی توانسته تمدن و تکنولوژی و در واقع ایدئولوژی غربی را میان آنها نفوذ دهد. غرب شبکه مفهومی- زبانی خود را به شبکه ساختارها و کالاها و شبکه ارتباطات اجتماعی تبدیل کرده که همچون کالبد زندگی انسان ها در همه جای دنیا شده و تا معماری و شهرسازی را هم تحت تأثیر قرار داده است. برای همین است که می بینیم قبله زبان تخصصی علوم، غرب است. وقتی دو متخصص ایرانی در اتاق جراحی یا برج مراقبت فرودگاه با هم صحبت می کنند، زبان ارتباط آن انگلیسی است. قبله شبکه شهری هم غربی است. یعنی نیویورک قبله شهرهای جهان است، نه مکه و کعبه! چگونه؟ ایدئولوژی غربی درون یک شبکه زبانی که نظار به یک شبکه معانی است، پیچیده و پوشانده شده و شبکه تعامل و ارتباطات اجتماعی در همه جا بر پایه آن شکل گرفته است. به همین دلیل هنگامی که تغییری در سبک معماری در نیویورک داده می شود، معماری یونان، ایران و حتی برج کنار کعبه را هم دگرگون می کند.