برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
اين تمدن بر خلاف همه ادعاهايي كه دارد واقعاً هرگز سعادت، امنيت، آزادي، عدالت و كرامت انساني را به ارمغان نیاورده و هيچ یک از اين دستاوردها را نداشته است؛ در حقیقت هيچ گونه پيشرفت حقیقی و رشدی به مفهوم ديني آن به دنبال نداشته است؛ ادعای ما اين است كه تمدن غرب از مسير توحيد و پرستش خداي متعال فاصله گرفته و در مسیر پيشرفت خود، سعي كرده تا مناسبات تمدني خود را بر محور تفرعن نفس انسان و نفس پرستي شكل دهد؛ «
وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْري فَإِنّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكًا
»(طه/124). غير از اينكه راه سعادت اخروي بشر را بسته، حتی دنياي انسان را هم مملو از رنج و غم و غصه و اسارت و تنزل انسان از مقام انسانيت كرده است؛ به جز جهاتي از زندگی بشر كه انبيا علیهم السلام در آن تصرف كرده و در جهت حركت جامعه بشري به سمت ظهور بوده است، اگر قافله تمدن و قافله بشر در دوره پیش از تجدد توقف مي كرد، بشر بسيار سعادتمندتر از امروز مي زيست. در هيچ دوره اي بشر اين قدر ـ حتي به لحاظ دنيايی ـ اسير و گرفتار نبوده است. شاخصه هايي كه غرب براي توسعه ادعا مي كند و ارزیابی آن ها را هم مثبت می داند، به نظر ما هيچ یک مثبت نيستند؛ آزادي های بشر اعم از آزادي معنوي و رواني و اجتماعي هرگز توسعه پيدا نكرده است؛ در غرب نه كرامت انسان توسعه پيدا كرده است، نه رفاه به مفهوم حقيقي آن و نه عدالت اجتماعي.