برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
ما سؤال ميكنيم اولاًِ مقصودتان از «تجرد» كه ميگوييد حضور در موجود مجرد معنا دارد و در غير مجرد و مادي معنا ندارد چيست؟ ثانياً چرا در وجود مادي، حضور معنا ندارد؟ ميگويند چون وجود مادي، گسترده و پخش است و اجزائش از خودش غائبند. من از شما سؤال ميكنم آيا بين اجزاء ماده، انفصال مطلق است و اتمهاي آن از يكديگر بريدهاند يا قابل اتصال است و ميتوان ارتباط و وحدت را در آنجا مشاهده كرد؟ در فيزيك امروز ديگر كسي نميپذيرد كه در عالم ماده، انفصال است. اگر بر يك نقطه از يك جسم، انرژي وارد كنيد به نقطه ديگر منتقل ميشود و اين نشان ميدهد كه وحدت اتصالي بين اجزاء ماده برقرار است. البته اين را قديميها هم ميگفتند. اگر شما بخصوص لايههاي باطني ماده را، ميدانهاي «تشعشع و تموج و جاذبه» بدانيد روشن ميشود كه اينها بهم متقوّمند. بنابراين نه ماده، مركبي است كه پخش است و اتصال و وحدت در آن نيست و نه مجرائي كه ايشان براي ادراك اثبات ميكنند داراي بساطت مطلق است.