برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
در يك تقسيم بندي كلي مي توان عبادالله را از جهت «كيفيت حمد و رضايشان بر بلاي اولياي خدا» به سه طيف تقسيم كرد: طيف اول، كساني كه مبتلاي به بلا نشده اند و فقط از دور ناظر ابتلاء بودند و بلكه در اين نظرشان نيز كيفاً و كمّاً شدت و ضعف دارند. اين دسته چون نمي توانند بلا را درك كنند پس به انتفاي موضوع، هرگز شكر و رضاي حقيقي نيز ندارند.
طيف دوم، كساني هستند كه در بلاي خود شاكرند، يعني درجات نهايي حمد را طي كرده اند؛ و بلاي ولّي خدا را نيز درك مي كنند و بلكه مبتلاي به بلاي او نيز هستند ولي نمي توانند بلاي ولي خدا را تحمل كنند و راضي باشند! اگر كسي به بلاي اولياي خدا مبتلا شد آن وقتي اين بلا، بيش از بلاي خودش بر او سخت و گران مي شود و آن وقت ممكن است كه نتواند پاي اين بلاي سنگين بايستد! ابراهيم خليل (ع) هم پس از آن كه پاي بلاي اسماعيل (ع) ايستاد اگر بتواند بر بلاي سيدالشهداء (ع) نيز راضي و شاكر باشد، آن وقت است كه به ثواب اعظم مصائب مي رسد؛ يعني جريان ذبح اسماعيل (ع) مقدمه اي بر درك و شكر بر بلاي سيدالشهداء (ع) است.
مرحوم مفيد (ره) روايتي را در «اختصاص» ذكر كرده كه مضمون آن اين است كه برخي از اصحاب نزديك حضرت پس از آن كه قضيه بيعت گرفتن و جريان آتش زدن در منزل حضرت پيش آمد، دچار ضعف هايي گشتند كه اين ضعف قطعاً به اين معنا نبوده كه در حقانيت اميرالمؤمنين (ع) شك كنند بلكه شايد بتوان گفت كه ايشان بلاي حضرت را درك مي كردند و لكن قادر به تحمل آن نبودند؛ در حالي كه خود اميرالمؤمنين (ع) كه با وجود كاسته شدن از صبرشان محور بلا است؛ «
قلّ يا رسول الله عن صفيّتك صبري و رقّ عنها تجلّدي الا انّ لی في التأسّي لي بعظيم فُرقتك و فادح مصيبتك موضع تَعَزّ
»(9) اي رسول خدا! شکيبايی من از (مفارقت و جدايی) برگزيده تو کم گرديد، و طاقت و توانايی من از (رفتن) او از دست رفت،، ولی برای من پس از دیدار مفارقت و جدایی تو و سختی مصیبت و اندوه تو، شکیبايی جا دارد. و با وجود آن كه «
فصبرت و في العين قذي و في الحلق شجي
»(10) ولي در همان حال رضاي و مبتهج است.
طيف سوم كساني اند كه مانند اصحاب سيدالشهداء (ع) در روز عاشورا بلاي ولي خدا را درك مي كنند و راضي و مبتهج به آن هستند. بنابراين، اساس ربوبيت خداي متعالي نسبت به همة عوامل از بستر قضاء او بر اوليايش مي گذرد و اين قضاء بر اولياء هم از بستر بلا و ميثاق عبور می کند. اين بلا ـ چنان که گفته شد ـ بلاي اجباري نيست بلكه بلايي است كه حضرت حق ـ سبحانه و تعالي ـ ميثاق آن را گرفته و اينها هم پاي آن ايستاده اند. محصول اين بلا هم يكي «
فقبلتهم و قرّبتهم و قدّمت لهم الذكر العلي و الثناء الجلي و اهبطت عليهم ملائكتك و كرّمتهم بوحيك و رفدّتهم بعلمك
» است و سپس «
و جعلتهم الذريعه اليك و الوسيله الي رضوانك
» مي باشد. پس همه عالَم، مهمان بلاي اولياي خدا هستند؛ يعني ربوبيت خداوند متعال بر عوالم از مجراي بلاي اولياي خدا مي گذرد و هر كس هر چه دستگيرش شود در شعاع بلاي اولياي خداست و همگان ريزه خوار سفره بلاي آنهايند.
حال می توان گوشه ای از پيام بلند فراز اول زيارت نامه حضرت زهرا (س) را درک کرد؛ «
يا ممتحنة امتحنك الله الذي خلقكِ قبل ان يخلقك فوجدكِ لما امتحنكِ صابره
». در اين فراز، از از يک سو به امتحان الهی نسبت به صديقه طاهره (س) توجه داده می شود و از سوی ديگر، صبر و وفاي ايشان به آن امتحان بيان می گردد.