برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
يكي از نكاتي كه توجه به آن در تحليل درست پديده ظهور و حركت امام عصر(عج) نقش بسيار مهمي دارد، مسئله «عدالت گستري» آن حضرت است. گسترش قسط و عدالت، محور اصلي همه رواياتي است كه در مورد تحولات عصر ظهور وارد شده است. حال اين پرسش مطرح است كه گسترش عدالت چه ارتباطي با تحول و تكامل انسان دارد و در اين زمينه چه نقشي ایفا مي كند؟
انسان در بستر پرورش فردي و اجتماعي خود، به تدريج تلقي اش از عدالت تغيير می كند؛ يعني اگر تحت ولايت ابليس قرار گرفت، ابليس معنای عدالت را هم در نگاه او تغيير می دهد؛ به گونه اي كه مناسبات جائرانه را عادلانه و مناسبات عادلانه را جائرانه ببيند؛ در این صورت انسان به جايي می رسد كه منكر را معروف و معروف را منكر می پندارد. براساس روايات، این اتفاق در آخرالزمان واقع مي شود و بشر به نقطه اي مي رسد كه زيبايي شناسي اش تغییر می یابد. در واقع، ابليس به دنبال اين است كه زيبايي شناسي انسان و جهت اراده او را به سمت دنيا و پرستش نفس تغيير دهد. اگر چنين اتفاقي افتاد تلقي انسان ها از عدالت در مناسبات اجتماعي، تلقي واحدي نخواهد بود؛ عده اي مناسباتي را عادلانه و عده اي ديگر همان مناسبات را جائرانه مي دانند .
نكته دیگر اين که «عدل» -كه گرایش به آن در فطرت انسان ها قرار داده شده است- چيزي جز تناسبات ولايت الهيه نيست. هرچند گفته می شود حسن و قبح ذاتی است اما این گونه نيست كه ذاتي در مقابل ولايت خداوند متعال و تناسبات او فرض كنيم و بگوييم حسن و قبح آن جاست و اين حسن و قبح، قانون اساسي است كه خدا هم به آن ملزم است! حسن و قبح به تبع ولايت خدا تعريف مي شود؛ در واقع جريان ولايت خداوند مناسبات خاص خود را دارد که همان حسن است .
ولايتي كه از سوي خداوند بر مؤمنين واقع مي شود (اللّه ولي الذين آمنوا)، در ادامه به ولايت نبي اكرم(ص) و ائمه معصومين(ع) مي رسد. تناسبات اين ولايت، همان عدل است. شريعت هم تناسبات اين ولايت را در ابعاد مختلف حيات بيان مي كند؛ بنابراين تحقق شريعت چيزي جز تحقق همه جانبه ولايت ولي اللّه در همه شئون حيات نيست. اگر جامعه اي با تولّي به ولايت اللّه به كمال رسيد و زمينه جريان ولايت ولي خدا در همه زواياي آن محقق شد، عدل محقق مي شود. جور ازآن جايي آغاز مي شود كه بشر از ولايت خدا خارج مي شود، هم چنان كه شرّ ازآن جايي آغاز مي شود كه مخلوقات از عبوديت خارج مي شوند. آن گاه كه بنده از ولايت خدا خارج مي شود، مناسبات جائرانه آغاز مي شود؛ چه در رابطه انسان با خودش و چه در رابطه با غیرخودش؛ هم چون طبيعت، حيوانات و انسان هاي ديگر. اساس ظلم، خروج از ولايت است و اگر انسان ها تحت ولايت ولي خدا باشند هرگز ظلم نمي كنند.
در واقع شرّ آخرالزمان ـ كه بدترين شرّ است ـ شرّي است كه در آن معروف، منكر و ظلم، عدل شده است و اين وقتي است كه ترازوها تغيير كرده، زيبايي شناسي ها عوض شده و اراده ها در آخرين حد از انحراف و انحطاط قرار گرفته اند و تاريكي مطلق حاكم شده است. در تاريكي مطلق، خشت جاي طلا را مي گيرد. اساساً ترازوهاي بشر در تاريكي عوض مي شود. حضرت (عج) ابتدا ترازوها را اصلاح مي كنند تا عدل بيروني نمودار شود. منظور اين است كه اصلاح بينش ها، ترازوها، ميزان ها و شاغول ها بر محور ولايت، اصلي ترين تحولي است كه در عصر ظهور اتفاق مي افتد. به تعبيري ميزان عدل، خود وليّ خداست و در عرض وليّ خدا ترازوي ديگري نداريم كه حضرت را با آن، بسنجیم. حضرت مهدي (عج) هم كه براي تحقق عدل مي آيند ابتدا، ترازوها را اصلاح مي كنند، تا مفهوم درست عدل مشخص شود؛ نه اين كه با همان ترازوي جائرانه وزن كنند و عدل را محقق سازند. پيداست که آن چه از عدل در عصر ظهور فهميده مي شود حتي در جلوه اقتصادي اش هم مثل عدل مادي نيست. تناسبات عادلانه اقتصادي در پايان تاريخ، تناسباتي است كه همه تنعمات بشر، حتی در عرصه حيات اقتصادي، بر محور ولايت ولي اللّه تعريف شود.
1) سوره مبارکه طه آیه 50
2) سوره مبارکه حشر آیه 14
3) سوره مبارکه زخرف آیه 33
4) سوره مبارکه طه آیه 70
5) سوره مبارکه طه آیه 72
6) کافی جلد 8 صفحه 242
7) زیارت جامعه کبیره
8) سوره مبارکه اعراف آیه 172
9) «
… قلت لأبي عبد اللَّه عليه السلام بمَ صار علي ابن أبي طالب عليه السلام قسيم الجنة و النار؟ قال: لأن حبه إيمان و بغضه كفر و إنما خلقت الجنة لأهل الإيمان و خلقت النار لأهل الكفر فهو عليه السلام قسيم الجنة و النار لهذه العلة و الجنة لا يدخلها إلا أهل محبته و النار لا يدخلها إلا أهل بغضه
» (تفسير الصافي، ج 1، ص 28)
10) سوره مبارکه بقره آیه 257
11) «
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَبْدِ الْعَزِيزِ الْعَبْدِيِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِي يَعْفُورٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) إِنِّي أُخَالِطُ النَّاسَ فَيَكْثُرُ عَجَبِي مِنْ أَقْوَامٍ لَا يَتَوَلَّوْنَكُمْ وَ يَتَوَلَّوْنَ فُلَاناً وَ فُلَاناً لَهُمْ أَمَانَةٌ وَ صِدْقٌ وَ وَفَاءٌ وَ أَقْوَامٌ يَتَوَلَّوْنَكُمْ لَيْسَ لَهُمْ تِلْكَ الْأَمَانَةُ وَ لَا الْوَفَاءُ وَ الصِّدْقُ قَالَ فَاسْتَوَى أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (ع) جَالِساً فَأَقْبَلَ عَلَيَّ كَالْغَضْبَانِ ثُمَّ قَالَ لَا دِينَ لِمَنْ دَانَ اللَّهَ بِوَلَايَةِ إِمَامٍ جَائِرٍ لَيْسَ مِنَ اللَّهِ وَ لَا عَتْبَ عَلَى مَنْ دَانَ بِوَلَايَةِ إِمَامٍ عَادِلٍ مِنَ اللَّهِ قُلْتُ لَا دِينَ لِأُولَئِكَ وَ لَا عَتْبَ عَلَى هَؤُلَاءِ قَالَ نَعَمْ لَا دِينَ لِأُولَئِكَ وَ لَا عَتْبَ عَلَى هَؤُلَاءِ ثُمَّ قَالَ أَ لَا تَسْمَعُ لِقَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ يَعْنِي مِنْ ظُلُمَاتِ الذُّنُوبِ إِلَى نُورِ التَّوْبَةِ وَ الْمَغْفِرَةِ لِوَلَايَتِهِمْ كُلَّ إِمَامٍ عَادِلٍ مِنَ اللَّهِ وَ قَالَ وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ ِلَى الظُّلُماتِ إِنَّمَا عَنَى بِهَذَا أَنَّهُمْ كَانُوا عَلَى نُورِ الْإِسْلَامِ فَلَمَّا أَنْ تَوَلَّوْا كُلَّ إِمَامٍ جَائِرٍ لَيْسَ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ خَرَجُوا بِوَلَايَتِهِمْ إِيَّاهُ مِنْ نُورِ الْإِسْلَامِ إِلَى ظُلُمَاتِ الْكُفْرِ فَأَوْجَبَ اللَّهُ لَهُمُ النَّارَ مَعَ الْكُفَّارِ فَ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُون
». ( الكافي، ج 1، باب فيمن دان الله عز و جل بغير إمام من الله جل جلاله ص: 376).
12) سوره مبارکه انبیاء آیه 105
13) سوره مبارکه قصص آیه 5
14) «
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عُمَرَ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ غَنْمِ بْنِ حَكِيمٍ قَالَ حَدَّثَنَا شُرَيْحُ بْنُ مَسْلَمَةَ قَالَ حَدَّثَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ يُوسُفَ عَنْ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ الْأَعْشَى الثَّقَفِيِّ عَنْ أَبِي صَادِقٍ قَالَ : قَالَ عَلِيٌّ (ع) : هِيَ لَنَا أَوْ فِينَا هَذِهِ الْآيَةُ- وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِين
» (أمالي الصدوق، ص 479 )
15) مناجات خمسه عشر
16) دعای کمیل