برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
بعد فرمودند: «
وَ قِرَاءَتِي فِيهِ فِكْرا
»، خدایا خواندن مرا عین فکر قرار بده و قرائتم بشود فکر. نگویید من به جای تلاوت قرآن فکر می کنم نه قرائت باید بشود فکر نه اینکه آدم نخواند. «
وَ قِرَاءَتِي فِيهِ فِكْراً وَ فِكْرِي فِيهِ اعْتِبَاراً
»، به تفکر من هم اعتبار بده، یک موقع تفکرهیچ فایده ای ندارد در قرآن تفکر می کنید ولی هیچ بهره ای نمی برید و یک موقع هم تفکر می شود عبرت و اعتبار. این تفکر، تفکر اهل ذکر است آن هایی که اهل ذکر و انس و رفاقت با قرآن هستند فکرشان می شود اعتبار. اعتبار یعنی زود پشت صحنه را می بینند، یک عده هر چه فکر کنند فکرشان نفوذ نمی کند و پشت صحنه را نمی توانند ببینند اینها اهل اعتبار نیستند. عبرت از ماده عبور کردن است یعنی عبور کند و انسان پشت صحنه را ببیند و دستها را ببندد این می شود عبرت. آنهایی که اهل ذکر هستند این طور هستند.
خدای متعال فرموده است که آسمانها و زمین را آفریده است. ما و هر روز آسمان و زمین را می بینیم و وسط آیات خدا هستیم هر طرف نگاه کنیم آیات خداست درون و بیرون خود را نگاه کنی آیات خداست. «
إِنَّ في خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهار
»(بقره/164)، در رفت وآمد شب و روز نشانه هایی از توحید و نشانه هایی از حضرت حق و مقاماتی برای موحدین است برای آنهایی که اولی الالباب هستند. مثل گردو که یک موقع پوک است و یک موقع مغز دارد انسان هم همینطور است یک موقع صورتش صورت آدم است ولی تو خالی است، آدمهایی که لبشان لب انسانیت است آدم هستند، همین خورشید هر بار که طلوع می کند برای آنها هزار آیه دارد به طرف خدا پرواز می کند در طلوع و غروب خدا را می بیند و اشک می ریزد در کوه و دریا آیات خدا را می بیند و اشک می ریزد اینها همه آیات خدا هستند برای اولوالباب.
اولوالباب آنهایی هستند که «
الَّذينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِم
»(آل عمران/191)، اولالباب آنهایی هستند که ایستاده و نشسته وخوابیده به یاد خدا هستند. «
يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِم
»، اولالباب در خواب هم از خدا غافل نیستند انسان وقتی دائم الذکر شد در خواب هم ذاکر است. خدای متعال این آیه را می فرماید و ظاهرا راجع به متقین است «
كانُوا قَليلاً مِنَ اللَّيْلِ ما يَهْجَعُون
»(ذاریات/17)، هجوع به خواب در شب می گویند کمی از شب می خوابند و سحرها استغفار می کنند.
روایتی ذیل این آیه است که برای من خیلی شیرین بود برای شما می خوانم حضرت فرمود: بعضی از اینها شب ها می خوابند نه این که نمی خوابند اما همین که بیدار می شوند از این پهلو به آن پهلو بچرخند زبانشان به ذکر خدا مشغول است «الحمدلله، سبحان الله، لااله الالله»، می گویند، بعضی ها هم ده بار بیدار می شوند و می خوابند یک «سبحان الله» نمی گویند می دانید فرق این دو چیست؟ یکی اهل ذکر است قبل از خواب که ذکر را شروع می کند این ذکر در خواب هم هست وقتی هم که از خواب هم می پرد ذاکر است، آن کسی هم که وقتی بیدار می شود و دوباره می خوابد یک استغفار هم نمی کند در خوابش هم غافل است. یکی از بهترین عوالم ما برای این که به خدا نزدیک شویم عالم خواب است چون «
اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حينَ مَوْتِها وَ الَّتي لَمْ تَمُتْ في مَنامِها
»(زمر/42)، وقتی می خوابید خدای متعال نفستان را توفی می کند نفس می رود محضر خدا، اگر کسی اهل خواب خوب باشد درعالم بالا یک سیری می کند دوباره بر می گردد این برای ذاکرین است، آنهایی که با ذکر می خوابند و با ذکر بیدار می شوند، با طهارت و وضو می خوابند اینها خوابشان هم سیر است وقتی بیدار می شود ادامه ذکرش است این که همین که بیدار می شود می گوید «سبحان الله»، این در خواب هم ذکر می گفته بعضی ها درخوابشان هم ذکر است در برزخشان هم ذکر است.
در احوالات یکی از علما است که با یکی از شاگردانش رفت قبرستان گفت: گوش کن سر این قبر گوش کرد دید دارد می گوید «گل به سر دارم خیار » « کاکل به سر دارم خیار» گفت: این شخص هنوز نفهمیده که مرده است حالات دنیایی برایش مانده است در قبرش هم خاطرات دنیایی با او هست.
امام سجاد در دعای ابوحمزه می فرماید: «
وَ ارْحَمْ فِي ذَلِكَ الْبَيْتِ الْجَدِيدِ غُرْبَتِي
» خدایا در این قبر که دیگر من از همه جدا شده ام بر من رحم کن که دوباره دیگر رفیقی نگیرم «حَتَّى لَا أَسْتَأْنِسَ بِغَيْرِك»، لااقل در قبر و برزخ با تو باشم اگر در دنیا با دیگران بودم در برزخ با تو باشم. بعضی مثل من وقتی داخل قبر می شوند خودشان می مانند و عملشان و دوباره آنجا هم خیار فروشی می کنند آنجا هم مشغول است. سر قبر شخص دیگری رفته بود دید دارد «لااله الالله» می گوید، فرمود: این در دنیا ذاکر بوده برزخش هم ذاکر است. اگر انسان در بیداری ذاکر بود در خواب هم ذاکر است و بیدار هم که می شود ادامه ذکرش است. من این روایت را این طور می فهمم که این انسانها این طور هستند که می خوابند، ولی خوابشان هم ذکر است. شاهدش هم این است که همین که از این پهلو به آن پهلو می شود «سبحان الله، الحمدلله»، می گوید و دوباره با ذکر خوابش می برد. خدای متعال خواب اینها را بیداری حساب کرده و فرموده: «
كانُوا قَليلاً مِنَ اللَّيْلِ ما يَهْجَعُون
»، بنابراین ما که غافل هستیم بیداری مان هم خواب به حساب می آید، ما اگر شب هم بیدار باشیم خواب هستیم او اگر شب هم بخوابد بیدار است خدا بیداری حساب می کند چون ذاکر است. فرمود: اولوالالباب آنهایی هستند که «
يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِم
»، خوابیده ونشسته وایستاده، دائم مشغول به ذکر است.