برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
تدوين فلسفه تاريخ با دو روش مختلف امكان پذیر است؛ روش نخست، روش عقلي است كه تكيه بر خرد و انديشه دارد و تنها از منطق و استدلال عقلي در فرايند مطالعه و پژوهش بهره مي گيرد كه نوعاً در كتب فلسفه تاريخ، تنها اين روش به عنوان روش تحقيق در تدوين فلسفه تاريخ معرفي مي کنند، اگرچه بعضي ديگر علاوه بر بهره برداري از روش نقلي، امكان استفاده از روش استقرايي، تطبيقي و مطالعة تجربی تمدن ها و پديده هاي تاريخي را جهت رسيدن به فلسفه تاريخ پيشنهاد مي دهند. اما به نظر مي رسد به جهت ويژگي خاص موضوعات و مسائل مطرح در فلسفه تاريخ و عدم احاطه ذهن انسان نسبت به وجوه گستردة تاريخ، تنها كساني مي توانند نگاهي جامع به كل تاريخ، قوانين و سنن تاريخی را عرضه كنند كه خود حاكم بر تاريخ باشند. هم چنین گرایش ایدئولوژیک هر متفکر در تئوری پردازی او در فلسفه تاریخ تأثیر گذار است که ضروری است به جای سعی در فرار از آن و ادعای بی طرفی، به قاعده مند کردن آن در مبادی علم پرداخت.
بر این اساس، تنها منبع راهگشا در تدوين فلسفه تاريخ بر مبنای دینی، منابع جامع و كامل دين مي باشد و بالطبع روش تحقیق بایسته و مطلوب در اين منابع، روش اجتهادی است كه در حوزه هاي علميه مرسوم است، هرچندکه کارآمدی و به کارگیری روش اجتهادی موجود -كه در استنباط احكام تكليفي به كار مي آيد- در استنباط احكام توصيفي -كه موضوعات و مسائل مطرح در فلسفه تاريخ از اين سنخ مي باشند- محل تأمل است و این روش، نیاز به توسعه و تكامل دارد. براساس اين نگاه مشخص مي گردد كه مقيد شدن فلسفه تاريخ به قيد شيعي، هم از منظر روش و هم از منظر مباني و مبادي حاكم بر فلسفه تاريخ، قابل توجيه مي باشد.