برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
وقتی کسی اهل ذکر و اهل انس با خدا و همنشین با خدا شد همه عالم با او حرف می زند و همه آیات خدا می شوند، ولی وقتی از خدا غافل هستی همه عالم حجاب می شود. می گوید این که زمین است آن که خورشید است پس خدا کو؟! یعنی یک جایی خدا نیست خورشید هست؟! خدا نیست من هستم؟! خدای متعال نیست زمین و آسمان هست؟! وقتی انسان از خدا غافل می شود همه عالم حجاب می شود وقتی متوجه خدا بشوید همه عالم با انسان حرف می زند، بهار که می شود یک جور خدا شناس می شود و لذت می برد، پاییز هم یک طور دیگر لذت می برد.
این جمله دعای عرفه امام حسین را شنیده اید «
عَلِمْتُ بِاخْتِلَافِ الْآثَارِ وَ تَنَقُّلَاتِ الْأَطْوَار
» خدایا من از اختلاف آثار تو واز رفت و آمد آثار، این که همیشه بهار نیست! همیشه پاییز نیست! همیشه شب نیست! همیشه روز نیست! همیشه جوانی نیست! همیشه صحت نیست!! همیشه بیماری نیست! شب می رود روز می آید، بیماری می رود سلامت می آید، سلامت می رود بیماری می آید، خورشید وسط آسمان است غروب می کند، از این رفت و آمدها یک چیز فهمیدیم که تو از من چه می خواهی؟! اینکه خورشید را می آوری وسط آسمان به من نشان می دهی بعد آن را پنهان می کنی برای چیست؟! در این عالم خیلی چیزها می گذرد که ما نمی بینیم اینهایی که خدا به ما نشان می دهد برای چیست؟! چرا نشان می دهد که شب می رود و روز می آید؟! چرا پاییز را می برد بهار را می آورد بهار را می آورد پاییز را می برد؟! چرا جلوی چشم ما این تصرفات را می کند؟! حضرت می فرمایند از اینکه اینها را به من نشان دادی من یک چیز فهمیدم «
أَنَّ مُرَادَكَ مِنِّي أَنْ تَتَعَرَّفَ إِلَيَّ فِي كُلِّ شَيْء حَتَّى لَا أَجْهَلَكَ فِي شَيْء
»، آنچه که تو از من می خواهی این است که خودت را در همه چیز به من معرفی کنی، من در همه آیات تو را ببینم، در شب تو را ببینم، در روز تو را ببینم، در بهار تو را ببینم در پاییز تو را ببینم، در جوانی تو را ببنیم، در پیری تو را ببینم وقتی یک طفل دارد رشد می کند تو را ببینم، یک گیاه دارد سبز می شود تو را ببنیم، خورشید غروب می کند تو را ببینم، بگویم عجب خدایی چطور منظم این خورشید را می برد! و در هیچ چیز نسبت به تو جاهل نباشم تعبیراین نیست که من از تو غافل نباشم نه «حَتَّى لَا أَجْهَلَكَ فِي شَيْء»، در هیچ نسبتی به تو من غافل نباشم.
پس چه کسانی این طور می شوند؟ «
إِنَّ في خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْباب
»(آل عمران/190)، اولو اولوالالباب کسانی هستند که «
يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِم
»، در خواب هم ذاکر هستند، آن وقت «
وَ يَتَفَكَّرُونَ في خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْض
»، در خلقت آسمان و زمین تفکر می کنند. وقتی انسان به فکر فرو می رود خدای متعال در را به روی او باز می کند و در عالم دنیا قیامت را می بیند.در دنیا است و رفت و آمد خورشید را می بیند هنوز برزخ نشده نگاه می کند به آسمان، قیامت را می بیند. «
وَ يَتَفَكَّرُونَ في خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً سُبْحانَكَ
»، اول می فهمد این حق است لهو نیست، لغو نیست وغایت و هدفی دارد، قیامت را می بینید. «
فَقِنا عَذابَ النَّار
»، ما را از آتش جهنم حفظ کن.
لذا آنچه خداوند متعال به چشم ما می آورد برای ذکر و متذکر شدن و او را دیدن است. همه اینها برای رسیدن به یقین و معرفت به خداست. ولی خدای متعال خیلی کارهای پنهان از چشم ما می کند مگر ما عالم ملائکه را می بینیم؟! همین جا در حرم امام رضا هستند ولی ما آنها را نمی بینیم، ولی اگر اهل شدی نشان می دهند «
وَ كَذلِكَ نُري إِبْراهيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْض
»(انعام/75)، خدایا ملکات آسمان را چرا به او نشان می دهی؟ ِ«
وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنين
»، از او یقین می خواهم، به او نشان می دهم که صاحب یقین شود. جریان رویت همین است.