برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
انسان يك موجود مجبور به جبر طبيعت يا هر جبر ديگر نيست؛ به گونه ای كه رفتار او مستند به يك علتي خارج از اختيار و اراده او باشد و اختيار و اراده او در افعالش نقشي نداشته باشد. اراده انسان در حوادث زندگي فردي و اجتماعي و تاريخی او سهم به سزايی دارد. این گونه نيست كه يك نظام علي و معلولي جبري بر رفتار و حركت انسان ها و سير حركتي تاريخ بشر حاكم باشد. به عبارت ديگر، حركت انسان و تاريخ يك رفتار تخلف ناپذير نيست بلكه انسان ها در سرنوشت حركت اجتماعي و مسير تاريخی خود تأثيرگذار بوده و ايفای نقش مي كنند.
هرچند اراده و اختیار تمام افراد انسان در مسیر تاریخ تأثیرگذار است اما سهم تأثیر این اراده ها یک سان نمی باشد. بعضي از اراده ها، اراده هاي محوري در كل تاريخ هستند؛ يعني كل حركت تاريخ تحت تأثير آنها واقع مي شود و برخی دیگر هم نقش بسيار محدودي دارند؛ به عنوان مثال انبياء اولوالعزم (ع) از يك سو و فراعنه تاريخ از سوي ديگر، انسان هايي هستند كه اراده آنها تأثير گذار بر جريان تاريخ است. دسته دیگری از اراده ها هرچند بر سرنوشت تاریخی تأثیرگذار نبوده اما در مقیاس اجتماعی، در پدید آوردن و یا سرنگونی یک جامعه سهم به سزایی ایفا می کنند. آحاد انساني نیز «به نسبت» در فرايند جامعه و تاريخ و سیر تكاملي آن حضور دارند؛ يعنی نقش انسان هاي دیگر صفر نيستو مثل سنگ و چوب بی اراده نيستند. براین اساس، می توان اراده های انسانی را از حیث تأثیرگذاری آنها به سه سطح «فردی، اجتماعی و تاریخی» تقسیم نمود.