برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
امروزه به وضوح مي توان دريافت كه خط سرخ عاشورا و خط سبز مهدوي به عنوان اصلي تر «اهداف» جنگ فرهنگي جبهه كفر در مقابله با جبهه حق تشخيص داده شده است. ازنظر دشمنان، جوامع ايماني و به خصوص جامعه شيعه به خاطر تعلق و تأثير پذيري ويژه از اين دو نقطه حساس، داراي انسجام و قدرت حركت بيشتري هستند و براي فروپاشي آنها بيش از هر چيز بايد به از بين بردن اين ثروت هاي بزرگ انديشيد!
1/2- نقش عاشورا و مهدويت در هدايت بشر : عاشورا يكي از اصلي ترين مفاهيم و حوادث قدسي در تاريخ بشريت است كه در عين حال داراي جنبه هاي ناسوتي است عاشورا داراي اثر گذاري عميقي در شكل گيري و شفافيت صفبندي هاي تاريخي حق و باطل است . عاشورا در اصل بزرگترين پايگاه هدايت تاريخي به فضائل اخلاقي و خوبيها وپاكي هاست. جايي كه به علت عظمتش محل بروز و ظهور تمام فضائل اخلاقي در مقابل رذائل شيطاني است. هيچ خصلت نيكي نيست مگر اينكه در عاشورا به ياري سيدالشهدا(ع) شتافته است و هیچ رذیله اخلاقی نیست مگر اینکه در لشکر عمرسعد و سپاه یزید سربازی کرده است. عاشورا محل ظهور اسرار نهانی و شیطنت های مخفی است. از این رو، دم خور بودن با عاشورا، بصیرت آور و غفلت سوز است، چنانچه در زیارت سیدالشهدا (ع) نيز مي خوانيم كه «
بذل مهجته فيك ليستنقذ عبادک من الجهاله حيره الضلاله
».
مهدويت نيز همان آينده روشني است كه هر تغيیر و تحرّكي را براي محك و سنجش به سمت خود مي طلبد و هر آنچه با او سازش نداشته باشد به دور افكنده مي شود. فرهنگ انتظار قدرت تغيير و كنترل آينده مؤمنين را در پيچيده ترين شكل خود فراهم آورده است و در عين حال به علت ظرفيت خاصّ خود همه متوليان به خود را خواسته يا ناخواسته تحت تأثير آموزه هاي مهم خود قرار مي دهد.
2/2- تحريف عاشورا و مهدويت با هدف كاهش اثر گذاري : دو حادثه مهم فوق به جهت نقش بزرگ آن در پيشبرد جبهه حق، همواره در معرض تحريف قرار داشته است و امروزه نيز دشمنان اسلام براي تحريف آنها تلاش هاي گسترده اي انجام می دهند. به علت روح اميدواري كه توسط فرهنگ انتظار به كالبد جامعه تزريق مي شود، در ابتدا سعي شد تا اين حادثه به گونه اي تفسير شود كه در آن، پديده ظهور، پديده اي فوق بشري و جهش تاريخي توصيف شود و با توصيف ماورائي از زمانه فراگير كلمه توحيد در عالم، تصويري از آن بسازند كه رسالت آور نباشد و با ظلم پذيري و سكوت در مقابل مستكبرين عالم سازگار گردد!
در عصر تجدد كه عصر تكامل قدرت تزوير و توان جبهه باطل است تحريفاتي در فرهنگ انتظار رخ داده و شكل تازه اي به خود گرفته است. آنها سعي مي كنند تا حركت بشر به سوي يك نقطه روشن پيش روي را اولاً، حركتي تدريجي و بدون جهش و ثانياً، متكي به نيروهاي بشري معرفي نمايند؛ يعني اين طور نيست كه ولي الهي، محور شكل گيري اين حادثه باشد! لذا دقيقاً مفهوم انتظار را به يك مفهوم كاملاً زميني و خاكي تبديل مي كنند و آرمان آن به گونه اي تفسير مي شود كه بر مكاتب بشري مثل نظام ليبرالي منطبق باشد! يعني مفهوم انتظار را غيرقدسي تفسير مي كنند تا پيوند آن با حيات سكولار عصر مدرن برقرار گردد و جهش معنوي و توحيدي اصيل آن در پسِ ابرهاي تحريف مدفون شود! تلقي انسان در اين فرهنگ جديد، از انتظار آن است كه جريان انتظار همان «شيب اصلاحاتي» است كه به سمت مدرنيسم و ليبرال دموكراسي در حال جريان است و جامعه موعود انبياء همان جامعه ي ليبرال دموكراسي است!
در مورد حادثه عاشورا هم در گذشته منزوي كردن عاشورا در حوزه عرفان فردي دنبال مي شد و امروز به گونه دیگر است. اگر چه عميق ترين لايه هاي عاشورا، لايه هاي عرفاني عاشورا و لايه عبوديت و فداكاري حضرت سيدالشهداء (ع) براي حضرت حق است، امّا اين حادثه عرفاني از ديگر زاويه، اقدامي اصلاحي و اثر گذار بر اجتماعات بشري و تاريخ است و قصد دستگيري از همه موحدين تاريخ را دارد؛ «لطلب الإصلاح فی امت جدي» لذا يك رابطه دو سويه بين نگاه عرفان فردي در حادثه عاشورا و تقليل درگيري امام حسين (ع) به درگيري بين بني هاشم و بني اميه وجود دارد وهر دو تفسير، خدمات شاياني به يكديگر كرده اند تا دست آخر بتوانند هرگونه مسئوليت پذیري و جامعه سازي را از حوزه آموزه هاي عاشورا نفي كنند و عاشورا را قطعه اي رها شده در تاريخ، بدون اثر گذاري اجتماعي و فقط در حوزه عرفان و مناسك فردي تعريف كنند! حادثه اي كه محور كلمه توحيد در عالم است و شعار اصلي پرچمداران امام زمان (ع) را نيز شکل مي دهد (يالثارات الحسين) به يك حادثه عصر بني اميه و سپس عرفان فردي محدود مي كنند و از سوی دیگر تحريفات عصر مدرن روی می دهد كه در تاريخ كم سابقه است. مبنای تحریفات مدرن استفاده از خود عاشورا در گذار از دوره دينداري به عصر سكولار است. يعني به نظر ايشان از آنجا كه جامعه جهاني به سمت سكولاريسم حركت مي كند، چگونگي تفسير هرمنوتيكي عاشورا در جهت هماهنگي با اين حركت عمومي تجدد بسيار مهم است به اين فكر مي شود كه عاشورا چگونه تفسير شود تا با جامعه جهاني هماهنگ شده، برسر راه سكولاريسم و مدرنيسم مانع تراشي نكند. به عبارتي مي خواهند فرهنگ عاشورا را به گونه اي بسازند تا مزاحم جهاني سازي مدرنيسم وليبرال دموكراسي نشود! به باور ما اين بزرگترين تحريف پيرامون عاشورا است.