برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
اوّلين قدم در تحريفات مدرن، تحريف اصلاحاتي است كه عاشورا به دنبال آن بوده است. آنها می خواهند اين حقيقت قدسي كه يك اقدام ملكوتي و در عين حال زميني است، و تأثير گذار برفرآيند جامعه جهاني را برمحور مفاهيم مدرن تفسير كنند؛ يعني اصلاحاتي كه سيد الشهداء (ع) دنبال مي كردند را همان مفاهيم اصلاحي مورد پيشنهاد ليبرال دموكراسي تلقي نمايند. اولين پيشنهاد ليبرال دموكراسي، اصلاح ساختار سياسي برمحور اومانيسم و انسان مداري است كه عاشورا هرگز بر اين محور شكل نگرفته است. اصلاحاتي كه ليبرال دموكراسي پيشنهاد مي دهد داراي ويژگي هاي ذيل است:
1) فراگير و همه جانبه و ناظر به همه ابعاد جامعه است (توسعه همه جانبه)؛
2) ايجاد اصلاحات از عميق ترين لايه هاي جامعه (فرهنگ).
3) داراي يك محور واحد است (ليبرال دموكراسي).
اصلاحات سیدالشهدا (ع) نیز دارای چند ویژگی است:
1) این اصلاحات تاريخي است. حضرت هرگز دنبال دولت مستعجل سال 61 در كوفه نبودند، دنبال يك حكومت تاريخي در مقياس جامعه جهاني بودند .
2) ایشان بسيار عميق مي انديشيدند. سيدالشهداء (ع) نمي خواستند پايه هاي حكومت شان را روي دوش انسان هايي بگذارند كه دنيا پرستند. چرا كه انسان هاي دنيا-پرست تحمل بار حكومت حق را ندارند. اين حكومت برقلب انسانهايي استوار است كه خانه قلب شان مسجد است. سيدالشهداء(ع) خوب مي فهميدند كه نقطه قرار حكومت ديني ارواح انسان هاست و بايد اعماق روح انسان ها را دستخوش تحول كنيم .
3) ایشان به اعماق وجود انسان ها و جامعه انساني توجه داشتند. سيدالشهداء(ع) تغيير در عميق ترين لايه هاي نفسانيات انسان را مورد نظر داشتند . تا در باطن انسان ، خدا خواهي به جاي خود خواهي و خدا مداري به جاي انسان مداري بنشيند. سيدالشهداء قصد داشتند. مدار وجود انسان ها را تغيير دهند، نه اينكه از انسان خود مدار بخواهد تاخدا را بپرستد. تا اين تغيير ايجاد نشود توحید نیز اقامه نخواهد شد. اين همان حركتي است كه شالوده هاي عصر ظهور را پايه گذاري كرده است.
حال بهتر مي توان قضاوت كرد كه آيا چنين اقدام اصلاحيِ اثر گذار و برمحور فرهنگ توحيد را مي توان برمحور آموزه های ليبراليسم و ليبرال دموكراسي تفسير كرد يا خیر؟ وقتي گفته مي شود كه:
– قيام امام حسين به دليل عدم مشروعيت حكومت يزيد بود؛
– حكومتي مشروع است كه ناشي از رأي مردم باشد، چه امام حسين باشد چه يزيد! اگر امام حسين(ع) مردمي نباشد مشروع نيست و اگر يزيد مردمي باشد مشروع است؛
– چون حكومت یزید، دموكراسي نبود، سلطنت موروثي بود، نه حکومت انتخابي كه مردم به پادشاه رأي دهند؛ و امام با اين مبارزه مي كرد.
اين بدترين نوع تحريف است ، چرا كه مفهوم عاشورا را به نفع مفهوم ليبرال دموكراسي مصادره كرده است.
دنياي كنوني دنيايي است كه همه فرهنگها با هم تعامل دارند. چگونگي ارتباط بين عاشورا و فرهنگ ها با هم تعامل دارند. چگونگی ارتباط بین عاشورا و فرهنگ های دیگر موضوع جدیدترین تحریف عاشورا قرار گرفته است. در دنیای گسترش ارتباطات که دائماً هم در حال توسعه است ما هرگز نمی توانیم فرهنگ ها و تعامل را قطع كنيم. به سه طريق مي توان بين اين دو واقعيت تعامل برقرار كرد:
1- آشتي فرهنگ عاشورا و سكولار؛ يعني انحلال جريان عاشورا در فرهنگ سكولار. اين همان چيزي است كه سردمداران استكبار جهاني دنبال مي كنند، اما مگر بين دنيا-پرستي و خداپرستي آشتي برقرار مي شود؟
2- این دو جهان را موازي تفسير كنيم و كاري به كار هم ديگر نداشته باشيم، و بگوييم يكی فرهنگ عاشوراست كه طرفداران خودش را دارد، يكي هم فرهنگ ليبرال دموكراسي است. اين چيزي نيست كه در دنياي ارتباطات تحمل بشود، شما هم بگوييد دشمن تحمل نمي كند؛ چون مي داند دنياي ارتباطات و جهاني شدن جز برمحور يك فرهنگ شکل نمی گیرد!
3- سومين تلقي اين است كه ما به دنبال جهاني سازي فرهنگ عاشورا، يعني فرهنگ عبادت، فرهنگ فداكاري براي گسترش كلمه توحيد باشيم، فرهنگ فداكاري براي ارتقا وجدان اخلاقي بشر و همه ساختار هاي زندگي بشر باشيم؛ به طوري كه همه زندگي بشر، آهنگ و بوي خدا داشته باشد. «
حتي تكون اعمالي و اورادي كلها وردا واحدا و حالي في خدمتك سرمدا
» اين هم تحليل سوم است. به نظر می رسد جهاني سازي برمحور فرهنگ عاشورا و البته در تعامل با فرهنگ هاي معاصر می تواند از تحریفات مدر، پیشگیری کند. تعامل هم بايد به گونه اي باشد كه شيب به سمت منحل شدن آن فرهنگ ها در فرهنگ اسلام ایجاد نماید.