برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
سکولاريست هاي تندرو مانند كمونيست ها به طور کلي دين را انکار مي کردند اما عده اي از آنها دين را انکار نمي کنند؛ با اين وجود دخالت دين در عرصة اجتماعي را منع مي کنند. در حال حاضر غرب نيز روي اين دسته از سکولاريست هاي ميانه رو سرمايه گذاري مي کند. اين طيف معتقدند كه جامعه و حکومت، ديني نيستند. آنها معتقد به بسط تمدن غرب و ورود همان تمدن به جامعة هستند. آنچه اين عده در پي آن هستند همان مذهبي است که فرماسونرها يا بانيان تمدن جديد از آن دفاع مي کردند؛ يعني يک معنويت و دوستي مبهم. اسلام در نظر آنها، اسلامي غير ايدئولوژيک است که دستور معين و شريعت منظمي نداشته باشد. اين عده بزرگ ترين خطر دروني جهان اسلام هستند. غرب تلاش مي كند اين جريان را شبکه سازي كند و مديريت همة نهضت هاي اسلامي را به آنها واگذار کنند؛ براي مثال لائيک ها در ترکيه حاضر مي شوند دولتي که معتقد به آزادي مذهبي است روي كار بيايد. اين دولت يکي از بزرگ ترين مخاطرات دنياي اسلام است. ترکيه در کنار آزادي هاي مذهبي محدود، انواع آزادي مادي را نيز فراهم کرده است و اين را ارزش مي داند؛ سکولاريست هاي ايران نيز كه در دوره اصلاحات ميدان داري مي کردند، ترکيه را الگوي مطلوبي براي ايران مي دانند و به اسم آزادي هاي فردي معتقدند که هر کسي بايد به دلخواه خود لباس بپوشد و آرايش کند و با هر کيفيتي که مي خواهد در جامعه ظاهر شود؛ عجيب تر اينکه بعضي از آنها به اسم ديانت و دين مي گويند نکاح و عقد جزو دين اسلام نيست و اموري عقلايي هستند كه طبق تشخيص مردم بايد صورت گيرند؛ بنابراين بزرگ ترين منکر، انديشه سکولاريستي است و بزرگ ترين نهي از منكر، مقابله با اين انديشه است. اگر اين انديشه در تفکرات نسل جوان رخنه كند، پوشش ظاهري آنها عوض خواهد شد.