جایگاه حضرت معصومه (سلام الله علیها) در طرح هدایت الهی
متن زیر سخنرانی آیتالله میرباقری در تاریخ ۲۳ مهر ۱۴۰۳ است که در حرم مطهر حضرت معصومه سلام الله علیها برگزار شده است.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین. اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاً وقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طَویلاً.
۱. شفاعت جمیع مؤمنین به وسیله حضرت معصومه (سلام الله علیها)
«إِنَّ لِلَّهِ حَرَماً وَ هُوَ مَكَّةُ وَ لِرَسُولِهِ حَرَماً وَ هُوَ الْمَدِينَةُ وَ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ حَرَماً وَ هُوَ الْكُوفَةُ وَ لَنَا حَرَماً وَ هُوَ قُمُّ وَ سَتُدْفَنُ فِيهِ امْرَأَةٌ مِنْ وُلْدِي تُسَمَّى فَاطِمَةَ تُقْبَضُ فِيهَا امْرَأَةٌ مِنْ وُلْدِي اسْمُهَا فَاطِمَةُ بِنْتُ مُوسَى وَ تُدْخَلُ بِشَفَاعَتِهَا شِيعَتِي الْجَنَّةَ بِأَجْمَعِهِم».[۱] مضمون روایت این است که محیط قم، محیط حرم اهل بیت است و آن گوهری که در این حرم قرار دارد وجود مقدس حضرت معصوم سلام الله علیهاست.
کاری که ایشان انجام میدهند و طرحی که ایشان دارند، طرحی است که همه شیعیان از آن منتفع میشوند. این طرح و برنامه، با [وجود مقدس] حضرت معصومه (س) در این حرم محقق میشود و درهای بهشت از این حرم به واسطه حضرت معصومه (س) به روی همه شیعیان گشوده میشود. ظاهر حدیث این است که حرم ما اهل بیت، قم است و پارهتن من آنجا دفن میشود و همه شیعیان به اجمعهم، با شفاعت ایشان وارد بهشت میشوند. [این یعنی که] ایشان یک کار بزرگی آنجام میدهند [که] درهای بهشت با هدایت و شفاعت ایشان به روی همه شیعیان گشوده میشود.
۲. وسعت طرح الهی و لزوم استقامت و همراهی مومنین با نبی اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم)
قبل از این که به توضیح این حدیث بپردازیم، [شایسته است که] چند نکتهای را مد نظر قرار بدهیم. اولین نکته این است که طرح و برنامهای که خدای متعال برای هدایت انسانها قرار دادهاست و به وسیله انبیاء و اوصیاء و اولیاء الهی در عالم جاری میشود، طرح بسیار بزرگی است. لذا اگر انسان با آفاق و وسعت این طرح آشنا نشود، نمیتواند کنار انبیاء و اولیاء الهی بایستد. [بنابراین] باید افق نگاه انسان وسعت پیدا کند و بزرگ بشود تا بتواند عظمت طرح الهی را ببیند.
این که قرآن کریم میفرماید همراهان نبی اکرم، به تبعیت از حضرت، شبها را بیدار میمانند و با خدا خلوت دارند «إِنَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ أَدْنى مِنْ ثُلُثَيِ اللَّيْلِ وَ نِصْفَهُ وَ ثُلُثَهُ وَ طائِفَةٌ مِنَ الَّذينَ مَعَك»،[۲] [برای همین است]. شما دو ثلث شب یا نصف شب را بیدار هستید و آنهایی هم که از همراهان شما هستند همین گونهاند و کارشان این است. به تعبیر قرآن کریم «قُمِ اللَّيْلَ إِلاَّ قَليلاً * نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَليلاً * أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتيلاً»،[۳] شب را جز اندکی بیدار باش و قرآن را به نحو ترتیل و با آداب تلاوت کن. چرا؟ «إِنَّ لَكَ فِي النَّهارِ سَبْحاً طَويلاً»،[۴] آن کسی که یک برنامه بزرگی در روز دارد و باید آن را اجرا کند، نیاز به این بیداری شب دارد.
حکم حضرت که جدای از بقیه است، ولی ما اگر بخواهیم با نبی اکرم بایستیم و [در کنار ایشان] استقامت کنیم و امکانات و جان و مال خودمان را در اختیار طرح حضرت قرار بدهیم، نیاز به این داریم که با وسعت و عظمت این طرح آشنا بشویم. لذا به همین جهت است که باید شبها بیدار بمانیم و عبادت کنیم. زیرا شب است که فرصت دریافت حقایق است و درهای عالم ملکوت باز است. لذا باید بیدار بمانیم و با تواضع و خاشعانه، این کتاب الهی را که برنامه خداست [قرائت کنیم. این کتاب] همان طرحی است که به دست وجود مقدس نبی اکرم در عالم اجرا میشود و طرح با عظمتی است. [این طرح عظیم] از همین دنیا شروع میشود و [در مرحله اول] به ظهور میرسد و سپس به رجعت و در آخر به قیامت کبری و بهشت و جهنم میرسد.
بنابراین اگر ما با این طرح با عظمت و آفاق و زوایای آن آشنا نشویم، نمیتوانیم در این طرح در کنار پیامبر بایستیم. [اگر با این طرح آشنا نباشیم، گاهی] عجله و شتاب میکنیم و گاهی احساس یأس و شکست میکنیم، در حالی که قطعا این طرح، طرح پیروز است و پیامبرگرامیاسلام حتما فاتح عالم خواهند بود؛ حتما مسیری که ایشان امتشان را به سوی آن پیش میبرند، مسیر شکست نیست، بلکه مسیر فتح است. البته معنای فتح این نیست که [در این مسیر] هیچگونه سختی نباشد؛ چرا سختی هم هست، اما مسیر، مسیر پیروزی است و حضرت به آن اهداف بلند میرسند و امت خودشان را به آن قلهها میرسانند، اما سختی در این مسیر وجود دارد.
در حدیثی حضرت فرمودند خدای متعال به مومن وعده نداده که دچار سختیها نمیشود؛ اینگونه نیست که مومن دچار سختی نشود، [بلکه وعدهای که] خدای متعال به مومن داده این است که در دل این سختیها، هیچ وقت گوهر ایمانش آسیب نمیبیند.
بنابراین آنچه که شیطان در فتنهها دنبال میکند، این است که ایمان مومن را از او بگیرد. شیطان با زندگی ما خیلی کاری ندارد، بلکه با آن گوهری که در وجود مومن است کار دارد. همه نقشههای شیطان برای این است که مومن، ایمانش را از دست بدهد و جامعه مومن، بی ایمان بشود. اگر [جامعه مومنین] بی ایمان شدند، دیگر در اختیار شیطان قرار گرفتهاند. لذا حضرت فرمود خدا به مومن این وعده را داده است که هرگز ایمانش از بین نمیرود، ولی وعده نداده که دچار سختیها نمیشود.
پس مسیر خدا مسیر سختیهاست. سیدالشهداء علیه السلام در روز عاشورا [وقتی] کشتههای خودشان را روی هم میگذاشتند میفرمودند «قتلانا قتل الانبیاء»، این شهداء، همان شهدای انبیاء هستند. مسیر انبیاء، قطعا مسیر فتح و پیروزی و ظفر است، [ولی بدون سختی نیست].
بنابراین طرح انبیاء، طرح بزرگی است و مسیرشان مسیر فتح است، منتها اگر کسی با این طرح و مسیر آشنا نباشد، خیال میکند که این مسیر، منتهی به شکست میشود. [لذا برخی هستند که] با کمترین سختی که در این راه به آنها وارد میشود، پا پس میکشند و استقامتشان را از دست میدهند.
آیه شریفه «وَ بَشِّرِ الصَّابِرينَ * الَّذينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ»[۵] که همه شما حفظ هستید میفرماید به آنهایی که در راه خدا پایداری میکنند بشارت بده؛ اینها کسانی هستند که وقتی حادثهای برایشان پیش میآید و واقعهای به آنها میرسد، [میگویند «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ»]. ابتلایی که برای اینها پیش میآید، کار خداست؛ طرح الهی است که ایشان را در بلا قرار میدهد. در آغاز آیه هم این مطلب را فرمودهاست که «وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ»، کار ماست؛ خیال نکنید، تصادف است. شما مومنین وقتی دارید در راه حرکت میکنید، ما شما را به دل بلا میبریم و با پنج چیز امتحان میکنیم؛ «وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ».
لذا ابتدای مسیر پرستش خدا، مسیر خوف است. البته وقتی از مسیر خوف عبور کردیم، به نقطهای میرسیم که «أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُون»،[۶] دیگر همه خوفها و همه حزن و غصهها برچیده میشود.
پس گاهی این مسیر همراه با خوف است، گاهی همراه با گرسنگی است، گاهی اموال انسان دچار نقص و کاستی میشود. خدای متعال میفرماید در همه این موارد، ما این کارها را میکنیم و این ابتلائات را ما پیش میآوریم. سپس میفرماید «وَ بَشِّرِ الصَّابِرينَ»، به آنهایی که در دل این حادثهها پایداری میکنند، بهشان بشارت بده.
صابرین چه کسانی هستند؟ همه حفظ هستیم «الَّذينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصيبَةٌ»، وقتی این حادثههایی که خدای متعال تدبیر کردهاست به این صابرین میرسد، «قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ»، سخنشان این است که ما از محضر خدا آمدهایم و به محضر خدا برمیگردیم.
همه عالم مخلوق خدا و ملک اوست و مسیر حرکت همه عالم به سوی خداست؛ این جمله چه ربطی به صابر بودن دارد؟ نکته لطیف آیه همین است. صابر آن کسی است که وقتی با بلای الهی رو به رو میشود، میایستد و مقاومت میکند؛ امت صابر، جامعه پایدار، جامعهای است که وقتی با سختیهایی که خدای متعال رقم زده رو به رو میشوند، میایستند و استقامت میکنند. چرا؟ چون میدانند که مبدأ اوست، مقصد هم اوست و مسیر حرکت به سمت خدا نیز پر از ابتلاست؛ انسان باید از دل این ابتلائات بگذرد تا به خدای متعال برسد و چون مقصد، خود خدای متعال است، میارزد که انسان پای سختیهای راه بایستد.
[بنابراین صابرین در راه خدای متعال استقامت میکنند]، چون میدانند که رسیدن به خدا این سختیها را دارد. اما آن خاماندیشها و خوشخیالهایی که خیال میکنند با خوشی و راحتی میشود راه خدا را رفت، دچار اشتباه شدهاند.
خدای متعال به صورت مکرر در قرآن کریم، دستگاه محاسباتی ما را تصحیح میکند تا مومنین دچار خطای در محاسبه نشوند. [به عنوان مثال میفرماید] «أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُون»،[۷] این محاسبه غلطی است؛ خیال کردهاید همین که گفتید مومن شدیم، رهایتان میکنند. نه؛ بر سر راه وادی ایمان ابتلائات عظیمی است که باید از دل این ابتلائات عبور کنید. اینها این گونه حساب کردهاند که وقتی گفتند ما مومن شدیم، دیگر کار تمام است و وارد فتنه نمیشوند، در حالی که اشتباه کردهاند؛ ما این کار را آنجام میدهیم، همان گونه که امتهای گذشته را هم از متن فتنهها عبور دادیم. به این طریق است که راستگو و دروغ گو از هم جدا میشوند. اگر این طور نبود که از اول همه ادعای ایمان میکردند. [بعد از این ابتلائات است که] اگر انسان سالم بیرون بیاید، به مقصد میرسد.
لذا این محاسبه اشتباه است که آدم خیال کند که میشود بدون امتحان به مقصد رسید. پس نمیشود که یک جامعه، بدون این که سختیهای راه خدا را پشت سر بگذارد، بشود امت الهی و درهای بهشت به رویشان باز بشود. «أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ».[۸] این آیه شریفه راجع به قیامت است، اما تأویلش راجع به ظهور است. انبیاء و اولیاء الهی آمدند تا ما را بهشتی کنند، ولی این مسیر، پر از فراز و نشیب است. «أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا يَأْتِكُمْ مَثَلُ الَّذينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ»، خیال کردید همینطوری وارد بهشت میشوید؟ داستان پیشینیان را نشنیدید؟ «مَسَّتْهُمُ الْبَأْساءُ وَ الضَّرَّاءُ»، آنها دچار سختیهای راه میشدند «وَ زُلْزِلُوا» تا جایی که متزلزل میشدند و تردید میکردند که نکند داریم اشتباه میرویم و نکند که این راه، راه خدا نیست؟ راه خدا و انقدر سختی؟
قرآن میفرماید کار به جایی میرسید که مردم متزلزل میشدند و حتی صدای پیامبر و اطرافیانش هم بلند میشد؛ البته شک و تردید و تزلزل که در پیامبر الهی و اطرافیانش راه ندارد، مردم متزلزل میشدند اما آنها هم صدایشان بلند میشد؛ «حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَ الَّذينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتى نَصْرُ اللَّهِ»، صدای پیامبر بلند میشد که این وعده پیروزی چه زمانی محقق میشود؟ همه دارند میروند.
خوب این سختیها برای چیست؟ اول آیه توضیح داده است؛ «أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ». وقتی میخواهد عالم جنت به روی ما باز بشود و ما میخواهیم وارد بهشت بشویم، [نیاز به این سختیها داریم.] این بهشتی که در آیه شریفه فرموده است، هم آن بهشت آخرت است و هم بهشتی که در دنیا به ما وعده دادند که همان عصر ظهور است؛ در عصر ظهور یک امت صالحهای در زمین به صورت بهشتی زندگی میکند. [بنابراین برای رسیدن به آن بهشت،] باید از دل این سختیها بگذریم تا آنهایی که پایداری میکنند، بهشتی بشوند.
حالا خدای متعال برای این که درهای بهشت به روی ما باز بشود، یک حرمی قرار دادهاست به نام حرم اهل بیت که اگر کسی وارد این حرم شد، داخل بهشت است. بعد هم برای این حرم یک صاحب و کلید داری قرار داده به نام حضرت معصومه (س). درهای بهشت با ایشان باز میشود، «تُدْخَلُ بِشَفَاعَتِهَا شِيعَتِي الْجَنَّةَ بِأَجْمَعِهِم». بنابراین ما باید بیاییم در این حرم تا وارد بهشت بشویم. این حرم بسط پیدا میکند و کل عالم میشود حرم اهل بیت و عالم بهشتی میشود.
۳. سختی ها و مشکلات طرح الهی بر دوش انبیاء و اولیاء
پس یک نکته [مهم این است که] طرح خدا، طرح بزرگی است و ما اگر بخواهیم [که در این طرح] استقامت کنیم، باید با وسعت این طرح آشنا بشویم؛ [برای همراهی با این طرح] باید با کتاب خدا آشنا بشویم و بدانیم که این مسیر، مسیری است که به قله قرب و محبت و معرفت الهی ختم میشود. [به همین خاطر است که] این مسیر، مسیر آسانی نیست. «شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هائل / کجا دانند حال ما سبک باران ساحلها»؛ گردابهای هولناکی در این مسیر وجود دارد. کسی که در وادی سلوک وارد نشده است، امتی که وارد راه خدا نشدهاند و در ساحل عافیت قرار دارند، به مقصد نمیرسند؛ آنهایی به مقصد میرسند که از دل این دریا عبور میکنند و به وادی توحید میرسند.
اما [باید بدانید که] وقتی وارد [این وادی] شدید، «شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هائل» است؛ باید در دل فتنههای دوران بسط ید شیطان قدم بردارید. [در این دوران] بسط یدی به شیطان و مستکبرین داده شده که عالم را تاریک کردند و گردابهایی سر راه مومنین گذاشتند. لذا وقتی وارد میدان حرکت به سوی خدا میشوی، باید با این شیاطین درگیر بشوی. این گردابهای هائلی که بر سر راه انسان است، همین موج شیطنتهایی است که [این شیاطین] در عالم ایجاد کردهاند.
بنابراین آدم میتواند وارد میدان حرکت با انبیاء نشود، ولی اگر وارد شد، باید با شیطان درگیر شود. محیط ولایت شیطان، وادی ظلمات و تاریکی است. «ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ».[۹] باید از دل این فتنه عبور کرد تا به عالم نور رسید؛ «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ»،[۱۰] «في بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فيهَا اسْمُهُ»،[۱۱] یک بیت النوری در عصر ظهور در این عالم برپا میشود [که عبادت خدا در آن محقق بشود]؛ البته باید [برای رسیدن به این بیت النور،] از دل این شرایط سخت عبور کنیم. طبیعتا عبور از این شرایط سخت، استقامت و صبوری میخواهد، اما پایانش فتح است.
نکته دیگری که باید مورد اشاره قرار بگیرد این است که اصل سختی این طرح، بر روی دوش انبیاء و اولیاء الهی است. آنها هستند که با اشراف کامل به طرح خدا، این طرح را اجرا میکنند و پای طرح میایستند. این طرح بزرگ خدا، یک سری ابعاد پنهانی و غیبی دارد که دست ما به آن نمیرسد؛ یعنی این گونه نیست که همه این طرح، برای ما روشن باشد. آیات فراوانی از قرآن کریم این مطلب را بیان فرموده است. پس این طرح الهی یک غیب و پشت صحنهای دارد که علم ما به آن نمیرسد.
این پشت صحنهها، دست انبیاء و ائمه است. آنها میدانند که دارند امت را کجا میبرند. «عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً * إِلاَّ مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ»،[۱۲] خدای متعال عالم غیب است و هیچ کس را مشرف به این غیب نمیکند، الا آن کسی را که با یک رسالتی انتخاب کرده و پسندیده است. [وقتی خدای متعال کسی را انتخاب میکند]، او را به واسطه وحی و الهامات، با این غیب آشنا میکند. وقتی آن پرده غیبی برای نبی و امام کنار میرود، میفهمد که مأموریتش چیست و این امت را باید تا کجا ببرد. [او میبیند که] مسیر چیست، پایان راه کجاست و سختیهای راه چگونه است؛ [او میداند که] نقاط سخت درگیری کجاست.
همان روز اولی که وجود مقدس نبی اکرم آمدند، به ایشان خبر داده میشود که مسیر این است، قلههای فتح هم از این قرار است و ابتلائات راه هم اینهاست؛ شما باید امتتان را در دل این ابتلائات [از این مسیر به سمت قله] ببرید. [لذا نبی اکرم ما را] با بصیرت حرکت میدهد.
عمده صبوری هم که در این راه رقم میخورد، توسط حضرت رقم میخورد؛ «فَاصْبِرْ كَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ»؛[۱۳] حتی اگر امت هم باید استقامت کنند، باز هم بار اصلی استقامت، روی دوش نبی اکرم است. ایشان باید تحمل کنند تا امت حضرت رشد کنند. اگر نبی اکرم تحمل نکند، ما ابتدائا اهل این راه نیستیم؛ لذا ایشان باید بایستند تا پای ما آماده رفتن به سمت این قلهها بشود.
به تعبیر دیگر خدای متعال می فرماید شما باید دست امت را بگیری و با آنها مدارا کنی؛ شما باید امتحانات سخت را بر سر راه این امت قرار بدهی تا آنهایی که از این امتحآنها عبور میکنند، آماده بشوند برای این قلهها. «فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَكَ»،[۱۴] آنهایی که به تو روی آوردند و دارند با تو به سوی خدای متعال میآیند، باید در این راه پایداری کنند. شما باید جوری راه بروید که آنها بتوانند با تو راه بیایند.
پس عمده بار استقامت، روی دوش اولیاء خداست. ولی آن کسانی هم که در کنار این اولیاء الهی حرکت میکنند، برای این که ساخته بشوند، حتما باید از وسط این سختیها عبور کنند. لذا این گونه نیست که بار استقامت روی دوش ما باشد؛ بار اصلی را امیر المومنین (ع) برمیدارند، امام رضا (ع) برمیدارند. ما هم اگر بخواهیم کنار این حضرات بایستیم، باید همراه ایشان حرکت کنیم؛ این همراهی هم بدون سختی نیست. این سختیها برای این که انسان بزرگ بشود و به شرح صدر برسد [تا بتواند وارد سختیهای بزرگتر بشود.] اگر آدم بزرگ نشود، کمرش زیر بارهای سخت میشکند.
لذا باید به شرح صدر برسی تا بتوانی این بار را برداری. البته که اصل این بار بر روی دوش ائمه است. آنها هستند که صبوری میکنند. آنها هستند که حرم به پا میکنند. امام رضا (ع) است که با هجرت خودش، اینجا را میکند حرم الهی و شیاطین را دور میکند. وجود مقدس نبی اکرم اند که در معراج، شیطان را از این منطقه دور کردند. اهل بیت هستند که دارند کار را جلو میبرند و ابلیس را دور میکنند و منطقه امن درست میکنند. اهل بیت روی دوش ما باری نگذاشتند و خودشان حرم درست کردند؛ این حرم را هم بر محور پاره تن خودشان درست کردند.
۴. مفهوم و جایگاه شفاعت حضرت معصومه (سلام الله علیها) در طرح الهی
ما ممکن است باطن کار را نفهمیم [و ندانیم] که حضرت معصومه (س) اینجا چه میکند. [ما نمیدانیم] برای این که اینجا حرم بشود، چه باری روی دوش حضرت [قرار گرفته] است. [با خود] میگوییم حضرت میخواستند به خراسان بروند و [در میان راه] مریض شدند و اینجا به شهادت رسیدند؛ این [حرف صحیح] نیست. حضرت کسی است که پرچمدار این طرح است؛ این حرم با پاره تن امام صادق (ع) میشود حرم؛ بار این طرح بر روی دوش ایشان است. سپس میفرماید «تُدْخَلُ بِشَفَاعَتِهَا شِيعَتِي الْجَنَّةَ بِأَجْمَعِهِم»، حضرت معصومه (س) همه این امت را وارد بهشت میکند. یعنی حضرت جوری حرکت میکنند، به گونهای [در این راه] استقامت میکنند و مردم را هدایت میکنند که همه را وارد این حرم میکنند.
[در رابطه با شفاعت این نکته خیلی مهم است] هر کسی حق شفاعت ندارد؛ شفاعت پارتی بازی که نیست. شفاعت یعنی زحمت بکشی و دیگری را تطهیر کنی و وقتی پاک شدند، آنها را وارد بهشت کنی؛ شفاعت این است. آدم جهنمی را که نمیشود وارد بهشت کرد؛ اول باید تطهیرش کرد و او را ساخت و سپس او را به بهشت برد. لذا بار شفاعت بر روی دوش شفیع است. [به همین خاطر است که فقط] به کسی اجازه شفاعت میدهند که مأموریت و عهد هدایت از طرف خدا دارد. [کسی میتواند شفاعت کند که] با خدا قرار گذاشته که سختیهای راه را تحمل کند و یک امتی را هدایت کند.
بنابراین کسانی که با پیامبر و ولی خدا همراه نمیشوند، اهل شفاعت او نیستند. ولی الهی، دارد یک امتی را به [سمت] مقصدی هدایت میکند. حال آنهایی که با این پیامبر [یا ولی الهی] وارد این مسیر میشوند، گاهی زمین میخورند؛ اینها آمدهاند و هدایت و دعوت پیامبر و امام را قبول کردهاند، ولی یک جایی زمین میخورند؛ گاهی اوقات شیطان کمین میکند و به ایشان صدمه میزند. اینهایی که همراه ولی الهی شدهاند و خطا ازشان سرمیزند، مورد شفاعت این ولی خدا قرار میگیرند. یعنی [خدای متعال به] این امام اجازه میدهد که کم و کسری اینها را تأمین کند و شستوشویشان بدهد تا به شفاعت امام وارد بهشت شوند.
پس حرمی که در اینجا به پا میشود، حرم اهل بیت است و همه امت مومن باید وارد این حرم بشوند. به تعبیر دیگر کانون حرم اهل بیت که به وسعت عالم گسترش پیدا میکند، در اینجاست. این که در روایت آمدهاست که حجت در آخرالزمان، از قم منتشر میشود یعنی همین؛ یعنی این حرم بسط پیدا میکند [و کل عالم را پوشش میدهد]. این حرم یک کانونی دارد که پارهای از وجود مقدس امام صادق است. [حضرت معصومه (س)] هم مأمور هدایت امت به این حرم است و هم مأمور است تا کسانی که وارد این حرم میشوند را شفاعت کند و اگر کم و کسری دارند، اصلاحشان کند [تا وارد بهشت بشوند]؛ «تُدْخَلُ بِشَفَاعَتِهَا شِيعَتِي الْجَنَّةَ بِأَجْمَعِهِم» [یعنی این]. حرم اهل بیت بهشت است و آن کسی که [مردم را] به این حرم هدایت میکند و بعد هم شفاعتشان میکند، حضرت معصومه (س) است.
[بهشتی که حضرت ما را وارد آن میکند] هم در دنیاست و هم در آخرت؛ حریم اهل بیت، بهشت دنیاست. هر کسی وارد حریم اهل بیت شد، همین الان وسط بهشت است؛ «إِنَّ الْأَبْرارَ لَفي نَعيمٍ»،[۱۵] [ابرار همین] الان در بهشت اند، کما این که «وَ إِنَّ الْفُجَّارَ لَفي جَحيمٍ»،[۱۶] [فجار همین] الان در جهنم اند. «يَصْلَوْنَها يَوْمَ الدِّينِ»،[۱۷] قیامت یک جهنم و حساب و کتابی است که یک مواجهه دیگری است.
پس این بانوی بزرگوار به اینجا آمدهاست تا چراغ هدایتی را [روشن کند]. ما نمیدانیم حضرت در پشت پرده [چه کارهایی] میکنند، [ولی میدانیم که] مسیر هدایت، به سوی این حرم و این بهشت گشوده میشود. در پایان کار هم آنهایی که وارد حرم میشوند، تطهیر و رفع نقائصشان با این بانوی کریمه است.
پدر بزرگوار مرحوم آیت الله العظمی مرعشی فرموده بودند که حضرت زهرا سلام الله علیها جلالت خودشان را به این کریمه دادهاند. [لذا کسی که وارد این حرم میشود،] در حرم حضرت زهرا (س) است. [مقام حضرت زهرا (س) خیلی مقام والایی است؛] ایشان حقیقت «لیلة القدر» هستند و مقام «ام الائمه النجباء» را دارند. حال حضرت معصومه (س)، یک جلوهای از آن حقیقت است.
بنابراین حریم اهل بیت و چراغ هدایت اینجاست و همه باید به این حرم بیایند. آن کسی که شفاعت و اصلاح امت به دست او رقم میخورد، حضرت معصومه (س) است. ایشان امت را شفاعت میکنند.
ایشان هفده روز آمدند و اینجا مهمان مردم قم بودند و بعد از هفده روز به شهادت رسیدند. در این دوران هفده روزه که دوران بیماری حضرت هم بود، مردم قم خیلی از ایشان تجلیل کردند و موقع ورودشان به شهر، به استقبال ایشان رفتند. زمام ناقه ایشان را یکی از بزرگان قم روی دوش میکشید و ایشان را در بیت النور سکنی دادند. مردم قم مردم از آغاز جزو محبین اهل بیت و مومنین بودند و لذا خیلی به حضرت احترام کردند و تشییع با عظمتی برای ایشان ترتیب دادند و طبق نقلی وجود مقدس ایشان در همین محل به دست وجود مقدس علی بن موسی الرضا علیه السلام به خاک سپرده شد.
پاورقیها
. «إِنَّ لِلَّهِ حَرَماً وَ هُوَ مَكَّةُ أَلَا إِنَّ لِرَسُولِ اللَّهِ حَرَماً وَ هُوَ الْمَدِينَةُ أَلَا وَ إِنَّ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ حَرَماً وَ هُوَ الْكُوفَةُ أَلَا وَ إِنَّ قُمَّ الْكُوفَةُ الصَّغِيرَةُ أَلَا إِنَّ لِلْجَنَّةِ ثَمَانِيَةَ أَبْوَابٍ ثَلَاثَةٌ مِنْهَا إِلَى قُمَّ تُقْبَضُ فِيهَا امْرَأَةٌ مِنْ وُلْدِي اسْمُهَا فَاطِمَةُ بِنْتُ مُوسَى وَ تُدْخَلُ بِشَفَاعَتِهَا شِيعَتِي الْجَنَّةَ بِأَجْمَعِهِم»؛ بحار الأنوار، ج۵۷، ص۲۲۸.
. «إِنَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ أَدْنى مِنْ ثُلُثَيِ اللَّيْلِ وَ نِصْفَهُ وَ ثُلُثَهُ وَ طائِفَةٌ مِنَ الَّذينَ مَعَكَ وَ اللَّهُ يُقَدِّرُ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ عَلِمَ أَنْ لَنْ تُحْصُوهُ فَتابَ عَلَيْكُمْ فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ عَلِمَ أَنْ سَيَكُونُ مِنْكُمْ مَرْضى وَ آخَرُونَ يَضْرِبُونَ فِي الْأَرْضِ يَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَ آخَرُونَ يُقاتِلُونَ في سَبيلِ اللَّهِ فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنْهُ وَ أَقيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ أَقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً وَ ما تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ مِنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ هُوَ خَيْراً وَ أَعْظَمَ أَجْراً وَ اسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيم»؛ سوره مزمل، آیه ۲۰.
. سوره مزمل، آيه ۲ تا ۴.
. سوره مزمل، آیه ۷.
. «وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرينَ * الَّذينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ»؛ سوره بقره، آیه ۱۵۵ و ۱۵۶.
. سوره یونس، آیه ۶۲.
. سوره عنکبوت، آیه ۲.
. «أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا يَأْتِكُمْ مَثَلُ الَّذينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ مَسَّتْهُمُ الْبَأْساءُ وَ الضَّرَّاءُ وَ زُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَ الَّذينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتى نَصْرُ اللَّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَريب»؛ سوره بقره، آیه ۲۱۴.
. «أَوْ كَظُلُماتٍ في بَحْرٍ لُجِّيٍّ يَغْشاهُ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ سَحابٌ ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ إِذا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَراها وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُور»؛ سوره نور، آیه ۴۰.
. «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فيها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ في زُجاجَةٍ الزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ يَكادُ زَيْتُها يُضيءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَليمٌ»؛ سوره نور، آیه ۳۵.
. «في بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فيها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ»؛ سوره نور، آیه ۳۶.
. «عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً * إِلاَّ مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً»؛ سوره جن، آیه ۲۶ و ۲۷.
. «فَاصْبِرْ كَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَ لا تَسْتَعْجِلْ لَهُمْ كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ ما يُوعَدُونَ لَمْ يَلْبَثُوا إِلاَّ ساعَةً مِنْ نَهارٍ بَلاغٌ فَهَلْ يُهْلَكُ إِلاَّ الْقَوْمُ الْفاسِقُون»؛ سوره احقاف، آيه ۳۵.
. «فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَكَ وَ لا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصير»؛ سوره هود، آیه ۱۱۲.
. سوره انفطار، آيه ۱۳.
. سوره انفطار، آيه ۱۴.
. سوره انفطار، آيه ۱۵.