انواع هجرت در اسلام و برکات هجرت حضرت معصومه (سلام الله علیها)
متن زیر سخنرانی آیت الله میرباقری در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۱ است، که در شب وفات حضرت معصومه سلام الله علیها در شهر مقدس قم برگزار شده است.
انواع هجرت
«وَ مَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهاجِراً إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ»[۱] یکی از عبادات یا به تعبیری مأموریت هایی که خدای متعال به انبیاء الهی و اولیاء خودش داده و سپس از مومنین توقع کرده، هجرت کردن است. البته این هجرت را گاهی به هجرت معنوی تأویل کردند که درست هم هست؛ یعنی یکی از هجرتها هجرت معنوی است.
۱ـ۱. هجرت معنوی
هجرت معنوی یعنی انسان از تعلقات خودش و از میدانهای جاذبهای که در آنها قرار گرفته، خارج بشود و به خدای متعال رو بیاورد. «وَ مَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهاجِراً إِلَى اللَّهِ» بیت انسان نفسش است. انسان باید از این بیت به سمت خدای متعال هجرت کند.
اگر هجرت کرد، کمکم رنگ خودش کم میشود و صبغه خدا اضافه میشود، به یک جایی میرسد که دیگر خودی نمیبیند و هرچه میبیند آیات الهی است. این هجرت یکی از مأموریتهای باطنی است. همه باید این هجرت را داشته باشند؛ هجرت به سوی خدای متعال که این هجرت هم از وادی انبیاء و اولیاء یعنی از وادی نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه عبور میکند. انسان از میدان ولایت ائمه علیهم السلام به سمت خدا حرکت میکند. انسان هرچه بیشتر در وادی ولایت امیرالمومنین علیه السلام تعمق کند، غور کند و پیش برود، فاصلهاش با نفسش زیادتر میشود، نورانیتر میشود، از ظلمات به سمت نور بیرون میرود تا به سرچشمه نور میرسد. به یک نقطه ی میرسد که امام را در مقام حقیقت نورانیتش زیارت میکند که این زیارت خداست و لقاء الله است. این یک هجرت است که هجرت عمومی هم هست و همه مکلفاند به این که «مُهاجِراً إِلَى اللَّهِ» باشند و فرصت دنیا، فرصت مهاجرت است. حالا اگر کسی هجرت کرد «فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ» دیگر هر حادثهای برای مهاجر پیش بیاید، مزدش با خداست.
۲ـ۱. هجرت ظاهری
ولی فقط هجرت این نیست. یک هجرت خیلی مهم دیگری هم داریم که نباید در کنار این هجرت معنوی، از عظمتش کم بشود و آن، این است که انسان باید خیلی اوقات از تعلقات خودش و از وطن خودش هجرت کند. گاهی برای رسیدن به حق باید هجرت کند. خدای متعال درسوره مبارکه نساء یک مطلبی را بیان میکند و میفرماید که یک عدهای را وقتی ملائکه قبض روح میکنند، به آنها میگویند: «قالُوا فيمَ كُنْتُمْ»[۲] چه کار میکردید؟ این چه اوضاعی است که شما دارید؟ چون وقتی ملائکه میآیند، احوال آدم را میبینند؛ میبینند دست آدم پر است یا خالی. «قالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفينَ فِي الْأَرْضِ» ما ضعیف شده بودیم و کاری از ما بر نمیآمد. در آن سرزمینی که ما زندگی میکردیم، مستضعف بودیم و کاری از ما ساخته نبود. خدای متعال میفرماید که ملائکه به آنها میگویند: «قالُوا أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فيها» مگر سرزمین خدا وسیع نبود که هجرت کنید؟ درست است که آن سرزمین دست ائمه جور بود، دست ائمه ضلال بود، ولی اگر میتوانستید هجرت کنید، باید هجرت میکردید.
این را خدای متعال نمیپذیرد که انسان در یک سرزمینی بماند که دست مستکبرین است و اجازه بندگی نمیدهند. اجازه چهار رکعت نماز را همه میدهند، آدم میتواند مخفیانه برود و نماز بخواند اما مقصود این نیست. واقعاً اجازه دینداری نمیدهند. الان در تمدن غرب این کشورهای مستکبر، اجازه ساختن مسجد میدهند، اجازه میدهند نماز بخوانی، ولی اگر احساس کردند که داری ذکر خدا را اقامه میکنی، جلویت را میگیرند. مسجدی که آنها اجازه میدهند، با میکده یکی است. در چهار طرف میدان، یک طرف میکده است، یک طرف مسجد است، یک طرف کنیسه است و یک طرف کلیسا؛ هر کدام را میخواهی میتوانی انتخاب کنی. اینها هیچ کدام احترام ندارند.
میپرسند برای چه رفتی آنجا؟ میگوید میخواهم خوش بگذرانم. مگر فرصت دنیا برای خوشگذرانی است؟ میخواهم پول در بیاورم. مگر فرصت دنیا برای پول درآوردن است؟ فردی میخواست به مسافرت تجاری برود، حضرت گفت: نرو. بعد که رفت، وقتی برگشت گزارش داد که آقا خیلی سود کردم. حضرت فرمود: بله فلان روز نماز صبحت قضا شد. من میخواستم نماز صبحت قضا نشود. به یک کشوری که مستکبرین هستند، نظام کفر به پا کردند و پرچم خدا را پایین آوردند، هجرت کنیم بعد هم میگویند که دوره ادیان الهی گذشته، حالا تو دلت میخواهد مسجد بسازی، مسجد بساز! نماز هم میخواهی بخوانی، بخوان! این که دینداری نیست. میگوید «كُنَّا مُسْتَضْعَفينَ» کار دست ما نبود. واقعا هم همینطور است. در آن سرزمین مستضعفاند. «قالُوا أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فيها» سرزمین خدا گسترده بود، چرا هجرت نکردی؟
«فَأُولئِكَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ» اینها پناهگاهشان جهنم است. چرا؟ چون به یک جایی پناه بردند که آنجا جهنم است، محیط حاکمیت معاویه جهنم است. جهنم خود معاویه است. خدای متعال وقتی بنی اسرائیل را از دست فرعون نجات داد، میفرماید فرعون را غرق کردیم و بنی اسرائیل را نجات دادیم «مِنَ الْعَذابِ الْمُهينِ»[۳] آنها را از یک عذابی که در عین حالی که رنج است، حقارت هم در آن هست، یعنی از رنج همراه با حقارت نجات دادیم. فرعون را غرق کردیم، بساطش را جمع کردیم و هرچه داشتند به بنی اسرائیل سپردیم. در این دست به دست شدن، بنی اسرائیل را از عذاب مهین نجات دادیم. عذاب مهین چیست؟ میفرماید: فرعون؛ هر کجا فرعون هست، هم عذاب است و هم تحقیر است.
چرا؟ «إنَّهُ كانَ عالِياً مِنَ الْمُسْرِفينَ» علو دارد و میخواهد برتر باشد. برخلاف عبادالله که «يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً»،[۴] این شخص همیشه میخواهد برتر باشد و کسی که میخواهد برتر باشد، میخواهد دیگران را نردبان خودش کند. هرکجا ولایت او هست، رنج هم هست. «يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتي كانَتْ عَلَيْهِمْ»[۵] یعنی همین؛ عذاب همراه با خواری است. دیگران را هم تحقیر میکند و هم رنجشان میدهد تا خودش تفرعن کند. خاصیت تفرعن این است. میفرماید: «مِنْ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ كانَ عالِياً» میخواهد پایش را از گلیم خودش درازتر بکند. سفره جلوی دیگران را جمع میکند و جلوی خودش میکشد با تحقیر هم میکشد.
الان مستکبرین عالم را ببینید! منافع ملتها را در کشورهای خودشان جمع کردند. همه منابع را با یک قانون گذاری ظالمانه، با یک معیارهای ظالمانه، با یک ترازوی ظالمانه در کشور خودشان متمرکز کردند. بعد هم مسئولشان صحبت میکند و در صحبتهایش که این روزها پخش شد، میگوید که اینجا باغ است و بقیه دنیا جنگل است. ما آدمیم، بقیه حیواناند. اینها میشود «عالِياً مِنَ الْمُسْرِفينَ». کسی که اینطوری است علو و اسراف دارد. هر کجا هست هم تحقیر میکند، هم رنج میدهد.
قرآن میفرماید اینهایی که در سرزمینهایی رفتند که در دست کفار بوده و کفار آنها را اداره میکردند، مستضعف بودند. اینها نمیتوانند دینداری بکنند. نماز شده یک بازی؛ حجاب رفته، نماز رفته، یک خم و راستی هم میشوند. در کاخ فرعون هم انسان میتواند مومن باشد، ولی وقتی است که یک مأموریتی داشته باشی. اگر مأموریت نداشته باشی، حتما استحاله میشوی. کسی با یک مأموریت رفته آنجا، میشود مومن آل فرعون، میشود همسر فرعون که جزو مومنین به حضرت موسای کلیم است. ولی آدمی که میرود زیر چتر فرعون، میرود در دربار فرعون و در محیط سلطنت فرعون، نمیتواند به دینش عمل کند. این خیلی واضح است، چون آنجا محیط اقامه کفر است. کم کم همهچیز رنگ میبازد. میگویند: چه کار میکردی؟ میگوید: ما مستضعفین بودیم. «فَأُولئِكَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ» پناهگاهشان جهنم است. چرا؟ چون به این شیاطین پناه بردند و آنجایی که پناه برده جهنم است. قرآن میفرماید این فراعنه جهنم به پا میکنند.
ـ تکاثر، منشأ غفلت از هجرت به سوی امام
من مکرر این سوره را تقدیم کردم. «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ أَلْهاكُمُ التَّكاثُرُ * حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقابِر * كَلاَّ سَوْفَ تَعْلَمُونَ * ثُمَّ كَلاَّ سَوْفَ تَعْلَمُونَ»[۶] یک امری موجب غفلت شما شد. شما را به الهاء انداختند و آن هم تکاثر، یعنی یک محیط تکاثر درست میکنند. آدم میخواهد جمع کند و نمیداند هم چه میخواهد! جمع کند. محیط دنیا همین است. حضرت فرمود، حضرت آدم دنبال چیزی رفت که احتیاج نداشت و این در نسلش مانده. اکثر چیزهایی که بنیآدم جمع میکنند، احتیاج ندارند و این میشود تکاثر. یک شیطانی، یک فراعنهای، محیط تکاثر درست میکند همه را مشغول میکند. پول بیشتر، مال بیشتر، رفیق بیشتر، قدرت بیشتر، کتابخانه بزرگتر، شاگرد بیشتر، برای هر کسی یک جور است. و از طریق این تکاثر غافل میکند. از چه چیزی غافل میکند؟ انتهای سوره توضیح میدهد. «أَلْهاكُمُ التَّكاثُرُ» شما را به لهو انداخت، غافلتان کرد و رفتید در محیط غفلت.
این محیط غفلت تا کجا ادامه دارد؟ «حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقابِر» یقهات را دست شیطان دادی و او تا تو را در قبر نکند، دست برنمیدارد. امروز به یک چیز مشغولت میکند، فردا به یک تکاثر دیگر. «كَلاَّ سَوْفَ تَعْلَمُونَ ثُمَّ كَلاَّ سَوْفَ تَعْلَمُونَ» دو مرحله پیش روی شماست؛ پردهها کنار میرود و متوجه میشوید که اشتباه کردید و فرصت دنیا فرصت غفلت و تکاثر نبود. این دو مرحله برزخ و قیامت هستند.
بعد میفرماید: «كَلاَّ لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقينِ * لَتَرَوُنَّ الْجَحيمَ» شما اگر اهل علم الیقین بودید، همان جایی که در دنیا مشغول تکاثر و لهو بودید، میفهمیدید که وسط جهنم هستید. میدیدید که این محیط، محیط جهنم است. شیطان جهنم درست کرده است. سقیفه جهنم است؛ محیط الهاء و تکاثری که سقیفه درست کرده، همه را به وسط جهنم برده. ندیدید ولی چشمتان را باز میکنیم. «ثُمَّ لَتَرَوُنَّها عَيْنَ الْيَقينِ» شما اهل علم الیقین نبودید، تا باطن عالم را ببینید، اما در قیامت پردهها کنار میرود، «يَوْمَ هُمْ بارِزُونَ»[۷] و میبینید که وسط جهنم هستید.
حالا این محیط الهاء و تکاثری که شیطان درست میکند، سقیفه درست میکند، بنی امیه درست میکند، همانی که برای کندن مردم از امام است «وَ إِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَيْها وَ تَرَكُوكَ قائِماً»[۸] آن لهوی که درست میکنند تا ما را از امام جدا کنند؛ برای چیست؟ شما را از چه چیزی غافل کردند؟ «ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعيمِ» از آن نعیمی که در دنیا بود و باید به او مشغول باشید، غافلتان کردند. فرمود ما نعیم هستیم. نعیم آب و دان و اینها نیست! اگر امیرالمومنین علیه السلام نبود که کسی نمیپرسید چرا در دام معاویه افتادی و مبتلا به الهاء و تکاثر شدی، ولی وقتی امیرالمومنین علیه السلام بود، میروی وسط جهنم؟! میگویند: چرا جهنمی شدی؟ مگر امیرالمومنین علیه السلام نبود؟ مگر فقط معاویه دعوت میکرد؟ مگر فقط معاویه طبل و دهل میزد؟ مگر امیرالمومنین علیه السلام نبود؟ مگر بیت الذکر نبود؟ چرا آن طرف نرفتی؟ پس فرصت دنیا فرصت توجه به امام است.
داستان جبهه مقابل این است که محیط لهو و لعب درست میکند. حیات الدنیا عالم طبیعت نیست؛ همه ما در عالم ارض هستیم «وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ»[۹]. حیات الدنیا آن محیطی است که فراعنه درست میکنند. لذا ذیل این آیه شریفه «بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَياةَ الدُّنْيا * وَ الْآخِرَةُ خَيْرٌ وَ أَبْقى»[۱۰] روایت تصریح دارد که حیات دنیا، ولایت ائمه جور است.
آن بساطی که معاویه به پا میکند، حیات الدنیاست. در روایت وقتی به امام سجاد علیه السلام عرض کرد: «أَيُّ الْأَعْمَالِ أَفْضَلُ»[۱۱] فرمود: «مَا مِنْ عَمَل بَعْدَ مَعْرِفَةِ اللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ وَ مَعْرِفَةِ رَسُولِهِ أَفْضَلَ مِنْ بُغْضِ الدُّنْيَا» بعد حضرت توضیح دادند که دنیا عالم طبیعت نیست. بعد حضرت شعب معاصی را میشمارند و میگویند دنیا همین شعب معاصی است. محیط استکبار است. محیط حرص است. محیط حسد است. بعد فرمود از این سه تا صفت، هفت امر دیگر منشعب میشود «حُبُّ النِّسَاءِ وَ حُبُّ الدُّنْيَا وَ حُبُّ الرِّئَاسَةِ وَ حُبُّ الرَّاحَةِ وَ حُبُّ الْكَلَامِ وَ حُبُّ الْعُلُوِّ وَ الثَّرْوَةِ». وقتی اینها جهنم به پا میکنند و تو میروی زیر بارشان، خودت جهنم را قبول کردی و میشوی اصحاب النار، «لا يَسْتَوي أَصْحابُ النَّارِ وَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ»[۱۲] اصحاب دنیا اصحاب نارند، اصحاب معاویه اصحاب نار هستند چون خودش جهنم است، خودش عذاب است، خودش رنج است.
در سوره مبارکه تحریم وقتی داستان فتنه آن دو زن را توضیح میدهد، به مومنین میگوید: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْليكُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ»[۱۳] اینها جهنم و آتش به پا کردند. دست خودتان و اهلتان را بگیرید و فرار کنید. این نار چیست؟ «وَقُودُهَا النَّاسُ» خود اینها آتشگیره هستند و جهنم از خود اینها به پا میشود، شعلههای جهنم از خود این آدمی است که مقابل پیامبر میایستد کما این که بهشت خود پیامبر است.
قرآن میفرماید یک عدهای میروند و زیر بار مستکبرین زندگی میکنند. میتوانند بیرون بیایند، میتوانند بارشان را ببندند و به جای دیگری بروند، اما همانجا میمانند. این شخص آرام آرام همه چیزش را از دست میدهد. به او میگویند چه کار کردی؟ میگوید: من کاری از دستم بر نمیآمد. درست هم میگوید و واقعا آنجا مستضعف بوده. ما در محیط فرعون چه کار میتوانیم بکنیم؟! ما الان برویم در کشورهای دیگر چه کار میتوانیم بکنیم؟ به آنها میگویند: مگر شما نمیتوانستید هجرت کنید؟ بعد قرآن میفرماید اینهایی که هجرت نمیکنند، نتیجهاش این است «فَأُولئِكَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ» پناهگاهشان آتش است. «فَأُولئِكَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ ساءَتْ مَصيراً» چون به یک جایی پناه بردی که خود جهنم است. نه اینکه خدای متعال به زور تو را جهنم ببرد، خودت به جهنم پناه بردی و حالا هم باید همانجا زندگی کنی. «وَ ساءَتْ مَصيراً» صیرورت تو دیگر با همین هاست.
ـ مستضعف معذور از هجرت
بعد میفرماید: بله یک دسته هستند که عذر آنها قبول است «إِلاَّ الْمُسْتَضْعَفينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا يَسْتَطيعُونَ حيلَةً وَ لا يَهْتَدُونَ سَبيلاً» هیچ کار از او بر نمیآید. نمیتواند هجرت کند چون ضعیف است. پس ببینید یکی از تکالیف ما هجرت است، همین هجرت ظاهری. یک جایی نمیگذارند، باید بارت را برداری و به جای دیگری بروی. عنایت بکنید آن مستضعفینی که وقتی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف تشریف میآورند، آنها را ائمه میکنند، اینها نیستند. این مستضعفی که میتوانسته هجرت کند، مانده آنجا همه چیزش را باخته یا نه «وَ لا يَهْتَدُونَ سَبيلاً»، آنهایی هستند که دشمن آنها را ضعیف کرده، ولی آن مستضعفینی که به ائمه تبدیل میشوند، دارند کار خودشان را در عالم جلو میبرند و خدا به آنها امامت میدهد.
آن مستضعفینی که در آیات بعد ملاحظه کردید که میفرماید که چرا نمیروید مجاهده کنید برای آن مستضعفینی است که «رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُها»[۱۴]. یک عدهای هستند که وقتی میروند در محیط فرعون، در محیط مستکبرین میفهمند که اینجا را خدا دوست ندارد. میخواهد بیرون بیاید ولی نمیتواند. دائم منتظر است و التماس میکند که خدایا یک کسی را بفرست تا دست ما را بگیرد و بیرون بیاورد! خدای متعال موسی را میفرستد و اینها را نجات میدهد. اینهایی که دارند با فرعون زندگی میکنند و خوش هستند، بعد هم میگویند کاری از ما ساخته نیست را حضرت موسی نجات نمیدهد. آنهایی که واقعا تحت فشارند و هر روز میگویند، خدایا کسی را بفرست و ما را از دست فرعون نجات بده! آنها را خدا میگوید بروید! بجنگید و آزاد کنید! «وَ ما لَكُمْ لا تُقاتِلُونَ في سَبيلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ ِ الَّذينَ يَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُها».
ـ معرفت امام، دلیل هجرت
آنجایی که آدم نمیتواند بندگی کند، باید هجرت کند. یک جایی دستور به هجرت دارد. در روایات دارد اگر باید بروید تا امام را بشناسید، باید هجرت کنید. عذر نداری که بگویی من امام را نشناختم. حضرت در مدینه از دنیا رفتند و وصی خودشان را معین کردند. آن مومنی که در خراسان است، چه کار باید بکند؟ فرمود باید هجرت کند. اگر کوچ کرد و رفت تا امامش را بشناسد، اما از دنیا رفت، پاداش او نزد خداست «وَ مَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهاجِراً إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّه». هجرت برای همین است که آدم برود تا دینش را به دست بیاورد و امامش را پیدا کند. مهمترین مسئله همین است. نمیشود بنشیند در شهر خودش و بگوید من نمیدانستم امام چه کسی است. اگر همه شما هم نمیروید، یک عدهای باید از طرف قوم بروند و وقتی برگشتند، اینها را انذار کنند. پس یک هجرتی است که ما به آن مکلفیم تا بتوانیم دینمان را حفظ کنیم. اگر در محیط فراعنه و محیط ظلمت هستیم و میتوانیم بیرون برویم، باید برویم. اگر معرفت امام متوقف بر هجرت است، باید هجرت کرد.
در ادامه این آیات ملاحظه میکنید که میفرماید مستضعفینی که کار ازشان ساخته نیست، «فَأُولئِكَ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَعْفُوَ عَنْهُمْ وَ كانَ اللَّهُ عَفُوًّا غَفُوراً» شاید خدا ببخشدشان و خدای متعال نسبت به اینها وعده مغفرت میدهد. اینها همانهایی هستند که فرمود: «مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّهِ»[۱۵] شما در باب ایشان پیش داوری نکنید؛ نگویید که به جهنم میروند. خدا داوری در باب آنها را به تأخیر انداخت، شما هم در بابشان داوری نکنید. ولی آن کسی که میتواند دین خودش را حفظ کند و این امکان برایش هست، مکلف به هجرت است.
۳ـ۱. هجرت مخصوص انبیاء و ائمه الهی برای ساختن امت
این، یک هجرت است و یک هجرت دیگری هم داریم که کار انبیاء و ائمه است. آنها هجرت میکنند و امت خودشان را هم با خود میبرند که این هجرت ترکیبی از هجرت ظاهری و معنوی است. وجود مقدس نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از مکه به مدینه هجرت میکنند. حضرت ابراهیم خلیل دو هجرت دارند؛ یک هجرت به سمت جزیره العرب تا حضرت اسماعیل و یک قسم از ذریهشان بیایند اینجا و یک بنایی درست کنند، یک هجرت هم دارند به سمت شامات تا جناب اسحاق در آن طرف یک امتی درست کند. این هجرت انبیاست و اغلب انبیاء بزرگ هم این را داشتهاند.
حضرت موسای کلیم وقتی پیروز میشوند، بنی اسرائیل را از دریا عبور میدهند. بنی اسرائیل هوس دارند که برگردند، اما فرمود: «ادْخُلُوا الْأَرْضَ»[۱۶] بروید، اینجا دیگر جای زندگی نیست. «وَ لا تَرْتَدُّوا عَلى أَدْبارِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خاسِرينَ» برنگردید؛ آنجایی که فرعون درست کرده به درد شما نمیخورد. بروید بالای سرزمین مقدس، به هجرت دعوت میکند. البته ورودتان به آنجا هم مقدماتی دارد و باید با درگیری وارد بشوید. آنجا باب بهشت است و در بهشت را باز نمیکنند تا هر کسی میخواهد، داخل برود. «أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ»[۱۷] میخواهیم شما را به بهشت ببریم و درهای بهشت را در دنیا به رویتان باز کنیم. «وَ لَمَّا يَأْتِكُمْ مَثَلُ الَّذينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ مَسَّتْهُمُ الْبَأْساءُ وَ الضَّرَّاءُ وَ زُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَ الَّذينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتى نَصْرُ اللَّهِ» در سختیها جلوتر از همه رسول میرفت، چون میخواست امتش را در بهشت ببرد. برای بهشت رفتن، اول باید بهشتی شد. تا آدم بهشتی نشود که نمیتواند به بهشت برود. بهشتی شدن عبور از سختی هاست.
حضرت فرمود که اینها وقتی در ارض مقدس نرفتند، به وادی تیه مبتلا شدند که شاید در سرزمین سینای فعلی بوده. حضرت فرمود اگر از خاکش کوزه درست کنند، ظرف درست کنند و در آن غذا بپزند، من نمیخورم. فرق میکند دیگر. حضرت فرمود بروید در ارض مقدس، «كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ» خدا برایتان نوشته اما نفهمیدند. حضرت موسی میگویند «كَتَبَ اللَّهُ» قطعی است و مال شماست. بروید و آنجا را بگیرید. بروید و این سرزمین را از دست اینها در بیاورید، این سرزمین مقدس مال شماست. این هجرت است دیگر. باید از محیط مصر هجرت کنند و همه تعلقاتشان را بگذارند. حضرت حداقل ششصد هزار نفر از بنی اسرائیل را با خودش آورده و میگوید: بروید و وارد سرزمین مقدس شوید. نرفتند و به وادی تیه مبتلا شدند، تا این که در وادی تیه حضرت موسی از دنیا رفتند. جالب این است که حضرت مأمور شد در وادی تیه هم با اینها باشد. اگر حضرت با اینها نمیماند، عذاب نازل میشد. با آنها در وادی تیه ماند تا عذاب نازل نشود.
ما باید برای حفظ دین هجرت کنیم، ولی انبیاء هجرت میکنند چون میخواهند یک امتی بسازند و دین خدا را اقامه کنند. اگر میخواهید دین خدا اقامه بشود، باید بروید در ارض مقدس. آنجا میشود دین را برپا کرد، در سرزمین مصر امکانش فراهم نیست. هجرتهایی که انبیاء دارند، هجرت هایی که ائمه بزرگوار دارند، برای همین است. این هجرتها یک ظاهر و یک غیب دارد؛ غیب این کارهایی که انبیاء میکنند، در دست ما نیست و از دست ما خارج است.
ذیل جنگ احد و داستان حمراء الاسد خدای متعال بیان میکند: «ما كانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنينَ عَلى ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَميزَ الْخَبيثَ مِنَ الطَّيِّبِ»[۱۸] خدای متعال شما را اینطوری رها نمیکند. پاکها را از شما جدا میکند. خدای متعال کار را جوری سخت میکند که در احد منافقها جدا میشوند. کار را سخت میکند تا معلوم میشود چه کسی منافق است. شب عاشورا حضرت این آیه را میخواندند. خوب و بدها را در عاشورا جدا میکند، «ما كانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنينَ عَلى ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَميزَ الْخَبيثَ مِنَ الطَّيِّبِ».
ولی یک لطیفهای دارد «وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ» شما را مشرف به غیب نمیکنیم، که ما با چه طرحی در پشت پرده داریم کار را جلو میبریم. پشت پرده دست شما نیست. پس ما چه کار کنیم؟ ما که طرح خدا را بلد نیستیم؛ «فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ»، طرح ما دست انبیاست. «عَلِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلىَ غَيْبِهِ أَحَدًا * إِلَّا مَنِ ارْتَضىَ مِن رَّسُولٍ»[۱۹] وقتی کسی را برای یک مأموریتی انتخاب کرد و بار روی دوشش گذاشت، پشت صحنه را هم به او نشان میدهد و میگوید شما باید این کار را بکنی و اینطوری به آنجا میرسی.
در این کتاب جدیدی که از مرحوم آیت الله العظمی بهجت چاپ شده، دیدم که آنجا میگویند امام زمان قطعا زمان ظهور خودش را میداند. پرده غیب دستش است و میداند دارد چه کار میکند. خدای متعال غیبش را در اختیار همه قرار نمیدهد، ولی رسول که میخواهد یک طرح را جلو ببرد، باید پشت صحنهاش را هم ببیند. در سوره مبارکه دخان خدای متعال به حضرت موسی میگوید که شما بروید! بناست که فرعونیها غرق بشوند، «وَ اتْرُكِ الْبَحْرَ رَهْواً»[۲۰] حالا حضرت شبانه بنی اسرائیل را میبرد پشت دریا. او میداند چه میشود ولی بقیه که نمیدانند، باید به این پیامبر ایمان داشته باشند. اینکه چرا غیب حادثهها به ما گفته نمیشود، علل متعدد دارد. یکیاش این است که اگر غیب حادثهها را بدانند، دیگر امتحان برقرار نمیشود. امتحان همین است که با پیامبر خدا راه بروی. بگوید برویم پشت دریا، بروی پشت دریا. اگر فهمیدم که دیگر امتحان نیست.
کارهایی که انبیاء و اولیاء خدا انجام میدهند یک غیب و یک شهود دارد؛ شهودش را همه میبینند، اما غیبش دست خدای متعال و دست انبیاست. لذا خدای متعال در قرآن وقتی داستان انبیاء را میگوید، گاهی به پیامبر توضیح میدهد و میگوید: «تِلْكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ»[۲۱] داستان حضرت نوح را که میگوید، میگوید این خبر غیبی بود که به تو دادم. من مورخ نیستم که بیایم بگویم یک کشتیای ساخت، من غیب حادثه را دارم، میگویم. میگویم این پیامبر ما آمد، مأموریتش این بود، اینطوری صبوری کرد، نهصد و پنجاه سال صبر کرد و وقتی نسلها جدا شدند و دیگر مومنی در نسلها نبود، دعا کرد و بنا شد بساط را جمع کنند. این غیب واقعه است. داستان حضرت یوسف را وقتی در قرآن نقل میکند، در آیه آخر میفرماید این از اخبار غیبی بود که برای شما گفتیم. نه این که داستان حضرت یوسف غیبی بود، بلکه داستانش یک پشت پرده داشت و من پشت پردهاش را برای شما گفتم. آنها که میخواهند پشت پردهاش را بفهمند، باید از روی قرآن بخوانند.
داستانهایی که انبیاء و اولیاء الهی اداره میکنند، پشت صحنه و غیب دارد اما ما غیبش را نمیفهمیم. عاشورا یک غیبی دارد و سیدالشهداء علیه السلام میفهمند دارند چه کار میکنند. آنهایی هم که در این مسیر با حضرت همراه میشوند، کم کم یک پردههایی برایشان کنار میرود. شب عاشورا وقتی کنار حضرت میمانند، حضرت پرده را کنار میزند و میگوید در رجعت برمیگردیم. طرح خودش را به آنها نشان میدهد و بعد از رجعت هم میگوید که جایگاههایتان اینجاست. حضرت زینب سلام علیها میداند این داستان به کجا میرسد. در گودی قتلگاه به حضرت عرضه میدارد شما که بهتر میدانید اینطوری نمیماند و اینجا حرم میشود. اصل حادثه آن صحنه غیبیاش است، ولی دست آدم نیست.
این داستانی که وجود مقدس علی بن موسی الرضا ارواحنا فداه به خراسان هجرت کردند، واقعا یک هجرت عظیمی است. پشت سرش اتفاقات بزرگی افتاده که ما بعد از ۱۲۰۰ سال یک خرده اش را میفهمیم، چون آشکار شده و دیگر غیب نیست. الان میفهمیم امام رضا علیه السلام چه کار کردند و چه تصرفی در عالم کردند. در این مسیر هجرت حضرت تا خراسان چه اتفاقاتی افتاده که به محل تشیع تبدیل شده است. این غیب دست کسی نیست. آن وقت آنهایی که با امام همراه میشوند و در طرح امام مأموریت پیدا میکنند، به اندازه خودشان پشت صحنهها را میبینند.
آن وقت که به یک شخصیتی مثل حضرت زینب سلام الله علیها در کربلا مأموریت میدهند، پشت صحنه را هم بهش میگویند. میگویند اینطوری است و کار به این جاها میرسد.
۲. هجرت حضرت معصومه (سلام الله علیها) و برکات آن
نسبت به حضرت معصومه سلام الله علیها داستان همین است. این هجرت حضرت معصومه سلام الله علیها به قم یک ظاهر و یک باطنی دارد؛ غیبش همینی است که ما بعد از ۱۲۰۰ سال، یک خرده داریم میفهمیم که حضرت آمده اینجا ایستاده تا چه کار کند. امام رضا علیه السلام برای یک هدفی آمدند و امام زادهها را با خودشان آوردند و مأموریت دادند که محورشان حضرت معصومه سلام الله علیها است.
این که حضرت میآمد تا برود دیدار در حد یک خواهر و برادر معمولی که شأن حضرت معصومه سلام الله علیها نیست. بله هیچکس به اندازه حضرت معصومه سلام الله علیها امام رضا علیه السلام را دوست نمیداشت. و هیچکس هم از دوری امام رضا علیه السلام به اندازه حضرت معصومه سلام الله علیها غصه دار نبود. این ابتلاء حضرت است. با همین ابتلاء هم عالم سیر میکند. هیچکس به اندازه حضرت زهرا سلام الله علیها در مصیبت سیدالشهداء علیه السلام غصه دار نیست و این غصه عالم را راه میبرد و این عالم را تطهیر میکند. در زیارت نامه حضرت هست که این بلای حضرت معصومه سلام الله علیها است که باید دوری از حضرت موسی بن جعفر علیه السلام را آن طوری تحمل کنند و بعد فراق امام رضا علیه السلام را اینطوری تحمل کنند.
یک مأموریتی روی دوش حضرت است، در قم یک کاری دارند و آن کار را ما الان یک خرده اش را میفهمیم. حضرت آمدند، اینجا ایستادند و اینجا را به حرم اهل بیت تبدیل کردند؛ یعنی باب حرم اهل بیت با حضرت معصومه سلام الله علیها باز شده است. این روایت امام صادق علیه السلام خیلی حرف لطیفی است. حضرت فرمود حرم ما قم است «تُقْبَضُ فِيهَا امْرَأَةٌ مِنْ وُلْدِي اسْمُهَا فَاطِمَةُ بِنْتُ مُوسَى»[۲۲] یک نکتهای است، یک بشارتی است، یک خبری است، یعنی میخواهید به حرم ما وارد بشوید، بابش حضرت معصومه سلام الله علیها است. حرم اینجاست، جنت اینجاست، ولی باب الجنه حضرت معصومه سلام الله علیها است. لذا حرم حضرت معصومه سلام الله علیها باب بهشت همه ائمه است، باب شفاعت همه ائمه است.
دیدید بعضیها مثلا میگویند خواب دیدم یک باب، باب امام حسین علیه السلام است، یک باب، باب امام صادق علیه السلام است، حضرت معصومه سلام الله علیها در همه این ابواب حق شفاعت دارد. کسی میخواهد از وادی امام صادق علیه السلام به بهشت برود، اینجا یک بابی هست. از وادی امام رضا علیه السلام میخواهد برود، یک بابی هست. هر بابی هم حساب کتاب دارد. من این جمله امام صادق علیه السلام را اینطوری میفهمم که «بِأَجْمَعِهِم» در جمله «وَ تُدْخَلُ بِشَفَاعَتِهَا شِيعَتِي الْجَنَّةَ بِأَجْمَعِهِم» یعنی باب شفاعت همه ائمه است. هر امامی، یک باب خاصی دارد و از یک راهی مردم را میبرد. درست است همه یک راه هست و یک طرح هست، ولی سابقون اصحاب امام صادق علیه السلام غیر از سابقون اصحاب سیدالشهداء علیه السلاماند. «وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ»[۲۳] به تعبیر دیگر حواریون در روایت، همینهایی هستند که شهید شدند. حواریون امام صادق علیه السلام زراره است. اینها هم جزو «وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ»هستند. هر امامی یک راهی را میرود و عدهای را با خودش میبرد، بعد اینها را در قیامت از همان راهی که برده، به مقامت خود میبرد.
«فَإِنَّ لَكِ عِنْدَ اللَّهِ شَأْناً مِنَ الشَّأْن»[۲۴] شاید معنایش همین است که حضرت معصومه سلام الله علیها از شفاعت همه ائمه نصیب دارد. از شفاعت امام رضا علیه السلام یک نصیب دارد، از شفاعت امام صادق علیه السلام یک نصیب دارد. این که فرمود حرم ما قم است یعنی ورود به حرم هر امامی از باب حضرت معصومه سلام الله علیها ممکن است. این که یکی از ابواب جنت در قم است، یعنی همین؛ میخواهی با امام رضا علیه السلام سیر کنی، از طریق حضرت معصومه سلام الله علیها ممکن میشود. میخواهی با امام صادق علیه السلام سیر کنی، از طریق حضرت معصومه سلام الله علیها ممکن میشود. الان شاگردان امام صادق علیه السلام دارند با حضرت معصومه سلام الله علیها در اینجا سیر میکنند. همینطور نیست؟ یعنی باب امام صادق علیه السلام که به روی شیعیان دارد باز میشود تا به معارف حضرت برسند، از طریق همین حوزه است. این برکت حضرت معصومه سلام الله علیها نیست؟ یعنی شفاعت حضرت معصومه سلام الله علیها نیست؟ مرحوم آقای بروجردی غیر از حضرت معصومه سلام الله علیها، از جای دیگری میگرفته؟!
تلقی حقیر این است که حضرت معصومه سلام الله علیها یک منزلتی از شفاعت نسبت به همه ائمه دارد. این که در حرم حضرت همه ائمه را زیارت میکنیم، شاید دلیلش این باشد که همه ائمه در این حرم حاضرند؛ همه جای عالم حاضرند، ولی این حضور، حضور خاص است. چطوری حاضرند؟ از طریق حضرت معصومه سلام الله علیها. این هم که به حضرت عرضه میداریم: «السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ فَاطِمَةَ وَ خَدِيجَةَ السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ وَلِيِّ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا أُخْتَ وَلِيِّ اللَّه»[۲۵] معنایش همین است؛ یعنی همه ائمه اینجا حاضرند. این رابطه، رابطه ظاهری نیست و الا به حسب ظاهری همه سادات این منزلت را دارند. یک رابطه خاصی بین ایشان با هر چهارده تا معصوم وجود دارد که در زیارت است به این شئون حضرت سلام میکنیم. هر شأنی سلامی دارد. «السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ» همه شئون در این وجود مقدس هست و همه در این حرم جمعند، همه در این حرم زیارت میشوند و حضرت معصومه سلام الله علیها باب این بهشت است. از هر بابی بخواهی به بهشت بروی، از طریق حضرت معصومه سلام الله علیها ممکن میشود.
«فَإِنَّ لَكِ عِنْدَ اللَّهِ شَأْناً مِنَ الشَّأْن» من در ذهنم این بود که این زیارت یعنی همه چهارده معصوم این جا حاضر هستند منتها از طریق حضرت معصومه سلام الله علیها. یک موقع به آقازاده مرحوم آیت الله العظمی بهجت عرض کردم و گفتم من اینطور فکر میکنم. ایشان گفت پدر ما هم همین را میگفتند. خیالم راحت شد که ذهن ما خیلی کج نرفته است. حضرت معصومه سلام الله علیها جایگاهشان این است.
این هجرت یک هجرت دیگری است. وجود مقدس نبی اکرم صل الله علیه و آله و سلم هجرت میکنند و با هجرتشان مدار کائنات عوض میشود. وقتی جبرئیل میآمد، مثل شاگرد محضر حضرت مینشست. این پیامبری که جبرئیل مثل شاگرد مقابلش مینشیند، هجرتش شبیه هجرت ما نیست. تازه ما الان نمیدانیم که حضرت اینجا دارند چه کار میکنند. ما فقط یک ظاهر را میبینیم. بعد از ۱۲۰۰ سال ظواهر تصرف حضرت را میبینیم که واقعا قم با حضرت معصومه سلام الله علیها قم شده است. در باطن حضرت چه کار کردند، ما چه میفهمیم! امام رضا علیه السلام دارند در ایران چه کار میکنند، نمیدانیم. الان هم ظواهر را میبینیم. حالا اگر کسی اهل سِرّ شد، ممکن است یک پرده باطن هم ببیند و ببیند نور حضرت در ایران و در عالم دارد چه کار میکند.
از طریق حضرت معصومه سلام الله علیها چه اتفاقی دارد اینجا میافتد؟ ظاهرش این است که اینجا به برکت وجود ایشان به کانون علوم اهل بیت و کانون معارف اهل بیت تبدیل شده است. حرم ائمه است دیگر. خیلی روی این تأمل بفرمایید که حرم ما قم است. اولا من از این روایت یک استظهاری میکنم. فرمود حرم جدم مدینه، حرم امیرالمومنین علیه السلام نجف و حرم ما یعنی حرم حضرت زهرا سلام الله علیها قم است و آدرس میدهند «تُقْبَضُ فِيهَا امْرَأَةٌ مِنْ وُلْدِي اسْمُهَا فَاطِمَةُ بِنْتُ مُوسَى» اگر میخواهید به ما برسید، از این باب به بهشت بیایید. یک شفاعت مال معصومین است. این که خیلی واضح است که میگوید شفاعت است یعنی همه میتوانند هر کسی از هر بابی میخواهد، برود اما از طریق حضرت معصومه سلام الله علیها راه کوتاه میشود، نزدیک میشود لذا این حرم یک نعمت بی نهایت بزرگی است که خدا در اینجا گذاشته و به خصوص به ما قمیها عنایت کرده، اما متأسفانه تقریبا کسی قدرش را نمیداند. مرحوم آیت الله العظمی مرعشی میگویند هفتاد سال اولین کسی بوده که صبح به حرم میرفته است. ایشان یک چیزی میفهمیده است. ان شاء الله خدای متعال به ما توفیق بدهد از وجود مقدس ایشان کمال بهره را ببریم.
با هجرت حضرت معصومه این اتفاق عظیم افتاد. مردم قم نمیدانستند که حضرت چه کار میکنند، ولی جلالت ایشان را فی الجمله فهمیده بودند و خوب استقبال کردند. این است که خیلی خوب واقع شده. یک موقعی یک بزرگواری میفرمود که همین قدر خیراتی که شما در شام میبینید، مال این است که بعضی از مردم شام وقتی اسرا را دیدند، احترام کردند، ترحم کردند و رقت قلب پیدا کردند، این مقدار برکات هم مال آن است. خدا یک عباداتی را دوست دارد و وقتی دوست داشت، همه چیز درست میشود. فرمود دو رکعت نماز مقبول بخوانی، بهشتی میشوی. کسی یک مادری دارد که نیاز به کمک دارد، یک شب تا صبح کنار او بیدار بماند، بارش بسته میشود. یک عباداتی را خدا دوست دارد و وقتی دوست داشت، مزدش بی نهایت است.
نتیجه این کاری که مردم قم در قبال حضرت معصومه سلام الله علیها کردند، همین شده که میبینید. این که میبینید ممتاز است، بخواهید یا نخواهید، همه بخواهند یا نخواهند، ممتاز است. الان همه تمرکز دشمن روی این است که این شهر را از شهر اهل بیت بودن بیاندازد، اما نمیتواند. بخواهد یا نخواهد، نمیتواند. این امتیاز اصلا گرفتنی نیست. این امتیاز مال این است که این مردم یک ادبی در مقابل ائمه کردند، ادبی در مقابل امام رضا علیه السلام و حضرت معصومه سلام الله علیها کردند و این آثارش مانده و خواهد ماند. روایتی که فرمود «رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ قُمَّ»[۲۶] «وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ»[۲۷] معنی دارد. خدا یک مزدی به این مردم داده؛ این مراجع بزرگی که بودند از مرحوم حاج عبدالکریم و قبلش تا مرحوم آقای بروجردی و مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی و حضرت امام. اینها برکاتی است که به تفضل حضرت معصومه سلام الله علیها و به احترام این مردم به این شهر داده شده است. برای خدا کاری ندارد که آقای بروجردی بروند در شهر دیگر اما آورده و در اینجا ساکنشان کرده است.
پاورقیها
.«إِنَّ الَّذينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمي أَنْفُسِهِمْ قالُوا فيمَ كُنْتُمْ قالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفينَ فِي الْأَرْضِ قالُوا أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فيها فَأُولئِكَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ ساءَتْ مَصيراً * إِلاَّ الْمُسْتَضْعَفينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا يَسْتَطيعُونَ حيلَةً وَ لا يَهْتَدُونَ سَبيلاً * فَأُولئِكَ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَعْفُوَ عَنْهُمْ وَ كانَ اللَّهُ عَفُوًّا غَفُوراً * وَ مَنْ يُهاجِرْ في سَبيلِ اللَّهِ يَجِدْ فِي الْأَرْضِ مُراغَماً كَثيراً وَ سَعَةً وَ مَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهاجِراً إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحيما»؛ سوره نساء، آیات۹۷ تا۱۰۰.
. «إِنَّ الَّذينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمي أَنْفُسِهِمْ قالُوا فيمَ كُنْتُمْ قالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفينَ فِي الْأَرْضِ قالُوا أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فيها فَأُولئِكَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ ساءَتْ مَصيراً»؛ سوره نساء، آیه۹۷.
.«وَ لَقَدْ نَجَّيْنَا بَنىِ إِسْرَ ءِيلَ مِنَ الْعَذَابِ الْمُهِينِ * مِن فِرْعَوْنَ إِنَّهُ كاَنَ عَالِيًا مِّنَ الْمُسْرِفِين»؛ سوره دخان، آیات۳۰ و ۳۱.
.«وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاما»؛ سوره فرقان، آیه۶۳.
. «الَّذينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّباتِ وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبائِثَ وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتي كانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذينَ آمَنُوا بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُون»؛ سوره اعراف، آیه۱۵۷.
. «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ أَلْهاكُمُ التَّكاثُرُ * حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقابِر * كَلاَّ سَوْفَ تَعْلَمُونَ * ثُمَّ كَلاَّ سَوْفَ تَعْلَمُونَ * كَلاَّ لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقينِ * لَتَرَوُنَّ الْجَحيمَ * ثُمَّ لَتَرَوُنَّها عَيْنَ الْيَقينِ * ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعيمِ»؛ سوره تکاثر، آیات۱ تا۴.
.«يَوْمَ هُمْ بارِزُونَ لا يَخْفى عَلَى اللَّهِ مِنْهُمْ شَيْءٌ لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ»؛ سوره غافر، آیه۱۶.
.«وَ إِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَيْها وَ تَرَكُوكَ قائِماً قُلْ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَ مِنَ التِّجارَةِ وَ اللَّهُ خَيْرُ الرَّازِقين»؛ سوره جمعه، آیه۱۱.
.«قالَ اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلى حينٍ»؛ سوره اعراف، آیه۲۴.
. سوره اعلی، آیات۱۶ و۱۷.
.«مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمِ بْنِ شِهَابٍ قَالَ: سُئِلَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ (ع) أَيُّ الْأَعْمَالِ أَفْضَلُ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَالَ مَا مِنْ عَمَلٍ بَعْدَ مَعْرِفَةِ اللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ وَ مَعْرِفَةِ رَسُولِهِ (ص) أَفْضَلَ مِنْ بُغْضِ الدُّنْيَا وَ إِنَّ لِذَلِكَ لَشُعَباً كَثِيرَةً وَ لِلْمَعَاصِي شُعَبا فَأَوَّلُ مَا عُصِيَ اللَّهُ بِهِ الْكِبْرُ وَ هِيَ مَعْصِيَةُ إِبْلِيسَ حِينَ «أَبى وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ» وَ الْحِرْصُ وَ هِيَ مَعْصِيَةُ آدَمَ وَ حَوَّاءَ حِينَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُمَا «فَكُلا مِنْ حَيْثُ شِئْتُما وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِينَ» فَأَخَذَا مَا لَا حَاجَةَ بِهِمَا إِلَيْهِ فَدَخَلَ ذَلِكَ عَلَى ذُرِّيَّتِهِمَا إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ ذَلِكَ أَنَّ أَكْثَرَ مَا يَطْلُبُ ابْنُ آدَمَ مَا لَا حَاجَةَ بِهِ إِلَيْهِ ثُمَّ الْحَسَدُ وَ هِيَ مَعْصِيَةُ ابْنِ آدَمَ حَيْثُ حَسَدَ أَخَاهُ فَقَتَلَهُ فَتَشَعَّبَ مِنْ ذَلِكَ حُبُّ النِّسَاءِ وَ حُبُّ الدُّنْيَا وَ حُبُّ الرِّئَاسَةِ وَ حُبُّ الرَّاحَةِ وَ حُبُّ الْكَلَامِ وَ حُبُّ الْعُلُوِّ وَ الثَّرْوَةِ فَصِرْنَ سَبْعَ خِصَالٍ فَاجْتَمَعْنَ كُلُّهُنَّ فِي حُبِّ الدُّنْيَا فَقَالَ الْأَنْبِيَاءُ وَ الْعُلَمَاءُ بَعْدَ مَعْرِفَةِ ذَلِكَ حُبُّ الدُّنْيَا رَأْسُ كُلِّ خَطِيئَةٍ وَ الدُّنْيَا دُنْيَاءَانِ دُنْيَا بَلَاغٌ وَ دُنْيَا مَلْعُونَةٌ»؛ الکافی، ج۲، ص۱۳۰.
.«لا يَسْتَوي أَصْحابُ النَّارِ وَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمُ الْفائِزُونَ»؛ سوره حشر، آیه۲۰.
. «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْليكُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ عَلَيْها مَلائِكَةٌ غِلاظٌ شِدادٌ لا يَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُون»؛ سوره تحریم، آیه۶.
.«وَ ما لَكُمْ لا تُقاتِلُونَ في سَبيلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذينَ يَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ نَصيراً»؛ سوره نساء، آیه۷۶.
.«وَ آخَرُونَ مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّهِ إِمَّا يُعَذِّبُهُمْ وَ إِمَّا يَتُوبُ عَلَيْهِمْ وَ اللَّهُ عَليمٌ حَكيمٌ »؛ سوره توبه، آیه۱۰۶.
.«يا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتي كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَ لا تَرْتَدُّوا عَلى أَدْبارِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خاسِرين»؛ سوره مائده، آیه۲۱.
.«أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا يَأْتِكُمْ مَثَلُ الَّذينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ مَسَّتْهُمُ الْبَأْساءُ وَ الضَّرَّاءُ وَ زُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَ الَّذينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتى نَصْرُ اللَّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَريبٌ»؛ سوره بقره، آیه۲۱۴.
.«ما كانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنينَ عَلى ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَميزَ الْخَبيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَجْتَبي مِنْ رُسُلِهِ مَنْ يَشاءُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ إِنْ تُؤْمِنُوا وَ تَتَّقُوا فَلَكُمْ أَجْرٌ عَظيم»؛ سوره آل عمران، آیه۱۷۹.
.«عَلِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلىَ غَيْبِهِ أَحَدًا * إِلَّا مَنِ ارْتَضىَ مِن رَّسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِن بَينِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا»؛ سوره جن، آیات۲۶ و۲۷.
.«وَ اتْرُكِ الْبَحْرَ رَهْواً إِنَّهُمْ جُنْدٌ مُغْرَقُونَ»؛ سوره دخان، آیه۲۴.
. «تِلْكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحيها إِلَيْكَ ما كُنْتَ تَعْلَمُها أَنْتَ وَ لا قَوْمُكَ مِنْ قَبْلِ هذا فَاصْبِرْ إِنَّ الْعاقِبَةَ لِلْمُتَّقينَ»؛ سوره هود، آیه۴۹.
.«عَنِ الصَّادِقِ (ع) أَنَّهُ قَالَ: إِنَّ لِلَّهِ حَرَماً وَ هُوَ مَكَّةُ أَلَا إِنَّ لِرَسُولِ اللَّهِ حَرَماً وَ هُوَ الْمَدِينَةُ أَلَا وَ إِنَّ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ حَرَماً وَ هُوَ الْكُوفَةُ أَلَا وَ إِنَّ قُمَّ الْكُوفَةُ الصَّغِيرَةُ أَلَا إِنَّ لِلْجَنَّةِ ثَمَانِيَةَ أَبْوَابٍ ثَلَاثَةٌ مِنْهَا إِلَى قُمَّ تُقْبَضُ فِيهَا امْرَأَةٌ مِنْ وُلْدِي اسْمُهَا فَاطِمَةُ بِنْتُ مُوسَى وَ تُدْخَلُ بِشَفَاعَتِهَا شِيعَتِي الْجَنَّةَ بِأَجْمَعِهِم»؛ بحارالانوار، ج۵۷، ص۲۲۸.
. سوره واقعه، آیه۱۰.
. زیارتنامه حضرت معصومه (س).
. زیارتنامه حضرت معصومه (س).
.«عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ ع قَالَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ قُمَّ يَدْعُو النَّاسَ إِلَى الْحَقِّ يَجْتَمِعُ مَعَهُ قَوْمٌ كَزُبَرِ الْحَدِيدِ لَا تُزِلُّهُمُ الرِّيَاحُ الْعَوَاصِفُ وَ لَا يَمَلُّونَ مِنَ الْحَرَبِ وَ لَا يَجْبُنُونَ وَ عَلَى اللَّهِ يَتَوَكَّلُونَ «وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ»»؛ بحارالانوار، ج۵۷، ص۲۱۶.
.«قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ اسْتَعينُوا بِاللَّهِ وَ اصْبِرُوا إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُها مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ»؛ سوره اعراف، آیه۱۲۸.