بسمالله الرحمن الرحیم
تقریر فلسفه اصول، جلسه ۱۴۸ – سه شنبه ۳۰-۰۲-۱۴۰۴
استاد میرباقری
حقیقت اعتبار
نسبت ادراکات با اختیار
در جلسات گذشته بیان شد که دستگاه ادراکی انسان به صورتی است که بهنسبتی تحت تأثیر اختیار او عمل میکند. در توضیح این مطلب گفته شد که اولین مرحله تأثیر اختیار در ادراک مربوط به محوریترین اختیار انسان است که جهتگیری اصلی او در این عالم را مشخص میکند؛ بعد از این جهتگیری، انسان جایگاه خاصی در عالم پیدا میکند که در تأثر ذهن او از عالم خارج تاثیرگذار است.
البته باید توجه داشت که جایگاه انسانها در نظام فاعلیت گرچه باعث میشود ادراکات متفاوتی نسبت به خارج پیدا کنند اما باعث نمیشود که این ادراکات به صورت کلی باهم تباین صددرصدی داشته باشد به صورتی که تفاهم و احتجاج از بین برود. زیرا سطحی از ادراک در انسانها وجود دارد که مرحله احتجاج است و انسان در آن ساحت اختیار تغییر ندارد و یک هماهنگی فیالجملهای در این ساحت از ادراک بین انسانها پیدا میشود. اما اینکه انسان در یک سطحی از ادراکات خود تابع است به این معنا نیست که کل ادراکاتش نیز به همین صورت است.
سپس انسان وارد مرحله دیگری از ادراک میشود که برای تصرف در عالم خارج نیازمند به آن ادراک است. برای اینکه این ادراک ایجاد شود، انسان روی ادراکی که از خارج دریافت کرده است فعالیتهایی انجام میدهد تا به ادراک تاثیرگذار تبدیل شود؛ به این صورت که انسان گمانههایی میزند و با ادراکات خود نمونه و الگوهایی برای تصرف در خارج تولید میکند. این اتفاق از تصرفات بزرگ اجتماعی انسان تا تصرفات کوچکی مثل نوشیدن آب که تصرف در خارج است، جریان دارد.
مثلاً برای نوشیدن آب صرفاً تأثر ذهن از انسان از آب کفایت نمیکند بلکه در الگوهای امروزین، انسان برای تهیه آب شرب و ریختن آن در ظرف و نوشیدن آن و خنک کردن آن و شیرین کردن آن مسیری را میپیماید و برای نوشیدن آب الگوی خاصی شکل میدهد. لذا برای فعل سادهای مثل نوشیدن آب هم الگوی کوچکی طراحی میکند و این فعل را انجام میدهد. البته همین تصرف وقتی تبدیل به تصرفات اجتماعی میشود، الگوی آبرسانی شهری خاصی طراحی میشود که متغیرهای زیادی باید در آن ملاحظه شود اما در همین فعل کوچک آبخوردن یک فرد هم یک الگوی خاص وجود دارد.
گاهی تصرف انسان در خارج به صورت ساده تلقی میشود و گمان میشود که تأثر ذهن انسان از خارج برای تصرف کافی است. اما همین تصرف وقتی در مباحث فلسفی با این پرسش مواجه میشود که چرا انسان با علم توان تصرف در خارج را پیدا میکند، مباحث پیچیده اتحاد عقل و عاقل و معقول مطرح میشود و اینطور تحلیل میشود که انسان با ادراک خود به مبادی عالیه متصل میشود و این اتحاد با قوای عالی باعث میشود مجرای تصرف آنها در عالم شود. لکن در نگاه مختار تحلیل این نکته با نظام فاعلیت میسور میشود. جایگاه انسان در نظام فاعلیت و اتصال او به فاعلهای بالاتر یکی از مباحث فلسفی مهم است که برای تحلیل قدرت تصرف انسان در خارج بدان نیازمندیم.
بنابراین یکی دیگر از مراحل مهمی که اختیار در فهم انسان تاثیرگذار است، تبدیل ادراکات انفعالی به ادراکاتی است که قابلیت تاثیرگذاری در خارج داشته باشد و بتواند ابزار تصرف انسان در خارج شود. در این مرحله جایگاه انسان در نظام ولایت حق و باطل و غایت تصرفی که میخواهد در خارج انجام دهد کاملاً در تبدل ادراکات تأثری او مؤثر هستند و هردوی این امور نیز اختیاری هستند.
اینکه یک شخصی در مقیاس صدرالمتالهین گمانه خاصی را در تحلیل عالم حدس میزند یا اینکه شخصی جاذبه زمین و امثال آن را حدس میزند که در کل نظام دانش مادی تاثیرگذار میشود، کاملاً وابسته به جایگاه انسان در نظام فاعلیت است. این گمانهها چه در تولی به دستگاه حق باشد و چه در تولی به دستگاه باطل باشد، به ذهن هر شخصی نمیرسد بلکه آن شخص باید شدت روحی زیادی در تولی به اولیاء خود داشته باشد تا توانایی خلق و ایجاد چنین گمانههایی داشته باشد. لذا جایگاه انسان در نظام فاعلیت در گمانههای او مؤثر است.
نکته دیگر این است که گرچه انسان برای تصرف در خارج ناگزیر از تصرف در ادراکات خود و گمانه زنی است اما روشن است که این بدان معنا نیست که انسان به هر صورتی که بخواهد میتواند تصرف کند؛ بلکه انسان با توجه به جایگاهی که خودش دارد و مجاری تصرفی که برای فاعلهای دیگری که میخواهد در آنها تصرف کند قرار داده شده، تصرف میکند. در واقع انسان با قرار گرفتن در جایگاه خاص در نظام فاعلیت در نسبیّتی قرار میگیرد که میتواند از فاعلها مافوق نیابت کرده و در فاعلهای مادون تصرفات نورانی یا ظلمانی کند؛ لذا تصرف انسان همواره از ترکیب اراده انسان و فاعلیت هایی است که قدرت تصرف به او میدهند.
همچنین روشن است که سطح تصرفات انسان متفاوت است که برای هریک نیازمند تولید ادراکات متفاوتی است؛ ادراکاتی که انسان برای نوشیدن آب در یک الگوی متناسب با خودش تولید میکند بسیار متفاوت است با ادراکاتی که برای الگوی آبرسانی طراحی میکند؛ و این ادراکات هم با ادراکاتی که یک جامعه برای ایجاد یک تمدن تولید میکند بسیار متفاوت است؛ اما به هرحال برای تصرف نیازمند تولید ادراکات متناسب با آن تصرف است.
این تصرفات در کل زندگی یک شخص نظام خاصی پیدا میکند که این نظام هم میتواند مؤمنانه باشد و هم میتواند غیرمؤمنانه باشد. کسی که میخواهد کل تصرفات خودش را ذیل بندگی خدای متعال قرار دهد باید نظام ادراک هماهنگ در تعبد به وحی داشته باشد تا کل تصرفات او الهی باشد و به تعبیر حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام «حَتَّی تَکونَ أَعْمَالِی وَ أَوْرَادِی کلُّهَا وِرْداً وَاحِداً وَ حَالِی فِی خِدْمَتِک سَرْمَدا» بشود.