جلسه ۱۵۶ یک شنبه ۲۱/۰۲/۱۴۰۴
زکات غلات (مسأله هجدهم و نوزدهم)
خلاصه جلسه قبل
بسم الله الرحمن الرحیم
در جلسه قبل گفته شد که به نظر مرحوم سید مئونه های تحصیل از مقدار زکات کسر میشود. به همین دلیل ایشان شروع به بحث در مورد مصادیق مئونه کردند. در مقابل، مرحوم آیتالله خویی قائل شدند به اینکه مئونه های تحصیل از مقدار زکات کسر نمیشود و به همین دلیل از این فروع عبور کردند.
روایات این بحث را در جلسات قبل بررسی کردیم اما برای دقت بیشتر بعضی از این روایات را دوباره بررسی میکنیم. همان طور که قبلاً گفته شد در بحث خمس عنوان مئونه در روایات ذکر شده اما در بحث زکات چنین عنوانی در هیچ یک از ادله نیست. فقط روایتی که در فقه رضوی آمده از این لفظ استفاده کرده است. اما در استناد فقه رضوی به امام رضا علیه السلام مناقشاتی شده و اکثراً قبول ندارند که مطالب این کتاب از معصوم صادر شده باشد. به هر حال عنوان مئونه در مورد زکات به کار نرفته است اما باید بررسی کنیم که در روایات باب زکات چه تعابیری به جای عنوان مئونه به کار رفته است؟
عنوان مستظهر از روایات
روایت اول: صحیحه فضلا
[۱]«وَ بِالْإِسْنَادِ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ وَ أَبِي بَصِيرٍ جَمِيعاً عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع فِي حَدِيثٍ قَالَ: تُتْرَكُ[۲] لِلْحَارِسِ أَجْراً مَعْلُوماً وَ يُتْرَكُ مِنَ النَّخْلِ مِعَافَأْرَةٍ وَ أُمُّ جُعْرُورٍ وَ يُتْرَكُ لِلْحَارِسِ يَكُونُ فِي الْحَائِطِ الْعَذْقُ وَ الْعَذْقَانِ وَ الثَّلَاثَةُ لِحِفْظِهِ إِيَّاهُ».
در این روایت سه مطلب بیان شده است:
برای کسی که نگهبان باغ است اجرتی کنار گذاشته میشود. روایت ظهور دارد در اینکه این مقدار قبل از زکات است. مرحوم آیتالله خویی میفرمایند: معمولا برای باغ بعد از رسیدن محصول نگهبان قرار میدهند پس این روایت ناظر به بعد از وجوب زکات است. اما به نظر ما ممکن است قبل از رسیدن محصول هم برای باغ نگهبان گذاشته شود. به هر حال گفته شده این مقدار برای حارس وجوبی است.
به خرماهایی که مرغوب نیستند زکات تعلق نمیگیرد.
یک یا دو نخل برای حارس و زن و بچه اش کنار میگذارند که از محصول آن استفاده کنند. گفته شده کنار گذاشتن این مقدار برای حارس و خانواده او استحبابی است.
خلاصه به نظر میآید صدر روایت دلالت بر وجوب دارد و ذیل آن دلالت بر استحباب دارد اما در این روایت تعبیر مئونه به کار نرفته است. تعبیری که در این روایت استفاده شده تعبیر اجرت حارس است که کسر میشود و سپس زکات پرداخت میگردد.
روایت دوم: صحیحه محمد بن مسلم
[۳]«وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي زَكَاةِ التَّمْرِ وَ الزَّبِيبِ[۴] قَالَ يُتْرَكُ لِلْحَارِسِ الْعَذْقُ وَ الْعَذْقَانِ وَ الْحَارِسُ يَكُونُ فِي النَّخْلِ يَنْظُرُهُ فَيُتْرَكُ ذَلِكَ لِعِيَالِهِ».
روایت سوم: روایت یونس
این روایت مرسله است. در این روایت نحوه رفتار امام صادق علیه السلام در زمان رسیدن محصول و پرداخت زکات توضیح داده شده است. قبلا خواندیم که حضرت راه را باز میگذاشتند که مردم بیایند و مصرف کنند و برای همسایه هایی که نمیتوانستند بیایند سهمشان را میفرستادند. بعد میفرمایند: [۵]«فَإِذَا كَانَ الْجَذَاذُ وَفَيْتُ الْقُوَّامَ وَ الْوُكَلَاءَ وَ الرِّجَالَ أُجْرَتَهُمْ وَ أَحْمِلُ الْبَاقِيَ إِلَى الْمَدِينَةِ- فَفَرَّقْتُ فِي أَهْلِ الْبُيُوتَاتِ وَ الْمُسْتَحِقِّينَ الرَّاحِلَتَيْنِ وَ الثَّلَاثَةَ وَ الْأَقَلَّ وَ الْأَكْثَرَ عَلَى قَدْرِ اسْتِحْقَاقِهِمْ»؛ امام صادق علیه السلام میفرمایند: وقت چیدن محصول که میرسید اول اجرت کسانی که در این زمین کار کرده بودند را میدادم و بعد آنچه باقی میماند را به مدینه میبردم و زکات آن را پرداخت میکردم.
بعضی از فقها نسبت به سند روایت آخر و بعضی نسبت به دلالت روایات اول و دوم مناقشه کردهاند. از تعابیری که در این سه روایت استفاده شده استظهار میشود که اجرت حارس و قوّام و وکلاء و رجال باغ جدا میشود و بعد زکات آن پرداخت میگردد. اما اگر کسی بتواند با استفاده از تناسبات حکم و موضوع عنوانی اخذ کند آن عنوان کلی بیش از این دلالت ندارد که هزینه های مستقیم باغ کسر میشود اما معلوم نیست هزینه های غیر مستقیم کسر شود.
مسأله هجدهم
مرحوم سید در فرع هجدهم میفرمایند: [۶]«أُجرة العامل من المؤن»؛ این از روایات استظهار میشود. «و لا يحسب للمالك اجرة إذا كان هو العامل، و كذا إذا عمل ولده أو زوجته بلا اجرة، و كذا إذا تبرّع به أجنبيّ، و كذا لا يحسب أُجرة الأرض الّتي يكون مالكاً لها، و لا اجرة العوامل إذا كانت مملوكة له»؛ اینکه این اجرت ها حساب نمیشوند محل خلاف نیست. اما در مورد اینکه چرا این اجرت ها از زکات کسر نمیشوند، مرحوم آیتالله حکیم میفرمایند: آنچه که کسر میشود خسارت و هزینه ای است که انجام شده است. اگر کسی برای دیگری کار کند نفع میبرد و اجرت دریافت میکند. الان که برای خودش کار کرده است منفعتی به دست نیاورده اما هزینه ای هم نکرده است. تفصیل ایشان این است که آن چیزی کسر میشود که برای باغ هزینه میشود، پس اجرت کسی که عامل است به او پرداخت میشود و از زکات کسر میگردد اما کاری که خود انسان یا نزدیکان او روی زمین انجام دادهاند و کسانی که تبرّعی کار کردهاند، از زکات کسر نمیشود. نه از زکات و نه از نصاب. پس عناوینی که در این روایات استثناء نشدهاند تحت اطلاقات و عمومات ادله باقی میمانند.
مسأله نوزدهم
مرحوم سید میفرمایند: «لو اشترى الزرع فثمنه من المؤنة و كذا لو ضمن النخل و الشجر بخلاف ما إذا اشترى نفس الأرض و النخل و الشجر»؛ اگر محصول زراعت یا محصول درخت و نخل قبل از تعلق زکات خریداری شود ثمن معامله از زکات کسر میشود. اما اگر خود زمین یا درخت یا نخل را خریده باشد ثمن از زکات کسر نمیشود. «كما أنّه لا يكون ثمن العوامل إذا اشتراها منها»؛ همچنین اگر کارگر را خریده باشد تا این کارگر رایگان در زمین کار کند، نمیتواند ثمن خرید این کارگر را از مقدار زکات کسر کند. مرحوم آیتالله حکیم میفرمایند: در مواردی که اصل زمین یا درخت یا نخل یا عوامل خریداری میشوند، اینها سرمایه ای هستند که هر وقت بخواهد میتواند بفروشد و دوباره آنچه که هزینه کرده به دست بیاورد اما اگر هزینه ای که میکند به سرمایه تبدیل نشود از مقدار زکات کسر میشود.
به نظر ما اگر تک تک روایات را بررسی کنید به چنین نتیجه ای نمیرسید اما اگر مجموع روایات را در کنار هم ببینید، این حکم استظهار میشود. مثلا همین سه روایتی که امروز تقدیم کردیم اگر در کنار هم دیده شوند، استظهار میشود که اگر قبل از تعلق زکات محصول را بخرید، ثمن این معامله از زکات کسر میشود.
مرحوم آیتالله هاشمی میفرمایند: در این جا از وجود سیره و شهرت فتوایی با توجه به مخالفت عامه فهمیده میشود که یک ارتکازی در زمان صدور خطاب وجود داشته که خطاب مطلق را مقید میفهمیدند. ارتکازات متصل به زمان خطاب در حکم قرینه متصله هستند و اطلاقات را قید میزنند. احتمال وجود این ارتکاز احتمال قابل توجهی است و به همین دلیل این احتمال مانع اطلاق میشود.
پس به طور خلاصه این جا سه دسته دلیل وجود دارد:
روایات
سیره و شهرت فتوایی
احتمال معتنابه وجود ارتکاز متصل به زمان خطاب
از مجموع این ادله فهمیده میشود که اطلاقات زکات غلات مقید شدهاند. اما چه مقدار مقید شده اند؟ به نظر میآید بیش از این مقداری که در این روایات آمده نمیتوانیم تقیید کنیم. هزینه هایی که مستقیماً برای تولید این محصول شده، چه قبل از به ثمر رسیدن و چه بعد از به ثمر رسیدن باشد، این هزینه ها از زکات کسر میشوند.
حواشی[۷] این مسأله
ذیل عبارت «لو اشترى الزرع فثمنه من المؤنة» دو حاشیه مطرح شده است:
مرحوم آیتالله بروجردی ذیل این مسأله میفرمایند: «بعد إخراج قيمة التبن منه» یعنی قیمت کاه را باید از آنچه هزینه کرده اید کسر کنید. مثلا اگر ۱۰۰۰ دینار بابت محصول این زمین پرداخت کرده اید بعد از اینکه گندم از کاه جدا شد، اگر کاه را به قیمت ۸۰۰ دینار بفروشید باید این مقدار را از آنچه هزینه کرده اید کسر کنید. به عبارت دیگر بابت خرید محصول این زمین ۲۰۰ دینار هزینه کرده اید و این ۲۰۰ دینار از مقدار زکات به عنوان مئونه کسر میشود.
مرحوم امام خمینی میفرمایند: «لكن يقسط على التبن و الحنطة أو الشعير بالنسبة» یعنی زکات به گندم و جو تعلق گرفته و شما بابت گندم و جو و کاه هزینه کرده اید، پس باید آنچه که بابت کاه هزینه شده جدا شود. مثلا اگر ۱۰۰۰ دینار محصول این زمین را خریده اید، مثلا اگر یک چهارم آن بابت کاه پرداخت شده باشد باید از ۱۰۰۰ دینار کسر شود و در نتیجه آنچه هزینه شده است ۷۵۰ دینار است و این ۷۵۰ دینار از مقدار زکات کسر میشود.
ذیل عبارت «كما أنّه لا يكون ثمن العوامل إذا اشتراها منها» چند حاشیه مطرح شده است:
مرحوم آیتالله بروجردی میفرمایند:« إن كان متمكّناً من الزراعة بدون شرائها أو بقيت بعدها وافية قيمتها بثمنها المسمّى و إلّا فكون ثمنها كلّا أو بعضاً منها لا يخلو من قوّة»؛ اگر مملوکی را خریده و این مملوک این زمین را آباد کرده این دو حالت دارد:
می توانسته بدون خرید این مملوک این زمین را آباد کند.
قیمت این مملوک نسبت به روز اول تغییری نکرده است.
در این دو صورت خسارت نکرده وثمن آن از زکات کسر نمیشود. اما اگر:
ناچار بوده که مملوک را بخرد، ثمن آن از زکات کسر میشود.
قیمت مملوک کاهش پیدا کرده، آنچه که کاهش پیدا کرده میتواند از زکات کسر کند.
جمع بندی
از این فتاوا دو قاعده کلی استظهار میشود:
اگر نیروی کار مجانی باشد نمیتوان اجرت المثل آن را از زکات کسر کرد اما اگر به نیروی کار اجرت میدهید این مقدار از زکات کسر میشود.
آنچه که میخرید و سرمایه میشود این مئونه نیست اما آنچه که سرمایه نمیشود و هزینه محصول میشود، مئونه به حساب میآید.
و الحمد لله رب العالمین …
پاورقیها
۴
. في المصدر زيادة- ما أقل ما تجب فيه الزكاة، فقال- خمسة أوساق و يترك معافارة و أم جعرور لا يزكيان و إن كثرا.