زکات مال التجارة (مسألۀ پنجم و ششم و هفتم)
جلسه ۱۸۷ شنبه ۱۰/۰۸/۱۴۰۴
مسألۀ پنجم
بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
در فرع اول گفته شد که اگر عنوان زکات واجب و مال التجاره در یک جا جمع شوند کدام مقدم میشود؟ در فرع پنجم میفرماید اگر مال التجاره از اموالی باشند که زکات واجب به آنها تعلق میگیرد، اما حولان حول آنها متفاوت باشد، چه باید کرد؟ مثلاً اگر کسی ابتدای پاییز مالک ۴۵ گوسفند شده باشد، و ابتدای زمستان شروع به تجارت با اینها کرده باشد، در این صورت حولان حول در زکات واجب از ابتدای پاییز شروع میشود و حولان حول مال التجاره از ابتدای زمستان شروع میشود، اینجا چه باید بکند؟
مرحوم سید میفرمایند:«اذا کان مال التجارة احد النصاب المالیة و اختلف مبدأ حولهما فإن تقدم حول المالیة سقطت الزکاة للتجارة، و إن انعکس فإن أعطی زکاة التجارة قبل حلول حول المالیة سقطت و إلّا کان کما لو حال الحولان معاً فی سقوط مال التجارة»؛[۱] اگر کسی انعام داشته باشد و این انعام مال التجارۀ او هم باشند، اگر حولان حول انعام مقدم باشد، زکات به مال التجاره تعلق نمیگیرد؛ اگر حولان حول مال التجاره مقدم باشد، اگر زکات مال التجاره را پرداخت کند، زکات به انعام تعلق نمیگیرد و اگر زکات مال التجاره را پرداخت نکند، هر دو زکات با هم جمع میشوند و در این صورت حکمی که در فرع اول بررسی کردیم جاری میشود، در نتیجه زکات مال التجاره ساقط میشود.
بعضی مثل مرحوم آیتاللّه حکیم میفرمایند مورد این مسأله جایی است که وقتی زکات را پرداخت میکنید از نصاب میافتد؛ مثلاً کسی ۴۰ گوسفند دارد، یک گوسفند را به عنوان زکات واجب پرداخت میکند و ۳۹ گوسفند باقی میماند، در این صورت وقتی حولان حول مال التجاره به پایان میرسد، زکات ندارد چون از نصاب افتاده است. اگر حولان حول مال التجاره زودتر برسد و زکات مال التجاره را پرداخت کند باز هم این مال از نصاب میافتد و زکات واجب به آن تعلق نمیگیرد. اما اگر حولان حول مال التجاره برسد ولی پرداخت نکند، در این صورت وقتی پایان سال این گوسفندان فرامیرسد، زکات واجب به آن تعلق میگیرد و زکات مستحبی ساقط میشود، چون زکات مستحبی به عین تعلق نمیگیرد و این مال را از نصاب نمیاندازد اما زکات واجب به عین تعلق میگیرد و در فرض مسأله این مال از نصاب میافتد در نتیجه زکات مال التجاره ساقط میشود.
مرحوم امام خمینی هم در حاشیۀ عروه به این نکته اشاره میکنند؛ ایشان ذیل عبارت «فإن أعطی زکاة التجارة قبل حلول حول المالیة سقطت» میفرمایند: «إذا نقص عن النصاب كما هو المفروض ظاهراً»؛[۲] کأنّه ایشان میفرماید مراد مرحوم سید این است که با پرداخت زکات مال التجاره این مال از نصاب میافتد و در نتیجه زکات ساقط میشود؛ در غیر این صورت دلیلی بر عدم زکات مال نداریم. ظاهراً به نظر مرحوم امام و مرحوم سید اگر حولان حول در زکات واجب مقدم بر زکات مال التجاره شود، زکات مال التجاره ساقط میشود، مطلقاً؛ فرقی ندراد که با پرداخت زکات این مال از نصاب بیفتد یا از نصاب نیفتد؛ چون در یک سال دوتا زکات در مال نیست؛ لذا مرحوم امام نسبت به صدر کلام مرحوم سید حاشیهای ندارند اما نسبت به ذیل آن این حاشیه را مطرح کردهاند. نکتۀ پایانی که در این فرع وجود دارد این است که اگر زکات مال التجاره را واجب بدانیم، در این فرض هر کدام زودتر واجب شوند دیگری ساقط میشود، چون در یک سال دوتا زکات در مال نیست.
مسألۀ ششم
مرحوم سید میفرمایند: «لو كان رأس المال أقلّ من النصاب ثمّ بلغه في أثناء الحول استأنف الحول عند بلوغه»؛[۳] بعد از اینکه مال التجاره به نصاب میرسد حولان حول محاسبه میشود. دلیل آن عدم خلاف و تسالم و اجماع است؛ علاوه بر اینکه میدانیم زکات مال التجاره به زکات نقدین ملحق شده است، و همه قبول دارند که در نقدین حولان حول از زمانی که نقدین به نصاب میرسد محاسبه میشود؛ دلیل این امر در زکات نقدین نصوصی است که وجود دارد؛ یکی از این روایات در باب ششم از ابواب زکات نقدین آمده است؛ عنوان باب اینچنین است: «بَابُ اشْتِرَاطِ وُجُودِ النِّصَابِ بِعَيْنِهِ كَامِلًا طُولَ الْحَوْلِ وَ إِلَّا لَمْ تَجِبِ الزَّكَاة»؛ مرحوم شیخ حر میفرمایند برای تعلق زکات باید در تمام سال نصاب بعینه وجود داشته باشد، پس اگر این مال تبدیل شود یا مدتی از سال از نصاب بیفتد، بعد از اینکه دوباره به نصاب رسید حولان حول محاسبه میشود. روایت اول این باب صحیحۀ زراره است که تقدیم میکنیم.
صحیحۀ زراره
«مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ ع رَجُلٌ كَانَ عِنْدَهُ مِائَتَا دِرْهَمٍ غَيْرَ دِرْهَمٍ أَحَدَ عَشَرَ شَهْراً ثُمَّ أَصَابَ دِرْهَماً بَعْدَ ذَلِكَ فِي الشَّهْرِ الثَّانِيَ عَشَرَ- فَكَمَلَتْ عِنْدَهُ مِائَتَا دِرْهَمٍ أَ عَلَيْهِ زَكَاتُهَا قَالَ لَا حَتَّى يَحُولَ عَلَيْهَا الْحَوْلُ وَ هِيَ مِائَتَا دِرْهَمٍ فَإِنْ كَانَتْ مِائَةً وَ خَمْسِينَ دِرْهَماً فَأَصَابَ خَمْسِينَ بَعْدَ أَنْ مَضَى شَهْرٌ فَلَا زَكَاةَ عَلَيْهِ حَتَّى يَحُولَ عَلَى الْمِائَتَيْنِ الْحَوْلُ قُلْتُ لَهُ فَإِنْ كَانَتْ عِنْدَهُ مِائَتَا دِرْهَمٍ غَيْرَ دِرْهَمٍ فَمَضَى عَلَيْهَا أَيَّامٌ قَبْلَ أَنْ يَنْقَضِيَ الشَّهْرُ ثُمَّ أَصَابَ دِرْهَماً فَأَتَى عَلَى الدَّرَاهِمِ مَعَ الدِّرْهَمِ حَوْلٌ أَ عَلَيْهِ زَكَاةٌ قَالَ نَعَمْ وَ إِنْ لَمْ يَمْضِ عَلَيْهَا جَمِيعاً الْحَوْلُ فَلَا شَيْءَ عَلَيْهِ الْحَدِيثَ»؛[۴] زراره از امام باقر علیه السلام پرسید که اگر کسی ۱۹۹ درهم به مدت ۱۱ ماه داشته باشد و در ماه دوازدهم یک درهم دیگر به دست بیاورد، آیا زکات دارد؟ حضرت میفرمایند حولان حول از زمانی که به نصاب میرسد محاسبه میشود؛ بعد حضرت خودشان مثال میزنند، میفرمایند اگر کسی ۱۵۰ درهم داشته باشد و بعد از یک ماه ۵۰ درهم دیگر به او برسد، حولان حول از زمانی که ۲۰۰ درهم کامل میشود محاسبه میشود؛ زراره دوباره میپرسد اگر قبل از یک ماه نصاب کامل بشود و بعد از آن یک سال بگذرد، آیا زکات دارد؟ حضرت فرمودند بله و بعد تأکید فرمودند که سال باید بر نصاب بگذرد تا زکات تعلق بگیرد.
روایت دیگری که در اینجا وجود دارد در باب دوازدهم از ابواب زکات نقدین آمده است؛ عنوان باب اینچنین است: «بَابُ أَنَّ مَنْ وَهَبَ الْمَالَ قَبْلَ الْحَوْلِ أَوْ عَارَضَ بِهِ وَ لَوْ فِرَاراً مِنَ الزَّكَاةِ لَمْ تَجِبْ عَلَيْهِ وَ إِنْ فَعَلَ بَعْدَ الْحَوْلِ أَوْ بَعْدَ أَحَدَ عَشَرَ شَهْراً وَجَبَتْ عَلَيْه»؛ اگر کسی قبل از حولان حول مالش را هبه کند، یا آن را تبدیل کند ولو برای فرار از زکات باشد، زکات تعلق نمیگیرد؛ اما اگر بعد از حولان حول باشد یا بعد از ۱۱ ماه باشد، زکات تعلق میگیرد. روایت دوم این باب صحیحۀ زراره و محمد بن مسلم است که تقدیم میکنیم.
صحیحۀ زراره و محمد بن مسلم
«مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالا قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع أَيُّمَا رَجُلٍ كَانَ لَهُ مَالٌ وَ حَالَ عَلَيْهِ الْحَوْلُ فَإِنَّهُ يُزَكِّيهِ قُلْتُ لَهُ فَإِنْ وَهَبَهُ قَبْلَ حَلِّهِ بِشَهْرٍ أَوْ بِيَوْمٍ قَالَ لَيْسَ عَلَيْهِ شَيْءٌ أَبَداً …»؛[۵] امام صادق علیه السلام فرمودند اگر سال بر مال کسی بگذرد باید زکات آن را بدهد؛ زاره میپرسد اگر مال را یک ماه قبل از حولان حول یا یک روز قبل از حولان حول هبه کند آیا زکات دارد؟ حضرت با تأکید میفرمایند این مال زکات ندارد.
لذا از این روایات استفاده میشود که حولان حول از زمانی محاسبه میشود که مال به نصاب رسیده باشد؛ این روایات در مورد نقدین هستند؛ مال التجاره هم ملحق به نقدین است، پس همین حکم را دارد.
مسألۀ هفتم
مرحوم سید میفرمایند: «إذا كان له تجارتان و لكلٍّ منهما رأس مال فلكلّ منهما شروطه و حكمه، فإن حصلت في إحداهما دون الأُخرى استحبت فيها فقط، و لا يجبر خسران إحداهما بربح الأُخرى».[۶]
اگر کسی دو تجارت داشته باشد، مثلاً هم در بازار فرش تجارت کند و هم در بازار طلا فروشها تجارت کند، این روشن است که اگر حولان حول اینها متفاوت باشد، زکات آنها و نصاب و شرایط هر کدام جداگانه محاسبه میشود؛ به نظر مرحوم سید از روایات اینگونه استظهار میشود که اگر حولان حول آنها یکسان هم باشد، باز هم چون دو تجارت جداگانه است، زکات آنها جداگانه محاسبه میشود؛ به تعبیر دیگر اگر موضوع زکات «مالیت مال التجاره» باشد، همۀ تجارتها یکجا محاسبه میشوند؛ اما اگر موضوع زکات «کل تجارة» باشد، هر تجارتی جداگانه باید به نصاب برسد و حولان حول آن و شرایط دیگر آن جداگانه محاسبه میشود؛ پس اگر یکی به نصاب برسد و دیگری به نصاب نرسد، به اولی زکات تعلق میگیرد و به دومی زکات تعلق نمیگیرد چون به نصاب نرسیده است.
بعضی گفتهاند که مرحوم سید نسبت به زکات واجب قائل به این فتوا نیستند؛ مثلاً در انعام کسی که گلههای متفاوتی دارد و اینها در شهرهای متفاوتی هستند، به نظر مرحوم سید زکات همۀ اینها با هم محاسبه میشود؛ گفته شده چهطور ایشان نسبت به زکات واجب اینگونه فتوا میدهند اما نسبت به زکات مال التجاره میفرمایند اگر کسی تجارتهای جداگانه داشته باشد زکات آنها جداگانه محاسبه میشود؟ کأنّه ایشان از روایات اینگونه استظهار میکنند که «كُلُّ مَالٍ عَمِلْتَ بِهِ فَعَلَيْكَ فِيهِ الزَّكَاةُ »[۷] یعنی هر مال التجارهای زکات خودش را دارد. علیای حال این منوط به استظهار از روایات است؛ به نظر مرحوم سید زکات هر تجارتی جداگانه محاسبه میشود.
بحث زکات مال التجاره در اینجا به پایان میرسد؛ دومین چیزی که به عنوان زکات مستحب ذکر میشود زکات حبوبات است؛ عامه میگویند زکات حبوبات واجب است اما مشهور امامیه میگویند این منصوص است که زکات حبوبات واجب نیست؛ روایاتی هم وجود دارد که دال بر زکات حبوبات است؛ بعضی گفتهاند که در جمع بین این روایات زکات حبوبات را حمل بر استحباب میکنیم؛ بعضی هم مثل صاحب حدائق میفرمایند که در اینجا روایات دال بر استحباب زکات حبوبات نداریم و روایات وجوب را هم حمل بر تقیه میکنیم و در نتیجه میگوییم حبوبات زکات ندارند؛ این بحث قبلاً گذشت؛ انشاءالله در جلسۀ آینده به بررسی زکات اسب خواهیم پرداخت.
و الحمد للّه رب العالمین …
پاورقیها
. العروة الوثقی، ج۴، ص۹۵.
. العروة الوثقی، ج۴، ص۹۶.
. العروة الوثقی، ج۴، ص۹۶.
. وسائل الشیعة، ج۹، ص۱۵۲، حدیث۱؛ الكافي، ج۳، ص۵۲۵، حدیث۴.
. وسائل الشیعة، ج۹، ص۱۶۳، حدیث۲؛ الكافي، ج۳، ص۵۲۵، حدیث۴.
. العروة الوثقی، ج۴، ص۹۶.
. وسائل الشیعة، ج۹، ص۷۲؛ الكافي، ج۳، ص۵۲۸، حدیث۵.