مستحقین زکات (روایات باب دوازدهم ، بررسی فقهی تعریف فقر و فتاوای مرحوم سید)
جلسه ۲۰۵ دوشنبه ۰۱ / ۱۰/ ۱۴۰۴
روایات باب دوازدهم از ابواب مستحقین زکات
روایت دوم: موثقۀ سماعة
زرعة ثقۀ واقفی است، لذا این روایت موثقه میشود.
«وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ أَخِيهِ الْحَسَنِ عَنْ زُرْعَةَ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَدْ تَحِلُّ الزَّكَاةُ لِصَاحِبِ السَّبْعِمِائَةِ وَ تَحْرُمُ عَلَى صَاحِبِ الْخَمْسِينَ دِرْهَماً فَقُلْتُ لَهُ وَ كَيْفَ يَكُونُ هَذَا قَالَ إِذَا كَانَ صَاحِبُ السَّبْعِمِائَةِ لَهُ عِيَالٌ كَثِيرٌ فَلَوْ قَسَمَهَا بَيْنَهُمْ لَمْ تَكْفِهِ فَلْيُعِفَّ عَنْهَا نَفْسَهُ وَ لْيَأْخُذْهَا لِعِيَالِهِ وَ أَمَّا صَاحِبُ الْخَمْسِينَ فَإِنَّهُ تَحْرُمُ عَلَيْهِ إِذَا كَانَ وَحْدَهُ وَ هُوَ مُحْتَرِفٌ يَعْمَلُ بِهَا وَ هُوَ يُصِيبُ مِنْهَا مَا يَكْفِيهِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ».[۱]
امام صادق علیه السلام فرمودند چه بسا کسی که هفتصد درهم دارد، بتواند زکات بگیرد و کسی که کمتر از او دارد، پانصد درهم دارد، نتواند زکات بگیرد. سماعه پرسید که چطور ممکن است؟ حضرت فرمودند کسی که هفتصد درهم دارد، عیال کثیر دارد به طوری که نیازهای خانوادهاش تأمین نمیشود؛ این شخص برای خودش نمیتواند زکات بگیرد، اما میتواند برای خانوادهاش زکات دریافت کند. در مقابل کسی که پانصد درهم دارد، اگر تنها باشد و شغلی داشته باشد که نیازهایش را تأمین میکند، نمیتواند از زکات دریافت کند.
پس از این روایت استفاده میشود که اگر کسی داراییای که دارد کفاف مئونهاش را ندهد، این میتواند زکات دریافت کند؛ و حضرت تفکیک کردند، فرمودند مثلاً کسی که حرفه دارد و نیازی ندارد، نمیتواند زکات بگیرد؛ مضمون این روایت شبیه روایت اول از باب هشتم است؛ البته در این روایت لفظ «سَنَة» نیامده است؛ میفرماید: «فَلَوْ قَسَّمَهَا بَيْنَهُمْ لَمْ تَكْفِهِ»، اما ندارد که برای مئونهٔ سنهاش کفایت نمیکند؛ میتوانیم بگوییم که متعارف این بوده که سنوی حساب میکردهاند، و الّا در ظاهر این روایت لفظ «سَنَة» نیامده است.
روایت سوم: موثقۀ سماعة
در سند این روایت علی بن حسن بن فضال و زرعه هر دو ثقۀ غیر امامی هستند؛ لذا این روایت موثقه میشود.
«مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْعَبَّاسِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ سَعِيدٍ عَنْ زُرْعَةَ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الزَّكَاةِ لِمَنْ يَصْلُحُ أَنْ يَأْخُذَهَا قَالَ هِيَ تَحِلُّ لِلَّذِينَ وَصَفَ اللَّهُ فِي كِتَابِهِ «لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساكِينِ وَ الْعامِلِينَ عَلَيْها وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَ فِي الرِّقابِ وَ الْغارِمِينَ وَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ»[۲] وَ قَدْ تَحِلُّ الزَّكَاةُ لِصَاحِبِ السَّبْعِمِائَةِ ثُمَّ ذَكَرَ نَحْوَهُ».[۳]
به نظر میآید که مرحوم شیخ طوسی همان روایت قبل را با سند دیگری نقل میکنند؛ سند هر دو روایت موثقه است؛ به لحاظ دلالت، نقل مرحوم شیخ طوسی اضافهای در صدر روایت دارد؛ از حضرت در مورد مصارف زکات پرسیده شد و حضرت فرمودند که مصارف زکات همان است که در آیۀ ۶۰ سورۀ مبارکۀ توبه آمده است.
روایت چهارم: موثقۀ هارون بن حمزه
علی بن حسن بن فضال غیر امامی ثقه است، لذا این روایت موثقه میشود.
«وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ يَزِيدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ هَارُونَ بْنِ حَمْزَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع يُرْوَى عَنِ النَّبِيِّ ص أَنَّهُ قَالَ لَا تَحِلُّ الصَّدَقَةُ لِغَنِيٍ وَ لَا لِذِي مِرَّةٍ سَوِيٍّ فَقَالَ لَا تَصْلُحُ لِغَنِيٍّ قَالَ فَقُلْتُ لَهُ الرَّجُلُ يَكُونُ لَهُ ثَلَاثُمِائَةِ دِرْهَمٍ فِي بِضَاعَةٍ وَ لَهُ عِيَالٌ فَإِنْ أَقْبَلَ عَلَيْهَا أَكَلَهَا عِيَالُهُ وَ لَمْ يَكْتَفُوا بِرِبْحِهَا قَالَ فَلْيَنْظُرْ مَا يَسْتَفْضِلُ مِنْهَا فَلْيَأْكُلْهُ هُوَ وَ مَنْ يَسَعُهُ ذَلِكَ وَ لْيَأْخُذْ لِمَنْ لَمْ يَسَعْهُ مِنْ عِيَالِهِ».[۴]
امام صادق علیه السلام فرمودند:«لَا تَصْلُحُ لِلْغَنِيِّ»؛ این عبارت نشان میدهد که معیار غناست و ذیمرّه بودن معیار نیست؛ به تعبیر دیگر ذیمرّه بودن یک معیار مستقل در عرض غنا نیست. بعد راوی در مورد کسی که سرمایهای دارد و عائلهمند است میپرسد که آیا رو به این سرمایه بیاورند وآن را مصرف کنند و به سودش اکتفا نکنند؟ حضرت فرمودند که سود سرمایه را برای خودش و خانوادهاش مصرف کند، و آن مقدار که برای خانوادهاش کم آمد، از زکات اخذ کند. این روایت شبیه روایت اول همین باب است. اما دلالت این روایت قطعاً در این حد هست که اگر کسی مجموع سود و سرمایهاش برای مئونۀ سال کافی باشد اما سودش به تنهایی برای مئونۀ سال کافی نباشد، این شخص میتواند زکات دریافت کند. اما اگر کسی سرمایهاش به تنهایی کفاف سالش را میدهد ولی سودش به تنهایی کفاف نمیدهد، آیا میتواند زکات بگیرد؟ مرحوم آقای حکیم فرمودهاند که این روایت ناظر به آنجا نیست. این روایت ناظر به آنجایی است که سود و سرمایه با هم کفاف مئونهٔ سنه را میدهند. پس صحیحۀ معاویة بن وهب و موثقهٔ هارون بن حمزه، هر دو در جایی است که سود، کفاف مئونهٔ سنه را نمیدهد، ولی سود و سرمایه با هم کفاف میدهند؛ چون میگوید اگر بنشیند پای سرمایه و آن را بخورد؛ «بنشیند و بخورد» دو جور است؛ یکی اینکه اصلاً کار نکند و فقط از سرمایه مصرف کند، یکی اینکه وقتی مشغول کار است از کنار سرمایهاش هم مصرف کند تا سرمایه تمام شود. ظاهر روایت این احتمال دوم است.
مرحوم آیت الله حکیم میفرمایند این روایت ناظر به جایی است که سرمایه و سود کفاف سال را میدهد اما ناظر به جایی نیست که سرمایه به تنهایی کفاف سال را بدهد؛ ولی مرحوم آیت الله خویی میفرمایند روایت از این ناحیه اطلاق دارد؛ «عَنِ الرَّجُلِ يَكُونُ لَهُ ثَلَاثُمِائَةِ دِرْهَمٍ أَوْ أَرْبَعُمِائَةِ دِرْهَمٍ وَ لَهُ عِيَالٌ وَ هُوَ يَحْتَرِفُ فَلَا يُصِيبُ نَفَقَتَهُ فِيهَا أَ يُكِبُّ فَيَأْكُلَهَا وَ لَا يَأْخُذَ الزَّكَاةَ أَوْ يَأْخُذُ الزَّكَاةَ قَالَ لَا بَلْ يَنْظُرُ إِلَى فَضْلِهَا». حضرت نپرسیدند که این چهارصد درهم آیا کفاف میدهد یا نمیدهد؛ وقتی سودش کفاف نمیدهد، ولو سرمایه خودش به تنهایی کفاف بدهد، حضرت فرمودند سرمایهاش را مصرف نکند و سرمایه را نگه دارد؛ کاری نکند که بیکار شود و همیشه صدقه بگیرد؛ «وَ يَتَصَرَّفُ بِهَذِهِ لَا يُنْفِقُهَا»؛ بنابراین این اطلاق دارد که این سرمایه به تنهایی کفاف میدهد یا نمیدهد؛ حضرت هم استفسار نفرمودهاند و تفصیلی هم ندادهاند؛ لذا این دو روایت شامل هر دو صورت میشود. اینکه مجموع سود و سرمایه برای تأمین نیازهای سنه کافی باشد و اینکه سرمایه به تنهایی برای تأمین نیاز سنه کافی باشد، اما سود به تنهایی برای تأمین نیاز سنه کافی نباشد؛ در هر دو صورت این شخص میتواند زکات دریافت کند.
روایت پنجم: موثقۀ زراره و محمد بن مسلم
ابن فضال در سند این روایت هم حضور دارد، لذا این روایت هم به لحاظ سند موثقه است.
«وَ عَنْهُ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ[۵] عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ وَ ابْنِ مُسْلِمٍ قَالَ زُرَارَةُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي حَدِيثٍ قَالَ: لَا تَحِلُّ لِمَنْ كَانَتْ عِنْدَهُ أَرْبَعُونَ دِرْهَماً يَحُولُ عَلَيْهَا الْحَوْلُ عِنْدَهُ أَنْ يَأْخُذَهَا وَ إِنْ أَخَذَهَا أَخَذَهَا حَرَاماً».[۶]
اگر کسی چهل درهم دارد که سال بر آن گذشته و مصرف نشده، این شخص حق ندارد زکات بگیرد. این روایت مستند کسانی است که میگویند اگر کسی زکات برایش واجب شد، دیگر حق ندارد زکات بگیرد. از طرف دیگر روایاتی داشتیم که مثلاً میفرمود اگر کسی ۲۰۰ درهم داشته باشد میتواند زکات دریافت کند؛ شاید بتوان گفت که معیار دریافت زکات غنا و عدم غنا است؛ عبارت «يَحُولُ عَلَيْهَا الْحَوْلُ عِنْدَهُ» نشان میدهد که این روایت در مورد کسی است که غنی است و به این ۴۰ درهم نیاز نداشته به طوری که یک سال بر این ۴۰ درهم گذشته است و مصرف نشده است. بنابر این اگر این شخص نیازی داشته باشد که این ۴۰ درهم آن را برطرف نکند میگوییم حق دارد زکات دریافت کند، چون معیار غنا و عدم غنا است.
بررسی فقهی تعریف فقر
تا اینجا روایات مربوط به تعریف فقر خوانده شد؛ سه قول در تعریف فقر بیان شده است:
مرحوم سید فرمودهاند: فقیر کسی است که مئونۀ سنۀ خود و خانوادهاش را نداشته باشد.
فقیر کسی است که اموالش کمتر از نصاب باشد.
فقیر کسی است که مئونۀ عمرش را نداشته باشد.
ادلۀ قول اول
عمدۀ دلیل برای قول مرحوم سید روایاتی هستند که به صراحت بر این امر دلالت دارند. چند مورد از این روایات را دوباره تقدیم میکنیم.
روایت اول باب هشتم: صحیحۀ ابیبصیر
«قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ يَأْخُذُ الزَّكَاةَ صَاحِبُ السَّبْعِمِائَةِ إِذَا لَمْ يَجِدْ غَيْرَهُ قُلْتُ فَإِنَّ صَاحِبَ السَّبْعِمِائَةِ تَجِبُ عَلَيْهِ الزَّكَاةُ قَالَ زَكَاتُهُ صَدَقَةٌ عَلَى عِيَالِهِ». [۷]
کسی که هفتصد درهم دارد ولی این مقدار برای تأمین زندگیاش کافی نیست،زکات این شخص صدقه بر عیال است؛ مرحوم آیت الله خویی میفرمایند این عبارت کنایه از این است که پرداخت زکات بر این شخص واجب نیست. البته این شخص نمیتواند زکات بگیرد، مگر در صورتی که اگر این مال را مصرف کند، برای تأمین نیاز سالش کافی نیست؛ «وَ لَا يَأْخُذُهَا إِلَّا أَنْ يَكُونَ إِذَا اعْتَمَدَ عَلَى السَّبْعِمِائَةِ أَنْفَدَهَا فِي أَقَلَّ مِنْ سَنَةٍ فَهَذَا يَأْخُذُهَا». در نهایت میفرماید: «وَ لَا تَحِلُّ الزَّكَاةُ لِمَنْ كَانَ مُحْتَرِفاً وَ عِنْدَهُ مَا تَجِبُ فِيهِ الزَّكَاةُ». اگر کسی هفتصد درهم داشت، شغل هم داشت، نمیتواند زکات بگیرد. پس از این روایت استظهار میشود که اگر کسی سرمایهای داشته باشد که بیش از نصاب باشد، اما برای تأمین نیاز سالانهاش کافی نباشد، میتواند زکات بگیرد؛ اما اگر حرفهای داشته باشد که با آن زندگیاش را تأمین میکند، نمیتواند زکات بگیرد.
روایت هفتم باب هشتم: معتبرۀ علی بن اسماعیل
قبلاً در مورد سند این روایت بحث کردیم. گفتیم که علی بن اسماعیل دغشی مجهول است. اگر بگویید این همان علی بن اسماعیل میثمی است، این روایت صحیح میشود. در غیر این صورت این روایت ضعیف میشود و کسانی مثل مرحوم آیت الله خویی آن را ضعیف میدانند؛ لذا اگر صحیح باشد، سند و دلالت هر دو تمام هستند؛ اما اگر ضعیف باشد، این روایت فقط دلالت خوبی دارد و مؤید میشود.
«قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع عَنِ السَّائِلِ وَ عِنْدَهُ قُوتُ يَوْمٍ أَ يَحِلُّ لَهُ أَنْ يَسْأَلَ وَ إِنْ أُعْطِيَ شَيْئاً مِنْ قَبْلِ أَنْ يَسْأَلَ يَحِلُّ لَهُ أَنْ يَقْبَلَهُ قَالَ يَأْخُذُ وَ عِنْدَهُ قُوتُ شَهْرٍ مَا يَكْفِيهِ لِسَنَتِهِ مِنَ الزَّكَاةِ لِأَنَّهَا إِنَّمَا هِيَ مِنْ سَنَةٍ إِلَى سَنَةٍ»؛[۸]
حضرت میفرمایند کسی که به مقدار نیاز سالش مال ندارد، میتواند زکات بگیرد؛ چون مثلاً فرض کنید در برداشت گندم، زکات را تقسیم میکنند و این شخص اگر نگیرد، تا سال بعد باید فقیر زندگی کند. دلالت این روایت هم واضح است که فقیر کسی است که مئونهٔ سنهاش را ندارد.
روایت دهم باب هشتم: مرسلۀ یونس بن عمار
مرحوم مفید در مقنعه این روایت را بدون سند از یونس بن عمار نقل میکند؛
«مُحَمَّدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْمُفِيدُ فِي الْمُقْنِعَةِ عَنْ يُونُسَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ تَحْرُمُ الزَّكَاةُ عَلَى مَنْ عِنْدَهُ قُوتُ السَّنَةِ»؛[۹] کسی که قوت سنه دارد، زکات بر او حرام است و بر او واجب است که زکات فطره را هم بدهد؛ عرض کردیم که وصف مفهوم ندارد اما در اینجا چون در مقام تحدید است، از آن استفاده میشود که معیار، قوت سنه است.
روایت چهارم باب هشتم: صحیحۀ ابیبصیر
استظهار از بقیۀ روایات منوط به این است که بگوییم معیار محاسبه قوت سنه است. به عنوان مثال روایت چهارم از باب هشتم را ببینید. «قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ لَهُ ثَمَانُمِائَةِ دِرْهَمٍ وَ هُوَ رَجُلٌ خَفَّافٌ وَ لَهُ عِيَالٌ كَثِيرٌ أَ لَهُ أَنْ يَأْخُذَ مِنَ الزَّكَاةِ فَقَالَ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ أَ يَرْبَحُ فِي دَرَاهِمِهِ مَا يَقُوتُ بِهِ عِيَالَهُ وَ يَفْضُلُ قَالَ نَعَمْ قَالَ كَمْ يَفْضُلُ قَالَ لَا أَدْرِي قَالَ إِنْ كَانَ يَفْضُلُ عَنِ الْقُوتِ مِقْدَارُ نِصْفِ الْقُوتِ فَلَا يَأْخُذِ الزَّكَاةَ وَ إِنْ كَانَ أَقَلَّ مِنْ نِصْفِ الْقُوتِ أَخَذَ الزَّكَاةَ قَالَ قُلْتُ: فَعَلَيْهِ فِي مَالِهِ زَكَاةٌ تَلْزَمُهُ قَالَ بَلَى قَالَ قُلْتُ: كَيْفَ يَصْنَعُ قَالَ يُوَسِّعُ بِهَا عَلَى عِيَالِهِ فِي طَعَامِهِمْ وَ كِسْوَتِهِمْ وَ يُبْقِي مِنْهَا شَيْئاً يُنَاوِلُهُ غَيْرَهُمْ وَ مَا أَخَذَ مِنَ الزَّكَاةِ فَضَّهُ عَلَى عِيَالِهِ حَتَّى يُلْحِقَهُمْ بِالنَّاسِ».[۱۰]
در مورد کسی که هشتصد درهم سرمایه دارد و شغلش کفاشی است و عائله مند است از امام علیه السلام پرسیده شد؛ حضرت فرمودند اگر بهاندازل قوتش و نیمی بیشتر دارد، این شخص نمیتواند زکات بگیرد. البته در این روایت لفظ «سنه» نیامده است اما چون معمولاً قوت را سالانه حساب میکردند، بزرگان اینگونه استظهار کردهاند که مقصود قوت سنه است. روایات دیگری هم مستند قول مرحوم سید هست که در جلسات قبل تقدیم کردیم و همین مقدار هم برای اثبات این قول کافی است.
ادله قول دوم
قول دوم این است که اگر کسی نصاب زکات را داشته باشد، نمیتواند زکات بگیرد. دلیل اولی که برای این قول ذکر شده روایت پنجم از باب دوازدهم است؛ موثقة زراره و محمد بن مسلم؛ «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي حَدِيثٍ قَالَ: لَا تَحِلُّ لِمَنْ كَانَتْ عِنْدَهُ أَرْبَعُونَ دِرْهَماً يَحُولُ عَلَيْهَا الْحَوْلُ عِنْدَهُ أَنْ يَأْخُذَهَا وَ إِنْ أَخَذَهَا أَخَذَهَا حَرَاماً». ذیل همین روایت عرض شد که از این روایت استظهار میشود که این شخص بی نیاز بوده است، به طوری که این ۴۰ درهم را کنار گذاشته و مصرف نکرده است.
دلیل دیگری که برای قول دوم ذکر شده روایاتی است که میفرمایند خدای متعال در اموال اغنیا یعنی کسانی که زکات بر آنها واجب است، سهمی برای فقرا قرار داده است؛ پس اگر زکات بر کسی واجب شد، نمیتواند زکات بگیرد؛ چون به لحاظ روایی این شخص غنی است. به این دلیل هم پاسخ داده شده است؛ گفته شده اگر کسی بگوید غنی کسی است که نصاب را دارد و زکات بر او واجب شده است، طبق این تعریف کسی که اموال و امکانات فراوانی دارد اما از این اموال نهگانه چیزی ندارد غنی به حساب نمیآید و میتواند زکات دریافت کند، درحالیکه این صحیح نیست. اگر بگویید کسی که نصاب یا معادل آن را داشته باشد غنی است و نمیتواند زکات بگیرد، میگوییم این روایت بر این مطلب دلالتی ندارد؛ لذا این روایت در مقام بیان تعریف غنی نیست؛ فیالجمله میخواهد بگوید که خدای متعال مال را از یک عدهای میگیرد و به عدهای دیگر میدهد؛ به تعبیر دیگر این روایت میفرماید نوعاً آن کسانی که زکات برایشان واجب میشود، اغنیا هستند. لذا مستند قول دوم تمام نیست. اما قول سوم مستند قابل توجهی ندارد؛ آنچه که دلیل دارد همان قول اول است که روایات آن خوانده شد و استدلال به این روایات بررسی شد؛ لذا از این بحث عبور میکنیم.
بررسی ادلۀ فتاوای مرحوم سید
مرحوم سید بعد از اینکه معیار فقر را تعریف میکنند، آن را تفصیل میدهند و مثالهایی برای آن بیان میکنند؛ ایشان میفرمایند: «فَمَنْ كَانَ عِنْدَهُ ضَيْعَةٌ أَوْ عَقَارٌ أَوْ مَوَاشٍ أَوْ نَحْوُ ذَلِكَ تَقُومُ بِكِفَايَتِهِ وَ كِفَايَةِ عِيَالِهِ فِي طُولِ السَّنَةِ لَا يَجُوزُ لَهُ أَخْذُ الزَّكَاةِ».[۱۱] به طور خلاصه کسی که این امکانات را دارد غنی است و نمیتواند زکات بگیرد. دلیل این قول هم در روایات مختلفی بیان شده است؛ مثل روایت اول از باب نهم، موثقۀ سماعه؛ «مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ أَخِيهِ الْحَسَنِ عَنْ زُرْعَةَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الزَّكَاةِ هَلْ تَصْلُحُ لِصَاحِبِ الدَّارِ وَ الْخَادِمِ فَقَالَ نَعَمْ إِلَّا أَنْ تَكُونَ دَارُهُ دَارَ غَلَّةٍ[۱۲] فَخَرَجَ لَهُ مِنْ غَلَّتِهَا دَرَاهِمُ مَا يَكْفِيهِ لِنَفْسِهِ وَ عِيَالِهِ فَإِنْ لَمْ تَكُنِ الْغَلَّةُ تَكْفِيهِ لِنَفْسِهِ وَ عِيَالِهِ فِي طَعَامِهِمْ وَ كِسْوَتِهِمْ وَ حَاجَتِهِمْ مِنْ غَيْرِ إِسْرَافٍ فَقَدْ حَلَّتْ لَهُ الزَّكَاةُ فَإِنْ كَانَتْ غَلَّتُهَا تَكْفِيهِمْ فَلَا».[۱۳]
گفتیم که در سند این روایت زرعة بن محمد ثقۀ واقفی است، لذا این روایت موثقه است. حضرت میفرمایند کسی که خانه و شغل و خادم دارد میتواند زکات بگیرد، مگر اینکه خانهای که دارد را اجاره بدهد و از درآمد آن نیاز خودش و خانوادهاش تأمین بشود. در این روایت خانه موضوعیت ندارد؛ ممکن است کسی باغچه یا مغازهای داشته باشد که از طریق درآمد آن نیاز سالش تأمین شود، این شخص نمیتواند زکات دریافت کند. پس خانه موضوعیت ندارد و به طور کلی هر سرمایهای که سود آن برای تأمین نیاز سالانه کافی باشد، مانع اخذ زکات است.
بعد مرحوم سید میفرمایند: «وَ كَذَا إِذَا كَانَ لَهُ رَأْسُ مَالٍ يَقُومُ رِبْحُهُ بِمَئُونَتِهِ»؛ یعنی اگر کسی رأسالمالی دارد که ربح آن به تنهایی برای تأمین نیاز سالش کافی است، نمیتواند زکات دریافت کند. در بین روایاتی که تقدیم شد، صحیحۀ معاویة بن وهب بر این امر دلالت دارد؛ «مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الرَّجُلِ يَكُونُ لَهُ ثَلَاثُمِائَةِ دِرْهَمٍ أَوْ أَرْبَعُمِائَةِ دِرْهَمٍ وَ لَهُ عِيَالٌ وَ هُوَ يَحْتَرِفُ فَلَا يُصِيبُ نَفَقَتَهُ فِيهَا أَ يُكِبُّ فَيَأْكُلَهَا وَ لَا يَأْخُذَ الزَّكَاةَ أَوْ يَأْخُذُ الزَّكَاةَ قَالَ لَا بَلْ يَنْظُرُ إِلَى فَضْلِهَا فَيَقُوتُ بِهَا نَفْسَهُ وَ مَنْ وَسِعَهُ ذَلِكَ مِنْ عِيَالِهِ وَ يَأْخُذُ الْبَقِيَّةَ مِنَ الزَّكَاةِ وَ يَتَصَرَّفُ بِهَذِهِ لَا يُنْفِقُهَا».[۱۴]
مرحوم سید میفرمایند: «أَوْ كَانَ لَهُ مِنَ النَّقْدِ أَوِ الْجِنْسِ مَا يَكْفِيهِ وَ عِيَالَهُ وَ إِنْ كَانَ لِسَنَةٍ وَاحِدَةٍ»؛ اگر کسی سرمایهای داشته باشد که برای نیازهای یک سالش کافی باشد، نمیتواند زکات بگیرد. روایات دال بر این مطلب هم متعدد بود و تقدیم شد؛ مثل صحیحۀ ابی بصیر؛«قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ يَأْخُذُ الزَّكَاةَ صَاحِبُ السَّبْعِمِائَةِ إِذَا لَمْ يَجِدْ غَيْرَهُ». [۱۵] بعد حضرت فرمودند: «وَ لَا يَأْخُذُهَا إِلَّا أَنْ يَكُونَ إِذَا اعْتَمَدَ عَلَى السَّبْعِمِائَةِ أَنْفَدَهَا فِي أَقَلَّ مِنْ سَنَةٍ فَهَذَا يَأْخُذُهَا». دلالت این روایت هم روشن است و نیاز به توضیح ندارد.
مرحوم سید میفرمایند: «وَ أَمَّا إِذَا كَانَ أَقَلَّ مِنْ مِقْدَارِ كِفَايَةِ سَنَتِهِ يَجُوزُ لَهُ أَخْذُهَا»؛ کسی که سرمایهاش یا سود آن برای تأمین نیاز سال کافی نباشد، میتواند زکات دریافت کند. روایات دال بر این مطلب هم خواندیم لذا عبور میکنیم. البته در جلسه قبل گفته شد که مرحوم آیت الله حکیم میفرمایند اگر کسی سرمایهاش کفاف سال را میدهد اما سود آن به تنهایی کفاف سال را نمیدهد، ایشان اینجا احتیاط کردهاند؛ اما به نظر ما همانطور که قبلاً هم ذکر شد، صحیحۀ معاویة بن وهب دلالت دارد که اگر کسی سرمایهای دارد که سودش کفاف نمیدهد، میتواند زکات بگیرد؛ اما اگر مجموع سود و سرمایه کفاف بدهد، یا سرمایه به تنهایی کفاف بدهد، این زکات نمیتواند بگیرد؛ اگر سرمایه و سود آن هردو با هم کفاف میدهند اما به هر کدام به تنهایی کفاف نمیدهند، این قطعاً میتواند زکات بگیرد. لذا این صور مشخص است و روایات آن هم قبلاً تقدیم شد و تکرار نمیکنیم.
بعد مرحوم سید میفرمایند: «وَ عَلَى هَذَا فَلَوْ كَانَ عِنْدَهُ بِمِقْدَارِ الْكِفَايَةِ وَ نَقَصَ عَنْهُ بَعْدَ صَرْفِ بَعْضِهِ فِي أَثْنَاءِ السَّنَةِ يَجُوزُ لَهُ الْأَخْذُ وَ لَا يَلْزَمُ أَنْ يَصْبِرَ إِلَى آخِرِ السَّنَةِ حَتَّى يَتِمَّ مَا عِنْدَهُ فَفِي كُلِّ وَقْتٍ لَيْسَ عِنْدَهُ مِقْدَارُ الْكِفَايَةِ الْمَذْكُورَةِ يَجُوزُ لَهُ الْأَخْذُ»؛ اگر کسی پساندازی دارد که کفاف سالش را میدهد، اگر شروع به مصرف آن کرد، لازم نیست تمام آن را مصرف کند تا بتواند زکات دریافت کند، بلکه اگر مقداری از آن را مصرف کرد و به حدی رسید که دیگر کفاف سال را نمیدهد، میتواند زکات دریافت کند؛ چون این شخص مصداق صحیحۀ ابی بصیر میشود که فرمود: «يَأْخُذُ الزَّكَاةَ صَاحِبُ السَّبْعِمِائَةِ إِذَا لَمْ يَجِدْ غَيْرَهُ» به شرطی که «وَ لَا يَأْخُذُهَا إِلَّا أَنْ يَكُونَ إِذَا اعْتَمَدَ عَلَى السَّبْعِمِائَةِ أَنْفَدَهَا فِي أَقَلَّ مِنْ سَنَةٍ فَهَذَا يَأْخُذُهَا». کسی که مثلاً هزار درهم دارد، از آن مصرف میکند تا به هفتصد درهم میرسد و دیگر کفاف سنه را نمیدهد؛ حالا میتواند زکات بگیرد، به مقداری که روی هم کفاف سنه را بدهد.
مرحوم سید میفرمایند: «وَ كَذَا لَا يَجُوزُ لِمَنْ كَانَ ذَا صَنْعَةٍ أَوْ كَسْبٍ يُحَصِّلُ مِنْهَا مِقْدَارَ مَئُونَتِهِ». به نظر میآید دلالت روایات بر این مطلب هم واضح است، لذا روایات را تکرار نمیکنیم.
در نهایت مرحوم سید میفرمایند: «وَ الْأَحْوَطُ عَدَمُ أَخْذِ الْقَادِرِ عَلَى الِاكْتِسَابِ إِذَا لَمْ يَفْعَلْ تَكَاسُلًا». کسی که میتواند کار کند، ولی تنبلی میکند و سر کار نمیرود، آیا میتواند زکات بگیرد؟ این مسئله محل بحث واقع شده است؛ البته یک صورت آن محل خلاف نیست؛ اگر این شخص سر کار نرفت تا فرصت گذشت و الان فقیر است و الان کاری نیست تا بتواند از طریق آن درآمدی کسب کند، این شخص میتواند زکات بگیرد ولو اینکه معصیت کرده و سر کار نرفته است. اما صورتی که باید در مورد آن بحث کنیم و روایاتش را ببینیم، این است که اگر کسی الان میتواند سر کار برود اما تنبلی میکند و با اینکه کار هست اما سر کار نمیرود، آیا میتواند زکات دریافت کند؟ اینجا بعضی فتوا به عدم جواز دادهاند؛ اما مرحوم سید در اینجا احتیاط کردهاند؛ انشاءاللّه در جلسۀ بعد این فرع را بررسی میکنیم.
و الحمد للّه ربّ العالمین …
پاورقیها