مستحقین زکات (بررسی فقهی تعریف فقر و فتاوای مرحوم سید)
جلسه ۲۰۶ سهشنبه ۰۲/۱۰/۱۴۰۴
بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
بحث در مورد فقیر شرعی بود؛ مرحوم سید فرمودند که فقیر شرعی کسی است که مئونۀ سنۀ خود و عیالش را به نحو متعارف نداشته باشد. بعد مواردی را ذکر کردند که اگر کسی این امکانات را داشته باشد فقیر محسوب نمیشود؛ مثلاً زمین یا مغازه یا خانهای که اجاره میدهد و کفاف مئونۀ سنه را میدهد؛ یا جنس نقد و یا درآمدی و یا ذخیرهای که بهاندازۀ تأمین نیاز سالش هست.
بعد فرمودند اگر کسی پساندازی دارد که بهاندازۀ نیاز سالش هست، اگر مقداری از آن را مصرف کرد به طوری که ناقص شد و دیگر برای تأمین نیاز سالش کافی نبود، این شخص میتواند از زکات دریافت کند؛ لازم نیست صبر کند تا پایان آن سال برسد و بعد زکات بگیرد؛ همچنین لازم نیست این مال را مصرف کند تا تمام بشود بعد زکات بگیرد. مثلاً اگر کسی هزینههای یک سالش را داشته باشد، بعد از این که ۳ ماه میگذرد و از این مال مصرف میکند از الان به بعد هزینههای یک سال آیندهاش را ندارد، این شخص میتواند به مقداری که تا سر سال کسری دارد، الان زکات دریافت کند. مگر اینکه کسی بگوید چون تقسیم زکات سنوی بوده و سالانه یک بار انجام میشده،کمااینکه در بعضی روایات هم به این مطلب اشاره شده، اگر کسی در زمان تقسیم زکات فقیر نباشد، نباید بگیرد و اگر بعد از چند ماه عنوان فقیر بر او صدق کرد، باید صبر کند تا سر سال برسد و زمان تقسیم زکات بشود تا زکات دریافت کند.
بعد فرمودند اگر کسی شغل یا کسب یا صنعتی داشته باشد که نیازهایش را تأمین کند، نمیتواند زکات اخذ کند. ذیل این فرض دو صورت دیگر مطرح میشود؛ کسی که شغل دارد و اگر مشغول کار خود شود نیازهایش تأمین میشود اما تنبلی میکند و کار نمیکند لذا فقیر میماند؛ مرحوم سید میفرمایند احتیاط این است که این شخص زکات دریافت نکند؛ صورت دیگر جایی است که این شخص بالفعل شغلی ندارد اما قدرت تعلّم دارد و میتواند حرفهای را که نیازش را تأمین میکند یاد بگیرد؛ مرحوم سید این مسئله را در فرع ششم ذیل عنوان فقر مطرح کردهاند؛ فرع ششم این است: «إذا لم يكن له حرفة و لكن يمكنه تعلّمها من غير مشقّة ففي وجوب التعلّم و حرمة أخذ الزكاة بتركه إشكال، و الأحوط التعلّم و ترك الأخذ بعده، نعم ما دام مشتغلًا بالتعلّم لا مانع من أخذها»؛[۱] ایشان میفرمایند کسی که حرفهای ندارد اما میتواند یاد بگیرد، جایز است که تعلّم نکند و زکات بگیرد؛ اما احتیاط این است که تعلّم کند و بعد از اینکه حرفهای را یاد گرفت، اینجا مثل صورت دوم میشود که گفتیم کسی که کاری بلد است احوط این است که تنبلی نکند و برای تأمین نیازهایش کار کند و زکات اخذ نکند؛ اما در زمان تعلّم جایز است که زکات دریافت کند.
پس تا اینجا سه صورت مطرح شد:
کسی که شغل یا حرفه یا صنعتی دارد که نیازهایش را تأمین میکند، نمیتواند زکات اخذ کند.
کسی که حرفهای دارد اما تنبلی میکند و کار نمیکند، علی الاحوط جایز نیست زکات اخذ کند.
کسی که کار بلد نیست اما میتواند تعلّم کند و کار یاد بگیرد و از طریق آن کار نیازهایش را تأمین کند، علی الاحوط باید تعلّم کند و بعد از یادگرفتن حرفه علی الاحوط جایز نیست زکات اخذ کند، البته در زمان تعلّم میتواند زکات اخذ کند.
ادلۀ صورت اول
دلیل صورت اول روایاتی است که قبلاً خوانده ایم و الان بعضی از آنها را تکرار میکنیم.
روایت ششم باب هشتم
«وَ فِي الْعِلَلِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ حُكَيْمٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ رِبَاطٍ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ أَوْ غَيْرِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: تَحِلُّ الزَّكَاةُ لِمَنْ لَهُ سَبْعُمِائَةِ دِرْهَمٍ إِذَا لَمْ يَكُنْ لَهُ حِرْفَةٌ وَ يُخْرِجُ زَكَاتَهَا مِنْهَا وَ يَشْتَرِي مِنْهَا بِالْبَعْضِ قُوتاً لِعِيَالِهِ وَ يُعْطِي الْبَقِيَّةَ أَصْحَابَهُ وَ لَا تَحِلُّ الزَّكَاةُ لِمَنْ لَهُ خَمْسُونَ دِرْهَماً وَ لَهُ حِرْفَةٌ يَقُوتُ بِهَا عِيَالَهُ».[۲]
گفتیم که در نسخۀ علل واو آمده است و در سند این روایت اگر «او» باشد سند دچار ابهام میشود؛ یعنی مرحوم صدوق تردید دارند که چه کسی از امام علیه السلام نقل میکند؛ اما اگر «واو» باشد سند تصحیح میشود. ذیل این روایت حضرت میفرمایند کسی که حرفهای دارد که میتواند قوت عیالش را تأمین کند، و به مقدار ۵۰ درهم پسانداز دارد، نمیتواند زکات بگیرد. در مورد این ۵۰ درهم دو احتمال وجود دارد:
عدد ۵۰ درهم موضوعیت ندارد، بلکه چون در روایت دیگر میفرمایند اگر کسی ۷۰۰ درهم داشته باشد، میتواند زکات بگیرد، اینجا میخواهند بگویند کسی که حرفه دارد نمیتواند زکات بگیرد، ولو کمتر از آن ۷۰۰ درهم داشته باشد.
در اینجا چون قوت ذکر شده است باید درآمد دیگری داشته باشد که بقیۀ هزینه هایش را از طریق آن تأمین کند. یعنی کسی که قوت عیالش را از طریق حرفه به دست میآورد و مقداری هم برای نیازهای غیر مرتبط ذخیره دارد، نمیتواند زکات بگیرد.
روایت هشتم باب هشتم: صحیحۀ زراره
«وَ فِي مَعَانِي الْأَخْبَارِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَا تَحِلُّ الصَّدَقَةُ لِغَنِيٍّ وَ لَا لِذِي مِرَّةٍ سَوِيٍّ وَ لَا لِمُحْتَرِفٍ وَ لَا لِقَوِيٍّ قُلْنَا مَا مَعْنَى هَذَا قَالَ لَا يَحِلُّ لَهُ أَنْ يَأْخُذَهَا وَ هُوَ يَقْدِرُ عَلَى أَنْ يَكُفَّ نَفْسَهُ عَنْهَا».[۳]
حضرت فرمودند: اگر کسی حرفهای دارد و این حرفهاش به تدریج نیازش را تأمین میکند، ولو اینکه الان نیاز سالش را ندارد، این نمیتواند زکات بگیرد؛ ممکن است کسی بگوید که این شخص میتواند زکات بگیرد، چون الان بالفعل مئونۀ سال خودش را ندارد؛ اما به نظر میآید کسی که حرفهای دارد که نیازش را میتواند از طریق آن تأمین کند، عرفاً عنوان فقیر بر او صدق نمیکند، لذا نمیتواند زکات دریافت کند. البته این معلوم است که گاهی با اینکه شخص حرفه دارد اما نیازهایش تأمین نمیشود، لذا میتواند زکات بگیرد؛ این روایت مربوط به جایی است که محترف از طریق حرفهای که دارد نیازش تأمین میشود.
ادلۀ صورت دوم
ابتدا توجه کنید که یک فرض در صورت دوم از محل بحث خارج است؛ آنجایی که این شخص میتوانست سر کار برود، اما نرفت و الان دیگر شغلی نیست؛ مثل کسی که در روستا زندگی میکند و در تابستان کار هست اما در زمستان کاری نیست که انجام دهد؛ این شخص ولو معصیت کرده و سر کار نرفته است اما میتواند زکات اخذ کند.
اما محل بحث آنجاست که این شخص میتواند کار کند اما تنبلی میکند و در نتیجه نیازهایش تأمین نمیشود؛ مرحوم سید احتیاط کردهاند، اما بعضی از فقها فرمودهاند که اقوی این است که نمیتواند زکات بگیرد؛ چون عنوان فقیر صدق نمیکند. به تعبیر دیگر این شخص بالقوه مئونۀ سنۀ خودش را دارد. لذا نمیتواند زکات بگیرد. در اینجا سه دسته روایت وجود دارد که در ادامه آنها را بیان میکنیم.
روایت دوم باب هشتم: صحیحۀ زراره
«وَ عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ زُرَارَةَ بْنِ أَعْيَنَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ إِنَّ الصَّدَقَةَ لَا تَحِلُّ لِمُحْتَرِفٍ وَ لَا لِذِي مِرَّةٍ سَوِيٍّ قَوِيٍّ فَتَنَزَّهُوا عَنْهَا»؛[۴]
ظاهر این روایت این است که اگر کسی میتواند سر کار برود، سالم است، قدرت دارد، این نمیتواند زکات بگیرد.
روایت هشتم باب هشتم: صحیحۀ زراره
«وَ فِي مَعَانِي الْأَخْبَارِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَا تَحِلُّ الصَّدَقَةُ لِغَنِيٍّ وَ لَا لِذِي مِرَّةٍ سَوِيٍّ وَ لَا لِمُحْتَرِفٍ وَ لَا لِقَوِيٍّ قُلْنَا مَا مَعْنَى هَذَا قَالَ لَا يَحِلُّ لَهُ أَنْ يَأْخُذَهَا وَ هُوَ يَقْدِرُ عَلَى أَنْ يَكُفَّ نَفْسَهُ عَنْهَا».[۵]
به امام باقر علیه السلام عرض کردند که معنای این بیان وجود مقدس نبی اکرم چیست که غنی و ذیمرة و آدم سالم و آدم قوی نمیتوانند زکات بگیرند؟ حضرت فرمودند کسی که میتواند نفس خودش را از زکات باز بدارد، به تعبیر دیگر کفاف نفسش را تأمین بکند، حق ندارد زکات بگیرد. این یک قاعدۀ کلی است و این روایت به لحاظ سند و دلالت تمام است؛ بنابراین کسی که میتواند سر کار برود و تواناست، نمیتواند زکات بگیرد.
روایت یازدهم باب هشتم
«عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ فِي قُرْبِ الْإِسْنَادِ عَنِ السِّنْدِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي الْبَخْتَرِيِّ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيٍّ ع أَنَّهُ كَانَ يَقُولُ لَا تَحِلُّ الصَّدَقَةُ لِغَنِيٍّ وَ لَا لِذِي مِرَّةٍ سَوِيٍّ».[۶]
این روایت به لحاظ سند دچار ضعف است؛ چون ابوالبختری اولاً عامی است و ثانیاً در مورد او گفته شده «ضعیفٌ کذّابٌ». این روایت هم دلالت میکند کسی که تواناست و میتواند کار کند، حق ندارد زکات بگیرد؛ بله، اگر سر کار نرفت و الان دیگر شغلی پیدا نمیشود و نیازمند شد، میتواند زکات بگیرد ولو معصیت کرده باشد.
روایت پنجم و روایت نهم باب هشتم
«قَالَ: وَ قِيلَ لِلصَّادِقِ ع إِنَّ النَّاسَ يَرْوُونَ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص أَنَّهُ قَالَ إِنَّ الصَّدَقَةَ لَا تَحِلُّ لِغَنِيٍّ وَ لَا لِذِي مِرَّةٍ سَوِيٍّ فَقَالَ قَدْ قَالَ لِغَنِيٍّ وَ لَمْ يَقُلْ لِذِي مِرَّةٍ سَوِيٍّ».[۷]
«قَالَ وَ فِي حَدِيثٍ آخَرَ عَنِ الصَّادِقِ ع أَنَّهُ قَالَ قَدْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّ الصَّدَقَةَ لَا تَحِلُّ لِغَنِيٍّ وَ لَمْ يَقُلْ وَ لَا لِذِي مِرَّةٍ سَوِيٍّ».[۸]
این دو روایت هردو از مرسلات مرحوم صدوق هستند؛ در این دو روایت حضرت میفرمایند: «وَ لَمْ يَقُلْ وَ لَا لِذِي مِرَّةٍ سَوِيٍّ»؛ لذا بعضی به این دو حدیث استناد کردهاند و گفتهاند که از این بیان امام صادق علیه السلام استفاده میشود که «ذیمرة سوی» اگر الان نیاز سالش را ندارد، میتواند زکات بگیرد.
روایت سوم باب هشتم: صحیحۀ معاویة بن وهب
«وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع يَرْوُونَ عَنِ النَّبِيِّ ص- أَنَّ الصَّدَقَةَ لَا تَحِلُّ لِغَنِيٍّ وَ لَا لِذِي مِرَّةٍ سَوِيٍّ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع لَا تَصْلُحُ لِغَنِيٍّ».[۹]
روایاتی که تا اینجا بیان شد نسبت به نقل قول از نبی اکرم در سه دسته قرار میگیرند:
روایات ۸ و ۱۱ که دلالت داشتند اگر کسی غنی است یا محترف یا ذی مرة است، نمیتواند زکات بگیرد؛ یا کسی که «يَقْدِرُ عَلَى أَنْ يَكُفَّ نَفْسَهُ عَنْهَا»، نمیتواند زکات بگیرد.
روایات ۵ و ۹، دو روایت مرسله هستند که فرمود «ذِي مِرَّةٍ سَوِيٍّ» در بیان وجود مقدس نبی اکرم نبوده است.
صحیحۀ معاویة بن وهب؛ در این روایت نمیفرماید «لَمْ يَقُلْ وَ لَا لِذِي مِرَّةٍ سَوِيٍّ» بلکه میفرماید: «لَا تَصْلُحُ لِغَنِيٍّ ».
لسان روایات دستۀ اول و دوم معارض هستند و در دستۀ سوم میفرمایند «لَا تَصْلُحُ لِغَنِيٍّ »؛ این سه دسته چه طور با هم جمع میشوند؟ به نظر میآید که دستۀ سوم در واقع دارد معیار را معرفی میکند و میفرماید معیار غنا است. اگر کسی غنی باشد نمیتواند زکات بگیرد، پس اگر ذیمرة غنی است نمیتواند زکات بگیرد و اگر غنی نیست میتواند زکات بگیرد. روایات دستۀ دوم هم اینگونه معنا شده که مقصود حضرت از «لَمْ يَقُلْ وَ لَا لِذِي مِرَّةٍ سَوِيٍّ» این بوده که این یک ملاک مستقل در عرض غنا نیست، نه اینکه اصلاً نفرمودهاند. اگر این معنا را نپذیرفتید، لسان اول و دوم با هم معارض میشوند؛ یک طرف روایات صحیحه و طرف دیگر دو روایت مرسله هستند؛ اگر ضعف سند را در نظر نگیرید اینها تساقط میکنند؛ در صورت تساقط، آنچه باقی میماند صحیحۀ زراره است؛ روایت دوم باب هشتم که قول رسول الله نقل نمیشود بلکه امام باقر علیه السلام خودشان میفرمایند که: «إِنَّ الصَّدَقَةَ لَا تَحِلُّ لِمُحْتَرِفٍ وَ لَا لِذِي مِرَّةٍ سَوِيٍّ قَوِيٍّ فَتَنَزَّهُوا عَنْهَا»؛[۱۰] بعضی گفتهاند که عبارت «فَتَنَزَّهُوا عَنْهَا» دلالت دارد که حرام نیست زکات بگیرد. بلکه زکات نگرفتن رجحان دارد. به نظر ما این حرف تمام نیست چون از صدر روایت حرمت اخذ زکات استظهار میشود.
بنابراین کسی که حرفه دارد و به تعبیری کسی که میتواند کار بکند، حالا یا حرفهای بلد است یا کسبی را میتواند به عهده بگیرد ولی تنبلی میکند، این شخص حق اخذ زکات ندارد؛ مگر اینکه بعداً فقیر شود؛ مثل کسی که کار نمیکند و الان توانایی کار ندارد یا اینکه کاری پیدا نمیکند، این شخص اگر فقیر شد میتواند زکات بگیرد. تا اینجا معنای فقر و مصادیق و تطبیقات آن در بیان مرحوم صاحب عروه بررسی شد؛ در ادامه ایشان ۱۵ مسئله مطرح میکنند که به آنها میپردازیم.
مسئله اول
مرحوم سید میفرمایند: «لو كان له رأس مال لا يقوم ربحه بمؤنته لكن عينه تكفيه لا يجب عليه صرفها في مؤنته بل يجوز له إبقاؤه للاتّجار به و أخذ البقيّة من الزكاة».[۱۱]
کسی که سرمایهای دارد، اگر سود این سرمایه برای مئونۀ سنه کافی نباشد اما خود سرمایه برای مئونۀ سنه کافی باشد، واجب نیست سرمایه را در مئونه مصرف کند، بلکه میتواند سرمایه را نگه دارد و با آن تجارت کند و مقداری که برای مئونه کم میآورد از زکات دریافت کند.
دلیل این مطلب روایاتی است که قبلاً خوانده ایم؛ مثلاً روایت اول باب دوازدهم، صحیحۀ معاویة بن وهب؛ «قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الرَّجُلِ يَكُونُ لَهُ ثَلَاثُمِائَةِ دِرْهَمٍ أَوْ أَرْبَعُمِائَةِ دِرْهَمٍ وَ لَهُ عِيَالٌ وَ هُوَ يَحْتَرِفُ فَلَا يُصِيبُ نَفَقَتَهُ فِيهَا أَ يُكِبُّ فَيَأْكُلَهَا وَ لَا يَأْخُذَ الزَّكَاةَ أَوْ يَأْخُذُ الزَّكَاةَ قَالَ لَا بَلْ يَنْظُرُ إِلَى فَضْلِهَا فَيَقُوتُ بِهَا نَفْسَهُ وَ مَنْ وَسِعَهُ ذَلِكَ مِنْ عِيَالِهِ وَ يَأْخُذُ الْبَقِيَّةَ مِنَ الزَّكَاةِ وَ يَتَصَرَّفُ بِهَذِهِ لَا يُنْفِقُهَا».[۱۲]
معاویةبنوهب میگوید از امام صادق علیه السلام در مورد کسی پرسیدم که ۳۰۰ یا ۴۰۰ درهم سرمایه دارد و عائلهمند است و البته شغلی دارد اما درآمدش کفاف مخارج زندگیاش را نمیدهد؛ آیا نیاز زندگیاش را از سرمایهاش مصرف کند تا اینکه سرمایه تمام شود و فقیر شود و بعد زکات بگیرد یا اینکه به سرمایه دست نزند و برای تأمین نیازهای زندگیاش زکات دریافت کند؟ حضرت فرمودند از سود این سرمایه، خودش و عیالش را تأمین کند و آن مقداری هم که کم است از زکات بگیرد. عرض کردیم که این روایت اطلاق دارد؛ حضرت نفرمودهاند که این ۳۰۰ درهم یا ۴۰۰ درهم کفاف سنهاش را میدهد یا نمیدهد؛ چه کفاف بدهد چه کفاف ندهد، نباید سرمایه را صرف مئونه کند.
بعد مرحوم سید میفرمایند: «و كذا لو كان صاحب صنعة تقوم آلاتها أو صاحب ضيعة تقوم قيمتها بمؤنته و لكن لا يكفيه الحاصل منهما لا يجب عليه بيعها و صرف العوض في المؤنة بل يبقيها و يأخذ من الزكاة بقيّة المؤنة»؛
کسی که ابزاری دارد و با آن کار میکند، اگر ابزار کارش را بفروشد، مئونۀ امسالش تأمین میشود، ولی اگر بفروشد دیگر کاری ندارد، لازم نیست وسایل کارش را بفروشد بلکه میتواند مقدار کسری را از طریق دریافت زکات تأمین کند. این فرع روشن است، لذا از آن عبور میکنیم.
و الحمد للّه ربّ العالمین …
پاورقیها
. العروة الوثقی، ج۴، ص۱۰۳.
. وسائل الشیعة، ج۹، ص۲۳۲؛ علل الشرائع، ص۳۷۰، حدیث۱.
. وسائل الشیعة، ج۹، ص۲۳۳؛ معاني الأخبار، ص۲۶۲، حدیث۱.
. وسائل الشیعة، ج۹، ص۲۳۱؛ الكافي، ج۳، ص۵۶۰، حدیث۲.
. وسائل الشیعة، ج۹، ص۲۳۳؛ معاني الأخبار، ص۲۶۲، حدیث۱.
. وسائل الشیعة، ج۹، ص۲۳۴؛ قرب الإسناد، ص۷۲.
. وسائل الشیعة، ج۹، ص۲۳۲؛ الفقيه، ج۳، ص۱۷۷، حدیث۳۶۷۱.
. وسائل الشیعة، ج۹، ص۲۳۳؛ معاني الأخبار، ص۲۶۲، حدیث۲.
. وسائل الشیعة، ج۹، ص۲۳۱؛ الكافي، ج۳، ص۵۶۲، حدیث۱۲.
. وسائل الشیعة، ج۹، ص۲۳۱؛ الكافي، ج۳، ص۵۶۰، حدیث۲.
. العروة الوثقى، ج۴، ص۱۰۰.
. وسائل الشیعة، ج۹، ص۲۳۸؛ الكافي، ج۳، ص۵۶۱، حدیث۶.