برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
بسم الله یعنی مطلقاً خودت را فقیر به غیر خدا نبینی. خوردن، خوابیدن، نفس کشیدن، نگاه کردن، حرف زدن و … همه همراه با «
بسم الله الرحمن الرحیم
» باشد. حال اگر کسی «
بسم الله الرحمن الرحیم
» را اول صحبتهایش گفت، مثلا در اول منبر و تا آخر یادش رفت، واضح است که در این بین چرت و پرت می گوید. خود انسان وقتی حرف بزند، ناروا هم می گوید. اما اگر تا آخر در مقام بسم الله بود همیشه، در هر لحظه متوجه است که: «
بسم الله الرحمن الرحیم
».
اگر انسان بر سر سفره نشست، گفت «
بسم الله الرحمن الرحیم
»، بعد یادش رفت، در این بین مشرک می شود. اما اگر از اول تا آخر بسم الله در وجودش بود، این مقام «
بسم الله الرحمن الرحیم
» می شود. یعنی دیگر هیچوقت این بسم الله از وجودش جدا نمی شود. می شود: «فی صلاتهم دائمون». دائماً با بسم الله می خوابد، حرف می زند، روی زمین راه می رود، نکاح می کند، نفس می کشد و … . این بسم الله همیشه در وجودش هست. این می شود «
مقام بسم الله الرحمن الرحیم
». دائماً تکیه اش به اسم اللهِ رحمانِ رحیم است.
اگر این آیه به انسان داده شود، نور این آیه در قلب انسان بیاید و وجود انسان با آیه «
بسم الله الرحمن الرحیم
» نورانی شود، این آدم می شود در مقامی که دیگر دائماً با خدا سر و کار دارد. با اسماء الهی سرو کار دارد. «
وَ بِأَسْمَائِكَ الَّتِي مَلَأَتْ أَرْكَانَ كُلِّ شَيْء
»(5) که همه آن اسماء هم می شود الله و رحمان و رحیم.
آدمی که سر و کارش با این اسماء است، دیگر آزاد است. این آدم دیگر روی آب هم راه می رود. برای او فرقی نمی کند، روی هوا هم راه می رود. این می شود همان مقام اسم اعظم. در کویر هم سیراب است. کویر و کنار دریا و زمین حاصلخیز برای او فرقی نمی کند.