«فتحِ خونِ امام خامنهای»
ابعاد و آثار شهادت امام خامنهای/ قصاص و انتقام خون امام/روایت فتح/وحدت حول امام
متن زیر گفتوگوی آیتالله سید مهدی میرباقری است که در برنامه تلویزیونی به وقت ایران در تاریخ ۱۶ تیر ۱۴۰ برگزار شده است.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین. اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاً وقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طَویلاً.
۱.ابعاد و آثار شهادت امام خامنهای
مجری: بینندگان عزیز اگر دو شب قبل را دنبال کرده باشند، ما در مورد انتقام صحبت کردیم. چرا انتقام [بگیریم]؟ چطور انتقام [بگیریم]؟ بحثهایی را در برنامه داشتیم. اگر حاجآقا موافق باشند ما از همینجا به بحث وارد شویم. ما در این دو شب گذشته بحث انتقام را مطرح کردیم. میخواهم ببینم حضرتعالی چطور به ماجرای انتقام، اهمیت و لزومش نگاه میکنید. شاید شما منظر دیگری ناظر به این قصه داشته باشید.
استاد میرباقری: اولاً شهادت قائد عزیزمان و همه شهدای بزرگواری که بهخصوص [در] جنگ دوازدهروزه و جنگ رمضان به شهادت رسیدند [را] تسلیت عرض میکنم. اول این نکته را عرض کنم که شهادت ایشان واقعاً یک حادثه خیلی بزرگ است؛ اصلاً نمیتوان از کنار عظمتش گذشت.
ما در طول تاریخ، بزرگانی از علمای اسلام (ره) را داشتیم که به شهادت رسیدند و حتی رسالههای مستقلی هم در این زمینه نوشته شده است؛ از جمله مرحوم علامه امینی رسالهای [به نام] «شهداء الفضیلة» دارند که شهدا از علمای بزرگ شیعه (ره) را نام میبرند. مثل شهید اول، دوم، قاضی نورالله و دیگران. در دوره معاصر ما هم، شهدای بزرگی از روحانیت داریم.
ـ شهادت قائد ما، یک حادثه عظیم و آغاز یک مرحله جدید بین ما و دشمنان
ولی این شهادت، یک شهادت استثنایی است؛ کسی در تراز مرجعیت، جامعیت و موقعیتی که ایشان نسبت به تشیع و دنیای اسلام [داشتهاند]؛ یک مرجع رسمی بزرگ [به همراه] جایگاهشان در دنیای اسلام و بهخصوص بعد از جنگ ۱۲روزه؛ موقف ایشان [بعد از جنگ ۱۲روزه] در دنیا خیلی عظمت پیدا کرد و واقعاً رهبر آزادگان جهان شدند.
این حادثه عظیمی است و کار، کار عجیبی است. یهود در طول تاریخ با اسلام و تشیع درگیر بوده و ضربه میزده؛ اما [اینکه] چنین کاری را نسبت به شیعه انجام بدهد، کمسابقه است؛ البته نمیگویم نمیخواسته، ولی نمیتوانسته و برایش فراهم نبوده است؛ لذا نمیتوان از این واقعه به سادگی گذشت و اگر ما بخواهیم تاریخ سیاسی خودمان و به خصوص انقلاب اسلامی را توضیح بدهیم، حتماً قبل و بعد از شهادت ایشان متفاوت است.
این حادثه بزرگی است و ما اصلاً نباید نسبت به آن با نگاه تقلیلگرایانه نگاه کنیم. [این حادثه]، تمامشده نیست؛ آغاز یک مرحله جدید از اتفاقاتی است که بین ما و جبهه دشمن اتفاق میافتد. کما اینکه در مقیاس تاریخی و بزرگ، شهادت سیدالشهدا علیهالسلام پایان یک راه نیست؛ [بلکه] آغاز یک مرحله جدید از درگیری بزرگ بین جبهه حق و باطل، دستگاه شیطان و دستگاه انبیاء (ع) است.
فاجعهای که در عاشورا اتفاق افتاده، آغاز اتفاقاتی بزرگ در عالم است و در کائنات اثر گذاشته؛ این شهادت همینطور است. گاهی تلقی من این بود که این بیانی که از معصومین (ع) راجع به علائم ظهور نقل شده که فرمودند یکی از آنها شهادت نفس زکیه است، این صرفاً یک علامت نیست؛ یعنی گویا یک اتفاق بزرگی همراه با این شهادت میافتد. کما اینکه این اتفاق دارد در جهان میافتد؛ در باطن جامعه ایران، دنیای تشیع، دنیای اسلام و جهان دارد اتفاق میافتد و انشاءالله به نتیجه خواهد رسید. این نکته اولی که میخواستم عرض بکنم.
۲. پاسخ به دشمن؛ قصاص و انتقام
نکته دوم اینکه نسبت به این خون بزرگ و خونهای عزیزی که از فرماندهان، دانشمندان، زن، کودک و بهخصوص کودکان عزیزی که به شهادت رسیدند ریخته شد، اگر ما بخواهیم پاسخی که به دشمن میدهیم [را] مورد مطالعه قرار بدهیم، به گمان من در دو مرحله باید بحث کنیم.
یک مرحله، مرحله قصاص است که حتماً باید کسانی که مباشرتاً یا باواسطه، در این امر دخالت داشتند، محاکمه و قصاص بشوند. این جای تردید نیست. بعضیهایشان که شناختهشده هستند و بعضیها هم اتهامشان ثابت نیست؛ باید پیگیری بشود و حتماً باید بعد از اثبات، به بدترین شکل قصاص بشوند.
یکی از دستگاههایی که ما باید فراهم بکنیم، «وَ أَعِدُّواْ لَهُم مَّا ٱسۡتَطَعۡتُم مِّن قُوَّةٍ وَ مِن رِّبَاطِ ٱلۡخَيۡلِ تُرۡهِبُونَ بِهِۦ عَدُوَّ ٱللَّهِ»،[۱] پاسخگویی به این ترورها و جنایتها است؛ ما برای اینکه دشمن به نقطه تعادل برسد، [باید] اعداد قوه [کنیم] و [این] یکی از ظرفیتهایی است که باید فراهم شود. بنابراین این یکی از وظایف مهم ماست؛ یکی از بسترهایی است که ما باید در اِعداد قوه فراهم کنیم؛ در سطحی که بتوانیم توازن را به هم بزنیم.
کارشناس(خزایی): ببخشید، این چیزی که شما به آن میفرمایید قصاص، همان چیزی است که در لفظ عموم مردم است و ما هم در برنامه خودمان به کار میبردیم و به این میگفتیم انتقام. شما این را با لفظ دقیقتر قصاص بیان کردید.
استاد میرباقری: بله، من میگویم انتقام از این بزرگتر است؛ یعنی شما یک قصاص دارید؛ مثال میزنم، شما در مورد قاتلان امام حسین ارواحنا فداه سلام الله علیه، یک قصاص دارید که تقریباً خیلیهایشان را جناب مختار (س) قصاص کرده است؛ ولی اینکه انتقام سیدالشهدا (ع) نیست.
انتقام سیدالشهدا (ع) آن چیزی است که در یک مراحل تاریخی پیچیده تنظیم میشود و به ظهور میرسد. اصلاً یکی از روزهای ایامالله که روز پیروزی حق است، روز ظهور است. شعار پرچمداران و سربازان امام زمان (عج) و شعار خود حضرت «يَا لَثَارَاتِ اَلْحُسَيْنِ» است.
اولاً، این مسیر انتقام، امر بسیار بزرگی است. این خونی که دشمن در عاشورا ریخته، انتقامش این است که باید کل بساط شیطان جمع بشود و جمع خواهد شد؛ اما در یک مراحلی؛ البته این انتقام به این معنا [نیست] که خدای متعال دستگاه شیطان را نابود کند. همان روز عاشورا هم میتوانست نابود کند؛ کما اینکه سیدالشهدا (ع) میتوانستند این کار را بکنند.
مرحوم سیدبنطاووس (س) روایتی نقل میکنند که [وقتی] حضرت (ع) از مدینه بیرون آمدند، سران جن و بزرگانشان خدمت حضرت (ع) آمدند [و گفتند]: «شما برگردید؛ ما میرویم کار را تمام میکنیم». حضرت (ع) فرمود: «اگر بنا بر این باشد، من خودم از شما تواناتر هستم»؛ کار، یک قواعدی دارد؛ انتقام [قواعدی دارد.]
ماجرایی که نسبت به حضرت امیر (ع) اتفاق میافتد، انتقامش خیلی بزرگ است؛ ولی حضرت حوصلهای دارند. کسی به حضرت (ع) عرض کرد: «آقا شما چطور با اینهمه امکانات، قدرت، اسم اعظم و… [انتقام نمیگیرید؟]»
[ملائکه و روح در] شب قدر بر آستان امیرالمؤمنین (ع) نازل میشدند؛ «تَنَزَّلُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ وَ ٱلرُّوحُ».[۲] الان هم بر امام زمان علیهالسلام [نازل میشوند] و همه نظامِ امر دست ایشان است. [پرسید]: «شما چطور در مقابل این حوادث صبر میکنید؟» حضرت امیر (ع) فرمودند: «ما خزانهدار خدا هستیم»؛ «وَ لَكِنَّا لِلَّهِ خُزَّانٌ لاَ عَلَى ذَهَبٍ وَ لاَ عَلَى فِضَّةٍ »؛[۳] نمیخواهم بگویم طلا و نقرههای عالم دست ماست؛ آنچه که خدا در قبالش به ما داده چیزی نیست، این هم در اختیار امام است. فرمودند: «بَلْ عَلَى أَسْرَارِ تَدْبِيرِ اَللَّهِ»؛ ما اسرار تدبیر خدا را در عالم میدانیم؛ لذا پای تدبیر الهی میایستیم؛ «عِبٰادٌ مُكْرَمُونَ لاٰ يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ»، این بیان حضرت است.
پس معنی انتقام این نیست که خدای متعال نمیتواند یکروزه [انتقام] بگیرد؛ اگر میگوییم یک طرح درازمدت است، چون یک اتفاقاتی باید ذیلش بیفتد؛ باید جبهه حق ساخته بشود، باید صف منافق و مؤمن تفکیک بشود، درجات ایمان شکل بگیرد؛ اتفاقات بزرگی در تاریخ باید بر محور عاشورا بیفتد. آنوقت پایانش این است که یک جبهه آماده فراهم میشود که دیگر برای دنیا و امکانات مادی با دشمن نمیجنگد، بلکه شعارشان «يَا لَثَارَاتِ اَلْحُسَيْنِ» است؛ یعنی برای دفاع از خون امام حسین (ع) میجنگند؛ اینقدر بزرگ میشوند. چون آدمی که در این تراز تربیت نکنید، با انگیزه خودش وارد میدان میشود، اینکه انتقام خون امام حسین (ع) نیست.
مجری: پس بحث انتقام منفک از بحث قصاص است؛ ولی میشود گفت که خب ما چون بناست و میبایستی برویم مثلاً انتقام خون حضرت آقا (ره) را [بگیریم]، یا اگر اشتباه نکنم حضرت آقا (ره) هم در ماجرای شهادت حاج قاسم سلیمانی گفته بودند، انتقامش اخراج آمریکاییها از منطقه است. آیا ریختن طرح اخراج آمریکاییها از منطقه مُکفی از قصاص هم است؟
استاد میرباقری: نه، قطعاً نیست. دو چیز عرض کردم؛ شما دو کار باید انجام دهید. یکی [اینکه] برای انتقام، اِعداد قوه کنیم و [دوم اینکه] برای قصاص، اعداد قوه، برنامهریزی و طراحی کنیم؛ نمیشود که از قصاص رفع ید کرد.
یعنی اگر موازنه در اینجا به هم بخورد، دست دشمن باز میشود. ما باید موازنه را در دو میدان طراحی کنیم و این هم طرح میخواهد. خودش یک کار پرفراز و نشیب است که به نظرم ما یک موقعی در انقلاب اسلامی هم چیزهایی داشتیم. اسم این هم به هیچ وجه ترور نیست؛ دشمن ممکن است [ما را] به ترور متهم کند؛ اما ما به پاسخ به ترور دشمن، میگوییم قصاص.
ـ شیوه و دامنه قصاص
کارشناس(خزایی): در این اِعداد قوهای که شما میفرمایید، ما برای قصاص هم عملاً باید برویم و هزینه و برنامهریزی بکنیم؛ همانطور که موشک و پهپاد میسازیم که پایگاه دشمن را هدف قرار میدهیم، برویم و برای قصاص کردن هم طراحی کنیم؛ کارمان را انجام دهیم.
استاد میرباقری: طراحی بکنیم. بله، قصاص.
کارشناس(اکبرخانی): ولی دامنه و گستره آن، چطور میتواند باشد؟
استاد میرباقری: یک موقعی یک طرحی به نظرم میآمد و تقدیم هم کردم و نمیدانم به کجا رسیده است که ما اصلاً به یک قوه قضا در مقابل دیوان لاهه در عالم احتیاج داریم؛ ما باید یک قضای اسلامی داشته باشیم و کسانی که به حقوق بشریت تجاوز و تعدی میکنند، نه فقط به حقوق ما، ملتهای دیگر و حقوق آحاد مردم، ما اینها را محاکمه علنی و آزاد بکنیم.
مجری: و متعاقباً اجرای حکم هم بکنیم.
استاد میرباقری: وکلایشان هم در دادگاه حاضر باشند و از حقوقشان دفاع کنند؛ کاملاً آزاد، یک دادگاه رسمی؛ اما بر اساس احکام الهی، که حکم اسلام راجع به این آدمها چیست؟ بعد هم حکم صادر کنیم. این فقط راجع به ایران و اشخاص حقیقی به نظرم نمیآمد؛ شخصیتهای حقوقی، حقیقی، دولتها، شرکتها و آنهایی که به مردم تعدی میکنند؛ تعدی سیاسی، فرهنگی، اقتصادی [میکنند] و خون مردم را میریزند. استعمار زیاد [از] این کارها کرده است.
ما حتماً باید اینها را محاکمه کنیم و بعد، راهِ پشتوانه اجرایی آن این است که هم به ملتها آگاهی بدهیم و هم ملتها را برای احقاق حقوق خودشان، حد المقدور توانمندسازی کنیم. الان به نظر من، این یکی از راههای قصاص است که ما باید یک دادگاه و قضایی بر اساس قضای اسلامی داشته باشیم و یک به یک احکامشان معلوم بشود؛ بعضیهایش خیلی واضح و بعضیهایش مبهم است.
وقتی حکم معلوم شد، بعد ظرفیتی برای اجرایش فراهم کنیم؛ برنامهریزی برای اجرا هم میخواهد. الان اینها برای قضاهای بین المللیای که درست کردهاند، پشتوانه درست کردهاند؛ از نظام بینالملل و حتی قدرت نظامی که پشتوانه اجرایی آنهاست. ما حتماً باید یک منظومهای از تواناییهای اجرا داشته باشیم که بتوانیم جلوی ترور را بگیریم و قدرت قصاص داشته باشیم؛ یعنی هم حکم صادر کنیم و هم حکممان اجرا بشود. معلوم باشد که ترور نیست؛ ما یک دستگاه قضاء منطقی و معقولی داریم که قضا و داوری میکند. «وَ لَكُمۡ فِی ٱلۡقِصَاصِ حَيَوٰةٌ يَٰٓأُوۡلِی ٱلۡأَلۡبَٰبِ».[۴]اگر شما از قصاص صرف نظر کنید، حیات جامعه بشری در معرض خطر قرار میگیرد.
مجری: دقیقاً همین چیزی که شاید در تعبیر آقا، میگویند بازدارندگی. یعنی اینکه بالاخره کشور بتواند به روال طبیعی خودش برگردد.
استاد میرباقری: یکی از امورش بازدارندگی جبهه حق در مقابل جبهه باطل است و الا آنها دست به یک کارهایی میزنند و اگر موازنه در آن امور به نفع آنها باشد، امنیت دنیای اسلام و حق را به هم میزنند.
مجری: انتقام چه؟ شما بعد از این جنایتی که دشمن مرتکب شده است، انتقام خون حضرت امام شهید (ره) و همه شهدای ما را چه میدانید؟
کارشناس(خزایی): ببخشید، باز با تأکید بر اینکه آن قصاصی که حاج آقا گفتند، همان چیزی است که بقیه میگفتند انتقام، آن را گفتند.
مجری: چون ممکن است یک تیکه برنامه برش بخورد و بگویند آقای باقری هم فرمودند که انتقام یعنی فلان، پس [نیازی به قصاص نیست].
استاد میرباقری: نه، از قصاص که نمیشود صرف نظر کرد و ما اصلاً باید در قصاص، طراحی موازنه کنیم و لذا عرض کردم پشتوانهاش هم میتواند دستگاه قضا باشد. حالا اگر آن قضای اسلامی هم نیست، در کشور خود ما یعنی اگر کشور ما هنوز قضای بینالملل تولید نکرده و ساختارهایش ایجاد نشده است، که باید به نظر من ایجاد بشود؛ الان ما در شرایط نظم جدید هستیم، یکی از کارهایی که باید بکنیم این است که در جهان، ساختارهای جدید ایجاد کنیم و همپیمانهای جدید برای خودمان درست کنیم؛ یکی از مهمترین این ساختارها، ساختار قضا است.
ما باید ساختاری موازی با قضای دستگاه غرب در جهان درست کنیم و آن کار هم به نظر من یک کار بسیار منطقی است؛ نباید در قالب ترور، ایذاء و اینها [باشد]، نه؛ یک کار کاملاً روشن، قانونی، با یک قضاء روشن؛ ولی حتماً هم اجرا میشود و باید برایش پشتوانه اجرایی هم درست کنیم و توانمندسازی کنیم.
ـ انتقام و دامنه آن
این یک طرح است؛ یعنی اگر ما به نگاه خام به قصاص نگاه کنیم، غلط واقع میشود، خطا در آن اتفاق میافتد و بعد، روایتهای خطایی از آن میشود؛ مثلاً به ترور تبدیل میشود؛ ما که تروریست نیستیم، ما کجا تروریست هستیم؟ ما در مقابل ترور میایستیم، قصاص میکنیم و حق داریم که خونخواهی کنیم؛ ولی از این بالاتر است. وقتی خون بزرگی ریخته میشود، این باید به یک حرکت بزرگ در مسیری که این خون بزرگ ریخته شده است تبدیل بشود و آن حرکت به نتیجه برسد.
من مثال میزنم، شما در عاشورا جریان انتقام را میبینید. ولی انتقام چطور واقع میشود؟ باید ذیل عاشورا، امت ساخته بشود. با بصیرت، کمکم علاوه بر بصیرت، دشمن را بشناسد، موضعگیری کند، صفبندی کند، ظرفیتِ شدت روحی و بعد، امکانات نظری و عملی، یعنی سختافزار، نرمافزارش را فراهم کند؛ بعد یک حرکت بزرگ در زیر سایه امام زمان (ارواحنا فداه) اتفاق میافتد، آن میشود انتقام که ما مراحلش [را] مکرراً در زیارت عاشورا عرض کردیم؛ این توضیح داده میشود.
آدم وقتی به حادثه عاشورا نگاه میکند، اگر حادثه را در حد یک حادثهای که در نصف روز اتفاق افتاده و زد و خوردی بوده و تمام شده ببینید، ما از این جنگها در تاریخ زیاد داشتیم؛ ولی اگر دیدید که یک حادثهای است که «عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصِيبَةُ بِكَ عَلَيْنَا وَ عَلَى جَمِيعِ أَهْلِ الْإِسْلَامِ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصِيبَتُكَ فِي السَّمَاوَاتِ عَلَى جَمِيعِ أَهْلِ السَّمَاوَاتِ»،[۵] عاشورا تمام عالم را متحول کرده است.
حضرت (ع) با حرکت قهرمانانه و مظلومانه خودشان، حرکت حماسی و مظلومانه خودشان، عالم را متحول کردهاند. شما بخواهید یا نخواهید، این در یک مراحلی به طرح انتقام تبدیل میشود؛ همه قوای عالم، برای خونخواهی در اختیار این خون قرار میگیرند؛ از ملائکهای که نازل شدهاند که به آنها گفتهاند بعداً بیایید و همه قوا و امتی که ساخته میشود، یک بصیرت تاریخی پیدا میکند و صفبندی را میفهمد. [میفهمد صف بندی] بین ابن زیاد و عمر سعد و سیدالشهدا (ع) نیست، حتی بین یزید و سیدالشهدا (ع) [هم] نیست، بین یک جبهه تاریخی است: «فَلَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً»؛ بعد این به صفبندی تبدیل میشود، میشود برائت که همان جهاد کبیر است که نگذاری آنها بیایند و جبهه ما را در خودشان منحل کنند.
[اگر] استقامت کنی، به صف و قتال تبدیل میشود: «سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ». بعد خونخواهی در رکاب امام زمان (عج) میشود و بقیه مراحل. سلوک اجتماعی و فردی بر محور عاشوراست. وقتی این مسیر اتفاق میافتد، یک جبههای درست میشود که حالا یک امام منصور میخواهد؛ «مَعَ إِمَامٍ مَنْصُورٍ»؛ خونخواهی که به این راحتی واقع نمیشود؛ اگر امام منصوری نباشد که قوای عالم او را نصرت کند، امکان آن کار بزرگ نیست.
پس یک طرح بزرگ است. [برای] این طرح بزرگ، هم باید شناخت [نسبت به] عظمت خونی که باید انتقامش را گرفت حاصل بشود، واقعه را به عظمتش بشناسیم و [هم] صف دشمن و حق را بشناسیم. بعد بین صف حق و دشمن یک موضعگیری و صف و قتالی شکل بگیرد.
کارشناس(خزایی): ما کجایش هستیم؟ چون این طرح خیلی بزرگ است و خیلی دور است.
مجری: مشخصاً تعیّنش ناظر به این اتفاق اخیر چه میشود؟
استاد میرباقری: [این طرح]، ائمهای دارد که این کار را دنبال میکنند. ما باید در طرح آن امامان بزرگ حرکت کنیم. این طرح، طرحی است که در عین اینکه نیاز به سرعت دارد، یعنی مطلقاً نباید فوت وقت باشد؛ شما نباید یک ساعت را از دست بدهید؛ «سَارِعُوا»، «سَابِقُوا»؛ ولی نباید دنبال دولت مستعجل هم باشید؛ این کار بزرگ، زیرساختها و مقدماتی میخواهد.
حضرت آقا (ره) وقتی فرمودند مجازات آمریکا این است که از منطقه بیرون برود و انتقام خون شهید سلیمانی (رضوان الله تعالی علیه) اینطوری گرفته میشود، طراحیهای ماقبل انقلاب اسلامی یک طرف، طراحی جدی برای جنگ منطقهای با آمریکا شروع کردند. این، زیرساخت میخواست. بیش از همه، آمادگی ذهنی، همگرایی و همدلی بین مؤمنین میخواست و یکی از امکاناتی هم که میخواست، فضاسازی جهانی است؛ اینکه شما مُحق باشید و یک جنگ منطقهای به راه بیندازید. این همان است که آقا طراحیهایش را کردند، بعد هم روزهای آخر فرمودند که اگر این بار جنگ شروع بشود، منطقهای است و بعد هم خون خودشان را برای این کار هم گذاشتند.
۳. اهمیت روایت فاتحانه، از درگیری بین حق و باطل
مجری: حاجآقا، شاید بخشی از بینندگان بگویند که باشد، حضرت آقا (ره) فرمودند اخراج آمریکا از منطقه، آمریکا که خارج نشده است. در جنگ ۱۲روزه آمدند و به ما حمله کردند، دستهای از فرماندهان بزرگ ما را به شهادت رساندند. رفتند اعداد کردند و آمریکاییها را با خودشان همراه کردند و دوباره آمدند و خود حضرت آقا (ره) را به شهادت رساندند.
بله، ما در واکنش، یک جنگ منطقهای را رقم زدیم؛ اما همین الان هم کشور به شرایط عادی برنگشته است. چهل روز، نبردی در گرفته و بعد یک یادداشتی امضاء شده است و حالا در صرافت اجرای این یادداشت تفاهم هستیم و آن، یک جایش را قبول نمیکند و اجرا نمیکند، زیرِ آنجایش میزند، آنجایش را از پشت رد میکند و فلان. یعنی شاید بخشی از مخاطب بگوید آقا این محقق شده؟ نشده؟ در مسیر محقق [شدن است؟]
استاد میرباقری: محقق میشود؛ در مسیر تحقق است. ببینید، همینجا من یک نکته را عرض بکنم. ما حتماً باید بدانیم که حق پیروز است و همیشه در درگیری حق و باطل، در هر درگیری، روایت ما باید روایت فتح باشد. این توهم و خیال نیست. درگیری همیشه در مدار فتح است؛ اما قواعدی دارد فتح.
یک جمله از قائد شهیدمان بخوانم. رهبر شهید و عزیزمان، مرحوم حضرت آیتالله العظمی امام خامنهای شهید میفرمایند: «امید و نگاه بنده نسبت به آینده این کشور خیلی روشن است. بنده میدانم که خدای متعال اراده فرموده است که این ملت را [به] متعالیترین درجات برساند و بدانید که انشاءالله ملت ایران به برکت اسلام و به برکت نظام اسلامی، بدون تردید، به عالیترین درجات یک ملت، در حد و اندازه ملت ایران [میرسند]»؛ نه یک ملت کوچک. یک ملت بزرگی که پرچمدار یک تمدن و یک نهضت بزرگ جهانی در مقابل رنسانس است. این [بخش] مهم است: «و بدانید که توطئه، خرابکاری، حمله و ضربه دشمن هیچ اثری نخواهد داشت و به معنای واقعی کلمه، دشمن هیچ غلطی نخواهد توانست بکند.» سؤال من این است که غلطی کرده یا نکرده؟
مجری: استنباط این است که بله، بالاخره خود حضرت آقا (ره)، بیانکننده این سخنان را به شهادت رساندند.
استاد میرباقری: «هیچ غلطی»، یعنی اگر شما بایستید و طرح را درست جلو ببرید، او به اهدافش نمیرسد و شما به اهدافتان میرسید؛ معنایش این است. اگر امام (ره) میفرمودند: «آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند»، یعنی آمریکا نمیتواند به ما ضربه اقتصادی بزند؟ بزرگترین قدرت اقتصادی جهان است، بزرگترین قدرت نظامی جهان است و بیشترین روابط را با دولت ملتها دارد. چرا نمیتواند برای ما مضیقه ایجاد کند؟
اینکه یک تصور ساده است، هیچ کودکی اینطور فکر نمیکند. امام بزرگوار ما چرا این را میفرمودند؟ چرا آقا اینجا میفرمایند: «ما پیروزیم، دشمن هیچ غلطی نمیتواند بکند»؟ یعنی دشمن میخواهد چهکار کند؟ دشمن میخواهد این ملت را در جهاز هاضمه خودش هضم کند. میخواهد فرهنگشان، سیاستشان و اقتصادشان را به تعبیر حضرت آقا ببلعد؛ این بلعیدن هم فقط بلعیدن اقتصادی نیست، احساس میکند در عالم، یک پرچمی مقابل فرهنگ اپستینی آنها بلند شده، میخواهد این پرچم را بیندازد و هضمش کند؛ هضم همهجانبه است. میتواند؟ این لقمه خیلی از هاضمه او بزرگتر است؛ این یعنی این.
مجری: بله، ولی بعضی ان قلت میکنند، میگویند: «شما از خودتان و فتح و پیروزیتان یک روایتی میکنید که هیچوقت شکست نمیخورید؛ یعنی به تعبیر [عامیانه] میگویند شما بچهحزباللهیها طوری از خودتان روایت میکنید که شما همیشه برنده این معرکه هستید. میشود به ما بگویید شما چه زمانی شکست میخورید؟»
استاد میرباقری: وقتی از مسیر خدا فاصله بگیریم؛ مسیر خدا که شکست ندارد. حضرت زینب کبری (سلاماللهعلیها) به تعبیر امام شهیدمان (ره) در جهاد تبیین، روایت اول از عاشورا را [ارائه] کردند و الا دشمن روایت دیگری میکرد. روایت حضرت روایت فتح است.
مجری: از عاشورا.
استاد میرباقری: بله. ما به حسب ظاهر، ضربه بزرگتر از عاشورا نداشتیم که دستگاه شیطان بتواند به جبهه حق بزند. درست است؟
مجری: بله.
استاد میرباقری: حالا یک تحلیل داریم. مصیبتی است که در بارگاه قدس که جای ملال نیست، سرهای قدسیان همه در زانوی غم است. روایتش چطوری میشود؟ میشود روایت شکست کرد؛ آقا، یک نصف روز رفتند، کاری هم نتوانستند بکنند، زنهایشان اسیر شدند، همه مردهایشان کشته شدند و اسلام تمام شد. به حضرت (ع) همین را میگفتند، میگفتند: «[اگر] شما بروید و به شهادت برسید، اسلام تمام است.» الان اسلام تمام شده یا اسلام ماند؟ کسی در شام به امام سجاد (ع) عرض کرد: «دیدید شکست خوردید؟» حضرت (ع) فرمود: «بگذار مؤذن اذان بگوید، معلوم میشود که چه کسی پیروز شده.» گفتمان ما پیروز است یا گفتمان شما؟ شما پیروزی را چه میبینید؟
مجری: این حتی منافاتی با این ندارد که ما جاهایی در جهات مادی ضربههای ظاهری میخوریم. مثل جنگ احد.
استاد میرباقری: ولی شما همین را چهطور میبینید؟ اینطور نیست که زینب کبری (سلاماللهعلیها) دارند نگاه غلطی [به مسئله میکنند]، اصلاً [این نگاه]، عیناً نگاه قرآنی است. این داستانی که از حضرت زینب (س) نقل شده که همهتان مکرر ملاحظه فرمودید و همه مخاطبان ارجمند بهتر از من میدانند؛ در مجلس ابن زیاد، سر مطهر سیدالشهدا (ع) مقابل ابن زیاد است، اهلبیت (ع) [را] هم به عنوان اسیر در دارالاماره کوفه که مرکز حکومت امیرالمؤمنین (ع) است بردند. بنیامیه باید بگویند ما صد درصد، پیروزیم یا نه؟ او همین احساس را میکرد.
مجری: چیزی که به ذهن من میآید، حداقل صحنهسازی، صحنهسازی پیروزی است.
استاد میرباقری: ابن زیاد احساس پیروزی مطلق میکرد. با حضرت [زینب (س)] گفتگوهایی کرد و حرفهایی زد که شنیدهاید، بد دهنیهایی کرد. آخرش گفت: «دیدی خدا با برادرت چهکار کرد؟ دیدی کار خدا را؟» فرمود: «مَا رَأَیْتُ إِلَّا جَمِیلًا».[۶] خدا یک طرح دارد و شما یک طرح دارید؛ طرح شما شکستخورده است؛ شما طرح شیطان هستید.
اینکه بیاییم بزنیم، بکشیم و اسیر کنیم، زشتترین طرح است؛ درست همین کاری که الان دشمنان میکند. حضرت زینب (س) فرمودند: «کار خدا زیباست.» حضرت (س) دو نکته را گفتند، هر دو هم آیه است. یکی اینکه فرمودند: «هَؤُلاَءِ قَوْمٌ كَتَبَ اَللَّهُ عَلَيْهِمُ اَلْقَتْلَ فَبَرَزُوا إِلَى مَضَاجِعِهِمْ». اینها قومی بودند که با خدا عهد شهادت بسته بودند و خدای متعال این عهد عاشقانه را قبول کرد؛ اینها هم سعی کردند خودشان را از موانع بگذرانند، به طرحشان برسند و پای خونشان ایستادند. این شکست است؟ یعنی انسان عاشقی که با خدا قرار میبندد و پای قرارش میایستد، خونش را [فدا میکند]، شکست خورده؟
امیرالمؤمنین (ع) وقتی از سرزمین کربلا به سمت صفین عبور میکردند، راجع به این [مطلب]، جملاتی دارند؛ میگویند: «مَصَارِعُ عُشَّاقٍ»[۷] که اصلاً سابقه نداشتند و بعدیها هم مثل اینها نخواهند بود. این روایت غیر از روایت شکست است.
این مضمون آیه قرآن است: « مِّنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُواْ مَا عَٰهَدُواْ ٱللَّهَ عَلَيۡهِ فَمِنۡهُم مَّن قَضَیٰ نَحۡبَهُۥ وَ مِنۡهُم مَّن يَنتَظِرُ».[۸] مؤمنین قراری با خدا دارند که امیرالمؤمنین (ع) فرمودند مصداق اصلیاش من هستم و حضرت حمزه (ع) و حضرت جعفر (ع)؛ با خدا قرار بستیم که تا پای خونمان پای اسلام و طرح وجود مقدس رسولالله (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) بایستیم. آنها رفتند و من هم منتظر هستم. به نظر شما این شکست است؟
شهادت حضرت امیر (ع) در محراب مسجد کوفه شکست است یا پیروزی؟ نه اینکه ما متوهم پیروزی هستیم، [واقعاً] پیروزی است. وقتی دشمن مجبور میشود در مقابل مقاومت سیدالشهدا (ع)، تمام اصول انسانی که از آن دم میزد [را] زیر پای خودش بگذارد، این آغاز تغییر فرهنگ جهان است.
مجری: میخواهم هم اولاً برای خودم و هم بینندهها روشن کنم، اگر آمریکاییها میآمدند، ترور میکردند، میزدند، جنگ میکردند و ما مسیرمان را تغییر میدادیم، شما میفرمایید آنجا شکست است؟
استاد میرباقری: آن شکست است.
مجری: اما اگر ما مسیر را تغییر ندهیم؟
آیتالله میرباقری: [اگر] بایستیم، «وَ أَنتُمُ ٱلۡأَعۡلَوۡنَ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ».[۹]
ـ نقد در مسیر فتح و جداسازی صفوف
مجری: با همه کاستیها، همه این نقدهایی که وجود دارد، اینکه میشد اینجا بهتر شود، میشد این کار را نکرد، میشد این بند به تفاهم اضافه بشود و میشد این بند را نپذیریم؟
استاد میرباقری: خیلی روشن است. حتماً هم همینطور است؛ یعنی مؤمن حتماً باید برگردد و خودش را نقد کند؛ اصلاً نقد، در مسیر فتح است؛ شکست مطلق که نقد و آسیبشناسی ندارد. به هیچ وجه نباید روایتما روایت شکست بشود.
مجری: این را یکبار دیگر روشن کنید؛ منظورتان چیست که میگویید نقد در مسیر فتح اتفاق میافتد؟
استاد میرباقری: اگر شما دارید در مسیر فتح حرکت میکنید و طرح فتح دارید، در درون طرح فتح میتوانید خودتان را بازسازی کنید؛ جبهه نفاق و مؤمن را جدا کنید. یکی از برنامههای طولانی انبیاء (ع)، جدا کردن صف منافق و مؤمن است.
این آیه شریفه ظاهرش راجع به فتح مکه است: «لَوۡ تَزَيَّلُواْ لَعَذَّبۡنَا ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ».[۱۰] اگر مؤمنین در مکه نبودند، ما زودتر بساط کفار را جمع میکردیم. حضرت فرمودند علت تأخیر ظهور این است؛ باید صفها جدا شود؛ مؤمنینی هستند که باید بیایند و به حضرت ملحق شوند، [ظهور]، یومالاستبدال است؛ یک عده هم میروند آنطرف؛ طراحی هم به گونهای است که امکان عوض کردن فضای زندگی هست؛ مؤمن میتواند کافر شود و کافر، مؤمن شود.
بنابراین طرح فتح، استبدال و تفکیک دارد و صفها جدا میشوند؛ یک طرح بزرگ است. اگر ما بایستیم، به تعبیر امیرالمؤمنین (ع)، باطل محض هیچوقت طرفدار ندارد، دشمن حق و باطل را قاطی میکند: «لَکنَِّهُ يُؤْخَذُ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ وَ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ … فَهُنَالِكَ يَسْتَوْلِي اَلشَّيْطَانُ عَلَى أَوْلِيَائِهِ»؛[۱۱] اینجا استیلاء شیطان پیدا میشود.
وقتی شما استقامت میکنید، اینهایی که شعار حق، حقوق بشر و دفاع از آزادی ملتها میدهند نقابشان را میاندازند؛ امپراتوری آمریکا و امپراتوری غرب، عریان میشود؛ معلوم میشود این بدترین نظام سلطه است؛ اسمش دموکراسی، آزادی و حقوق بشر است.
آقای شهید ما (ره) مکرر در طوفان الاقصی میفرمودند: «دیگر از تمدن غرب بحث نکنید»؛ چه تمدنی؟ چرا این اتفاق میافتد؟ دوست دارند که اینطوری بشود و نقابشان را بیندازند یا وقتی شما مقاومت میکنید، مجبور میشوند این کار را بکنند؟ ابن زیاد و یزید به هیچ وجه دلشان نمیخواهد خون سیدالشهدا (ع) را بریزند، میدانند پرهزینه است؛ ولی وقتی استقامت میکنی، مجبور میشود. بیعت نمیکنی؛ «لاَ أُعْطِيكُمْ بِيَدِي إِعْطَاءَ اَلذَّلِيلِ وَ لاَ أَفِرُّ فِرَارَ اَلْعَبِيدِ»؛[۱۲] نه فرار میکنم و نه بیعت ذلیلانه میکنم؛ «هَيْهَاتَ مِنَّا اَلذِّلَّةُ»[۱۳] میگویی، میگویند پس بزنیم و بکشیم. مسیر پیروزی اینجوری گشوده میشود.
خدای متعال میخواهد چهکار کند؟ خدای متعال میفرماید: «وَ لَوۡ يَشَآءُ ٱللَّهُ لَٱنتَصَرَ مِنۡهُمۡ»؛[۱۴] اگر ما میخواستیم، دستگاه شیطانی را یکشبه شکست میدادیم؛ اینکه کاری ندارد؛ ولی بحث این است که چه اتفاقی باید در عالم بیفتد؟ آن اتفاق میافتد. شما اگر در مدار حق باشید، حق پیروز است.
میدانید علتش چیست؟ علتش این است که در این درگیری حق و باطل، خدای متعال طرف ماست. یکی از جملاتی که حضرت زینب (س) به ابن زیاد گفتند این است: «تو چرا اینقدر کوتاهبینی، خیال میکنی ما یک جنگی را تمام کردیم که داری برد و باختش را معین میکنی؟ یک درگیری شروع شده؛ سَيَجْمَعُ اَللَّهُ بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُمْ»؛[۱۵] خدای متعال شما را در یک صحنه جمع میکند و با شما محاجه و مخاصمه میشود، پیروز آن روز کیست؟ یعنی این درگیری، حَکَمی دارد و حکمش خداست.
در دل همه سختیها که وجود مقدس نبیاکرم (ص) میخواهد عالم را تغییر بدهد و عالم را بر مبنای توحید بسازد و بتکدهها را ویران کند، [خداوند] به [ایشان] میفرماید: «وَ ٱصۡبِرۡ حَتَّیٰ يَحۡكُمَ ٱللَّهُ».[۱۶] این دعوا حَکَم دارد، خیال کردی که دعوا تمام میشود؟ حَکَمش هم خداست؛ صبر کن، خدا حکم میکند.
اگر شما بزرگی طرح را نبینید و اگر ایامالله را درون این طرح نبینید، احساس شکست میکنید. وقتی حضرت موسی (ع) مأمور میشود که [قومش را از تاریکی خارج کند]، «أَنۡ أَخۡرِجۡ قَوۡمَكَ مِنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَی ٱلنُّورِ»،[۱۷] به او میفرمایند: «وَ ذَكِّرۡهُم بِأَيَّىٰمِ ٱللَّهِ»؛ متذکر اینها شو. ایامالله چه زمانی است؟ ایام فتوحات حق است. «إِنَّ فِی ذَٰلِكَ لَأَيَٰتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُور»؛ برای آنهایی که پای طرح خدا و انبیا (ع) میایستند، شکرگزار طرح انبیا (ع) هستند و تا کار سخت شد، زود بیرون نمیآیند.
ایامالله آیات و نشانههای راه هستند. ایامالله چه زمانی هستند؟ روزهای پیروزی، از روزی که فرعون زمین میخورد تا [اینکه] روایات میگوید [ایام الله] سه روز اصلی دارد: ظهور، رجعت و قیامت. وقتی طرح بزرگ است، مراحلش هم بزرگ است؛ آدمها باید در این طرح بزرگ بشوند. مشکل انبیا (ع) همین بوده، میخواستند آدم بزرگ تربیت کنند.
فرعون میخواسته آدمها را پوک کند؛ «فَٱسۡتَخَفَّ قَوۡمَهُۥ فَأَطَاعُوهُ»؛[۱۸] مثل تمدن غرب که میخواهد آدمهایی متعلق به دنیا درست کند؛ آدمی که همه خوف و طمعش در دنیا خلاصه میشود، از فرعون تبعیت میکند. مسیر فتح یعنی امتی بسازید، صف را آرامآرام تفکیک کنید، دشمن از دوست فاصله بگیرد، مؤمنین درجات پیدا کنند و درجات رو به رشد بروند؛ این یک طرح بزرگ است. خون سیدالشهدا (ع) پای این ریخته شده است؛ «بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک من الجهاله».[۱۹]
۴. معنای فتح و موانع آن
کارشناس(خزایی): ببخشید من یک چیزی را بگویم، میخواهم اولاً برای خودم رفع شبهه بشود. موقعی که رکود بزرگ در اواخر دهه ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ رخ داد که یکی از دلایلی بود که جنگ جهانی بعداً به وجود آمد، اقتصاد کلاسیک چه میگفت؟ میگفت دست نامرئی بازار، کارها را درست میکند، حالا الان چیزی شده…
استاد میرباقری: آنهایی که اهل فن هستند میگویند ما هیچوقت نفهمیدیم این دست نامرئی چیست، جز دست طبقه پشت صحنه.
مجری: بله. حالا میخواهم این جمله را نقل کنم. میگوید که حالا این دست انجام میدهد، اما در بلندمدت. بعد کِنز پیدا شد، کِنز همه بحثش را روی کجا آورد؟ گفت در بلندمدت همه ما مردهایم. گفت بله، ممکن است تا ۸۰ سال دیگر دست [بازار] بیاید و درست کند؛ ولی همه این نسلی که در سراسر جهان هستیم، در بدبختی مردهایم؛ پس دولتها باید بیایند تقاضای مؤثر ایجاد بکنند و… . حالا میخواهم بدانم آیا این چیزی که شما میگویید، آیا اینطوری است که باید بگوییم در بلندمدت رخ میدهد و در بلندمدت همه ما مردهایم؟ یا نه ما یک نقشی داریم؟
استاد میرباقری: اولاً سؤال میکنم او در کوتاهمدت کاری انجام داد؟
مجری: بالاخره آمدند و اقتصاد را درست [کردند].
استاد میرباقری: نه، واقعاً کاری کرد؟ نظام سلطه عوض شد؟
مجری: نه نظام را عوض نکرد؛ ولی آنها را از رکود بیرون آورد.
استاد میرباقری: ولی سؤال من این است که رکود به نفع چه کسی خارج شد؟ به نفع جریان سلطه.
مجری: بله حتماً.
استاد میرباقری: پس این اول معلوم بشود که آنها هم کاری در عالم نکردند. اما دوم [اینکه] فرق جبهه حق با باطل این است: خداوند متعال در سوره حدید، خیلی عجیب این را میگوید؛ وقتی طرح بزرگ نبیاکرم (ص) را مطرح میکنند، حالا الان مجال نیست به آن شش آیه اول که آیات توحیدی فوقالعادهای است [اشاره کنم]؛ «هُوَ ٱلۡأَوَّلُ وَ ٱلۡأَخِرُ».[۲۰]
میفرماید خدا، رسول و طرحی دارد. به خدا و رسولش ایمان بیاورید. امکاناتتان را بیاورید و اینجا خرج کنید. مواظب باشید دیر نیاید؛ این طرح، «قَبۡلِ ٱلۡفَتۡحِ»[۲۱] و «بعد الفتح» دارد؛ «قَبۡلِ ٱلۡفَتۡحِ» بیایید. «قَبۡلِ ٱلۡفَتۡحِ» مثلاً میشود ظهور، قبل از ظهور بیایید. آنهایی که میآیند به نتایجی [میرسند].
بعد یکی یکی نتایج را میگوید و به اینجا میرسد. میگوید آنهایی که در این طرح در دوره «قَبۡلِ ٱلۡفَتۡحِ» میآیند و کنار امام طرح میایستند و جان و مالشان را میدهند، اینها چیزی از دست ندادهاند، «إِنَّ ٱلۡمُصَّدِّقِينَ وَ ٱلۡمُصَّدِّقَٰتِ وَ أَقۡرَضُواْ ٱللَّهَ قَرۡضًا حَسَنًا يُضَٰعَفُ»[۲۲] خدا امکاناتشان را مضاعف میکند و به «أَجۡرٌ كَرِيمٌ» میرسند که «أَجۡرٌ كَرِيمٌ» در این سوره با صحنه قیامت توضیح داده شده است. بعد میفرماید آنهایی که به خدا و رسول ایمان آوردند، «وَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ بِٱللَّهِ وَ رُسُلِهِۦٓ أُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلصِّدِّيقُونَ وَ ٱلشُّهَدَآءُ»؛ اینها برندگان این صف هستند؛ اینجور نیست کسی که در دوره «قَبۡلِ ٱلۡفَتۡحِ» میمیرد، از دست رفته است. یک رکن روایت فتح همین است.
در سوره آل عمران که از جنگ احد روایت فتح میکند، یک آیهاش این است: « وَ لَا تَحۡسَبَنَّ ٱلَّذِينَ قُتِلُواْ فِی سَبِيلِ ٱللَّهِ أَمۡوَٰتَاۢ بَلۡ أَحۡيَآءٌ عِندَ رَبِّهِمۡ يُرۡزَقُونَ * فَرِحِينَ بِمَآ ءَاتَىٰهُمُ ٱللَّهُ».[۲۳] وقتی طرح کوچک شد، در یک طرح مارکسیستی آنهایی که میمیرند و زیر ارابه تاریخ له میشوند که بقیه به قله برسند، اینها باختههای تاریخ هستند؛ ولی [آیا] شهدا باختههای تاریخ هستند؟ [خداوند] میفرماید شما میمیرید، [اما] آنها نمیمیرند؛ آنها الیالابد «عِندَ رَبِّهِمۡ يُرۡزَقُونَ»؛ نسبت به آنچه خدا از فضل خودش به آنها داده خوشحال هستند؛ صفشان را هم میبینند که پشتسریها دارند میآیند؛ مسیر مشهودشان آنها است؛ شاهد و شهیدند.
شما بالاتر از این میخواهید؟ اگر فرض کنید آدم به امکانات ظاهری رسید و بعد از دنیا رفت، شما به این میگویید تمتع؟ ولی کسی در مسیر شهادت، شهید شد شما به آن، تمتع میگویید. اتفاقاً از آیاتی که در روایت فتح است همین است.
یک جمله را میخواستم بگویم که بحث طولانیای دارد و من مکرر تقدیم کردم و زیره به کرمان بردن است. همه زیارت ناحیه مقدسه، بیان مصیبت است. سید مرتضی (ره) یک نقلی دارند که کمی با نقل معروف متفاوت است. ایشان میگوید اینگونه شروع کنید، دستوراتی میدهند و میگوید بیایید کنار گودی قتلگاه بایستید، اول این ده آیه را بخوانید و بعد زیارت ناحیه را بخوانید و الا احساس شکست میکنید.
شما روایت قرآن را ببینید. ما در طول تاریخ، هیچوقت از عاشورا احساس شکست نکردیم؛ شیعه در عین اینکه احساس مظلومیت کرده است، احساس عزت کرده است و همین است که شیعه را ساخته است؛ اگر احساس شکست میکرد که حرکت نمیکرد.
مجری: اینجا آن سر بحث، این میشود که بعضیها میگویند اگر ما این روایت را بپذیریم یعنی اینکه ما باید از روایت پیروزی و فتحمان محافظت بکنیم و همیشه [آن را] داشته باشیم. آنطرف قصه اینطور میشود که وقتی شما میآیید و در همین بستر آسیبشناسی میکنید، چهار جا را میگویید، میگویید اینجا و اینجا، میگوید آقا یک دقیقه دست نگهدار، مگر من در مسیر پیروزی نیستم که تو الان داری به من نقد میکنی؟ من این [را] را رفتم؛ من مدام دارم به شرایط کنونیمان، عینیاش میکنم. الآن رفتم و اینطور، شرایط را محقق کردم و بالاخره به دشمن ضرباتی زدم.
آنطرف قصه، مخاطب میگوید تو همین الان که داری تشییع پیکر مطهر حضرت آقا را انجام میدهی، رهبر این کشور، حضور علنی ندارد؛ حضور روی زمین ندارد؛ یعنی یک شرایط امنیتی.
استاد میرباقری: مثل انبیا (ع) که یک دوره غیبت داشتند. [اینکه] شکست انبیاء (ع) نیست. مرحوم شیخ صدوق یک کتابی [به نام] کمالالدین دارند. میگویند وجود مقدس بقیةالله ارواحنا فداه را در خواب دیدم، به من فرمودند یک کتاب در باب من بنویس. عرض کردم ما خیلی کتاب نوشتیم. گفتند نه، به روش غیبت انبیا (ع). بعد ایشان بیدار شدند و کتاب را نوشتند. انبیاء (ع) در طرح خودشان غیبت داشتند، اینکه معنیاش شکست نیست.
مجری: پس معنیاش چیست؟
استاد میرباقری: دشمن در یک نقطهای است که شما باید طرحت را پنهانی [جلو ببری]. معنی اینکه شکست نیست. دورهای که حضرت موسی (ع) از مصر به سمت جناب شعیب (ع) و مدین میروند، بعد خودشان را برای دریافت طرح وحی، ید بیضاء، عصا و معجزات آماده میکنند و ساخته میشوند [تا] سراغ فرعون بیایند، این دوره شکست طرح است؟ نه، طرح بزرگی است.
طرح انبیاء (ع) از طرح شیطان بزرگتر است. هم افقهایش بزرگتر است، هم در دنیا ظهور و رجعت و قیامت و برزخ دارد و طرح بزرگی است، توهم که نیست. کسی که همه طرحش این است که «إِنۡ هِیَ إِلَّا حَيَاتُنَا ٱلدُّنۡيَا»،[۲۴] تمام آرمانش میشود توسعه و تمام رؤیایش میشود رؤیای آمریکایی، یکطور زندگی میکند. او هم [اگر] بخواهد در مسیر پیروزی حرکت کند یکطور قدم برمیدارد و یک چیزی را پیروزی و شکست میداند.
ما اصلاً نمیخواهیم گفتاردرمانی کنیم. اگر شما نگاهتان بزرگ نشود که نمیتوانید مسیر را درست ببینید و نمیتوانید لوازم حرکت در مسیر را ببینید. من از شما سؤال میکنم؛ سیدالشهدا (ع) و اصحابشان از کسانی هستند که هیچچیز به دست نیاوردند؟ باخت مطلق دادند که تاریخ پیروز بشود؟ یا قله پیروزی برای آنهاست؟ یا «يَٰٓأَيَّتُهَا ٱلنَّفۡسُ ٱلۡمُطۡمَئِنَّةُ»[۲۵] در گودی قتلگاهشان خطاب به آنهاست؟
وقتی طرح را بزرگ میبینی، آنوقت آن آیات، آیات عجیبی هستند. این دهآیه، که [سید مرتضی (س)] میگویند اینها را بخوانید وبعد در گودی قتلگاه، زیارت ناحیه مقدسه بخوانید. دو تا [از آنها] هم آن چیزهایی است که حضرت زینب سلاماللهعلیها به ابنزیاد فرمودند؛ «مِّنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُواْ مَا عَٰهَدُواْ ٱللَّهَ عَلَيۡهِ»، اینها با خدا قرار دارند [که] پای خدا بایستند، خونشان را بدهند و خدا هم قبول کرده، این چه باختی است؟ آدم با خدا قرار ببندد و هستیاش را با خدا معامله کند.
قرآن میفرماید: «فَٱسۡتَبۡشِرُواْ بِبَيۡعِكُمُ ٱلَّذِی بَايَعۡتُم بِه»،[۲۶] این خون را که باید بدهی. آنهایی که آنطرف دارند میجنگند، دارند در راه چهکسی [خون] میدهند؟ در راه رهبران اپستینیشان میدهند. ما در راه خدا میدهیم. کشتههای آنها باخت است یا کشتههای ما؟ چه باختی دادیم؟ «فَٱسۡتَبۡشِرُواْ بِبَيۡعِكُمُ ٱلَّذِی بَايَعۡتُم بِه».
آیه دیگری که حضرت به آن تمسک کردند و طبق بیان [سید مرتضی (ره)]، [حضرت] دستور دادند [آن را] قبل از ورود به گودی قتلگاه بخوانید: «قُلِ ٱللَّهُمَّ فَاطِرَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَ ٱلۡأَرۡضِ»[۲۷] تا [به] اینجا میرسد: «أَنتَ تَحۡكُمُ بَيۡنَ عِبَادِكَ فِی مَا كَانُواْ فِيهِ يَخۡتَلِفُونَ»؛ تو در اختلافات، حَکَم هستی؛ در اختلاف بین سیدالشهدا (ع) و بنیامیه تو حَکَم هستی. وقتی خدا حَکَم است، کسی که خدا طرفدارش است، پیروز است.
یک آیهاش آیه اذن به انتقام است؛ اولین آیهای که میگویند [این است]: «أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَٰتَلُونَ بِأَنَّهُمۡ ظُلِمُواْ».[۲۸] یک آیهاش همین آیه راجع به شهدا است: «وَ لَا تَحۡسَبَنَّ ٱلَّذِينَ قُتِلُواْ فِی سَبِيلِ ٱللَّهِ» و آیات دیگر.
اگر آدم این نگاه قرآنی را داشته باشد، اینکه به ما میگویند شبها بیدار باشید و تا صبح قرآن بخوانید، همراهان وجود مقدس نبیاکرم (ص) اینطوری هستند؛ چون اگر میخواهی با حضرت (ص) در این طرح بزرگ حرکت کنی، باید این افقها را ببینی، اگر ندیدی که با حضرت همراه نمیشوی؛ از ظن خود شد یار من.
طرح انتظار طرحی بزرگ است؛ حضرت دارند یک کار بزرگ میکنند که مراحل فتح دارد. سوءتفاهم نشود که ما مدام، شکستها را پیروزی مینویسیم. اگر از مدار خارج شدی، شکست میخوری؛ اگر خطا کردی، شکست میخوری. اتفاقاً سختگیری ما با دوستان خودمان [به همین خاطر است].
ما یک صف نفاق و کفر داریم و یک نظام سرمایهداری جهانی داریم؛ سرمایهداری لیبرال و دموکراسی لیبرال. ملت ایران مبعوث شدهاند که پرچم اینها را بیندازند و خواهند انداخت. گمان من از بعثتی که حضرت آقا فرمودند این است. اصل انقلاب اسلامی هم یک بعثتی بر علیه این تمدن مادی است و شک نکنید که پرچمش را خواهد انداخت. اینکه آقا میفرمایند من میدانم و خدا تقدیر کرده [که] این ملت پیروز شوند، حتماً این پرچم خواهد افتاد.
مجری: همان طرح انتقام بزرگ ما.
استاد میرباقری: بله، وقتی آقای شهیدمان میخواهند حرکت امام (ره) را با یک نگاه پسینی تحلیل کنند، میگویند حرکتی بر علیه رنسانس بود و امام (ره) عصر جدیدی را ایجاد کردند؛ انقلاب اسلامی جهانی است. [ابتدا] انقلاب است، [بعد به ترتیب]، نظام، دولت، جامعه و تمدن است. این مقدمه ظهورِ ولایت عظمی است؛ این طرح، طرح بزرگی است؛ اگر انسان طرح را کوچک دید، نمیتواند در طرح حرکت کند، این شکست است. کسی که طرح بزرگ را میبیند و در طرح، کنار امامش میایستد و در دوره «قَبۡلِ ٱلۡفَتۡحِ» مالش و جانش را میگذارد، او باخته است؟ روایت ما میگوید [اگر] در میدان، شهید بشوید، شهید هستید و [اگر] قبل از ظهور، کنار امام و در طرح امام در بسترتان مردید هم، شهید هستید؛ البته آنهایی که در میدان شهید میشوند، دو ثواب میبرند.
مجری: میفرمایید که ما یک دشمن اصلی داریم که کفر و نفاق است. فکر کنم چیزی که میخواستید بگویید ادامه داشت.
استاد میرباقری: ما میگوییم ما یک دشمن اصلی داریم: کفر و نفاق. باید آن را بشناسیم. صفبندی ما با آنها یکطور است. یک درجات ایمان داریم که باید آن را باید رشد بدهیم. باید با هم مدارا کنیم و به هیچوجه حق نداریم با درجات ایمان درگیر بشویم؛ باید آنها را رشد بدهیم.
مجری: به اصطلاح یعنی با جبههٔ خودی.
استاد میرباقری: البته ممکن است کسی درون جبههٔ ما باشد، [اما] خودی نباشد؛ جریان نفاق در دنیای اسلام، خودی نیست؛ طرفداران نظام سرمایهداری جهانی در کشورهای اسلامی، خودی نیستند؛ [اگر] در ایران هم باشند، خودی نیستند.
از آن طرف هم ممکن است یک آدم خودی داشته باشیم که در کاخ فرعون باشد؛ [مثل] مؤمن آل فرعون. [او] در کاخ فرعون، خودی حضرت موسی (ع) است. همسر فرعون، خودی حضرت موسی (ع) است. پس صفبندیهای ما باید از این جغرافیای دولت ملتهایی که درست کردهاند، بیرون بیاید.
اتفاقاً یکی از مسیرهای ما در مدار فتح، عبور از جغرافیای سیاسی است که برای ما درست کردهاند که آقا با جبههٔ مقاومت این کار را کردند. این همسرنوشتی هم که رهبر عزیزمان فرمودند، یعنی همین. این همسرنوشتی، غیر از آن چیزی است که غربیها در طرح توسعهٔ جدیدشان میگویند همکاری با کشورهای حاشیهٔ خلیج فارس. نه، بحث این نیست، بحث همسرنوشتی است.
پس ببینید ما داریم در مسیر فتح حرکت میکنیم، مسیر فتح، مسیر بزرگی است و طرح هم، طرح بزرگی است. باید این طرح را فهمید، اگر درون این طرح بودی، پیروزی و [اگر] بیرون رفتی، شکست خوردی.
مجری: این فتح باید ثمراتی داشته باشد.
استاد میرباقری: حتماً [باید ثمراتی داشته باشد]. همراهان فتح هم، زمین میخورند و کم و زیاد دارند. اصلاً اینجا است که نقد و آسیبشناسی معنا دارد. باید دوستانه، مؤمنانه و مشفقانه آسیبشناسی کنیم و حق هَمز و لَمز نسبت به دوست مؤمنی که دارد خطا میکند و انتقاد ما به او حق است، نداریم؛ انتقادمان نباید عیبجویی، عنوانگذاری و لقب دادن باشد. [اینکه] این به او بگوید خوارج و او بگوید فلان، اینها فرهنگ ما نیست.
ـ مراقبت از روایت دشمن و ایجاد اختلاف
یک بحث مستقلی است؛ به نظرم میآید که یکی از موانع فتح و روایت فتح، روایت دشمن است؛ دشمن حتماً روایت شکست از شما میکند.
مجری: کما اینکه که دارد میکند؛ ترامپ دم به دقیقه دارد [روایت شکست میکند].
استاد میرباقری: شکست خورده، [اما] یک خط در میان، از پیروزی خودش و شکست ما میگوید. دروغ هست و همه هم میدانند؛ قرائن میدان نشان نمیدهد که او پیروز نشده است. این روی ما اثر میگذارد. قرآن یک هشدار جدی به جبههٔ مؤمنین میدهد؛ آنجایی که بحث نبیاکرم (ص) و خبر نبیاکرم (ص) است که بالای صدای حضرت (ص)، صدا بلند نکنید؛ حرف حضرت (ص) باید به گوش جهان برسد؛ شما حرفی ندارید که بزنید؛ صدایتان را بالا نبرید و جلو نیفتید.
آنجا میگوید یک فاسقی است که خبر درست میکند. این فاسق مقابل نبیاکرم صلیالله علیه و آله و سلم است. چهکار میکند؟ خبرش اینطوری است، اگر فاسق خبر آورد، بروید جستوجو کنید و ببینید درست میگوید یا غلط؛ [بدون جستوجو] دنبالش نروید و الا بینتان اختلاف میاندازد و بعد از اینکه درگیر شدید، پشیمان میشوید. بعدش [قرآن] میگوید بغی ایجاد میکند.
مجری: یعنی چه؟
استاد میرباقری: یعنی یک قومی باغی میشوند و به ظلم، علیه قوم دیگر خروج میکنند. بعد میگوید، آیه تنابز اینجاست؛ «لَا تَنَابَزُواْ»،[۲۹] « لَا تَلۡمِزُواۡ»؛ میگوید به همدیگر لقب ندهید و عیبجویی نکنید. آیهٔ غیبت هم اینجاست. میگوید سوءظن پیدا نکنید و تجسس و غیبت نکنید. شیطان چهکار میکند؟ اینطوری جبههٔ شما را با خبرش به هم میریزد؛ [با] سوءظن، همز و لمز. این [نسبت به] درجات ایمانی.
نمیگویم باید با نفاق صف بست؛ ما اصلاً با جریان نفاق، کنار نمیآییم؛ با جریانی که ادامهٔ دشمن در جغرافیای اسلام است؛ ما آن را ادامهٔ دشمن میدانیم و اصلاً آن را دوست نمیدانیم. با درجات ایمان، [نباید] کارمان به همز، یعنی عیبجویی، لقبدادن، سوءظن پیداکردن و غیبتکردن [برسد]. [قرآن] میگوید [اگر غیبت کنید]، گوشت همدیگر را میخورید. بعد چهکار میکند؟ آیه آخرش این است، میفرماید: «إِنَّ أَكۡرَمَكُمۡ عِندَ ٱللَّهِ أَتۡقَىٰكُمۡ»؛[۳۰] درجات با تقوا و بندگی بسته میشود. اگر شما به خبر او گوش کنید، همهچیز را به هم میزند و بعد أسفلها را حاکم میکند. مگر این کار را در جهان نمیکنند؟ با خبرسازی و سیاست تنظیم خبرشان [این کار را] میکنند.
به نظر من میآید مدار ما مؤمنین، مدار فتح است؛ روایت ما باید روایت فتح باشد؛ [البته] نه توهم فتح. ما یا در جبههٔ حق هستیم یا نیستیم؛ اگر هستیم، فاتح هستیم. چرا فاتحیم؟ [چون] در این دعوا، خدا با ماست؛ «إِنَّ ٱللَّهَ مَعَ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَواْ»،[۳۱] «وَ ٱلَّذِينَ جَٰهَدُواْ فِينَا لَنَهۡدِيَنَّهُمۡ سُبُلَنَا وَ إِنَّ ٱللَّهَ لَمَعَ ٱلۡمُحۡسِنِينَ»؛[۳۲] وقتی جبههٔ خدا با اوست، پیروز است؛ وقتی ولیّ خدا با اوست، شب قدر، نظام امر بر امام زمان (عج) نازل میشود و حضرت (ع) برای کل عالم تصمیم میگیرند؛ هم دستگاه شیطان و هم دستگاه ایمان و توازن [را] برقرار میکنند. اگر ما آمادگی داشته باشیم، فتح را زودتر مینویسند و [اگر] نداشته باشیم، خودشان تحمل میکنند تا ما آمادهٔ فتح بشویم؛ با ما مدارا میکنند.
جبههای که امام زمان (عج) در آن است، شکست دارد؟ قطعاً [اگر] از جبههٔ حضرت (عج) بیرون بروی شکست است و درون جبههٔ حضرت (عج) هم پیروزی محض است. طرحما باید درون طرح ایشان باشد. در همهٔ پیامهای رهبر عزیزمان در این روزها یک یا دو بار به ساحت مقدس حضرت (عج) توجه میدهند. ما اگر این توجه را پیدا کنیم، روایت فتح پیدا میکنیم؛ کسی که دارد در جبههٔ امام زمان (عج) حرکت میکند، شکست ندارد.
ـ ثمرات فتح
مجری: حاجآقا، این روایت فتح، بعضیها میگویند مثلاً با حلوا حلوا که دهان شیرین نمیشود؛ این فتحی که میگویید ثمرهاش کجاست؟ کجا حس میشود؟ یا به قول آنها، در آن فضای جنگی، اگر فتحی حاصل میشود، غنایم این فتح کجاست؟
استاد میرباقری: غنایمش خیلی بزرگ است؛ اول بزرگ بشویم تا غنایم بزرگ را ببینیم. عاشورا غنیمت دارد یا ندارد؟ من از عاشورا شروع میکنم. با حلوا حلوا که دهان شیرین نمیشود. حضرت سیدالشهدا (ع) پیروز شده است یا شکست خورده؟ غنایم فتوحات حضرت (ع) چیست؟ چشمهایمان را باز کنیم و روز عاشورا را ببینیم، اینها غنایم فتوحات است. حرکت تا ظهور، از غنایم فتوحات است.
آن روزی که امام (ره) [در] سال ۴۱، حرکت را شروع کردند تا الان، شما فتوحات میبینید یا نه؟ حالا من دیگر مجال ندارم. فروپاشی شوروی و کمونیسم یکیاش است، فروپاشی سرمایهداری لیبرال و لیبرالدموکراسی هم دومیاش است که ما در شرف آن هستیم. آقای ما که جنگ با نظام سرمایهداری و جهان تکقطبی بر محور آمریکا را شروع کردند، در آغاز رهبریشان یک سخنرانی عجیبی دارند و بعد شروع میکنند و میگویند اینها میخواهند به اسم صلح جهانی و منافع ملتها جهان تکقطبی درست کنند؛ این همان استعمار جدید است، ما باید بایستیم. طرحشان [این است]. سالهای آخر میگویند نظم جهانی در حال فروپاشی است؛ آمادهٔ نظم جدید باشید و خودتان را مهیا کنید.
مجری: آقا [در] این صحبت آخر در جمع مردم آذربایجان هم دوباره به افول آمریکا اشاره داشتند.
استاد میرباقری: اصلاً آقا این را روز دانشآموز با دانشآموزان، فرمودند نظم جهان در حال تغییر است، مؤلفههایی دارد که مهمترینش افول آمریکا، انتقال قدرت به آسیا و گسترش ادبیات مقاومت و گفتمان مقاومت است. اینها شده یا نشده؟
یک آقایی مقابل نظم آمریکایی ایستاده با یک امتی که «كَم مِّن فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتۡ فِئَةً كَثِيرَةَ»،[۳۳] میخواهد این طرح را به هم بزند. همه میگفتند میخواهی با یک کاسه ماست، در دریا دوغ درست کنی. درست کرده یا نکرده؟ شما بفرمایید. آدم چشمش را ببندد و این فتح را نبیند؟ آخرین مرحله درگیری ما با تمدن غرب، رویارویی مستقیم با پرچمدار لیبرالدموکراسی است.
ما جنگهای دیگر را فاتحانه پشت سر گذاشتیم و الا آنها که بیکار نبودند جنگ نظامی رودررو با ما شروع کنند؛ جنگ شناختی، جنگ دیپلماتیک، جنگ اقتصادی، جنگهای متعدد و جنگهای ترکیبی. الان مجبور است بیاید و خودش مستقیم لشکرکشی کند و با ما بجنگد. این آخرین مرحله است.
بوش، سال ۲۰۰۱ که آمده و گفته میخواهم با ایران بجنگم؛ ولی جنگ با ما را شروع نکرده است؛ عاقلتر از این آدم بوده و به اندازه این، مضطر هم نبوده است؛ یعنی نظام آمریکا، شما این را نبینید که رئیسجمهور میگوید من جرئت کردم، یعنی نظام آمریکا جرئت کرده است؛ چرا؟ چون هزینهاش دارد بالا میرود.
اگر میخواهید ببینید ما پیروزیم یا نه، ببینید دشمن مقابل ما چقدر هزینه میکند تا بگویم ما پیروزیم یا نیستیم. در مقابل لشکر شکستخورده که اینقدر هزینه نمیکنند. شما الان میدانید اینها قاعد ما (ره) را شهید کردند. شما این روزها دارید آثارش را میبینید؛ یک بعثت عمومی. آقا به غربگراها یعنی ادامهٔ نظام سرمایهداری در دنیای اسلام و ایران و هم به [غرب]، میگفتند خیال میکنید با یک نظام روبهرو هستید و تمامش میکنید؛ [شما] با یک ملت بهپاخاسته روبهرو هستید؛ خدای متعال این ملت را مبعوث میکند و فتنهها را زیر پایشان خاکستر میکنند. این اثر این خون است. این فتح است یا نیست؟
آقا در سن کهولت، در سن قریب ۹۰ سال، ۸۷ سالگی، ۸۹ سالگی قمری.
مجری: ۸۶ سال و هشت ماه.
استاد میرباقری: تقریباً ۸۹ سالگی قمری به شهادت رسیدند. این شهادت استثنایی است؛ به دست اشقیالاشقیاء؛ [شهادت] خودشان و خانوادهشان. این پیروزی است یا نیست؟ اگر نیست بفرمایید یعنی چه؟ مگر ایشان التماس نمیکرد خدایا ما را [از شهادت] محروم نکن؟ این پیروزی است یا نیست؟ طرح دشمن را در جهان و در منطقه به هم ریختند یا نه؟ ادامه دشمن در دنیای اسلام و در کشور خود ما را به هم ریختند یا نه؟ [این] میشود فتوحات. شما چرا فتح را کوچک [معنا میکنید]؛ اصلاً طرح فتح، طرح بزرگی است.
همین امامِ فقیدِ ما (ره) میفرمودند که ما میگفتیم تحول و خیال میکردیم آسان است؛ [اما] طرح تحول خیلی بزرگ، سخت و با عظمت است. تأکید میکردند دنبال تحول باشید؛ ولی طرح تحول، طرح بزرگ است.
آدم اگر بزرگ نشود، نمیتواند با پای انبیا (ع) راه برود؛ آدمی که با یک کشمش گرمیاش میشود و با یک قاشق ماست سردیاش میشودکه نمیتواند با انبیا (ع) راه برود. باید کنار عاشورا، سرافراز بایستی و در ظهور هم سرافراز بایستی؛ [به صورت] یکسان. اینکه میگویند کسی که در دورهٔ غیبت و در طرح امام زمان (ع) به شهادت میرسد مثل کسی است که در بدر بوده و به شهادت رسیده و مثل کسی است که در دوره پیروزی [در] اردوگاه امام زمان (عج) است، [به همین جهت است].
۵. اهمیتِ سیاست تنظیم خبر ذیل طرح الهیاتی
مجری: حالا این حرفها برای برنامه ما که خیلی در جزئیات وارد میشویم، قیمت نفت بالا رفته [یا] پایین رفته، دیروز چند کشتی از تنگه هرمز رشد [یا] شده نشده، [خیلی کلی است].
استاد میرباقری: حتماً باید وارد بشوید، ولی اگر شما طرح نداشته باشید؛ سیاست تنظیم خبر نداشته باشید [ممکن است ناخودآگاه روایت شکست کنید]. کار رسانه خبر است؛ به مردم اطلاع میدهد. اسمش را خبر میگذارید یا نه، سطوحی دارد. اگر ذیل طرح الهیاتیِ خودتان، سیاست تنظیم نداشته باشید، ممکن است ناخودآگاه روایت شکست کنید.
آنها ذیل دستگاه فکری خودشان سیاست تنظیم خبر دارند و برای خودشان روایت فتح درست میکنند؛ با ما جنگ روانی میکنند. ما که نباید در جنگ روانی بیفتیم. من نمیگویم جزئیات نگویید؛ دقیقا [بگویید]؛ [اما] دارید جزئیات را درون کدام طرح تفسیر میکنید؟
مجری: چون همین میشود که بازتابش در بخشی از جامعه میشود که تنگه را هم که دادند رفت.
استاد میرباقری: این خیلی بد است. رسانه باید ایجاد امید کند؛ نه ایجاد امید توهمی؛ باید روایت فتح واقعی انجام دهد. اتفاقاً درون روایت فتح است که آسیبشناسی، موضوع پیدا میکند؛ اتفاقاً درون روایت فتح است که صف منافق و مؤمن را جدا میکنید؛ میگوید من که با تو کاری ندارم و دارم با دوستان خودم بحث میکنم.
مجری: آنها هم مراتبی دارند.
آیتالله میرباقری: بله، مؤمنین باید با همدیگر مدارا کنند.
مجری: یکی ۱۰۰ است، یکی ۹۰ است، یکی…
۶. وحدت حول امام و ولی
استاد میرباقری: آیه «أَطِيعُواْ ٱللَّهَ وَ رَسُولَهُۥ وَ لَا تَنَٰزَعُواْ فَتَفۡشَلُواْ وَ تَذۡهَبَ رِيحُكُمۡ»[۳۴] معانیای دارد؛ یک معنایش این است که اگر حول امام، رسول (ص) و ولیتان جمع شدید، نزاع درست نمیشود. یک معنای دیگر این است که خودِ اطاعت از رسول را به موضوع نزاع تبدیل نکنید.
طاعت، درجاتی دارد. [فرد دارای] درجه دهِ ایمان حق ندارد به [درجه] نُه بگوید تو مؤمن نیستی؛ مؤمن درجه نه است. امام صادق (ارواحنا فداه) جمعی را فرستادند [که به] یک منطقه بروند. راوی میگوید شب برگشتم و امام صادق (ع) بالای سر من و در بستر [من] آمدند. گفتند فلانی رفتی و انجام دادی؟ گفتم بله. [حالا که] مأموریت [را] انجام دادی، آنجا [به] دیدن فلان قوم از دوستان ما هم رفتی؟ گفتم آقا ما با آنها فاصله داریم. حضرت (ع) فرمود پس من هم شما را رها کنم؟
اتفاقاً اینجاست که به ما میگویند: «وَ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ وَ ٱلۡمُؤۡمِنَٰتُ بَعۡضُهُمۡ أَوۡلِيَآءُ بَعۡضٍ يَأۡمُرُونَ بِٱلۡمَعۡرُوفِ وَ يَنۡهَوۡنَ عَنِ ٱلۡمُنكَرِ»؛[۳۵] چون به هم ولایت دارند، به هم امر و نهی میکنند. من باید به مؤمن امر و نهی کنم، ولی نباید همز و لمز و غیبت کنم و تهمت بزنم؛ نباید در درجهبندی، یکدفعه مؤمن را در صف نفاق و کفر ببرم، سطوحی داریم.
اتفاقاً وقتی روایت فتح نمیشود به جان هم میافتیم؛ [مثل] آدم عصبی میخواهیم شکستمان را گردن همدیگر بگذاریم. اولاً مسیر کلی مسیر فتح است. هرجا داریم از طرح مقاومتمان خارج میشویم، داریم از مسیر خارج میشویم. درجات ایمان است.
شما تلقیتان این است که خودِ امامِ شهیدِ ما (ره) ۳۷ سال چقدر با ماها مدارا کردند که ما نسل فهمیده شدیم؟ اینکه ایشان میفرمودند این نسل بهتر از نسل قبل است، [به این علت است که] ۳۷ سال با ما مدارا کردند؛ برای رأی مردم احترام قائل بودند؛ ولی فرمان انقلاب اسلامی و این لوکوموتیو و کشتی را طوری گرفتند که کسی نتواند [آن را] یک جای دیگر ببرد. دولتهای دیگر میخواستند جای ولیفقیه بشینند، ایشان اجازه این را نمیداد و الا ایشان که در کار دولتها دخالت نمیکردند.
مکرراً میفرمودند که کار من، چیز دیگری است؛ اینها یک وظایفی دارند و من [هم] یک وظایفی [دارم]. مدارا کردند؛ طوری اداره کردند که میگویند برآیند همه دولتها در سبد انقلاب اسلامی ریخته است. ایشان که نمیآید بگوید من کردم، [اما] کار ایشان است.
اصلاً نمیخواهم از طرحها دفاع کنم، میخواهم بگویم طرح بزرگ، آدمِ بزرگ میخواهد. شما حتماً باید جزئیات [را] بگویید؛ شما که نمیتوانید مثل من الهیات بگویید؛ میتوانید، ولی شأن و وظیفهتان نیست.
مجری: نه، حاج آقا سوادش را نداریم.
استاد میرباقری: نه، وظیفهتان نیست، کما اینکه [اگر] من هم جزئیات بگویم، کار لطیفی نیست. اگر مثل شما بنشینم و اینقدر در جزئیات هضم بشوم و متخصص بشوم، [میتوانم] حرف بزنم؛ من باید از شما بشنوم، ولی نباید بین این دو فاصله باشد؛ اگر روایت میدان با الهیات ما فاصله گرفت، آنوقت میرود در یک الهیات دیگری و میشود روایت شکست. بعد در آن، انتقاد میشود، همز و لمز؛ یا باید سکوت کنید یا باید همز و لمز کنی.
ـ درجات مؤمنین، نسبت بین مؤمنین و نسبت ما با نفاق
چرا مؤمنین حق امر و نهی نسبت به همدیگر دارند؟ چون ولایت به همدیگر دارند و رابطه دوستی و ولای با امامشان دارند، حق امر و نهی پیدا میکنند؛ یعنی کأنه من حق دارم به اندازهای که حامل امر امام هستم، به رفیقم امر و نهی کنم و او هم [نسبت] به من حق دارد. اینکه ما بگوییم چرا شما امر و نهی [میکنی]، چرا نهی نکنیم؟ ولی میگوید غیبت و تجسس نکن و [اگر] عیبش را فهمیدی، اصلاح کن؛ ولی امر ونهی هم بکن؛ نه باید بگوییم چرا به من امر و نهی میکنی و نه من خیال کنم امر و نهی یعنی همز و لمز، عیبجویی و تهمت زدن و… . باید [با] درجات ایمان مدارا کنیم و با نفاق و کفر صفبندی کنیم.
مجری: همه را هم به آنطرف هل ندهیم.
استاد میرباقری: با آنطرفیها هم «أَشِدَّآءُ عَلَی ٱلۡكُفَّارِ»[۳۶] [باشیم]. یکی از اموری که در روایت فتح مهم است این است که در مسیر فتح [باشد]. آیه قرآنش [در] سوره مبارکه ممتحنه است، میفرماید برای شما در حضرت ابراهیم خلیل (ع)، «أُسۡوَةٌ حَسَنَةٌ».[۳۷] چرا؟ حضرت (ع) چهکار کرده؟ «قَدۡ كَانَتۡ لَكُمۡ أُسۡوَةٌ حَسَنَةٌ فِیٓ إِبۡرَٰهِيمَ وَ ٱلَّذِينَ مَعَهُۥ» و همراهانش در سلوک با او راه میرفتند و در طرح او حرکت میکردند، «إِذۡ قَالُواْ لِقَوۡمِهِم» به قوم خودشان گفتند، چرا؟ چون [قومشان] همراه حضرت ابراهیم (ع) نشده بودند، «إِذۡ قَالُواْ لِقَوۡمِهِمۡ إِنَّا بُرَءَٰٓؤُاۡ مِنكُمۡ وَ مِمَّا تَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ»؛ ما از آنچه غیر از خدا میپرستید بریء هستیم.
ما الآن به طرفداران تمدن غرب میگوییم: «إِنَّا بُرَءَٰٓؤُاۡ مِنكُمۡ وَ مِمَّا تَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ كَفَرۡنَا بِكُمۡ وَ بَدَا بَيۡنَنَا وَ بَيۡنَكُمُ ٱلۡعَدَٰوَةُ وَ ٱلۡبَغۡضَآءُ أَبَدًا حَتَّیٰ تُؤۡمِنُواْ بِٱللَّهِ وَحۡدَهُۥ»؛ به شما و راهتان کفر میورزیم و همیشه بین ما و شما بغض و کینه است تا ایمان بیاورید. امام (ره) [در] پاییز سال ۶۷ و در سیاستهای سازندگیشان میفرمایند بغض و کینه خودتان را نسبت به آمریکا و شورویِ آن موقع حفظ کنید تا پرچم اسلام بر قُلَل رفیع جهان به اهتزاز درآید.
مجری: این یعنی چه؟ یعنی الآن ما بغضمان را نسبت به آمریکا حفظ کنیم؟
استاد میرباقری: یعنی همان نرمالسازیای که میخواهند بکنند [را] نپذیرید؛ یخها را آب نکنید؛ دست از مرگ بر آمریکا برندارید؛ این را به یک گفتمان تبدیل کنید؛ [فقط در حد] شعار نماند و [آن را] به یک طرح تبدیل کنید.
آغاز حرکت انسان از قلبش است. اگر قلب، شدتش با دشمن را از دست داد؛ ما با هم رفیقیم. با چهکسانی؟ «إِنَّمَا ٱلۡمُؤۡمِنُونَ إِخۡوَةٌ»؛[۳۸] با جبهه نفاق و ابوسفیان هرگز؛ ما چه اخوتی با ابوسفیان داریم؟ چه اخوتی با فرزندان ابوسفیان داریم که مقابل سیدالشهدا (ارواحنا فداه) شمشیر کشیدند؟ اخوت که نیست. اخوت که صرفاً با شهادتین [نمیآید]؛ اخوت در اسلام درست میشود؛ ولی آن اخوتی که واقعاً اخوت ایمانی است، چیز دیگری است؛ «فَالْمُؤْمِنُ أَخُو اَلْمُؤْمِنِ لِأَبِيهِ وَ أُمِّهِ أَبُوهُ اَلنُّورُ وَ أُمُّهُ اَلرَّحْمَةُ»[۳۹] اصلاً [از طرف] پدری و مادری با هم رابطه دارند؛ ولی ما که با منافق ارتباط دوستی [نداریم].
اتفاقاً در امتحانات سخت و در طرح بزرگ است که منافق جدا میشود. در احد است که صف منافقی که فرار میکند به تعبیر قرآن، «مَّن يُرِيدُ ٱلدُّنۡيَا»،[۴۰] از آنهایی که مثل حضرت حمزه (س) تا مرز شهادت میایستند و مثل امیرالمؤمنین روحی فداه، ۸۰ زخم برمیدارد و مثل شمع دور حضرت (ص) میچرخد، [جدا میشود]. تا آن کسانی که طالب شهادتاند؛ ولی خودشان را آماده نکردهاند و در صحنه شهادت فرار میکنند و حضرت را تنها میگذارند.
در جنگ احد، صفها جدا میشود؛ احد بد نیست؛ احد که شکست نیست، طرحِ خودِ خدا است. اگر ما نتوانیم با نگاه بزرگ، طرح خودمان را ببینیم و طراحیِ بزرگ انجام دهیم، [به مشکل میخوریم]. یک بخشی از طراحیها برای پرچمدار است. اتفاقاً ما پشت صحنهاش [را] هم نمیدانیم.
سیدالشهدا (ع) این آیه را سحر عاشورا میخواندند [که ادامه آیات] جنگ احد است: «مَّا كَانَ ٱللَّهُ لِيَذَرَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ عَلَیٰ مَآ أَنتُمۡ عَلَيۡهِ حَتَّیٰ يَمِيزَ ٱلۡخَبِيثَ مِنَ ٱلطَّيِّبِ»؛[۴۱] بعد جنگ احد، خطاب به دشمن میگویند، شب عاشورا هم همین است، خیال نکنید خدا همیشه اجازه میدهد دستتان به دوست و به مؤمنین برسد و بزنید، بکشید و غارت کنید، جدایتان میکند.
بعد میفرماید: «وَ مَا كَانَ ٱللَّهُ لِيُطۡلِعَكُمۡ عَلَی ٱلۡغَيۡبِ»؛ این طرح تفکیک حق و باطل، خبیث و طیب، غیب دارد که دست شما نیست. «فَـَٔامِنُواْ بِٱللَّهِ وَرُسُلِهِۦ»؛ این [غیب]، دست انبیا (ع) است. الآن هم همینطور است. یک سطحی از طرح باید طراحی بشود و ما در طرح حرکت کنیم. معنی پذیرش ولایت هم همین است؛ باید راه برویم و حرکت کنیم.
[بنابراین] هم روایت باید روایت فتح باشد و هم مواظب باشیم روایتِ شکستِ دشمن در ما نفوذ نکند؛ او با سیاست تنظیم خبر و امپراتوریِ رسانهایاش، با ما جنگ شناختی میکند، نگوییم من مصون هستم.
مجری: نه، هیچکسی در معرض خبر، مصون نیست.
استاد میرباقری: اگر میشد با شامه و ذائقه جلوگیری کنی، احتیاج به این دستگاههای بزرگ استاندارد نبود که بگویند این غذا مسموم است یا نیست.
مجری: حاج آقا بیست ثانیه.
آیتالله میرباقری: سیاست رسانهایِ خبر، بزرگان ما را زمینگیر کرده است؛ «إِنَّ اَلدُّنْيَا بَحْرٌ عَمِيقٌ قَدْ غَرِقَ فِيهَا عَالَمٌ كَثِيرٌ».[۴۲] اگر نسبت به دشمن، تبری نداشته باشی، با نفرت به خبرش گوش ندهی و آن موقع که گوش میدهی احساس دشمنی در گوشت نباشد، فریبت میدهد.
مجری: حاج آقا خیلی از شما متشکرم. خیلی با ما همراه بودید. همه حرفها و نقدهایی که ما در برنامه زده بودیم، از همین جنس است؛ منظورمان همین حرفهای حاجآقا بود.
اساد میرباقری: حرفم این است اصلاً غلط است دوستان بگویند همدیگر را نقد نکنیم. اینکه غلط است. یعنی چه من را نقد نکنید؟
مجری: بسیار خوب. خیلی متشکرم.
پاورقیها
. «وَ أَعِدُّواْ لَهُم مَّا ٱسۡتَطَعۡتُم مِّن قُوَّةٍ وَ مِن رِّبَاطِ ٱلۡخَيۡلِ تُرۡهِبُونَ بِهِۦ عَدُوَّ ٱللَّهِ وَ عَدُوَّكُمۡ وَ ءَاخَرِينَ مِن دُونِهِمۡ لَا تَعۡلَمُونَهُمُ ٱللَّهُ يَعۡلَمُهُمۡ وَ مَا تُنفِقُواْ مِن شَیۡءٍ فِی سَبِيلِ ٱللَّهِ يُوَفَّ إِلَيۡكُمۡ وَ أَنتُمۡ لَا تُظۡلَمُونَ»؛ سوره انفال، آیه۶۰.
. «تَنَزَّلُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ وَ ٱلرُّوحُ فِيهَا بِإِذۡنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمۡرٍ»؛ سوره قدر، آیه۴.
. «روی: أَنَّهُ اِخْتَصَمَ رَجُلٌ وَ اِمْرَأَةٌ إِلَيْهِ فَعَلاَ صَوْتُ اَلرَّجُلِ عَلَى اَلْمَرْأَةِ فَقَالَ لَهُ عَلِيٌّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ اِخْسَأْ وَ كَانَ خَارِجِيّاً فَإِذَا رَأْسُهُ رَأْسُ كَلْبٍ فَقَالَ رَجُلٌ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ صِحْتَ بِهَذَا اَلْخَارِجِيِّ فَصَارَ رَأْسُهُ رَأْسَ كَلْبٍ فَمَا يَمْنَعُكَ عَنْ مُعَاوِيَةَ قَالَ وَيْحَكَ لَوْ أَشَاءُ أَنْ آتِيَ مُعَاوِيَةَ إِلَى هَاهُنَا عَلَى سَرِيرِهِ لَدَعَوْتُ اَللَّهَ حَتَّى فَعَلَ وَ لَكِنَّا لِلَّهِ خُزَّانٌ لاَ عَلَى ذَهَبٍ وَ لاَ عَلَى فِضَّةٍ وَ لاَ إِنْكَاراً بَلْ عَلَى أَسْرَارِ تَدْبِيرِ اَللَّهِ أَ مَا تَقْرَأُ «بَلْ عِبٰادٌ مُكْرَمُونَ لاٰ يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ»»؛ الخرائج و الجرائح، ج۱، ص۱۷۲.
. «وَ لَكُمۡ فِی ٱلۡقِصَاصِ حَيَوٰةٌ يَٰٓأُوۡلِی ٱلۡأَلۡبَٰبِ لَعَلَّكُمۡ تَتَّقُونَ»؛ سوره بقره، آیه۱۷۹.
. زیارت عاشورا.
. بحار الانوار، ج۴۵، ص۱۱۶.
. «قَالَ اَلْبَاقِرُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : خَرَجَ عَلِيٌّ يَسِيرُ بِالنَّاسِ حَتَّى إِذَا كَانَ بِكَرْبَلاَءَ عَلَى مِيلَيْنِ أَوْ مِيلٍ تَقَدَّمَ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ حَتَّى طَافَ بِمَكَانٍ يُقَالُ لَهَا اَلْمقدفان فَقَالَ قُتِلَ فِيهَا مِائَتَا نَبِيٍّ وَ مِائَتَا سِبْطٍ كُلُّهُمْ شُهَدَاءُ وَ مُنَاخُ رِكَابٍ وَ مَصَارِعُ عُشَّاقٍ شُهَدَاءَ لاَ يَسْبِقُهُمْ مَنْ كَانَ قَبْلَهُمْ وَ لاَ يَلْحَقُهُمْ مَنْ بَعْدَهُمْ»؛ بحار الانوار، ج۴۱، ص۲۹۵.
. «مِّنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُواْ مَا عَٰهَدُواْ ٱللَّهَ عَلَيۡهِ فَمِنۡهُم مَّن قَضَیٰ نَحۡبَهُۥ وَ مِنۡهُم مَّن يَنتَظِرُ وَ مَا بَدَّلُواْ تَبۡدِيلاً»؛ سوره احزاب، آیه۲۳.
. «وَ لَا تَهِنُواْ وَ لَا تَحۡزَنُواْ وَ أَنتُمُ ٱلۡأَعۡلَوۡنَ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ»؛ سوره آل عمران، آیه ۱۳۹.
. «هُمُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ وَ صَدُّوكُمۡ عَنِ ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡحَرَامِ وَ ٱلۡهَدۡیَ مَعۡكُوفًا أَن يَبۡلُغَ مَحِلَّهُۥ وَ لَوۡ لَا رِجَالٌ مُّؤۡمِنُونَ وَ نِسَآءٌ مُّؤۡمِنَٰتٌ لَّمۡ تَعۡلَمُوهُمۡ أَن تَطَـُٔوهُمۡ فَتُصِيبَكُم مِّنۡهُم مَّعَرَّةُۢ بِغَيۡرِ عِلۡمٍ لِّيُدۡخِلَ ٱللَّهُ فِی رَحۡمَتِهِۦ مَن يَشَآءُ لَوۡ تَزَيَّلُواْ لَعَذَّبۡنَا ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِنۡهُمۡ عَذَابًا أَلِيمًا»؛ سوره فتح، آیه۲۵.
. کافی، ج۸، ص۵۸.
. المناقب، ج۴، ص۶۸.
. الاحتجاج، ج۲، ص۳۰۰.
. «فَإِذَا لَقِيتُمُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ فَضَرۡبَ ٱلرِّقَابِ حَتَّیٰٓ إِذَآ أَثۡخَنتُمُوهُمۡ فَشُدُّواْ ٱلۡوَثَاقَ فَإِمَّا مَنَّاۢ بَعۡدُ وَ إِمَّا فِدَآءً حَتَّیٰ تَضَعَ ٱلۡحَرۡبُ أَوۡزَارَهَا ذَٰلِكَ وَ لَوۡ يَشَآءُ ٱللَّهُ لَٱنتَصَرَ مِنۡهُمۡ وَ لَٰكِن لِّيَبۡلُوَاۡ بَعۡضَكُم بِبَعۡضٍ وَ ٱلَّذِينَ قُتِلُواْ فِی سَبِيلِ ٱللَّهِ فَلَن يُضِلَّ أَعۡمَٰلَهُمۡ»؛ سوره محمد، آیه۴.
. بحار الانوار، ج۴۵، ص۱۱۶.
. «وَ ٱتَّبِعۡ مَا يُوحَیٰٓ إِلَيۡكَ وَ ٱصۡبِرۡ حَتَّیٰ يَحۡكُمَ ٱللَّهُ وَ هُوَ خَيۡرُ ٱلۡحَٰكِمِينَ»؛ سوره یونس، آیه۱۰۹.
. «وَ لَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا مُوسَیٰ بِـَٔايَٰتِنَآ أَنۡ أَخۡرِجۡ قَوۡمَكَ مِنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَی ٱلنُّورِ وَ ذَكِّرۡهُم بِأَيَّىٰمِ ٱللَّهِ إِنَّ فِی ذَٰلِكَ لَأَيَٰتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُور»؛ سوره ابراهیم، آیه۵.
. «فَٱسۡتَخَفَّ قَوۡمَهُۥ فَأَطَاعُوهُ إِنَّهُمۡ كَانُواْ قَوۡمًا فَٰسِقِينَ»، سوره زخرف، آیه۵۴.
. فرازی از زیارت اربعین.
. «هُوَ ٱلۡأَوَّلُ وَ ٱلۡأَخِرُ وَ ٱلظَّٰهِرُ وَ ٱلۡبَاطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَیۡءٍ عَلِيمٌ»؛ سوره حدید، آیه۳.
. سوره حدید، آیه۱۰.
. «إِنَّ ٱلۡمُصَّدِّقِينَ وَ ٱلۡمُصَّدِّقَٰتِ وَ أَقۡرَضُواْ ٱللَّهَ قَرۡضًا حَسَنًا يُضَٰعَفُ لَهُمۡ وَ لَهُمۡ أَجۡرٌ كَرِيمٌ * وَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ بِٱللَّهِ وَ رُسُلِهِۦٓ أُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلصِّدِّيقُونَ وَ ٱلشُّهَدَآءُ عِندَ رَبِّهِمۡ لَهُمۡ أَجۡرُهُمۡ وَ نُورُهُمۡ وَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ وَ كَذَّبُواْ بِـَٔايَٰتِنَآ أُوۡلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡجَحِيمِ»؛ سوره حدید، آیه۱۸و۱۹.
. «وَ لَا تَحۡسَبَنَّ ٱلَّذِينَ قُتِلُواْ فِی سَبِيلِ ٱللَّهِ أَمۡوَٰتَاۢ بَلۡ أَحۡيَآءٌ عِندَ رَبِّهِمۡ يُرۡزَقُونَ * فَرِحِينَ بِمَآ ءَاتَىٰهُمُ ٱللَّهُ مِن فَضۡلِهِۦ وَ يَسۡتَبۡشِرُونَ بِٱلَّذِينَ لَمۡ يَلۡحَقُواْ بِهِم مِّنۡ خَلۡفِهِمۡ أَلَّا خَوۡفٌ عَلَيۡهِمۡ وَ لَا هُمۡ يَحۡزَنُونَ»؛ سوره آل عمران، آیه۱۶۹و۱۷۰.
. «إِنۡ هِیَ إِلَّا حَيَاتُنَا ٱلدُّنۡيَا نَمُوتُ وَ نَحۡيَا وَ مَا نَحۡنُ بِمَبۡعُوثِينَ»؛ سوره مؤمنون، آیه۳۷.
. سوره فجر، آیه۲۷.
. «إِنَّ ٱللَّهَ ٱشۡتَرَیٰ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ أَنفُسَهُمۡ وَ أَمۡوَٰلَهُم بِأَنَّ لَهُمُ ٱلۡجَنَّةَ يُقَٰتِلُونَ فِی سَبِيلِ ٱللَّهِ فَيَقۡتُلُونَ وَ يُقۡتَلُونَ وَعۡدًا عَلَيۡهِ حَقًّا فِی ٱلتَّوۡرَىٰةِ وَ ٱلۡإِنجِيلِ وَ ٱلۡقُرۡءَانِ وَ مَنۡ أَوۡفَیٰ بِعَهۡدِهِۦ مِنَ ٱللَّهِ فَٱسۡتَبۡشِرُواْ بِبَيۡعِكُمُ ٱلَّذِی بَايَعۡتُم بِهِۦ وَ ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ»؛ سوره توبه، آیه۱۱۱.
. «قُلِ ٱللَّهُمَّ فَاطِرَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَ ٱلۡأَرۡضِ عَٰلِمَ ٱلۡغَيۡبِ وَ ٱلشَّهَٰدَةِ أَنتَ تَحۡكُمُ بَيۡنَ عِبَادِكَ فِی مَا كَانُواْ فِيهِ يَخۡتَلِفُونَ»؛ سوره زمر، آیه۴۶.
. «أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَٰتَلُونَ بِأَنَّهُمۡ ظُلِمُواْ وَ إِنَّ ٱللَّهَ عَلَیٰ نَصۡرِهِمۡ لَقَدِيرٌ»؛ سوره حج، آیه۳۹.
. «يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا يَسۡخَرۡ قَوۡمٌ مِّن قَوۡمٍ عَسَیٰٓ أَن يَكُونُواْ خَيۡرًا مِّنۡهُمۡ وَ لَا نِسَآءٌ مِّن نِّسَآءٍ عَسَیٰٓ أَن يَكُنَّ خَيۡرًا مِّنۡهُنَّ وَ لَا تَلۡمِزُوٓاۡ أَنفُسَكُمۡ وَ لَا تَنَابَزُواْ بِٱلۡأَلۡقَٰبِ بِئۡسَ ٱلِٱسۡمُ ٱلۡفُسُوقُ بَعۡدَ ٱلۡإِيمَٰنِ وَ مَن لَّمۡ يَتُبۡ فَأُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلظَّٰلِمُونَ»؛ سوره حجرات، آیه۱۱.
. «يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ إِنَّا خَلَقۡنَٰكُم مِّن ذَكَرٍ وَ أُنثَیٰ وَ جَعَلۡنَٰكُمۡ شُعُوبًا وَ قَبَآئِلَ لِتَعَارَفُوٓاۡ إِنَّ أَكۡرَمَكُمۡ عِندَ ٱللَّهِ أَتۡقَىٰكُمۡ إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ»؛ سوره حجرات، آیه۱۳.
. «إِنَّ ٱللَّهَ مَعَ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَواْ وَّ ٱلَّذِينَ هُم مُّحۡسِنُونَ»؛ سوره نحل، آیه۱۲۸.
. «وَ ٱلَّذِينَ جَٰهَدُواْ فِينَا لَنَهۡدِيَنَّهُمۡ سُبُلَنَا وَ إِنَّ ٱللَّهَ لَمَعَ ٱلۡمُحۡسِنِينَ»؛ سوره عنکبوت، آیه۶۹.
. «فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِٱلۡجُنُودِ قَالَ إِنَّ ٱللَّهَ مُبۡتَلِيكُم بِنَهَرٍ فَمَن شَرِبَ مِنۡهُ فَلَيۡسَ مِنِّی وَ مَن لَّمۡ يَطۡعَمۡهُ فَإِنَّهُۥ مِنِّیٓ إِلَّا مَنِ ٱغۡتَرَفَ غُرۡفَةَۢ بِيَدِهِۦ فَشَرِبُواْ مِنۡهُ إِلَّا قَلِيلاً مِّنۡهُمۡ فَلَمَّا جَاوَزَهُۥ هُوَ وَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مَعَهُۥ قَالُواْ لَا طَاقَةَ لَنَا ٱلۡيَوۡمَ بِجَالُوتَ وَ جُنُودِهِۦ قَالَ ٱلَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلَٰقُواْ ٱللَّهِ كَم مِّن فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتۡ فِئَةً كَثِيرَةَۢ بِإِذۡنِ ٱللَّهِ وَ ٱللَّهُ مَعَ ٱلصَّٰبِرِينَ»؛ سوره بقره، آیه۲۴۹.
. «وَ أَطِيعُواْ ٱللَّهَ وَ رَسُولَهُۥ وَ لَا تَنَٰزَعُواْ فَتَفۡشَلُواْ وَ تَذۡهَبَ رِيحُكُمۡ وَ ٱصۡبِرُوٓاۡ إِنَّ ٱللَّهَ مَعَ ٱلصَّٰبِرِينَ»؛ سوره انفال، آیه ۴۶.
. «وَ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ وَ ٱلۡمُؤۡمِنَٰتُ بَعۡضُهُمۡ أَوۡلِيَآءُ بَعۡضٍ يَأۡمُرُونَ بِٱلۡمَعۡرُوفِ وَ يَنۡهَوۡنَ عَنِ ٱلۡمُنكَرِ وَ يُقِيمُونَ ٱلصَّلَوٰةَ وَ يُؤۡتُونَ ٱلزَّكَوٰةَ وَ يُطِيعُونَ ٱللَّهَ وَ رَسُولَهُۥٓ أُوۡلَٰٓئِكَ سَيَرۡحَمُهُمُ ٱللَّهُ إِنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ»؛ سوره توبه، آیه۷۱.
. «مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ ٱللَّهِ وَ ٱلَّذِينَ مَعَهُۥٓ أَشِدَّآءُ عَلَی ٱلۡكُفَّارِ رُحَمَآءُ بَيۡنَهُمۡ تَرَىٰهُمۡ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبۡتَغُونَ فَضۡلاً مِّنَ ٱللَّهِ وَ رِضۡوَٰنًا سِيمَاهُمۡ فِی وُجُوهِهِم مِّنۡ أَثَرِ ٱلسُّجُودِ ذَٰلِكَ مَثَلُهُمۡ فِی ٱلتَّوۡرَىٰةِ وَ مَثَلُهُمۡ فِی ٱلۡإِنجِيلِ كَزَرۡعٍ أَخۡرَجَ شَطۡـَٔهُۥ فَـَٔازَرَهُۥ فَٱسۡتَغۡلَظَ فَٱسۡتَوَیٰ عَلَیٰ سُوقِهِۦ يُعۡجِبُ ٱلزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ ٱلۡكُفَّارَ وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ مِنۡهُم مَّغۡفِرَةً وَ أَجۡرًا عَظِيمَاۢ»؛ سوره فتح، آیه۲۹.
. «قَدۡ كَانَتۡ لَكُمۡ أُسۡوَةٌ حَسَنَةٌ فِیٓ إِبۡرَٰهِيمَ وَ ٱلَّذِينَ مَعَهُۥٓ إِذۡ قَالُواْ لِقَوۡمِهِمۡ إِنَّا بُرَءَٰٓؤُاۡ مِنكُمۡ وَ مِمَّا تَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ كَفَرۡنَا بِكُمۡ وَ بَدَا بَيۡنَنَا وَ بَيۡنَكُمُ ٱلۡعَدَٰوَةُ وَ ٱلۡبَغۡضَآءُ أَبَدًا حَتَّیٰ تُؤۡمِنُواْ بِٱللَّهِ وَحۡدَهُۥٓ إِلَّا قَوۡلَ إِبۡرَٰهِيمَ لِأَبِيهِ لَأَسۡتَغۡفِرَنَّ لَكَ وَ مَآ أَمۡلِكُ لَكَ مِنَ ٱللَّهِ مِن شَیۡءٍ رَّبَّنَا عَلَيۡكَ تَوَكَّلۡنَا وَ إِلَيۡكَ أَنَبۡنَا وَ إِلَيۡكَ ٱلۡمَصِيرُ»؛ سوره ممتحنه، آیه۴.
. «إِنَّمَا ٱلۡمُؤۡمِنُونَ إِخۡوَةٌ فَأَصۡلِحُواْ بَيۡنَ أَخَوَيۡكُمۡ وَ ٱتَّقُواْ ٱللَّهَ لَعَلَّكُمۡ تُرۡحَمُونَ»؛ سوره حجرات، آیه۱۰.
. بصائر الدرجات، ص۸۰.
. «وَ لَقَدۡ صَدَقَكُمُ ٱللَّهُ وَعۡدَهُۥٓ إِذۡ تَحُسُّونَهُم بِإِذۡنِهِۦ حَتَّیٰٓ إِذَا فَشِلۡتُمۡ وَ تَنَٰزَعۡتُمۡ فِی ٱلۡأَمۡرِ وَ عَصَيۡتُم مِّنۢ بَعۡدِ مَآ أَرَىٰكُم مَّا تُحِبُّونَ مِنكُم مَّن يُرِيدُ ٱلدُّنۡيَا وَ مِنكُم مَّن يُرِيدُ ٱلۡأَخِرَةَ ثُمَّ صَرَفَكُمۡ عَنۡهُمۡ لِيَبۡتَلِيَكُمۡ وَ لَقَدۡ عَفَا عَنكُمۡ وَ ٱللَّهُ ذُو فَضۡلٍ عَلَی ٱلۡمُؤۡمِنِينَ»؛ سوره آل عمران، آیه۱۵۲.
. «مَّا كَانَ ٱللَّهُ لِيَذَرَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ عَلَیٰ مَآ أَنتُمۡ عَلَيۡهِ حَتَّیٰ يَمِيزَ ٱلۡخَبِيثَ مِنَ ٱلطَّيِّبِ وَ مَا كَانَ ٱللَّهُ لِيُطۡلِعَكُمۡ عَلَی ٱلۡغَيۡبِ وَ لَٰكِنَّ ٱللَّهَ يَجۡتَبِی مِن رُّسُلِهِۦ مَن يَشَآءُ فَـَٔامِنُواْ بِٱللَّهِ وَرُسُلِهِۦ وَ إِن تُؤۡمِنُواْ وَ تَتَّقُواْ فَلَكُمۡ أَجۡرٌ عَظِيمٌ»؛ سوره آل عمران، آیه۱۷۹.
فیلم کامل برنامه در تلوبیون:
https://telewebion.ir/episode/0x16c79674