امیدوارکنندهترین،آیهی قرآن(آیه ۱۱۴ سوره هود)
متن زیر سخنرانی آیتالله میرباقری در تاریخ ۱آذر ۱۴۰۴ است که در حسینیه آیت الله حقشناس(تهران) به مناسبت ایام فاطمیه (جلسه اول) برگزار شده است.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین. اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاً وقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طَویلاً.
یک حدیث نورانی در تفسیر عیاشی نقل شده، یک مقدار این حدیث را ترجمه کنیم. در ذیل آیه ۱۱۴ سوره [هود] که خدای متعال میفرماید: «وَأَقِمِ الصَّلَاةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ»،[۱] دستور به نمازهای واجب و فرائض هست که در دو طرف روز و در آغاز شب، در تاریکی شب، دستور به نماز میدهد که تطبیق شده به نماز صبح و مغرب، «طَرَفَيِ النَّهَارِ»؛ «وَزُلَفًا مِنَ اللَّيْلِ» به نماز عشاء. خدای متعال بعد [از] آن، بعد از این میفرماید: «إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ» حسنات، سیئات را از بین میبرد، اذهاب میکند. عیاشی در اینجا یک تفسیری را، یک روایتی را نقل کرده از وجود مقدس امیرالمؤمنین علیه السلام. که حضرت رو کردند به مردم و با آنها گفتگویی کردند، از ایشان سؤال کردند: «اَيُّ آيَةٍ فِي كِتَابِ اَللَّهِ أَرْجَى عِنْدَكُمْ»؟[۲] کدام آیه در قرآن است که به نظر شما از همه آیات، امیدواری بیشتری در انسان ایجاد میکند. در شرایط سخت، در شرایطی که انسان وقتی محاسبه میکند راهها بسته است.
آیه اول: امید به مغفرت تمام گناهان بهجز شرک
کدام آیه است که بیش از همه انسان را امیدوار میکند؟ «فَقَالَ بَعْضُهُم»، بعضیهایشان این آیه شریفه را خواندند: «إِنَّ اَللّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ».[۳] این در دو جای از سوره مبارکه نساء هست. یکی در آیه ۴۸ سوره مبارکه نساء هست. خدای متعال در این آیه شریفه وعده داده که همه خطاها و گناهان را پاک میکند، الا اینکه انسان شرک در عبادت داشته باشد، غیر خدا را بپرستد، مشرک بشود. و الا اگر کسی شرک در عبادت نداشت، بقیه خطاها قابل تدارک و اصلاح است. «إِنَّ اَللّهَ لا يَغْفِرُ»، «إِنَّ اَللّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ» البته «لِمَنْ يَشاءُ» مغفرت تابع مشیت و حکمت الهی است، ولی همه خطاهای دیگر قابل تدارک [است].
آیه دوم: ناامید نشدن از رحمت واسعه الهی
حالا این آیه را یک مقدار ترجمه میکنم. حضرت فرمودند این آیه خوبی است، این امید به انسان میدهد، امید به جامعه مؤمنین میدهد ولی این آیه، «ارجا آیه» نیست. یک آیه دیگری را بعضی خواندند که خدای متعال در آن آیه میفرماید که: «يا عِبادِيَ اَلَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اَللّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا»،[۴] خیلی خطاب ملاطفتآمیز [است]. میفرماید بندگانی که اسراف بر نفس خودتان کردید که حالا اسراف بر نفس [را] توضیح دادند مفسرین. آدم از حدود الهی که خارج میشود، این اسراف به نفس است. اگر در محدوده قواعدی که خدای متعال مقرر فرموده، در چارچوبه دین خدا، در چارچوبه ولایت خدا حرکت کنیم این اسراف نیست. از این حدود عبور کردید اسراف میشود. «أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ»، بر خودتان ظلم کردید، اسراف کردید و خراب کردید اوضاع خودتان را، نگران نباشید. «لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اَللّهِ» اگر از خودتان مأیوس شدید، اگر از همه مأیوس شدید، اینجا جای رجوع به رحمت خداست. از رحمت خدا مأیوس نشوید. «إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا» همه خطاها را خدای متعال با هم تدارک میکند. لطایفی در این آیه و آیات بعدش هست [که] تقدیم میکنم. حضرت فرمودند این هم آیه خوبی است ولی «أرجی آیه» نیست. امیدوارکنندهترین آیه در قرآن این نیست. بیش از این هم خدای متعال به ما امید داده است.
آیه سوم: استغفار مایه بخشش گناهان
مردم آیه دیگری را خواندند، آن هم آیه لطیفی است. به حضرت عرض کردند این آیه در قرآن « أرجی آیه» هست که راجع به متقین هست. «وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَمَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَلَمْ يُصِرُّوا عَلَى مَا فَعَلُوا وَهُمْ يَعْلَمُونَ».[۵] آنهایی که اگر فاحشهای از ایشان سر بزند یا به خودشان ظلم کنند، بلافاصله یاد خدا میافتند و استغفار میکنند. خدای متعال به آنها یک وعدهای داده، «وَمَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ» چه کسی جز خدا گناهان این دسته را پاک میکند؟ خود خدا به عهده گرفته که اینها را تطهیر کند. خدای متعال به جنگ شیطان آمده به تعبیر ناروا و غیر دقیق. که من خودم اینهایی را که تو زمین میزنی، از جا بلند میکنم، تطهیرشان میکنم، برمیگردانم به مدار، این هم یک آیه. این آیه هم احتیاج به گفتگو دارد. حضرت فرمودند که این هم از آن آیاتی است که امیدواری در آن هست. خدای متعال امیدواری داده به انسان که اگر انسان یک موقعی، انسان متقی، انسانی که در راه درست راه میرود، اسیر شیطان شد، گرفتار شد، زمین خورد، چون اهل استغفار است، چون اصرار بر خطای خودش ندارد، در ادامه آیه میفرماید: «وَلَمْ يُصِرُّوا عَلَى مَا فَعَلُوا» اصرار بر فعل خودش ندارد. این اصرار یعنی اینکه انسان خطا کرده، رجوع نمیکند، توبه نمیکند. پیداست اصرار دارد، عنایت فرمودید. اینهایی که خطا میکنند، بلافاصله استغفار میکنند و «وَلَمْ يُصِرُّوا عَلَى مَا فَعَلُوا»، خدای متعال تدارک میکند خطایشان را. این یک بشارت بزرگی است. حالا این آیه البته توضیح میخواهد که شیطان سر و کارش با متقین است و برای آنها کمین میاندازد، کَمَند میاندازد، کمین سر راهشان میگذارد، آنها را زمینگیر کند. وقتی با همه تلاشهای خودش یک جایی مؤمنی را زمینگیر میکند، خدای متعال میفرماید: «وَمَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ» خود من تدارک میکنم. این امیدوارکنندهترین آیه است. حضرت فرمودند این هم آیه خوبی است ولی امیدوارکنندهترین آیه نیست.
امیدوار کننده ترین آیه: نماز، پاککننده گناهان
همه سرها را زیر انداختند، حضرت فرمود: چرا سرهایتان را زیر انداختید؟ عرض کردند چیزی نزد ما نیست. دیگر بیشتر از این ما نمیدانیم. حضرت فرمودند از وجود مقدس رسول الله صلی الله علیه و آله شنیدم که امیدوارکنندهترین آیه در قرآن این آیه شریفه است. همین آیه سوره مبارکه هود که تقدیم کردم، «وَأَقِمِ الصَّلَاةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ» دو طرف روز نماز بخوانید، در تاریکی شب نماز بخوانید. حسنات، سیئات را از بین میبرد، این امیدوارکنندهترین آیه است. بعد حضرت ادامه حدیث را از رسول الله نقل کردند که، وجود مقدس نبیاکرم صلی الله علیه و آله و سلم، فرمودند یا علی، «وَ اَلَّذِي بَعَثَنِي بِالْحَقِّ بَشِيراً وَ نَذِيراً» به آن خدایی که من را بشیر و نذیر، به عنوان بشارتدهنده و انذارکننده فرستاده، بشارتها را بدهم، انذارها را بکنم، این جزو بشارتهایی است که میخواهند بدهند، فرموند: «إِنَّ أَحَدَكُمْ لَيَقُومُ إِلَى وُضُوئِهِ فَتَسَاقَطُ عَنْ جَوَارِحِهِ اَلذُّنُوبُ»، از بشارت های حضرت است یکی از شما برمیخیزید وضو بگیرید «فَتَسَاقَطُ عَنْ جَوَارِحِهِ اَلذُّنُوبُ»، از جوارحش گناه پاک میشود. این وقتی وضو میگیرد، این معنایش این است. البته همه اینجوری نیستند، یک کسی برمیخیزد یک وضو میگیرد، با این وضو گناهانی که با این جوارح کرده همه تطهیر میشود. گناهی که با دستش کرده، با صورتش کرده، با اعضا و جوارح، با یک وضو گرفتن تطهیر میشود.
این بزرگترین بشارت است، خدای متعال در این عالم تدارک برای خطاهای ما قرار داده. مسیری را باز کرده که با آن مسیر انسان میتواند نجات پیدا کند از خطاهای خودش. عنایت کردید لسان این آیه با آیات قبل فرقش این است. در آنها مغفرت، وعده به مغفرت بود. فرمود اگر خطا کردید من تدارک میکنم، پاک میکنم، تطهیر میکنم. اینجا خدای متعال فرموده است که من در عالم، مسیر تطهیر برایتان گذاشتم. اگر در این زندگی دنیا آلوده میشوید، حمام هست، بروید شستشو کنید، چشمه آب گرم هم هست. طوری نیست که فقط شما آلوده بشوید، گرد و غبار بر وجودتان بنشیند. شرایط، شرایطی است که انسان گرد و غبار بر او مینشیند. باید از وسط حیات دنیا عبور کند، باید از بستر دنیایی که برای بنی امیه و بنی عباس و دیگران درست شده عبور کند، باید از بستر تصرف آنها و ولایت آنها عبور کند، پیداست آلودگی بر انسان مینشیند. محیط، محیط آلودگی است، بله معصوم آلوده نمیشود، ولی ماها معمولاً حواسمان را هم که جمع میکنیم یک جایی غفلتها و غبارها بر ما مینشیند؛ خدای متعال وسیله تطهیر قرار داده «إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ». چه بسا بندهای برمیخیزد، یک وضوی درست حسابی برای خدا میگیرد، خدای متعال همه خطاهایی که با این اعضا انجام داده تدارک میکند؛ شستشو میشود، این گناهان از اعضایش میریزد. کانه، اینها سنگینیهایی است که بر دوش ماست، گناهان سنگینیهایی هستند که بر دوش ما هستند. هر عضوی وقتی گناه میکند آثاری در این عضو پیدا میشود. لذا در قیامت وقتی در مرحلهای بنده انکار میکند، خدای متعال میفرماید که آنجا، ملائکه شهادت میدهند. میگوید، خدایا اینها هم که کارگزاران خودت هستند در دادگاه آمدهاند شهادت میدهند. آنجا خدای متعال جوارح انسان را به نطق در میآورد و علیه انسان شهادت میدهند.
انسان گناه که میکند، یک باری بر اعضا و جوارح انسان مینشیند. حالا این بحث در کتاب ایمان و کفر هست که ایمان اعضا و جوارح انسان همان عمل به وظایفی است که برای این اعضا و جوارح قرار داده شده است. وقتی معصیت میکنی ایمان سلب میشود از این اعضا و جوارح، اعضا و جوارح مؤمن نیستند. حتی در بعضی روایات دارد روح الایمان از خود انسان هم سلب میشود؛ ولی اعضا و جوارح آن حالت ایمانی خودشان را از دست میدهند. همینطوری که اعضا و جوارح میشود مؤمن بشوند. اگر نور ایمان از قلب انسان به اعضا و جوارح رسید، فرمانی که قلب مؤمن به اعضا و جوارح میدهد آن حقیقت نورانیت را منتشر میکند و اعضا به آن تکالیف عمل کردند، این قوا میشوند قوای مؤمن؛ نورانی میشوند، مطهر میشوند. در روایت دارد اگر گناه کند، ایمان از آن سلب میشود، روح الایمان اول از اعضا سلب میشود، آرام آرام ممکن است از قلب انسان هم سلب بشود. این آثاری که گناه در وجود انسان میگذارد، ظلمانی میکند قوای انسان را، نور ایمان را از قوای انسان میگیرد، دیگر این قوا قوای مطیعی نیستند، تسلیم نیستند. ممکن است بنده پاشود یک وضو بگیرد، همه آن خطاها از اعضا و جوارح انسان بریزد، ساقط بشود. بعد فرمودند: «فَإِذَا اِسْتَقْبَلَ اَللَّهَ بِوَجْهِهِ وَ قَلْبِهِ» اگر رو به خدا آورد با چهره خودش و با قلب خودش، « لَمْ يَنْفَتِلْ عَنْ صَلاَتِهِ وَ عَلَيْهِ مِنْ ذُنُوبِهِ شَيْءٌ» از نمازش بیرون نمیآید در حالی که هیچ گناهی بر او باقی نمانده است. یک وضو و یک نماز، مطهر انسان است. «كَمَا وَلَدَتْهُ أُمُّهُ» مثل روزی که از مادر متولد شده است.
نمازهای یومیه به مثابه چشمههای تطهیر
بعد حضرت فرمود، حالا بین دو نماز ممکن است غباری بر انسان بنشیند. شنیدید وجود مقدس رسول الله که معصوم علی الاطلاقاند به ما تعلیم میکنند. در یک محفلی که مینشستند برمیخواستند ۲۵مرتبه استغفار میکردند. این نشست و برخاسته با ما، حضرت بعدش استغفار میکردند. البته پیداست استغفار برای خودشان نیست، حضرت که مطهرند. حالا در جای خودش باید این بحث بشود، علی ای حال از استغفار میفرمودند. بین دو نماز اگر ما دوباره گرفتار شدیم، «فَإِذَا أَصَابَ شَيْئاً بَيْنَ اَلصَّلاَتَيْنِ كَانَ لَهُ مِثْلُ ذَلِكَ» عین همین در نماز بعدی است، نماز ظهر را که خواند خطاها پاک میشود. بین ظهر و عصر دوباره خطاها پاک میشود. بین عصر و مغرب خطاها پاک میشود، بین مغرب و عشاء خطا پاک میشود. میخوابی، صبح که پا میشوی باز از غبار اگر غباری باشد سر صبح با نماز شستشو میشود. بعد حضرت نمازهای پنجگانه را شمردند و فرمودند: «يَا عَلِيُّ ، إِنَّمَا مَنْزِلَةُ اَلصَّلَوَاتِ اَلْخَمْسِ لِأُمَّتِي كَنَهَرٍ جَارٍ عَلَى بَابِ أَحَدِكُمْ» منزله نماز در امت من مثل نهری است، که جاری در [در] خانه شماست. کانه، خدای متعال نهرهایی را برای این امت جاری کرده است. «فَمَا ظَنُّ أَحَدِكُمْ لَوْ كَانَ فِي جَسَدِهِ دَرَنٌ ثُمَّ اِغْتَسَلَ فِي ذَلِكَ اَلنَّهَرِ خَمْسَ مَرَّاتٍ فِي اَلْيَوْمِ» گمانتان چیست اگر کسی آلودگیهایی داشته باشد روزی پنج بار در این چشمه شستشو بکند. لذا حضرت در خطبشان دارند، سید رضی در نهج البلاغه هم نقل کرده نماز مثل چشمه آب گرم است. روزی پنج بار شستشو کنی «أَ كَانَ يَبْقَى فِي جَسَدِهِ دَرَنٌ؟» دیگر آلودگی ای میماند؟ «فَكَذَلِكَ وَ اَللَّهِ اَلصَّلَوَاتُ اَلْخَمْسُ لِأُمَّتِي»، نمازهای پنجگانه برای امت من به منزله یک چشمه جاریای هستند که انسان را تطهیر میکنند.
حضرت فرمودند امیدوارکنندهترین آیه که برای امت حضرت، این آیه است. که خدای متعال در قبال غفلتها و آلودگیهایی که در این عالم دامن امت و مؤمنین را میگیرد، گرفتار میشویم ما بالاخره، در دنیا هستیم و با جنود شیطان در عالم ارض محبوس شدیم و او هم قسم خورده «لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ»،[۶] از چهار طرف حمله میکنم راه را میبندم، «وَلَأُضِلَّنَّهُمْ وَلَأُمَنِّيَنَّهُمْ وَلَآمُرَنَّهُمْ».[۷] قوا و امکاناتی هم دارد، اغوا میکند، فریب میدهد، آرزو در دلها ایجاد میکند. امکاناتی به او دادهاند، در مقابل هر فرزند حضرت آدم دو تا لشکر به او دادهاند. گاهی برای یک مؤمن به اندازه دو تا قبیله لشکر دور و برش میچیند، قوایش را کنترل میکند، چشم و گوش و زبانش را. از آن طرف هم شیاطین انساند، دستگاه درست میکنند، مستکبرین عالم در طول تاریخ، در امتداد تاریخ برای مؤمنین لغزشگاه درست میکردند، بساطی درست میکردند، الان هم همینطور است. یک دستگاه بزرگی درست کردهاند، همه عالم را میخواهند یکپارچه تحت سلطه و نظارت خودشان در بیاورند. ما در این عالمی که زندگی میکنیم باید مراقبه کنیم. ولی در کنار همه مراقبهها، زمین خوردنهایی است، لغزشهایی است. آدمی که از وسط لجنزار رد میشود، بالاخره ممکن است به پر و پایش هم بریزد، و دامنش هم آلوده بشود. در قبال این زمین خوردنها، در قبال این خطاها چه تدارکی برای ما قرار داده شده؟ مغفرتها سر جای خودش، فرمود خدای متعال مطهراتی برای انسان قرار داده. وضو مطهر است، نماز مطهر است، «إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ».
سازوکار ثبت اعمال و مهلت توبه
در روایت ذیل همین آیه شریفه، حضرت فرمودند که وقتی کسی نیت خیر میکند، واقعاً نیت میکند نه هوس. بدانید هوس نیت نیست، ممکن است کسی هوس داشته باشد نماز شب بخواند، هوس نماز شب [را] کی ندارد؟ کدام آدم خوبی است که هوس ندارد، شبها پاشود با خدا مناجات کند؟ هوس نیت نیست، نیت همانی است که دنبالش اقدام میآید، برنامهریزی میآید، تنظیم میکند، زندگی خودش را [که] یک وقتی می خوابد که بتواند سحر پاشود، یک جوری غذا میخورد که سحر بتواند پاشود، یک جوری در روز زندگی میکند [که] بتواند شب زندهداری داشته باشد. این میشود نیت؛ و الا کسی که تنظیم نمیکند و دلش میخواهد، این هوس است. امثال بنده ممکن است ۳۰ سال دلمان بخواهد نماز شب بخوانیم، این که نیت نیست. اگر نیت خیر کرد، خدای متعال ثواب را برایش مینویسد. نیت کرده احسانی بکند، نیت کرده دستی بگیرد، نیت کرده مجاهدتی در راه خدا بکند، ثوابش را برایش مینویسند، ولو عمل نکند. بعداً موفق نشد پاک نمیکنند، اگر عمل کرد، ۱۰ برابر مینویسند. یک عمل انجام داده، خدای متعال کانه [برای او] ۱۰ تا نماز شب مینویسد، ۱۰ تا انفاق برایش مینویسد، یک بار مسجد رفته ۱۰ تا مسجد رفتن، اگر عمل کرد ۱۰ تا برایش مینویسند.
اگر نیت گناه کرد، حضرت فرمودند که برایش نوشته نمیشود. نمینویسند، دستور بر کتابت نیست. اگر گناه را انجام داد، روایت دارد که آن ملکی که ملک اعمال خیر است، جانب راست است، به آن ملکی که در شمال انسان هست این ملک به او میگوید ننویس، مگر قرآن نخواندی «إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ». شاید یک کاری انجام داد گناهش را پاک کرد، شاید به دنبال این غفلت یک صدقهای داد، یک دستی گرفت، دو رکعت نمازی خواند. شاید کار خیر انجام نداد، استغفار کرد. استغفار هم که تدارک گناه میکند؛ تا هفت ساعت برایش نمینویسند، بعد [از] هفت ساعت میگوید بنویسید بر این آدم شقی محروم، این مثل اینکه نمیخواهد آدم بشود. هم خطا میکند، هم حاضر نیست که ما ننویسیم برایش. در [این] هفت ساعت اصلاً صحیفه انسان را آلوده نمیکنند، بعد برایش مینویسند. تعبیر میشود به شقی محروم، این محروم [است]، خدا این راه را باز گذاشته بود برای او، «إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ» میشد اصلاً صفحه وجودت آلوده نشود.
شمال کجاست؟ شمال نقطه معاصی است کتاب انسان را به یمین میدهند یا شمال؟ وجود انسان دو جنبه دارد، یک جنبهای که مرتبط با خدا میشود طاعت میکند، مرتبط با امام میشود، با ولی خدا میشود، جنبه اتصال انسان به امام و رسول و خدا میشود جنبه یمین انسان. یک جنبهای دارد که جنبه اتصال به شیطان است، جنبه اتصال به اولیای طاغوت است، جنبه اتصال به فراعنه است. آنهایی که دعوت به گناه میکنند، اقامه گناه میکنند، دعوت به طغیان و معصیت میکنند، به تعبیر قرآن خودشان طاغوتاند، طغیانگران اصلی آنها [هستند]. جنبه اتصال انسان به آنها جنبه شمال انسان میشود. آدم با هر عضوی که گناه میکند بارش روی دوش این عضو مینشیند. در قیامت «طَائِرَهُ فِي عُنُقِهِ»،[۸] اعمال انسان که خیال میکرده اینها اعمالی هستند که رفتهاند و [تمام شدهاند]، اینها همه بار گردن انسان هستند. این انسانی که به او اجازه دادیم یک جوری پاک بکند اصلاً این صحیفه عملت را، نمیگذاریم ثبت بشود در نام، در وجودت، در نامه عملت، در آن کتاب که حالا تفسیر این کتاب [توضیح] دارد. فرمود بنویس، «اُكْتُبْ عَلَى اَلشَّقِيِّ اَلْمَحْرُومِ».[۹] این آدم محرومی است، این باب باز بود برایش، خیلی رحمت بزرگی است.
فرصت شستوشوی گناهان با حسنات
خدای متعال یک مطهراتی بر انسان قرار داده، در ذیل همین آیه هست نماز شب، گناه روز را پاک میکند. کسی در روز خطا کرده، نافله شب که برمیخیزد، تدارک این خطای روزش است. حضرت فرمود بهترین آیه، بزرگترین بشارت در این آیه است، «إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ». غیر از اینکه اگر استغفار کردی خدای متعال تطهیرت میکند، مجاریای در این عالم خدای متعال قرار داده برای امت که با این مجاری میتوانند شستشو بشوند، تطهیر بشوند. انسان آلوده شد، فوری خودش را شستشو کند. از جمله نمازهای یومیه است، «وَأَقِمِ الصَّلَاةَطَرَفَيِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِنَ اللَّيْلِ»، اینها مطهراتاند. انسان باید موحد باشد، انسان باید با خدا راه برود، انسان باید از غیر خدا نخواهد، به غیر خدا تکیه نکند، از غیر خدا نترسد، اینها خطاهای ماست دیگر. انسان باید دست به سوی غیر خدا دراز نکند، انسان باید موحدانه زندگی کند در این عالم. ما غفلتهایی داریم، شرکهای خفیای داریم. خدای متعال تدارک برایش گذاشته، انسانی که رو به قبله میایستد دو رکعت نماز میخواند، «إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ» تدارک آن خطای انسان میشود. آلودگیهای قوای انسان، جسم انسان، روح انسان، غبارهایی که نشسته پاک میشود. لذا عنایت کنید انسانی که در روز آلوده شده، اگر لطیف باشد متوجه کدورت خودش، سنگینیهای خودش بشود که انسان مؤمن لطیف است.
در روایتی، شبیه همین روایت یک جایی است که مؤمن وقتی قصد گناه میکند، این را انجام میدهد نیت میکند، آنجا راجع به نیت است. این ملک میخواهد نیتش را ثبت کند که این نیت خطا کرد، آن یکی به او میگوید ثبت نکن. بعد به حضرت عرض کرد، آقا مگر ملک میفهمد من نیت کردم؟ نیت کردن یک امر باطنی است. حضرت فرمودند: شما درِ کنیف را باز میکنید، بویش به مشامتان، شامهتان نمیرسد؟ یعنی کانه وقتی انسان نیت گناه میکند، متصل میشود به دستگاه شیطان، متصل به خبائث میشود، متصل میشود به آلودگیها. دستگاه شیطان در مقابل دستگاه نبیاکرم که سراسرش معطر است، این دستگاه آلوده است، بوی عفونت میدهد، بوی آلودگی میدهد. نیت میکنی ملائکه میفهمند، حالا اگر کسی ملکوتی شد خودش هم اگر یک خطایی بکند، از آلودگی خودش رنج میبرد. خدای متعال اگر شامه انسان را بگیرد، انسان در عرق، غرق هم بشود، نمیفهمد بدنش بوی خوش نمیدهد، معطر نیست، بدبو شده است. ولی اگر شامهاش کار کند، یک روز که شستشو نکند، خودش هم میفهمد، باید برود شستشو کند. مؤمن اینجوری است، وقتی لطیف میشود خطاهای خودش را میفهمد، سنگین میشود، سنگینی خودش را میفهمد. خدای متعال نفرموده اگر آلوده شدی، تو خودت را در آلودگی بردی، دیگر بمان؛ بلکه فرموده «إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ». پاشو یک کار خیر کن ببین میفهمی سبک بال شدی. دو رکعت نماز بخوان، یک دستی بگیر، اشکی بر سیدالشهدا بریز، «يَا اِبْنَ شَبِيبٍ إِنْ بَكَيْتَ عَلَى اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ حَتَّى تَصِيرَ دُمُوعُكَ عَلَى خَدَّيْكَ غَفَرَ اَللَّهُ لَكَ كُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتَهُ صَغِيراً كَانَ أَوْ كَبِيراً قَلِيلاً كَانَ أَوْ كَثِيراً».[۱۰]
حسنۀ اصلی: ولایت و محبت اهل بیت علیهم السلام
از روایات استفاده میشود که حسنه اصلی ولایت امام است. این آیه شریفه را ملاحظه کردید: «مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْهَا وَهُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ»،[۱۱] اگر کسی حسنهای با خودش بیاورد، «مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْهَا»، پاداشی که به او میدهند از عمل خیرش بهتر است، از آن حسنهای که با خودش آورده بهتر است. «وَهُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ» از آن فزع قیامت که همه گرفتارند، خیلی گردنههای سختی است. حالا توصیف شده در روایات یک موقع اگر مجال بشود بعضیهایش را بخوانیم، در یک نامهای که حضرت برای محمد بن ابی بکر نوشتند وقتی او را والی مصر کردند، قبل از اینکه آن دستورالعملها را بدهند، تذکراتی میدهند. خیلی تذکرات فوق العادهای است، باید خواند، حضرت فرمودند که: سکرات موت سخت است ، ولی برزخ سختتر است. فرمودند قیامت از برزخ سختتر است. گردنههایی است باید عبور کنیم، چارهای هم نیست. امیرالمؤمنین در نقل دارد، نهج البلاغه هم نقل کردند مکرر میفرمودند: «تَجَهَّزُوا رَحِمَكُمُ اَللَّهُ فَقَدْ نُودِيَ فِيكُمْ بِالرَّحِيلِ وَ أَقِلُّوا اَلْعُرْجَةَ عَلَى اَلدُّنْيَا وَ اِنْقَلِبُوا بِصَالِحِ مَا بِحَضْرَتِكُمْ مِنَ اَلزَّادِ فَإِنَّ أَمَامَكُمْ عَقَبَةً كَئُوداً وَ مَنَازِلَ مَخُوفَةً مَهُولَةً»،[۱۲] پیش روی شما گردنههای صعب العبوری است، هولانگیز است، هراسانگیز است. «لاَ بُدَّ مِنَ اَلْوُرُودِ»ناچارید وارد بشوید، ناچارید عبور کنید. توقف دارید در آن گردنهها، خودتان را آماده کنید. «تَجَهَّزُوا» مجهز بشوید، سبکبال راحت عبور میکنید. سختیهایش شما را نمیگیرد، دشواریهایش برایتان آسان میشود.
خدای متعال میفرماید که اگر کسی با خودش حسنه بیاورد، «الْحَسَنَةِ» یعنی یک حسنه خاصی است. این الف لام اینجا علامت تعیین و تعظیم است، یک حسنه خاص با عظمتی است. کسی با خودش آورد از همه این گردنهها سهل عبور میکند، در امان [است]، همه در گرفتاری اند، [در] خوفاند. این خوفها هم میدانید، چیست؟ این خوفها مال تطهیر ماست، خوفها چیز بدی نیست. یک موقع آدم کاری کرده در امان است، این خوفها دامنش را نمیگیرد، ولی اینکه یک جایی انسان را به خوف میاندازند، این به نفع انسان است. خیلی از طهارتهای ما با خوف است، «وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ».[۱۳] ابتلای الهی است، رشد میآورد، طهارت نفس میآورد.
یک عدهای را دیدید در قیامت در اعراف متوقف میکنند. تعبیر روایت این است ریگ زاری است در قیامت؛ بهشتیها رفتهاند بهشت، جهنمیها رفتهاند جهنم. اینها در آن ریگ زار میبینند بهشت و جهنم [را] و تعیین تکلیف برایشان نشده است. جهنم میبرند آدم را یا بهشت میبرند؟ خیلی صحنه هول انگیزی است. بعد دارد امیرالمؤمنین میآیند اینها را از اعراف عبور میدهند؛ میبرندشان در بهشت به رغم دشمنان، بعد هم به دشمنان میگویند: «شما میگفتید اینها بهشت نمیروند؟». میدانید شیطان اصل کمینش مال ماست، آنجایی که رجز میخواند، شما را میگفت [چون] از بقیه که فارغ شده حساب بقیه را رسیده است. آن وقت یک عدهای از دوستان حضرت مثل برق عبور میکنند گیر شیطان نمیافتند، یک عده کند و تند، یک عدهای پر و بالشان دستگیر میشود، یک عده بیشتر گرفتارند. لذا در یک روایتی دارد وقتی ندا داده میشود یاران حضرت پا میشوند، مرحله دوم، مرحله سوم که صدا میزنند اینها اصلاً پا نمیشوند. میگویند که ما که با امیرالمؤمنین راه نرفتیم، خودشان هم شرمندهاند، صدایشان میزنند، میگویند بلند شوید، تطهیرشان میکنند. یک قواعدی دارد، در روایت هم است. در وادی اعراف گرفتار میشوند، خوف سنگینی است، این خوف هم مطهر است. آدمی که یک خطاهایی کرده با خوف، تطهیرش میکنند. خوف یکی از مطهرات آدم است، یکی از ابتلائاتی است که گناهان انسان را، آلودگیهای انسان را، تعلقات انسان را پاک میکند. خدای متعال میفرماید، فزعهایی در صحنه قیامت هست. روایت مفصل توضیح داده است، یک عده یک جوری راه میروند اصلاً گرفتار این سختیها نمیشوند. آدمی مؤمنی که گناه کرد، گرفتار این سختیها میشود، گرفتار این سختیها میشود. حالا این فزع سنگین قیامت، «مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ» آن حسنه را با خودش بیاورد، «فَلَهُ خَيْرٌ مِنْهَا» بیش از آن به او میدهیم. «وَهُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ» از فزع در آن صحنه در امان است.
«وَمَنْ جَاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَكُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ»،[۱۴] هر که با خودش سیئه بیاورد، الف لام دارد یعنی باز هم یک سیئه بزرگ معینی است، یک دانه است، به رو در آتش میافتد؛ به او میگویند ببین عمل خودت است یا ما داریم زیادی مجازاتت میکنیم؟ نگاه کن، عین عمل خودت است. ما سختگیری برایت نکردیم، خودت اینجوری عمل کردی. «هَلْ تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ» به «مَا كُنْتُمْ» هم نیست، در مقابل «مَا كُنْتُمْ»، خود عملت است ببین، «هَلْ تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ».
در روایت دارد آن حسنهای که موجب میشود انسان راحت از سختیها عبور بکند، امیرالمؤمنین طبق نقل مرحوم کلینی فرمودند: «اَلْحَسَنَةُ مَعْرِفَةُ اَلْوَلاَيَةِ، وَ حُبُّنَا أَهْلَ اَلْبَيْتِ».[۱۵] کسی معرفت به مقام امام و ولایت امام پیدا کند، این را بفهمد یعنی چه؟ بفهمد ولایت الله یعنی چه؟ بفهمد وادی ولایت امام یعنی چه اصلاً؟ الولایه این ولایتی که جاری می شود ما را با خودش سیر می دهد مراحل سیرش تا قیامت و بعد از قیامت است، بفهمد معرفت الولایه و حبنا اهل البیت، محبت اهل بیت است. «وَ اَلسَّيِّئَةُ إِنْكَارُ اَلْوَلاَيَةِ، وَ بُغْضُنَا أَهْلَ اَلْبَيْتِ» کسی ولایت را انکار بکند، بغض داشته باشد، این سیئه است، این سیئه اصلی و آن حسنه اصلی است.
در این آیه شریفه به نظر میآید این ناظر به یک امر دیگری است. چون میفرماید: «إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ» جمع است. این که واضح است در روایات مفصل آمده، که این تطهیرها، این پاک شدنها مال کسی است که در وادی ولایت الله حرکت میکند. کسی که در وادی ولایت ابلیس است، رفته در آن وادی، اهل آن وادی است، خودش را به شیطان سپرده، آن که «إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ» در باب او نیست، قرائنی هم دارد. یک آیه دیگری در قرآن هست، خدای متعال میفرماید: «فَأُولَئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ»،[۱۶] آن هم خواندنی است، روایات عجیبی هم دارد، سیئاتشان را خدا تبدیل میکند به حسنات. حضرت فرمودند این مخصوص به شماست. مؤمن است کسی که با امام در عالم راه میرود، ولی زمین خورده، خدای متعال سیئاتش را در یک مرحلهای تبدیل به حسنات میکند. روایات آن ذیل آن آیه بیشتر ناظر به صحنه قیامت است، در قیامت خدای متعال حسناتش را تبدیل، سیئاتش را تبدیل به حسنه میکند. در روایت دارد خدا به او میگوید تو این کار را کردی؟ میگوید بله، سرش را زیر میاندازد. محاکمهاش میکند، یکی یکی به او سیئاتش را میگویند. میگوید بله؛ خدا میفرماید ملائکه، سیئاتش را تبدیل به حسنه کنید. پاکش میکنند، وقتی میآید از دادگاه الهی بیرون میگویند، یک گناه هم ندارد این آدم، چه جوری در عالم راه رفته؟ مگر میشود گناه نکند؟ خدای متعال اینجوری سیئات را تبدیل به حسنه میکند، آن وقت روایت دارد این مخصوص به شماست.
این آیات هم مخصوص به مؤمن است کسی که با امام راه میرود، کسی که با ولی خدا راه میرود، حجتی که خدا روی زمین گذاشته، پشت سر ننداخته، برای خودش یک نقشه دیگری در عالم ندارد، یک طرح دیگری نمیزند در این عالم. این راجع به کسانی است که با امام در عالم راه میروند؛ میفرماید: «إِنَّ الْحَسَنَاتِ»، کسی که آن حسنه اصلی را دارد، کسی که ولایت را دارد، کسی که با امام راه میرود، در محیط سرپرستی امام قرار گرفته، خودش را از برنامه امامش در عالم جدا نکرده، ما یک حسناتی قرار دادیم که بالاخره ما که با امیرالمؤمنین راه میرویم، چشممان به سفره معاویه میافتد، ممکن است یک غفلتی هم بکنیم، آلوده بشویم، خدای متعال یک حسناتی گذاشته که میشود، آن سیئات را تدارک بکند، «إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ». این خود حسنه نیست، آن حسنه اصلی که باید باشد، برای کسانی که صاحب آن حسنه هستند، در دنیا که راه میروند، «إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ» خدای متعال مذهبهایی قرار داده، مطهرهایی قرار داده، سر راه انسان نهرهایی قرار داده، شستشو کند و تمیز شود.
روایتش را در باب نماز جعفرطیار دیدید، اگر سالی یک بار هم بخوانی جوری پاک میشوی که گویا گناه نکردی. هفتهای یک بار، ماهی یک بار، هر روز بخوانی، آدمی که از آلودگی پرهیز میکند خب هر روز میخواند. چرا هر روز نخواند؟ چون به خاطر اینکه احساس سنگینی میکند، احساس آلودگی میکند، خودش را تطهیر میکند. حضرت فرمودند حسنات، یعنی نماز، روزه، اینهایی که فروع ولایتاند. «نَحْنُ أَصْلُ كُلِّ خَيْرٍ وَ مِنْ فُرُوعِنَا كُلُّ بِرٍّ وَ عَدُوُّنَا أَصْلُ كُلِّ شَرٍّ»،[۱۷] خوبیها فروع ولایت حقاند، حدود ایماناند، قواعد ایماناند، مناسک ایماناند. بعضیها مناسک را تحقیر میکنند. میگویند اینها اسلامشان مناسکی است. متوجه نیستند. روایات متعدد داریم فرمود این مناسک حدود ایماناند. ایمانِ قوا و اعضای انسان هستند، انسان اگر این مناسک را انجام ندهد ایمان در قوایش منتشر نمیشود. این حدود که حدود بی حساب و کتابی نیستند. حسنات، فروع آن حسنه اصلیاند. حسنه اصلی توحید است، حسنه اصلی تبعیت از رسول و امام است، طاعت است، محبت است، تسلیم است، با امام راه رفتن است، مؤمن بودن است. فروعش میشود نماز و روزه و زکات و که آن ایمان در آن جاری است، حدود آن ایماناند. فروع آن درخت، شجره ایماناند. اگر کسی این حسنات را انجام بدهد سیئات از بین میرود. این سیئات هم کدام سیئه است؟ همان گناه هاست. ببینید سیئات هم فروع شجره خبیثهاند. سیئات هم مال دستگاه ابلیساند، دروغ، کذب، خیانت، ظلم، و آلودگیها، تسلیم به دشمن شدن، فریب دشمن خوردن، اینها مال دستگاه شیطان است. از دستگاه امیرالمؤمنین سیئه بیرون نمیآید. کسی که دچار سیئه شد، مؤمنی که در وادی ولایت دارد راه میرود، ولی در این عالم اختلاط دچار سیئه شد، خدای متعال حسناتی گذاشته «إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ» حضرت فرمود بشارت بزرگ این است. یک غفلت کردی، یک حسنه پشت سرش انجام بده.
تناسب حسنات با سیئات در عمل
حسنه باید متناسب با غفلت باید باشد، در احوالات مرحوم آیت الله العظمی بروجردی نقل شده که ایشان سرِدرس در گفتگوی شاگرد، رفت و برگشت شد. ایشان ناراحت شدند، صدایشان بلند شد، آن شاگرد کار خوبی نکرده، ایشان شب رفته بودند درب خانه او عذرخواهی کرده بودند. گفتند ببخشید که امروز من صدایم را بلند کردم، ناراحت شدم علیه شما. چون میدانید آدم باید حواسش باشد، یک موقع میبینی او ۱۰ تا بد هم بگوید چیزی به حساب نمیآید، یک بزرگی یک جمله به او میگوید او از چشم همه میافتد، حواسمان باشد. بچه ۵بار هم داد سر بابایش بزند، بچه است دیگر، تو یک داد سر او میزنی، بیچارهاش میکنی، حواست باشد، زیادهروی نکنید. آدم گاهی خیال میکند خب پنج تا داد زد من هم یک داد زدم، اینجوری نیست. او که داد زد کی بود، آنی که جوابش [را] داد کی بود؟ ممکن است صد تا بد و بیراه در خیابان به شما بگوید، هیچ غباری روی دامن شما ننشیند. شما یک جمله بگویید که آی آدم فلان، همه میگویند، آقا این کیست؟ که این آقا دارد این جمله را راجع به او میگوید.
آدم باید دقیق باشد، میگوید یکی گفته من هم یکی گفتم این یکیِ تو هزار تاست. یک فریاد تو سر بچه هزار تاست، یکی نیست. حواست را جمع کن؛ بیش از ظرفیتش این کار را نکن. بله مجادلات ما جلوی همدیگر پدر و مادر، دو تا همسر با هم مجادله میکنند، خب این میگوید آن هم میگوید. ولی آن طفل کوچکی که آنجا نشسته هر یکیاش یک پتکی توی سر اوست. باید جوابش را بدهید روز قیامت، امانت خداست.
مرحوم آیت الله العظمی بروجردی ناراحت شده بودند، شب رفتند عذرخواهی کردند ببخشید من امروز ناراحت شدم. بعد هم فرمودند ولی بدان شما هم من را اذیت کردی، من نذر کردم اگر عصبانی بشوم شش ماه باید روزه بگیرم. حضرت، در این آیه و روایت نشان میدهد خیلی مسئله از این لطیفتر و آسانتر است. در آن نماز، اگر پاشی با قلبت و جسمت متوجه خدا بشوی، وضو که میگیری درست بگیری، گناهان شروع میکند ریختن، از نمازت خارج میشوی، هیچ چیزی نمانده است «إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ». حسنات یعنی فروع دستگاه ولایت امیرالمؤمنین، این فروعش مطهر آن فروع است.
پاورقیها
. سوره هود، آیه ۱۱۴.
. «عَنْ أَبِي حَمْزَةَ اَلثُّمَالِيِّ ، قَالَ: سَمِعْتُ أَحَدَهُمَا (عَلَيْهِمَا اَلسَّلاَمُ) يَقُولُ: إِنَّ عَلِيّاً (عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ) أَقْبَلَ عَلَى اَلنَّاسِ، فَقَالَ: أَيُّ آيَةٍ فِي كِتَابِ اَللَّهِ أَرْجَى عِنْدَكُمْ؟ فَقَالَ بَعْضُهُمْ: «إِنَّ اَللّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ» قَالَ: حَسَنَةٌ، وَ لَيْسَتْ إِيَّاهَا. فَقَالَ بَعْضُهُمْ: «يا عِبادِيَ اَلَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اَللّهِ» قَالَ: حَسَنَةٌ، وَ لَيْسَتْ إِيَّاهَا. وَ قَالَ بَعْضُهُمْ: «وَ اَلَّذِينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اَللّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِم»ْ قَالَ: حَسَنَةٌ، وَ لَيْسَتْ إِيَّاهَا». قَالَ: ثُمَّ أَحْجَمَ اَلنَّاسُ، فَقَالَ: مَا لَكُمْ، يَا مَعْشَرَ اَلْمُسْلِمِينَ؟ قَالُوا: لاَ وَ اَللَّهِ، مَا عِنْدَنَا شَيْءٌ. قَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ يَقُولُ: أَرْجَى آيَةٍ فِي كِتَابِ اَللَّه: «وَ أَقِمِ اَلصَّلاةَ طَرَفَيِ اَلنَّهارِ وَ زُلَفاً مِنَ اَللَّيْلِ» وَ قَرَأَ اَلْآيَةَ كُلَّهَا، وَ قَالَ: يَا عَلِيُّ ، وَ اَلَّذِي بَعَثَنِي بِالْحَقِّ بَشِيراً وَ نَذِيراً، إِنَّ أَحَدَكُمْ لَيَقُومُ إِلَى وُضُوئِهِ فَتَسَاقَطُ مِنْ جَوَارِحِهِ اَلذُّنُوبُ، فَإِذَا اِسْتَقْبَلَ اَللَّهَ بِوَجْهِهِ وَ قَلْبِهِ لَمْ يَنْفَتِلْ عَنْ صَلاَتِهِ وَ عَلَيْهِ مِنْ ذُنُوبِهِ شَيْءٌ، كَمَا وَلَدَتْهُ أُمُّهُ، فَإِذَا أَصَابَ شَيْئاً بَيْنَ اَلصَّلاَتَيْنِ كَانَ لَهُ مِثْلُ ذَلِكَ حَتَّى عَدَّ اَلصَّلَوَاتِ اَلْخَمْسَ. ثُمَّ قَالَ: يَا عَلِيُّ ، إِنَّمَا مَنْزِلَةُ اَلصَّلَوَاتِ اَلْخَمْسِ لِأُمَّتِي كَنَهَرٍ جَارٍ عَلَى بَابِ أَحَدِكُمْ، فَمَا ظَنُّ أَحَدِكُمْ لَوْ كَانَ فِي جَسَدِهِ دَرَنٌ ثُمَّ اِغْتَسَلَ فِي ذَلِكَ اَلنَّهَرِ خَمْسَ مَرَّاتٍ فِي اَلْيَوْمِ، أَ كَانَ يَبْقَى فِي جَسَدِهِ دَرَنٌ؟ فَكَذَلِكَ وَ اَللَّهِ اَلصَّلَوَاتُ اَلْخَمْسُ لِأُمَّتِي»؛ تفسیر عیاشی، ج۲، ص۱۶۱.
. سوره نساء، آیه ۴۸.
. سوره زمر، آیه ۵۳.
. سوره آل عمران، آیه ۱۳۵.
. سوره أعراف، آیه ۱۶.
. سوره نساء، آیه ۱۱۹.
. سوره اسراء، آیه ۱۳.
. «عَنِ اَلْفَضْلِ بْنِ عُثْمَانَ اَلْمُرَادِيِّ ، قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ (عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ) يَقُولُ: «قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ (صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) : أَرْبَعٌ مَنْ كُنَّ فِيهِ لَمْ يَهْلِكْ عَلَى اَللَّهِ بَعْدَهُنَّ إِلاَّ هَالِكٌ؛ يَهُمُّ اَلْعَبْدُ بِالْحَسَنَةِ فَيَعْمَلُهَا، فَإِنْ هُوَ لَمْ يَعْمَلْهَا كَتَبَ اَللَّهُ لَهُ حَسَنَةً بِحُسْنِ نِيَّتِهِ، وَ إِنْ هُوَ عَمِلَهَا كَتَبَ اَللَّهُ لَهُ عَشْراً، وَ يَهُمُّ بِالسَّيِّئَةِ أَنْ يَعْمَلَهَا، فَإِنْ لَمْ يَعْمَلْهَا لَمْ يُكْتَبْ عَلَيْهِ شَيْءٌ، وَ إِنْ هُوَ عَمِلَهَا أُجِّلَ سَبْعَ سَاعَاتٍ، وَ قَالَ صَاحِبُ اَلْحَسَنَاتِ لِصَاحِبِ اَلسَّيِّئَاتِ، وَ هُوَ صَاحِبُ اَلشِّمَالِ: لاَ تَعْجَلْ، عَسَى أَنْ يُتْبِعَهَا بِحَسَنَةٍ تَمْحُوهَا، فَإِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ: إِنَّ اَلْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ اَلسَّيِّئاتِ أَوِ اِسْتِغْفَارٍ، فَإِنْ [هُوَ] قَالَ: أَسْتَغْفِرُ اَللَّهَ اَلَّذِي لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ، عَالِمُ اَلْغَيْبِ وَ اَلشَّهَادَةِ، اَلْعَزِيزُ اَلْحَكِيمُ، اَلْغَفُورُ اَلرَّحِيمُ، ذَا اَلْجَلاَلِ وَ اَلْإِكْرَامِ، وَ أَتُوبُ إِلَيْهِ، لَمْ يُكْتَبْ عَلَيْهِ شَيْءٌ، وَ إِنْ مَضَتْ سَبْعُ سَاعَاتٍ وَ لَمْ يُتْبِعْهَا بِحَسَنَةٍ وَ لاَ اِسْتِغْفَارٍ، قَالَ صَاحِبُ اَلْحَسَنَاتِ لِصَاحِبِ اَلسَّيِّئَاتِ: اُكْتُبْ عَلَى اَلشَّقِيِّ اَلْمَحْرُومِ»؛ تفسیر البرهان، ج۵، ص۱۳۳.
. الأمالی (للصدوق) ج۱، ص۱۲۹.
. سوره نمل، آیه ۸۹.
. « تَجَهَّزُوا رَحِمَكُمُ اَللَّهُ فَقَدْ نُودِيَ فِيكُمْ بِالرَّحِيلِ وَ أَقِلُّوا اَلْعُرْجَةَ عَلَى اَلدُّنْيَا وَ اِنْقَلِبُوا بِصَالِحِ مَا بِحَضْرَتِكُمْ مِنَ اَلزَّادِ فَإِنَّ أَمَامَكُمْ عَقَبَةً كَئُوداً وَ مَنَازِلَ مَخُوفَةً مَهُولَةً لاَ بُدَّ مِنَ اَلْوُرُودِ عَلَيْهَا وَ اَلْوُقُوفِ عِنْدَهَا. وَ اِعْلَمُوا أَنَّ مَلاَحِظَ اَلْمَنِيَّةِ نَحْوَكُمْ دَانِيَةٌ وَ كَأَنَّكُمْ بِمَخَالِبِهَا وَ قَدْ نَشِبَتْ فِيكُمْ وَ قَدْ دَهَمَتْكُمْ فِيهَا مُفْظِعَاتُ اَلْأُمُورِ وَ مُعْضِلاَتُ اَلْمَحْذُورِ. فَقَطِّعُوا عَلاَئِقَ اَلدُّنْيَا وَ اِسْتَظْهِرُوا بِزَادِ اَلتَّقْوَى»؛ نهج البلاغه، خطبه ۱۹۵.
. سوره بقره، ۱۵۵.
. سوره نمل، آیه ۹۰.
. «عَنْ عَبْدِ اَلرَّحْمَانِ بْنِ كَثِيرٍ ، عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ (عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ) ، قَالَ: «قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ (عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ) : دَخَلَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ اَلْجَدَلِيُّ عَلَى أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ (عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ) ، فَقَالَ لَهُ: يَا أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ ، أَ لاَ أُخْبِرُكَ بِقَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْها وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ `وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَكُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِي اَلنّارِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلاّ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ؟ قَالَ: بَلَى – يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ – جُعِلْتُ فِدَاكَ. فَقَالَ: اَلْحَسَنَةُ مَعْرِفَةُ اَلْوَلاَيَةِ، وَ حُبُّنَا أَهْلَ اَلْبَيْتِ ، وَ اَلسَّيِّئَةُ إِنْكَارُ اَلْوَلاَيَةِ، وَ بُغْضُنَا أَهْلَ اَلْبَيْتِ»؛ تفسیر البرهان ج۴ ص۲۳۲.
. سوره فرقان، آیه ۷۰.
. «اِبْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: نَحْنُ أَصْلُ كُلِّ خَيْرٍ وَ مِنْ فُرُوعِنَا كُلُّ بِرٍّ وَ عَدُوُّنَا أَصْلُ كُلِّ شَرٍّ وَ مِنْ فُرُوعِهِمْ كُلُّ قَبِيحٍ وَ فَاحِشَةٍ اَلْحَدِيثَ »؛ وسائل الشیعة، ج۲۷، ص۷۰.