سوره عنکبوت و عصر ظهور
متن زیر سخنرانی آیتالله سید مهدی میرباقری در شب اول محرم الحرام در تاریخ ۲۵ خرداد ۱۴۰۵ است که در حرم مطهر حضرت معصومه سلام الله علیها برگزار شده است.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین. اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاً وقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طَویلاً.
مسئولیت مردم ایران در تحقق ظهور و مقدمات آن
ایام شهادت امام حسین ارواحنا فداه را، به ویژه امسال که همزمان با شهادت قائد شهیدمان و شهدای بزرگی است که در راه امام حسین (ع) شهید شدهاند، تسلیت عرض میکنم. قائد شهیدی که یک عمر با آگاهی، با بصیرت، با دقت، با استقامت، در راه امام حسین (ع) قدم برداشتند و به این راه کمک کردند، پرچمداری کردند و سرانجام هم خون مبارکشان را در این راه دادند و آخرین برگ از کتاب زندگی خود را با شهادتشان نوشتند که راه ایشان را پایدار و تثبیت کرد. شهادت این نفس زکیه، یک بعثتی در مؤمنین ایجاد کرد که انشاءالله این ادامه پیدا کند تا ظهور امام زمان ارواحنا فداه.
از روایات آخرالزمان استفاده میشود که خدای متعال در تحقق ظهور و مقدمات آن مسئولیتی [به مردم ایران داده است]. مردم عزیز ایران، هم این بار سنگین بر دوششان گذاشته شده است و هم در این مسیر امتحانات و ابتلاها و تکالیف بزرگی دارند. این امتحانات بزرگ علامت بزرگی این مردم عزیز هم هست و تا اینجا که الحمدلله این بار را به دوش کشیدند و قرنها هم هست این بار بر دوش این مردم عزیز است، به خصوص در این چهل پنجاه سال اخیر که این بار را به خوبی به دوش کشیدند و تکالیف بزرگ و امتحانات سنگینی هم در این راه هست که این امتحانات علامت بزرگی یک امت است. خدای متعال «لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها»؛[۱] از هیچ انسانی، از هیچ جامعهای بیش از ظرفیت تکلیف نمیخواهد، اول ظرفیتش را عنایت میکند. بنابراین امتحانهای بزرگ علامت بزرگی یک امت، بزرگی یک انسان است.
در هر صورت مردم شریف ما، تکالیفی در این دوره آخرالزمان برای حرکت به سمت ظهور دارند ـ که شما این روزها، صحنه این تکالیف را میبینید ـ و بارهای سنگینی بر دوش آنهاست و میبینید که چگونه پرچم اسلام بر دست آنها به اهتزاز درمیآید و انشاءالله تا قلل رفیع عالم هم این پرچم حرکت خواهد کرد، إنشاءالله.
قرآن و ظهور
من این شبهایی که در خدمت هستم اگر خدای متعال توفیق بدهد، مقداری آیات مربوط به امام زمان علیه السلام را و روایات ذیل آن آیات را تقدیم میکنم که بیشتر ناظر به تکالیف ما و وضعیت ماست. چون آیاتی که مربوط به حضرت است در قرآن خیلی فراوانند.
به تعبیر روایت «نَزَلَ الْقُرْآنُ أَثْلَاثاً ثُلُثٌ فِينَا وَ فِي عَدُوِّنَا وَ ثُلُثٌ سُنَنٌ وَ أَمْثَالٌ وَ ثُلُثٌ فَرَائِضُ وَ أَحْكَامٌ».[۲] از امیرالمؤمنین ارواحنا فداه ـ به نظرم مرحوم کلینی ـ نقل کردهاند که فرمودند یک سوم از معارف قرآن، [یعنی] یک بخش از سه بخش معارف قرآن راجع به ما ائمه و محبین ماست، [یعنی] جبهه حق و یک قسمت از سه قسمت معارف قرآن راجع به دشمنان ما و دشمنان انبیای گذشته است. یعنی کأنه دو بخش از سه بخش معارف قرآن مربوط به جبهه حق و جبهه باطل و درگیری این دو جبهه است؛ قواعدش، سننش و مراحل این درگیری، پیچیدگیهای این درگیری در قرآن بیان شده است.
پس به یک تعبیری دو ثلث قرآن بحث از امامت و ولایت و بحث از تکالیف ما نسبت به امام زمان علیه السلام و امثال اینهاست. به یک تعبیر دیگر اگر بخواهیم بحث کنیم، این بیان را مرحوم علامه مجلسی به شکلی دارند، بزرگان دیگر مثل علامه طباطبایی به بیان دیگری دارند که از روایات استفاده میشود، آیات مربوط به معاد و قیامت ناظر به ظهور حضرت هم هستند. ظاهر آیه راجع به قیامت است، تأویلش راجع به ظهور امام زمان علیه السلام است و از وقایع در هنگام ظهور صحبت میکند، همین آیاتی که ناظر به قیامتاند، ناظر به بهشت و جهنماند، سنتهایی که برای بهشت و بهشتیان هست، بهشت و بهشتیان، جهنم و جهنمیان، اینها ناظر به عصر ظهور هم هست.
مرحوم علامه طباطبایی در المیزان بحثی دارند که بر اساس روایات متعدد که ایشان میگویند پانصد [روایت است] یا در آن کتاب تفسیر رواییشان میفرمایند هفتصد تا روایت داریم که آیات قیامت را تأویل به ظهور و رجعت کرده است. از این استظهار میکنند که همه آیات قیامت ناظر به ظهور هم هست. در واقع اینکه میگویند ظهور قیامت صغراست، بر اساس همین روایات است. میخواهند بگویند اتفاق بسیار عظیمی در عصر ظهور، در عالم میافتد. یعنی ما در آستانه یک اتفاق بسیار بزرگ در عالم هستیم که منزلتی از منازل قیامت و امثال اینهاست. خیلی واقعه بزرگی به دست امام زمان علیه السلام اتفاق میافتد، ظهور امر الهی، ظهور حقیقت خود امام که کلمه تامه غیبی است «كَلِمَتَكَ التَّامَّةَ وَ مُغَيَّبَكَ فِي أَرْضِكَ».[۳] این اتفاق بزرگ را اگر اینطور معنا کنید، بسیاری از آیات قرآن دیگر مربوط به ظهور امام زمان و امثال اینها میشود که در ذیل خیلی از این آیات، روایت هم دارد. آیه ابتدائاً ناظر به قیامت است، ولی روایات ما تأویل کرده که این ناظر به ظهور هم هست. زیادند از این روایات و آیات که إنشاءالله بعضی از آنها را تقدیم میکنم.
بنابراین ما اگر بخواهیم راجع به حضرت بحث بکنیم، آیات قرآن و روایات فراوانی داریم که ناظر به ولایت ائمه، به خصوص ناظر به امام زمان علیه السلام، مأموریتها، همراهان، شرایط همراهی ایشان و امتحاناتی که در راه است و امثال اینهاست. انقدر این واقعه بزرگ است و امتحانات سر راه بزرگ است، این روایت را در تفسیر العیاشی از امام صادق سلام الله علیه نقل کردند که حضرت فرمودند: «مَنْ لَمْ يَعْرِفْ أَمْرَنَا مِنَ الْقُرْآنِ، لَمْ يَتَنَكَّبِ الْفِتَن».[۴] اگر کسی امر ولایت ما را، این امر با عظمت را از قرآن نفهمد، به معرفت لطایف و دقایقِ امرِ ولایتِ ما نرسد که این امر چیست؟ ما در عالم چکار میکنیم؟ امتحانات سر راه چیست؟ دشمن کیست؟ قواعد حرکت کردن با امام چیست؟ قلههایی که با امام باید به آن برسی، کجاست؟ اگر اینها را از قرآن نفهمد، «لَمْ يَتَنَكَّبِ الْفِتَن»؛ بر سر راه ولایت ما امتحانهای سختی است؛ چنین کسی نمیتواند از این امتحانها به سلامت عبور کند.
کلید فهم قرآن هم روایات ائمه علیهمالسلام است. خدا رحمت کند، استادی داشتیم میفرمود که کلید فهم قرآن روایت، کلید فهم روایات ائمه هم زیارت است. آدم اگر اهل زیارت و توسل باشد، درهای فهم معارف به روی او باز میشود و قرآن را میتواند تلقی کند. اگر در این حدیث حضرت فرمودند اگر کسی امر ما را با قرآن نفهمد، امتحانهای سختی سر راه است، نمیتواند از این امتحانها عبور کند. انشاءالله ما برخی از آیاتی که تکالیف ما را بیشتر معین میکند، عظمت امر را معین میکند و طولانی بودن این مسیر و پرفراز و نشیب بودن این مسیر را معین میکند، با روایات خدمتتان تقدیم میکنیم.
سوره عنکبوت و امتحانهای قبل از ظهور
یکی از سورههایی که مفصل در آن بحث امتحانهای قبل از ظهور است ـ که حالا من نمیخواهم وارد آن سوره بشوم، چون قبلاً از آن بحث کردیم- و گفتگو میکند از امتحانهای قبل از ظهور، امتحانهای سخت، امتحانهایی که بعد از رحلت وجود مقدس نبیاکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم شروع شده و تا ظهور ادامه دارد، یکی از این سورهها سوره مبارکه عنکبوت است که خدای متعال در آنجا از این امتحانها پرده برمیدارد. آغاز سوره هم همین است که به ما هشدار میدهد، دچار خطای در محاسبه نشوید؛ مسیر وادی ایمان، مسیر همراهی با امیرالمؤمنین و ائمه و امام زمان علیهمالسلام، مسیر امتحانهای سخت است. ابتلائات و فتنههایی بر سر راه است، خودتان را آماده کنید، از این فتنهها به سلامت عبور کنید؛ اگر عبور کردید، آن طرفِ این فتنهها وادی ایمان است.
تکتک ما اگر میخواهیم با امام زمان باشیم، باید از دل این امتحانهایی که پیش میآید، به سلامت عبور کنیم؛ آن طرف این وادی، وادی ولایت حضرت است. اگر کسی از امتحانها خوب بیرون آمد، مؤمن حقیقی میشود؛ درهای وادی ایمان به روی او باز میشود. و هم برای امت است که این امت وقتی در مسیر رسیدن به آن وعده الهی حرکت میکنند، امتحانهای سختی است.
عصر ظهور عصر لقاء الله
در همین سوره، آیه پنجم میفرماید: «مَن كانَ يَرْجُو لِقَاءَ اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ»[۵] یکی از خصوصیات عصر ظهور همین است؛ این آیه ناظر به عصر ظهور است که عصر ظهور، عصر «لِقَاءَ اللَّهِ» است. عصری است که حجابها برداشته میشود، عالم نورانی میشود، «أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا»،[۶] نور امام در عالم تجلی میکند، کلمه حیات در عالم ظاهر میشود، «اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا»،[۷] خدای متعال این عالم را که مرده، دوباره زنده میکند. امام هم کلمه حیات است، هم کلمه نور است و وقتی اینگونه شد، دیگر مردم در وادی نور حرکت میکنند.
این آیه ناظر به همین امر است: «أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها».[۸] قرآن میفرماید این دو آدم با هم یکی هستند؟ هر دو ابتدا حیات نداشتند، ولی به یکی خدا حیات داده، بعد به او نور داده؛ هم زنده است، هم این موجود زنده در عالم نور حرکت میکند، «وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ». آن طرف هم مَثَل کسی است که دائماً در ظلمات بوده و در وادی موت است. انسانِ در وادی نور و در وادی حیات، با انسانِ در وادی موت و در وادی ظلمات، یکی است؟ قطعاً یکی نیست. این ناظر به حرکت با امام است که اصلش در دوران ظهور اتفاق میافتد. عالم هم با امام که کلمه حیات است، به تعبیر قرآن کلمه «ماء» است، [به حیات دوبارهای میرسد.]
این آیه شریفه را ملاحظه کردهاید، به امام تأویل شده است: «قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماؤُكُمْ غَوْراً فَمَنْ يَأْتيكُمْ بِماءٍ مَعين» اگر صبح کردید، دیدید این آبی که به دنبالش تشنهها میدوند، سرچشمه حیات شما است، غور کرده و در لایههای زمین پنهان شده، چه کسی آب گوارا در اختیار شما قرار میدهد؟ ظاهر آیه که خیلی روشن است؛ ما تشنهها محتاج به آب هستیم، اگر صبح شد و دیدیم خدا این آبهایی که از آسمان نازل کرده و از چشمهها میجوشند و در نهرها جاری میشوند و به دنبال آبی که تشنهها میآیند، غور کرده است و نیست، کسی نیست این سرچشمه حیات را در اختیار ما بگذارد.
تأویل آیه این است، اگر امامتان غایب شد، اگر دستتان به امام نرسید، چکار میخواهید بکنید؟ امام کلمه «ماء» و سرچشمه حیات است. ظهور امام، ظهور این کلمه در عالم ارض است، عالم به حیات میرسد. «اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا»، خدای متعال این زمین را با امام زنده میکند. زمین نورانی میشود، لذا مردم به حیات میرسند، به نور میرسند. وقتی به حیات و نور رسیدند، انسانی که با نور امام در عالم حرکت میکند، پردهها از جلویش کنار میرود، در تمام عالم آیات خدا را میبیند. به هر طرف عالم نگاه میکند، «أَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ».[۹] در آینه وجهالله که خود امام و حقیقت امام است، وقتی امام ظاهر شد، در تمام عالم امام ظاهر میشود. به هر طرف نگاه میکنید، نور امام است و با نور امام، انسان به ملاقات و لقاء خدا میرسد. این وعدهای است که خدا به ما داده است؛ ما در این مسیر حرکت میکنیم. عصر ظهور، عصر ظهورِ کلمه حیات در عالم است که امام علیهالسلام است، [عصر ظهور] کلمه نور است که امام علیهالسلام است.
وقتی اینگونه شد، انسان به حیات میرسد؛ انسان زنده، انسانی که به حیات طیبه رسیده، او میتواند وادی ایمان را درک کند. انسانی که با نور حرکت میکند، میتواند آیات خدا را در عالم ببیند. در همین سوره عنکبوت خدای متعال میفرماید: «مَن كَانَ يَرْجُو لِقَاءَ اللَّهِ»؛ اگر امیدوارید که دورانی بیاید که شما با امامتان زندگی کنید، لقاءالله فراهم شود، این حجابهای ظلمانی، دستگاه شیاطین و مستکبرین و اولیاء طاغوت در عالم جمع شود، اگر انتظار دارید، اگر امیدوارید که به همچین دورانی برسید، در پرتو نبیاکرم، در پرتو امامتان به لقاءالله برسید، سر و کارتان با خدا باشد، از خدا بگیرید، با خدا زندگی کنید، بندگی خدا را بکنید، خدای خودتان را بشناسید، از گیر این تاریکیها و فتنهها و هوا و هوسها و شیطنتهایی که مستکبرین در عالم درست میکنند، [رهایی یابید]، اگر امیدوارید «فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ»؛ مهلتی دارد و حتماً مهلتش خواهد رسید. این عصر ظهور است.
وقتی حضرت ظهور میکنند همین اتفاق میافتد. عالم نورانی میشود، انسانها مؤمن میشوند، روایات را ملاحظه کردهاید، دست بر عقول انسانها میگذارند، عقلها کامل میشود؛ در قلوب تصرف میکنند، قلبها تهذیب میشود، صفات رذیله میرود، صفات حمیده میآید، عدالت در انسان محقق میشود. وقتی انسان نورانی به نور امام شد، عادل میشود، صفاتش حمیده میشود، اعمالش اعمال صالحه میشود، حقیقت نور امام در قوای انسان جاری شد، قوای انسان نورانی میشود، مؤمن میشود. خدای متعال به این اتفاق وعده قطعی داده، میفرماید: «مَن كَانَ يَرْجُو لِقَاءَ اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ». میفرماید یک فتنههایی در سر راه هست، محاسبه خطا نکنید، حتماً باید از دل این فتنهها بگذرید، ولی آن عصر هم قطعی است، به شما وعده دادهاند که به آن دوران میرسید.
بعد خدای متعال یک سلسله امتحانها و فتنهها را در این سوره بیان میکند که خیلی عجیب است، الان هم نمیخواهم این سوره را بحث بکنم، خدای متعال فتنههای عجیبی در این سوره بیان میکند که انبیای گذشته بر سر راه امت هایشان بوده، بالاترش در این امت هست. مثلاً یکی از آنها طولانی شدن دوران وعدهای است که خدا به حضرت نوح داده است. همین یک جا هم در قرآن آمده که حضرت نوح ۹۵۰ سال دعوت کرده است. پیروزی ۹۵۰ سال طول کشیده است. خب بالاتر از آن در باب امام زمان علیهالسلام است و فتنههای دیگری که در این سوره هست، که الان نمیخواهم عرض بکنم.
بشارت های سوره
ولی دو سه تا بشارت هم در این سوره هست. این سوره صحبت از امتحانهای سنگین قبل از ظهور است. وعده قطعی به ظهور هم داده میشود، قطعی است: «فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ». او صدای شما را میشنود، دعوتتان را میشنود، دعایتان را میشنود، او عالِم به احوال شماست. اگر دنبال راه باشید، سیرتان میدهد، میرساند. از چشم خدا پنهان نیستید.
ولی بحث از فتنههای سنگین میشود، خدای متعال دو سه تا وعده میدهد، دو سه تا کلید در این سوره دنبال بفرمایید. یکی اینکه بعد از فتنههای متعددی که ذکر میکند، که امتهای گذشته مبتلا بودند، سر راه شما هم هست، مشابه و بالاترِ از آن هست. همه امتحانهایی که امتهای دیگر داشتند، بزرگترش را این امت دارد، چون با یک پیغمبر بزرگتری حرکت میکند، با یک کتاب بالاتری حرکت میکند، یک طرح بزرگتری، ائمه و اوصیای بزرگتری از اوصیای گذشته دارند، امتحانات هم سنگینتر میشود.
ولی بعد از همه این آیات، خدای متعال بشارتی میدهد، میفرماید که درست است که یک دستگاه باطلی است و در مقابل ولایتالله پرچمی برمیدارد، مقابل امیرالمؤمنین یک عدهای را دعوت میکند، یک عدهای هم دنبالسرش حرکت میکنند، به تعبیر امام حسین علیهالسلام: «امامٌ دَعا إلَی النّارِ فَأجابوهُ إلَیها»،[۱۰] دعوت به آتش میکند، دنبالسرش هم حرکت میکنند. بعد با او یک امت و یک حرکتی درست میشود و سر و صدایی درست میشود، مثل همین مستکبرین عالم و این تمدنی که درست کردند، که اسمش را میگذارند تمدن. درست است یک اتفاقاتی میافتد، خیلی هم سر و صدا میکنند، برای خودشان قدرت قائلند، احساس میکنند غلبه کردند، دین خدا را میتوانند زیر پا بگذارند، از همین احساسهایی که متکبرین عالم دارند.
قرآن میفرماید همه این فتنهها، همه این دستگاه باطلی که مقابل دستگاه امام زمان به پا میشود، در مقابل دستگاه امیرالمؤمنین، در مقابل دستگاه وجود مقدس نبیاکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم به پا میشود، یک عدهای هم به جای نبیاکرم، به جای ائمه علیهمالسلام زیر چتر ولایت آنها میروند و با آنها حرکت میکنند، ولی بدانید: «مَثَلُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ أَوْلِيَاءَ كَمَثَلِ الْعَنكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَيْتًا وَ إِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنكَبُوتِ».[۱۱] همه این دستگاهی که میبینید عدهای زیر چتر اینها رفتند، اینها هم بزرگتری میکنند، همه این دستگاه مثل بیتالعنکبوت است. خانهای است که عنکبوت به پا میکند، برای شکارش. «وَ إِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنكَبُوتِ»، سستترین خانهها، خانه عنکبوت است. این آیه خودش توضیح دارد که چرا این خانه، خانه سستی است. چرا در آن هیچ محبت و انس و دلدادگی نیست؛ این آیه توضیح دارد.
ـ فتنه اصلی مقابله با ولایت الله
قرآن بعد از اینکه از فتنهها میگوید، کأنه میخواهد خیلی از این فتنهها را جمعبندی کند و بگوید فتنهها این [خصوصیات] را دارند؛ [میخواهد بگوید] مقابل دستگاه ولایتالله، نبیاکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم و امیرالمؤمنین ـ که همان ولایت خداست ـ ولایت دیگری درست میشود، عدهای اولیای دیگری [غیر از خدا و رسول] برای خودشان اخذ میکنند. در دل این امتحانها، عدهای مقابل امیرالمؤمنین (ع) و امام زمان (ع) پرچم برمیدارند، عدهای هم به دنبال آنها حرکت میکنند؛ ولی کل این خانه بیتالعنکبوت است: «وَ إِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنكَبُوتِ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ». ای کاش میفهمیدند که این بنا، بنای سستی است.
آدم وقتی با قرآن راه میرود، [قرآن او را] در امتحانهای بزرگ حرکت میدهد، قدرت دشمن و فتنههایی که دشمن بهپا میکند [را برای ما بیان میکند] و یک برای ما جمعبندی میکند که بگوید، این بیتالعنکبوت است. خانه خدا، بیتالنور، بیتالله استحکام دارد اما اینها استحکام ندارند، همینطور هم هست. ما هنوز گرفتاریم، وقتی این بیوت فروریخت، آنوقت میفهمیم واقعاً بیتالعنکبوت بوده است. منتها خدای متعال برای ما پرده برمیدارد، به ما میگوید حواستان جمع باشد، وادی امتحان است. «أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَكُوا أَن يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لَا يُفْتَنُونَ»،[۱۲] مردم خیال کردند که وقتی بگویند ایمان آوردیم، ما آنها را در فتنه نمیاندازیم، اینطور نیست؛ وادی ایمان، وادی فتنه است.
خدا باید راستگو و دروغگو را در امتحان از هم جدا کند، مؤمنین استوارتر میشوند و در دل این امتحانها رشد میکنند، منافق و دروغگو هم صفشان را جدا میکنند و در طرف دیگر میروند. در دل این فتنهها دستگاهی مقابل ولایتالله درست میشود، «وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِيَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ»،[۱۳] ولی بدانید آن بیت، بیتالعنکبوت است. با همه سر و صدا و با همه وسعت ظاهری که پیدا میکند، یک بیتالعنکبوت بیشتر نیست، «وَ إِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنكَبُوتِ». این یکی از بشارتهایی است که در این سوره داده شده است.
ـ حیات الدنیا، دار لهو و لعب
«وَ مَا هَذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوَانُ»؛[۱۴] این دستگاهی که فراعنه و مستکبرین و شیاطین و طاغوتها به پا میکنند، دستگاه حیات الدنیاست؛ در این حیات الدنیا جز لعب و لهو چیز دیگری نیست. «وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوَانُ»، یک دار دیگری هست که آن دارالحَیَوان است؛ آن دارِ ولایتالله است، آن دار امیرالمؤمنین (ع) است، آن دار امام زمان (ع) است، امام زمان شما را به آن دار دعوت میکند، اگر حرکت کردید به دارالحیوان میرسید.
به این سه [عنوان] عنایت کنید؛ این طرف لهو است و لعب است و آن طرف حیات. به [سنت] مقابله، این طرف لعب است و لهو و موت، آن طرف مقابل «لعب» چیست؟ «حکمت» است. وادی ولایت مستکبرین با همه گسترهاش حکمت نیست، حکیمانه نیست، لعب است، منتها بازیچههایشان بزرگ میشود؛ زمانی بازیچهاش تیله و توپ و گردو است و زمانی بازیچهاش کره زمین است. حالا هم میخواهد با کره ماه هم بازی کند! این بازی است، حکیمانه نیست. یک خوشگذرانی و لعب کوتاه است. در مقابل «لهو» چیست؟ مقابل آن «ذکر» است. کل وادی دستگاه شیطان در مقابل دستگاه امام زمان (ع)، وادی لعب و لهو است. مقابلش میشود حکمت و ذکر. وادی «موت» است و آن طرف میشود وادی «حیات». دارالحَیَوان، دارِ ذکر است، دار حکمت است، دار حیات است.
این طرف دار موت است، دار بازیگری است و غفلت. یک بساط غفلت درست میکنند، به وسعت یک تمدن. همهاش غفلت است. وارد آنجا شوی، اصلاً بوی خدا نمیآید. بحثم این نیست که مؤمن در آنجا پیدا نمیشود، در کاخ فرعون هم مؤمن هست. مؤمن آل فرعون هست، جناب آسیه همسر فرعون هست. اما آن فضا، فضای لعب و لهو است. در دستگاه فرعون ایمان نیست، ذکر نیست، حکمت نیست. این هم یک آیه است. عالم، عالم امتحان است، ولی بدانید این طرف بیتالعنکبوت است، آن طرف بیتالنور است، بیتالله است. این طرف وادی غفلت و لعب و بازیگری و موت است، آن طرف وادی ذکر و حکمت و دارالحیات است. بدانید از دل این فتنهها اگر درست بیرون بیایید، دعوای حیات دنیا و حیات آخرت است. دعوای لعب و لهو و حکمت است. حواستان را جمع کنید.
مجاهده شرط هدایت/ معیت خاص الهی با محسنین
آیه آخر سوره هم این است، میفرماید: «وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ»،[۱۵] در این میدان درگیری، در این میدان امتحان سنگین که یک بیت عنکبوتی به پا میشود، عدهای اولیایی برای خودشان میگیرند و آنها هم بزرگتری میکنند و اینها تبعیت میکنند. یک دستگاه درست میکنند، دارِ حیاتالدنیا به پا میکنند؛ آنهایی که در این میدان درگیری میایستند و در راه ما مجاهده میکنند، «لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا» ما راهها را به رویشان باز میکنیم. دستشان را میگیریم، در سبل الهی به حرکتشان میآوریم و به مقصد میرسانیم. اینطور نیست که در فتنههای سنگینی که اینها به پا میکنند واقعاً عالم را تاریک میکنند؛ به تعبیر قرآن ظلماتی که «بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ»،[۱۶] فضای متراکم ظلمانی که آدم دست خودش را هم به تعبیر نورانی قرآن نمیتواند ببیند، در این فضای تاریک چه باید کرد؟ در این فتنههای سنگین ما چطور راه خدا را پیدا کنیم؟ چطور راه امام زمان (ع) را پیدا کنیم؟ هر طرف میرویم بازار مَکّاره است.
این بازاری که روز جمعه به پا میکردند که مردم را از نماز جمعه باز دارند، «وَإِذَا رَأَوْا تِجَارَةً أَوْ لَهْوًا انفَضُّوا إِلَيْهَا وَتَرَکُوكَ قَائِمًا»؛[۱۷] حضرت عالم ذکر به پا میکرد، «فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ»،[۱۸] اینها سر راه حضرت بازار مکاره درست میکردند؛ لهو و تجارت. ظاهرش این است با طبل و دهل میآمدند و جمعهبازار درست میکردند. مردم هم حضرت را که ایستاده بود و خطبه میخواند، رها میکردند میرفتند در آن بازار که جنس ارزانتر بخرند. قرآن میفرماید: «قُلْ مَا عِندَ اللَّهِ خَيْرٌ مِّنَ اللَّهْوِ وَمِنَ التِّجَارَةِ»؛ آنچه نزد خداست بهتر است، بیایید محضر حضرت و آن را دریافت کنید، بهترش اینجاست. غرضم این است، زمانی فقط لهو و لعب را کوچک میبینیم، زمانی میبینید برای اینکه مردم را از امام زمان (ع) جدا کنند، از راه انبیا جدا کنند، تمدنی درست میکنند به وسعت دستگاه فرعون در مقابل حضرت موسی؛ نمرود در مقابل ابراهیم خلیل عَلَى نَبِيِّنَا وَآلِهِ وَعَلَيْهِمُ السَّلَامُ. دستگاه فراعنه و مستکبرین در مقابل دستگاه امام زمان (ع) همهاش لهو و لعب است.
خب در این دستگاه تاریک و ظلمانی و وسعت گستردهای که تقریباً همه دنیا را ظلمانی میکند، «كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً»،[۱۹] همه روابط تاریک میشود، حضرت باید بیایند عالم را نورانی کنند. ما در این دوران ظلمت چطور راه برویم که از دل امتحان پیروز بیرون بیاییم؟ قرآن یک بشارت بزرگ میدهد، «وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا»؛ شما اگر در راه ما مجاهده کنید، ما راهها را برای شما باز میکنیم. نمیگذاریم در تاریکی بمانید، «لَنَهْدِيَنَّهُمْ»، در دل تاریکی و ظلمت و فتنههایی که اینها به پا میکنند، ما شما را به راهها هدایت میکنیم. «لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ»؛ خدا قطعاً با محسنین است. کأنه محسن آن کسی است که در این دوران سخت در راه خدا مجاهده میکند.
روایت ذیل آیه را ببینید، فرمود محسن [در این آیه] امیرالمؤمنین (ع) است. محسن اصلی که در دل این امتحانات سخت میایستد و امت را میخواهد عبور بدهد، حضرت است. ما هم اگر کنار حضرت بایستیم، مجاهده کنیم، ملحق به همین محسنین میشویم و «إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ»؛ این معیت هم آن معیت عام نیست، خدا با همه عالم است، «وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ»،[۲۰] هرجا باشید، خدا با شماست، این معیت مقصود نیست؛ یعنی زمانی که خدا در کنار شماست، شما را نصرت میکند، طرف شماست و در مقابل دشمنتان.
پس یک امتحانات سختی است، دستگاه ولایتی شکل میگیرد، بیت العنکبوتی درست میشود، حیات دنیایی درست میشود؛ آن طرف هم بیتالنور و بیتاللهی است، حیات آخرتی است و امامی پرچم را دست گرفته و دارد مجاهده میکند. شما کنار این امام بایستید، مجاهده کنید، «إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ»، خدا با شماست و اگر خدا با شما بود، پیروز میشوید. بشارتی از این بزرگتر نمیشود داد، که در دل این امتحانات سخت که برای شما پیش میآید، هر روز هم ممکن است سختتر بشود. دشمن ایذائش را، طرح دشمنیاش را سختتر بکند، حلقه را تنگتر کند، ولی «وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا»؛ فتنههایش را سنگینتر کند، شبهههایش را سنگینتر کند، شهوتهای بیشتری به پا کند، کما اینکه میبینید، الان در همین چند دهه اخیر چقدر ابزار شیطنت و فریفتن و غفلت و ایجاد شهوت و شبهه گسترده شده است، چقدر دستشان باز شده. این امکانات را نداشتند، این رسانههای شیطانی را نداشتند، ولی «وَ الَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ»؛ اگر شما مجاهده کنید، خدا با شماست. این وعده قطعی پیروزی است. محال است کسی که خدا با اوست، شکست بخورد. امکان دارد؟! اصلا نمیشود، مگر اینکه خدا شکست بخورد [که نمیخورد]. این وعده بسیار بزرگی است که شما اگر در مسیر امام زمان (ع) حرکت کنید، قطعی است. عرض کردم این آیه امتحانات قبل از ظهور است؛ از بعد رحلت وجود مقدس نبیاکرم صلی الله علیه و آله تا ظهور.
در سوره بعد هم که سوره «روم» است، وعده به ظهور و پیروزی است. بلافاصله آیه بعد، آیه پیروزی و وعده به ظهور است. ولی در این مسیر دشمنی است، دار ولایتی به پا میکند. قرآن میفرماید این بیتالعنکبوت است، حیات الدنیایی به پا میکند، میفرماید حواستان باشد، این دار موت است، دار لهو است، لعب است. فضای سنگینی ایجاد میکند. چطور عبور کنیم؟ «وَ الَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ»؛ محسن اصلی امام زمان (ع) است، اوست که در عالم بندگی را به زیباترین شکل، تقوا را همراه با صبر، همراه با پایداری و استقامت پیش میبرد. ما هم اگر با حضرت حرکت کنیم، خدا با این جبهه است. این معیت معیت خاصه به معنی نصرت است، به معنی قدرتی است که خدا به این جبهه میدهد، «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُحْسِنِینَ».
این مقدمهای بود که انشاءالله شبهای بعد بعضی از آیات را راجع به امام زمان علیهالسلام و عظمت طرح ایشان، بزرگی این طرح، موانع آن، فتنههای سر راه، اینکه ما باید چگونه با حضرت راه برویم، محضرتان تقدیم کنم.
پاورقیها
۱
. «لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها لَها ما كَسَبَتْ وَ عَلَيْها مَا اكْتَسَبَتْ رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسينا أَوْ أَخْطَأْنا رَبَّنا وَ لا تَحْمِلْ عَلَيْنا إِصْراً كَما حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذينَ مِنْ قَبْلِنا رَبَّنا وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ وَ اعْفُ عَنَّا وَ اغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا أَنْتَ مَوْلانا فَانْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرين»؛ سوره بقره، آیه ۲۸۶.
۵
. « مَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ وَ هُوَ السَّميعُ الْعَليم»؛ سوره عنکبوت، آیه۵.
۶
. «وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها وَ وُضِعَ الْكِتابُ وَ جيءَ بِالنَّبِيِّينَ وَ الشُّهَداءِ وَ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْحَقِّ وَ هُمْ لا يُظْلَمُون»؛ سوره زمر، آیه۶۹.
۷
. «اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآياتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُون»؛ سوره حدید، آیه۱۷.
۸
. «أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها كَذلِكَ زُيِّنَ لِلْكافِرينَ ما كانُوا يَعْمَلُون»؛ سوره انعام، آیه۱۲۲.
۹
. «وَ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ واسِعٌ عَليم»؛ سوره بقره، آیه۱۱۵.
۱۰
. «فَلَمَّا نَزَلُوا ثَعْلَبِيَّةَ وَرَدَ عَلَيْهِ رَجُلٌ يُقَالُ لَهُ بِشْرُ بْنُ غَالِبٍ فَقَالَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَخْبِرْنِي عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ» قَالَ إِمَامٌ دَعَا إِلَى هُدًى فَأَجَابُوهُ إِلَيْهِ وَ إِمَامٌ دَعَا إِلَى ضَلَالَةٍ فَأَجَابُوهُ إِلَيْهَا هَؤُلَاءِ فِي الْجَنَّةِ وَ هَؤُلَاءِ فِي النَّارِ وَ هُوَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ «فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَ فَرِيقٌ فِي السَّعِير»»؛ الامالی (للصدوق)، ص۱۵۳.
۱۱
. «مَثَلُ الَّذينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِياءَ كَمَثَلِ الْعَنْكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَيْتاً وَ إِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنْكَبُوتِ لَوْ كانُوا يَعْلَمُون»؛ سوره عنکبوت، آیه۴۱.
۱۳
. «اللَّهُ وَلِيُّ الَّذينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فيها خالِدُون»؛ سوره بقره، آیه۲۵۷.
۱۴
. «وَ ما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُون»؛ سوره عنکبوت، آیه۶۴.
۱۶
. «أَوْ كَظُلُماتٍ في بَحْرٍ لُجِّيٍّ يَغْشاهُ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ سَحابٌ ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ إِذا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَراها وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُور»؛ سوره نور، آیه۴۰.
۱۷
. «وَ إِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَيْها وَ تَرَكُوكَ قائِماً قُلْ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَ مِنَ التِّجارَةِ وَ اللَّهُ خَيْرُ الرَّازِقين»؛ سوره جمعه، آیه۱۱.
۱۸
. «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِذا نُودِيَ لِلصَّلاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلى ذِكْرِ اللَّهِ وَ ذَرُوا الْبَيْعَ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُون»؛ سوره جمعه، آیه۹.
۱۹
. «عَنْ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ فَقُلْتُ لَهُ أَنْتَ صَاحِبُ هَذَا الْأَمْرِ فَقَالَ لَا فَقُلْتُ فَوَلَدُكَ فَقَالَ لَا فَقُلْتُ فَوَلَدُ وَلَدِكَ هُوَ قَالَ لَا فَقُلْتُ فَوَلَدُ وَلَدِ وَلَدِكَ فَقَالَ لَا قُلْتُ مَنْ هُوَ قَالَ الَّذِي يَمْلَأُهَا عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً عَلَى فَتْرَةٍ مِنَ الْأَئِمَّةِ كَمَا أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ بُعِثَ عَلى فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ»؛ الکافی، ج۱، ص۳۴۱.
۲۰
. «هُوَ الَّذي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ في سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ يَعْلَمُ ما يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَ ما يَخْرُجُ مِنْها وَ ما يَنْزِلُ مِنَ السَّماءِ وَ ما يَعْرُجُ فيها وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصير»؛ سوره حدید، آیه۴.