تفسیر سوره قدر/ تبین تنزل کتاب، ولایت و امر در لیله القدر
متن زیر سخنرانی آیتالله میرباقری در تاریخ ۲۲ آبان ۱۴۰۴ است که به مناسبت ایام فاطمیه برگزار شده است.
«اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم سیما بقیة الله فی الارضین ارواحنا لتراب مقدمه الفدا و اللعنة الدائمة علی اعدائهم اجمعین».
«اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاً وقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طَویلاً»
«اَللهُم انصُرهُ نَصراً عَزيزاً وَ افتَح لَهُ فَتحاً يَسيراًو وَاجْعَلْ له مِنْ لَدُنْكَ سُلْطَانًا نَصِيرًا».
معانی لیلة القدر
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ * وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ * لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ * تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ * سَلَامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْر».[۱]در این سوره خداوند متعال داستان تنزل و تقدیر امور را بیان فرموده است. گویا یک شب قدری است که آن شب قدر یکتاست و یگانه است و حقیقتی در آن نازل شده، «إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ». که حالا بر اساس قرائن واضح است که مقصود از این حقیقت، اجمالاً کتاب هست. آن کتاب الهی در این ظرف، تنزل و تقدیر پیدا کرده، «إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ».
لیلة القدر معانیای دارد، یکیاش همین شب قدر، یعنی این حقایق از عالم الهی وقتی تنزل پیدا میکند به تدریج تقدیر میشود. قدر پیدا میکند و با اقدارش نازل میشود و به عوالم مادون از جمله به ما میرسد. و الا حقایق در محضر خدای متعال است، «وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ».[۲] در مرحله تنزل، حد و تقدیر پیدا میکند. این حقیقتی که از عالم بالا، محضر الهی نازل میشود در یک ظرفی تنزل و تقدیر پیدا میکند. تنزل را بزرگان توضیح دادهاند، که نزول به معنای سقوط نیست، که چیزی از ظرف خودش خارج بشود در ظرف دیگری قرار بگیرد. وقتی چیزی نازل میشود در همان عالم بالا هست. متناسب با او، متعلق به او در مراحل پایین خلق میشود. تقدیر میشود و در هر مرحله تنزل یک تقدیری هم هست. متناسب با آن مرحله حد و اندازه و قدر پیدا میکند. آن چیزی که در این شب تقدیر شده چیست؟ کتاب الهی است، امر الهی است، یک معنا کتاب است، درست است. امر است، آن فرمانی که همه عالم، «امرنا واحدة»، با او در حرکتاند، با او به سمت غایات میروند، هدایت میشوند تمام عوالم. این امر وقتی میخواهد در عالم جاری بشود از لیلة القدر عبور میکند، تنزل پیدا میکند، در هر مرحله تقدیری پیدا میکند. فرض کنید فرمان الهی وقتی به عرش میرسد بعد از عرش میآید پایینتر، به عالم ملکوت میرسد، به عالم ملک میرسد. در هر مرحله تنزلی دارد و تقدیری، کتاب الهی هم همینطور است. آن کتاب که حالا به یک معنای غیر دقیق طرح الهی است، برنامه الهی است برای عوالم، همان فرمان الهی است به یک معنا، تنزل و تقدیر پیدا میکند تا به ما میرسد در هر مرحلهای. پس یک شب قدری است در عالم که آن شب قدر یگانه است و ظرف نزول کتاب الهی است.
شب قدر، ظرف نزول کتاب، ولایت و امر حکیم
در بعضی روایات ملاحظه کردید، فرمودند حتی امر ولایت در این شب تقدیر میشود و حد و قدر و اندازه پیدا میکند از عالم بالا که نازل میشود. لذا از بعضی از روایات استفاده میشود این شب، همینطوری که شب نزول قرآن هست، شب نزول حقیقت ولایت هم هست. ظرف نزول است. به این معنا دیگر این شب، عین شب بیست و سوم نیست. شبی است در عالم، حقایق در آن نازل میشود و عالم شکل میگیرد. این آیه مبارکه سوره دخان را ملاحظه فرمودید، خدای متعال فرمود: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ * * ».[۳] در مولد حضرت موسی بن جعفر(سلام الله علیه) در کافی حدیث را ملاحظه کردید، آن عالم مسیحی آمد محضر حضرت موسی بن جعفر عرض کرد من سی سال است دنبال شما میگردم و به زحمت شما را خلاصه پیدا کردم. سوالاتی از حضرت داشت جواب دادند، یکیاش همین بود که باطن این آیات چیست؟ این آیات در باطن یعنی چه؟ «*» فرمودند «» که نام وجود مقدس نبی اکرم است حالا با حدود مشخصات است. در این سوره در ابتدا سوگند به نبی اکرم خورده شده، بعد «كِتَابِ الْمُبِينِ» امیرالمؤمنین است. «كِتَابِ الْمُبِينِ» در آن مقام هم قرآن است هم امام، در مقام تنزل هم اینها اصلاً جدا نمیشوند، «عليٌّ مَع القرآنِ و القرآنُ مَع عليٍّ».[۴]
«إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُبَارَكَه» ما این کتاب مبین را در یک لیله مبارکهای نازل کردیم که ظرف تنزل این کتاب، حقیقت ولایت، یک لیله مبارکهای است که مبارکه بودنش هم دقیق و لطیف است. «». پس این شب قدر هم شب [و] ظرف نزول قرآن است، هم ظرف نزول امر است، هم ظرف نزول حقیقت ولایت است، «إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُبَارَكَه».بعد حضرت امیر در این ظرف تنزل پیدا میکند به تدریج تقدیر میشود تا به ما میرسد. کتاب هم همینطور است، آن قرآن نازل میشود تا در دسترس ما قرار میگیرد این سفره الهی و در موقفی قرار میگیرد که ما میتوانیم دست کنیم لقمه برداریم، از آن استفاده بکنیم. «» فرمود «».[۵] حکمت خیر است، «».[۶] ظرف تفصیل حکمت است، ظرف تفصیل، امر حکیم است «». این امر حکیم که سرچشمه خیر در عوالم هست در هر عالمی نازل میشود، مبدأ خیر است. «». این امر حکیم چیست؟ که سرچشمه خیر هم هست و از ساحت مقدس لیله مبارکه نازل میشود در عالم ما؟ آن امر حکیم فرمود: «». پیداست یعنی چه؟ یعنی ائمه علیهم السلام. این شخصیتهای بزرگواری که سرچشمه حکمت در عالم و سرچشمه خیرات کثیر هستند، همه از ساحت لیله مبارکه تنزل پیدا میکنند و تفصیل پیدا میکنند. کما اینکه قرآن هم همینطور است، تفصیلش در تنزلش هست. ولایت امام هم همینطور است، تفصیلش در مقام تنزل هست. «». پس این شب قدر که یک شب در عالم [است] و تکرارپذیر هم نیست ظرف تنزل کتاب، ظرف تنزل امر حکیم و تفصیل امر حکیم و ظرف نزول آن امر الهی است.
معنای خیر بودن شب قدر برای ما
شب قدر خصوصیتی دارد که خدای متعال میفرماید: «خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْر»، از هزار ماه بهتر است. اگر بخواهید در ساحت تاویل ببینید، شهر هم آنجا معنای خودش را دارد. ولی اگر لیله را در ساحت تنزلش ببینید، در ساحت تنزیل، روایات معنا کرده است، فرموند یک هزار ماهی که شب قدر در آن نیست به اندازه یک شب قدر فضیلت ندارد. اگر کسی بتواند شب قدر را درک کند، از هزار ماه بدون شب قدر بهتر است. آن شب قدر را چه جوری میشود درک کنی؟ «لَيْلَةُ الْقَدْر» یک معنای «خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْر» همین است. چه جوری میشود آن شب قدر را درک بکنی؟ این شب قدر باید بیاید در عالم ما یک تنزلی پیدا کند، تنزلش در عالم ما میشود شب بیست و سوم ماه رمضان، که شب بیست و سوم ماه رمضان هم ظاهر و باطن دارد. ظاهرش را خیلیها درک میکنند، باطنش مال خواص است. درک شب بیست و سوم ماه رمضان، روایاتی که دارد اگر شما این کارها را انجام بدهید مثلاً هزار مرتبه سوره «إِنَّا أَنْزَلْنَاه» از شب اول بخوانید تا شب بیست و سوم. صد مرتبه سوره دخان هر شب بخوانید وقتی شب بیست و سوم شد، میفهمید که شب قدر است. حضرت عرض کرد آقا چه جوری بفهمیم شب قدر است؟ حضرت فرمودند شما این کار را انجام بدهید شب قدر برایتان واضح میشود. این ظاهر شب قدر نیست دیگر. ظاهراً اگر انسان این کارها را انجام بدهد پرده کنار میرود با باطن شب قدر ارتباط برقرار میکند. اگر کسی بتواند به درک آن شب قدر برسد، که حالا درک شب قدر هم ظاهر دارد و باطن. ظاهرش این است [که] آدم بیدار باشد، مشغول عبادت باشد، توجه به شب قدر داشته باشد، آمادگی برای شب قدر پیدا کند، عظمت شب قدر در نظرش جلوه بکند، اینها مهماند. اگر کسی درک بکند شب قدر را، سیری که برایش حاصل میشود، رشدی که برایش حاصل میشود بیش از هزار ماهی است که شب قدر در او نباشد. این یک معنای «لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْر» هست. حالا شهر را اگر به معانی دیگر بگیرید «إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا فِي كِتَابِ اللَّه» آن چه نسبتی با لیلة القدر دارد آن را شما دنبال بفرمایید، از طور فهم من بیرون است. ولی آن شب قدر که یک شب است و ظرف تقدر و تنزل کتاب و حقیقت ولایت و امام و امر و فرمان الهی و همه اینها نازل میشوند، آن «خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْر» است. یک معنای «خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْر» یعنی برای ما «خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْر».
معنای خیر بودن شب قدر برای نبی اکرم
ولی فقط معنایش این نیست که برای ما «خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْر». در یک روایت دیگر ملاحظه کردید فرمود که «لَيْلَةُ الْقَدْر» برای نبی اکرم «خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْر» است. خیر از کل فرصتی است که خدا به دشمن میدهد. حضرت در رویای صادقه ای دیدند که بنی تیم و عدی و دیگران بر منبر حضرت رفتن بالا و از موضع منبر حضرت مردم [را] به قهقرا و عقب برمیگردانند. همین کاری که سقیفه کرده، بنی امیه کردند، از مصدر خلافت امت [را] منحرف کردند، حضرت خیلی غصهدار بودند. جبرئیل آمد و عرض کرد آقا من نمیدانم داستان چیست، رفت آیاتی آورد، یکیاش سوره قدر است، ما به شما شب قدر دادیم. «خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْر» و آنجا تطبیق شده به دولت بنی امیه. یعنی این شب قدری که به شما دادیم که برای تحقق طرح شما، شب [و] ظرف تحقق رسالت نبی اکرم است ظرف تحقق ماموریت نبی اکرم در عالم است به این معنا، این «خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْر» است. به آنها فرصت دادیم، ولی آنی که به شما دادیم چه ربطی دارد به آنچه [به] بنی امیه میدهیم. به بنی امیه دولت میدهیم ولی دولت او چه ربطی دارد به شب قدر شما؟ ما به شما شب قدری دادیم که این شب «خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْر» است در تحقق مقاصد الهی، در تحقق رسالت شما، در ساختن امت، در ساختن مقاصد شما، در سیر امت به سمت ظهور و رجعت و قیامت که مراحل طرح حضرت هستند، این «خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْر». یک چیز دیگری است، که شما را کمک میکند، عنایتی است که خدا به شما کرده در قبال همهی فرصتی که به دشمنان شما داده شده است، این شب قدری که با این عظمت هست هر سال هم یک تجلیای در عالم ما دارد. تجلیاش در عالم ما چه میشود؟ بیست و سوم ماه رمضان، که ظرف نزول نظام امر است. «تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوح» که اعظم از ملائکه است، پیداست همه یک مأموریتی دارند در این شب قدر برای کاری دارند در عالم نازل میشوند. «تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْر».
نحوه جریان امر الهی و تکرار هر ساله آن
آن امر الهی [است که] وقتی میخواهد در عالم جاری بشود تبدیل میشود به نظام امر. این نظام امر از طریق قوای ملکوت با عالم ملائکه واقع میشود در عالم ما. ملائکه هستند که حامل آن امرند، آن امر را اجرا میکنند. گویا محور ملائکه هم روح است. خب اینها بر کی نازل میشوند؟ روایات را دیدید، فرمود احتجاج کنید به این سوره بر مخالفین ما. اگر هر سال شب قدری است، «تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ»، نازل میشوند بر چه کسی نازل میشوند؟ «تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوح» ظرف نزولشان کجاست؟ ساحت مقدس صاحب الامر و ولی الله است. که همه میآیند با آن صاحب الامر امر خودشان را تنظیم میکنند. یک صاحب الامری است که امر از طریق او در عالم جاری میشود. درست است؟ «اَلْمُظْهِرِينَ لِأَمْرِ اَللَّهِ».[۷] ملائکه میآیند خودشان را با صاحب الامر تنظیم میکنند. صاحب الامر در یک عالمی هستند، آنها میآیند تنزل پیدا میکنند، تنظیم میکنند برنامه خودشان را با صاحب الامر. «تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْر». بین این لیلة القدری که «تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ» هر سال تکرار میشود با آن لیلة القدری که «إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ» یک ارتباطی هست دیگر. آن ظرف نزول حقیقت امر، ظرف نزول حقیقت ولایت، ظرف نزول کتاب و ظرف تقدر همه این حقایق چه نسبتی با شب قدر دارد؟ شب قدر هم امر نازل میشود، تقدیر میشود. منتها امری که مربوط به آن سال [است]. درست است؟ امر سالهای آینده که امسال نازل نمیشود. ملائکهای که شب قدر میآیند آن امری که با خودشان میآورند امر آن سال [است]. سال بعد امرش سال بعد نازل میشود. یک امری است وقتی امر از عالم بالا در لیلة القدر نازل میشود در هر سال یک تقدیری پیدا میکند آن امر. تقدیر آن امر در آن سال میشود همان نظام امری که ملائکه شب قدر به امام عرضه میدارند. سال بعد باز آن امر یک تقدیر دیگری پیدا میکند، مربوط به سال بعد. کتاب هم همینطور است، آن کتابی که از عالم بالا نازل میشود آن کتاب هم هر سال یک تحققی دارد. قرآن تحققش در این سال از این رمضان تا رمضان آینده غیر از تحققش در سال بعد است. آن کتاب هم یک تقدری پیدا میکند شب بیست و سوم هر سال. لذا ملاحظه کردید در یک روایتی که مرحوم کلینی هم نقلش کردند، آنجا دارد که آن بخشی از قرآن که آن سال بناست محقق بشود، شب قدر دوباره به امام تنزلی دارد. پس هم نظام امری که آن سال در ظرف شب قدر نازل شده، شب بیست و سوم، تقدری پیدا میکند، مربوط به آن سال. «يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ»،[۸] ملائکه با همهشان، مجموعه ملائکه با فرماندهشان با جناب روح سلام الله علیه میآیند محضر امام زمان ارواحنا فداه یا امام آن زمان.
آن نظام امری که آن سال میخواهد تحقق پیدا کند، در شب قدر دارد تنزل پیدا میکند، آن را به امام عرضه میکند و بعد به امضای حضرت میرسد و در آن سال متناسب با اذن حضرت و مشیت حضرت در عالم اجرا میشود، متناسب با آن فرمانی که حضرت مأمور [هستند] در آن سال اجرا بکنند. در واقع حضرت صاحب الامرند، مأموریتی دارند آن سال نسبت به امر. ملائکه میآیند دستورات خودشان را با آن امر هماهنگ میکنند. یک کاری امام در عالم انجام میدهند یک کاری ملائکه و روح انجام میدهند. ملائکه و روح ذیل آن صاحب الامرند، لذا باید امر خودشان را با فرمان او هماهنگ بکنند. کأنه محور امری که نازل میشود همان امری است که دست صاحب الامر [است] و ایشان باید آن امر را اجرا کند. ملائکه قوا هستند، خودشان را باید در فروع بیایند با حضرت هماهنگ کنند. هماهنگ میکنند و آن شب هم شب عجیبی است، «تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ سَلَامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ». آن شب تا طلوع فجر ادامه دارد. آن شب قدر که تا مطلع الفجر ادامه دارد تجلی آن لیلة القدری است که «إنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ». در عین اینکه شب قدر یکی است در عین حال هر سال تکراری دارد. تنزلی دارد. تقدری دارد.
تمثیل امر الهی و نزول آن
حقایقی که در این ظرف شب قدر نازل میشود امر الهی است. نمیدانم، شاید همان «امرنا واحدة» آن امر است یک تنزلی در شب قدر دارد. وقتی امر الهی میخواهد جاری بشود به همه عوالم برسد در یک ظرفی نازل میشود. من یک مثالی بزنم، ببینید ما یک امری داریم، ما خودمان اختیارمان صاحب الامریم، یک امری خدا به ما داده میتوانیم فرمان بدهیم. آن فرمانی که ما میدهیم، مثلا میخواهیم یک غذایی طبخ کنیم؛ این فرمان مراحل تقدیری در وجود ما دارد، این امر میآید در روح ما یک شکل میگیرد. فرض کنید به هر دلیلی، آن هم خیلی پیچیده است، خانمی تصمیم میگیرد امروز مثلاً فلان غذا را درست کند. بعد طرحش را در ذهن خودشان مرور میکنند که در چه مراحلی، به چه اندازهای، چند تا مهمان داریم، چه جوری بپزیم؟ اینها مراحل تنزل آن امر است دیگر. بعد کم کم این امر شروع میکند جاری شدن در قوا، در چشم و گوش و دست و جاری میشود، بعد جاری در آن مسخراتی میشود تا یک غذایی پخته میشود. یک امر است، فرمان میدهد مثلاً به اندازهای که ظرف فرمان است و مسخرات دارد، این آشپز به قوای خودش دستوری میدهد بر اساس آن نقشهای که طراحی کرده، بر اساس آن تعلقی که داشته، بعد نقشه کشیده، به این قوا دستور میدهد، این قوا جاری میشوند، این مواد را با یک ترکیب خاصی در یک مراحل خاصی پخت میکنند، غذا میشود. این یک تقدیری پیدا کرده است. درست؟ تا این طعام پخته شده، بخشی از ادراک و تعلقات و اراده، عمدتاً یک شخصی، عبور کرده و از این مراحل عبور میکند تا تقدیر میشود. حالا آن ارادهای که کل قدر الهی و امر الهی در آن تقدیر میشود به عوالم میرسد آن چیست؟ خیلی عجیب نیست، ما یک امری، فرمانی میدهیم، دستور میدهیم یک غذایی طبخ کنیم. خوب که دقت کنید این فرمان تفصیل پیدا میکند. حالا نمیدانم با تعابیر امروزی درست از آب در میآید یا نه. فرض کنید میلیونها موجود ذره بینی هستند در این غذایی که شما طبخ میکنید. با یک فرمان شما همهشان سامان پیدا میکنند. یک دستور میدهند میلیونها موجود ذره بینی دارند با این فرمان سر و صورت پیدا میکنند. حضرت وقتی شب قدر فرمان میدهند این فرمان وقتی جاری میشود ما همان سلولهای پیکره عالمیم که فرمان حضرت در ما جاری میشود. عنایت میکنید؟ یک نسبتی هم برقرار میشود بین تلخ و شیرین، در تلخ و شور و شیرین یک نسبتی این آشپز برقرار میکند. حضرت با فرمان خودش بین جبهه شیطان و جبهه خوبان یک نسبتی برقرار میکند، یک امر است. آن امری که امسال تفصیل پیدا میکند بعد روح و ملائکه مأمور به اجرایش هستند آن فرمانی است که امام امسال میخواهند، اجرا کنند. آن کتابی است که امسال میخواهد تنزل پیدا کند.
لیلة القدر هم ظرف تنزل کتاب است. نمیدانم، بگوییم طرح الهی برای عوالم، هم ظرف تنزل ولایت امام است که امام این طرح است و هم ظرف تنزل امر الهی است که عالم با او سالک است و این لیلة القدر در هر سالی وقتی تکرار میشود، تجلی پیدا میکند در شب بیست و سوم، نسبتی با آن شب قدر دارد، راهی به آن شب قدر باز میشود. لذاست در هر شب بیست و سوم امکان اینکه ما «خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْر»، بیش از هزار ماه سیر کنیم، فراهم میشود، علتش این است. چطور ماه رمضان چون ظرف نزول قرآن است، «شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ»،[۹] این سفره مأدبة الله در اختیار ما قرار میگیرد، یک آیه قرآن میشود، ثواب یک ختم قرآن داشته باشد، به این اندازه آدم با یک آیه پیش میرود، شب قدری که آن حقیقت کتاب و امر و ولایت امام دارد تنزل پیدا میکند؛ اگر انسان خودش را بتواند به باطن شب قدر برساند که ظرف نزول آن کتاب و امر و ولایت امام در ظرف این سال هست، اگر به آنجا خودش را برساند «خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْر»، است. رزقی که آنجا به انسان میرسد بیشتر از هزار ماهی است که درش انسان شب قدر را درک نکند. حالا معنای باطنیاش هم این ادامه پیدا میکند تا صبح روشن عالم؛ آن را شما دنبال بفرمایید.
علی ای حال امر وقتی میخواهد نازل بشود یک مسیری را طی میکند تا به ما میرسد و تکلیف ما هم با آن امر روشن میشود. علم وقتی میخواهد نازل بشود، کتاب وقتی میخواهد نازل بشود، این نور الهی و هدایت الهی وقتی میخواهد نازل بشود، «كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّور»،[۱۰] تا به ما برسد، و ما سهم خودمان برداریم خیلی مراحل طی میکند. نور الهی وقتی میخواهد تنزل پیدا کند، یک تجلیاش میشود تجلی کروبین، حضرت موسی «وَخَرَّ مُوسَى صَعِقًا».[۱۱] این است که همینطوری آن نور میآید و تنزل [مییابد]، به ما برسد مجاری باید طی بشود. رزق خدا و رحمت رحمانیه و رحیمیه خدا وقتی میخواهد نازل بشود تا به ما برسد، یک لقمهای بشود که در دهانمان میگذاریم، « * »،[۱۲] مراحلی را طی میکند، اینجوری نیست که همینطوری این لقمه میآید در سفره ما که. اگر انسان دنبال کند این لقمه را میرسد به دست خدای متعال، میرسد به آن تدبیر الهی، به رحمت الهی که دارد جاری میشود. «فَانْظُرْ إِلَى آثَارِ رَحْمَتِ اللَّهِ كَيْفَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا»،[۱۳] نظر میکند آثار رحمت را در بهار میبیند، در رزق خودش میبیند. رزقهای ما اعم از مادی و معنویمان تا به ما برسد خیلی مراحل را طی میکند تا میشود یک لقمه در سفره ما.
حقیقت باطنی شب قدر؛ حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
در این سوره مراحلی ذکر شده، لیلة القدری است. بعد این لیلة القدر در هر سال تکراری دارد. در آن تکرار، روح و ملائکه با نظام امر میآیند در محضر صاحب الامر، آنچه [در آن] سال تنزل پیدا میکند با آنی که در لیلة القدر نازل شده، نسبتی دارد هم امرش، هم کتابش، هم ولایت امام، که در عالم جاری میشود و اراده امام که در عالم جاری میشود تنزل پیدا میکند، تا به ما میرسد.
فکر میکنید حضرت امیر همینطوری مثلاً ولایتش به ما میرسد؟ در لیلة القدر نازل میشود. بعد در شبهای قدر تقدیر میشود بعد یک رزقی هم ما داریم. حالا آن ولایت حضرت امیر که آن شب تقسیم میشود رزق همه عالم است. قرآنی که آن شب تقدیر میشود مأدبة الله برای همه عالم است. امری که نازل میشود امر برای همه است. یک بخشش هم ما را فرا میگیرد. حالا آن لیلة القدر اصلی که «اَللَّيْلَةُ فَاطِمَةُ وَ اَلْقَدْرُ اَللَّه»،[۱۴] آن لیلة القدر وجود مقدس حضرت زهرا سلام الله علیها هستند که آن حقیقت کتاب و ولایت و امر و اینها در آن وجود از ساحت الهی تنزل پیدا میکند تا به ما برسد. نسبت به تنزل انوار کتاب که روشن است. حضرت(زهرا سلام الله علیها) «إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُبَارَكَة». نسبت به تنزل ائمه «فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيم». نسبت به ولایت امیرالمومنین فرمود کتاب امیرالمومنین است. در آیه نور نسبت به کتاب عنایت می فرمایید قلب نبی اکرم است ایشان و کتاب در این قلب نازل میشود. نسبت به ائمه، مصابیحی که در این مشکات هستند، ائمه هستند. روایات هم که فراواناند که یکی از وجوهی که برای اینکه چرا حضرت [را] زهرا نامیدند ذکر شده ملاحظه کردید، یک وجهش این است فرمود در محراب عبادت میایستاد یک جوری تجلی میکرد و میدرخشید برای امیرالمومنین چشم حضرت مبهوت میشد. که این تقریباً از فهم همه خارج است یعنی چه. یک معنای دیگر برایش گفتند فرمودند وقتی ملائکه به یک جهتی در ظلمت قرار گرفتند خدای متعال، آنها التجاء کردند به ساحت الهی، خدای متعال نور حضرت زهرا را تجلی داد حالا در قندیلی هرچه که بود و بعد ملائکه در مقابل عظمت این نور، در مقابل خدا سجده کردند. از خدای متعال پرسیدند که این چه نوری است. پنج تا خصوصیت در این روایت است. «نُورٌ مِنْ نُورِي وَ أَسْكَنْتُهُ فِي سَمَائِي خَلَقْتُهُ مِنْ عَظَمَتِي أُخْرِجُهُ مِنْ صُلْبِ نَبِيٍّ مِنْ أَنْبِيَائِي أُفَضِّلُهُ عَلَى جَمِيعِ اَلْأَنْبِيَاءِ وَ أُخْرِجُ مِنْ ذَلِكَ اَلنُّورِ أَئِمَّةً يَقُومُونَ بِأَمْرِي يَهْدُونَ إِلَى حَقِّي».[۱۵] این شب قدر ظرف نزول امام هست. ظرف [است]. حالا تا دست ما به امام برسد از آن عالم باید تنزل پیدا کند. در این عالم هم که میآید حالا یک بهرهای، یک نازلهای، یک چیزی، یک نمی از یمی به ما برسد ما هم همین قدر از آن طرفی میبندیم دیگر. بعضیها خیلی زود برای خودشان نوشابه باز میکنند و این طوری است تنزل حقیقت از آنجا میآید. لذا فرمود «مَنْ عَرَفَ فَاطِمَةَ حَقَّ مَعْرِفَتِهَا فَقَدْ أَدْرَكَ لَيْلَةَ اَلْقَدْر». برسی به حضرت، معرفت طریق اتصال [است] دیگر. حالا تسلیم میخواهد، تصدیق میخواهد، خیلی چیزها میخواهد تا آدم معرفت پیدا کند. اگر انوار آن حقیقت در انسان نازل شد آدم معرفت پیدا میکند. به تعبیری از آن طرفی حقیقتی جاری میشود، از این طرف هم اگر تولی پیدا شد و ما ظرف آن حقیقت شدیم، معرفت جاری میشود. جاری شد آن وقت «مَنْ عَرَفَ فَاطِمَةَ حَقَّ مَعْرِفَتِهَا فَقَدْ أَدْرَكَ لَيْلَةَ اَلْقَدْر»؛ آن وقت ممکن است شهر معانی متعددی داشته باشد. برای بعضیها شهرشان همین ماههاست. برای بعضیها شهرشان یک معنای بالاتری دارد. «خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْر». برای آنها هم لیلة القدر «خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْر» است. اینطور نیست که برای ما «خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْر» است. برای سلمان هم لیلة القدر «خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْر» است. شهر سلمان غیر از شهر ماست. ماهی که ما در آن سلوک میکنیم با ماهی که سلمان سلوک میکند زمین تا آسمان فرق میکند. ماههای بی برکت امثال بنده را بگذارید مقابل ظرف عمر سلمان که ثانیه ثانیهاش برکت است. اصلاً این دو تا عمر ظاهرش یکی است، ولی واقعاً همه چیزش متفاوت است. نسبتش با حقایق عالم، نسبتش با ظرف کتاب، هر چه بالاتر هم برویم همینطور است. باز هم «لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْر» انشالله خدا توفیق بدهد.
پاورقیها
۴
. «رَسُولَ اَللَّه (ص) قال: هَذَا عَلِيٌّ مَعَ اَلْقُرْآنِ وَ اَلْقُرْآنُ مَعَ عَلِيٍّ ، خَلِيفَتَانِ بَصِيرَانِ لاَ يَفْتَرِقَانِ حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ اَلْحَوْضَ…»؛ الأمالي (للطوسی)، ص۴۷۸.
۵
. «جَعْفَرِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي اَلْحَسَنِ مُوسَى (ع): یَقُولُ يَخْرُجُ مِنْهَا خَيْرٌ كَثِيرٌ فَرَجُلٌ حَكِيمٌ وَ رَجُلٌ حَكِيمٌ وَ رَجُلٌ حَكِيمٌ…»؛ الکافي، ج۱، ص۴۷۸.
۱۴
. « مُحَمَّدُ بْنُ اَلْقَاسِمِ بْنِ عُبَيْدٍ مُعَنْعَناً عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ (ع) أَنَّهُ قَالَ: إِنّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ اَلْقَدْرِ اَللَّيْلَةُ فَاطِمَةُ وَ اَلْقَدْرُ اَللَّهُ فَمَنْ عَرَفَ فَاطِمَةَ حَقَّ مَعْرِفَتِهَا فَقَدْ أَدْرَكَ لَيْلَةَ اَلْقَدْرِ وَ إِنَّمَا سُمِّيَتْ فَاطِمَةَ لِأَنَّ اَلْخَلْقَ فُطِمُوا عَنْ مَعْرِفَتِهَا»؛ بحار الأنوار، ج۴۳، ص۶۵.
۱۵
. « جَابِر عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ (ع) قَالَ:هَذَا نُورٌ مِنْ نُورِي وَ أَسْكَنْتُهُ فِي سَمَائِي خَلَقْتُهُ مِنْ عَظَمَتِي أُخْرِجُهُ مِنْ صُلْبِ نَبِيٍّ مِنْ أَنْبِيَائِي أُفَضِّلُهُ عَلَى جَمِيعِ اَلْأَنْبِيَاءِ وَ أُخْرِجُ مِنْ ذَلِكَ اَلنُّورِ أَئِمَّةً يَقُومُونَ بِأَمْرِي يَهْدُونَ إِلَى حَقِّي وَ أَجْعَلُهُمْ خُلَفَائِي فِي أَرْضِي بَعْدَ اِنْقِضَاءِ وَحْيِي»؛ بحار الأنوار، ج۴۳، ص۱۲.