تفسیر سوره مبارکه حدید، وظیفه مؤمنین در دوران قبل الفتح»
متن زیر سخنرانی آیتالله سید مهدی میرباقری در شب سوم محرم الحرام در تاریخ ۲۷ خرداد ۱۴۰۵ است که در حرم مطهر حضرت معصومه سلام الله علیها برگزار شده است.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین. اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاً وقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طَویلاً.
سوره مبارکه حدید و دولت کریمه حضرت مهدی
بخش عمدهای از معارف قرآن مربوط به وجود مقدس امام زمان علیه السلام و دولت کریمه ایشان و مسیر حرکت امت اسلام تا درک ظهور حضرت است و این آیات به ما کمک میکند که بتوانیم تکالیف خودمان را در این دوره سخت بفهمیم و ان شاء الله به خوبی انجام بدهیم.
یکی از سورههایی که آیات فراوانی دارد و کلیدهایی در این سوره است که بر اساس روایات فهمیده میشود که یک لایه از معارف این سوره ناظر به امام زمان علیه السلام و دولت حضرت است که از چه مسیری این دولت عبور میکند، چه اتفاقاتی میافتد، ما چه مأموریتی داریم، فتنههای سر راه چیست، سوره مبارکه حدید است. البته این سوره از زوایای مختلفی موضوع بحث و دقت مفسرین و اهل معرفت قرار گرفته [است]. من از زاویه ارتباط این آیات به امام زمان علیه السلام، بعضی از آیات سوره را تقدیم میکنم. شش آیه اول سوره که جزء مهمترین آیات توحیدی قرآن است، خدای متعال را به شکل ویژه با اسماء حسنی معرفی میکند. الآن آن آیات محل بحث من نیست.
بعد از این که خدای متعال را معرفی میکند، «هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ»[۱] در هر عالمی باشید، او با شماست، «هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِن»[۲] آیات عجیب و فوق العادهای است. اهل معرفت خیلی بر روی این آیات سرمایهگذاری کردند، دقت کردند، تفسیر کردند. بعد از آن شش آیه، خدای متعال میفرماید: «آمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِه»[۳] به این خدا ایمان بیاورید، به الله تبارک و تعالی مؤمن شوید، او رسولی دارد [که] با یک مأموریت و رسالتی او را فرستاده [است]. اینطور نیست [که] پیامبر اسلام خودشان آمدند یک باری به دوش بگیرند [و] بروند. مأمورند، رسولاند، طرح الهی دستشان است، غیب آن طرح در دست این پیامبر است.
خدای متعال در قرآن میفرماید: «عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً»[۴] خدای متعال عالم غیب است، احدی را بر این غیب مطلع نمیکند، «إِلاَّ مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ»[۵] مگر کسی را که خدا به عنوان رسول پسندیده باشد، ببیند او میتواند بار رسالت را بردارد، آن وقت پشت صحنه طرح خدا را به اندازه رسالت او، به آن پیغمبر و رسول اطلاع میدهند، «إِلاَّ مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ». رسل هم متفاوتاند، هر کدام یک مأموریتی دارند. مأموریتشان مربوط به یک جغرافیای خاص، به یک قوم خاص و حتی مأموریت پیغمبرهای بزرگ هم محدود بوده [است]. رسالت وجود مقدس نبیاکرم (ص) مشرف بر همه رسالتهاست. رسولی است که «وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ كَافَّةً لِلنَّاس»،[۶] نسبت به همه مردم مأموریت دارند. لذا طرح الهی که در دست ایشان است، آن غیبی که به ایشان مطلع است و ما را با او پیش میبرد [و] هدایت میکند، یک غیب فوقالعاده و مهیمن و مسلط بر همه انبیای گذشته است.
این پیامبر را خدای متعال فرستاده [است] با یک طرح بزرگ و بعد هم اعلام کرده [است که] این طرح به نتیجه میرسد، «أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّه»،[۷] بر همه ادیان دیگر غالب خواهد شد. بالاخره دیگران هم برای خودشان دین دارند، کفار هم «لَكُمْ دينُكُمْ وَ لِيَ دين»،[۸] آنها دین دنیاپرستی دارند و این دین توحید و خداپرستی است. این طرح خدا را معرفی میکند، میفرماید ایمان به او بیاورید، رسولی دارد، این پیامبر مأموریتی دارد، ایمان به این پیامبر و رسالتش بیاورید، «آمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِه». این رسول الهی کار بزرگی میخواهد بکند که در آیه بعد توضیح میدهد.
رسالت پیامبر دعوت به رب و عهدهای گذشته
کار پیامبر این است که شما را دعوت میکند به ایمان به پروردگارتان. شما را دعوت میکند به آن عهدهای گذشتهای که با خدا داشتید، میخواهد شما را سر عهدتان بیاورد. ما همهمان یک قرارهایی با خدا داشتیم. حالا ممکن است فراموش هم کرده باشیم. در عالمی خدای متعال میفرماید خودش را پروردگار عالم به ما ارائه کرده [است] و بعد هم ما با خدا عهد بستیم: «أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى»،[۹] قبول کردیم که ربوبیت او را قبول کنیم. حالا این پیامبر آمده [است] ما را سرِ خط کند، جزو کسانی بشویم که «إِنَّ الَّذينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا»،[۱۰] میگوید سر عهد با خدا قرار بستید، پس پای عهد بایستید، «أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَني آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ».[۱۱] ما ممکن است فراموش کرده باشیم، ما دوران طفولیت خودمان هم یادمان نیست، نه این که ما این دوران [را] نداشتیم. چه کسی رحم مادرش را یادش میآید؟ همه ما آن عالم را داشتیم، یادمان نیست. ما یک قرارهایی داشتیم، بنا بوده [است که] با خدا راه برویم، با شیطان راه نرویم. این پیامبر الهی [با] یک طرح بزرگ آمده [است که] همه ما را سر خط کند. میگوید اگر میخواهید با خدا راه بروید، راه این است، موانع سر راه این است، طرحهای شیطان این است. میخواهد عبورمان بدهد، میخواهد ما را بزرگ کند، از دست شیطان بیرون بیاورد، در طرح خدا ببرد تا با برنامه الهی با رسالت الهی حرکت کنیم. این کار پیامبر است.
در آیه بعد میفرماید: «هُوَ الَّذي يُنَزِّلُ عَلى عَبْدِهِ»؛[۱۲] خدایی که پیامبر، شما را به او دعوت میکند، میگوید به او ایمان بیاورید، سرِ قرارتان بایستید؛ این خدا کسی است که «يُنَزِّلُ عَلى عَبْدِهِ»، این رسول عبد اوست. هیچچیز [از شما] نمیخواهد، هرچه هست بندگی خداست. نیامده [است که] چیزی از شما بگیرد، او بنده خداست، عبد خداست، جز با خدا سروکار ندارد. بر این عبد حقیقتی را نازل کرده که اگر عبد خدا نبود، ظرف این حقیقت نبود. اگر پیامبر، عبد نبود که قرآن برایش نازل نمیشد، «هُوَ الَّذي يُنَزِّلُ عَلى عَبْدِهِ آياتٍ بَيِّنات»، آیههایی که خیلی روشناند. اگر با این پیامبر راه بروید، راه را برای شما روشن میکند، «آياتٍ بَيِّنات». حقیقتی، نوری، چراغی در وجود او روشن شده [است]. این آیات بینات بر او نازل شده [است]، بر این عبدِ الهی که «لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّور»، میخواهد شما را از ظلمات به سمت نور بیرون ببرد.
ظلمات و نور هم از بحثهای فوق العاده قرآن است. همه شما هم با آن آشنا هستید، به خصوص با این آیه شریفهای که بعد [از] نمازها هر روز تلاوت میفرمایید: «اللَّهُ وَلِيُّ الَّذينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّور».[۱۳] خدای متعال ما را از ظلمات به سمت نور بیرون میبرد. چگونه؟ اینگونه که به بنده مطلق خودش رسالت داده و او را فرستاده [است]؛ عبدی را [که] هیچچیز در وجودش نیست، الا خدای متعال. وحی به او کرده [است]، آیات بینات به او داده [است]، مأموریت داده که ما را از ظلمات به سمت نور بیرون ببرد. «وَ الَّذينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمات» ظلمات همان وادی جهنم است، «أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فيها خالِدُون». آمده [است] ما را از وادی جهنم، وادی ظلمات، به سمت وادی نور که وادی رحمت و بهشت است، هدایت کند. این کار پیامبر است.
«وَ إِنَّ اللَّهَ بِكُمْ لَرَؤُفٌ رَحيم» این خدایی که عبدش را با آیات بینات فرستاده، به او گفته، برو دست اینها را بگیر و بیاور، این کار هم از او ساخته است. اگر پیامبر نیامده بود، ابواب توحید بسته بود، درهای سیر در وادی نور و هدایت الهی، قرب الهی، معرفت الهی و لقاء الله بسته بود. خدا نسبت به شما رئوف و رحیم است، رأفت و رحمت دارد. اگر تکالیف سختی متوجهتان میکند، از سر این نیست [که] میخواهد شما را در دستاندازها بیندازد، از سر رأفت و رحمت است. راه خدا راهی است که احتیاج به تلاش و کوشش و فداکاری دارد و الا جا میمانید.
پس رسول [الهی] چهکاری با ما میکند؟ دعوت به رب میکند، میگوید بیایید سر عهدهایتان بایستید. این پروردگار کیست؟ این پروردگاری است که از سر رأفت و رحمتش، پیغمبری فرستاده، کتابی به او داده و به او گفته [است] برو و دست بندگان من را بگیر و بیاور. خود پیامبر سرچشمه این نور است؛ «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِه»،[۱۴] خدای متعال نور همه آسمانها و زمین است، همه عوالم با نور الهی روشن است، هدایت با خدا واقع میشود. این نور یک مَثَلی دارد، فرمود مثل او وجود مقدس نبیاکرم (ص) است. کسی که مَثَل نور خداست، عبد خداست، قلبش چراغدان آن نور هدایت الهی است، همه انبیا از این چراغ نور میگیرند و امت خودشان را هدایت میکنند. این چراغ در خانههای انبیا میآید، «في بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ».[۱۵]
این پیغمبر را خدا از سر رأفت و رحمتش فرستاده و آیات روشنی به او داده [است]، در ابهام شما را نمیبرد. اگر به او ایمان آوردید، شما را از تاریکی و ظلمات به سمت نور هدایت میکند. این طرح خدا هم طرح رأفت و رحمت است، نمیخواهد شما را به سختی بیندازد. همهاش رحمت و رأفت است. البته این راه، راه سختی است. راه خدا، عبور از وادی شرک، عبور از موانع، عبور از نفس، کار سختی است. انسان باید از نفس خودش عبور کند تا به خدا برسد. این پیامبر کارش این است [که] شما را بگیرد [و] از این موانع سخت عبور بدهد. این پیغمبر نسبت به شما رئوف است.
به این طرح رأفت و رحمت ایمان بیاورید. به خدا، رسول و این طرح [ایمان بیاورید]، «آمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِه». [بعد از اینکه] ایمان آوردید، چهکار کنید؟ «وَ أَنْفِقُوا مِمَّا جَعَلَكُمْ مُسْتَخْلَفينَ فيه»، امکاناتی به شما دادیم، شما مستخلف در این امکانات هستید. این [بیان] چند نوع معنا شده [است]، یک معنای آن این است که این امکاناتی که الآن دست شماست، قبلاً دست دیگران بوده [است]، فردا هم از شما میگیرند و به نفر بعدی میدهند. این امکاناتی که فعلاً مستخلف هستید و در دست شماست، اینها را بیاورید و کنار پیامبر خرج کنید. اگر میخواهید این فرصتها و امکانات از دست نرود، این عمر را، جوانی را، مال را، این متعلقات خودتان را بیاورید و اینجا خرج کنید، «أَنْفِقُوا». پیامبر اگر به شما میگوید، این کارها را انجام بدهید، میخواهد شما را از ظلمات به سمت نور بیرون ببرد.
در سوره مبارکه توبه میفرماید عدهای از همراهان پیامبر آدمهای خوبی هستند، از سابقوناند، اما عدهای هستند که «اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلاً صالِحاً وَ آخَرَ سَيِّئا»؛[۱۶] معترفاند که نتوانستند بار بندگی را بردارند، انکار نمیکنند، جرمشان را گردن خدا نمیاندازند. بعضی وقتها ما نماز شب نمیخوانیم، میگوییم خدا نخواست! پس چرا برای رفیقت خواست، برای همسایهات خواست، برای همسرت خواست، برای برادرت خواست، برای شما نخواست؟ جرم را گردن خدا میاندازیم.
توبه مؤمنین خطاکار/ انفاق و خرج امکانات
[این افراد اینگونه نیستند]، «اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِم»، خطا که میکند، معترف است. ولی «خَلَطُوا عَمَلاً صالِحاً وَ آخَرَ سَيِّئاً» عمل خوب و بد را با هم قاطی کردند. خدای متعال میفرماید: «عَسَى اللَّهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيم»، خدای متعال با غفران و رحمتش با آنها برخورد میکند. فرمود چه بسا خدای متعال به ایشان توبه و رجوع کند و تطهیرشان کند. حضرت فرمود یعنی قطعاً این کار را خدا میکند. چرا؟ به خاطر این که خدای متعال غفور و رحیم است.
خدای متعال چگونه این کسانی که معترفند عمل بد داشتند، عمل خوب هم داشتند، پاک میکند [و به آنها] توبه [و رجوع] میکند؟ فرمود: پیامبر ما «خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِها»[۱۷] صدقه از ایشان بگیر، زکات بگیر، امکاناتشان را بگیر و در راه خدا برایشان خرج کن، [اینگونه] پاک میشوند. [این همان معنای پاک شدن و غفران در آیه است]. بعد هم خدای متعال در آیه بعد میفرماید: «أَ لَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ يَأْخُذُ الصَّدَقات»[۱۸] نمیدانند که خود خداست که توبه بندگانش را قبول میکند، صدقات هم او میگیرد. کأنه این صدقه دادن، این زکات دادن، این امکانات خرج کردن، توبه انسان است. خطا کردی؟ امکاناتت را بیاور در راه خدا خرج کن، درست میشود.
با یک «استغفرالله» که کار درست نمیشود؛ بله، باید هفتاد مرتبه، بیش از هفتاد مرتبه هر شب، در نافله شب استغفار کنی. بعد از هر نماز صبح یکی از بیشترین ذکرهایی که دستور دادند، استغفار است. بعد [از] نمازها، نافله شبت، قبلش، هر روز [باید استغفار کرد]. فرمود، حضرت هیچ مجلسی نمینشستند الا قبل از اینکه برخیزند، ۲۵ مرتبه استغفار میکردند. استغفار پیغمبر خدا برای ماست، برای خودشان که نیست. ولی این [استغفارهای زبانی] کافی نیست. فرمود [خرج کردن] امکاناتت میشود توبه.
نمیدانید خدا خودش توبهتان را قبول میکند؟ نمیدانید این صدقهای که میدهی، خدا اخذ میکند؟ به دست خدا میرسد، پاک میشوی. وقتی آلوده میشویم، باید به دریا وصل بشویم تا پاک شویم. آب قلیل یک نجس به آن بخورد متنجس میشود. شیطان دست به وجود ما میزند، میخواهد ما را نجس کند، دور ما میچرخد، راهی پیدا کند تا نفسش به ما بخورد. چگونه باید تطهیر شویم؟ فرمود مالت را بده. وقتی آوردی، این مال را خدا از تو میگیرد، به ساحت قدس الهی وصل میشود، تطهیر میشوی. آب قلیل که نجس شده است را به آب کر وصل کنید، پاک میشود، مطهر میشود. همین آبی که خودش نجس بود، حالا میشود با آن وضو بگیری [و] تطهیر شوی. خدای متعال آدم آلوده را با انفاق تطهیر میکند.
در روایات ما فرمود صدقه قبل از این که به دست سائل برسد، در دست خدا قرار میگیرد. حضرت وقتی صدقه میدادند، پول را که در دست سائل میگذاشتند، برمیداشتند، دست خودشان را میبوسیدند و دوباره در دست سائل میگذاشتند. میگفتند این دست به دست خدا خورده [است]. آن کسی هم که میگیرد، از دست خدا میگیرد، از دست ما نمیگیرد. در این قاعده دست خدا وسط است، از ما میگیرد و میدهد، [در این صورت] هر دو تطهیر میشوند، هر دو پاک میشوند. هم آن کسی که به دست خدا میدهد، پاک میشود، هم آن کسی که از دست خدا میگیرد، پاک میشود. این [نوع انفاق کردن] با بقیه پول خرج کردنها فرق دارد. بقیه هم پول خرج میکنند؛ پول خرج کردند آدم حریص خودش را آلودهتر میکند و طرف مقابل را هم نابود میکند. مؤمنی که با قصد قربت زکات میدهد، هم خودش تطهیر میشود، هم آن کسی که میگیرد پاک میشود، چون دست خدا وسط است.
غرضم این است، این خدایی که معرفی شده، «هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِن»، این خدا رسولی فرستاده، طرحی به او داده، میخواهد شما را از تاریکیها به سمت نور بیرون ببرد، میخواهد عهدهایتان را با شما نو کند و شما را سر قرار بیاورد. کار شیطان این است [که] ما را از قرارمان دور کند، «أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَني آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبين» دنبال او نروید که او دشمن شماست. «وَ أَنِ اعْبُدُوني»،[۱۹] قرار خدا با ما این است. حضرت میخواهد ما را سر این قرار بیاورد. چگونه باید سر قرار آمد؟ به این پیامبر ایمان بیاورید، باور کنید او رسول خداست، او عبد است، آیات خدا دست اوست، «يُنَزِّلُ عَلى عَبْدِهِ آياتٍ بَيِّنات»، دست خالی نیست، به دست پر او نگاه کنید، به او ایمان بیاورید، با او راه بروید. نه [این که] سرتان را بیندازید زیر [و] بروید.
این راه با ریاضت و زحمت طی نمیشود، باید با این پیغمبر بروی، اگر میخواهی به خدا برسی. وقتی میخواهی با این پیامبر بروی باید به او مؤمن بشوی. حالا که مؤمن شدی، [بدان که] ما امکاناتی به تو دادیم، برای رسیدن باید امکانات [خود را] بیاوری و کنار حضرت خرج کنی. اگر جای دیگری رفتی، این امکانات تلف میشود. بعد خدای متعال توضیح میدهد که چه اتفاقی میافتد اگر امکانات را آوردی و اینجا خرج کردی. پس خدای متعال به ما دستور میدهد، «آمنوا و انفقوا». این چیزهایی هم که دست شما دادیم، شما مستخلفید، [دست شما]نمیماند، اگر خرجش نکردید، از دست میرود. اگر خرج خدا نکردید، در نقل دارد مالی را که در راه خدا باید بدهی، ندهی، شیطان طراحی میکند، دو برابر آن را در راه گناه [و] در راه باطل از تو میگیرد. همین مال میرود در جای باطل خرج میشود.
امکانات خود را بیاورید، مال و جان و جوانی و وسعتتان را کنار این پیامبر و در طرح ایشان بیاورید؛ او رسول ماست، او مأمور است، او میخواهد شما را به سمت نور ببرد. اگر میگوید جانتان را بیاورید و در راه خدا بدهید، جهاد کنید، اگر میفرماید قتال کنید، اگر میفرماید مال بدهید، برای این است که «لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّور». طرح جهادش، طرح انفاقش، طرح زکاتش، همه، طرحِ اخراج از ظلمات به سمت نور است، «آياتٍ بَيِّنات» است، دستش پر است، عبد است، چیزی از شما نمیخواهد، مشغول به بندگی خدا در عالم است.
همراهی با طرح پیامبر قبل الفتح
اگر میخواهید در این طرحی که خدا برای این پیامبر قرار داده، کنار این پیامبر بیایید، [بدانید که او] طرح بزرگی [دارد]؛ «إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبيناً»،[۲۰] این فتح مبین هم به صلح حدیبیه تفسیر شده [است] و هم به فتح مکه، ولی روایات را ببینید، میگوید فتح مبین، ظهور است. طرح حضرت یک دوره قبل الفتح دارد که قبل از ظهور است. حضرت دارند طرح خود را اجرا میکنند، ولی هنوز به دوران فتح حضرت، آن فتح نهایی که همه چیز تمام میشود، «لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ»،[۲۱] هنوز نرسیده [است]. راه رفتن با پیامبر (ص) در دوران قبل الفتح، قواعدی دارد. دوران بعد الفتح دارد که دوران ظهور است، «يَدْخُلُونَ في دينِ اللَّهِ أَفْواجا»؛[۲۲] که فوج فوج میآیند، همه ملتها میآیند. این دو دوران است. تا این حجاب و موانع و بنیامیه و بنیعباس و امپراتوریهای مادی هستند، سخت است با طرح نبیاکرم (ص) راه رفتن. وقتی این حجاب برداشته میشود [و] امام زمان تشریف میآورند، غلبه حاصل میشود، بساط اینها جمع میشود؛ «يَدْخُلُونَ في دينِ اللَّهِ أَفْواجاً».
آن ایمان [بعد از فتح] هم خوب است، آن انفاق هم خوب است، آن جهاد هم خوب است، ولی قرآن میفرماید حواستان را جمع کنید، «لا يَسْتَوي مِنْكُمْ مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَ قاتَل»،[۲۳] آن کسی که قبل از فتح مالش را انفاق میکند، مقاتله میکند، جانش را وسط میگذارد، با آن کسی که بعد الفتح میآید، یکی نیست. و لو اینکه، «كُلاًّ وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنى»، به هر دو هم وعده خوب داده شده [است]. آنهایی که بعد الفتح هم میآیند، مؤمن میشوند، مال میآورند، جان میآورند، از او قبول میکنند، ولی یکی نیستند؛ «لا يَسْتَوي مِنْكُمْ مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَ قاتَلَ أُولئِكَ أَعْظَمُ دَرَجَةً مِنَ الَّذينَ أَنْفَقُوا مِنْ بَعْد»، میداند چه کسی زودتر آمده [است]، چه کسی در دوره غربت آمده [است]. در دوره غربت خیلی سخت است. [همراهی با حضرت] دوره هدنه ـ به تعبیر روایات ما ـ خیلی کار سختی است. بعد الفتح همه میآیند. بله، ارزش دارد، مؤمن میشوند، ولی «وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبير»، خدا خبره کار است، میفهمد شما چهکار میکنید، جزئیات کار را میداند. شما زودتر بیایید.
یکی از کلیدهای سوره که [نشان میدهد سوره] ناظر به حضرت است، همین کلید است؛ کلید بعد الفتح و قبل الفتح. طرح حضرت دو دوره دارد. پیغمبر یک کار خیلی بزرگی میخواهد انجام بدهد. «نَبَأٌ عَظيم»، خبر بزرگ عالم است، تا قیامت ادامه دارد، یک روز و دو روز و ده روز نیست، همه کائنات را درگیر میکند، خلقت عوالم بر اساس این طرح است. لذا ببینید خدایی که میخواهد بگوید ایمان به این پیغمبر بیاورید، اول خودش را که معرفی میکند، میگوید همه کائنات در اختیار من است. طرح این خداست، نقشه این خداست.
این طرح بزرگ است، قبل الفتح دارد، بعد الفتح دارد، همهاش هم «لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ» است، «لِيُخْرِجَكُمْ» میخواهد شما را به سمت نور ببرد، همهاش هم با آیات روشن خداست، همه هم طرح رأفت و رحمت است، ولی حواستان باشد این طرح دو مرحله دارد. شما در مرحله قبل الفتح بیایید، زودتر بیایید، سبقت بگیرید، اینپا و آنپا نکنید، فرصت میگذرد، اینقدر فرصت طولانی نیست.
معنای قرض الحسنه و اجر کریم
خدای متعال دستور دیگری میدهد، میگوید یک کار دیگر میتوانید برای خدا انجام بدهید. انفاق سر جای خودش، قتال سر جای خودش، کیست به خدا قرض حسن بدهد؟ «مَنْ ذَا الَّذي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً»،[۲۴] پیداست این یک کار دیگری است. قرض به خدا دادن. امکاناتمان را که خدا به ما داده، یک بار دیگر از ما قرض میخواهد بگیرد، «يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً»، قرض نیکو به خدا بدهید. خدا چهکار میکند؟
اگر در این دوران، این کار را کردید، امکاناتتان را خدا مضاعف میکند و به شما برمیگرداند. این که خدا میگوید قرض بدهید، به خاطر همین است که میخواهد امکاناتت را بگیرد، مضاعف کند و به تو برگرداند. آدم اگر از کسی قرض گرفت، او حرام است سود روی آن بگیرد، ولی شما مستحب است، وقتی برمیگردانید، مضاعف بدهید، اضافه بدهید. اگر شما مالتان را به خدا قرض دادید، خدا احتیاج ندارد، ـ این کرامت خداست ـ خودش امکان را به ما داده [است]، میگوید به من قرض بدهید، با من معامله کنید. اگر اهل این کار شدید، امکاناتتان را مضاعف میکنیم و به شما برمیگردانیم، هم در کنارش یک اجر کریم به شما میدهیم، «وَ لَهُ أَجْرٌ كَريم» یک اجر کریم هم به شما میدهیم.
در این طرح قبلالفتح و بعدالفتح است، انفاق است، قتال است، قرض الحسن است، روی این خیلی تأکید شده [است]. اگر توانستید قرض الحسن بدهید، مضاعف [به شما برمیگردانیم]، امکاناتتان میخواهید اضافه بشود، بروید قرض به خدا بدهید، به اجر کریم میرسید. اجر کریمش را عرض میکنم. قرض الحسن چیست؟ روایت دارد، قرض الحسن یعنی انسان امکاناتش را در دوره غربت بیاورد و کنار امام خرج کند: «صِلَةُ الْإِمَامِ فِي دَوْلَةِ الْفَسَقَةِ».[۲۵] دوره بنیعباس، دوره بنیامیه، دوره امپراتوریهای مادی مثل امروز، امکاناتش را در دستگاه آنها نبرد، بیاورد در دستگاه امام خرج کند.
الآن یک طرحی این مستکبرین عالم دارند، میخواهند همه امکانات ملتها را در طرح خودشان ببرند. ثروت و قدرتشان برود و آنجا خرج بشود. کسی که حواسش جمع است، در دوره این دولت فاسق؛ میداند یک دولت دیگری هم هست و لو الآن دوره ظهورش نیست، دوره قبل الفتحش است، امکاناتش را جمع میکند، با یک برنامهریزی میآورد اینجا خرج میکند. این خیلی کار سختی است که آدم در طرح دشمن نیفتد؛ [اینکه در] در دوره غلبه دشمن، مال، جان، جوانی و فکرش در آکادمیهای آنها نرود؛ تا فکر کند مشکلات آنها را حل کند. اگر میخواهی برای حل مشکلات فکر کنی، بیا اینجا در دستگاه امام زمان فکر کن، مشکل جبهه مؤمنین را حل کن. چرا میروی آنجا فکر میکنی و مشکلات آنها را حل میکنی؟! [همراهی نکردن با طرح دشمن در دوران قبل الفتح] کار سختی است. در دورهای که آنها غالباند، میخواهند برای امکانات برنامهریزی کنند، به حسب ظاهر هم وقتی با آنها کار میکنی، امکانات در اختیارت قرار میدهند. اینکه در دوره سختی امکاناتت را به آنطرف نبری و آنها را در طرح امام زمان خرج کنی، خیلی کار سختی است.
ولی اگر این کار را کردی، این امکان هرچه که باشد، مال، جان، فکر، قدم، لسان، مضاعف میشود و به اجر کریم میرسی. آدم امکاناتش را در این طرح بزرگ شیطان نبرد و اینجا خرج کند، [چنین آدمی] به اجر کریم میرسد. قرآن پس یک مرور [در ادامه] ما را در صحنه قیامت میبرد، میگوید اجر کریم این است، روز قیامت «يَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنينَ وَ الْمُؤْمِنات»،[۲۶] مؤمنین و مؤمنات را میبینی که در صحنه محشر میآیند، «يَسْعى نُورُهُمْ بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ بِأَيْمانِهِم» نورشان پیشِرو [و] جانب راستشان حرکت میکند.
در روایات دارد، «نُورُهُمْ» یعنی «امامهم»[۲۷]، این نور برای امام است. اگر اینجا در دولت فاسقین، در دوره ظلمات، خودت را به امام رساندی، امکاناتت را برای امام خرج کردی، این نقطه اتصال شما به امام است، نقطه اتصال شما به عالم نور است. «لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُماتِ» این طرح پیامبر که میخواهد شما را از ظلمات به سمت نور ببرد، پیداست خود پیامبر در عالم سرچشمه نور است [که] میخواهد شما را ببرد. شما اگر امکاناتتان را کنار حضرت آوردید و خرج کردید، متصل به حضرت میشوید، متصل به سرچشمه نور میشوید. در آن عالم نور مؤمنین پیش رویشان و جانب راستشان حرکت میکند. میدانید جانب راست انسان و پیشِروی انسان نقطه اتصال انسان به امام حق است. جانب یسار انسان نقطه اتصال انسان به دستگاه شیطان است.
اگر امکاناتت را کنار امام آوردی و به امام رسید، به نور امام میرسی. این نور در این دنیا، شما را به سرچشمه نور وصل میکند. آیات بینات ما را از ظلمات به سمت نور میبرد، ما در اینجا وارد این طرح میشویم، ولی در قیامت این نور پیشِرو و جانب راستتان حرکت میکند، میآید و شما را [همراه خود] میبرد، «يَسْعى نُورُهُمْ بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ بِأَيْمانِهِم».[۲۸] به ایشان میگویند: «بُشْراكُمُ الْيَوْم»، به ایشان بشارت میدهند، «جَنَّاتٌ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها»، وارد باغستانهایی میشوید [با] نهرهای جاری که این توضیح دارد. «ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظيم»؛ فوز عظیم این است که انسان از اینجا وارد طرح بشود، انفاق کند، قرض الحسن بدهد، امکاناتش را به امام پیوند دهد، نتیجهاش چه میشود؟ این است که در آن عالم، نور [که برای امام است] میآید و شما را تا وادی جنت که وادی نور است، میبرد. جهنم هم وادی ظلمات است. با نور امام، با هدایت امام حرکت میکنید و به آن نقطه میرسید.
سور میان مؤمنین و منافقین/ چهار عامل جدایی از امام
در همان روز، آنهایی که اهل اتصال به امام نبودند، [یعنی] منافق بودند؛ منافق آن کسی است که به ظاهر مسلمان است، ولی با امام راه نمیرود. [یا] خودش طرح دارد [و یا] با طرح دیگران راه میرود، ادعا هم میکند من وجود مقدس نبیاکرم (ص) و امام را قبول دارم، ولی با آنها راه نمیرود، خودش طرح وسط میگذارد، با فکر خودش، با طرح خودش میخواهد نجات پیدا کند، این میشود منافق.
[قرآن] میفرماید اینها در آن روز میگویند، «لِلَّذينَ آمَنُوا» به همین مؤمنینی که اهل قرض الحسن بودند، اینهایی که امکاناتشان را به امام گره زدند، حواسشان جمع بوده [است که] در دوره بنیعباس، خرج بنیعباس نشوند، دامنش را جمع کرده [است و] با امام حسین (ع) راه رفته [است]. خیلی کار سخت بوده [است]. یزید امپراتوری داشته، امکاناتی داشته؛ این شخص خودش را برای یزید خرج نکرده [است]، خودش را کنار امام حسین (ع) آورده و خرج کرده [است]، این میشود مؤمن.
آن کسی هم که نه، به ظاهر مسلمان بوده، ولی خودش [را] خرج ابنزیاد و یزید و بنیعباس و در این دوره خرج امپراتوری مادی میکند؛ مالش، ثروتش، منافع و همهچیز او آنطرف میرود! بهگونهای اقتصاد را اداره میکند که منافع اصلی آن به طرف کفار میرود، این میشود نفاق. میفرماید اینها در آن روز میگویند، «لِلَّذينَ آمَنُوا» به همین مؤمنینی که در وادی نورند، امکاناتشان را خرج امام کرده بودند، به اینها میگویند: «انْظُرُونا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُم»[۲۹] مهلتی بدهید، یک نگاهی به ما کنید، ما اینجا در تاریکی هستیم، ما هم از چراغ شما استفاده کنیم.
به ایشان پاسخ داده میشود. چه کسی پاسخ میدهد؟ قرآن نمیفرماید. [پاسخگو] این مؤمنین نیستند. به ایشان ندا میدهند، نه، «قيلَ ارْجِعُوا وَراءَكُم» بیخودی طمع نکنید، اگر نور میخواهید، باید از عالم دنیا میآوردید. کسی که در عالم دنیا وصل به امام نشده [است]، اینجا نمیتواند متصل به امام بشود. کسی که آنجا سر به هوا راه رفته [است]، اینجا نمیتواند بیاید با این امام راه برود؛ «قيلَ ارْجِعُوا وَراءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُوراً». بعد « فَضُرِبَ بَيْنَهُمْ بِسُورٍ»، حائلی میآید، سوری زده میشود، دیواری که مؤمنین داخل آن سورند، منافقین بیروناند. باطنش رحمت است، ظاهرش عذاب است. توضیح این هم خیلی عجیب است. آن صحنه اول همدیگر را میبینند، با هم گفتگو میکنند، مؤمنین در وادی نورند، اینها در وادی تاریکیاند؛ طمع میکنند. به ایشان میگویند اینجا جای استفاده از این چراغ نیست، از عالم دنیا باید میآوردید. «فَضُرِبَ بَيْنَهُمْ بِسُور» حائلی میآید، باطنش رحمت، ظاهرش عذاب.
این آیه لطایفی دارد. میفرماید: «يُنادُونَهُمْ» دیگر همدیگر را نمیبینند که با ایشان صحبت کنند، این منافقین از پشت دیوار صدا میزنند. میگویند: «يُنادُونَهُمْ أَ لَمْ نَكُنْ مَعَكُم»[۳۰] فریاد میزنند، مگر ما با هم نبودیم؟! چطور شد شما آنور حائل، ما اینور حائل؟ شما باطن رحمت، ما در وادی عذاب؟! ما هم روزه میگرفتیم، ما هم نماز میخواندیم، چطور شد؟! به ایشان میگویند، بله درست است، «قالُوا بَلى» همه در ظاهر مسلمان بودیم، «وَ لكِنَّكُمْ فَتَنْتُمْ أَنْفُسَكُم»؛ چهار تا نکته است. اینها همان موانعی است که در دوران غیبت آدم را میتواند از امام جدا کند و نگذارد انسان متصل به امام بشود. «فَتَنْتُمْ أَنْفُسَكُم» خودتان را به فتنه انداختید، وارد فتنه شدید، باید وارد آن فتنه نمیشدید. بعید نیست این فتنهای باشد که اگر به آن وارد شوی، از امام جدا میشوی.
«فَتَنْتُمْ أَنْفُسَكُمْ وَ تَرَبَّصْتُم» فرصت را از دست دادید. کسی میخواهد محضر امام بیاید، باید با سرعت بیاید، فرصتها را از دست ندهد. «وَ ارْتَبْتُم» دچار ریب شدید، بدگمانی به شما دست داد. «وَ غَرَّتْكُمُ الْأَمانِي» آرزوهای طولانی شما را فریب داد؛ به دنبال یک آرزوهایی رفتید. این چهار چیز خیلی عجیب است، توضیح هم دارد. این چهار چیزی است که آدم را از امام جدا میکند. در دنیا از امام جدا شدی، اینجا هم جدا میمانی. نمیتوانی اینجا با این امام راه بروی. مگر ما با هم نبودیم؟! چرا شما در عالم نورید ما در عالم ظلمات؟! چطور شما وصل به امام هستید و ما جداییم؟ میگویند بله با هم بودیم اما «فتنتم، تربصتم، ارتبتم و غرتکم الامانی»، «غَرَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُور» یک غرور و فریبکار بزرگی مقابل این پیغمبر و امام بود که شما به طرف آن غَرور رفتید؛ غرور شما را به خدا مغرور کرد. من این بیان را اینطور میفهمم، کأنه مقابل امام یک غَروری است، طرح خود را وسط میگذارد، میگوید طرح خدا همین است.
مگر بنیعباس نمیگفتند، ما هم خلیفه هستیم، این راهی که میرویم، راه خداست؟! مگر بنیامیه ادعای خلافت نمیکردند؟ فریب میدادند، میگفتند راه خدا همین است. میگویند بعضی از بنیامیه نماز شب هم میخواندند، شیطان برای نماز شب بیدارشان میکرده [است]. بعد هم میگفتند طرح خدا همین است. امپراتوری درست کرده، شبیه امپراتوریهای مادی امروز، بنیامیه اینطور بود، الآن کاخهایشان هست، کاخهای بنیعباس. امپراتوری درست کرده، آلاف و الوف برای خود جمع کرده، میگوید راه خدا همین است! خدا که نگفته شما امپراتوری نداشته باشید، خدا که نگفته ثروتها را اینطوری [مصرف نکنید]، اصلاً طرح خدا این نیست. طرح خودش را وسط میگذارد، میگوید طرح خدا همین است، بیایید اینجا. دین خدا را تحریف میکند. دنیا را آباد میکند، اسمش را میگذارد [توسعه و دینداری]؛ البته عمران دنیا کار انبیاء است، [اما آنها] بساط شیطنت در دنیا به پا میکنند، میگوید راه خدا همین است! چهار چیز سر راه شما میگذارد: فتنه، تربص، ارتیاب، امانی و آرزوها؛ آرزوهای مادی طولانی.
شکل اجتماعی آن [اینطور است که ] یک رویای آمریکایی برایتان درست میکند، یک قرن امتها را به دنبال رسیدن به این رؤیای آمریکایی [میفرستد]. انتهای این رویا چیست؟ هیچی؛ به تعبیر قرآن مثل سراب است. انتهای این وادی سراب است. ولی یک قرن ملتها را میدواند. الان چند قرن است که ما را به دنبال رویاهای اروپایی و بعد هم آمریکایی دواندن که اینطوری زندگی بکنید؟! این میشود امانی. چه کسی این کار را کرده؟ یک فریبکار بزرگ. مقابل طرح خدا طرح داده، همه ملتها را فریب داده و چند قرن است که دنبال آن بازی میروند. متفکرینی دارند، آکادمی دارند، دانشگاه دارند، کتاب دارند، فیلسوف دارند، یک فریب بزرگ درست میکنند که راه درست همین است، انبیاء هم همین را میگفتند! حتی یک جاهایی تحریف میکنند. به مسلمان میگوید اسلام گفته دو رکعت نماز بخوان، بقیهاش همین [چیزی است که ما میگوییم.] این غَرورِ فریبکار که یک فریبکاری مقابل نبیاکرم (ص) داریم، یک غَروری مقابل ائمه داریم، در هر دورهای این غَرور و فریبکار آدم را نسبت به دین خدا فریب میدهد، دین خدا را بد معنا میکند، امپراطوری مادی درست میکند، میگوید دین یعنی همین.
مگر بنیامیه چکار کردند؟! مگر یزید چکار کرد؟! یک امپراطوری مادی درست کرد و بعد گفت من خلیفه رسول الله هستم، هرکس هم میخواهد بهشت برود، باید با من بیاید. واقعاً اینطور است؟! تا اینجای سوره را من عرضم را جمع کنم.
صبر و خشوع لازمه همراهی با امام
پس بر اساس این بیان الهی، خدای متعال یک طرح بزرگ و با عظمتی دارد، خدای هستی با آن اوصاف و اسماء حسنی. یک رسولی دارد که عبد است، آیات بینات دستش است، دعوت به سوی خدا میکند. اصلاً دعوتی به خودش نمیکند، دعوتی به دنیا نمیکند، دعوتی به شیطان نمیکند. ما را میخواهد سر عهدهایمان با پروردگارمان بیاورد. مگر خدا یک جایی به ما نفرموده: «أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى»[۳۱] ما را دعوت به رب میکند. آیه را ببینید: «يَدْعُوكُمْ لِتُؤْمِنُوا بِرَبِّكُمْ وَ قَدْ أَخَذَ ميثاقَكُم»،[۳۲] خدای متعال از قبل [از] شما میثاق گرفته بود که با ربوبیت او راه بروید، او را رب بدانید، دیگران را هیچکاره بدانید در عالم، رب شما اوست. این امپراتوری مادی چهکارهاند؟ اینها هیچکارهی هیچکارهاند. نه نفعی میتوانند برسانند، نه ضرری میتوانند برسانند.
«يا أَيُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَه»،[۳۳] خطاب به همه مردم است، در سوره مبارکه حج،«ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَه» خوب گوش بدهید، «إِنَّ الَّذينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ يَخْلُقُوا ذُباباً وَ لَوِ اجْتَمَعُوا لَه» اینهایی که صدایشان میزنید همهشان با هم، این مستکبرین و فراعنه عالم، یک پشه نمیتوانند خلق کنند. بالاتر، «وَ إِنْ يَسْلُبْهُمُ الذُّبابُ شَيْئاً لا يَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ» پشه چیزی از ایشان بگیرد، نمیتوانند پس بگیرند. دنبال چه هستید؟ این پیامبر یک چنین دعوتی دارد، میگوید بیایید سر قرارتان با خدا، با من راه بروید، با خدا راه بروید. میخواهید با خدا راه بروید، من طرحم این است، این طرح رأفت و رحمت است. اگر میخواهید در این طرح حرکت کنید، ظاهرش سخت است، باید امکانات را اینجا انفاق کنید، جانت را انفاق کنی، مالت را انفاق کنی. در دورهای که امکانات دست دشمن است، تو امکاناتت را به آنها گره نزنی، در طرح امامت خرج کن، با امامت راه برو. ولی اگر این کار را کردی، نتیجه آن این است که به اجر کریم میرسی، امکاناتت مضاعف میشود. این طرح ادامه دارد، آیندهای دارد، عوالم بعدی دارد، یک مرحلهاش محشر است.
بعد خدای متعال دوباره سراغ تکلیف ما در همین عالم برمیگردد، که شما در این عالم باید چهکار کنید. فرمود اگر میخواهید راه بروید، باید «أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّه»،[۳۴] این تذکری که ما داریم برایتان میدهیم، این ذکرالله که داریم میگوییم، همین که در این سوره گفته میشود، آیا وقت آن نشده [است که] در مقابل این ذکر، در مقابل این کتاب خاشع بشوید، خشوع در دلتان پیدا بشود؟ در طرح پیامبر بیایید.
بعد ادامه پیدا میکند؛ آفات [این همراهی و خشوع] هم این است؛ مراقب باشیم دچار طول الامد شویم؛ یک موقعی در نگاهتان طرح خدا طولانی به حساب نیاید، که حالا کو؟! یک طرحی است خدا فرستاده میگوید میخواهم شما را به اجر کریم برسانم، فتح است، قیامت دارد، ظهور دارد؛ حالا کو قیامت، کو ظهور؟! اگر اینطوری شوید، از راه منصرف میشوید. مراقب باشید دچار این نشوید. این هم یکی از کلیدهای سوره است که سوره را به امام زمان (عج) وصل میکند که دوره غیبت طولانی میشود. مواظب باشید دچار طول الامد نشوید که به قساوت میرسید، مثل اهل کتاب. به آنها گفتند پیغمبری تشریف می آورد، ۶۰۰سال بین حضرت عیسی (ع) و نبیاکرم (ص) فاصله شد. طرف دیگری رفتند، دچار طول الامد شدند.
این پیامبر آمد ولی آنها آماده نبودند. خودشان را مهیا نکرده بودند کنار این پیامبر بیایند و جز عده کمی از آنها، نیامدند. و الا پیامبر آنها حضرت عیسی (ع) آمده بود، امتش را آماده کند و بدست این پیامبر بدهد، منتها این فاصله در نگاه آنها طولانی شد و به دنبال کار دیگری رفتند. میگوید شما اینطوری نشوید. ممکن است الان ۱۴۰۰ سال از صدر اسلام طول کشیده است، این شما را دچار طول الامد نکند که بگویید فعلاً که خبری نیست! طرح این پیامبر فعلاً که بازدهی ندارد! برویم یک جای دیگر سرمایهگذاری کنیم! این کار را نکنید، بیایید همینجا سرمایهگذاری کنید و بایستید. دچار طول الامد نشوید، سود میبرید، همینجا سرمایهگذاری کنید. بعد یک لطیفهای دارد، «ان شاء الله» محضرتان تقدیم میکنم.
پاورقیها
. «هُوَ الَّذي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ في سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ يَعْلَمُ ما يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَ ما يَخْرُجُ مِنْها وَ ما يَنْزِلُ مِنَ السَّماءِ وَ ما يَعْرُجُ فيها وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصير»؛ سوره حدید، آیه۴.
. «هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَليم»؛ سوره حدید، آیه۳.
. «آمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ أَنْفِقُوا مِمَّا جَعَلَكُمْ مُسْتَخْلَفينَ فيهِ فَالَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ أَنْفَقُوا لَهُمْ أَجْرٌ كَبير»؛ سوره حدید، آیه۷.
. سوره جن، آیه۲۶.
. «إِلاَّ مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَدا» ؛ سوره جن، آیه ۲۷.
. «وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشيراً وَ نَذيراً وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُون»؛ سوره سبأ، آیه ۲۸.
. «هُوَ الَّذي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُون»؛ سوره توبه، آیه۳۳.
. سوره کافرون، آیه۶.
. «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَني آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلين»؛ سوره اعراف، آیه ۱۷۲.
. «إِنَّ الَّذينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلاَّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتي كُنْتُمْ تُوعَدُون»؛ سوره فصلت، آیه۳۰.
. سوره یس، آیه۶۰.
. « هُوَ الَّذي يُنَزِّلُ عَلى عَبْدِهِ آياتٍ بَيِّناتٍ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ إِنَّ اللَّهَ بِكُمْ لَرَؤُفٌ رَحيم»؛ سوره حدید، آیه۹.
. « اللَّهُ وَلِيُّ الَّذينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فيها خالِدُون»؛ سوره بقره، آیه ۲۵۷.
. « اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فيها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ في زُجاجَةٍ الزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ يَكادُ زَيْتُها يُضيءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَليم»؛ سوره نور، آیه۳۵.
. « في بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فيها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصال»؛ سوره نور، آیه۳۶.
. « وَ آخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلاً صالِحاً وَ آخَرَ سَيِّئاً عَسَى اللَّهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيم»؛ سوره توبه، آیه۱۰۲.
. «خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِها وَ صَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ وَ اللَّهُ سَميعٌ عَليم»؛ سوره توبه، آیه۱۰۳.
. «أَ لَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ يَأْخُذُ الصَّدَقاتِ وَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحيم»؛ سوره توبه، آیه۱۰۴.
. «وَ أَنِ اعْبُدُوني هذا صِراطٌ مُسْتَقيم»؛ سوره یس، آیه۶۱.
. سوره فتح، آیه۱.
. «هُوَ الَّذي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ كَفى بِاللَّهِ شَهيدا»؛ سوره فتح، آیه۲۸.
. «وَ رَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ في دينِ اللَّهِ أَفْواجا»؛ سوره نصر، آیه۲.
. «وَ ما لَكُمْ أَلاَّ تُنْفِقُوا في سَبيلِ اللَّهِ وَ لِلَّهِ ميراثُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لا يَسْتَوي مِنْكُمْ مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَ قاتَلَ أُولئِكَ أَعْظَمُ دَرَجَةً مِنَ الَّذينَ أَنْفَقُوا مِنْ بَعْدُ وَ قاتَلُوا وَ كُلاًّ وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنى وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبير»؛ سوره حدید، آیه۱۰.
. «مَنْ ذَا الَّذي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ وَ لَهُ أَجْرٌ كَريم»؛ سوره حدید، آیه۱۱.
. «عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْمَاضِي فِي قَوْلِهِ تَعَالى «مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ وَ لَهُ أَجْرٌ كَرِيمٌ» قَالَ صِلَةُ الْإِمَامِ فِي دَوْلَةِ الْفَسَقَةِ»؛ الكافی، ج۸، ص۳۰۲.
. « يَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنينَ وَ الْمُؤْمِناتِ يَسْعى نُورُهُمْ بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ بِأَيْمانِهِمْ بُشْراكُمُ الْيَوْمَ جَنَّاتٌ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظيم»؛ سوره حدید، آیه۱۲.
. الكافی، ج۱، ص۱۹۵.
. «يَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنينَ وَ الْمُؤْمِناتِ يَسْعى نُورُهُمْ بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ بِأَيْمانِهِمْ بُشْراكُمُ الْيَوْمَ جَنَّاتٌ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظيم»؛ سوره حدید، آیه۱۲.
. «يَوْمَ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ لِلَّذينَ آمَنُوا انْظُرُونا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ قيلَ ارْجِعُوا وَراءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُوراً فَضُرِبَ بَيْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بابٌ باطِنُهُ فيهِ الرَّحْمَةُ وَ ظاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذاب»؛ سوره حدید، آیه۱۳.
. «يُنادُونَهُمْ أَ لَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ قالُوا بَلى وَ لكِنَّكُمْ فَتَنْتُمْ أَنْفُسَكُمْ وَ تَرَبَّصْتُمْ وَ ارْتَبْتُمْ وَ غَرَّتْكُمُ الْأَمانِيُّ حَتَّى جاءَ أَمْرُ اللَّهِ وَ غَرَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُور»؛ سوره حدید، آیه۱۴.
. « وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَني آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلين»؛ سوره اعراف، آیه۱۷۲.
. «وَ ما لَكُمْ لا تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ لِتُؤْمِنُوا بِرَبِّكُمْ وَ قَدْ أَخَذَ ميثاقَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنين»؛ سوره حدید، آیه۸.
. « يا أَيُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ يَخْلُقُوا ذُباباً وَ لَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَ إِنْ يَسْلُبْهُمُ الذُّبابُ شَيْئاً لا يَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَ الْمَطْلُوب»؛ سوره حج، آیه۷۳.
. « أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَ ما نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَ لا يَكُونُوا كَالَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلُ فَطالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ كَثيرٌ مِنْهُمْ فاسِقُون»؛ سوره حدید، آیه۱۶.