سوره حج؛ از بدر تا ظهور، قتال بر سر ربوبیت
متن زیر سخنرانی آیتالله سید مهدی میرباقری در شب هشتم محرم الحرام در تاریخ ۱ تیر ۱۴۰۵ است که در حرم مطهر حضرت معصومه سلام الله علیها برگزار شده است.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین. اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاً وقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طَویلاً.
الله مدافع مؤمنان/پایان صبر و اذن قتال
یکی از آیاتی که در روایات ائمه علیهمالسلام بر امام زمان علیهالسلام و مأموریتشان و قیامشان تطبیق شده است، آیات مبارک سوره حج است. در این سوره خدای متعال از بار بزرگی که بر دوش نبیاکرم (ص) است و با نصرت و یاری وجود مقدس حضرت حق به نتیجه میرسد، صحبت میکنند. آیات این سوره را با این کلید نصرت دنبال بفرمایید. یکی از آیاتی که در این سوره بر نصرت دلالت میکند، این آیات شریفه است که ابتدائاً این آیات را به وجود مقدس نبیاکرم (ص) و همراهانشان در مکه تطبیق کردهاند، ولی یک قاعده عامی را بیان میکند که بهخصوص ناظر به وجود مقدس امام عصر ارواحنا فداه است.
میفرماید: «إِنَّ اللَّهَ يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُورٍ»[۱] خدای متعال از کسانی که ایمان آوردهاند دفاع میکند. موانعی بر سر راه است، دشمنیهایی است، شیاطین هستند، خدای متعال دفاع میکند از کسانی که ایمان آوردهاند. خدای متعال آن کسانی را که خیانتکار و کافر هستند، دوست ندارد. مسیر عالم به نفع آنها نیست. خدای متعال جبهه مؤمنین را دوست دارد و نصرت میکند. این آیه اول [است]، که مفسران بحث کردهاند، بحثهای مهمی هم دارد. اکنون موضوع بحث من نیست. خدای متعال مدافع مؤمنین است و در وسط میدان رهایشان نمیکند. اگر به آنها گفته ایمان بیاورید، تکالیفی بر دوششان گذاشته [است]، این تکالیف منتهی به دشمنیها و درگیریها و سختیهای راه میشود، اینطور نیست که خدای متعال مؤمنین را رها کند؛ «يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا» طرف آنهاست.
در آیه بعد، اذن قتال صادر شده است: «أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلَىٰ نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ»،[۲] مسلمانان بهویژه در مکه تحت ستم بودند. از حضرت اجازه میگرفتند برای اینکه وارد میدان درگیری و قتال بشوند. حضرت بر اساس وظایفی که داشتند، صبوری میکردند تا فرصت آن برسد. نقطهای فرا رسیده [است]، خدای متعال دیگر اجازه قتال میدهد: «أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا»، آن دسته از مؤمنین ـ ناظر به همین مؤمنینی است که خدای متعال میخواهد از آنها در مقابل دشمن دفاع کند ـ مسیر دفاع اینگونه است: آنها را وارد میدان درگیری میکند، به آنها اجازه قتال داده، «أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا».
مکرر اصرار میکردند، اجازه قتال بدهد، خدای متعال میفرماید فعلاً وقت آن نیست، نماز بخوانید، زکات بدهید، خودتان را آماده کنید، انفاق جانی کنید، انفاق مالی کنید، عبادت کنید، مهیا بشوید، اجازه قتال هم داده خواهد شد. در مرحلهای اجازه قتال داده شده است: «أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا» با آنها مقاتله میشود، درگیری میشود، دشمن دیگر کار را به قتال با اینها میکشاند. در مکه برنامه دشمن کشتن نبود، جنگ نظامی نمیکرد، حضرت هم مأذون به قتال به این معنا نبودند، اما در مدینه که آمدند، دیگر با آنها مقاتله میکنند. وقتی اینگونه شد، «أُذِنَ» خدای متعال به آنها اجازه قتال میدهد. «يُقَاتَلُونَ» چرا به آنها اجازه میدهد؟ «بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا» ظلم به آنها شده [است]، حق دارند از خودشان دفاع کنند، بایستند، بکشند و کشته بشوند.
[خود این مسئله یک] بحثی است که اجازه قتال به این راحتی صادر نشده است. روایات مفصلی داریم، در [کتاب] کافی روایاتی داریم که حضرت مراحلی از صبر و مدارا را گذراندند تا نوبت به قتال رسیده است. امتی باید ساخته بشوند، آماده بشوند، باید عذرها با دشمن تمام بشود، بعد دستور قتال داده شده است، «أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا». به اینهایی که خدای متعال اجازه قتال داده، «وَ إِنَّ اللَّهَ عَلى نَصْرِهِمْ لَقَدير»؛ خداوند میتواند اینها را پیروز کند، به فتح برساند. اینگونه نیست که به آنها بگویند بروید وارد قتال بشوید، رهایشان کنند. هم «يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا» دفاع میکنیم، هم قدرت داریم که اینها را به پیروزی برسانیم.
خب اینهایی که به آنها اجازه قتال داده شده، چه کسانی هستند؟ به آنها ظلم شده [است]، خدای متعال وعده دفاع و نصرت میدهد، «الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ»[۳] اینها را از سرزمینهایشان بیرون کردهاند، این کارشان هم کار حقی نبود. یک موقع شایسته است جمعیتی را باید بیرون کرد، حضرت هم یک قومهایی را از یک جغرافیایی بیرون کردند؛ مثلاً یهود را از اطراف مدینه دور کردند، ولی بر اساس قاعده حقی بود. [اما آنها] بدون اینکه حق داشته باشند، [اخراج کردند]. چرا این کار را میکردند؟ «إِلَّا أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ»، مسلمین مسیرشان را تغییر داده بودند، سخنشان این بود: «رَبُّنَا اللَّهُ»، ما دنبال بتها و فرهنگ شما نیستیم، ما دنبال خدا هستیم؛ وقتی این حرف را میزدند، اینها را از سرزمینشان بیرون میکردند.
ظاهراً یک مصداق جدی آن همان بیرون کردن مؤمنین از مکه است که مجبور شدند به حبشه هجرت کنند، آخر کار هم حضرت به مدینه هجرت کردند. این مؤمنینی که خدا به آنها اجازه قتال داده [است]، کسانی هستند که «الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ»، هیچ دلیل حقی برای این کار نداشتند، الا این که ـ این هم دلیل حقی نیست ـ «إِلَّا أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ».
ـ منافع بیشتر قتال از خسارت آن
بعد قرآن میفرماید: «وَ لَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ»، اگر خدای متعال خطر مردم را با همدیگر دفع نمیکرد، مدافع بین اینها ایجاد نمیکرد، «لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَ بِيَعٌ وَ صَلَوَاتٌ وَ مَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيراً». یکی از مراحل اساسی درگیری، مرحله قتال است، خسارتهایی دارد، ولی آن طرف هم یک منافع فراوانی دارد. اینگونه نیست که قتال فقط خسارت است. یادم هست در دوران دفاع مقدس حرفهای عجیب و غریبی میزدند! یک بار ـ خدای متعال امام راحل ما را با انبیا محشور کند ـ از ایشان نشنیدیم مثلاً بگویند «جنگِ خسارتبار»، جنگ اصلاً اینگونه نبود. بعد هم که پس از هشت سال قطعنامه را پذیرفتند، آنجا در بیان پذیرش قطعنامه میگویند، خدایا ما اول راهیم، این باب شهادت را بهروی ما نبند.[۴]
این به خاطر این است که میدانند این قتال یک منافع بزرگی هم دارد. درست است سختی دارد، انسان ممکن است رنج ببرد، ولی «وَ عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُم»،[۵] اتفاقاً این [آیه] راجع به قتال است، «كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَ هُوَ كُرْهٌ لَكُمْ وَ عَسَىٰ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ» قتال را بر شما نوشتهاند، ممکن است خوشتان نیاید، کراهت داشته باشید، ولی «وَ عَسَىٰ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ». آنجایی که خدای متعال اذن میدهد، قتال و درگیری و ایستادن پای دین خدا، منافع دارد.
پس اینطور نیست که اگر ما قتال نکنیم، همیشه به منفعت میرسیم. خیر، یک جایی باید ایستاد و قتال کرد. در این قتال منافعی است، بهطوری که اگر شما قتال نکردید، مجبور به سازش میشوید و مضرات آن بیشتر از قتال است. یکی از برکات قتال ـ قتال به وقت و به جا ـ این است که اگر این قتال نبود، اگر «دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ» نبود، آیه معانی مختلفی دارد، یک معنای معروفی که مفسران فرمودهاند، همین است که این قتالی که به آن اجازه داده شده است، برای دفع الناس بالناس است، برای اینکه خطر دشمن را دفع کنید.
ـ معنای تخریب مساجد
اگر [خطر دشمن را] دفع نکنید چه میشود؟ «لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَ بِيَعٌ وَ صَلَوَاتٌ وَ مَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيرًا» صومعهها نابود میشود، منهدم میشود. صومعه محل عبادتی است که در کوهها و دوردستها، در قلهها مسیحیها برای خودشان درست میکردند، رهبانانشان آنجا عبادت میکردند؛ مراکز عبادت نابود میشود. «بِيَعٌ» محل عبادت، معبد رسمی مسیحیها و یهودیهاست. «وَ صَلَوَاتٌ» صلوات را هم اینگونه معنا کردهاند که محل عبادت اهل یهود است.
بالاخره عدهای خداپرست هستند، میخواهند خدا را بپرستند. همانطوری که اهل دنیا برای خودشان محل فساد ـ مثل کازینوـ درست میکنند و چیزهایی که اکنون راه افتاده، مؤمنین احتیاج به مسجد و محل عبادت دارند. اگر این جنگ نباشد، این مساجد نابود میشود. یعنی دنیا یکدست، دنیای شیطنت و هواپرستی و نفس[پرستی] میشود. به تعبیر دیگر، جریانی میخواهد این مساجد را نابود کند، این معابد را نابود کند. اگر به آنها فرصت دادید، اگر مقابلشان نایستادید، آنها را دفع نکردید، کارشان را انجام میدهند. میخواهند همه عالم میکده باشد، یک مسجد در کل عالم نباشد. آخر آن خط، این است.
ممکن است معنای این انهدام فقط ویرانی مسجد نباشد؛ البته [در نهایت] به آنجا هم میکشد، ولی انهدام مساجد فقط این نیست که ساختمان آن را پایین بیاورند. به تعبیر امروزیها، مسجد غیر از این سختافزار، یک نرمافزاری هم دارد، [دشمن] آن را عوض میکنند. مسجد ضرار، مسجدی است که منافقین ساختند، خود وجود مقدس نبیاکرم (ص) دستور داد، ویرانش کردند، [محل آن را تبدیل به] مزبله کردند. از این بالاتر که نمیشود [برخورد کرد]. پس انهدام مسجد که اگر شما قتال نکنید مساجد منهدم میشود، فقط معنایش این نیست که پیکر مساجد را ویران میکنند. ممکن است مساجد زیبایی هم بسازند، ولی دیگر مسجد نیست. محل خداپرستیِ آن دینی که خدای متعال میفرماید نیست.
یکی از مهمترین مساجد مسجدالحرام است، قبله همه مسلمین عالم است. قرآن میفرماید مناسک حج را از حضرت ابراهیم (ع) آوردند، ولی مشرکان آرامآرام کاری کردند که «وَ مَا كَانَ صَلَاتُهُمْ عِنْدَ الْبَيْتِ إِلَّا مُكَاءً وَ تَصْدِيَةً»[۶] نماز خواندنشان دوروبر خانه خدا، جز کف و سوت نبود. یک معنای ظاهری دارد، یعنی جزء مناسک حج این چیزها را قرار داده بودند، لهو و لعب آورده بودند. ولی از این بالاتر هم هست؛ یک موقعی نماز میخوانی، نمازت کف و سوت است، نماز نیست. آن نمازی که سر صبح لشکر عمرسعد با او خواندند، مکاء و تصدیه است، مثل کف و سوتشان است، با بقیه کارهایشان فرق نمیکند.
لشکر حضرت پشتِسر سیدالشهدا (ع) نماز خواندند لشکر مقابل پشتِسر عمرسعد. میدانید چرا هدایت نمیشود؟ حُر وقتی راه سیدالشهدا را بست، حضرت فرمودند ما میخواهیم نماز بخوانیم، ما با لشکرمان نماز میخوانم، شما با لشکرتان. گفت نه آقا، من نماز را پشت سر شما میخوانم. میداند این نماز است، نماز بنیامیه که نماز نیست. حضرت وقتی قبل از ورود به جنگ، شروع به صحبت و موعظه کردند، اینها کف و سوت میزدند، سر و صدا میکردند تا صدای حضرت شنیده نشود. نمازشان هم همان کف و سوت است، میخواهند نماز حضرت دیده نشود. شما نماز بخوانی با هفتاد نفر، هشتاد نفر، ما هم با سیهزار آدم نماز میخوانیم. این نماز مکاء و تصدیه است.
پس تخریب مسجد فقط این نیست که شما مسجد را ویران کنید، ولی کار به همین ویرانی هم میرسد. واقعاً طرح دشمنان این است که در قدم [اول] میگویند مسجد و میکده و کلیسا که همهاش یکی است، تو چه میخواهی؟ خواسته تو مهم است. مسجد میخواهی، مسجد. میکده میخواهی، میکده. در منشور ملل میآورند که عقیده محترم است، چه گاوپرست باشد، چه خداپرست، چه بتپرست باشد، چه خداپرست. خداپرستی را میگذارند کنار بتپرستی، مسجد را میگذارند کنار میکده. قدم بعد مسجد را ویران میکنند، اینها میخواهند میکده درست کنند. جلوی اقامه ذکر خدا و صلاة را میگیرند. قرآن میفرماید یک جریانی در عالم است، اگر اجازه قتال ندهیم و دفعشان نکنیم، اینها هیچ معبد حقیقی در عالم نمیگذارند. تمام عالم را بتکده میکنند. این کار را هم دارند میکنند، اول عبادت خدا را از محتوا خالی میکنند، بعد آرامآرام مسجد هم ویران میکنند.
وعده قطعی نصرت و فتح
«وَ لَيَنْصُرَنَّ اللَّهَ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ» ما اجازه قتال دادیم، شما باید وارد این قتال بشوید. اگر وارد این قتال شدید، معابد حفظ میماند، نام خدا زنده میماند، این میشود نصرت خدا. حالا اگر شما خدا را نصرت کردید، وارد شدید، از دین خدا دفاع کردید، نگذاشتید نام خدا، مساجد، معابد از بین برود، خدا هم شما را نصرت میکند، نصرت هم قطعی است، پیروزتان میکند. بعد هم خدای متعال مکرر در آنجایی که وعده نصرت میدهند، میفرمایند: «إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ»، خدای متعال قوی و عزیز است، تواناست، اگر میگوید من پیروزتان میکنم، اینگونه نیست که دستش بسته است. اینطور نیست که منتظر فرمان دیگران باشد، او تحت نفوذ دیگران نیست، خودش اراده میکند و کار را انجام میدهد.
«إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ»، عزیز یعنی آن کسی که تحت فرمان دیگری نیست. «يَفْعَلُ اللَّهُ ما يَشاءُ بِقُدْرَتِهِ وَ يَحْكُمُ ما يُرِيدُ بِعِزَّتِه»،[۷] این روایت را چون بشارت بزرگی دارد، مکرر عرض کردم، حضرت فرمودند اگر کسی این ذکر را سه بار قبل از خوابش بگوید، ثواب هزار رکعت نماز دارد: «يَفْعَلُ اللَّهُ ما يَشاءُ بِقُدْرَتِهِ وَ يَحْكُمُ ما يُرِيدُ بِعِزَّتِه»؛ خدای متعال هر کاری را مشیتش باشد میتواند انجام بدهد، چون قوی است. قوی یعنی این؛ کاری را اراده کند، مانعی سر راهش نیست. «يَفْعَلُ اللَّهُ ما يَشاءُ بِقُدْرَتِهِ وَ يَحْكُمُ ما يُرِيدُ بِعِزَّتِه» هرچه اراده خودش است در عالم حکم میکند، تحت فرمان دیگری نیست. چرا؟ «بِعِزَّتِه» چون عزیز است، تحت نفوذ نیست، تحت تأثیر نیست.
پس خدای متعال یک جایی به مؤمنین اجازه قتال میدهد، میگوید دیگر اینجا وارد قتال بشوید، درگیر بشوید. در این مرحله اگر شما وارد قتال نشوید، اساس دین بساطش را جمع میکنند. اگر بایستید نام خدا میماند و اگر شما آمدید و دین خدا را نصرت کردید تا بماند، ـ هدف اصلی قتال این است ـ خدا شما را پیروز میکند. خدای متعال قوی و عزیز است. نزاع اصلی این است، اذن قتال برای این است. کجا اجازه قتال میدهند؟ ریشه اصلیاش این است.
لذا در آیه بعد خدای متعال لطیفهای را بیان میکند. میفرماید کسانی را که اجازه قتال میدهیم، نصرت میکنیم، پیروز میکنیم، با عزت و قوت خودمان آنها را پیروز میکنیم، اینها کسانی هستند که «الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَ آتَوُا الزَّكَاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ»،[۸] اگر آنها را پیروز کنیم و مکنت بدهیم، کارشان اقامه صلاة است. جبهه مقابل اگر قدرت پیدا کند، ریشه نماز را میکند، مسجد را نابود میکند، جای مسجد میکده میزند. بر ویرانههای معابد، بتکده درست میکنند. همه دنیا را لهو و لعب میکنند. کسانی که ما اجازه دادیم، قتال کنند و نگذارند آنها مساجد و معابد را از بین ببرند، نگذارند یاد خدا را در عالم نابود کنند، نگذارند دنیا را تبدیل به میکده کنند، ما نصرتشان میکنیم.
ـ اقامه صلات و إیتاء زکات
در مقابل، دشمنانِ آنها، معابد را از بین میبرند. کار اینها «أَقَامُوا الصَّلَاةَ»، اقامه یاد خدا در عالم است، نماز را اقامه میکنند، خیمهای به پا میکنند که عمودش صلات است. البته این صلاة باطنی دارد که میشود ولایت نبیاکرم (ص) و امیرالمؤمنین(ص)، ولایت امام زمان (ع). اگر به اینها مهلت بدهی، ولایت حق را اقامه میکنند در مقابل آنها اما ولایت باطل [را اقامه میکنند]. [مؤمنین] ذیل ولایت حق، نماز اقامه میشود، روزه اقامه میشود، تمام خوبیها اقامه میشود. اگر ما مهلت بدهیم، اول ذکر خدا را به پا میکنند، دوم زکات را به پا میکنند، «وَ آتَوُا الزَّكَاةَ».
زکات یک حد محدود واجبی دارد که در اکثر آیات قرآن کنار صلاة آمده؛ این دو تا با همند، دو بالند. آدم هم باید مشغول به عبادت باشد و هم رزق الهی را از دست خدا بگیرد و پخش کند. «إیتاء زکات» یعنی همین. یعنی در عین اینکه نماز به جا میآورد، از دست خدا میگیرد و به دست بندگان خدا میدهد. این عامل رشد [او میشود]، فرمود حد لازم سخاوت ـ که یکی از اوصاف فوقالعاده است در مقابل بخل و شُحّ این است که همین زکات واجبت را بدهی. آنجایی که خدا گفته پرداخت کن، از مالت دست برداری. خمست را بدهی، زکاتت را بدهی، این آن میزان سخاوتی است که بر مؤمن لازم است.
البته زکات درجاتی دارد؛ امیرالمؤمنین (ع) اگر نماز میخوانند، اقامه صلاة در عالم میکنند، «أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلَاة»،[۹] کار سیدالشهدا (ع) اقامه نماز در عالم است، ولایت امیرالمؤمنین (ع) را به پا میکند، إیتاء زکات میکند، «أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلَاةَ وَ آتَيْتَ الزَّكَاة»؛ وجود مقدس سیدالشهدا (ع) ارزاق را از محضر خدا گرفته و تقسیم کرده است. همه این چیزی که این شبها بهدست ما میآید، انشاءالله از سفره امام حسین(ع) و زکات امام حسین (ع) است. از خدا میگیرد به ما میرساند.
کار جبهه مؤمنین این است: «الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ»، اگر در عالم به آنها مکنتی بدهیم، نماز بهپا میکنند، «وَآتَوُا الزَّكَاةَ» ایتاء زکات میکنند، امکانات را میگیرند و تقسیم میکنند، به جبهه مؤمنین میرسانند. اینطور نیست که امکانات دیگران هم جمع کنند. نه، زحمت میکشند، از دست خدا میگیرند، به دست بندگان خدا میرسانند. در این دادوستد هم خودشان تطهیر میشوند، هم آن کسانی که زکات را میگیرند، تطهیر میشوند. واسطه دست خدا هستند. زکات یعنی از خدا بگیر، به دست خدا برگردان.
این آیه در سوره مبارکه توبه است، خدای متعال میفرماید که یک عدهای معترف به گناه خود هستند، «خَلَطُوا عَمَلًا صَالِحًا وَآخَرَ سَيِّئًا»،[۱۰] خوب و بد را با هم قاطی کردند. «عَسَى اللَّهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ»، انشاءالله خدا به اینها رجوع میکند و پاکشان میکند. چگونه رجوع میکند؟ راه رجوع این است، «خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ»، از اینها زکات بگیر، پاکشان میکنی. زکاتشان به دست حضرت میرسد، پاک میشوند. چرا؟ آیه بعد میفرماید: «أَ لَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَ يَأْخُذُ الصَّدَقَاتِ»[۱۱] این زکاتی که میدهید توبه است. وقتی زکاتتان رجوع به خداست، خدا هم این توبه را قبول میکند. خدای متعال صدقات را از دست شما «وَ يَأْخُذُ الصَّدَقَاتِ» میگیرد. وقتی خدا میگیرد، [یعنی] شما از دست خدا میگیرید، به دست خدا برمیگردانید، [با این کار] تطهیر میشوید. لذا در روایت دارد که وقتی ائمه (ع) صدقه میدادند، برمیگردانند دست خود را میبوسیدند و دوباره میدادند. میگفتند این دست به دست خدا خورده است. «أَنَّ اللَّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَ يَأْخُذُ الصَّدَقَاتِ» توبه یعنی همین. تطهیر میشوند و اینگونه جامعه پاک میشود.
بنابراین خدای متعال میفرماید ما اجازه درگیری به مؤمنینی دادیم که به آنها ظلم کردند، آنها را از سرزمینهایشان بیرون کردند. ظاهرش هم این است مثلاً از مکه بیرونشان کردند، آنها مجبور کردند، [همه داراییهای خود را] رها کنند و بروند، ولی از این بالاتر هم هست. امکانات ارض وقتی به مؤمنین برمیگردد، خدای متعال از آن تعبیر به «فیء» میکند. «فیء» یعنی چیزی که سر جای خودش برگشته. حضرت فرمود وقتی حضرت ظهور کنند، همه این اراضی را میگیرند، قواعد تقسیم ارض که جزء انفال است، عوض میشود و بهگونه دیگری تقسیم میشود.
ظاهر آیه این است، کسانی میخواهند بندگی خدا کنند، «قَالُوا رَبُّنَا اللَّهَ»،[۱۲] عدهای به جای اینکه حرف اینها را قبول کنند، مقابلشان میایستند و میگویند در این سرزمین نمانید، اینجا جای بندگی خدا نیست. وقتی مسلمین را بیرون میکنند، آنها به مدینه میآیند، [اما دشمنان] دوباره طرح قتال میکشند، میآیند تا آنها را بکشند. میگویند اصلاً در مدینه هم حق ندارید، نام خدا را زنده کنید! «يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا»؛ خدای متعال به اینها اجازه میدهد و میگوید وارد قتال بشوید و وعده نصرت میدهد. میفرماید اگر این قتال نباشد، دشمنان، معابد را، نام خدا را در عالم نابود و محو میکنند.
ـ حقیقت معروف و منکر
شخصی در شام به امام سجاد (ع) عرض کرد دیدید شکست خوردید؟ بساط شما آل الرسول تمام شد، این آخرین سفرهتان بود، خامس اصحاب کسا هم این سر مطهرش است، این هم اسرا. امام سجاد (ع) در جواب یک جمله فرمودند: بگذارید اذان بگویند معلوم میشود چه کسی پیروز شده است. از این [بیان] پیداست، بنیامیه دنبال بودند اذان را از بین ببرند، نام خدا و نام رسول خدا نباشد. این را مغیره [لعنة الله علیه] بعد از صلح امام مجتبی (ع) نقل میکند، میگوید ما به معاویه گفتیم، غالب شدی، پیروز شدی، پس چرا اینقدر اذیت میکنی؟! [معاویه] گفت همه آمدند و رفتند، اسمشان رفته، این آدم اسمش را کنار اسم خدا گذاشته، من باید این اسم را محو کنم. اگر قتال نکنید، این اتفاق میافتد.
خدای متعال اجازه [داده و] این منفعتِ قتال است. «وَ عَسَىٰ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ» تا یک جایی اجازه نمیدهند، ولی آنجایی که اجازه میدهند، اجازهای است که در آن منافعی است. به چه کسانی اجازه می دهیم، به کسانی که اگر پیروزشان کنیم، «أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَ آتَوُا الزَّكَاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَ لِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ»، معروف را به پا میکنند، منکر را از بین میبرند. میدانید اصل معروف و منکر هم چیست؟ ابوحنیفه به امام صادق (ع) عرض کرد، معروف چیست؟ حضرت فرمودند: «الْمَعْرُوفُ فِي أَهْلِ السَّمَاءِ الْمَعْرُوفُ فِي أَهْلِ الْأَرْضِ وَ ذَاكَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِين»، معروف همان کسی است که آسمانیها و زمینیها او را به خیر میشناسند، امیرالمؤمنین (ع). اصل خیر امام است، همه از فروع امام است. گفت آقا پس منکر چیست؟ فرمود آنهایی که ظلم کردند به حضرت و حق حضرت را گرفتند، «اللَّذَانِ ظَلَمَاهُ حَقَّهُ وَ ابْتَزَّاهُ أَمْرَهُ وَ حَمَلَا النَّاسَ عَلَى كَتِفِه»[۱۳] مردم را بار دوش امام کردند، به جای اینکه یار امام باشند. معاویه مردمی که باید کنار امیرالمؤمنین (ع) باشند را در صف مقابل امیرالمؤمنین (ع) قرار داد که قدرت را از دست حضرت بیرون بیاورد. منکر اوست. منکر حقیقی این است. سیدالشهدا (ع) «أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلَاةَ وَ آتَيْتَ الزَّكَاةَ وَ أَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَيْتَ عَنِ الْمُنْكَر» این کار را کردند. خدای متعال به آنها امکان داده [است]، با این امکان اقامه کردند.
امام زمان(ع) مأذون حقیقی به قتال/از بدر تا ظهور
«وَ لِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ»، آخر کار دست خداست. ممکن است این وسط دولتی به دیگران بدهیم. خیلی روشن است، خدای متعال اذن قتال میدهد، این اذن قتال به اقامه دین خدا منتهی میشود، مؤمنینی سر کار میآیند و «وَ لِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ». این میانه را نگاه نکنید که کار دست بنیامیه و بنیعباس و دیگران میافتد. این خیلی روشن، بشارت به ظهور است، آیات ابهامی ندارد. در عین حال روایاتی هم ذیل آن داریم که من یکی دو روایت را تقدیم کنم.
این روایت را علیبنابراهیم نقل کردهاند. روایت ذیل آیه «أُذِنَ لِلَّذِينَ»است؛ کسانی که به آنها ظلم شده و از سرزمین خود بیرون شدند، اجازه قتال دادیم. اینها چه کسانی هستند؟ «قَالَ إِنَ الْعَامَّةَ يَقُولُونَ نَزَلَتْ فِي رَسُولِ اللَّهِ لَمَّا أَخْرَجَتْهُ قُرَيْشٌ مِنْ مَكَّة»،[۱۴] عامه میگویند وجود مقدس نبیاکرم (ص) را از مکه بیرون کردند، این راجع به آن [است که] به حضرت اجازه قتال با قریش دادند. حضرت فرمودند این آیه در مورد مطلب دیگری است، نه اینکه شامل [اخراج نبیاکرم (ص)] نمیشود، ولی قتالی است که به اینجا میرسد، «مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَ آتَوُا الزَّكَاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَ لِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ». [آیه] پایان کار را توضیح میدهد، ما نصرت میکنیم، پیروزی به دست میآید، پایان کار به دست اینهاست. حضرت فرمودند که وجود مقدس امام زمان ارواحنا فداه مقصود است؛ «إِذَا خَرَجَ يَطْلُبُ بِدَمِ الْحُسَيْن وَ هُوَ قَوْلُهُ نَحْنُ أَوْلِيَاءُ الدَّم». اینکه امام زمان وقتی ظهور میکنند، میفرمایند: «نَحْنُ أَوْلِيَاءُ الدَّم»، ما خونخواهی میکنیم.
اگر در این وزان آیه را معنا بفرمایید چگونه میشود؟ در یک مرحله به سیدالشهدا (ع) اجازه داده شده، وارد قتال شدند، ولی این قتال ادامه دارد. اینگونه نیست که عاشورا آغاز و پایان یک جنگ است؛ [عاشورا] نقطه قله یک درگیری است، ادامه پیدا میکند و به حضرت [ولی عصر] اجازه دادهاند که بیایند کار را تمام کنند. این آیه ناظر به اذن قتال به حضرت است، اذن به ظهور، اذن به خونخواهی داده شده است.
البته این اذن مراحلی دارد، امام زمان الان دارند مراحل آن خونخواهی را فراهم میکنند. کما اینکه قائد شهید ما میدانستند ما یک جایی با آمریکا درگیر میشویم. یکی از چیزهایی که نقل کردند، ایشان به شدت مراقبت میکردند، ما وارد این درگیری نشویم تا وقتی توانا بشویم، امکاناتش فراهم بشود، ملت خودمان بفهمند، ملتهای عالم بفهمند که ما چرا وارد درگیری میشویم، نتوانند صحنه را وارونه کنند. همینطور هم شد، تمام جنگ تبلیغاتیشان به هم خورد. امام زمان علیهالسلام اذن قتالی با این دستگاه، دستگاهی که میخواهد مسجد و صومعه و همه را با هم از بین ببرد، تمام معابد را از بین ببرد، اذن قتال با اینها برای حضرت صادر شده و این اذن هم در یک مراحلی محقق میشود، حضرت وارد قتال میشوند، ولی در یک مراحلی عالم را آماده میکنند، برای آن درگیری سنگین و خدای متعال هم وعده داده [است]: «وَ إِنَّ اللَّهَ عَلَىٰ نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ».
در همین آیه الان خواندیم: «إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ»؛ قوت و عزت خدای متعال پشت این اذنش است، قطعاً پیروز میکند و قطعاً به آنجایی میرسیم که «أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَ آتَوُا الزَّكَاةَ». اصل این درگیری برای همین است، درگیری با جبهه کفر که خدای متعال اذن آن را صادر کرده، به نبیاکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم اذن دادهاند، به سیدالشهدا (ع) اذن دادهاند، به امام زمان (ع) اذن دادهاند که وارد این درگیری بشوند و کار تمام میشود. این مسیر قتال که از زمان خود حضرت شروع شده، از بدر شروع شده و به ظهور ختم میشود.
در این مسیر، درگیری بر سر همین است، بر سر عبادت و بتپرستی است، بر سر مسجد و میکده است. لذا اذن داده شده، نتیجه این قتال، این است: پیروزشان میکنیم. عالم مسجد میشود، معروف به پا میشود، ولایت نبیاکرم (ص) و امام زمان (ع) به پا میشود، بساط ولایت اولیاء طاغوت کلاً جمع میشود. این منکر جمع میشود، آن معروف اقامه میشود، خیمهای درست میشود که ستون اصلی آن یاد خدا و ذکر و نماز [و] همه چیزش بوی نماز میدهد، بازارش هم بوی نماز میدهد.
رزق ذیل صلات و موزانه عادلانه
ممکن است کسی بگوید، پس معیشت مردم چه شد؟ امام زمان (ع) اقامه ذکر میکنند، وقتی چنین چیزی اقامه شد، رزق نازل میشود. اینطور نیست که حضرت رزق مردم را تأمین نمیکنند، اما رزق ذیل نماز و زکات و…؛ یک رزق خاصی است. جناب شعیب (ع) وقتی آمدند، قومشان یک عیب اساسی داشتند، همه ترازو را به نفع خودشان میکشیدند. «وَ إِذا كالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ يُخْسِرُون»،[۱۵] وقتی برای دیگران کیل میکردند، کم میگذاشتند. وقتی برای خودشان کیل میکردند، پر میگذاشتند. این فقط به معنی این ترازوی ظاهری نیست که سنگ ترازوشان غلط بوده است، آن هم بوده [است]. قوانینی که جعل میکردند، اینگونه بود همه چیز را به نفع آنها میکشید.
اکنون قوانین عالم را ببینید، ترازوهای عالم را [ببینید]، همه چیز به نفع صاحبان قدرت و ثروت و سرمایهدارهای عالم است. در کشور ما هم که میبینید، همینگونه است. ترازو را بهگونهای درست کردهاند که همه چیز به نفع آنهاست. به کشورهایی مثل ما اصلاً اجازه نمیدهند که زنجیره تولیدمان طولانی باشد، نفت را تبدیل کنید به کالاهای قیمتی اساسی. به ما میگویند شما باید خامفروشی کنید. قیمت این مواد خام را هم ما معین میکنیم. میبریم تبدیل میکنیم به یک موادی که گاهی ده هزار برابر این ارزش افزوده دارد، به شما میفروشیم، حالا بیایید از ما بخرید. این عدالت است؟ این عدالت سرمایهداری است.
ما با این میجنگیم؛ نمیگذارند غنی بشوید، خیال نکنید اگر اینها بر عالم مسلط بودند، میگذارند کسی غنی بشود. آب از دستشان نمیچکد، «يَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ».[۱۶] باید فقط با اینها مقابله کنیم. به حضرت شعیب (ع) میگفتند این حرفها چیست میزنی؟ کمفروشی نکنید، ترازوتان را درست کنید، قوانینتان عادلانه باشد! تو یک نماز آوردی، یک روزه آوردی، «أَ صَلاتُكَ تَأْمُرُكَ أَنْ نَتْرُكَ ما يَعْبُدُ آباؤُنا أَوْ أَنْ نَفْعَلَ في أَمْوالِنا ما نَشؤُا»[۱۷] نمازت را بخوان دیگر، چهکار با تجارت ما داری؟! اکنون هم دنیا همین را میگوید. بعضیها هم خیال میکنند همینگونه است!
قرآن میفرماید که پیغمبر (ص) وقتی میآید، نمازش همه چیز را تنظیم میکند. بازارش ذیل نماز تعریف میشود. معنی «أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَ آتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ» این است که همه چیز را به پا میکنند، همه چیز را اصلاح میکنند. معیشت مردم هم اصلاح میشود، اما بر محور صلاة. عصر ظهور اینگونه است، همه رزق مردم اصلاً در عصر ظهور نازل میشود؛ «لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ»[۱۸] از بالای سرشان، از زیر پا رزق میجوشد. ولی محور این خیمه، صلاة است. بازارشان هم مسجد است. ولی اگر این کار را نکنند، مسجد هم میکده میشود. عرض کردم: «لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ».
سیدالشهدا علیهالسلام برای این امر قیام کردند، آنها هم میخواهند، زمین را از دست سیدالشهدا (ع) بگیرند. حضرت خلیفةالله است، حضرت خلیفةالرسول این امت است، این ارض برای ایشان است، ایشان باید یک امت مصلحه بسازد، اما نگذاشتند. اخراج یعنی چه؟ معنی اخراج چیزی غیر از این نیست، معنیاش این نیست که فقط از خانهات بیرونت کنند. ایشان امام است و این مِلک و مُلک برای ایشان است. به او اجازه دادند امامت کند؟ به او اجازه دادند امت بسازد؟ آمدند بیرون کردند، خودشان دست گرفتند. دستشان باشد، چه اشکالی دارد؟ «لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَ بِيَعٌ». دعوا سر چیست؟ برای چه بنیامیه آمدند ملک را از ائمه گرفتند؟ میگویند دنیا دست ما باشد؟ «إِلَّا أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ» دعوا سر همین است. میگویند «رَبُّنَا اللَّهُ» یعنی چه؟ کار دست ماست.
آیهاش را مکرر تقدیم کردیم؛ خدای متعال میفرماید: «هَذَانِ خَصْمَانِ اخْتَصَمُوا فِي رَبِّهِمْ»؛[۱۹] اتفاقاً از آیات همین سوره است. «هَذَانِ خَصْمَانِ اخْتَصَمُوا فِي رَبِّهِمْ» این دو گروه سرِ ربشان میجنگند، سر منافع نیست، سر ذخائر زمین نیست. «اخْتَصَمُوا فِي رَبِّهِمْ». سیدالشهدا (ع) فرمود ما هستیم و بنیامیه.[۲۰] دعوای ما و بنیامیه سر چیست؟ چرا یزید سیدالشهدا (ع) را اخراج میکند؟ در ظاهر از مدینه حضرت را اخراج کردند به مکه آمدند، از مکه هم اخراج کردند. ولی باطنش این است این مِلک و مُلک برای سیدالشهداست. حضرت میخواهد مسجد به پا کند، آنها میکدهاش کردند. سر چه چیز با سیدالشهدا (ع) دعوا دارند؟ حضرت فرمود ما هستیم و بنیامیه، ما میگوییم طرح خدا راست است، «رَبُّنَا اللَّهُ»، او رب است، باید دین خدا اجرا بشود. آنها میگویند نه، دین خدا درست نیست، حرف خودمان درست است. دعوا سر این است، اکنون هم دعوا سر این است.
اکنون هم این امپراتوری مادی سر چه چیز با ما میجنگد؟ سر «رَبُّنَا اللَّهُ» است. میگوید شما حق ندارید، چرا دعوای تمدنی با ما میکنند؟ میگویند رقیب ما، بدیل ما در نظم، اسلام به پرچمداری ایران است، چون دارند یک حرف دیگری در عالم میزنند. یک سخن دیگری در عالم میگویند. قائد شهید ما میفرمود ما ابتدائاً دعوا درست نمیکنیم، ما یک حرفهایی میزنیم پای حرفِحقمان میایستیم، دعوا درست میشود.
خدای متعال کسانی را نصرت میکند که در مقابلشان میخواهند نام خدا نباشد، مسجد نباشد، قدرت دستشان بیاید، هیچ چیزی از اینها را نمیگذارند. اینها محور جامعه را مسجد قرار میدهند، محور را نماز قرار میدهند، محور را یاد و ذکر خدا قرار میدهند، محور را معروف قرار میدهند، ولایت حق قرار میدهند، ولایت امیرالمؤمنین (ع) قرار میدهند. اما آنها نه، ولایت امیرالمؤمنین (ع) را حذف میکنند، ولایت بنیامیه و بنیعباس را به پا میکنند. این نزاع است. خدای متعال اینها را یاری میکند، پیروزشان میکند.
این اذن داده شده، این آیه تطبیق به امام زمان علیهالسلام شده [است]. البته یک قتال مستمری است که از بدر شروع شده و تا ظهور امتداد پیدا میکند. محورش چیست؟ محورش این است که کفار میخواهند ارض را از دست اینها بگیرند، ارض را خدا برای اینها خلق کرده [است]، مال بندگی خلق کرده [است]. خدا عالم را برای شیطنت خلق نکرده است. خدای متعال میگوید من به اینها اجازه دادم، کمکشان میکنم، پیروز میشوند، اینها هم وقتی پیروز میشوند، خیال نکنید مثل شما بازار مکاره درست میکنند و بورس فلان راه میاندازند؛ عالم را محیط عبادت میکنند. البته رزق مردم، معیشت مردم به بهترین وجه تأمین خواهد شد، نه جائرانه و ظالمانه. «وَ لِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ» پایان کار را خدا مینویسد نه شما.
شما یک حرفهایی میزنید، یک بساطی به پا میکنید، وجود مقدس امام زمان (ع) این کار را به انجام میرسانند. خون سیدالشهدا (ع) ضامن اصلی تحقق این حق و بقای مساجد و عبادت خدا و بقای معروف ست. لذا حضرت [سیدالشهدا (ع)] کار را تمام کردند: «أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلَاةَ وَ آتَيْتَ الزَّكَاةَ وَ أَمَرْتَ بِالْمَعْرُوف»، باش تا صبح دولتش بدمد. اکنون ۱۴۰۰ سال گذشته، میبینید نام امام حسین (ع) در عالم چه میکند.
پاورقیها
. سوره حج، آیه۳۸.
. سوره حج، آیه۳۹.
. «الَّذينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلاَّ أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِيَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ يُذْكَرُ فيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثيراً وَ لَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزيز»؛ سوره حج، آیه۴۰.
. «خداوندا کشور ما و ملت ما هنوز در آغاز راه مبارزهاند و نیازمند به مشعل شهادت، تو خود این چراغ پر فروغ را حافظ و نگهبان باش»؛ صحیفه امام، ج۲۱، ص۹۲.
. «كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتالُ وَ هُوَ كُرْهٌ لَكُمْ وَ عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُون»؛ سوره بقره، آیه۲۱۶.
. «وَ ما كانَ صَلاتُهُمْ عِنْدَ الْبَيْتِ إِلاَّ مُكاءً وَ تَصْدِيَةً فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُون»؛ سوره انفال، آیه۳۵.
. «أَنَّ النَّبِيَّ قَالَ لِعَلِيٍّ مَا فَعَلْتَ الْبَارِحَةَ يَا أَبَا الْحَسَنِ فَقَالَ صَلَّيْتُ أَلْفَ رَكْعَةٍ قَبْلَ أَنْ أَنَامَ فَقَالَ النَّبِيُّ كَيْفَ ذَلِكَ فَقَالَ سَمِعْتُكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ تَقُولُ مَنْ قَالَ عِنْدَ نَوْمِهِ ثَلَاثاً يَفْعَلُ اللَّهُ مَا يَشَاءُ بِقُدْرَتِهِ وَ يَحْكُمُ مَا يُرِيدُ بِعِزَّتِهِ فَقَدْ صَلَّى أَلْفَ رَكْعَةٍ قَالَ صَدَقْتَ»؛ بحار الأنوار، ج۸۴، ص۱۷۸.
. سوره حج، آیه۴۱.
. الکافی، ج۴، ص۵۷۰.
. «وَ آخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلاً صالِحاً وَ آخَرَ سَيِّئاً عَسَى اللَّهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيم»؛ سوره توبه، آیه۱۰۲.
. «أَ لَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ يَأْخُذُ الصَّدَقاتِ وَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحيم»؛ سوره توبه، آیه۱۰۴.
. «إِنَّ الَّذينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلاَّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتي كُنْتُمْ تُوعَدُون»؛ سوره فصلت، آیه۳۰.
. «يَا أَبَا حَنِيفَةَ الْمَعْرُوفُ فِي أَهْلِ السَّمَاءِ الْمَعْرُوفُ فِي أَهْلِ الْأَرْضِ وَ ذَاكَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ قَالَ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَمَا الْمُنْكَرُ قَالَ اللَّذَانِ ظَلَمَاهُ حَقَّهُ وَ ابْتَزَّاهُ أَمْرَهُ وَ حَمَلَا النَّاسَ عَلَى كَتِفِهِ قَالَ أَلَا مَا هُوَ أَنْ تَرَى الرَّجُلَ عَلَى مَعَاصِي اللَّهِ فَتَنْهَاهُ عَنْهَا فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ لَيْسَ ذَاكَ بِأَمْرٍ بِمَعْرُوفٍ وَ لَا نَهْيٍ عَنْ مُنْكَرٍ إِنَّمَا ذَاكَ خَيْرٌ قَدَّمَه»؛ تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص۸۱۷.
. «عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ فِي قَوْلِهِ «أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا … إلخ» قَالَ إِنَّ الْعَامَّةَ يَقُولُونَ نَزَلَتْ فِي رَسُولِ اللَّهِ لَمَّا أَخْرَجَتْهُ قُرَيْشٌ مِنْ مَكَّةَ وَ إِنَّمَا هِيَ لِلْقَائِمِ إِذَا خَرَجَ يَطْلُبُ بِدَمِ الْحُسَيْنِ وَ هُوَ قَوْلُهُ نَحْنُ أَوْلِيَاءُ الدَّمِ وَ طُلَّابُ الدِّيَة »؛ تفسیر القمی، ج۲، ص۸۴.
. سوره مطففین، آیه۳.
. سوره ماعون، آیه۷.
. «قالُوا يا شُعَيْبُ أَ صَلاتُكَ تَأْمُرُكَ أَنْ نَتْرُكَ ما يَعْبُدُ آباؤُنا أَوْ أَنْ نَفْعَلَ في أَمْوالِنا ما نَشؤُا إِنَّكَ لَأَنْتَ الْحَليمُ الرَّشيد»؛ سوره هود، آیه۸۷.
. «وَ لَوْ أَنَّهُمْ أَقامُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجيلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ مِنْهُمْ أُمَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ وَ كَثيرٌ مِنْهُمْ ساءَ ما يَعْمَلُون»؛ سوره مائده، آیه۶۶.
. «هذانِ خَصْمانِ اخْتَصَمُوا في رَبِّهِمْ فَالَّذينَ كَفَرُوا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِيابٌ مِنْ نارٍ يُصَبُّ مِنْ فَوْقِ رُؤُسِهِمُ الْحَميم»؛ سوره حج، آیه۱۹.
. «عَنِ النَّضْرِ بْنِ مَالِكٍ قَالَ قُلْتُ لِلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ حَدِّثْنِي عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «هذانِ خَصْمانِ اخْتَصَمُوا فِي رَبِّهِمْ» قَالَ نَحْنُ وَ بَنُو أُمَيَّةَ اخْتَصَمْنَا فِي اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قُلْنَا صَدَقَ اللَّهُ وَ قَالُوا كَذَبَ اللَّهُ فَنَحْنُ وَ إِيَّاهُمُ الْخَصْمَانِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ»؛ الخصال، ج۱، ص۴۳.