جلسه هشتاد و یکم مفهوم اعانه ۲
متن زیر تقریر و خلاصه ای از جلسه هشتاد و یکم درس خارج فقه مبحث مکاسب محرمه؛ جناب حجت الاسلام و المسلمین میرباقری است که در تاریخ دوشنبه ۱۵ اردیبهشت ۹۳ برگزار شده است. در این جلسه به ادامه حکم مفهوم اعانه پرداخته شده است. قابل ذکر است که متن برداشت شاگردان ایشان از مباحث است.
بحث در صدق مفهوم اعانه و دلیل حرمت اعانه بر اثم بود؟ آیا اعانه بر اثم علی الاطلاق حرام است یا قابل تقیید؟
در صدق مفهوم اعانه چند بحث مطرح است؟
مرحوم شیخ میفرماید قصد در صدق مفهوم اعانه شرط است بخلاف وقوع. مرحوم خویی برعکس مرحوم شیخ تنها وقوع خارجی را شرط میداند.
مرحوم ایروانی، قصد را شرط نمیدانند و تنها ماهیت فعل را دخیل در صدق اعانه میدانند، اما تفصیل داده اند که اگر آن کار، فعلی باشد که اعانه بر فاعلیت فاعل میکند، اعانه صدق میکند ولی اگر انجام فعلی باشد که اعانه بر قابلیت قابل است، یعنی بستر فاعلیت فاعل را فراهم میکند، اعانه نیست مثل سفر کردن به قصد حج در جایی که موجب تقویت مالی دولت ظالم باشد.
مرحوم نراقی نیز، هم قصد را شرط در صدق میدانند و هم وقوع فعل در خارج را.
۱= قصد
مرحوم خویی میفرماید: برای تحقیق دخالت یا عدم دخالت قصد، باید موارد استعمال عرفی اعانه را استقراء کرد و اگر استعمال عرفی متوقف وجود قصد توسط معین بود، حکم به دخالت قصد در مفهوم اعانه داد. اما استقراء این موارد نشان میدهد که اعانه متوقف بر قصد معین نیست. مانند این استعمالات که در آیات و روایات در جایی که قصدی توسط معین نیست هم ماده «اعانت» استعمال شده است:
۱: در دعای ابوحمزه ثمالی: «
أعاننی علیها شقوتی
» که اعانه به غیر ذی القصد نسبت داده شده است
البته ممکن است که کسی بگوید در مواردی که اعانه به فاعل مختار نسبت داده شود، منصرف است به اعانه عن القصد، ولی باز هم نمیتوان ادعا کرد که صدور عن قصد در ماده اعانه اخذ شده است
۲: «
استعینوا بالصبر و الصلاة
» صبر و صلاة معین دانسته شده اند بدون اینکه قصدی از آنها صادر شده باشد. البته این استعمال مناسب مقام نیست چون در این آیه به مکلفین دستور داده است که استعانت کنند نه اینکه اعانه را به صبر و صلاة نسبت داده باشد
۳: «
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَنْ أَكَلَ الطِّينَ فَمَاتَ فَقَدْ أَعَانَ عَلَى نَفْسِهِ
» در حالی که معلوم است کسی به قصد قتل خویش و اعانه بر موت خویش، أکل طین نمیکند
۴: «أعینونی بالورع» این استعمال هم اثبات مدعی نمیکند چون معین ورع نیست بلکه مکلف است. الا اینکه کسی بگوید مفاد وصیت حضرت این است که شما اهل ورع باشید و با این کار شما خود بخود مرا اعانه کرده اید ولو قصدتان اعانه من نباشد
۵: «
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَنْ أَعَانَ عَلَى قَتْلِ مُؤْمِنٍ بِشَطْرِ كَلِمَةٍ جَاءَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ بَيْنَ عَيْنَيْهِ مَكْتُوبٌ آيِسٌ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ تَعَالَى
» در این مورد هم اعانه صدق کرده است در حالی که قصدی از معین بر اعانه واقع نشده است
۶: «
إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ رَزَقَكَ الْإِيمَانَ فَحَرَّمَ بِهِ بَدَنَكَ عَلَى النَّارِ وَ رَزَقَكَ الْعَافِيَةَ فَأَعَانَكَ عَلَى الطَّاعَة
» مشروط به اینکه معین خود عافیت و رزق باشند. یا اینکه خدای متعال رزق داده باشد و خود این رزق معین باشد بر طاعت ولو خدای متعال بقصد اعانه بر طاعت نداده باشد
در نهایت صدق مفهوم اعانه متوقف صدور عن القصد نیست گرچه ممکن است حکم به حرمتش چنین توقفی داشته باشد.
پس اولا: در صدق مفهوم اعانه، قصد شرط نیست بدلیل صحت حمل و عدم صحت سلب و طرقی که برای اثبات وضع ذکر شده است.
علت اینکه برای تحقیق مفهوم اعانه به عرف مراجعه کرده اند این است که سیره شارع در باب بیان موضوعات، استفاده از طریقه عرف است. شارع به طریق عرفی، مراد خود از مصطلحات شرعی را بیان کرده است الا در مواردی که موضوع مستنبط فقهی و از حقائق شرعی است. بخلاف بیان احکام که باید از زبان خود شارع مرادش را استنباط کرد. چون شارع در بیان حکم زبان ابداعی دارد. امکان وجود چنین زبان ابداعی در باب بیان موضوعات هم وجود دارد، ولی واقع نشده است. اگر کسی ملتزم به زبان ابداعی در باب بیان موضوعات شد، در آنجا هم باید به همان زبان ابداعی رجوع کند نه به طریقه عرف
ثانیا: حکم اعانه بر اثم حرمت است
ثالثا: این حرمت اقتضایی است نه ذاتی، لذا گاهی تخصیص میخورد
*****
آیات و روایات بحث:
۱-
أعاننی علیها شقوتی
– زاد المعاد، ج۱، ص۹۲
۲-
استعینوا بالصبر و الصلاة
– سوره بقره، آیه ۱۵۳
۳-
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَنْ أَكَلَ الطِّينَ فَمَاتَ فَقَدْ أَعَانَ عَلَى نَفْسِهِ
– الکافی، ج۶، ص۲۶۶
۴-
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَنْ أَعَانَ عَلَى قَتْلِ مُؤْمِنٍ بِشَطْرِ كَلِمَةٍ جَاءَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ بَيْنَ عَيْنَيْهِ مَكْتُوبٌ آيِسٌ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ تَعَالَى
– عوالی اللیالی العزیزیه فی الاحادیث الدینیه، ج۱، ص۳۶۵
۵-
إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ رَزَقَكَ الْإِيمَانَ فَحَرَّمَ بِهِ بَدَنَكَ عَلَى النَّارِ وَ رَزَقَكَ الْعَافِيَةَ فَأَعَانَكَ عَلَى الطَّاعَة
– من لایحضره الفقیه، ج۴، ص۴۰۱