عظمت بعث مردمی و خطای محاسباتی مسؤلین
متن زیر سخنرانی آیتالله میرباقری در تاریخ ۲۵ خرداد ۱۴۰۵ است که در دیدار مسئولان هیئات مذهبی برگزار شده است.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین. اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاً وقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طَویلاً.
ـ عظمت و آثار بعثت مردم عزیز و شریف ایران
برای توفیق حضور در این جلسه که خدمتگزاران به ساحت مقدس امام حسین (ع) در آن جمع هستند و برای برنامههای عزاداری حضرت فکر میکنند و میاندیشند، خدا را شکر میکنم. بهنوبه از همه عزیزانم تشکر میکنم، خسته نباشید میگویم، بیش از صد شب است که تلاش کردهاید، زحمت کشیدهاید و بدون این زحمات این میدانها برقرار نمیشود.
چند نکته کوتاه را عرض بکنم، یکی اینکه بعثتی که به تعبیر رهبر شهیدمان، قائد بزرگوارمان (ره) اتفاق افتاده، امر بسیار با عظمتی است، مثل اصل انقلاب اسلامی است که بعثت بزرگ است؛ در دنیایی که کفر حاکم بر جهان شده، خدای متعال ملتی را مبعوث کرده، نایب امام زمان را پرچمدار این جمعیت کرده و این مردم را برانگیخته، به سمت ظهور هدایت کرده است، این بعثت خیلی بزرگی است؛ مسئله رسیدن به ایرانشهر، رؤیای آمریکایی، جامعه مدرن و اینها نیست؛ این بعثت مردم عزیز، بعثت به سمت ظهور است، آن چیزی که ۱۲۴ هزار پیغمبر دنبالش بودهاند، سیدالشهدا (ع) در آن مسیر اقدام کردهاند، خونخواهی سیدالشهدا (ع) [با ظهور] محقق میشود، انتقام سیدالشهدا (ع) با ظهور محقق میشود، این مردم برای این کار بزرگ مبعوث شدهاند، خدای متعال تا اینجا، در طول این نیم قرن، [یا] شاید از سال چهل حساب کنید [که] بیش از نیم قرن [میشود]، حمایت کرده و در عین ناباروریها کار را پیش برده است. مقابل ما یک قدرت بزرگی بوده، دیگران از تصور درگیری با او وحشت میکردهاند، الحمدلله ما وارد میدان شدیم، قدم به قدم درگیری را ادامه دادیم، شوروی و جبهه آنها فروپاشی شده، نوبت به جبهه لیبرال دموکراسی و سرمایهداری جهانی و آمریکا رسیده است. دیگران از تصور این کار وحشت میکنند، نمیتوانند تصور بکنند که واقعاً مقابل آمریکا بایستی و بجنگی و این درگیری بیش از ۴۷ سال ادامه پیدا کند و بعد هم برسد به رویارویی مستقیم نظامی که دیگران از تصورش وحشت میکنند.
دور ایران نیروهایش را چیده بود و میگفت چرا نمیترسند؟ واقعاً از نظر آنها منطق همین است، باید ترسید، ملت رشید ایران که نمیترسیدند چون در سایه ولایتالله هستند، آنجا «لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لَا هُمْ يَحْزَنُونَ»،[۱] خیلی امر مهمی است.
بدانید انشاءالله این ملت بعد از این هم، این پرچم را زمین نخواهند گذاشت، خدای متعال به مردم عزیز ایران برای مسیر ظهور نقش آخرالزمانی داده و انشاءالله این پرچم به دست اینها به قلهها خواهد رسید. واقعاً این بعثت مردم، در این زمانه، یک بعثت معنوی عظیمی است که خون شهدای عزیزمان، خون قائد شهیدمان (ره) پایش ریخته شده و به تعبیر امام (ره)، بستر عبور از فرهنگ شرق و غرب [با] همین شهادتهاست.
امام میفرمایند چه کسی است که نداند عبور از فرهنگ شرق و غرب بدون شهادت میسر نیست، آن هم این شهادتهای راقی، برجسته و فوقالعاده و آدمهایی که مثل قائد شهید ما (ره) بیش از شصت، هفتاد سال در راه امام حسین (ع) استوار ایستادند و آخر هم مسیر امام حسین (ع) را انتخاب کردند، [فرمودند] «مِثْلِی لَا یبَایعُ یزِیدَ»[۲] و شهادت خودشان را امضا کردند، آخرین برگ زندگی خودشان را پای مسیر و هدف و راهشان گذاشتند، این شهادتهای بزرگ آغاز اتفاقات بزرگ در جهان است که شما میبینید، منتها اتفاقات بزرگ زمان میبرد، مراحل پیچیدهای دارد، پیچیدگیهایی دارد، انشاءالله ما باید خودمان را برای این اتفاقات مهمی که در مسیر ظهور امام زمان (عج) اتفاق میافتد، آماده کنیم، ولی مطمئن باشید این پرچم فرو نخواهد افتاد، انشاءالله این پرچم به مقصد خواهد رسید، و واقعه انقلاب اسلامی خیلی بزرگتر از این است که با حوادث کوچک از بین برود.
بله، ممکن است قبض و بسطهایی اتفاق بیفتد، ولی مسیر، مسیر رو به قلههاست، دولتها آمدند و رفتند، حرفهایی داشتند، این پرچم مانده و انشاءالله خواهد ماند. ما در راهبردهای نظام تابع دولتها نیستیم، تابع رهبری نظام هستیم، الان هم همینطور است، ما گوش به فرمان دولتها نیستیم، گرچه تشکر میکنیم، همکاری میکنیم، خدمت میکنیم، تعاون میکنیم، ولی گوش به فرمان رهبری عزیزمان هستیم، این ها معلوم است. این هم مطمئن باشید انشاءالله این مسیر رو به قلهها پیش میرود، واقعاً پیروزیهایی که در همین جنگ سوم به دست آمده، پیروزیهای فوقالعادهای است، [یکی از این پیروزیها این است که] شاخ این قدرتهای بزرگ بشکند.
نقل معتبر است که اینها قبل از این جنگ سوم به هیچ چیزی راضی نبودند، گفته بودند ما چهار استان شما را میخواهیم، یعنی از ما تسلیم میخواستند؛ ما خیلی هزینه دادیم، ولی به تعبیر قائد شهیدمان (ره) هزینه مقاومت کمتر از هزینه تسلیم است؛ [دشمن] صاف میگفته شما تسلیم من باشید، بیعت یعنی همین، چهار استانتان رو بدهید، استانهای حاشیه خلیج و بعضی استانهای دیگر را بدهید؛ تا اینجا پیش آمده بودند، الحمدلله ما پیروزی بزرگی پیدا کردیم؛ این دولت سرکش مستکبر یاغی تا اینجا پیش آمده که اینطور در مقابل شرایط ما گردن میگذارد.
ـ ضرورت حفظ دستآوردهای میدان و خیابان
ما دقیق نمیدانیم این چیزی که الان به عنوان تفاهمنامه آمده چیست، اصلاً به دقت نمیدانیم متن آن چه هست که بخواهیم راجع به آن صحبت کنیم، ولی مهم این است که بعد از این چگونه اجرا میشود، بعد از این مرحله امتحان مسئولین عزیز ماست که چگونه پای اجرایش میایستند، عمده این است، واقعاً پایاپای حرکت میکنیم یا نسیه میگیریم؟ باید کاملاً نقد باشد، این روشن است.
نباید هم تهدیدهای خودمان را بیاعتبار کنیم، بگوییم ما اسرائیل را میزنیم، سه تن از بزرگان ما توئیت بزنند، بعد اتفاقی نیفتد، این خوب نیست، ولی انشاءالله در مجموع حرکت رو به پیش است، تا ببینیم چهطور اجرا میشود، اصل اجرای آن است، مثلاً اگر واقعاً ما در مرحله اجرا بایستیم، آزاد شدن تنگه هرمز را مشروط به این کنیم که اسرائیل از لبنان عقبنشینی کند [، اجرایی شدن عملی تفاهم است]، لبنان برای ما مسئله مهمی است، ادامه جبهه مقاومت است، جزو برنامههای جدی است؛ حالا [اینها] جزئیات بحث است، خیلی نمیخواهم واردش شوم، چون هنوز دقیق روشن نیست.
ـ خطای محاسباتی مسؤلین و مردم
این نکته را هم اینجا بگویم، باید مواظب باشیم دچار خطای در محاسبه نشویم؛ نه مسئولین و نه ما، خطای در محاسبه مسئولین چند چیز میتواند باشد، یکی آرمانهای بزرگ ملت را کوچک بفروشند، ارزانفروشی کنند، [به این شکل] ملتی که دارد به سمت قلههای ظهور حرکت میکنند [را] خرج نیازهای اقتصادی روزمره کنند، برایشان رؤیافروشی کنند و بخواهند آرمانهای غربی را بهعنوان آرمانهای آنها، به این ملت تحمیل کنند، خطای در محاسبه است، این ملت برای این چیزها قیام نکرده، گرچه رفاه هم میخواهد، ولی عدالت هم میخواهد، امنیت هم میخواهد، عزت ملی هم میخواهد، قدرت اسلام در جهان را هم میخواهد، برای تغییر موازنه قدرت در جهان مبعوث شده؛ بله، حتماً این ملت رفاه هم میخواهد، اما رفاهِ ذیل این طرح بزرگ، خطای در محاسبه است [که بگوییم] تابآوری مردم تمام میشود، نان میخواهند، آب میخواهند؛ این خطای در محاسبه است، این ملت برای کار بزرگی مبعوث شدهاند، تابآوری آن را هم دارند، امام عزیزمان میفرمود این مردم این راه را انتخاب کردند، برای خدا هزینه آن را هم میدهند، بنابراین، این خطای در محاسبه است.
خطای دیگر در محاسبه این است که ما قدرت خودمان را کم بگیریم، واقعاً ما الان در پرتو عنایات خدای متعال و به لطف امام زمان (عج) ابرقدرت بزرگی هستیم، امام میفرمودند اسلام ناب، پرچم ابرقدرتها را فرومیاندازد، قدرت اسلام ابرقدرت شرق و غرب را به خاک مذلت مینشاند؛ ما نباید در موازنه از قدرت غفلت اسلام کنیم، از قدرت ملتی غفلت کنیم که پرچم اسلام را به دست گرفته؛ الان پرچم ایران و اسلام یکی شده، این همان پرچم اسلام است، پرچم ایران نیز میباشد.
نباید ملت را در حد یک ایرانشهر یا حتی در حد یک جامعه مدرن و توسعهیافته غربی خلاصه کنیم، هم اهداف این ملت خیلی بلندتر است، هم ایمانش بیش از اینهاست، هم مقدوراتی که خدای متعال برای این مردم خلق کرده و انشاءالله در آینده باز هم خلق خواهد کرد، بیش از اینهاست؛ خطای در محاسبه است که ما خودمان را کوچک ببینیم، آنها را بزرگ ببینیم.
گفتند ایران ابرقدرت است، قدرت چهارم ظهور پیدا کرده، چهل سال قبل هم تئوریسینهایشان میگفتند، بیش از این هم میگفتند، سعی میکردند این را پنهان کنند، حالا دیگر مجبوراند با صدای بلند بگویند و گرنه بوده، این چیز جدیدی نیست؛ این مطلبی که سخنگوی وزارت خارجه به دقت هم فرمودند که ما هم ابرقدرتیم، چیزی است که چهل سال است محقق شده، حالا دارد بعضی از آثار آن ظاهر میشود، شاهدش هم [این است]، اگر ما قدرت برتر جهانی نبودیم، دلیل نداشت آمریکایی که با یک محاصره اقتصادی رئیسجمهور میدزدد، ۴۷ ساله با ما بجنگد، بعد رئیسجمهورش بگوید هفت رئیسجمهور قبلی جرئت نکردند به ایران حمله کنند، من حمله میکنم. اگر ما قدرت کوچکی بودیم که [این همه تلاش لازم نبود].
نمیخواهم بگویم این حرفش درست است، این هم مثل بقیه دروغهایش است، میگوید ایران را میگیریم و بعد هم سر راه برگشتمان، در کوبا توقفی میکنیم، یعنی کل گرفتن کوبا را اینطور [میبیند]. ۴۷ سال است مقابل این قدرتی که اینطور تبختروار است، ایستادیم و سربلند هم هستیم و دائماً هم رو به پیروزی بودیم، پیروزی بعد از پیروزی، البته پیروزی هزینه هم دارد، فتوحات بزرگ هزینههای بزرگ هم دارد، عبور از فرهنگ شرق و غرب شهدایی در قامت امام شهیدمان (ره) هم میخواهد، این نفس زکیه باید جان خودشان را برای این طرح بگذارد تا بعثت بزرگی اتفاق بیفتد؛ بنابراین مسیر، مسیر فتح و پیروزی است.
اصلاً ما نباید به لحاظ بزرگی مسئله، مضطرب و نگران باشیم، البته کاملاً باید دقت کنیم، هوشیارانه عمل کنیم، فریب دشمنان را نخوریم، دچار خطای در محاسبات نسبت به توانایی خودمان، اهداف خودمان و تابآوری ملتمان نشویم و همچنین نسبت به دشمن دچار خطای در محاسبات نشویم، نه دشمن آنقدر توانایی دارد، نه دیگر آرمانهایش در عالم جاذبه دارد.
دیگر دوران افول لیبرالدموکراسی به پرچمداری آمریکاست، این تمدن دارد در جهان غروب میکند، دوران ظهور دولت انبیاست و عالم دارد به این سمت پیش میرود؛ نخواهند یا بخواهند، «لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ كَفَىٰ بِاللَّهِ شَهِيدًا»،[۳] الان مسئله این است.
لزوم آمادگی و شرح صدر برای حرکت بزرگ ملت ایران و اخراج آمریکا از منطقه
با چنین صحنه بزرگی روبرو هستیم و اتفاقاتی هم در راه است، باید خودمان را آماده کنیم، همه میگویند، ما هم میگوییم، واقعاً جنگ تمام نشده، ما در وسط جنگیم، میانه جنگیم، نه این است که جنگ تمام شده باشد، جنگ ادامه دارد، لذا ما باید خودمان را دائم آماده نگه داریم، خیال نکنیم جنگ تمام شده است، باید میدان را حفظ کنیم و تلاش کنیم که میدان سرپا بماند؛ چون این سرمایه ماست؛ یعنی باید روی همدیگر و میدانِ حضور مردم در خیابانها، بهاضافه میدان رزم نظامی، بهاضافه کاری که حاکمیت، قدرت و دولت میکند، در مسیر ادامه این جنگ بزرگ باشند که همه هم میگویند، میگویند این کار ما با اینها به این زودیها به پایان نمیرسد، ولی مطمئنیم هرچه جلوتر برویم، پیروزیها بیشتر میشود، پرچم آنها بیشتر فرو خواهد افتاد، انشاءالله که اینطور است و البته ما باید هوشیار باشیم، حواسمان را جمع کنیم.
توجه به این نکته باید داشته باشیم که این حرکت بسیار بزرگی است و ما باید برای آن شرح صدر پیدا کنیم، حرکت به سمت ظهور با دولت مستعجل نمیسازد، به ما گفتند «هَلَكَ الْمُسْتَعْجِلُونَ»،[۴] مستعجلون [یعنی] آنهایی که عجله میکنند، فقط آنهایی نیستند که در خانهشان نشستند و میگویند حضرت چه زمانی میآید؛ آنهایی که در میداناند، مشغول مبارزه هستند و در مسیر ظهور استقامت میکنند، نباید عجله کنند؛ چون طرح بزرگ است، لذا به ما گفتند اگر ایستادید، استقامت کردید، در مسیر استقامت بودید، همهتان جزو شهدا به حساب میآیید، ولو در بستر از دنیا بروید، این مسیر، مسیری است که نیاز به فهم طرح بزرگ امام زمان (عج)، شرح صدر، حوصله، منفعل نشدن در مقابل حوادث و استقامت در مسیر دارد که انشاءالله مردم عزیز ما خواهند ایستاد.
الان یکی از اهداف مرحلهای ما که واقعاً نباید از آن کوتاه بیاییم، اخراج آمریکا از منطقه است، این چیزی است که فرمانده شهیدمان (ره) بعد از شهادت شهید سلیمانی (ره) و این جنگ مستقیمی که آمریکا با ما شروع کرد، فرمودند که مجازات آمریکا این است که باید از منطقه بیرون برود، طراحی کردند، زیرساختهایش را درست کردند، ملتها را آماده کردند، گفتمانش را فراهم کردند، اجازه مذاکره هم دادند تا معلوم بشود چارهای جز استقامت نیست، اگر استقامت نکنیم، آنها از ما بیعت میخواهند، خضوع میخواهند، تسلیم میخواهند؛ و فرمودند مردم ایران در مقابل این مسئولین فاسد بیعت نمیکنند، کوتاه نمیآیند، درس عاشورایی خودشان را یاد گرفتند.
بنابراین ما باید تلاش کنیم، این هدف ماست، البته این یک امر ساده یکبعدی نیست که فقط با درگیری نظامی حاصل بشود، یک امر چند وجهی پیچیدهای است، باید طراحی بشود، استقامت بشود، واقعاً به آن نزدیک شدیم، خیلی هم به آن نزدیک شدیم، احتیاج به استقامت دارد، دچار خطای در محاسبه نباشیم [که] بعد دوباره به عقب برگردیم، نه، ما رو به پیشیم، واقعاً باید آمریکا از منطقه برود، این هدف دستبرداشتنی نیست و عزیزان ما هم باید نشان بدهند که پای این امر ایستادند و واقعاً در همین مسیر حرکت میکنند.
بنابراین باید هم مسئولین در اجرایی شدن این امر مصمم باشند، ولو در وسط مذاکره؛ به سمت اخراج آمریکا از منطقه بروند، به سمت وحدت ساحات جبهه مقاومت و بیرون کردن اسرائیل از مرزهای جبهه مقاومت بروند، این کاری است که ما باید انجام بدهیم، روی دوش ماست، انشاءالله انجام خواهد شد.
حفظ میدان و خیابان با هیئات
و از این طرف هم باید ما در میدان باشیم، شما بزرگوارها باید تلاش کنید و تلاش هم میفرمایید که مردم را در میدان نگه داریم، همینطور که فرمودند دهه محرم هم میدان است، هم هیئات هستند؛ برنامه یک سری [از] هیئات با میدان جمع میشود، خب باید ترکیب کنند، بعضی هیئات بزرگ که برنامهشان امکان جمع شدن با میدان را ندارد، باید هیئت را به میدان تبدیل کنند، میدان که فقط خیابانهای جاری نیست؛ مرکز هیئت میشود میدان، اگر ادبیات هیئت، ادبیات دفاع از این جهاد عظیم بود، این هیئت میشود میدان، به تعبیر دیگر، ما باید درسهای عاشورایی که ملت ایران از عاشورا گرفتند و واقعاً هم ایستادند، [را در این محرم تکرار کنیم].
ما ۴۷ سال است داریم کاری انجام میدهیم، بعد در صحنههای مختلف، ایستادیم، جنگها و همه را [با] پیروزی بیرون آمدیم، تا [رسیدن] به رویارویی مستقیم، آن هم نظامی، اگر آمریکا در هر مرحلهای پیروز شده بود، دیگر احتیاج به مرحله بعدی نبود، ملتی که تا اینجا ایستادند، درسهای عاشورایی گرفتند، در این محرم باید این درسهای عاشورایی تکرار بشود، تذکر داده بشود و در هیئات اقامه بشود، بنابراین انشاءالله هیئتها باید بستر این درسهای عاشورایی باشند و نباید هیئت غافل بشود.
عزاداری سیدالشهدا (ع) خودش حرکت به سمت مقاومت است، [اگر] هیچ حرف سیاسی هم در عزاداری سیدالشهدا (ع) زده نشود، درس عاشورایی میدهد، ملتِ مقاوم میسازد، ولی در عین حال روشن است باید در این هیئات درسهای عاشورایی تکرار بشود، انشاءالله شما عزیزان بیان کنید.
دو نکته هم عرض بکنم، یکی راجع به حضور در میدان است، باید تریبون میدان، تریبون وحدت باشد، از این تریبون حرفهایی زده بشود که در ملت ایجاد انسجام اجتماعی میکند، البته اختلاف سلیقه و اختلاف نظرها باید موضوع گفتگو قرار بگیرد، شما پایین این تریبون میتوانید موکب گفتگو بزنید، بنشینند و گفتگو کنند، حرفها را با هم بزنند، احیاناً نخبگانی بیایند، چه اشکال دارد؟ این یک نکته است.
نکته دوم این است که شما خودتان خلاقیت دارید، انشاءالله این ابتکارات جدید را خلق کنید، مثلاً میشود این تریبون مجری داشته باشد و با آن کسانی که اداره میکنند، گفتگو بکند، اینطور نباشد که یکطرفه [باشد]، چون وقتی یکطرفه شد، میدان فرصت حرف زدن جدی نیست، ولی اگر گفتگو باشد، سؤالات مردم را مجری بگوید، جواب بدهند، میدان بیشتر تحمل میکند، بهتر میشود میدان را اداره کرد.
ضرورت گفتگو مسؤلین و مردم و پاسخگویی به مردم
کاری هم باید اتفاق بیفتد، این [کار] فناوری میخواهد، شما عزیزان باید فناوریاش را ایجاد کنید و حتی نیاز به یک ساختار قانونی دارد که بالاخره باید میدان قدرت سؤال کردن از مسئولین را داشته باشد، [همانطور که] شما در مجلس برای سؤال از دولت، مسیری طراحی کردید، مسیر قانونی هم هست، نمایندهای که مثلاً نمایندگی میکند تعدادی از آرای مردم را، حق دارد در مجلس یک وزیر را بخواهد و سؤال کند، [همینطور] مردمِ در میدان خودشان هم حق دارند از مسئولین سؤال کنند و آنها باید پاسخگو باشند، این احتیاج به یک فناوری دارد، فناوریاش باید طراحی بشود؛ فرض میگویم بعضی از دوستان پیشنهاد میدادند که مثلاً جایی و مرکزی باشد، اگر پنجاه هزار نفر [در مورد] سؤالی امضا کردند، آن مسئول باید بیاید جواب بدهد، یک مسیر و سازوکار قانونی هم برای پاسخگو کردن مسئولین نسبت به میدان باید درست کرد؛ به نظر من این امر مهمی است؛ ما باید به سمتی حرکت کنیم که اگر میدان میخواهد اثرگذار باشد، از طریق یک فناوری، مطالبات میدان به یک حق قانونی تبدیل بشود و مسئولین باید به مردمِ میدان پاسخگو باشند. شاید یکی از ابزارهای سرپا نگه داشتن میدان هم همین است که میدان احساس کند که میتواند مسئولین را پاسخگو بکند، این مسیری میخواهد، فناوری میخواهد، انشاءالله باید خود شما عزیزان که مسئول این میدانها هستید، با خلاقیت این امر را خلق بکنید و ادامهاش بدهید.
از آن طرف هم واقعاً مسئولین باید مردم را در جریان بگذارند، ما احتیاج به یک ستاد رسانه داریم، خب اگر مسئولین با مردم حرف نزنند، گفتگوهای رئیسجمهور فاسد آمریکا مؤثر خواهد شد، مسئولین باید طوری مسیری باز بکنند، یک ستاد رسانهای باشد، اخبار بیاید، گفته بشود، محرمانگی تا حدی است؛ بنابراین این چیزی است که انتظار بهجای میدان از مسئولین است که یک ستاد رسانه داشته باشند، مردم در جریان اخبار [قرار بگیرند]؛ ما تازه الان اول راهیم، باید لحظهبهلحظه این میدان در مسیر اقدامات باشد؛ هم اقدامات را تقویت کند، هم اقدامات صحیح را مطالبه کند، نباید این مسیر رفتوبرگشت بسته باشد، اگر این نباشد، رئیسجمهور آمریکا میداندار میشود و حرفهایی میزند و احیاناً بعضیها هم تحت تأثیر قرار میگیرند، گرچه میدانید این هم جزو هشدارهایی است که خدای متعال به ما داده، « إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا»،[۵] اینها فاسقاند؛ ما نباید هرچه میگویند، از آنها بپذیریم، باید برویم تحقیق کنیم، احتیاج به تحقیق دارد، اما از این طرف هم باید مسئولین کشور ما راهی برای تفاهم با مردم، رساندن اطلاعات به مردم، مطالبه مردم را پاسخ دادن و نظارت مردم بر اقدامات خودشان را پذیرفتن، باز بکنند؛ نباید محرمانگی به حدی بشود که اطلاع مردم و خیابان، رابطه خیابان با میدان تحرکات دیپلماسی، یا حتی اقدامات عملی قطع بشود و طبیعتاً هم نتوانند تأثیر جدی موقعی بر آن صحنه بگذارند؛ این هم مطالبهای است که مردم دارند، مطالبه واقعاً بهحقی است، باید مسئولین بپذیرند.
ـ حفظ و جذب سرمایههای اجتماعی جدید
یک نکته آخر هم به جامعه بزرگواران و عزیزان مادحین و مداحها عرض کنم، سرمایه اجتماعی ما اضافه شده، در خیابانها و میادین این خلاقیت و نوآوری مداحهای عزیز ما، نشان دادد که میتوانند با اقشار دیگر هم حرف بزنند، برای آنها جاذبه داشته باشند، خب خلاقیتهایی داشتند، این خلاقیتها باید ادامه پیدا کند و ما نسبت به این اقشار جدیدی که دارند میآیند و در میدان و انشاء الله در هیئات ملحق میشوند، موظفیم، نباید نسبت به آنها بیتفاوت باشیم، باید خلاقیت و نوآوریهایی داشته باشیم که بتوانیم آنها را هم کمک کنیم [که] بیشتر بیایند، جذب بشوند، با امام حسین (ع) انس بیشتری پیدا کنند که میدانید تنها راه نجات همین است، تنها راه نجات این است ما مردم را سوار کشتی امام حسین (ع) کنیم، اگه سوار شدند، نجات پیدا میکنند، سوار هم نشدند، نجات نمییابند، «أَنَّ الدُّنْيَا بَحْرٌ عَمِيقٌ، وَ قَدْ غَرِقَ فِيهَا خَلْقٌ كَثِيرٌ»،[۶] در دنیای پیچیده امروز خیلیها غرق میشوند و «سَفِينَةَ نَجَاتِهَا آلُ مُحَمَّدٍ».
درسهای عاشورایی
خلاصه نباید ما از درسهای عاشورایی و ارائه آنها در هیئات کوتاهی کنیم؛ یکی از مهمترین درسها هم همین تلبیه به امام حسین (ع) است، در این میدان سخت امروز، دعوت امام حسین (ع) را به گوش جان بشنویم و انشاءالله به دعوت امام حسین (ع) لبیک بگوییم، دعوتهای حضرت فراوان است، هر دو دعوت به ما رسیده؛ یکی «مَنْ كَانَ بَاذِلًا فِينَا مُهْجَتَهُ وَ مُوَطِّناً عَلَى لِقَاءِ اللَّهِ نَفْسَهُ فَلْيَرْحَلْ مَعَنَا»،[۷] وقتی حضرت روز هشتم ذوالحجه از مکه بیرون آمدند، یک قسمت از سخنرانی کوتاه و خطبه فوقالعادهی حضرت این است.
من عازم کربلا هستم، هرکس حاضر است خون دلش را بدهد، آماده لقای خداست، از دنیا بزرگتر شده، آماده ملاقات با خدا شده، و حاضر است در این مسیر از سر سفره دنیا برخیزد، جانش را بدهد و بعد از دنیا کوچ کند [، همراه من بیاید]؛ باید این کوچ کردن و سیر هم در همراهی امام حسین (ع) باشد، «مَنْ كَانَ بَاذِلًا فِينَا مُهْجَتَهُ وَ مُوَطِّناً عَلَى لِقَاءِ اللَّهِ نَفْسَهُ فَلْيَرْحَلْ مَعَنَا»، باید کوچ کند.
در زیارت اول رجب ما به حضرت عرض میکنیم «لَبَّيْكَ دَاعِيَ اللَّهِ»، حضرت دعوت کردند، ما تلبیه میگوییم، بعد هم میگوییم این لبیک ما جدید نیست، «إِنْ كَانَ لَمْ يُجِبْكَ بَدَنِي عِنْدَ اسْتِغَاثَتِكَ َ وَ لِسَانِي عِنْدَ اسْتِنْصَارِك»، اگر آن موقع بدن من اجابت نکرده، زبانم موقع استغاثه شما اجابت نکرده، «فَقَدْ أَجَابَكَ قَلْبِي وَ سَمْعِي وَ بَصَرِي»، چشمم دیده، گوشم شنیده، قلبم اجابت کرده و علامتش هم این است که ما الان اینجا هستیم، این تلبیه و لبیک گفتن به امام حسین (ع) است، ما اجابت کردیم [و] اینجا هستیم، این تلبیه باید ادامه پیدا کند [و] به بهترین سطح خودش برسد.
امام رضا (ع) در آن بیانشان به ریان بن شبیب در روز اول محرم، به ما یک بشارت فوقالعاده دادند، همهاش دستورها و مراقبههای محرمی است، ولی یکی از آنها خیلی لطیف است، فرمودند: «إِنْ سَرَّكَ أَنْ تَكُونَ لَكَ مِنَ الثَّوَابِ»،[۸] [اگر] دوست دارید آن ثوابی که خدا به چه کسانی داده؟ «لِمَنِ اسْتُشْهِدَ مَعَ الْحُسَيْنِ (ع)»، به شهدای رکاب امام حسین (ع) داده، به شما بدهد، «فَقُلْ مَتَى مَا ذَكَرْتَهُ»، هر وقت یاد امام حسین (ع) افتادید، [بگویید] ««يا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِيماً»».
««يا لَيْتَ»»، هم حسرت است و هم آرزو، واقعاً حسرت جاماندن از قافله را بخورد، طلب، استغاثه، التماس [کند] و حسرت [بخورد] که آقا من جا ماندم، شما کاری کنید که من به آنها ملحق بشوم؛ ««يا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِيماً»».
میدانید با آنها بودن یعنی چه؟ یک موقع آدم هنوز گیر دنیایش است، به نظرش خیلی سخت میآید که واقعاً حبیب (ره) باشد، حُر (ره) باشد؛ با آنها بودن یعنی اول امام حسین (ع) ما را از این تعلقات جدا کند، تا جدا نکند که انسان نمیتواند با آنها [باشد]، بعد از آن تعلقات، آزاد بشویم و راحت بیاییم کنار امام حسین (ع) بایستیم؛ راه کاری که جناب حُر (س) کردند، برای همه ما باز است، بهخصوص [برای] شما خدمتگزاران به ساحت مقدس امام حسین (ع). انشاءالله باید این مسیر را برای دیگران باز بکنیم و برنامه عاشورایمان هم،برنامه لبیک گفتن، تلبیه و جواب دادنِ امام حسین (ع) است.
امام حسین (ع) جای دیگر [هم] ما رو صدا زدند، روز عاشورا وقتی تنها شدند، آمدند در میدان، همه شنیدید که اول اصحابشان رو صدا زدند: «یَا هَانِیَ بْنَ عُرْوَةَ، یَا مُسْلِمَ بْنَ عَقِیلٍ، یَا حَبِیبُ، وَ یَا زُهَیْرُ، وَ یَا بُرَیْرُ، مُسْلِمَ بْنَ عَوْسَجَةَ»،[۹] همه را صدا زدن، فرمودند: «مَا لِی أُنَادِیکُمْ فَلَا تُجِیبُون» چرا جواب امام حسین (ع) رو نمیدهید؟ در روایت دارد که بدنهای این شهدا به حرکت آمد، [که] ما سر عهدمان هستیم، اگر گفتیم ای کاش هزار بار ما رو میکشتند% دوباره زنده میشدیم و از شما دفاع میکردیم، شهید میشدیم، سر عهد هستیم، اجازه میدهید؟ حضرت فرمودند شما آرام باشید، شما کارتان رو انجام دادید، صادق بودید، بعد ندا دادند: «هَلْ مِنْ نَاصِرٍ یَنْصُرُنِی؟ «هَلْ مِنْ ذَابٍّ يَذُبُّ عَنْ حَرَمِ رَسُولِ اَللَّهِ»،[۱۰] ما مخاطب این دعوت حضرتیم.
پاورقیها
۱
. «أَلَا إِنَّ أَوْلِیاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَ لَا هُمْ یحْزَنُونَ»؛ سوره یونس، آیه ۶۲.
۲
. «ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَى اَلْوَلِیدِ فَقَالَ أَیهَا اَلْأَمِیرُ إِنَّا أَهْلُ بَیتِ اَلنُّبُوَّةِ وَ مَعْدِنُ اَلرِّسَالَةِ وَ مُخْتَلَفُ اَلْمَلاَئِکةِ وَ بِنَا فَتَحَ اَللَّهُ وَ بِنَا خَتَمَ اَللَّهُ وَ یزِیدُ رَجُلٌ فَاسِقٌ شَارِبُ اَلْخَمْرِ قَاتِلُ اَلنَّفْسِ اَلْمُحَرَّمَةِ مُعْلِنٌ بِالْفِسْقِ وَ مِثْلِی لاَ یبَایعُ بِمِثْلِهِ وَ لَکنْ نُصْبِحُ وَ تُصْبِحُونَ وَ نَنْظُرُ وَ تَنْظُرُونَ أَینَا أَحَقُّ بِالْخِلاَفَةِ وَ اَلْبَیعَةِ ثُمَّ خَرَجَ (عَلَیهِ السَّلاَمُ)…»؛ اللهوف علی قتلی الطفوف، ص۲۳.
۳
. «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَىٰ وَ دِینِ الْحَقِّ لِیظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کلِّهِ وَ کفَىٰ بِاللَّهِ شَهِیدًا»؛ سوره فتح، آیه ۲۸.
۴
. «عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ کثِیرٍ قَالَ: کنْتُ عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) إِذْ دَخَلَ عَلَیهِ مِهْزَمٌ فَقَالَ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاک أَخْبِرْنِی عَنْ هَذَا الْأَمْرِ الَّذِی نَنْتَظِرُ مَتَى هُوَ فَقَالَ یا مِهْزَمُ کذَبَ الْوَقَّاتُونَ وَ هَلَک الْمُسْتَعْجِلُونَ وَ نَجَا الْمُسَلِّمُونَ»؛ الکافی، ج۱، ص۳۶۸.
۵
. «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ جَاءَکمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَینُوا أَنْ تُصِیبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَىٰ مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِینَ»؛ سوره حجرات، آیه ۶.
۶
. «اعْلَمُوا أَنَّ الدُّنْیا بَحْرٌ عَمِیقٌ، وَ قَدْ غَرِقَ فِیهَا خَلْقٌ کثِیرٌ، وَ أَنَّ سَفِینَةَ نَجَاتِهَا آلُ مُحَمَّدٍ: عَلِی هَذَا وَ وَلَدَاهُ اللَّذَانِ رَأَیتُمُوهُمَا سَیکونَانِ وَ سَائِرُ أَفَاضِلِ أَهْلِی فَمَنْ رَکبَ هَذِهِ السَّفِینَةَ نَجَا، وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِقَ…»؛ التفسیر المنسوب إلى الإمام الحسن العسکری (ع)، ص۴۳۲.
۷
. «وَ رُوِی أَنَّهُ (ع) لَمَّا عَزَمَ عَلَى الْخُرُوجِ إِلَى الْعِرَاقِ قَامَ خَطِیباً فَقَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ «ما شاءَ اللَّهُ» وَ «لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ» وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ خُطَّ الْمَوْتُ عَلَى وُلْدِ آدَمَ مَخَطَّ الْقِلَادَةِ عَلَى جِیدِ الْفَتَاةِ وَ مَا أَوْلَهَنِی إِلَى أَسْلَافِی اشْتِیاقَ یعْقُوبَ إِلَى یوسُفَ وَ خُیرَ لِی مَصْرَعٌ أَنَا لَاقِیهِ کأَنِّی بِأَوْصَالِی تَتَقَطَّعُهَا عَسَلَانُ الْفَلَوَاتِ بَینَ النَّوَاوِیسِ وَ کرْبَلَاءَ فَیمْلَأْنَ مِنِّی أَکرَاشاً جُوفاً وَ أَجْرِبَةً سُغْباً لَا مَحِیصَ عَنْ یوْمٍ خُطَّ بِالْقَلَمِ رِضَى اللَّهِ رِضَانَا أَهْلَ الْبَیتِ نَصْبِرُ عَلَى بَلَائِهِ وَ یوَفِّینَا أَجْرَ الصَّابِرِینَ لَنْ تَشُذَّ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ (ص) لُحْمَتُهُ وَ هِی مَجْمُوعَةٌ لَهُ فِی حَظِیرَةِ الْقُدْسِ تَقَرُّ بِهِمْ عَینُهُ وَ ینْجَزُ بِهِمْ وَعْدُهُ مَنْ کانَ بَاذِلًا فِینَا مُهْجَتَهُ وَ مُوَطِّناً عَلَى لِقَاءِ اللَّهِ نَفْسَهُ فَلْیرْحَلْ مَعَنَا فَإِنَّنِی رَاحِلٌ مُصْبِحاً إِنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالَى»؛ اللهوف على قتلى الطفوف، ص۶۰.
۸
. «الرَّیانِ بْنِ شَبِیبٍ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى الرِّضَا (ع) فِی أَوَّلِ یوْمٍ مِنَ الْمُحَرَّمِ… یا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ سَرَّک أَنْ تَکونَ لَک مِنَ الثَّوَابِ مِثْلَ مَا لِمَنِ اسْتُشْهِدَ مَعَ الْحُسَینِ (ع) فَقُلْ مَتَى مَا ذَکرْتَهُ «یا لَیتَنِی کنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِیماً»…»؛ الأمالی (لصدوق)، النص، ص۱۲۹.
۹
. «یا مُسْلِمَ بْنَ عَقیل، وَ یا هانِىَ بْنَ عُرْوَةَ، وَ یا حَبیبَ بْنَ مَظاهِرَ، وَ یا زُهَیْرَ بْنَ الْقَیْنِ، وَ یا یَزیدَ بْنَ مَظاهِرَ، وَ یا یَحْیَى بْنَ کَثیر، وَ یا هِلالَ بْنَ نافِع، وَ یا إِبْراهِیمَ بْنَ الُحصَیْنِ، وَ یا عُمَیْرَ بْنَ الْمُطاعِ، وَ یا أَسَدُ الْکَلْبِىُّ، وَ یا عَبْدَاللّهِ بْنَ عَقیل، وَ یا مُسْلِمَ بْنَ عَوْسَجَةَ، وَ یا داوُدَ بْنَ الطِّرِمّاحِ، وَ یا حُرُّ الرِّیاحِىُّ، وَ یا عَلِىَّ بْنَ الْحُسَیْنِ، وَ یا أَبْطالَ الصَّفا، وَ یا فُرْسانَ الْهَیْجاءِ، مالی أُنادیکُمْ فَلا تُجیبُونی، وَ أَدْعُوکُمْ فَلا تَسْمَعُونی؟! أَنْتُمْ نِیامٌ أَرْجُوکُمْ تَنْتَبِهُونَ؟»؛ معالی السبطین، ج۲، ص۱۸.
۱۰
. «قَالَ وَ لَمَّا رَأَى اَلْحُسَینُ (عَلَیهِ السَّلاَمُ) مَصَارِعَ فِتْیانِهِ وَ أَحِبَّتِهِ عَزَمَ عَلَى لِقَاءِ اَلْقَوْمِ بِمُهْجَتِهِ وَ نَادَى هَلْ مِنْ ذَابٍّ یذُبُّ عَنْ حَرَمِ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ هَلْ مِنْ مُوَحِّدٍ یخَافُ اَللَّهَ فِینَا هَلْ مِنْ مُغِیثٍ یرْجُو اَللَّهَ بِإِغَاثَتِنَا…»؛ اللهوف علی قتلی الطفوف، ص۱۱۶.