نسخه آزمایشی
یکشنبه, 02 ارديبهشت 1397 - Sun, 22 Apr 2018

سخنرانی در مسجد ارگ تهران / هیأت عاشواریی، سنگر تربیت انسان موحد در مقابل شیطان و تمدن مادی غرب و تجدد

متن پیش رو گزارش تفصیلی سخنرانی حجت الاسلام سید محمد مهدی میرباقری در جمع مداحان و عاشقان اهل بیت در مسجد ارک تهران می باشد که در ابتدای ماه محرم 92 برگزار شده است. این جلسه با محوریت رسالت هیئات مذهبی برگزار شده است. در ابتدای این مجلس ایشان با اشاره به جایگاه و خاص سیدالشهداء و عاشورا و شفاعت و دستگیری حضرت در توحید و بندگی همهگان ظرفیت مساله توسل و هیات و گریه را بیان می کنند. در ادامه بحث را به فتنه های شیطان و تمدن مادی غرب امروز برده و جریان پرستش دنیا را در حال حاضر تحلیل کرده و درگیر آنها با عاشورا را اشاره می کنند. در انتها با اشاره به  این درگیری وظیفه هیئات مذهبی را در این فضا تصویر می کنند.

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین و صل الله علی محمد و آله الطاهرین و اللعن الدائم علی اعدائهم اجمعین. اللّهمّ‏، كن‏ لوليّك‏ الحجة بن الحسن صلواتک علی و علی آبائه، في هذه السّاعة و في كلّ ساعة، وليّا و حافظا و قائدا و ناصرا و دليلا و عينا، حتّى تسكنه أرضك طوعا، و تمتّعه فيها طويلا و هب لنا رأفته و رحمته و دعائه و خیره ما ننال به سعة من رحمتک و فوزا عندک. خداوند قلوب ما را به محبت و معرفت حضرت بقیه الله(عج) منور بفرماید به برکت صلوات بر محمد و آل محمد. خدا را شاکر هستم در این جلسه نورانی توفیق حضور دارم.

به استقبال ماه محرم می رویم و ما اگر خوب بتوانیم از این ایام استفاده کنیم حقیقتا به منزله شب قدر هست و راه ما را بسیار کوتاه می کند. اگر یک قطره اشک برای امام حسین خوب ریخته شود، تدارک هفتاد سال عمر انسان را می کند. و این بابی است که به رغم تمام تلاشی که شیطان و دستگاه سقیفه کرد، خدای متعال برای نجات دوستان نبی اکرم(ص) و اهل بیت باز کرده است.

اصل کلام بنده در این فرصت کوتاه این است که خطراتی که مومنین و جامعه ایمانی را تهدید می کند، در هیچ دوره ای بعد از صدر اسلام نبوده و الان خطرات بسیار سنگین تر از دوران گذشته است. نقشه ها بسیار پیچیده تر شده و جنگ ها به تعبیر امروزی جنگ های نرم است و نفوذ دشمن تا عمق خانه های ما واقع شده است و بعد ما متوجه می شویم و شاید متوجه هم نشویم. در این درگیری سنگین، تنها ملجا و پناهگاه، وجود مقدس سیدالشهداست. «ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه» در واقع هم فضا فضای ظلمانی است و هم فتنه ها، فتنه هایی سنگین. همان چیزی که خدای متعال در آیه ظلمات از او پرده برداشته است و دستگاه شیطان و اولیاء طاغوت و فراعنه تاریخ و جبهه مقابل نبی اکرم را اینگونه به تصویر کشیده است که «أَوْ كَظُلُماتٍ في‏ بَحْرٍ لُجِّيٍّ يَغْشاهُ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ سَحابٌ ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ إِذا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَراها وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُور»(نور/40) آیه می فرماید: مثل دستگاه کفار و شیاطین و دشمنان نبی اکرم و اهل بیتشان، مثل دریای عمیق مواجی است که موج ها بر فراز یکدیگر می غلطند و بر فراز این دریا، یک ابر تیره غلیظ هست. طبیعی است انسانی که به عمق این دریا مبتلا شده، دست خود را حتی از آستین بیرون بیاورد نمی تواند ببیند.

در این فضای ظلمانی که اولیاء طاغوت ایجاد کردند که «یخرجونهم من النور الی الظلمات»(بقره/257) و همه زندگی را می پوشاند، و فضای تاریکی که حق و باطل در آن مبهم می شود؛ در این فضای تاریک و آلوده و در این فتنه های هولناک تنها چیزی که به درد می خورد نور امام است. درباره آیه «وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ» فرمود: این نور، امامی است که از اولاد فاطمه است. اگر انسان نورانی به نور امام نشد، تا قیامت نوری دیگر در کار نیست. این دستگاه ظلمانی دشمنان اهل بیت علیهم السلام همراه با طوفان های شدیدی است که احدی امکان نجات از ظلمات و فتنه های آنها را ندارد.

جایگاه بلای سیدالشهداء برای دفع شیطنت در عالم

این است که برای دفع این خطر عظیم می بایست، بلاء عظیمی مثل عاشورا تحمل بشود. عاشورایی که عظمتش همه هستی را فرا بگیرد و راه همه عالم را به سوی خدا باز کند. این بلاء عظیمی است که نبی اکرم(ص) تحمل کردند و اعظم ابتلائات عالم است و هیچ پیغمبری توان تحمل این مصیبت را نداشته و ظرف تحمل این حادثه نبوده است. حادثه عاشورایی که درباره آن داریم «أَشْهَدُ أَنَ‏ دَمَكَ‏ سَكَنَ فِي الْخُلْدِ وَ اقْشَعَرَّتْ لَهُ أَظِلَّةُ الْعَرْشِ وَ بَكَى لَهُ جَمِيعُ الْخَلَائِقِ وَ بَكَتْ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَ الْأَرَضُونَ السَّبْع‏»(1) این تعبیر در زیارت اول سیدالشهداء در مفاتیج الجنان آمده است. یعنی خون تو در مقام خلد آرام گرفت که این تعبیر نیاز به شرح دارد. همه ستون های عرش الهی برای این خون به لرزه در آمد و همه سماوات و ارض بر خون تو گریستند. در راویات داریم، فرمود: ملائکه و جمادات گریستند. حیوانات و نباتات و حتی جهنم و اهل جهنم گریستند. بهشت و بهشتیان گریسته اند و به تعبیر زیبای محتشم «در بارگاه قدس که جای ملال نیست سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است»

این تعبیر را من در بعضی از آثار ادبی دیدم و نمی دانم چقدر دقیق است که این بیتی که به محتشم منسوب است که فرموده «گرچه بریست از ملال، ذات ذوالجلال او در دل است و هیچ دلی نیست بی ملال» می گوید وقتی بیت قبل را گفت که «در بارگاه قدس که جای ملال نیست سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است» یک مرحله باز می خواست جلوتر برود و از ساحت الهی هم خبر دهد لذا گفت «گرچه بریست از ملال ذات ذوالجلال» اینجا دیگر قلم را گذاشت و خوابید چرا که خدای متعال که منفعل نمی شود و این تحولاتی که در ما پیدا می شود در خدای متعال راه ندارد. به او در خواب فرمودند: بگو «او در دل است و هیچ دلی نیست بی ملال» یعنی «قلب المومن عرش الرحمان»(2) و قلب نبی اکرم که عرش کلی خدای متعال است در این واقعه درگیر بود.

بکاء و زیارت سیدالشهداء طریق سلوک همه عوالم

پس ببینید این بلای عظیمی که اتفاق افتاده برای چه بوده است؟! ما که فقط گریه نمی کنیم بلکه همه کائنات گریه می کنند. اگر اشک ما نردبان سلوک ماست و با هر قطره اش گناهان طولانی و گناهان و خطیئه هایی که تبدیل به بیماری های مضمن شده می تواند اصلاح بشود، گریه جماد و نبات و ملائکه و انبیاء مقربین هم همینطور است. گریه نبی اکرم هم همین است. گریه امام سجاد و امام زمان هم همین است. آنها اگر این گریه مرضی خدا نباشد و راه را به سوی قرب باز نکند که این طور گریه نمی کنند. اینکه امام سجاد(ع) وقتی غلامشان به حضرت عرض کرد: آقا 35 سال است گریه می کنید بس است دیگر. حضرت فرمودند چه می گویی! جناب یعقوب 12 پسر داشت یکی از آنها از او دور شد و حتی می دانست او زنده است ولی آنقدر گریه کرد که «وَابْیَضَّتْ عَیْنَاهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ کَظِیمٌ»(یوسف/84) چشمهای حضرت سفید شد. البته می دانید این استدلال ها هم مال ضعف فهم مخاطب است وگرنه فعل امام سجاد(ع) از فعل یعقوب(ع) حجیتش بیشتر است. ولی حضرت به قرآن استشهاد کرده که این پیغمبر الهی که قرآن مدحش می کند که گریه ناروا نمی کند. گریه بر یوسف محبوب خدا بود و راه گشا بود. فرمود من چطور گریه نکنم 18 درحالیکه نفر از بنی هاشم در یک نیمروز از دم تیغ گذشتند درحالیکه سیدالشهداء(ع) قابل مقایسه با یوسف(ع) نیست. این گریه، گریه ای است که همه سماواتی ها و همه عوالم از آن بهره مند هستند. پس نبی اکرم(ص) بلا را تحمل کردند که همه عالم را راهی راه خدا بکنند.

فقط بکاء بر حضرت هم نیست بلکه زیارت حضرت هم همینطور است. این که حرم مطهرش «مختلف الانبیاء» است و انبیاء فوجی می آیند و فوجی می روند. «مختلف الملائکه» است یعنی ملائکه فوجی می آیند و فوجی می روند. یک فیضی این جا هست وگرنه انبیاء که از سماوات بی جهت نمی آیند. این روایت را من مکرر تقدیم کردم که در کامل الزیارات هست، امام صادق (ع) در حیره بودند و به صفوان جمال که شتردار بود و گاهی شترهایش را به حضرت کرایه می داد و همسفر ایشان می شد و از راویان خیلی خوب هم هست؛ می گوید حضرت به من فرمودند: برویم زیارت سیدالشهداء؟! گفتم: شما امام معصوم هستید و امام معصوم محور کائنات است. هیچ ملکی برای هیچ امری نازل نمی شود جز اینکه اول به سراغ امام می آید. شب قدر ملائکه مقربین همراه با روح که اعظم از ملائکه است بر او نازل می شوند. شما هم مگر زیارت می روید؟! مگر برای شما هم فیضی در زیارت هست؟! یک تعبیری امام صادق فرمودند که حیرت انگیز است و قابل ترجمه هم نیست. فرمود: خدای متعال هر شب جمعه بر کربلا هبوط می کند. هبوط الهی، هبوط جسمانی نیست ولی معنایش چیست من نمی فهمم! حالا من ترجمه با زبان خودم می کنم. انبیاء در سماوات می بینند هر خبری در عالم است، در کربلاست. ملائکه در عوالم خودشان می بینند هر خبری هست در کربلاست. فرمود: همه 124 هزار پیغمبر و اوصیائشان و همه ملائکه به کربلا سرازیر می شوند لذا ما هم می آییم. صفوان یک سوال کرد گفتک پس شما ملاقات با خدا در کربلا دارید؟! (البته ملاقات جسمانی نیست) و هر شب جمعه فیضی در کربلا نازل می شود و سفره لقاء برای شما اهل بیت در کربلا پهن می شود؟!

وعده ظهور ادامه جریان بلای حضرت

خب این جریان سیدالشهداء و بلاء عظیمی که حضرت تحمل کردند برای چیست؟ این پدیده که وسیله شفاعت نبی اکرم(ص) است که البته فقط وسیله شفاعت آخرت نیست بلکه در همین دنیا دست مخلوقات را گرفتند و موانع راه خدا را از سر راهشان برداشتند. در عالم برزخ با همین وسیله تطهیر می کنند و بالا می برند. این وسیله شفاعت نبی اکرم، و این بلاء نبی اکرم که کائنات را با او سیر می دهند، با این وسعت و عظمت برای چی تحمل شده است؟ دو نکته است، یکی تحقق جامعه و مدینه فاضله عصر ظهور است. هرچند این تعابیر اصلاً تعابیر گویایی نیست. تعابیری که در تاریخ فلسفه و علوم اجتماعی مبتذل شده است. یعنی تحقق جامعه عصر ظهور هست. جامعه عصر ظهور جامعه ای است که روح نبی اکرم در همه زوایای زندگی آن جامعه تجلی می کند.

درباره همین مسئله داریم «والشمس والضحیها * والقمر اذا تلیها * والنهار اذا جلیها» قسم به خورشید و پرتو آن و به ماهی که تالی تلو و دنبال کننده اوست و به روزی که این خورشید را تجلی می دهد. فرمود: شمس وجود مقدس نبی اکرم(ص) است. پرتو این شمس دین نبی اکرم هست و این قمر امیرالمومنین است و روزی که شمس را تجلی می دهد، عصر ظهور حضرت بقیه الله است که از آستان مقدس وجود امام زمان، نور نبی اکرم تجلی می کند و همه عالم پر از نور می شود. یعنی وقتی است که درهای این بیوت و بیت نبوت که نور الهی در او تنزل پیدا کرده باز می شود.

در قرآن داریم «الله نور السماوات و الارض مثل نوره کمشکاة»(نور/35) فرمود مثل نور خدا نبی اکرم است که همه انوار الهی در همه عوالم خلقت، در وجود ایشان متجلی است. «اللهم صل علی محمد نبی رحمتک و کلمه نورک»(3) ایشان کلمه نور الهی است. این مثل نور الهی می آید تا «فی بیوت اذن الله ان ترفع و یذکر فیها اسمه»(نور/36) فرمود: این بیوت خانه های نبوت اند. خانه های انبیاء هستند و خانه ولایت است. عصر ظهور عصر تجلی مثل نور الهی در خانه ولایت امام زمان است. همه این نور تجلی می کند لذا همه عالم روشن می شود. «و اشرقت الارض بنور ربها»(زمر/69) زمین با نور امام روشن می شود. همه زندگی مردم، روحشان فکرشان، رفتارشان، آهنگ و رنگ ولایت نبی اکرم را پیدا می کند که فرمود «صبغة الله و من احسن من الله صبغة»(بقره/138). درهای این «بیت النور» به وسیله امام زمان به روی همه گشوده می شود.

آن زمان است که حجاب سقیفه برداشته شود که «و الیل اذا یغشی و النهار اذا تجلی» فرمود: این لیل دولت مخالفان نبی اکرم و امیرالمومنین است و این حجابی که بر ولایت امیرالمومنین افتاده برداشته می شود. و این نهار دوران حضرت بقیه الله هست که امیرالمومنین صبر کردند تا عصر ظهور این حجاب کنار رود. وقتی کنار رفت و نور نبوت نبی اکرم، مثل نور الهی، در بیت وجود مقدس امام زمان تجلی کرد، آنگاه همه آرام آرام وارد این بیت می شوند که «فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ و َالْآصَالِ رِجَالٌ لَّاتُلْهِيْهِمْ تِجَارَةٌ وَ لا َبَيْعٌ عن ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلاَةِ وَ إِيْتَآءِ الزَّكوةِ» کسانی که وارد این بیت می شوند، شخصیت هایی هستند که هیچ تجارتی آنها را از ذکر خدا غافل نمی کند. این خانه ها، خانه ذکر و رفعت است. در دوره ظهور امام زمان که نور نبی اکرم تجلی می کند راه به سوی سماوات باز می شود و همه سماواتی می شوند.

و میوه های شجره ولایت، مخصوص سماواتی هاست که «أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَ فَرْعُهَا فىِ السَّمَاء * تُؤْتىِ أُكُلَهَا كلُ‏َّ حِينِ  بِإِذْنِ رَبِّهَ»(ابراهیم/24)  و آنها با همه وجودشان از این میوه های شجره ولایت ارتزاق می کنند. فرمود اصل شجره نبی اکرم و اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین است. فرعش محیط ولایتشان است و میوه های آن معارف اهل بیت است و قلوب مومنین سماواتی ها از آن بهره مند می شوند. وقتی حضرت ظهور می کنند، راه به سماوات باز می شود، درهای بیت نبوت گشوده می شود و وارد این بیت می شوند. همه سماواتی می شوند و همه از شجره ولایت متنعم می شوند. همه صبغه الله پیدا می کنند که فرمود این صبغه الله همان ولایت است. صبغه الهی بر نبی اکرم و اهل بیت زده شده و هر کسی وارد این بیت شد، این رنگ بر همه هستی او می خورد. همه وجودش بندگی می شود.

وقتی وارد این بیت شدند می شود «لا تلهیهم تجارة و لا بیع عن ذکر الله» یا «الذین هم علی صلاتهم دائمون»(معارج/23) یعنی در بازار و کسب و کار هم که هستند در متن نماز هستند. زیرا فرمود: «نحن الصلاة»(4) یعنی اگر کسی وارد محیط ولایت شد، این نماز هفده رکعتی را باید بخواند، ولی همیشه در نماز است. و کسیکه خارج از محیط ولایت است، این افعال را هم به جای بیاورد وارد وادی نماز هم نمی شود. نه اینکه نماز می خواند و قبول نمی شود. اصلا نماز نمی خواند بلکه یک کار دیگری می کند.

این مزد این بلای عظیم است. لذا ابراهیم خلیل عرض کرد: ای کاش فرزندم را قربانی می کردم و به ثواب اعظم مصائب می رسیدم، خدای متعال (البته به ترجمه بنده) در آن حدیث نورانی امام رضا ارواحنا فداه، به ابراهیم خلیل فرمودند: آن ثواب مال شما نیست، مال نبی اکرم است. ظهور مزد نبی اکرم است. لذا در روایات می بینید یکی از 4 مزدی که خدای متعال به سیدالشهداء داده این است که حضرت بقیه الله از نسل ایشان قرار داده است. پس یک نکته این است که تحقق عصر ظهور و تحقق آن جامعه ای که انوار و مشکاة الهی در آن تجلی می کند و همه این قلوب و جامعه چراغ دان می شود و نور نبی اکرم در آنها ظهور پیدا می کند و همه مومن و موحد می شوند و دوام در نماز و عبادت پیدا می کنند (تعبیر دعای کمیل که «حتی تکون اعمالی و اورادی کلها وردا واحدا و حالی فی خدمتک سرمدا») و امام زمان امام آنهاست و همه مومنین مأموم ایشان و همه زندگیشان صلاة و عبادت که «بنا عبدالله بنا عرف الله» و انوار معرفت در قلوب همه تجلی می کند، عقول همه کامل می شود؛ اینها همه مزد عاشوراست.

و از یک منظر دیگر همه و حتی انبیاء در سلوک خودشان، در آخرین مقامات محتاج به عاشورا هستند. این است که ابراهیم خلیل را هم بعد از قربانی اسماعیل سلام الله علیهم اجمعین به گودی قتلگاه می برند. پس یک چهره دیگر عاشورا هم مبارزه با دستگاه شیطنت و ظلم است که جلوی بندگی عالم می خواهد بگیرد و حضرت شفیع در جریان بندگی هستند. بله دستگاه شیطان «ظلمات بعضها فوق بعض» می باشد که «فی بحر لجی» است. یعنی این دریای عمیق فتنه خیز و به تعبیر امروزی ها سونامی های سنگینی در ته این دریا هست و تنها چیزی که انسان را از آن ظلمات و از آن فتنه ها نجات می دهد سیدالشهداء و عاشورا است که «ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة».

فتنه شیطان در عالم و تمدن غرب / تعریف جامع دستگاه شیطان بر مبنای پرستش دنیا

نجات از پیچیدگی های شیطانی است که 6 هزار سال عبادت خودش را که در خطبه قاصعه آمده «لَا يُدْرَى‏ أَ مِنْ سِنِي‏ الدُّنْيَا أَمْ مِنْ سِنِي الْآخِرَةِ»(5) زیر پا گذاشته و به خدا گفته همه فرزندان آدم را به زیر می کشم؛ همه مومنین را به زیر می کشم و دو رکعت نماز 4 هزار ساله خودش را خرج این کار کرده است. در همین رابطه حضرت فرمود: یا علی به اندازه ای که تو به راه های هدایت آشنا هستی او به راههای ضلالت آشناست. یعنی می داند چطور مردم را سردرگم کند. در مقابل این ظلمت عاشوراست که چراغ هدایت است.

به ویژه در دنیای امروز که ظلمات شیطان و شیاطین انس و جن و اولیاء طاغوت و بنی امیه و اتباعشان کار را به جایی رسانده است که «ملئت ظلما و جورا» یعنی هیچ نقطه روشنی باقی نگذاشتند. معروف شده منکر و منکر به معروف تبدیل شده است. تحت عنوان پیشرفت و توسعه و گسترش عدالت و اعتدال یک مدنیت مادی درست کرده اند که «ظلمات بعضها فوق بعض» هیچ نقطه روشنی در آن نیست. بگذرید از کسانی که فریفته این تمدن شده اند و در زمانی که تشت این تمدن از بام افتاده و خود غربی ها کوس رسوایی این تمدن را زدند هنوز هم از آن دفاع می کنند. ولی واقعا پیچیده ترین ظلمت شیطان است. یکی از عظیم ترین حجاب های ولایت، حجاب مدرنیته و تجدد است. به اسم توسعه و پیشرفت، همه چیز را تغییر می دهند. عنایت کنید؛ بحث سیاسی نیست بلکه کاملاً فرهنگی است.

خودشان وقتی توسعه را تعریف می کنند می گویند توسعه غیر از رشد است. رشد یعنی افزایش شاخص های اقتصادی ولی توسعه یعنی تغییر همه جانبه و همه شئون جامعه. فرهنگ و اخلاق بر محور رشد تولید باید تعریف شوند و این یعنی بر محور تمتع از دنیا بودن. یعنی می گوید تعریف توسعه این است که می خواهم اخلاق را تغییر بدهم. عاطفه و فرهنگ و مناسبات اجتماعی را تغییر بدهم. خودشان می گویند سنت را به نفع تجدد تغییر بدهند. دین را هم می برند در سنت. صریحا می گویند توسعه یعنی تغییر فرهنگ مذهب و سنتی به فرهنگ تجدد. فرهنگ تجدد چیست؟ فرهنگ عشق ورزی به دنیا و تمتع به دنیا و به تعبیر امام، بت پرستی مدرن. این همه هیاهو در دنیا بر سر بت پرستی مدرن است. بحث خدا پرستی نیست با صدای بلند و با صراحت هم می گویند که این تمدن تمدنی است که ادیان را پشت سر گذاشته است.

در همین کشور ما در دوره اصلاحات تعبیری گفتند که دهان  آدم بشکند اگر این تعبیر را بگوید العیاذ بالله. بله فرموده بودند: که ما چطور می توانیم بگوییم مناسبات اجتماعی اصلاح کردیم را، در حالی که خدا هنوز نمرده است. این حرف اینها نیست بلکه حرف فیلسوفان اجتماعی غرب و پرچمداران این راه است. با هر رنگ و لعابی که بیایند همین تمدن است. با لعاب توسعه یا لعاب اعتدال.

اعتدالی که توسعه غربی می گوید غیر از عدالت است. اعتدال یک فن است. مناسبات توسعه را اعتدال می گویند. غیر از عدالت است که یک مفهوم اخلاقی و ارزشی است. عدالت بر محور توحید تعریف می شود. عدالت مطلوب فطری همه انسانهاست. عدالت صفت فعل خداست. اعتدالی که آنها جایگزین عدالت می کنند تناسبات توسعه است. اصلش هم از ادبیات طب یونان گرفته شده، و بعد هم از ادبیات ارسطو، غیر از عدالتی است که دین می گوید. عدالت کلمه عدلش امام است؛ ولایت حقه است که «وَ تَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ صِدْقاً وَ عَدْلا»(انعام/115) عدالت، کلمه رب است. فرع امام زمان است. این عدالت و اعتدالی که اینها می گویند فرع توسعه است. مناسباتش هم مناسبات توسعه است. با هر ادبیاتی این را بخواهند بیاورند، ظلمات و تاریکی اش را با خودش بدنبال می آورد. تغییر ادبیات چیزی را عوض نمی کند. مناسبات توسعه غربی «ظلمات بعضها فوق بعض» است. خودشان هم می دانند. من نمی دانم چرا بعضی بی دلیل دفاع می کنند. دیگر دوره دفاع از تجدد گذشته است. کوس رسوایی شان در همه عالم زده شده است.

ببینید ما الان با چنین فتنه ای روبرو هستیم که می خواهد همه شئون زندگی بشر را بر محور توسعه سرمایه تغییر بدهد. عاطفه انسان را هم مثل انرژی های مادی خرج توسعه سرمایه می کنند. مثل این که شما بنزین را می سوزانید و با تبدیل کربن و اختلاف پتانسیل، حرکت مکانیکی با آن ایجاد می کنید. عینا همین را برای عاطفه انسان می گویند که عاطفه انسان را بسوزان و تبدیل کن به یک عاطفه دیگر تا توسعه واقع بشود. اخلاق را خرج توسعه می کنند. آدم کالای سرمایه ای در این دستگاه خواهد بود، نه سرمایه تابع کرامت انسان. ما هستیم و این دستگاه پیچیده و هزار رنگ. دعوت به دنیا از هر موجی از امواج تجدد به گوش می رسد. اقتصاد، سیاست، فرهنگ و اخلاقش همه نغمه های دعوت به دنیاست. شما بوی خدا در این تجدد احساس نمی کنید. البته نمی گویم آدم هایی که در فضای تجدد اسیر شدند، موحد نیستند. چرا. در کاخ فرعون هم همسر فرعون از بهترین موحدان است. مومن آل فرعون است هم از بهترین موحدان است. اما معنایش این نیست که از خانه فرعون ندای توحید شنیده می شود. بنای تجدد، بنای کفر و مبارزه با ادیان و مبارزه با خدا است. چه بگویند چه نگویند. و گفتند؛ صد بار هم گفتند. منتها فتنه آنقدر پیچیده است که معروف منکر شده و منکر شده معروف. پرچمداران توسعه که پرچمداران پرستش دنیا و مبارزان با اخلاق انبیاء هستند، خودشان را حامیان حقوق بشر و عدالت می دانند. عدالت را هم به اعتدال تعریف می کنند. اعتدال چیست؟ تناسبات توسعه. توسعه چیست؟ توسعه کامیابی از دنیا بر محور منافع مستکبرین.

اینها شعار نیست بلکه حرف هایی است که خودشان گفته اند. ولی حرفهایی در جبهه مقابل زده می شود که آدم تعجب می کند. دوره این حرفها دیگر گذشته است. چرا این قدر از دنیا عقب هستید؟! لااقل از دنیا عقب نباشید. تازه رسیده اند به اعتدال به مفهوم توسعه غربی. طیب الله انفاسکم! انقلاب اسلامی در دهه چهارم، الگویش اعتدال غربی شده است! اعتدال هم یعنی توسعه. عقلانیتش همان عقلانیت است. اخلاقش همان اخلاق است.

ما هستیم و این فتنه پیچیده و سنگین. فتنه ای که باطل مثل حق بروز می کند. منکر به اسم معروف تثبیت می شود. نعمات دنیا و تمتع به دنیا به اسم عدالت و منافع مردم و امثال اینها مطرح می شود. همش آهنگ دنیا پرستی است. پیچیدگی دستگاه شیطان در دوره جدید به حدی است که برای همه زوایای زندگی نقشه کشیده است. همه جا هم با الگوهای پیچیده اداره می کند. دیگر برنامه های سابق را نمی بینیم. سبک زندگی را در الگوی توسعه منحل می کند. و هیچ کجای زندگی شما را خالی نمی گذارد. از قبل از تولدتان برنامه می دهد، تا مرخصی زایمانش، تا مهد کودکش تا دانشگاهش تا اشتغالش و حتی تا خانه سالمندان و اتاق ایزوله و مرگش. همه 60 سال عمر را پرکرده است. همه اش هم پر از ظلم و جور است. هیچ کجایش عدل نیست. آنجایی هم که بوی عدل می دهد جور است. نمی گویم باز انسان های موحد و متدین و عادل در غرب نیستند. آن بحث دیگری است. موحدین در غرب فراوان اند.

ما هستیم و این شیطنت مدرن و شبهات شیطانی. طلسم ابزار ارتباط و توسعه ارتباطات جمعی راه انداخته اند. بیش از هزار کانال ماهواره ای هرچه دلشان می خواهد پخش می کنند، اسمش را هم می گذارند آزادی. این آزادی است؟ اگر قبلا کسی یک تلفن به خواهر یا دختر شما می زد مچش را می گرفتید. حالا شده ماهواره و ابزار الکترونیکی که این همه امواج بر سر افراد می ریزند، کسی هم نیست بگوید چرا. اسمش را هم آزادی می گذارند. بعد هم می گویند رقابت آزاد است و شما هم می توانید بکنید. این چه عدالتی و آزادی است؟! شیطنت از این پیچیده تر هم می شود؟! هیچ کس هم حق ندارد بگوید چه کسی به شما اجازه داده هزار کانال ماهواره را در کشور موحدین و مومنین پخش کنید. می گوید آقا شما استفاده نکنید! شما حق تحریک به دنیا را دارید ولی ما نباید استفاده کنیم! کجای این عدالت و آزادی است؟ اسمش را هم می گذارند توسعه تکنولوژی و تمدن و پیشرفت. کجای این مدنیت است؟! شیطنت پیچیده است. تفرعن و استکبار جدید است. بت پرستی مدرن است. تحریک شهوات است.

مهار حمله و هجمه شیطان بوسیله عاشورا

موج فتنه ها در این جنگ نرم که به خصوص نسل جوان را تهدید می کند، فقط با عاشورا مهار می شود. تردید نکنید کسانی که امروز به دنبال توسعه فرهنگی هستند، هدفشان جز همان چیزی که قبلا به آن نوسازی می گفتند نیست و منظور هم همان جهانی سازی سرمایه داری است. ولی اسمش را می گذارند توسعه فرهنگی. تعامل با فرهنگ ها. تردید نکنید که می خواهند فرهنگ های بومی و سنتی را در فرهنگ تجدد منحل کنند. و به صراحت هم می گویند، می خواهند ایدئولوژی امریکایی را بر جهان حاکم کنند. برای عاشورا که سد بزرگ و پولادینی در مقابل توسعه فرهنگی غرب است، می اندیشند و اتاق فکر می گذارند. برنامه ریزی می کنند که چگونه از این سد عبور کنند. اگرچه توان این کار را ندارند. ظرفیت آنها ظرفیت مقابله با عاشورا نیست ولی توانشان را به کار می گیرند. و لذا تردید نکنید که تلاش و برنامه ریزی می کنند تا دستگاه توسل به سیدالشهداء(ع) را تحریف بکنند.

وظیفه هیأت های مذهبی تشکیل سنگرهای توحیدی در مقابل پرستش دنیا

این وظیفه شما عزیزان است که مراقب باشید. یکی از مهمترین موانع توسعه غربی و اعتدالی که آنها تعریف می کنند عاشوراست. تردید نکنید. خودشان هم این را به خوبی می فهمند. بزرگترین مانع جهانی آنها عاشورا و فرهنگ عاشورایی است که هرروز هم امواجش در جهان بیش از پیش منتشر می شود. و این مأموریت شما عزیزان است. شما باید هیئات را به گونه ای اداره کنید که صد پولادینی در مقابل امواج تمدن غرب باشد. از هر کدام شما بپرسند، به خوبی با این هجوم فرهنگی و این جنگ نرم فرهنگی دشمن آشنا هستید. تنها سنگری که الان وجود دارد، سنگر هیأت هاست. یا لااقل مهمترین سنگری  که وجود دارد. باید برنامه ریزی کرد تا هیأت تبدیل به یک کانونی برای مقابله با آثار تجدد شود. اگر تجدد ذائقه مردم را تغییر می دهد و ذائقه ها را مادی می کند، باید تلاش کنیم که این ذائقه ها الهی بشود و این با عاشورا ممکن است. اگر معروف را می خواهد منکر کند و منکر را معروف، ما با عاشورا می توانیم حق را به مدارش برگردانیم. «اشهد انک قد اقمت الصلاة و اتیت الزکاة و امرت بالمعروف و نهیت عن المنکر» همه چیز با عاشورا به مبنای خودش بر می گردد. و ما باید روی این سرمایه گذاری کنیم.

پس غیر از این که باید هیئت ها جوری برنامه ریزی کنند که پناهگاه همه، به ویژه نسل جوان در مقابل این جنگ عظیم فرهنگی و هجوم فرهنگ تمدن مادی باشند، باید مواظب باشند که یکی از کانون هایی که دشمن به شدت تلاش می کند که آن را خنثی کند هیأت است. ما در مقابل ادبیات دشمن با هر چهره ای که بیاید نباید منفعل باشیم. از دل هیأت باید انسان های مومن، ثابت قدم، کسانی که «مستشهدین بین یدیه» باشند، بیرون بیایند. کسانی که منتظرند و طالب شهادت در رکاب امام زمان هستند باید در هیأت تربیت بشوند. مقاومت در مقابل تمدن مادی را هیئات باید برنامه ریزی کنند. آنها می خواهند انسان ها را منحل بکنند. مهمترین هدف توسعه تحول در انسانهاست که آدم متناسب با توسعه بسازند. اخلاقش، فکرش، عاطفه اش در خدمت توسعه و رشد تکنولوژی باشد. در خدمت رشد سرمایه باشد. و ما به عکس باید آدمی بسازیم که در خدمت خداست. و این در هیأت واقع می شود.

پس دو تا مأموریت بزرگ را ما باید در هیئات دنبال کنیم. یک اینکه به گونه ای برنامه ریزی بشوند که کانون مقابله با حجاب تجدد، تمدن مادی و جنگ نرم فرهنگی غرب بشوند. دوم اینکه خود هیئات مصون از نقشه های پیچیده آنها بمانند. تردید نکنید اتاق های فکر فراوان در داخل و بیرون بر علیه شما هیئات کار می کنند. شک نکنید. کسی ممکن نیست دشمن را بشناسد و خیال کند که دشمن غافل است. در همین دوره اصلاحات حرف هایی در باب تحریف عاشورا زدند که نگفتنی است. که می خواستند عاشورا را قیام در مسیر دموکراسی تعریف بکنند. از آن حرفهای شیرین روزگار که واقعا به فکاهی نزدیک تر است تا به یک تحقیق. این واقعه ای است که الان هم در راه است. اولین قدمش را شما در روزنامه بهار دیدید و این ادامه دارد. شما باید نقطه مصونیت جامعه باشید. هیچ کجا به اندازه عاشورا نمی تواند جلوی این موضوع را بگیرد. ولی واویلا که خودش به این آسیب مبتلا بشود. با چشم باز نقشه های دشمن را ببینید و نگذارید هیأت به یک ابزاری در خدمت آنها تبدیل بشود. که البته هیچ وقت نمی شود. این دو مأموریت بزرگ شما عزیزان است و مهمترین رکنش این است که برنامه ریزی هایی بشود. که الحمدالله این همت شده و بزرگانی مثل حاج آقای ارضی و دیگران در کشور مشغولند.

اخلاص عامل اصلی در کار مدیریت هیئات

مهمترین امر اخلاص خود شماست، اگر شما عزیزان که سفیران فرهنگی امام حسین هستید و قلوب را بر محور امام حسین(ع) جلا می دهید، خالص باشید یا خالص تر بشوید، همه مکرهای دشمن خنثی می شود. و اگر خدایی نکرده ما از خلوص فاصله بگیریم جای نگرانی است. اگر ما از عمق معارف اهل بیت در اداره هیئات فاصله بگیریم این جای نگرانی است. امیدواریم که انشاء الله هیئات در این زمینه موفق باشند و هر محرمی که می گذرد تجلی امام حسین در هیئات ها و از طریق آنها در همه فضای عمومی جامعه افزایش پیدا بکند.

و دیگر اینکه حداقل کاری که از هیئات بر می آید این است که همینطور که احزاب مطالبات فرهنگی جامعه را، به زبان خودشان به حاکمیت منتقل می کنند، هیئات هم باید مطالبات فرهنگی مقام معظم رهبری را با ادبیات هیأت از حاکمیت مطالبه کنند. این نقش هیئات است. یعنی حداقل کار یک حزب را باید بکنند. البته اصلا هیأت در حزب نمی گنجد و خیلی فراتر از حزب است (هرچند حزب هم نیاز به تعریف دارد) و به هیچ وجه حزب، کارآمدی هیئات را ندارد. ولی حداقل هیئات باید حلقه اتصال جامعه به فرهنگ مذهب باشند و مطالبات فرهنگی رهبری، در هیأت گفتمان سازی بشود. و تبدیل به مطالبه از حاکمیت بشود.

جایگاه هیأت در فضای اجتماعی و ارتباط با حاکمیت

فرض کنید اگر مقام معظم رهبری در ارتباط با آمریکا یک نظری دارد، این حتما باید در هیئات فرهنگ سازی بشود. و از طریق هیئات به مطالبه عمومی تبدیل بشود. چطور احزاب مطالبات مردم را به ادبیات مادی خودشان ترجمه می کنند و آنها را به حاکمیت تحمیل می کنند. ما باید این مطالبات را به ادبیات مذهبی هیئات که فرهنگ مذهبی جامعه ماست، ترجمه کنیم و از حاکمیت مطالبه کنیم. و این حداقل انتظاری است که از هیئات مذهبی وجود دارد.

خب فیض آماده شده و من وقت شما عزیزان را گرفتم. باز هم در یک جمله تأکید می کنم در مقابل هجوم سنگین تجدد و حجاب تجدد، مهمترین سنگر، هیئات است. هیئت باید انسان منتظر و مستشهد تربیت بکند. سرمایه ظهور از عاشوراست و ظهور مزد عاشوراست. مگر غیر از این است که به نبی اکرم وقتی شهادت سیدالشهداء عرضه شد، چهار مزد دادند. شفای در تربتش، استجابت دعایش، امامت در نسل ایشان بماند و حضرت بقیه الله را در نسل ایشان قرار می دهند. مزد بلای عظیم نبی اکرم عصر ظهور است. ظهور مزد امام حسین است. پس اگر لشکر ظهور، لشکر امام زمان از عاشورا تجهیز می شود که «لقد عظم مصابی بک و اسأل الله الذی اکرم مقامک و اکرمنی بک ان یرزقنی طلب ثارک مع امام منصور من اهل بیت محمد(ص)» ما باید این فرهنگ را بسط بدهیم.

و البته خلوص در هیئات را بالا ببریم. اگر خلوص درهیئات بالا رفت کار خودش را می کند. گریه بر امام حسین و فرهنگ عزاداری بر سیدالشهداء اکسیر اعظمی است که در هر جامعه ای برود همه کید های شیطان را خنثی می کند. شما عزیزان مادحین باید واسطه شفاعت سیدالشهداء باشید. حضرت با شفاعت خودش قلوب را جلا می دهد و به شما اجازه دادند که مصیبت حضرت را بر قلوب جاری کنید. این با هیچ کالایی قابل مقایسه نیست حتی کالای بهشت. اگر خلوص در هیئات حفظ بشود که انشاء الله حفظ می شود؛ اعم از خلوص فرهنگی و اخلاقی و هم ارتقاء هیأت را روز به روز با برنامه ریزی داشته باشیم، انشاء الله امیدواریم که فرهنگ عاشورا حجاب تجدد را کنار بزند و کیدهای شیاطین دنیا با سد پولادین عاشورا وقتی برخورد می کند انشاء الله شکست بخورد. السلام علیک یا اباعبدالله.

پی نوشت ها:

(1) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏4، ص: 576

(2) بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏55، ص: 39

(3) الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي)، ج‏2، ص: 494

(4) بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏24، ص: 303

(5) نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص: 287