تبیین ابعاد انقلاب اسلامی، موازنه قدرت جهانی و رسالت نخبگان در حفظ سرمایه اجتماعی
متن زیر سخنرانی آیتالله میرباقری در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۵ است که در دیدار با ائمه جماعات برگزار شده است.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین. اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاً وقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طَویلاً.
۱. طرح دشمن برای کاهش تاب آوری مردمی و ایجاد خطای محاسباتی در مسئولین
۱ـ۱. ضرورت پرهیز از نگاه تقلیل گرایانه نسبت به آرمان ها و موازنه قدرت در درگیری کنونی
چند نکته مهم را [این جلسه خدمت شما] عرض میکنم. یکی از مطالب، فرمایشی است که رهبر بزرگوار و عزیز ما، حضرت آیتالله خامنهای دام ظله العالی در سالگرد رحلت حضرت امام فرمودند. ایشان فرمودند دشمن طرحی دارد تا تابآوری مردم را کاهش دهد و در مسئولین، خطای در محاسبات ایجاد کند. من یک مقدار راجع به این خطای محاسباتی عرض میکنم که ممکن است گاهی ما هم دچار همین خطای در محاسبه بشویم.
من این خطای در محاسبه را اینگونه میفهمم که ما این حرکتی را که ایجاد شده است و از ۴۷ سال قبل تا کنون [ادامه داشته است، تقلیل بدهیم.] ما اکنون در مرحله سوم این حرکت عظیم هستیم و دوباره بعثتی از عمق و باطن این جامعه اتفاق افتاده است؛ [خطای محاسباتی ما این است که] این حرکت را از لحاظ آرمانها تقلیل بدهیم و به آن کوچک نگاه کنیم. [خطای بعدی نیز این است که] از لحاظ موازنه قدرت، نتوانیم آن را درست بفهمیم و این حرکت را از لحاظ موازنه قدرت نیز تقلیل بدهیم. نگاه تقلیلگرایانه به این حرکت عظیم چه در آرمانها و چه در موازنه قدرت، [خطای محاسباتی است.]
به تعبیر معمار انقلاب اسلامی، این حرکت عظیم به سمت ظهور است و مقدمه انقلاب جهانی اسلام به پرچمداری حضرت بقیةالله (عج) است. [ایشان] مکرر میفرمودند که این حرکت، مقدمه ظهور است. در آخرین پیامی هم که در آخرین نیمهشعبان عمر شریف خود [صادر کردند، نیز این را فرمودهاند. این پیام] به یک معنا منشور مقاومت است. آنجا میفرمایند انقلاب ما، مقدمه انقلاب جهانی اسلام به پرچمداری حضرت بقیةالله (عج) است. سپس دعا میکنند که خدا ظهور حضرت را در عصر ما قرار بدهد.
همانجا نیز میفرمایند مسئولین ما مکلف هستند که نیازهای مردم را رفع و مشکلات مردم را حل کنند. ولی اگر مردم را از این هدف بزرگ غافل کنند، خیانت به مردم است. [اینکه] ملتی را که به سمت قلههای ظهور مبعوث شدهاند، به نیازهای روزمره مشغول کنید، خیانت به این ملت است. سپس همانجا میفرمایند چه کسی است که نداند که مردم ما گرفتار سختی و مشکلات هستند؟ ولی مردم ما خودشان این راه را انتخاب کردهاند؛ [لذا] میایستند و بهای آن را هم میدهند. چه کسی است که نداند که عبور از شرق و غرب، بدون شهادت میسر نیست؟ عبور از تمدن مادی غرب، [بدون شهادت] واقعاً ممکن نیست.
۱ـ۲. فروپاشی شوروی بیش از جنگ سرد، مستند به جمهوری اسلامی است
بنابراین آرمانی که خیزش مردم داشته، این است. منتها عدهای از روز اول با آن تقلیلگرایانه برخورد میکردند و حرفهایی میزدند که این خیزش را کوچک کند. این حرفها هم در دوران انقلاب زده میشد و هم پس از پیروزی. مثلاً [یک عده میگفتند] شاه حاضر شده که قانون اساسی را قبول کند؛ شما کوتاه بیایید. میگفتند انقلاب در دوره سازندگی تمام شد؛ بیایید کشور را بر اساس یک الگوی علمی شرقی یا غربی ـ که آن زمان دو جریان بود ـ بسازیم. [میگفتند] دیگر ادامه انقلاب بیمعنا است. [اما] امام [این مسیر را] بهخوبی دنبال کردند. [ایشان] از اشغال لانه جاسوسی و انقلاب دوم که به فروپاشی شوروی و مارکسیسم منتهی شد، استقبال کردند. همه متفکرین عالم میدانند که فروپاشی شوروی، بیش از آن که مستند به جنگ سرد باشد، مستند به انقلاب اسلامی است.
شخصی بود به نام آقای هادی که از علمای حوزه علمیه قم بود. ایشان در دوره جنگی که افغانستان با مارکسیستها و شوروی داشت ـ که این جنگ اتفاقاً همزمان با اشغال لانه جاسوسی در افغانستان جاری بود ـ از مجاهدان بودند و مجروح شدند؛ بعد از زوال مارکسیسم نیز وزیر کشاورزی دولت شدند. ایشان میگفتند وقتی مارکسیستها شکست خوردند و مرز بین دو آلمان برداشته شد و برلین شرقی و غربی [یکی شد] و آلمان متحد درست شد، وزیر کشاورزی آلمان آمده بود افغانستان؛ من به ایشان گفتم که شما باید به ما کمک کنید که ما کشاورزی خود را مکانیزه کنیم؛ چون ما به [گردن] شما حق داریم. گفت چه حقی؟ گفتم ما مرز دو آلمان را برداشتیم. پوزخندی زد و رفت. [مدتی بعد] من رفته بودم آلمان و کاری داشتم. [وزیر کشاورزی آلمان] از من دیدار خواست. [من هم] به دیدن او رفتم. او گفت من تأمل کردم و دیدم که شما درست میگویید؛ شما مرز دو آلمان را برداشتید. یعنی انقلاب اسلامی و موج و خیزشی که در کشورهای اسلامی از جمله افغانستان ایجاد کرد، موجب فروپاشی و افتادن پرچم مارکسیسم در جهان شد.
پس از این فروپاشی، نظریه تکقطبی در جهان شکل گرفت. [غربیها گفتند] دیگر رقیب رفته است و جهان تکقطبی بر محور لیبرال دموکراسی و به پرچمداری آمریکا شکل میگیرد. [برای این هم] تلاش کردند. جهانیسازی و نظریه جهانیسازی، عمدتاً در همین زمان با آن ایده شکل گرفت.
[این اتفاق] تقریباً [همزمان با] آغاز رهبری قائد شهید ما بود. ایشان هم پرچم مبارزه را به دست گرفتند. [ایشان] در یکی از سخنرانیهای خود فرمودند اینها میگویند ما به دنبال صلح جهانی، نظم جهانی، جامعه جهانی و منافع همه ملتها هستیم؛ این همان جامعه سرمایهداری و استثمارِ است. این همان اقلیت و اکثریت ۹۶ درصد و ۴ درصد است. آنها میخواهند حکومت کنند و ما مکلف هستیم که مقابل این بایستیم و طراحی کنیم.
۱ـ۳. شکلگیری نظم جدید با حضور قدرت اسلام
طراحی هم کردند و طراحی خود را جلو بردند. در سالهای اخیر حیات خود نیز مکرر میفرمودند که نظم کنونی جهان در حال تغییر است و نظم جدید در راه است. [بعد] هم میفرمودند مواظب باشید که مثل دو بار گذشته که غربیها نظم جهان را بدون حضور دنیای اسلام شکل دادند، ما در نظم جدید غایب نباشیم. ایشان در سخنرانی روز ۱۳ آبان سال ۱۴۰۱ به دانشآموزان که مخاطبان ظاهری ایشان بودند فرمودند که این نظم در حال تغییر است و نظم جدید با سه مؤلفه در حال ظهور است: افول قدرت آمریکا، جابهجایی قدرت به شرق و آسیا و گسترش ادبیات و فرهنگ مقاومت یا به تعبیری گفتمان مقاومت.
خود غربیها نیز به یک معنا این را قبول داشتند. بعد از فروپاشی شوروی، نظریهای که مبنای عملِ سیاست خارجی آمریکا شد و بر اساس همان، حمله به خاورمیانه ـ به اصطلاح خودشان ـ یا غرب آسیا را شروع کردند نظریه برخورد تمدنها بود. [اینها بر اساس این نظریه، جنگی را در اینجا شروع کردند که] تا کنون هم ادامه دارد؛ یک مرحله از آن، همان سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۳ و اشغال افغانستان و عراق بود. مرحله دوم آن نیز از سال قبل و به هدف تغییر نظم غرب آسیا شروع شد.
[این نظریه] با صراحت میگوید که بعد از این، درگیری بین تمدنهاست. عمدهترین تمدنها هم یکی اسلام است به پرچمداری ایران و دیگری لیبرال دموکراسی به پرچمداری غرب. این سخن آنهاست، نه سخن ما. [آنها] ما را پرچمدار یک تمدنِ رو به پیش در جهان و معارض با کل تمدن غرب میدانند. این ظرفیت انقلاب اسلامی است.
تا اینجا نیز همینگونه بوده است. اگر شما نگاهی به صفآرایی دشمن در مقابل ما در این ۴۷ سال بیندازید، میبینید که آنها کاملاً متوجه هستند که ما یک قدرت بسیار بزرگ هستیم. محققین بهدقت میگویند که هزینهای که غرب فقط علیه جمهوری اسلامی ایران در طول این مدت کرده، چندین برابر نسبت به هزینهای است که در ۴۰ سال جنگ سرد، علیه کل بلوک شرق و شوروی و اتباع آن کرده است. سرمایهگذاری و هزینهای که کردهاند، اصلاً قابل مقایسه نیست. امکاناتشان نیز قابل مقایسه نیست و خیلی متفاوت شده است؛ بهخصوص در دو دهه اخیر که امکاناتشان جهش کرده است. اگر ما واقعاً یک قدرت مؤثر برای تغییر نظم جهان نبودیم، اینهمه سرمایهگذاری دشمن [علیه ما] بیمعنا بود. اما عدهای که مدعی روشنفکری هستند، نمیخواهند بفهمند.
پس آرمانی که انقلاب اسلامی دارد، یک آرمان بسیار بزرگ است. ما دنبال تحول نظم جهان هستیم؛ دنبال واقعه ظهور هستیم؛ واقعهای که بزرگان ما مثل علامه طباطبایی میگویند از مراتب قیامت است. ایشان میفرمایند منزلتی از تمام آیات قیامت، ناظر به ظهور است. پس ملت ما مبعوث شده تا جامعه جهانی را به سمت ظهور حرکت بدهد.
[این ملت،] رقیب اول را زمین زده است. اگر شوروی هنوز سر پا بود، ما باید با تودهایها در ایران میجنگیدیم. [ولی کار رقیب اول] تمام شد. لیبرال دموکراسی نیز همینگونه است. این حزب سرمایهداری وابسته به لیبرال دموکراسی در کل دنیای اسلام و جهان، از جمله در ایران، از طریق ضعیف شدن قدرت سرمایهداری جهانی و لیبرال دموکراسی و آمریکا در جهان، از بین خواهد رفت. این در حال تحقق است. راهِ صحیح نیز این است که با محورِ سرمایهداری در جهان مبارزه کنیم. طبیعی است که [با مبارزه با محور اصلی،] اقمار آن در کل دنیا، از جمله در منطقه و کشور ما نیز تضعیف خواهد شد.
پس ظرفیت ما از لحاظ آرمان و از لحاظ موازنه قدرت این است. بعضیها اخیراً به آن توجه کردهاند که ما هم ابرقدرت هستیم؟ این حرفی است که چهار دهه قبل، متفکرین غرب میگفتند. [لذا] چهار دهه است که مقابل ما صفآرایی کردهاند. اینهمه لشکرکشی و اردوکشی برای یک کشور ضعیف [معنا ندارد. اینها] کشور [ضعیف] را محاصره میکنند و نفت آن را هم میدزدند و میروند. ادبیات رئیسجمهور آمریکا راجع به کوبا را دیدید؛ گفت ما ایران را تسخیر میکنیم و سر راه هم توقفی در کوبا میکنیم. ولی در مقابل ما پنج دهه است که دارند میجنگند. این رئیسجمهورشان میگوید هفت رئیسجمهور قبلی جرئت نکردند که به ایران حمله کنند و نتوانستند [ایران را شکست بدهند.] آقا نیز فرموده بودند تو هم نمیتوانی. تو خیال میکنی که میتوانی، [ولی] نمیتوانی. اکنون فهمیدی چرا آن هفت نفر این کار را نمیکردند؟ [الان] در باتلاق جنگ گیر افتاده و دنبال راه فرار است. بنابراین ما در چنین وضعیتی هستیم.
۱ـ۴. ملت مبعوث ایران با هدف تمدنی
این بعثتی هم که حضرت آقا از آن صحبت میکردند و تحلیلی که نسبت به مردم ایران داشتند، یک تحلیل واقعی است. [ایشان] از امر عظیمی خبر دادند. یک رویکرد این بود که انقلاب اسلامی تمام شده است و چیزی از آن جز یک نظام نمانده؛ همه چیز در مسیر تحول به سمت نظم جهانی مادی است و میشود این کشور را بلعید. بعضیها بعد از غائله ۱۲ روزه میگفتند سپاه باید به پادگانها برود. [این رویکرد میگفت] یک سپاه است و یک آقا؛ [آقا] را که شهید میکنیم و سپاه هم که فرمانده آن را میزنیم و کار تمام میشود؛ همه چیز برای تحول آماده است. [اما] نگاه قائد شهید ما این بود که شما با یک نظام روبهرو نیستید، [بلکه] با یک ملتِ بهپاخاسته روبهرو هستید. بعد هم فرمودند ملت ما درس عاشورایی، درس اسلامی و شیعیِ خودشان را گرفتهاند و تسلیم [نمیشوند] و با حاکمان فاسد دنیا بیعت نمیکنند.
طراحی ایشان در طول این ۳۷ سال برای گسترش این انقلاب اسلامی بحث دیگری است. [ایشان این] مأموریت را با «فَخُذْها بِقُوَّةٍ»[۱] به دوش کشیدند و همان روزهای اول گفتند باید ببینیم که۴۰ سال آینده اوضاع چگونه میشود و وضعیت قدرت ما چیست. [بحث طراحی ایشان جداست، ولی] تحلیل ایشان نسبت به موازنه، این است که شما با یک ملت بهپاخاسته روبهرو هستید. سنت الهی این است که شما هم سقوط خواهید کرد و خدا شما را هم سرنگون میکند؛ همانگونه که فرعون را سرنگون کرد. فرمایشات ماههای اخیر ایشان، فراتر از محاسبات عادی بود. فرمودند خدا این ملت را مبعوث میکند و فتنه را زیر پای ایشان خاکستر میکند.
این بعثت ادامه همان بعثتی است که در انقلاب اسلامی و برای این مأموریت بزرگ اتفاق افتاده. [این بعثت،] یک مرحله جدید از آن است. ما نباید تقلیلگرایانه به این [بعثت] نگاه کنیم. این جوشش و این خیزشی که از عمق جامعه ایمانی، علیه این تمدن فاسد مادی شکل گرفته، [نباید کوچک شمره شود.] قائد شهید ما میفرمودند ما باید برای ابطال این تمدن تلاش کنیم. [ایشان] در بیانیهای که برای صدمین سال تأسیس حوزه علمیه قم نوشتند، فرمودند خدا این تمدن را ابطال میکند؛ «إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً».[۲] بعد میگویند وظیفه ما این است که برای ابطال این تمدن و جایگزین کردن [یک تمدن دیگر به جای] این تمدن تلاش کنیم.
[باید دید که] ایشان در این ۳۸ سال در مسیر این هدف بزرگ و برای این بعثت بزرگ چه کردند. ایشان خون خود را هم برای این طرح گذاشتند و آخرین برگ زندگی خود را نیز خودشان رقم زدند. گمان من این است که این بعثت تا افتادن پرچم لیبرال دموکراسی و آمریکا جلو میرود. لذا نباید نگاه تقلیلگرایانه نسبت به آن داشته باشیم. این حرکت و خیزشی که [اتفاق افتاده است] عظیم است و دنیا را تحت تأثیر قرار داده. خودشان در اولین روزهای جنگ رمضان گفتند که قدرت چهارم ظهور کرده است. آدم نباید این خیزش را کوچک تحلیل کند و آن را تقلیل بدهد.
۲. موج باطنی عالم به نفع ایران/مذاکرات تحت اشراف رهبر معظم انقلاب
اکنون هم ممکن است این مذاکرات خیلی خوب پیش برود و ممکن است متوسط پیش برود. [ولی] مطمئن باشید که ضعیف پیش نخواهد رفت. علت آن هم این است سلیقههای مختلف هست، ولی حضرت آقا نظارت سخت دارند و تذکرات سختی میدهند. من یک مقداری اخبار این [مذاکرات] را دنبال کردم [و متوجه شدم که ایشان] صحنه را بهشدت کنترل میکنند. لذا اینکه ما خیال کنیم چیز خیلی بدی میشود، [درست نیست.] ممکن است عالی نباشد، ممکن است آنگونه که باید و لایق این مردمِ مبعوثشده است نباشد، ولی اینکه ما خیال کنیم نتیجه ضعیفی است و خیلی نگران بشویم، واقعاً درست نیست.
موج این انقلاب اسلامی بزرگتر از این چیزهاست. [در دهه نود] آقا فرمودند مذاکره کنید. اینها ۱۰ سال مذاکره کردند. آمریکا میخواست ما را با مهار دیپلماتیک زمین بزند. در دنیا هم گفت ایران تسلیم شد و انرژی هستهای خود را داد. در حالی که در سندهای مخفی خود، در همین سند امنیت ملی ۲۰۱۴ میگفتند که روسیه و چین رقیب نظام هستند، [ولی] ایران تنها رقیب نظم ماست. یعنی اینها در موازنه نظم کنونی با ما رقابت میکنند؛ ایران میخواهد کل این نظم را تغییر بدهد. [البته] در ظاهر میگفتند روسیه و چین رقیب ما هستند و ایران و کره شمالی، دو یاغی هستند. ما را در کنار کره شمالی میگذاشت. کره شمالی اصلاً قابل ذکر نیست. یک انرژی هستهای دارد که پاکستان هم آن را دارد، [ولی] افغانستان اکنون به آن حمله میکند. اینها که قدرتساز نیست.
بنابراین قدرت ما جای دیگری است و موازنه قدرت بهنفع ماست؛ موج باطنی عالم [بهنفع ماست.] این بعثت در حال حرکت است. ۴۷ سال است که اینها میخواهند آن را زمین بزنند و هر سال هم میگویند امسال دیگر تمام میشود، [ولی موفق نمیشوند.]
پس ما هم نباید دچار تقلیلگرایی بشویم و خیال کنیم که اگر اینها [مذاکره کنند،] همه چیز از دست میرود؛ نه اینگونه نیست. چیزی به این راحتی از دست نمیرود. نهایت کار این است که ما یک جنگ دیگر خواهیم داشت. [البته] ممکن است که اگر دقت نکنیم، مراقبت نکنیم و اگر میدان خالی بشود و بتوانند میدان را تضعیف کنند، اتفاقاتی بیفتد که مطلوب نباشد، ولی [فاجعه رخ نمیدهد؛ زیرا] ایشان نظارت سخت و دقیقی دارند. البته ما هم وظیفه داریم که حمایت کنیم تا حرف ایشان نافذ بشود. چون بعضیها نمیخواهند حرف آقا نافذ بشود. کما اینکه [نمیخواستند] سخن قائد شهید ما نیز نافذ بشود. مگر ایشان ۱۰ سال قبل به مذاکره مایل بود؟ [ولی] فرمود بروید. بعد هم خط قرمزهایی گذاشتند. مگر رعایت کردند؟ البته اکنون اتفاقاتی به آن شکل نمیافتد، چون اوضاع تغییر کرده است. ولی [بر فرض که چنین بشود،] مگر با آن اتفاقی که افتاد، انقلاب اسلامی از دست رفت؟ [البته] درگیری سختتر شد و وارد یک مرحله جدید شدیم.
بنابراین من خیلی نگران این نیستم که اتفاق فاجعهآمیزی بیفتد. ما باید در میدان باشیم، میدان را تقویت کنیم، با قوت بایستیم و خیالمان هم راحت باشد که این حرکت به عنایت خدای متعال، به دعای خیر امام زمان (عج) و یاری ایشان در حال حرکت است و آیتالله خامنهای هم نظارت جدی بر این مذاکرات دارند. هرچند ممکن است ایشان هم در موازنه، حال نیروهای خودشان را هم رعایت کنند. بالاخره نیروها همینها هستند. ما هم باید مراقبت کنیم. یعنی اگر میدان ضعیف بشود، ممکن است اتفاقاتی بیفتد که خیلی مطلوب نباشد. لذا حتماً میدان باید حفظ و تقویت بشود. این هم به عهده شما سروران عزیز است که میدان را حفظ کنید.
خطای محاسباتی ما نیز همین است که ما آرمانهای این امت و این حرکت را در حد نیازهای اقتصادی و روزمره مردم تقلیل بدهیم و خلاصه کنیم و بگوییم مردم نان و آب میخواهند. بله حتماً مردم نان و آب میخواهند، اما آن نان و آب را ذیل عزت ملی و پیروزی اسلام و قدرت خودشان میخواهند.
۳. تمدن اسلامی به پرچمداری ایران
ملت رشید و شریف ایران، جایگاه خاصی در حوادث آخرالزمان دارند. روایاتی هم در باب نقش مردم ایران در آخرالزمان وجود دارد. اصلاً اسلام اهلبیت به اینجا آمده و اینجا منطقه ظهور اسلام ناب است. [بنابراین نقش ایران پررنگ است،] ولی اگر آرمان این ملت را در حد ناسیونالیسم یا ایرانگرایی خلاصه کنید، باز هم این نگاه تقلیلگرایانه است. ایران، پرچمدار تمدن اسلامی است و نمیشود پرچم را دست دیگری داد؛ هیچ ملت دیگری این پرچم را روی دوش خود بلند نمیکند. ولی نمیشود گفت که این پرچم، پرچمِ ایرانگرایی و ایرانشهری است. این پرچم اسلامی [است.] غربیها هم گفتند تمدن اسلامی به پرچمداری ایران. [پس] یکی از تقلیلها این است که ما امروز در حد ناسیونالیسم حرف بزنیم و دنبال ایرانشهر باشیم.
البته از آنطرف هم نباید افراط کنیم و هر وقت اسم ایران بیاید، بگوییم ایران نباید گفته شود. دیدید قائد شهید ما نیز روی پیشرفت ایرانی اسلامی تأکید میکردند. اکنون هم رهبر معظم میفرمایند ایرانِ اسلامی. پس [نه ایران را حذف کنیم و] نه اینکه آرمان ملت ایران را در ایرانشهر خلاصه کنیم. بعضی از غربگراها [چنین حرفی] میزدند و کتاب مینوشتند و شاگرد تربیت میکردند، [ولی] آرمان ما خیلی از این [حرفها] بزرگتر است. ما نباید نگران این باشیم، ولی تقلیل هم نباید بدهیم.
۴. رهبری پرچمدار حرکت اسلامی
این بعثت، یک حرکت و جوشش باطنی است و إنشاءالله استمرار پیدا میکند. دو شب قبل جایی بودم که آمار میدادند سرمایه اجتماعی ما ۳۰ درصد افزایش پیدا کرده است. این خیلی مهم است. یعنی ما اکنون حدود ۷۰ درصد سرمایه اجتماعی داریم که طرفدار پرچم هستند و زیر این پرچم ایستادهاند. این میشود بعثت. این اتفاق عظیمی است.
ممکن است یک عدهای تقلیلگرایانه برخورد کنند و قدرت ما را در موازنه نبینند، ما را ابرقدرت ندانند و فقط آن طرف را ابرقدرت بدانند. [اینها] آرمان ما را در حد مسائل اقتصادی و نیازهای روزمره کوچک میکنند و میگویند ما باید اینها را حل کنیم. بله؛ مسئولیت یک عده همینهاست. دولتها معمولاً مسئول امور جاری هستند. ولی نباید رهبری را که پرچم اسلام در دست اوست و آن آرمانهای بلند را دنبال میکند، به همافقی با خودشان مجبور کنند؛ آنها باید همافق بشوند.
اگر حضرت قائد شهید ما این پرچم را نمیگرفتند و این افقها را حفظ نمیکردند، ممکن بود دولتها این افق و آرمان را گم کنند. بعضی از آنها صریحاً میگفتند انقلاب چند سال؟ دو سال؟ ده سال؟ تمام شد دیگر. ایشان بودند که میگفتند نه؛ این انقلاب در مقابل رنسانس، مأموریت جهانی دارد. مرحله اول آن انقلاب است، مرحله دوم آن نظام، بعد دولت اسلامی، بعد جامعه اسلامی و بعد هم تمدن اسلامی است. این مقدمه ظهور ولایت عظمی است. ایشان این پرچم را سفت نگه داشتند و با راهنمایی خود، نگذاشتند که این کشتی به سمت دیگری برود.
اکنون هم رهبر مسئولیتی دارد و دولتها هم مسئولیتی دارند. دولتها بیشتر مجبورند که به امور روزمره مردم [رسیدگی کنند،] ولی نباید آن کسی را که پرچم در دست اوست، به این وادار کنند که مثل آنها خرج امور جاری بشود. آن چیزی که خطرناک است این است. آنها مسئول امور جاری هستند و باید برای آن فکر کنند و آن [مشکلات] را حل کنند، اما نباید ملت را محدود کنند. امام بزرگوار فرمودند دولتها مکلفاند که مشکلات مردم را حل کنند، اما اگر آنها را از ظهور غافل کنند، خیانت است. این پرچم روی دوش اینها گذاشته شده و اینها دارند به سمت قلههای ظهور میروند؛ [حال آیا درست است که] ما اینها را پایین بکشیم و بگوییم بیایید تا به شما نان و آب بدهیم؟
من بعید میدانم که مسئولین ما دنبال چنین خیانتی باشند. اگر باشند، خطای در محاسبات است. خطا غیر از خیانت است. [ممکن است اینها] دچار خطا [بشوند،] آرمان را کوچک و موازنه قدرت را غلط ببینند و قدمها را کوچک بردارند. ولی بر فرض که دولتها قدمها را کوچک بردارند، موجب نمیشود که این ملت پشت سر این دولتها بایستند؛ ملت پشت سر رهبر خود حرکت میکنند و دولتها عقب میمانند. کما اینکه دولتهای قبلی عقب ماندند.
[بنابراین] نگاه ما باید خوشبینانه و مثبت باشد و در عین حال، مراقب صحنه باشیم، میدان را حفظ کنیم و آن را تقویت کنیم. [باید] بهدقت مواظب باشیم که آقایان آن اصولی را که رهبر عزیزمان مقرر میکنند، رعایت کنند. آخر کار هم بالاخره امضای ایشان باید پای کار بیاید. ولی جای نگرانی نیست.
خودمان نیز نباید دچار تقلیلگرایی بشویم و خیال کنیم که اکنون دیگر همه چیز [از دست رفته است.] اینگونه نیست. به این راحتی چیزی از دست نمیرود. نهایت کار این است که ما یک جنگ دیگر خواهیم داشت. [البته] ممکن است که غفلتهایی بشود و هزینهای برای ما درست بشود، ولی این حرکت إنشاءالله ادامه خواهد داشت.
۵. مراقبت از سرمایههای اجتماعی و تکلیف سنگین ما
این سرمایه اجتماعی که افزوده شده، تکلیفی را روی دوش ما و شما عزیزان میآورد. بالاخره یک عده آمدهاند و از ما میخواهند که زیر پرچم اسلام و انقلاب اسلامی بایستند. خون قائد شهید ما این اثر بزرگ را داشته و این تحول را در قشر عظیمی که تحت تأثیر جنگ شناختی و رسانههای گسترده دشمن واقع شده بودند، گذاشته است. حال ما باید با اینها چه بکنیم؟ این سؤال من است.
شخصی به محضر امام کاظم (ع) رفت و عرض کرد بعضی از شیعیان شما گناهانی میکنند. [آیا] ما بگوییم که اینها شیعه شما نیستند و از آنها تبری بجوییم؟ فرمود نه؛ از عمل ایشان تبری بجویید ولی از خودشان نه؛ خودشان طیب الروح هستند.
بالاخره چه باید کرد؟ از آنطرف [حجاب و مسائل اینچنینی] واقعاً حکم اسلامی است و یک زمانی واقعاً حرام سیاسی هم بود. اما رفتار اینهایی که الان کنار ما میایستند، دیگر حرام سیاسی نیست؛ یعنی علیه نظام ما به حساب نمیآید؛ ولی بالاخره حرام شرعی است. از یک طرف حرام شرعی است و از آنطرف هم آمدهاند پای پرچم ایستادهاند و دارند آن واجب اصلی را به بهترین وجه انجام میدهند و در صحنههای سخت حمایت میکنند و پای سختیهای این اقتصادی سختی که ما داریم و مسائل دیگر، میایستند. [اینها در] صحنه خوف و صحنه سختگیریهای دشمن و حملههای نظامی، [ایستادهاند.] حال وظیفه ما چیست؟ چه باید بکنیم؟
خدای متعال به حضرت میفرماید: «إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ * وَ رَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ في دينِ اللَّهِ أَفْواجاً»؛[۳] فوجفوج دارند میآیند. اینها دارند داخل دین میشوند، [ولی] نقص دارند. نقص اینها چگونه باید پر بشود؟ «فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَ اسْتَغْفِرْهُ»؛[۴] حضرت باید استغفار کند تا کار اینها درست بشود. ما باید [استغفار کنیم تا بار اینها را برداریم.]
[البته] استغفار فقط لفظ نیست، [بلکه] عمل است. «الِاسْتِغْفَارُ دَرَجَةُ الْعِلِّيِّينَ وَ هُوَ اسْمٌ وَاقِعٌ عَلَى سِتَّةِ مَعَانٍ».[۵] [اگر] خود آدم بخواهد استغفار کند، [باید عمل کند؛ اگر] حضرت هم بخواهند برای ما استغفار کنند، همین است؛ فقط قول نیست، [بلکه] عمل است. عاشورا، استغفار حضرت برای امت بود تا ما را تطهیر کند؛ «وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَيْرَةِ الضَّلَالَةِ».[۶] این تطهیر است. [بنابراین] اکنون مسئولیتی روی دوش ماست و هرچه که اینها بیشتر بیایند، بار ما سنگینتر [میشود.] شما باید این بار را به دوش بکشید؛ شما باید دعا کنید، استغفار کنید، زحمت بکشید و تلاش کنید تا اینها اصلاح بشوند. این مسئولیتی است که روی دوش ماست.
بنابراین ما اکنون در میدان مکلف هستیم که از این سرمایه اجتماعی مراقبت کنیم تا کاهش پیدا نکند، بلکه افزایش پیدا کند. یک پایه از این مراقبت نیز همین است که نگران و مضطرب نباشیم و اضطراب را پمپاژ نکنیم. ما کاملاً اینجا ایستادهایم؛ از دولتها حمایت میکنیم، ولی دنبال دولتها نیستیم و پشت سر رهبر خود هستیم. ما آرمان خود را با دولتها تنظیم نمیکنیم، [بلکه] با رهبر خود تنظیم میکنیم. ما افقهای خود را با دولتها شکل نمیدهیم، وگرنه در همان دوره سازندگی در دولتها و جامعه مدنی مانده بودیم و گیر کرده بودیم؛ در اعتدال میماندیم و انقلاب اسلامی از دست میرفت. ما دنبال امام بزرگوار و رهبر شهید خود بودیم و اکنون هم دنبال رهبر عزیزمان هستیم و افقهای خود را با ایشان تنظیم میکنیم. اما در عین حال از دولتها هم حمایت میکنیم؛ مراقب هم هستیم که آن مسیری که رهبر طراحی میکنند، حتیالمقدور رعایت بشود. این مراقبت، [دولت را] کنترل میکند.
یکی از تفاوتهای فضای مذاکراتی اکنون این است که تیم مذاکرهکننده، متفاوتاند. اما یکی دیگر از تفاوتها این است که میدانی که اکنون هست، آن موقع نبود. این میدان میتواند اثر بگذارد. فرمودند رهبر عظیمالشأن ما نیز فرمودند [که خواست مردم] بر فضای مذاکرات و فضای جنگ، حتی در دورهای که دوره سکوت است، [تأثیر دارد.] بنابراین ما باید این صحنه را حفظ کنیم، مراقبت کنیم و مواظب باشیم که به مردم نگرانی و استرس منتقل نکنیم. [باید] انسجام مردم را حفظ کنیم تا این سرمایه اجتماعی افزایش پیدا کند.
اکنون صفبندیهای قدیم دارد تغییر میکند. غربیها یک صفبندی در ایران ایجاد کرده بودند که آدمها و دولتهای آن معلوماند. [آنها] برای رقابتها ریلگذاری سیاسی کرده بودند؛ [اول] چپ و راست و بعد هم اصولگرا و اصلاحطلب. اکنون اینها تمام شده است. [یک جریان،] جریان طرفدار انقلاب اسلامی و آرمانهای انقلاب است و جریان دیگر، مخالفین هستند. الان هم سرمایه اجتماعی ما ۳۰ درصد افزایش پیدا کرده است.
پس صفبندیها از این به بعد باید اینگونه باشد. ما [نباید] بگذاریم که آنها دوباره کار انتخاباتی کنند و این فضا را به چپ و راست و اصلاحطلب و اصولگرا تبدیل کنند. این بحثها دیگر نیست. این بعثت و تحولی که اتفاق افتاده، میتواند این صفبندیها را تغییر بدهد؛ میتواند آرایش سیاسی جامعه را به یک نظم جدید برساند. ما باید قدر این را بدانیم و برای آن سرمایهگذاری کنیم. نگذاریم ما را دوباره در همان تقسیمات قدیمی بیندازند و ماهی خودشان را از این آب گلآلود صید کنند.
اگر آرامشی باشد، ما چند ماه دیگر انتخابات شوراها را داریم. [نباید بگذاریم که] با همین بازیها، دوباره کشور را به سمت دیگری ببرند. بعضی از آنها در غرب گفتهاند که در چند ماه آینده، دوباره اصلاحات کشور را در دست خواهد گرفت. ما نباید بگذاریم که این اتفاقات بیفتد. آنها روزنامه دارند، نفر دارند و کار میکنند تا دوباره همان دوقطبیهای قدیمی را زنده کنند. این وحدتی که آقا میگویند، برای همین است که ما نگذاریم که دوباره آن دوگانههای قبلی زنده بشود. ما در چند دهه گذشته، سر انتخابات همیشه با اپوزیسیون رقابت میکردیم. در هیچ کشوری اپوزیسیون در انتخابات نمیآید. ما با افزایش این سرمایه [اجتماعی،] نباید بگذاریم که دوباره این اتفاق بیفتد.
[البته] این کار سخت است و تدبیر و تأمل میخواهد. شما اساتید باید کنار هم بنشینید، فکر کنید، نوآوری کنید و خلاقیت داشته باشید که میدان را بهگونهای راهبری کنید تا این اتفاقات نیفتد. [باید کاری کنید که] آرامش، امنیت، انسجام، امید به اسلام، امید به انقلاب اسلامی و امید به روحانیت و جریان متدینین و مؤمنین در مردم محفوظ بماند و کار جلو برود.
در رابطه با محرم هم اجمالاً میگویم که چه چیزهایی به مردم بگوییم. قائد شهید ما فرمودند مردم ما درسهای اسلامی و شیعی خودشان را آموختهاند. ما باید آن درسهای عاشورایی را که این ملت آموختهاند، در وزانِ مسئولیت امروزشان به ایشان تذکر بدهیم. باید به خودمان و به مردم یادآور بشویم که آن درسهای عاشورایی که نیاز امروز ماست چیست. إنشاءالله اگر مجالی باشد در خدمت شما خواهم بود.
پاورقیها
. «وَ كَتَبْنا لَهُ فِي الْأَلْواحِ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ مَوْعِظَةً وَ تَفْصيلاً لِكُلِّ شَيْءٍ فَخُذْها بِقُوَّةٍ وَ أْمُرْ قَوْمَكَ يَأْخُذُوا بِأَحْسَنِها سَأُريكُمْ دارَ الْفاسِقينَ»؛ سوره اعراف، آیه۱۴۵.
. «وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً»؛ سوره إسراء، آیه۸۱.
. سوره نصر، آیات۱ و ۲.
. «فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَ اسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كانَ تَوَّاباً»؛ سوره نصر، آیه۳.
. «وَ قَالَ لِقَائِلٍ قَالَ بِحَضْرَتِهِ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ ثَكِلَتْكَ أُمُّكَ أَ تَدْرِي مَا الِاسْتِغْفَارُ الِاسْتِغْفَارُ دَرَجَةُ الْعِلِّيِّينَ وَ هُوَ اسْمٌ وَاقِعٌ عَلَى سِتَّةِ مَعَانٍ أَوَّلُهَا النَّدَمُ عَلَى مَا مَضَى وَ الثَّانِي الْعَزْمُ عَلَى تَرْكِ الْعَوْدِ إِلَيْهِ أَبَداً وَ الثَّالِثُ أَنْ تُؤَدِّيَ إِلَى الْمَخْلُوقِينَ حُقُوقَهُمْ حَتَّى تَلْقَى اللَّهَ أَمْلَسَ لَيْسَ عَلَيْكَ تَبِعَةٌ وَ الرَّابِعُ أَنْ تَعْمِدَ إِلَى كُلِّ فَرِيضَةٍ عَلَيْكَ ضَيَّعْتَهَا فَتُؤَدِّيَ حَقَّهَا وَ الْخَامِسُ أَنْ تَعْمِدَ إِلَى اللَّحْمِ الَّذِي نَبَتَ عَلَى السُّحْتِ فَتُذِيبَهُ بِالْأَحْزَانِ حَتَّى تُلْصِقَ الْجِلْدَ بِالْعَظْمِ وَ يَنْشَأَ بَيْنَهُمَا لَحْمٌ جَدِيدٌ وَ السَّادِسُ أَنْ تُذِيقَ الْجِسْمَ أَلَمَ الطَّاعَةِ كَمَا أَذَقْتَهُ حَلَاوَةَ الْمَعْصِيَةِ فَعِنْدَ ذَلِكَ تَقُولُ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ»؛ نهج البلاغه، حکمت۴۱۷.
. فرازی از زیارت اربعین سیدالشهداء علیه السلام.