مسیر وصول به لقاءالله
متن زیر سخنرانی آیتالله سید محمدمهدی میرباقری در موسسه المهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در تاریخ ۲۹ تیر۱۴۰۵ برگزار شده است.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین. اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاً وقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طَویلاً.
«وَ ما أَرْسَلْنا قَبْلَكَ مِنَ الْمُرْسَلينَ إِلاَّ إِنَّهُمْ لَيَأْكُلُونَ الطَّعامَ وَ يَمْشُونَ فِي الْأَسْواقِ وَ جَعَلْنا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً أَ تَصْبِرُونَ وَ كانَ رَبُّكَ بَصيراً * وَ قالَ الَّذينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْنَا الْمَلائِكَةُ أَوْ نَرى رَبَّنا لَقَدِ اسْتَكْبَرُوا في أَنْفُسِهِمْ وَ عَتَوْا عُتُوًّا كَبيراً * يَوْمَ يَرَوْنَ الْمَلائِكَةَ لا بُشْرى يَوْمَئِذٍ لِلْمُجْرِمينَ وَ يَقُولُونَ حِجْراً مَحْجُوراً».[۱]
۱.تحقق لقاء الله از طریق انبیاء
بعثت انبیا و مسیری که برای هدایت بشر در عالم گشوده شده، مسیر ویژهایست که نه فقط مستکبرین این طرح را درست نمیفهمند، به یک معنا ملائکه الهی هم شاید این طرح را درست نفهمیدند که اعتراض کردند، «أَ تَجْعَلُ فيها مَنْ يُفْسِدُ فيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ».[۲] و آن این است که این برنامه الهی و رسالت انبیا، برای یک هدف بیشتر نیست و آن هدف، پرورش انسان موحد و سیر دادن و عبور دادن انسان از موانع تا رسیدن به مقام «لقاء الله» است. این مقصد رسالت انبیاست. البته این مسیر از بستر نیازمندیهای ما عبور میکند. هیچ نیازی را که خدای متعال در وجود ما قرار داده، اصالتاً مانع این رشد نیست وگرنه خدای متعال قرار نمیداد. نیاز به اکل و شرب و استراحت و اینها هم جزو نیازهای ماست و اینها هم طریق تقرب ماست. هیچ نیازی خودش حجاب نیست، بلکه طریق قرب است. منتها باید در مسیری به حرکت دربیاید که انسان را به لقاء الله برساند، مزاحم انسان نشود، بلکه بستری بشود برای رشد انسان.
اگر هدف این است، چگونه میشود انسان عالم ملکوت را پشت سر بگذارد، با آن عالم مأنوس بشود که بتواند به مقام لقاء برسد؟ خدای متعال انبیایی را میفرستد که این انبیا از یک طرف برای امت خودشان وجهالله هستند؛ کما اینکه در روایت است اباصلت به امام رضا ارواحنا فداه عرض کرد ـ این حدیث در عیون اخبار الرضاست ـ این [حدیث] از شما نقل شده؟ تصدیق میفرمایید؟ «أَنَّ ثَوَابَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ النَّظَرُ إِلَى وَجْهِ اللَّهِ».[۳] حضرت فرمودند بله این حدیث از ماست. ولی معنای این سخن این نیست که خدای متعال یک چهرهای دارد، او را در پرده قرار داده، وقتی موحد شدی، خدا پرده را کنار میزند، خدا را میبینی. اگر کسی اینطوری فکر کند مشرک شده است. ولی «وَجْهَ اللَّهِ تَعَالَى أَنْبِيَاؤُهُ وَ رُسُلُهُ وَ حُجَجُهُ»، برای هر امتی آن پیغمبر، وجهالله است. مردم در آینه او میتوانند به رؤیت خدا، به زیارت خدا برسند. اگر موحد شدند در آینه پیغمبرشان خدا را ملاقات میکنند، کما اینکه همه در مقام بهشت که قرار میگیرند، از این روایت امام رضا ارواحنا فداه اینطور استفاده میشود، در آینه وجود مقدس نبیاکرم (ص) پروردگارشان را زیارت میکنند.
[در روایت دیگری] به حضرت عرض کرد، این حدیث از شماست، «أَنَّ الْمُؤْمِنِينَ يَزُورُونَ رَبَّهُمْ فِي مَنَازِلِهِمْ فِي الْجَنَّةِ»؟[۴] در بهشت درجات ایمان هست؛ ولی هرکس در هر درجهای که هست، به پروردگارش نظر میکند و این مهمترین رزق بهشتیهاست. حضرت فرمودند درست است، ولی خدای متعال فرموده: این پیامبر «إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ»، فرموده: «مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ». حضرت فرمودند اگر کسی من را زیارت کند در دنیا یا بعد از حیات من در عالم برزخ و قیامت، «فَقَدْ زَارَ اللَّهَ» مثل کسیست که خدا را زیارت کرده است. بنابراین این حدیث درست است اما «يَزُورُونَ رَبَّهُمْ» [به معنای] نظر به وجهالله است و وجه اَتَمّ در بهشت که همه درجات ایمان حتی خدای متعال را در آینه او زیارت میکنند، وجود مقدس نبیخاتم صلی الله علیه و آله و سلم هستند.
مضمون این حدیث نورانی امیرالمؤمنین ارواحنا فداه هم همین هست، «نَحْنُ الْأَعْرَافُ الَّذِي لَا يُعْرَفُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَّا بِسَبِيلِ مَعْرِفَتِنَا وَ نَحْنُ الْأَعْرَافُ يُعَرِّفُنَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ- يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَى الصِّرَاطِ فَلَا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ عَرَفَنَا وَ عَرَفْنَاهُ وَ لَا يَدْخُلُ النَّارَ إِلَّا مَنْ أَنْكَرَنَا وَ أَنْكَرْنَاهُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَوْ شَاءَ لَعَرَّفَ الْعِبَادَ نَفْسَهُ وَ لَكِنْ جَعَلَنَا أَبْوَابَهُ وَ صِرَاطَهُ وَ سَبِيلَهُ وَ الْوَجْهَ الَّذِي يُؤْتَى مِنْهُ فَمَنْ عَدَلَ عَنْ وَلَايَتِنَا أَوْ فَضَّلَ عَلَيْنَا غَيْرَنَا فَإِنَّهُمْ «عَنِ الصِّراطِ لَناكِبُونَ» فَلَا سَوَاءٌ مَنِ اعْتَصَمَ النَّاسُ بِهِ وَ لَا سَوَاءٌ حَيْثُ ذَهَبَ النَّاسُ إِلَى عُيُونٍ كَدِرَةٍ يُفْرَغُ بَعْضُهَا فِي بَعْضٍ وَ ذَهَبَ مَنْ ذَهَبَ إِلَيْنَا إِلَى عُيُونٍ صَافِيَةٍ تَجْرِي بِأَمْرِ رَبِّهَا لَا نَفَادَ لَهَا وَ لَا انْقِطَاعَ».[۵] پس خدای متعال ما را برای مقام لقاء آفریده و حجابها کنار میرود و انسان به وجهالله و به مقام ملاقات میرسد؛ ولی مسیر این است که خدای متعال انبیایی را، حججی را میفرستد که آنها باب و صراط و سبیل و وجهالله هستند. باید با آنها سیر کنی تا به آن مقامات برسی.
۲.حکمت جنبه بشری انبیاء
[نکته بعدی این است که] خدای متعال این انبیا را در قالب بشر میفرستد. وقتی در قالب بشر میفرستد، مسیر حرکت ما یک شکل خاصی پیدا میکند. اگر انبیا در قالب ملائکه بودند، امکان این صفبندیها با انبیا فراهم نمیشد. مگر دست کسی به جبرئیل میرسد که بخواهد اسب بر بدنش بتازد؟! ولی وقتی این شخصیتی که با عظمتتر از جبرئیل است ـ جبرئیل از قوای ملکوتی اوست ـ این شخصیت وقتی در قالب بشر ظهور پیدا میکند، امکان این صفبندیها و مقابلهها و درگیریها حتی تا آنجا فراهم میشود. اگر خدای متعال این طرح را نداشت، این مسیر محقق نمیشد.«وَ مَا أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا إِنَّهُمْ لَيَأْكُلُونَ الطَّعَامَ وَ يَمْشُونَ فِي الْأَسْوَاقِ»، در این قالب انبیاء میآمدند، اما آن پیامبری که میآمد، بشر معمولی که نبوده، وجهالله برای امت خودش بوده است. «بابالله» و «صراطالله» و «سبیلالله» بوده است؛ هر کسی میخواسته به سمت خدا حرکت کند، باید از این مدار حرکت میکرده است. با امت خودش به اندازهای که از طریق آن پیامبر راه گشوده میشد، سیر اتفاق میافتاده و لقاء هم اتفاق میافتاده است.
لذا باطن آن ملاقات لقاءالله در آینه این پیامبر است؛ از طریق رؤیت این وجهالله است. منتها آنها را در قالب بشر میفرستد؛ حدیث نورانیت امیرالمؤمنین (ع) معروف است، حضرت فرمودند که بالاتر از همه مقاماتی که خدای متعال به ما داده، آن اسم اعظمی است که بهواسطه او در عرش، در محضر خدا هستیم، در عین حال «نَعْرُجُ بِهِ إِلَى السَّمَاءِ وَ نَهْبِطُ بِهِ الْأَرْضَ وَ نَغْرُبُ وَ نَشْرُقُ» ؛ با اینکه ما در آن مقامات هستیم، شرق و غرب عالم تحت احاطه ماست، سماوات و ارض تحت احاطه ماست، در مقام عرش حاضریم، «وَ مَعَ هَذَا كُلِّهِ نَأْكُلُ وَ نَشْرَبُ وَ نَمْشِي فِي الْأَسْوَاقِ وَ نَعْمَلُ هَذِهِ الْأَشْيَاءَ بِأَمْرِ رَبِّنَا وَ نَحْنُ عِبَادُ اللَّهِ الْمُكْرَمُونَ الَّذِينَ «لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُون»»؛[۶] حضرت فرمودند این فضیلت، افضل از همه فضایلی است که در حدیث نورانیت [بیان شده است] که هر کدامش فضایل فوقالعادهای است؛ ما در عین اینکه در آن مقامات هستیم، به امر خدای متعال «نَأْكُلُ وَ نَشْرَبُ وَ نَمْشِي فِي الْأَسْوَاقِ وَ نَعْمَلُ هَذِهِ الْأَشْيَاءَ بِأَمْرِ رَبِّنَا وَ نَحْنُ عِبَادُ اللَّهِ الْمُكْرَمُونَ الَّذِينَ «لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُون»». این مقام همان مقامی است که یک طرف جنبه اتصال به ساحت الهی است، یک طرف هم جنبه ارتباط با ما. حالا ما باید سیر کنیم، دعوت را قبول کنیم، رسول است با رسالتی آمده، داعیالله است. بپذیریم، با او حرکت کنیم، سیر کنیم تا به آن مقام ملاقات با خدای متعال برسیم و این اتفاق خواهد افتاد.
لذا اگر کسی با انبیاء حرکت کرد، [دعوت] انبیاء را اجابت کرد، اتفاقی که برایش میافتد این است که به تدریج امید به لقاءالله در انسان پیدا میشود. انسان تا بزرگ نشود، این امیدها در او شکل نمیگیرد. وقتی بزرگتر از دنیا و کائنات و نظام کیهانی و حتی ملکوت عالم شد، به معنای اینکه راه برایش باز شد، آن وقت امید به لقاءالله در انسان شکل میگیرد. انبیاء این امید را در انسان زنده میکنند، این انسانِ باامید را به سمت خدای متعال حرکت میدهند تا مقام لقاءالله. منتها بر سر این وادی، ابتلائات سنگین است.
۳.فتنههای سنگین
امیرالمؤمنین سلام الله علیه فرمودند ما میدانستیم امتحاناتی که در سوره مبارکه عنکبوت بیان شده است، برای بعد از رحلت رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم است؛ «أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ * وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبينَ»،[۷] وادی ایمان، وادی عبور از فتنههاست. البته به دنبالش لقاءالله هست، لذا در آیه پنجم همین سوره، خدای متعال میفرماید: «مَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ»،[۸] اگر کسی مشتاق لقاءالله بود، این وعدهای که حضرت به ما داده بودند، اجلی دارد، وقتش میرسد که ظاهراً ناظر به عصر ظهور است. البته ممکن است آن لقاءالله شخصی هم باشد.
عصر لقاءالله میرسد، ولی از دل فتنههای سنگین عبور میکند. این فتنهها کدام هستند؟ همین است که در این آیه شریفه فرموده است: «وَ مَا أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا إِنَهُمْ لَيَأْكُلُونَ الطَّعَامَ وَ يَمْشُونَ فِي الْأَسْوَاقِ وَ جَعَلْنَا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً»؛ وقتی انبیاء در قالب بشر میآیند، امکان اینکه در مقابل آنها صفبندی کنی، [حرف آنها را] نپذیری، حتی مقابله کنی، فراهم میشود. لذا دشمنان فتنهای برای مؤمنین میشوند و مؤمنین مبتلای به آنها میشوند؛ این همان فتنه پیشِروست. اگر کسی از دل این فتنهها عبور کرد، پایداری کرد، استقامت کرد، مرحله بعد لقاءالله است.
ولی انبیاء وقتی در قالب بشر میآیند، مسیر اینطوری طراحی میشود، درگیری میشود. «وَ جَعَلْنَا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً أَتَصْبِرُونَ وَ كَانَ رَبُّكَ بَصِيراً»؛ اصل این فتنه هم فتنه خود انبیاست، انبیاء به دشمنان ابتلاء پیدا میکنند. کما اینکه در ذیل این آیه شریفه، این حدیث نورانی است؛ وجود مقدس رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم، امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا و حسنین سلام الله علیهم اجمعین را در حجرهای گرد آوردند و در را بستند، فرمودند جبرئیل اینجا تشریف دارند، برای شما پیغامی دارند، خدای متعال میخواهد شما را مورد ابتلاء قرار دهد، میپذیرید؟ امیرالمؤمنین (ع) فرمودند اگر خدای متعال بخواهد، اراده الهی باشد، ما میایستیم، صبر میکنیم، میپذیریم و به پاداش خدا امیدواریم. وقتی این عهد بسته شد، حضرت در نقل دارد به گونهای گریستند که صدایشان از بیرون حجره شنیده شد؛ بعد این آیه نازل شد: «وَ جَعَلْنَا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً أَتَصْبِرُونَ وَ كَانَ رَبُّكَ بَصِيراً».[۹]
لذا مسیر لقاءالله، مسیر این امتحانات سخت است که ابتدا انبیاء و حجج معصومین وارد میشدند، آنهایی که میخواستند با انبیاء سیر کنند، باید از متن این فتنهها عبور میکردند. البته بعد از اینکه بزرگ شدند، امیدوار به لقاءالله شدند، مشتاق شدند، آدمی هم که مشتاق لقاء شد، قدم اولش این است که حاضر است جان خودش را بذل کند. این قدم آخر نیست، این هزینه اول راه است. کسی که دنبال حفظ نفس خودش است، دنبال لقاءالله نیست، امیدی به لقاءالله ندارد، [بلکه] با نفس خودش حرکت میکند. آن دعوت سیدالشهداء علیه السلام وقتی از مکه به سمت کربلا حرکت میکردند، معنایش همین است؛ «مَنْ كَانَ بَاذِلًا فِينَا مُهْجَتَهُ وَ مُوَطِّناً عَلَى لِقَاءِ اللَّهِ نَفْسَهُ فَلْيَرْحَلْ مَعَنَا»؛[۱۰] اگر کسی حاضر نیست از جان خودش بگذرد، نمیتواند راهی الی الله باشد. این ثمن اول راه است؛ آماده ملاقات، جانش هم کف دستش، حالا با ما کوچ کند، خودش نرود، با دیگران نرود. این راه نه به تنهایی رفتنی است، نه دیگران کسی هستند که انسان را در این وادی سیر بدهند، «فَلْيَرْحَلْ مَعَنَا»، با ما حرکت کند.
آن وقت آنهایی که با حضرت همراه میشوند، حضرت از دل سختترین امتحان و فتنه عبورشان میدهد، پایانش میشود، «يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً * فَادْخُلِي فِي عِبَادِي * وَ ادْخُلِي جَنَّتِي».[۱۱] روایات ذیل آیه را ملاحظه فرمودید، این خطاب در ابتدا متوجه سیدالشهداء علیه السلام است، ولی بعد به تبع حضرت، کسانی که شیعه حضرت هستند، حضرت را مشایعت کردند، با حضرت وارد وادی کربلا شدند، ـ چه قدیماً چه حدیثاً ـ آنها مخاطب این خطاب هستند. حضرت آنها را سیر میدهد و از دل ابتلاء عبور میکند. وادی کربلا آن فتحالفتوحی است که درهای غیب با آن گشوده شده، امکان ملاقات با خدا و لقاءالله فراهم شده، هرکسی هم در این وادی همراه شد ـ این ندا ندای عام است، «مَنْ كَانَ بَاذِلًا فِينَا مُهْجَتَهُ وَ مُوَطِّناً عَلَى لِقَاءِ اللَّهِ نَفْسَهُ فَلْيَرْحَلْ مَعَنَا» ـ حضرت او را سیر میدهند و پایانش هم «يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً * فَادْخُلِي فِي عِبَادِي * وَ ادْخُلِي جَنَّتِي»؛ مقام رضوان و مقام رضا است. مقام رضوان بالاتر از مقام رضاست؛ «رَاضِيَةً» مقام رضا است، «مَرْضِيَّةً» مقام رضوان است.
آنهایی که امید به لقاءالله نداشتند، حدشان همین است. فقط ملاقات با مخلوقات و زندگی کردن با امکانات و قدرت و ثروت و اینهاست. آنها بهگونه دیگری تلقی [و ملاقات] میکنند. میگویند اگر بناست ما به عالم ملکوت برسیم، اینهمه واسطه نمیخواهد که ملائکه بیایند. اگر بناست ما با خدا مواجه بشویم، از اول خدای متعال حاضر بشود؛ «وَ قَالَ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا»!
آنهایی که دعوت را میفهمند و امیدوار به لقاء هستند، باید با انبیا سیر کنید. وادی توحید وادیای نیست که به این راحتی در دسترس باشد. سیر با انبیا میخواهد، سیر انبیا هم با فتنههاست؛ «وَ جَعَلْنَا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً أَ تَصْبِرُونَ». دیگران خیلی سهلپنداری میکنند، خیال میکنند مسئله به همین سادگی است؛ «وَ قَالَ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا» اصلاً امیدی به لقاء ندارند، حدّشان بازی در دنیاست، لهو و لعب است؛ «وَ ما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ».[۱۲] میگویند: «لَوْ لَا أُنْزِلَ عَلَيْنَا الْمَلَائِكَةُ»، میخواهیم به لقاء و عالم ملکوت برسیم، ملائکه نازل بشوند! میخواهیم به لقاءالله برسیم؟ «أَوْ نَرَىٰ رَبَّنَا»؛ خدای متعال خودش را به ما نشان بدهد و ارائه کند! نمیفهمند که اینها ارائه خداست، منتها رؤیت الهی مسیر دارد.
البته «أَنَّ ثَوَابَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ النَّظَرُ إِلَى وَجْهِ اللَّهِ»، «الْمُؤْمِنِينَ يَزُورُونَ رَبَّهُمْ فِي مَنَازِلِهِمْ فِي الْجَنَّةِ»، اما یک مسیری باید طی بشود. مسیر لقاء، مسیر انبیاست؛ آن هم مسیری که انبیا در قالب بشر میآیند و امکان صفبندیها حاصل میشود، امتحانات سخت حاصل میشود. همراهان انبیا، آنهایی که با انبیا سلوک میکنند، در دل این فتنهها رشد میکنند، راه لقاء برایشان گشوده میشود؛ چه برای آحاد، چه برای کل امت. مسیر رسیدن امت به عصر لقاءالله که عصر ظهور است، «مَنْ كَانَ يَرْجُو لِقَاءَ اللَّهِ»، عصر ظهور عصری است که حجابها برداشته میشود، مؤمنین هرکجا هستند، امام خودشان را میبینند، کلام امام را میشنوند. فرمود «مدّ بصر و مدّ سمع»[۱۳] پیدا میکنند، اصلاً قوایشان تغییر پیدا میکند. اینطوری نیست که حالا ابزاری است، همه میتوانند [از آن استفاده کنند]. حضرت فرمود مدّ بصر پیدا میکنند، مدّ سمع پیدا میکنند، قوا قوای دیگری میشود؛ میتواند خدا را در آینه امام ملاقات کند. عصر لقاء، عصر ظهور [است]، کما اینکه قیامت هم برای مؤمنین همینطور است.
۴.وصول قرب الهی از مسیر خضوع و تذلل
آیه بعد خدای متعال میفرماید: «لَقَدِ اسْتَكْبَرُوا فِي أَنْفُسِهِمْ»، این یک استکبار باطنی است. آن مسیر قرب الهی از مسیر خضوع و تذلل میگذرد. آنچه که حضرت در خطبه قاصعه فرموده بودند، که خدای متعال کبریا را حریم خودش قرار داده، همه را به آن امتحان کرده و باید تذلل داشته باشند. از دل این تذلل به مقام کبریای الهی راه پیدا میکنند و الا طرد میشوند. شیطان همین کار را کرد، با شش هزار سال عبادت، استکبار کرد و نتوانست [به لقاء] برسد. وقتی هم خدای متعال میخواهد امتحان کند، ما را به تذلل در مقابل خودش، خشوع در مقابل خودش [امتحان میکند]. حضرت فرمود روح را در قالب جسم قرار میدهد، به ملائکه میگوید حالا سجده کنید. «وَ لَوْ أَرَادَ اللَّهُ أَنْ يَخْلُقَ آدَمَ مِنْ نُورٍ يَخْطَفُ الْأَبْصَارَ ضِيَاؤُهُ وَ يَبْهَرُ الْعُقُولَ رُوَاؤُهُ وَ طِيبٍ يَأْخُذُ الْأَنْفَاسَ عَرْفُهُ لَفَعَلَ وَ لَوْ فَعَلَ لَظَلَّتْ لَهُ الْأَعْنَاقُ خَاضِعَةً وَ لَخَفَّتِ الْبَلْوَى فِيهِ عَلَى الْمَلَائِكَة وَ لَكِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ يَبْتَلِي خَلْقَهُ بِبَعْضِ مَا يَجْهَلُونَ أَصْلَهُ تَمْيِيزاً بِالاخْتِبَارِ لَهُمْ وَ نَفْياً لِلِاسْتِكْبَارِ عَنْهُمْ وَ إِبْعَاداً لِلْخُيَلَاءِ مِنْهُم»،[۱۴] اگر خدای متعال آن بوی خوشش را میداد، آن نورانیت را در جسم حضرت آدم قرار میداد، امتحان آسان میشد، ولی «مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُون»،[۱۵] بعد به ملائکه میگوید سجده کنید.
لذا ابلیس سخنش این است: «قالَ لَمْ أَكُنْ لِأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُون».[۱۶] آن روح را در این قالب قرار میدهد؛ اینطوری تواضع پیدا میشود. این استکبار نفسانی است که خدا بیاید تا ما خدا را ببینیم! چه مطالبهای است! «وَ عَتَوْا عُتُوًّا كَبِيرًا». به دنبال این استکبار، آن سرکشی و طغیانی است که امتی ساختند و مسیر را تغییر دادند.
۵.ملاقات با ملائکه
خدای متعال بعد میفرماید ملاقات با ملائکه حاصل میشود، اما ملاقات با ملائکه دوگونه است؛ آنهایی که با انبیا حرکت میکنند، «إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَ لَا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ * نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَ فِي الْآخِرَةِ»،[۱۷] ملاقاتی با ملائکه دارند. عموم مؤمنین موقع عبور از عالم دنیا به عالم برزخ، پردهها کنار میرود، ملائکه را مشاهده میکنند، اما در چه سیمایی؟ بهشان میگویند: «نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا»، جای خوف نیست، جای حزن نیست، چیزی از دست نمیرود که محزون باشید. پیشِ روی شما وادی امن است، جای خوف نیست. وادی توحید وادی امن است، وادی ولایتالله است. بعد هم میگویند: «نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَ فِي الْآخِرَةِ»، ما در دنیا هم با شما بودیم، آخرت هم ما با شما هستیم، جای نگرانی نیست. در تفسیر علی بن ابراهیم از حضرت نقل میکند که فرمودند: «نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا»، یعنی «كُنَّا نَحْرُسُكُمْ مِنَ الشَّيَاطِينِ»،[۱۸] ما شیاطین را از شما دور میکردیم، مراقبت میکردیم شیاطین به شما نزدیک نشوند. «الَّذينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ طَيِّبينَ يَقُولُونَ سَلامٌ» [۱۹] با قول سلام روبهرو میشوند. پس این یک طور ملاقات با خداست.
قرآن فرمود شمایی که با استکبار در عالم حرکت میکنید، شما هم روزی با ملائکه مواجه میشوید؛ «يَوْمَ يَرَوْنَ الْمَلائِكَةَ لا بُشْرى يَوْمَئِذٍ لِلْمُجْرِمينَ»، آنهایی که مجرمند بشارتی دریافت نمیکنند. مسیر عالم به سمت لقاءالله است، اما این لقاءالله از دل امتحانات سخت عبور میکند. خدای متعال انبیایی را میفرستد، اولیایی را میفرستد، آنها وارد یک امتحانات سخت میشوند، اصل بار ابتلاء روی دوش آنهاست. این است که وجود مقدس نبیاکرم صلی الله علیه و آله و سلم به امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: «يا عَلِيُّ إِنَّكَ مُبْتَلًى وَ مُبْتَلًى بِكَ»؛[۲۰] اصل ابتلاء برای شماست. با ابتلای شما عالم به مقام قرب میرسد. دیگران هم به شما ابتلاء پیدا میکنند، «مُبْتَلًى بِكَ»، «وَ الْبَابُ الْمُبْتَلَى بِهِ النَّاسُ».[۲۱]
این است که امام باقر (ع) در آن حدیث نورانی فرمودند وجود مقدس نبیاکرم صلی الله علیه و آله و سلم آنچه خدای متعال از علم به ایشان عطا کرده بود، همه را به امیرالمؤمنین (ع) عنایت کردند. وقتی عنایت کردند، فرمودند: «أَنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِيٌّ بَابُهَا». بعد حضرت فرمود که خدای متعال از ما استکانت در مقابل این بابالعلم، بابالله و بابالتوحید خواسته است. کجا [چنین چیزی از ما خواسته است]؟ فرمود: «وَ ادْخُلُوا الْبَابَ سُجَّدًا وَ قُولُوا حِطَّةٌ نَغْفِرْ لَكُمْ خَطَايَاكُمْ»؛[۲۲] انسان باید متواضعانه از این وادی وارد بشود. آنهایی که اهل استکبار و عُتُوّ و سرکشیاند، این راه را نمیخواهند بروند. راه دیگری برای لقاء میخواهند، راه دیگری هم نیست.
بله، «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَوْ شَاءَ لَعَرَّفَ الْعِبَادَ نَفْسَهُ وَ لَكِنْ جَعَلَنَا»،[۲۳] مسیر معرفت، از مسیر رسلی است که «وَ مَا أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ إِنَّهُمْ لَيَأْكُلُونَ الطَّعَامَ وَيَمْشُونَ فِي الْأَسْوَاقِ»؛ لذا جای این سؤال پیدا میشود، «أَ بَشَرٌ يَهْدُونَنَا»،[۲۴] مثل خود ما هستی، اگر در قالب جبرئیل میآمد که این سؤال نبود. اگر آن حقیقت روح در قالب آن جسم نورانی ظاهر میشد که امتحان ملائکه آسان میشد. اگر امیرالمؤمنین (ع) در همین دنیا در قالب یک جسم نورانی ظاهر میشدند، همه دنبال حضرت حرکت میکردند، همه خشوع میکردند، اما امتحانی اتفاق نمیافتاد. به تعبیر امیرالمؤمنین ارواحنافداه در خطبه قاصعه، الفاظ معانی خودش را اصلاً از دست میداد، دیگر ایمان، ایمان نبود، ابتلاء، ابتلاء نبود، امتحان، امتحان نبود.
این مسیر، مسیر کلی طراحی شده خدای متعال است. خود انبیا هم همینطوری هستند، انبیا هم امتحانات سختی دارند، میثاقهایی ازشان گرفته شده، نسبت به ائمه، نسبت به نبیاکرم (ص). از حضرت ابراهیم خلیل «وَ إِذِ ابْتَلَىٰ إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ»،[۲۵] حضرت فرمودند ابتلای به ائمه بود، نسبت به یکیک ائمه از حضرت امتحان و میثاق گرفتند. انبیای اولوالعزم نسبت به نبیاکرم (ص) و ائمه، بهخصوص امام زمان علیه السلام میثاق دادند، این مسیر کلی حرکت است. خود ائمه علیهم السلام هم عهد خودشان را با خدای متعال داشتند که سختترین میثاق و امتحان است. خدای متعال در سوره مبارکه احزاب میفرماید: «وَ إِذْ أَخَذْنَا مِنَ النَّبِيِّينَ مِيثَاقَهُمْ وَ مِنْكَ وَ مِنْ نُوحٍ وَ إِبْرَاهِيمَ وَ مُوسَىٰ وَ عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَ أَخَذْنَا مِنْهُمْ مِيثَاقًا غَلِيظاً * لِيَسْأَلَ الصَّادِقِينَ عَنْ صِدْقِهِمْ»؛[۲۶] وقتی از صادقین این سوره که «مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ»[۲۷] سؤال میشود که انبیا میثاق دادند، پای این میثاق میایستند و الّا اگر انبیا پای عهدشان نایستند، از امت نمیشود سؤال کرد.
مسیر اینطوری است، خدا انبیایی را در قالب بشر میفرستد، ابتلاهایی فراهم میشود، میثاقهایی گرفته میشود، آنها پای میثاق میایستند، حالا عدهای میتوانند کنار انبیا بایستند، صادق باشند. آن وقت از آنها سؤال میشود و الّا امکان سؤال نیست. اگر انبیا نایستند، امکان پرسش نیست، از امت چه سؤالی میشود کرد؟! لذا قدم اول در صحنه قیامت این است، هر پیامبری تشریف میآورند، امتشان میآیند، از این پیامبر سؤال میشود، شما ماموریتتان را انجام دادید؟ میفرمایند بله. یک عدهای از امت که مخالفت کردند، انکار میکنند. آنجا حضرت حاضر میشوند، «وَ جِئْنَا بِکَ عَلَى هَؤُلَاءِ شَهِیداً»،[۲۸] پیامبر به عنوان شاهدِ کل تشریف میآورند، شهادت میدهند که این پیامبر ماموریتش را انجام داده است. در روایت دارد که بهگونهای صحنه آشکار میشود که دیگر جای انکار نیست.
وقتی وجود مقدس نبیاکرم (ص) به عنوان شاهد در قیامت تجلی میکنند، همه چیز آشکار میشود. شهادت حضرت یک شهادتی است که صحنه را واضح میکند و جای انکار تمام میشود. آن وقت میگویند: «تَمَیَّزُوا»،[۲۹] جدا بشوید، صفها را جدا میکنند. این مسیر، مسیر کلی است.
۶.سیر امت با راهبری امام شهید
عصر غیبت امام هم همینطور است. مسیر، مسیر «لِقَاءاللَّهِ» است. این مسیر تعطیل نشده، اما وجود مقدس امام زمان ارواحنا فداه وسائطی دارند که سیر با امام زمان، ابتلای عصر غیبت مربوط به امام زمان است، برای اینکه امت را عبور بدهد و به عصر ظهور برساند که عصر لقاء، عصر قیامت صغری است. علامه مجلسی میفرمایند اکثر آیات قیامت ناظر به ظهور هم هست. علامه طباطبایی میفرمایند همه آیات قیامت ناظر به ظهور هم هست. منزلتی از قیامت محقق میشود. با امام زمان این سیر اتفاق میافتد. اما این سیر به وسیله وسائطی برای ما اتفاق میافتد. ما باید با آن وسائط سیر کنیم تا به امام زمان (ع) برسیم. اگر کسی ادعا کند، من مستقیم میخواهم با حضرت راه بروم، همان «لَقَدِ اسْتَكْبَرُوا فِي أَنْفُسِهِمْ وَ عَتَوْا عُتُوًّا كَبِيراً» است. حضرت بزرگی را، فقیه جامعالشرایطی را قرار میدهند، بعد شیعه باید با او سیر کند. او وارد ابتلا و امتحان میشود، لذا به نظر میرسد ابتلائات به اندازه امتحان اوست، به اندازه ظرفیت اوست.
خدا بر درجات قائد شهیدمان بیفزاید که حقیقتاً راه را برای یک امت باز کردند. صحبت در باب ایشان، صحبت پردامنهای است. [ایشان] چگونه یک ملتی را سیر دادند! یادم است در یکی از این تشییعهای ایشان، خبرنگار [از مردم] سؤال میکرد، نگاهتان راجع به این آقا چیست؟ یکی از آنها جملهای گفت که به نظر من خیلی حکیمانه بود. گفت من یک کلمه بگویم، این مردمی که الان در این صحنه حاضرند، همه تربیتشدههای خود این آقا هستند. چهل سال تحمل کرد تا مردمی را تربیت کند که اینطور پای خدا بایستند.
«وَ جَعَلْنَا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً أَتَصْبِرُونَ»، الان فتنه ما در حرکت به سمت ظهور، فتنه این مستکبرین است. خیلی فتنه سنگینی است. هیچ دورهای شیعه درگیری مستقیم در این تراز نداشته است. به جد عرض میکنم که درگیریها شفاف بشود. در کمتر دورهای، شاید هیچ دورهای این اندازه مؤمنین مقاومت نکرده باشند، پای خدا و پای طرح خدا ایستاده باشند. مسیر همان مسیر است، دعوا بر سر دنیا و غنائم نیست؛ «هَذَانِ خَصْمَانِ اخْتَصَمُوا فِي رَبِّهِمْ»،[۳۰] درگیری بر سر طرح پروردگار است. حضرت فرمود ما هستیم و بنیامیه؛ ما میگوییم خدا راست گفته، آنها میگویند خدا دروغ گفته و طرح پروردگار طرح درستی نیست، خود ما باید یک فکری به حال خودمان بکنیم و الان هم دعوا سر همین است. این طرف جبهه حق است، میگویند حرف خدا درست است، عالم وادی بندگی است، وادی شیطنت نیست. آنها میگویند دوره این حرفها گذشته است، پرچمدارانی در طول تاریخ غیبت، واسطه بین حضرت و جامعه مؤمنین بودند و امت را سیر دادند. ولی این مرحلهای که ما در آن هستیم، مرحله خاصی است. این دو شخصیت بزرگوار که تا الان جامعه را در طول این نیمقرن و کمی بیشتر تا این منزلت پیش بردند، خیلی شخصیتهای بزرگی بودند که توانستند محور عبور جامعه از فتنههای سخت این دوران بشوند. خیلی فتنههای سختی است. ایشان رفتند وسط فتنه.
انبیا در تراز خودشان، امام زمان ارواحنا فداه در تراز خودشان که سدیر میگوید امام صادق (ع) را دیدم، کاسه چشمشان پر از اشک است، لباس مخصوصی پوشیدند، جملاتی را بیان میکنند: «سَيِّدِي غَيْبَتُكَ نَفَتْ رُقَادِي وَ ضَيَّقَتْ عَلَيَّ مِهَادِي وَ ابْتَزَّتْ مِنِّي رَاحَةَ فُؤَادِي»؛[۳۱] آقای من، غیبت تو خواب من را گرفته، آرامش من را برده. گفتم آقا چه شده است؟! فرمودند احوالات زمان فرزندم را مطالعه میکردم، دگرگون شدم. آن ابتلا اصلی است، که ما با بلای حضرت سیر میکنیم. حضرت ایستادهاند که ما را عبور بدهند تا به عصر ظهور برسانند. عصر ظهورِ حقیقت، کلمهِ تامهِ مغیبِ الهی ظاهر میشود. ولی واسطه این سیر، آن نواب حضرت هستند، از نواب خاص تا نواب عامی که حضرت داشتند و این فقیه جامعالشرایطی که واقعاً به جامعیت ایشان در طول تاریخ، یا نداشتیم یا انگشتشمار.
یادم هست مرحوم آیتالله مصباح ـ البته من مستقیم ندیدم، غیر مستقیم میدیدم ـ در اواخر [عمر شریفشان] دستشان را روی عصایشان گذاشته، میگویند از من گذشته دیگر برای دنیا حرف بزنم؛ من در عصر غیبت به جامعیت این شخصیت کسی را نمیشناسم. [ایشان] با یک طرح بزرگ، حقیقتاً استقامت کرده است. «وَ رَأْيُكُمْ عِلْمٌ وَ حِلْمٌ وَ حَزْم»،[۳۲] [با] دوراندیشی، علم و حلم برای عبور دادن جامعهای تا رسیدن به آن مقاصد [استقامت کردند]. تحمل و حلم میخواهد.
این فتنههای پیشِرو، فتنههای پیشِروی وادی ظهور است که ما باید با فقیه جامعالشرایط از آن عبور کنیم و انشاءالله عبور هم خواهیم کرد. خدای متعال ما را عبور خواهد داد. گمان میکنم ـ این حرف از دهان من بزرگتر است ـ خدای متعال اراده فرموده، این را قائد شهیدمان فرمودند، من میدانم که خدای متعال اراده کرده است، این ملت را به قلهها برساند و به پیروزی در تراز خودشان برساند. بعد هم میگویند این دشمنیها هم مانع نیست؛ دشمنیها و موانع جلویشان را نمیگیرد.
خدای متعال وقتی اراده میکند که قومی را عذاب کند، آنها نمیفهمند، میایستند تا آن ضربه آخر برسد، مثل فرعون. میآمد محضر حضرت موسی «ادْعُ لَنَا رَبَّكَ»،[۳۳] بخواه از پروردگارت این بلا را بردارد، خدا برمیداشت، باز هم نمیفهمیدند. نمیخواهند بفهمند که با ما طرف نیستند، با جبهه حق وقتی طرف شدی، با خدا طرفی. این آیه شریفه سوره مبارکه انفال بعد از جنگ بدر است، «إِنْ تَسْتَفْتِحُوا فَقَدْ جَاءَکُمُ الْفَتْحُ»،[۳۴] میخواستید پیروزی مؤمنین را ببینید؟ خب دیدید، «وَ إِنْ تَنْتَهُوا فَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ»، اگر دست بردارید به نفعتان است، اما «وَ إِنْ تَعُودُوا نَعُدْ وَ لَنْ تُغْنِیَ عَنْکُمْ فِئَتُکُمْ شَیْئًا وَ لَوْ کَثُرَتْ»، دیگر وقتی ما در میدان آمدیم، جمعیت به درد نمیخورد. ولو «فئه» باشد، یک جمعیت همپیمان مستحکمی باشند، کثیر باشند، دیگر به درد نمیخورد. «وَ أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ»، ما با صف مؤمنین هستیم.
وقتی این را نمیفهمند، آزموده را دوباره امتحان میکنند، خدای متعال هم کار را تمام میکند. اجازه میدهد که فرعون غرق بشود، «فَمَا بَکَتْ عَلَیْهِمُ السَّمَاءُ وَ الْأَرْضُ»،[۳۵] بهگونهای آنها را میزند که هیچکس دلش به حالشان نمیسوزد. روایت ذیل این آیه [ملاحظه بفرمایید]، یکی از مخالفان از مقابل امیرالمؤمنین (ع) عبور کرد، حضرت فرمودند که اینها نابود میشوند، «فَمَا بَکَتْ عَلَیْهِمُ السَّمَاءُ»، بعد از او سیدالشهدا ارواحنا فداه عبور کردند، فرمودند ایشان کسی است وقتی به شهادت میرسد، همه آسمانها برایش گریه میکنند، همه کائنات متحول میشوند.
یکی از الطاف بزرگی که خدای متعال در این دوران به ما کردند، این فقهای جامعالشرایط، این فقیه بزرگی است که پای این کار ایستاد، استقامت کرد و بعد هم خون خودشان را صفحه آخر زندگی خود و آن برنامه قرار دادند، که انشاءالله به مقصد برسد و انشاءالله هم به مقصد خواهد رسید.
فقط وقتی خدای متعال اراده میکند [گروهی را] عذاب کند، حواس ما باید جمع باشد، اگر آن طرف باشیم، [عذاب] ما را هم میگیرد. به جناب لوط (ع) خطاب میشود که بروید، «وَ لَا يَلْتَفِتْ مِنْكُمْ أَحَدٌ»[۳۶] دیگر به پشت سرتان توجه نداشته باشید، هرکس مانده، مانده است. رفیق است، قوم و خویش است، نزدیک است، وقتی خدای متعال میخواهد عذاب کند، «لَا يَلْتَفِتْ مِنْكُمْ أَحَدٌ». لذا در روایت دارد که وقتی حضرت موسی (ع) از دریا عبور کردند، فرعون با لشکرش وارد دریا شد، برادر یکی از نزدیکان حضرت موسی در صف فرعون بود. رفت برادر را جدا کند، به او بگوید این [آبها] برای شما امن نیست، فریب نخور، بیا برویم. تا رفت وسط دریا، دریا به هم آمد و غرق شد. حضرت فرمودند او عذاب نمیشود، ولی وقتی عذاب نازل میشود، اگر تو کنار اهل عذاب باشی، تو را هم میگیرد. لذا باید حواسمان جمع باشد، اینهایی که دلبستگی به آن طرف دارند، تعلق دارند، این فرعون اینها را هم با خودش پایین میکشد. مستکبر عالم اینها را هم با خودش پایین میکشد.
من اینگونه میفهمم، این [حرفها را باید] اهلش بزنند،کسانی که اهل این مقامات و دقتها و اهل این سیر و سلوک هستند. ولی ظاهر کار این است، باطنش را من نمیدانم. همان که خدای متعال اراده فرموده این جبهه را پیروز کند. البته از دل امتحانات سخت عبور میکند و آن جبهه انشاءالله گرفتار عذاب خواهند شد.
پاورقیها
. سوره فرقان، آیات۲۰ـ۲۲.
. «وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَليفَةً قالُوا أَ تَجْعَلُ فيها مَنْ يُفْسِدُ فيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ قالَ إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُون»؛ سوره بقره، آیه۳۰.
. «فَمَا مَعْنَى الْخَبَرِ الَّذِي رَوَوْهُ أَنَّ ثَوَابَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ النَّظَرُ إِلَى وَجْهِ اللَّهِ تَعَالَى فَقَالَ يَا أَبَا الصَّلْتِ مَنْ وَصَفَ اللَّهَ تَعَالَى بِوَجْهٍ كَالْوُجُوهِ فَقَدْ كَفَرَ وَ لَكِنَّ وَجْهَ اللَّهِ تَعَالَى أَنْبِيَاؤُهُ وَ رُسُلُهُ وَ حُجَجُهُ هُمُ الَّذِينَ بِهِمْ يُتَوَجَّهُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِلَى دِينِهِ وَ مَعْرِفَتِه»؛ عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج۱، ص۱۱۵.
. «عَنْ عَبْدِ السَّلَامِ بْنِ صَالِحٍ الْهَرَوِيِّ قَالَ قُلْتُ لِعَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مَا تَقُولُ فِي الْحَدِيثِ الَّذِي يَرْوِيهِ أَهْلُ الْحَدِيثِ أَنَّ الْمُؤْمِنِينَ يَزُورُونَ رَبَّهُمْ فِي مَنَازِلِهِمْ فِي الْجَنَّةِ فَقَالَ يَا أَبَا الصَّلْتِ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فَضَّلَ نَبِيَّهُ مُحَمَّداً عَلَى جَمِيعِ خَلْقِهِ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الْمَلَائِكَةِ وَ جَعَلَ طَاعَتَهُ طَاعَتَهُ وَ مُتَابَعَتَهُ مُتَابَعَتَهُ وَ زِيَارَتَهُ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ زِيَارَتَهُ فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَّ «مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ» وَ قَالَ «إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ» وَ قَالَ النَّبِيُّ مَنْ زَارَنِي فِي حَيَاتِي أَوْ بَعْدَ مَوْتِي فَقَدْ زَارَ اللَّهَ تَعَالَى وَ دَرَجَةُ النَّبِيِّ فِي الْجَنَّةِ أَرْفَعُ الدَّرَجَاتِ فَمَنْ زَارَهُ فِي دَرَجَتِهِ فِي الْجَنَّةِ مِنْ مَنْزِلِهِ فَقَدْ زَارَ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى»؛ عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج۱، ص۱۱۵.
. «عَنْ مُقَرِّنٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ يَقُولُ جَاءَ ابْنُ الْكَوَّاءِ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ فَقَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ «وَ عَلَى الْأَعْرافِ رِجالٌ يَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيماهُمْ» فَقَالَ نَحْنُ عَلَى الْأَعْرَافِ نَعْرِفُ أَنْصَارَنَا بِسِيمَاهُمْ وَ نَحْنُ الْأَعْرَافُ الَّذِي لَا يُعْرَفُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَّا بِسَبِيلِ مَعْرِفَتِنَا وَ نَحْنُ الْأَعْرَافُ يُعَرِّفُنَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ- يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَى الصِّرَاطِ فَلَا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ عَرَفَنَا وَ عَرَفْنَاهُ وَ لَا يَدْخُلُ النَّارَ إِلَّا مَنْ أَنْكَرَنَا وَ أَنْكَرْنَاهُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَوْ شَاءَ لَعَرَّفَ الْعِبَادَ نَفْسَهُ وَ لَكِنْ جَعَلَنَا أَبْوَابَهُ وَ صِرَاطَهُ وَ سَبِيلَهُ وَ الْوَجْهَ الَّذِي يُؤْتَى مِنْهُ فَمَنْ عَدَلَ عَنْ وَلَايَتِنَا أَوْ فَضَّلَ عَلَيْنَا غَيْرَنَا فَإِنَّهُمْ «عَنِ الصِّراطِ لَناكِبُونَ» فَلَا سَوَاءٌ مَنِ اعْتَصَمَ النَّاسُ بِهِ وَ لَا سَوَاءٌ حَيْثُ ذَهَبَ النَّاسُ إِلَى عُيُونٍ كَدِرَةٍ يُفْرَغُ بَعْضُهَا فِي بَعْضٍ وَ ذَهَبَ مَنْ ذَهَبَ إِلَيْنَا إِلَى عُيُونٍ صَافِيَةٍ تَجْرِي بِأَمْرِ رَبِّهَا لَا نَفَادَ لَهَا وَ لَا انْقِطَاعَ»؛ الكافی، ج۱، ص۱۸۴.
. «قَالَ قَدْ أَعْطَانَا رَبُّنَا عَزَّ وَ جَلَّ عِلْمَنَا لِلِاسْمِ الْأَعْظَمِ الَّذِي لَوْ شِئْنَا خَرَقَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ وَ الْجَنَّةُ وَ النَّارُ وَ نَعْرُجُ بِهِ إِلَى السَّمَاءِ وَ نَهْبِطُ بِهِ الْأَرْضَ وَ نَغْرُبُ وَ نَشْرُقُ وَ نَنْتَهِي بِهِ إِلَى الْعَرْشِ فَنَجْلِسُ عَلَيْهِ بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ يُطِيعُنَا كُلُّ شَيْءٍ حَتَّى السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ وَ النُّجُومُ وَ الْجِبَالُ وَ الشَّجَرُ وَ الدَّوَابُّ وَ الْبِحَارُ وَ الْجَنَّةُ وَ النَّارُ أَعْطَانَا اللَّهُ ذَلِكَ كُلَّهُ بِالاسْمِ الْأَعْظَمِ الَّذِي عَلَّمَنَا وَ خَصَّنَا بِهِ وَ مَعَ هَذَا كُلِّهِ نَأْكُلُ وَ نَشْرَبُ وَ نَمْشِي فِي الْأَسْوَاقِ وَ نَعْمَلُ هَذِهِ الْأَشْيَاءَ بِأَمْرِ رَبِّنَا وَ نَحْنُ عِبَادُ اللَّهِ الْمُكْرَمُونَ الَّذِينَ «لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُون»»؛ بحارالأنوار، ج۲۶، ص۷.
. سوره عنکبوت، آیات۲و۳.
. «مَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ وَ هُوَ السَّميعُ الْعَليمُ»؛ سوره عنکبوت، آیه۵.
. «قَالَ حَدَّثَنِي مَوْلَايَ أَبُو الْحَسَنِ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ قَالَ جَمَعَ رَسُولُ اللَّهِ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ وَ أَغْلَقَ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمُ الْبَابَ وَ قَالَ يَا أَهْلِي وَ أَهْلَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقْرَأُ عَلَيْكُمُ السَّلَامَ وَ هَذَا جَبْرَائِيلُ مَعَكُمْ فِي الْبَيْتِ وَ يَقُولُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ إِنِّي قَدْ جَعَلْتُ عَدُوَّكُمْ لَكُمْ فِتْنَةً فَمَا تَقُولُونَ قَالُوا نَصْبِرُ يَا رَسُولَ اللَّهِ لِأَمْرِ اللَّهِ وَ مَا نَزَلَ مِنْ قَضَائِهِ حَتَّى نُقْدِمَ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ نَسْتَكْمِلَ جَزِيلَ ثَوَابِهِ فَقَدْ سَمِعْنَاهُ يُعِدُّ الصَّابِرِينَ الْخَيْرَ كُلَّهُ فَبَكَى رَسُولُ اللَّهِ ص حَتَّى سُمِعَ نَحِيبُهُ مِنْ خَارِجِ الْبَيْتِ فَنَزَلَتْ هَذِهِ الْآيَةُ «وَ جَعَلْنا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً أَ تَصْبِرُونَ وَ كانَ رَبُّكَ بَصِيراً» أَنَّهُمْ سَيَصْبِرُونَ أَيْ سَيَصْبِرُونَ كَمَا قَالُوا»؛ تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص۳۶۸.
. اللهوف على قتلى الطفوف، ص۶۱.
. سوره فجر، آیات۲۷ـ۳۰.
. «وَ ما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُون»؛ سوره عنکبوت، آیه۶۴.
. «عَنِ الرَّبِيعِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْمُسْلِيِّ عَنْ أَبِي الرَّبِيعِ الشَّامِيِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ إِنَّ قَائِمَنَا إِذَا قَامَ مَدَّ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِشِيعَتِنَا فِي أَسْمَاعِهِمْ وَ أَبْصَارِهِمْ حَتَّى لَا يَكُونَ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ الْقَائِمِ بَرِيدٌ يُكَلِّمُهُمُ فَيَسْمَعُونَ وَ يَنْظُرُونَ إِلَيْهِ وَ هُوَ فِي مَكَانِهِ»؛ الکافی، ج۸، ص۲۴۱
. نهج البلاغه، ص۲۸۶.
. «وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُون»؛ سوره حجر، آیه۲۶.
. سوره حجر، آیه۳۳.
. «نَحْنُ أَوْلِياؤُكُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ وَ لَكُمْ فيها ما تَشْتَهي أَنْفُسُكُمْ وَ لَكُمْ فيها ما تَدَّعُون»؛ سوره فصلت، آیات۳۰و۳۱.
. تفسیر القمی، ج۲، ص۲۶۵.
. «الَّذينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ طَيِّبينَ يَقُولُونَ سَلامٌ عَلَيْكُمْ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُون»؛ سوره نحل، آیه۳۲.
. «عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ، عَنْ عَلِيٍّ قَالَ: لَمَّا نَزَلَتْ «الم أَ حَسِبَ النَّاسُ» الْآيَةَ، قُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا هَذِهِ الْفِتْنَةُ قَالَ يَا عَلِيُّ إِنَّكَ مُبْتَلًى وَ مُبْتَلًى بِك»؛ شواهد التنزيل لقواعد التفضيل، ج۱، ص۵۶۵.
. زیارت جامعه کبیره.
. «وَ إِذْ قُلْنَا ادْخُلُوا هذِهِ الْقَرْيَةَ فَكُلُوا مِنْها حَيْثُ شِئْتُمْ رَغَداً وَ ادْخُلُوا الْبابَ سُجَّداً وَ قُولُوا حِطَّةٌ نَغْفِرْ لَكُمْ خَطاياكُمْ وَ سَنَزيدُ الْمُحْسِنين»؛ سوره بقره، آیه۵۸.
. الكافی، ج۱، ص۱۸۴.
. «ذلِكَ بِأَنَّهُ كانَتْ تَأْتيهِمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ فَقالُوا أَ بَشَرٌ يَهْدُونَنا فَكَفَرُوا وَ تَوَلَّوْا وَ اسْتَغْنَى اللَّهُ وَ اللَّهُ غَنِيٌّ حَميد»؛ سوره تغابن، آیه۶.
. «وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمين»؛ سوره بقره، آیه۱۲۴.
. «لِيَسْئَلَ الصَّادِقينَ عَنْ صِدْقِهِمْ وَ أَعَدَّ لِلْكافِرينَ عَذاباً أَليما»؛ سوره احزاب، آیات۷و۸.
. «مِنَ الْمُؤْمِنينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْديلا»؛ سوره احزاب، آیه۲۳.
. «فَكَيْفَ إِذا جِئْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهيدٍ وَ جِئْنا بِكَ عَلى هؤُلاءِ شَهيدا»؛ سوره نساء، آیه۴۱.
. «عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ هَمَّامٍ قَالَ قَالَ الرِّضَا عَلَيْهِ السَّلَامُ فِي قَوْلِ اللَّهِ «يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ» قَالَ إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ قَالَ اللَّهُ أَ لَيْسَ عَدْلٌ مِنْ رَبِّكُمْ أَن نُوَلِّيَ كُلَّ قَوْمٍ مَنْ تَوَلَّوْا قَالُوا بَلَى قَالَ فَيَقُولُ تَمَيَّزُوا فَيَتَمَيَّزُونَ»؛ تفسير العياشی، ج۲، ص۳۰۴.
. «هذانِ خَصْمانِ اخْتَصَمُوا في رَبِّهِمْ فَالَّذينَ كَفَرُوا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِيابٌ مِنْ نارٍ يُصَبُّ مِنْ فَوْقِ رُؤُسِهِمُ الْحَميم»؛ سوره حج، آیه۱۹.
. كمال الدين و تمام النعمة، ج۲، ص۳۵۳.
. زیارت جامعه کبیره.
. «وَ لَمَّا وَقَعَ عَلَيْهِمُ الرِّجْزُ قالُوا يا مُوسَى ادْعُ لَنا رَبَّكَ بِما عَهِدَ عِنْدَكَ لَئِنْ كَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ لَنُؤْمِنَنَّ لَكَ وَ لَنُرْسِلَنَّ مَعَكَ بَني إِسْرائيل»؛ سوره اعراف، آیه۱۳۴.
. «إِنْ تَسْتَفْتِحُوا فَقَدْ جاءَكُمُ الْفَتْحُ وَ إِنْ تَنْتَهُوا فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ إِنْ تَعُودُوا نَعُدْ وَ لَنْ تُغْنِيَ عَنْكُمْ فِئَتُكُمْ شَيْئاً وَ لَوْ كَثُرَتْ وَ أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُؤْمِنين»؛ سوره انفال، آیه۱۹.
. «فَما بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ وَ ما كانُوا مُنْظَرين»؛ سوره دخان، آیه۲۹.
. «فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِنَ اللَّيْلِ وَ اتَّبِعْ أَدْبارَهُمْ وَ لا يَلْتَفِتْ مِنْكُمْ أَحَدٌ وَ امْضُوا حَيْثُ تُؤْمَرُون»؛ سوره حجر، آیه۶۵.